روزنامه جمهوري اسلامي 29/08/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
مبارزات ضدانگليسي آيت الله بلادي در جنگ جهاني اول




  • فصلنامه مطالعات تاريخي
    شماره 22 فصلنامه مطالعات تاريخي با عناوين زير منتشر شده است : بريتانيا و خطوط آهن ايران و خاورميانه بررسي اوضاع سياسي و اجتماعي بلوچستان در دوره قاجار مبارزات آيت الله بلادي در خلال جنگ جهاني اول حمايت دموكرات هاي همدان از نهضت جنگل گذري بر امتيازات پي درپي انگليس در عهد ناصري انگليس و بحران آذربايجان نقش انگلستان در عزل استاروزلسكي و نصب رضاخان و... از ميان عناوين مذكور مقاله مربوط به مبارزات آيت الله بلادي را كه سيدقاسم ياحسيني نوشته است درج مي كنيم .
    زندگي نامه آيت الله بلادي
    آيت الله سيدعبدالله مجتهد بلادي بوشهري بهبهاني به سال 1291 هجري قمري در خانواده اي اهل علم و تقوي در شهر مقدس نجف اشرف ديده به جهان گشود. پدرش آيت الله « حاج سيدابوالقاسم » ملقب به « سلطان العلما » بود و مادرش « بي بي آمنه بيگم » نام داشت .
    سيدعبدالله تا سن نه سالگي در نجف اشرف به سر برد و آموزش هاي اوليه را در محضر پدرش و بانويي فاضل و دانشمند به نام « ملامعصومه » فرا گرفت نه ساله بود كه به همراه خانواده اش در سال 1300 قمري به بوشهر آمد در سال 1303 سيدجمال الدين اسدآبادي را در بوشهر ملاقات كرده به شدت تحت تاثير افكار انقلابي و آزادي خواهانه او قرار گرفت .
    در بوشهر سيدعبدالله دروس كلاسيك مذهبي را پي گرفت و نزد دانشمندان برجسته اي چون « شيخ اسماعيل آل الجبارا » « آيت الله علم الهدي بلادي » « سيدسليمان صدرالاسلام » و « محمدعلي بهبهاني » فقه اصول حديث و علم رجال را آموخت . همچنين نزد « سيدعبدالرضا حافظ الصحه » پزشكي و زبان انگليسي و نزد « شيخ حبيب الله ذوالفنون آبادي » هندسه و نجوم جديد را تحصيل كرد.
    بلادي به سال 1311 قمري راهي نجف اشرف شده به ادامه تحصيل پرداخت . در سال 1317 قمري با دختر عمويش ازدواج كرد . وي در حوزه علميه نجف نزد بزرگان و مجتهداني چون « آخوند ملاكاظم خراساني » صاحب « كفايه » « سيدكاظم يزدي » صاحب « عروه الوثقي » « آقا ملافتح الله شريعت اصفهاني » و علامه بحرالعلوم تلمذ نمود و از همه اين بزرگان اجازه اجتهاد گرفت .
    در سال 1326 قمري هم زمان با انقلاب مشروطه به بوشهر بازگشت و فعالانه در پيشبرد اهداف اين انقلاب در نواحي جنوب ايران تلاش كرد. با وقوع جنگ جهاني اول همانطور كه در صفحات آينده خواهيم ديد مبارزه سختي را با انگليس آغاز نمود. با به قدرت رسيدن رضاخان پهلوي آيت الله بلادي به صف مخالفان وي پيوست و چندين رساله كوتاه و بلند به زبان هاي فارسي و عربي درباره اعمال ضداسلامي رضاشاه منتشر ساخت . با سقوط رضاشاه آيت الله بلادي به ارشاد و هدايت مردم ادامه داد و سرانجام در 23 محرم الحرام سال 1373 قمري ـ 21 مهرماه 1331 شمسي در سن 81 سالگي دارفاني را وداع گفت .
    آيت الله بلادي 83 جلد كتاب در زمينه هاي مختلفي چون تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام اصول و عقايد فقه و حقوق اسلامي حديث رجال پزشكي هيات و نجوم جديد تاليف و تدوين كرده كه بسياري از اين كتاب ها تاكنون خطي باقي مانده و به چاپ نرسيده است .
    مبارزات ضدانگليسي آيت الله بلادي در بوشهر
    آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري به سال 1326 قمري در گرماگرم جنبش مشروطيت در ايران از نجف اشرف به بوشهر بازگشت . در اين هنگام هيجان انقلاب مشروطه روح تازه اي در كالبد مردم دميده بود و آزادي خواهان بوشهر نبرد سختي را عليه استبداد آغاز كرده بودند. آيت الله بلادي خيلي زود جذب اين جنبش شد و شورمندانه به صفوف آنان پيوست .
    انگلستان كه منافع زيادي در جنوب ايران و به خصوص بوشهر داشت از حضورونقش سياسي و اجتماعي مردم در اين نواحي هراس داشت . از اين روي كوشيد با ايجاد تفرقه در بين صفوف انقلابيون آنان را از يكديگر جدا سازد و خيلي زود به اين هدف رسيد.
    با انعقاد قرارداد 1907 بين انگلستان و روسيه تزاري انگليسي ها كه بوشهر را منطقه اي از خاك خود مي دانستند شروع به اشغال تدريجي آن كرده به بهانه هاي مختلف سرباز و آلات جنگي وارد بوشهر كردند. اين حركت موجب خشم اهالي شد و نارضايتي عمومي از سياست متجاوزانه انگلستان در سطح وسيعي بالا گرفت . برخي از نيروهاي پارتيزاني به رهبري رئيس علي دلواري براي نشان دادن خشم خود انگليسي ها و منافع آنها در بوشهر را هدف حمله خود قرار داده و ضمن به هلاكت رساندن چند نفر انگليسي ضربات موثري نيز به منافع آنان وارد آوردند. انگليسي ها نيز بيكار ننشسته و با يورش هاي ناگهاني به روستاهاي اطراف بوشهر ضمن كشتن عده زيادي از اهالي اموال آنان را سوزانيده و نابود كردند.
    اين رفتار زشت انگليسي ها از ديد تيزبين آيت الله بلادي دور نماند و وي را واداشت كه در سطح وسيعي به مخالفت و مبارزه با انگليسي ها بپردازد. ايشان براي ژرفا بخشيدن به نبرد خود روابط ويژه اي با رئيس علي دلواري برقرار كرد و او را در حركت هاي ضدانگليسي اش ياري داد. آيت الله بلادي يك نظام قوي اطلاعاتي در بوشهر سازماندهي كرد و كليه اخبار و اطلاعات مهم درباره تحركات انگليسي ها در اين شهر را گردآوري نموده در سريع ترين زمان ممكن توسط يك پيك سري به دلوار براي رئيس علي ارسال نمود. اين اطلاعات در تاكتيك هاي جنگي و تصميم گيري هاي سياسي عليه انگليسي ها بسيار موثر بود.
    بلادي افزون بر ارتباط با رئيس علي دلواري با ديگر خوانين جنوب مانند « زائر خضرخان » و « شيخ حسين خان چاه كوتاهي » نيز ارتباط داشت . او حتي تلاش مي نمود كه با برخي از خوانين خائن و بيگانه پرست « بندر ريگ » و « شبانكاره » نيز تماس حاصل نمايد و آنان را به ملت و آزادي خواهان پيوند دهد كه البته موفق نشد. حتي براي آنكه با آنان اتمام حجت كند خود شخصا به بندر ريگ و شبانكاره رفت و با « حيدرخان حيات داوودي » و « اسماعيل خان شبانكاره اي » ديدار و گفتگو انجام داد و اين دو را به پيوستن به مردم و تنفر از انگليس فراخواند اما سودي نبخشيد. در اين باره در كتاب خاطرات سياسي اش مي نويسد :
    قبل از مهاجرت از بوشهر به فاصله يك سال احقر خصوصا به ديدن اين خوانين در مقر حكومتشان فرد فرد رفتم و لسانا همه گونه نصح و انذار كردم . همه را تصديق مي كردند و وعده هاي خوب مي دادند لكن بعد از رسيدن مقام و مرحله امتحان ... تا آخر نفس هم دست از حمايت انگليسي ها و خزئل كه ابليس آنها بود برنداشتند.
    منزل آيت الله بلادي واقع در محله « بهبهاني » بوشهر كانون مبارزه با انگليس ها بود. وي در سخنراني هاي عمومي خود در مساجد و بر منابر شديدا به آنها حمله مي كرد و جنايات انگليسي ها را در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي افشا مي نمود. وي براي ضربه زدن به اقتصاد انگليس و مبارزه با توسعه طلبي اقتصادي و سياسي اين كشور در جنوب ايران و حوزه خليج فارس طي يك فتواي تاريخي خريد و فروش كالاهاي ساخت انگليس را تحريم كرد و مبادله با بازرگانان انگليسي را « حرام » دانست . اين تحريم بازتاب گسترده اي در بوشهر و نواحي اطراف داشت و جمع زيادي از تجار ميهن پرست به آن فتوا عمل نمودند.
    تحريم كالاهاي انگليسي و حرام دانستن معامله با آنان خشم قنسول انگليس در بوشهر و سفير اين دولت در ايران را برانگيخت و قنسول انگليس را واداشت كه گزارش خصمانه اي عليه وي به وزارت خارجه بريتانيا ارسال دارد. « سرادوارد گري » وزير امور خارجه انگلستان پس از دريافت اين گزارش طي تلگرافي به « جورج باركلي » سفير انگليس در ايران نوشت كه براي مقابله با اين تحريم و سركوب مردم بوشهر تصميم به اعزام يك فروند ناو جنگي به سواحل بوشهر گرفته است . گري در اين تلگراف همچنين نظر باركلي در اين باره را جويا شده بود. باركلي در پاسخ نوشت :
    من گمان مي كنم اعزام كشتي هاي جنگي به بندر بيشتر باعث هيجان در باب تحريم بشود. لذا من اين نوع اقدامات را تصويب نمي نمايم .
    متاسفانه به دليل عدم همراهي دولت و برخي از رهبران مذهبي محلي اين تحريم چندان موثر واقع نشد و پس از مدتي در هم شكست .
    آيت الله بلادي براي آنكه رخدادهاي جهان اسلام را مستقيما دنبال كند و اطلاعات لازم را از منبع مستقيم دريافت دارد علاوه بر مطالعه روزنامه هاي ايراني چاپ خارج از ايران مانند ثريا. حبل المتين و اختر با روزنامه انگليسي زبان تايمز مشترك شده بود و مرتب آنها را مطالعه مي كرد. وي در سخنراني ها و نوشته هايش استفاده هاي فراواني از مطالب اين روزنامه ها مي نمود.
    در آستانه جنگ بين الملل اول بلادي به عنوان برجسته ترين رهبر روحاني و مذهبي مخالف انگليس در بوشهر و نواحي جنوب ايران به شمار مي رفت . وي اخبار دنيا را به طور مرتب دنبال مي كرد و نسبت به كوچكترين مسائل جهان اسلام حساسيت و واكنش از خود نشان مي داد و مردم را نيز در اين مسائل آگاه مي كرد. او براي آنكه حساسيت مذهبي رهبران جهان تشيع در عراق را برانگيزاند و براي آنكه جنايات انگليسي ها در جنوب ايران را افشا سازد به مراجع طراز اول نجف اشرف و سامرا تلگراف ها و نامه هاي فراواني نوشت . در اين نوشته ها بلادي مجتهدين مقيم عراق را به ظلمي كه بر مردم بوشهر و تنگستان مي رفت آگاه ساخت و از آنان براي رهايي از يوغ ظلم انگليس استمداد طلبيد. اين نوشته ها نقش موثري در تنوير افكار مجتهدين داشت و شناخت مناسبي در مورد رفتار خشن و ضدانساني انگليسي ها با مردم ايران به آنها داد. در كتاب « لوايح و سوانح » در اين باره مي نويسد :
    احقر هم بر حسب تكليف ديني خود از بدو ورود به بوشهر و عودت از نجف اشرف چون اين دخالت من غيرالحق را و دخالت مسلحه را در ثغر مهم ايران بوشهر مي ديدم به قدر امكان مشغول به نطق بر منابر و خطابات در محافل و تلگراف به مركز دولت و ملت و خطوط به عراق و علما مي نمودم . اين معني بيشتر اسباب عداوت آنان (انگليسي ها) و اتباعشان با احقر گرديد.
    نويسنده جزوه « مجتهد مبارز » درباره فعاليت هاي سياسي آيت الله بلادي در بوشهر در آستانه جنگ جهاني اول مي نويسد :
    در جنگ بين الملل اول به اقتضاي تقوي و فضيلت با نهايت كفايت و شهامت به منظور ترويج شرع شريف و حفظ استقلال ايران با صدور فرمان جهاد علم مخالفت و مبارزه با بيگانگان برافراشت و دارالشرع معظم له كانون احرار و آزادي خواهان بود.
    يكي از فرزندان او نيز در همين باره چنين نوشته است :
    يكي از سخنراني هاي آيت الله بلادي بهبهاني در بوشهر بين جمعيت چند هزار نفري در يكي از مساجد در زماني صورت گرفت كه كشتي هاي جنگي انگليسي در لنگرگاه بوشهر براي شليك و گلوله باران كردن بوشهر آمادگي داشتند و اين امر باعث شد كه فرماندار وقت بوشهر از ايشان تقاضاي ختم مجلس و متفرق شدن جمعيت را بنمايد.
    در پي سخنراني هاي شديداللحن و آتشين آيت الله بلادي عليه انگليسي ها و مزدوران داخلي آن اوضاع شهر بوشهر متشنج شد و مردم در مساجد گرد آمده و عليه انگليس شعار داده و قصد حمله به آنان را نمودند.
    در روز 25 ربيع الثاني 1333 آيت الله بلادي و جمعي از علماي ديگر به « مسجد نو » واقع در محله شنبدي رفته و سخنراني هاي فراواني عليه انگليس نمودند. مردم پس از شنيدن اين سخنان تهييج شده سر به شورش برداشته و خود را آماده يورش به قنسولگري انگليس واقع در محله كوتي نمودند. « موقرالدوله » حاكم بوشهر كه خود در مسجد حضور داشت به هراس افتاد و به هر نحوي كه بود علما را راضي نمود تا مردم را آرام نمايند. وي در بازگشت از مسجد طي تلگرافي به « احتشام السلطنه » وزير داخله ايران نوشت :
    الساعه كه نيم ساعت به ظهر جمعه 25 (ربيع الثاني 1333 ) مانده از مسجد نو برگشتم . هيجان عمومي به درجه اي است كه فوق تصور است . چنين ازدحامي در بوشهر هرگز دست نداده بود. كل علما و عموم طبقات اهالي حضور داشتند. ملخص خطابه علما اين بود كه سه سال بدون اينكه هيچ ضرر مالي و جاني از بنادر به انگليس رسيده باشد در آنجا اخلال كرده و عده قشون نگاه داشته و حالا هم علانيه هتك حرمت و حيا و بي طرفي دولت را كرده با وصف احكام جهاديه حجج الاسلام خودداري كرده ايم . حالا هم قصد بلوا و جنگ و جهاد نداريم . جلا قشون انگليس و رجعت قنسول و تاجر و خانم آلماني را مي خواهيم و دست از حقوق مشروعه برنمي داريم و اگر ما را بكشند ايلات و عشاير و اهالي غيور جنوب زنده هستند و به وظيفه اسلاميت و ايرانيت رفتار خواهند كرد.
    با همه تلاشي كه آيت الله بلادي و ديگر علماي بوشهر در جهت جلوگيري از مظالم و تجاوزات انگليسي ها به مردم كردند به مقصود نائل نيامدند و تيرشان به سنگ خورد. از اين رو آيت الله بلادي تير آخر را از كمان رها كرده عليه انگلستان و اتباع آنها و همچنين جاسوسان و خائنين ايراني طرفدار آنان اعلام جهاد داد. در قسمتي از متن اعلاميه جهاديه آمده بود :
    دولت جبار و ستمگر انگليس قصد حمله به خاك ما را دارد. بر ما واجب است كه از خاك خود دفاع كنيم .
    به دنبال فتواي جهاد آيت الله بلادي ديگر مجتهدان منطقه مانند آيات عظام سيدمرتضي اهرمي شيخ محمد حسين برازجاني و شيخ علي آل عبدالجبار نيز اعلام جهاد كردند. افزون بر اين علما و مراجع تقليد نجف اشرف نيز كه پيش از اين از طريق نامه هاي آيت الله بلادي از مظالم انگليسي ها آگاه شده بودند طي فتاوي جداگانه عليه ارتش و دولت بريتانيا اعلام جهاد كردند.
    تحركات ضدانگليسي بلادي مقامات ديپلماتيك بريتانيا در بوشهر را خشمگين كرد و آنان را واداشت اين سد بزرگ را از جلوي پاي خود بردارند. از اين روي با همكاري برخي عناصر وابسته ايراني نقشه ترور و از ميان برداشتنش را پي ريختند. فرزند ايشان در اين باره مي نويسد :
    خلاصه اينگونه امور باعث شد استعمارگران در صدد ترور آيت الله بلادي برآيند. علاوه بر اين جريان از چند طريق به اطلاع ايشان رسيد. نامه هايي از علماي طراز اول شيراز و روساي عشاير و سران نهضت مانند زائر خضرخان و شيخ حسين خان چاه كوتاهي و رئيس علي دلواري و... براي ايشان ارسال شد كه بيم ترور ايشان و از بين يا از هم پاشيدن نهضت (وجود دارد) لذا ضمن تاييد جريان ترور از او خواسته شده بود هرچه زودتر عازم شيراز شود.
    اما آيت الله بلادي با وجود خطر حتمي ترور مدت ديگري نيز در بوشهر مانده عليه انگليسي ها فعاليت كرد. در اين ميان اخبار نوميدكننده اي از حضور روبه گسترش انگليسي ها در بوشهر به او ميرسيد. وي كه ديد نمي تواند در بوشهر بماند و به فعاليت مذهبي و سياسي خود ادامه دهد طرح مهاجرت از بوشهر را ريخت . خود ايشان درباره انگيزه مهاجرتش از بوشهر به شيراز چنين نوشته است :
    ... متاسفانه مددي از ملت و دولت نديدم و روز به روز قوه و قدرت آنها زياد مي شد تا آنكه تكليف شرعي خود(...) و آبا نفس و منع شرع از ماندن در بلده اي كه در تحت سيطره اجانب باشد مجبور به مهاجرت و جلاي وطن شدم . لذا روز شنبه دوم ماه جمادي الاخر سال يك هزار و سيصد و سي و سه (1333 ) هجري (قمري ) ترك خانه و لانه و اهل و اولاد و جنبيات شخصي گفته به شيراز آمدم در زمان حكومت جناب مخبرالسلطنه ...
    مولف رساله « مجتهد مبارز » نيز درباره مهاجرت ايشان از بوشهر به شيراز و استقبال آزادي خواهان شيراز از وي مي نويسد :
    چون ديد انگليسي ها در بوشهر نفوذ زيادي پيدا كرده اراده تصرف بوشهر دارند دولت وقت هم ضعيف و توجهي نسبت به آن بندر مهم ننموده و اقدام نتيجه بخشي مشاهده نمي گردد بنابر اين علاوه بر اين كه مقصد پيشرفتي ندارد جانش هم در خطر است لذا از روي كمال اضطرار مهاجرت به شيراز فرموده آزادي خواهان آنجا صاحبان بصيرت مقدم مقدسش را گرامي دانسته پذيرايي شايان و احترام فراوان و بسزايي برايش قائل گرديدند.
    برخي از مورخان كوشيده اند اين مهاجرت را نوعي « فرار » قلمداد كنند. اينان به اين اكاذيب اكتفا نكرده و حتي تاريخ مهاجرت آيت الله بلادي را كه روز شنبه سوم ماه جمادل الاخر 1333 بوده چند ماه به جلو برده و روز ياشب 26 رمضان 1333 رقم زده اند تا با اين كار وي را فردي بي مسئوليت و جبون كه قدرت مقاومت در برابر دشمن نداشته فرار را بر قرار ترجيح داده است معرفي كنند. اما مراجعه به متن كتاب « لوايح و سوانح » واهي بودن اين ادعا را به اثبات مي رساند و نشان مي دهد كه چندين ماه قبل از آنكه اساسا بوشهر به اشغال انگليسي ها درآيد وي اقدام به مهاجرت به شهر شيراز نموده است .
    مبارزات ضد انگليسي آيت الله بلادي در شيراز
    آيت الله بلادي در شيراز مورد استقبال پرشور علما و مردم قرار گرفت و پس از استقرار در شيراز در استمرار اقدامات و فعاليت هاي ضداستعماري تلگرافي به مجلس شوراي ملي مخابره كرد. در اين تلگراف با اشاره به اشغال بوشهر نظر دولت مركزي و مجلس را به سوي اشغال غيرقانوني بوشهر توسط نيروهاي انگليسي معطوف و جلب نمود. بلادي در اين تلگراف نوشته بود :
    مجلس مقدس . شرالاوطان مالايامن فيه اليقظان . با وجود بودن اردوي هم جوار جنوب و عدم تقابل آنها به اردوي دولت متبوعه توقف دعاگو در بوشهر مشكل . عاجلانه وارد شيراز. عودت به بوشهر متوقف بر يكي از دوامر : رفع جند مخالف يا وجود اردوي موالف . منتظر كسب تكليف از آن مقام منيع است .
    جواب مجلس شوراي ملي آب سردي بود براحساسات انقلابي و وطن پرستانه آيت الله بلادي :
    فلان . مطلب مهم مجلس و دولت مشغول به تصفيه نمي توانند عقيده سياسي خود اظهار فرمايند مگر نتيجه اقدامات آنها تدريجا ظاهر گردد. تفصيل پست مي نويسيم .
    البته هرگز « جواب تفصيلي » نيز توسط پست نرسيد!
    بلادي كه از كمك و همياري دولت مركزي و مجلس شوراي ملي در دفاع از بوشهر و آزادسازي اين شهر نوميد بود براي تهييج حس وطن پرستي و آزادي خواهي مردم شيراز شروع به نگارش اعلاميه هاي افشاگرانه و مقالات هشدار دهنده نمود. به همين دليل چندين مقاله كوتاه و بلند درباره جهاد و نبرد با كافران و همچنين نقش مخرب انگليس در از هم پاشيدن و استثمار كشورهاي اسلامي نگاشت و در برخي از روزنامه هاي محلي شيراز به چاپ رسانيد. در يكي از نخستين مقالات خود با اشاره به حركت هاي ضد اسلامي روسيه تزاري و انگلستان در سرزمين هاي اسلامي نوشت :
    ... ملاحظه بفرماييد : چقدر از ممالك مسلمانان را برده اند مملكت مراكش را برده اند. مملكت طرابلس را برده اند. جبل الطارق را بردند. جبل الاسود را بردند. تونس را بردند. اندلس را بردند. بالقان را بردند. قفقاز را بردند. مصر را بردند. حبشه را بردند. زنگبار را بردند. هندوستان را بردند. عمانات را بردند. بلوچستان را بردند. تركستان خوارزم و خيوه و بخارا را بردند. قبرس را بردند. الجزيره (الجزاير) را بردند. فقط مملكت ايران و عثماني باقي مانده بود. امروز از طرف شمال و جنوب و شرق و غرب با اين دو دولت اسلامي در مهاجمه اند.
    بنادر ايران و عراق عرب را هم اشغال نموده اند و حاضر شده اند كه اسلامبول و طهران كه عاصمه اين دو مملكت و دولت اسلامي است هم قبضه كنند تا آنكه قلب مملكتين را هم گرفته باشند كه خداي نخواسته يك مرتبه نبض مملكتين ساقط و ساكن شود و به كلي جسد هردو مملكت از حركت بيفتد.
    آيت الله بلادي براي آنكه حس مذهبي و معنوي مسلمانان ايران را برانگيزاند و براي آنكه روحيه جهاد و نبرد با انگليس را در مجاهدين تقويت نمايد طي مقاله مفصلي مفاد دعاي « مرزداران » صحيفه سجاديه امام زين العابدين رهبر چهارم شيعيان را مورد بحث و بررسي قرار داده فرازهاي مهم و حساس اين دعا را تجزيه و تحليل كرد. اين مقاله نيز در سطح وسيع چاپ و به سرتاسر ايران فرستاده شد. همچنين چند روزنامه محلي شيراز اقدام به چاپ متن كامل آن مقاله نمودند.
    در اعلاميه جداگانه ديگري بلادي ضمن شرح جنايات دول استعمارگر در كشورهاي اسلامي و ايران حكمرانان و سلاطين اين كشورها را مخاطب قرار داد و نوشت :
    لاكن مع التاسف سلاطين اسلام به علت غلبه تن پروري و انغمار در راحت طلبي و عدم زاجر و رداع به كلي غافل از نصح آن حكيم مشفق عليم گشته اوقاتي را كه قيمت هر آتش خراج مملكتي بود به واسطه آسودگي از حملات دشمنان كه به خوبي مي توانستند همه گونه تدارك و تهيه از براي رفع دشمن نمايند صرف ملاهي و عيش بهيمي نمودند. تا آنكه امروز كار ممالك اسلامي به جايي رسيده كه دل دشمن هم به چالش مي سوزد. گويا نصاري عمل به آيه نمودند و در مقام تهيه و تدارك قلع مسلمين برآمده اند. امروزه شجره طيبه توحيد را مي خواهند از ريشه در آورند. با آنكه بحمدالله سيصد ميليون مسلمان روي روي كره زمين مسكن دارند مع ذالك در كمال خوف و وحشت زيست مي نمايند. دشمنان هم بي رحمانه موقع را غنيمت شمرده از شش جهت بر ممالك مسلمين حمله ور شده اند. گاهي بقعه مقدسه رضوي را روس هدف گلوله توپ و اهالي آنجا را طعمه شمشير گاهي بر تبريز در روز عاشورا حمله نموده بزرگان مسلمين را قصاب وار قطعه قطعه نمايند گاهي بر قزوين گاهي بر گيلانات گاهي تهيه حمله بر عاصمه و پايتخت مملكت مي نمايند.
    رفيقش انگليس هم الحال چند سال است اردوي منحوس خود را ساخل بوشهر و ساير نقاط بنادر نموده چون ديد مطلقا كسي تعرض به آنها ندارد ديگ طمعش به جوش آمده رسما بوشهر را تصرف مالكانه نموده بيرق شاهنشاهي را خوابانيده بيرق منحوس صليب را در شهر اسلام افراشت مشغول عمليات شده جوانان غيور متدين وطن دوست دشتي و تنگستان و چاه كوتاه را با آنكه قليل الاستعداد بودند بدون هيچ درنگ سينه خود را هدف گلوله توپ و تفنگ اين دشمن دين نموده الحال يك ماه و چند روز است كه روح صاحب شرع را از خود شاد كرده اند.
    وي در قسمت ديگري از همين مقاله با تكيه بر تز « اتحاد اسلامي » كه از سوي برخي علما و خصوصا امپراطوري عثماني طرح شده بود راه حل نجات ايران را قيام عمومي مردم مي داند و در همين باره مي نويسد :
    ... فقط چيزي كه مي تواند آنها را خارج كند اتفاق دولت و ملت و مساعدت ايلات و عشاير و مساعدت ارباب ثروت است تا به قوه سرنيزه آنها بيرون شوند. خدا مي داند موقعي از براي استفاده ايران به دست آمده كه هيچ وقت چنين موقعيتي به دست نيامده بود و بعد از صلح عمومي ديگر به دست نخواهد آمد. مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادي همداني معروف به افغاني طاب ثراه كه درجات اسلاميت و ديانت و توحيدش از كتاب او در رد نيچري كه به دست خود در هندوستان نوشته است و به طبع رسانيده معلوم مي شود اين مرد بزرگ مسلمان از اين حسرت جان داد كه چه زماني باشد كه دولت عثماني و ايراني و افغاني و تركستان و هندوستان بر ضد روس و انگليس قيام نمايند و يك بيرق توحيد را في مابين مراتب نصب كنند و همگي در تحت آن بيرق با روس و انگليس در مقام مقابله برآمده مراتب شئون كعبه و قرآن و ديانت و مملكت و نواميس اسلاميان از شر ارباب تثليث محفوظ بماند.
    سپس با تحليل اوضاع جهان و اروپا عموما و وضعيت بحراني و تزلزل انگليس و روسيه تزاري خصوصا مي نويسد :
    امروز بحمدالله از طرف مغرب دولت عثماني با روس و انگليس مشغول مقاتله است و از طرف مشرق دولت افغان مشغول مقاتله است با روس و انگليس دولت فاتحي مثل آلمان و اطريش هم در اروپا روز روشن را در چشم روس و انگليس سياه كرده . دولت انگليس در جزاير بريتانياي خود هم در تحت فشار است . ايرلنديها استقلال طلبند. در هندوستان در فشار در جبل الطارق در فشار و گرفتاري و در دانل در فشار و گرفتاري در كانال سوئز و حدود مصر در فشار و گرفتاري در باب المندب و عدن در فشار و گرفتار در بحر اقيانوس كبير در كمال وحشت و اضطراب كاناداي آمريكا در معرض حمله اتازوني جزيره استراليايي او در خط استقلال طلبي و تهاجم آلمان در حدود عراق عرب مشغول و گرفتار در حدود بلوچستان و سيستان در فشار و گرفتار الحال در حدود جنوب ايران هم گرفتار شده است . آيا از اين موقع بهتر از براي ايران به دست مي آيد نه !
    از آن طرف دشمن شمالي اروپاي مغربي او به كلي ساقط و در تصرف دولت فاتح امپراتوري آلمان است و به همين زودي پايتخت او را تهديد خواهد نمود و داخله اروپاي او و در كمال اغتشاش حدود قفقاز او به واسطه حملات لشكر منصور عثماني در فشار...
    پس از تحليل اوضاع روس و انگليس آيت الله بلادي در مقام نتيجه گيري برآمده و مي نويسد :
    ... در چنين موقع خداداد دولت كه بايست شخص اعليحضرت شاهنشاه كه اول دلسوز اين مملكت است به نفس نفيس (...) از مقر سلطنت بعد از نصب وليعهد در دارالخلافه با تمام قواي سلطنتي و تمام ايلات و عشاير شجاع ايران حركت كرده با دو دولت اسلامي شرق و غرب ايران و مساعدت امپراطوري آلمان همدست شده يك جهته مسلمين را دو حصه كرده قسمتي به طرف شمال و قسمتي به طرف جنوب برانند از خداوند استمداد نصرت اسلام را درخواست نمايند. اميد است در اين دوره كه بهترين دوره هاي عالم است اسلاميان از حضيض اسارت به اوج امارت برسند.
    آيت الله بلادي :
    احقر هم بر حسب تكليف ديني خود از بدو ورود به بوشهر و عودت از نجف اشرف چون اين دخالت من غير الحق را و دخالت مسلحه را در ثغر مهم ايران بوشهر مي ديدم به قدر امكان مشغول به نطق بر منابر و خطابات در محافل و تلگراف به مركز دولت و ملت و خطوط به عراق و علما مي نمودم . اين معني بيشتر اسباب عداوت آنان (انگليس ها) و اتباعشات با احقر گرديد
    يكي از سخنراني هاي آيت الله بلادي بهبهاني در بوشهر بين جمعيت چند هزار نفري در يكي از مساجد در زماني صورت گرفت كه كشتي هاي جنگي انگليسي در لنگرگاه بوشهر براي شليك و گلوله باران كردن بوشهر آمادگي داشتند و اين امر باعث شد كه فرماندار وقت بوشهر از ايشان تقاضاي ختم مجلس و متفرق شدن جمعيت را بنمايد