روزنامه جمهوري اسلامي 23/08/1387 صفحه مقالات

  • حقيقت انتظار
  • انتظار
  • *****
    حقيقت انتظار




  • حضرت آيت الله جوادي آملي
    فرج وجود مبارك امام عصر(عج ) از بزرگ ترين آرزوهاي پيروان مكتب اهل بيت (ع ) است كه سبب اميد به آينده و حركت و پويايي در جامعه اسلامي است . مهم باور حتمي بودن ظهور و انتظار راستين براي تحقق آن است . رسول خدا(ص ) بهترين عمل امت را انتظار فرج از جانب خداي سبحان مي داند : افضل اعمال امتي انتظار فرج من الله (عزوجل )1 و اهل بيت (ع ) برجسته ترين مصداق اين عنوان كلي را انتظار فرج وجود مبارك ولي عصر(عج ) دانسته اند چرا كه براي انسان هاي مومن ظهور آن حضرت گشايش حقيقي است .
    حضرت عبدالعظيم حسني قدس سره فرمود : بر سرورم حضرت جوادالائمه (ع ) وارد شدم تصميم داشتم از او بپرسم كه آيا « قائم » شما همان مهدي است يا غير او پيش از آنكه سخن بگويم فرمود : اي اباالقاسم ! قائم ما همان مهدي است كه بايد در زمان غيبتش منتظر او بود و در زمان ظهورش وي را اطاعت كرد و او سومين فرزند من است . قسم به خدايي كه محمد(ص ) را به پيامبري برگزيد و امامت را به ما اختصاص داد اگر تنها از عمر دنيا يك روز باقي باشد خداي تعالي آن روز را به قدري طولاني مي كند كه قائم ما ظهور و خروج كند و آن گونه كه زمين از ظلم و جور پر شده است آن را از عدل و قسط پر گرداند!
    خداي سبحان كار او را در يك شب اصلاح مي كند و اوضاع را به نفع او مي گرداند چنان كه كار موسي (ع ) را در يك شب اصلاح كرد : موسي براي گرفتن شعله اي از آتش براي استفاده خانواده اش رفت اما هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت رسيده بود سپس امام جواد(ع ) فرمود : بهترين اعمال شيعيان ما انتظار گشايش امور به دست آن حضرت است 2...
    انتظار در مكتب اهل بيت
    ظهور منجي آخرالزمان انديشه اي جهاني است كه بشر را بر محور انتظار گرد مي آورد. فارغ از آنچه ديگران به عنوان منجي بدان اميد بسته اند امت اسلامي براساس آموزه هاي نبي مكرم اسلام (ص ) مصداق منحصر منجي آخرالزمان را وجود مبارك مهدي (عج ) مي دانند اما در ميان همين امت گروهي درس مهدويت را در مكتب نوراني عترت پيامبر بزرگ اسلام آموخته اند و دسته اي علم را از غير اهلش گرفته و به باوري ابتر راه يافته اند.
    انتظار پيروان اهل بيت عصمت و طهارت با انتظار ديگران تفاوتي عميق دارد چون فرقه ناجيه در انتظار طلوع شمس موجود مستور است و ديگران منتظر ستاره معدوم . به اعتقاد راسخ ما مهدي موعود موجود است اما در پندار ديگران فقط موعود است نه موجود. تفاوت معني انتظار در دو طيف مزبور همان فاصله عريق ميان موجود معدوم است كه نمي توان مرز آن را تحديد كرد زيرا يكي دل به نقش ماه خوش داشته و ديگري به نظاره آن چشم از آسمان پر كرده است و ماه را در سپهر يافته و به انتظار اوج فرازمندانه عروج مي كند :
    دلا خود را در آيينه تو كژ بيني هر آيينه
    تو كژ باشي نه آيينه تو خود را راست كن اول
    يكي مي رفت در چاهي چود در چه ديد او ماهي
    مه از گردون ندا كردش من اين سويم تو لا تعجل
    مجو مه را درين پستي كه نبود در عدم هستي
    نرويد نيشكر هرگز چو كارد آدمي حنظل 3
    در تبيين معني حقيقي انتظار روايات متعددي هست از آن جمله روايتي است كه ابوبصير از حضرت صادق (ع ) چنين نقل مي كند : ليعدن احدكم لخروج القائم ولو سهمالله4 براين اساس آن كه بخواهد به واقع منتظر وجود مبارك آن حضرت باشد لازم است خويشتن را مهيا سازد اگرچه با آماده كردن يك تير باشد.
    تامل در اين روايت شريف مي فهماند كه انسان تا مرد ميدان جهاد و مبارزه نشود نمي تواند خويشتن را در زمره منتظران راستين آن حضرت بداند و اين همان معناي بلندي است كه در ادعيه نوراني شب هاي ماه مبارك رمضان به آن اشاره گرديده است : و قتلا في سبيلك مع وليك فوفق لنا5.
    آن كه خويش را خواهان ظهور حضرت ولي عصر(عج ) مي داند و اميد اصلاح امور را از آن حضرت دارد اما خود اهل جهاد نيست سخن به گزاف گفته و در حقيقت نه منتظر كه منزوي از ايشان است زيرا در انتظار گشايش رايگان دشواري ها به دست امام عصر(عج ) است و مي خواهد كه در اين مسير دچار هيچ رنجي و متحمل هيچ هزينه اي نگردد در حالي كه انتظار حقيقي ظهور آن حضرت به معني آماده سازي عده و عده در تمامي زمينه ها از جمله مسائل نظامي و جهاد در راه خداست .
    به قطع پس از ظهور آن حضرت با جنگ روبه رو خواهد بود پس كساني توان ياري اش را خواهند داشت كه كارآزموده اين ميدان باشند و اگر كسي اهل كارزار نباشد كار او زار است .
    در عرصه جهاد علمي مسلح شدن به سلاح قلم و تيغ سخن و در عرصه عملي نتيجه به اسلحه رزم و آموختن شيوه هاي نوين آن لازم انتظار حقيقي است حال آن كه ميان اين دو عرصه را جمع كند و به سلاح مناسب هر يك مسلح شود به اجر هر دو جهاد نايل مي شود (طوبي لهم و حسن ماب )6. البته بخش مهم پيروزي آن حضرت مرهون رشد فرهنگي جامعه بشري است .
    نتيجه آنكه معناي عميق انتظار موجود موعود در مكتب اهل بيت (ع ) از سويي اقتدا به سنت امامان هدايت (ع ) و از سوي ديگر مسلح بودن يا مسلح شدن به سلاح علم و ايمان براي مجاهده در راه خداست .
    اين عبادت والا عرصه هاي گوناگوني دارد كه در هريك عنصر انتظار تجلي خاصي دارد و به شيوه اي متفاوت مطرح مي گردد : عرصه فرهنگ از اساسي ترين عرصه هايي است كه در زمينه سازي طلوع شمس مهدوي (عج ) موثر است از اين رو دريافت فهم صحيح انتظار در اين عرصه سهم اساسي در تصحيح فرهنگ انتظار دارد.
    امام باقر(ع ) فرمود : رحم الله عبدا حبس نفسه علينا! رحم الله عبدا احيا امرنا!7 اين سخن نوراني نمود روشني از جلوه انتظار حقيقي در عرصه فرهنگ را به نمايش مي گذارد چرا كه انسان منتظر در اين عرصه مي بايد خويش را در محدوده اوامر الهي بگذارد و از قلمرو دستورهاي قرآن وعترت تجاوز نكند.
    تلاش منتظران راستين حضرت بقيه الله (عج ) در اين عرصه مي بايد بر آن معطوف شود كه معارف و مآثر قرآن و عترت (ع ) را احيا و منتشر سازند. حقيقت انتظار در اين عرصه آن است كه منتظر معتقد و عارف به حضرت ولي الله اعظم (عج ) براساس معرفتش امر آنان را احيا مي كند و خويشتن را در محدوده اوامر ايشان منحصر مي سازد تا فيض الهي از باطنش ريشه بگيرد و در ظاهرش تجلي كند.
    شرايط تحقق حقيقت انتظار
    انسان تنها انتظار كسي يا چيزي را مي كشد كه او را به كارگشايي بشناسد چون كه شئي ناشناخته در اصل خود غريب است چه رسد به آنچه متعلق به اوست . حال هر چه دانش و معرفت والاتر و صحيح تر باشد انتظار نيز عمق و حقيقت بالاتري خواهد داشت .


    انسان هاي عصر غيبت وجود مبارك ولي عصر(عج ) يا در زمره منتظرآن آن حضرت اند يا نيستند و آنان كه در گروه منتظران نيستند ناگزير در زمره متحيران وادي ضلالت و جاهليت اند.
    بي شك زمين همواره به نور مصباح هدايت و امام معصومي روشن است و هر زماني بر مائده رحمت واسطه فيضي و انسان كاملي مهمان همان طور كه روايات فراواني به اين اصل اصيل اشاره دارند. امام صادق (ع ) فرمود : ان الله اجل و اعظم من ان يترك الارض بغير امام عادل 8. وجود مستمر امام معصوم و خليفه الهي تا آنجا مورد تاكيد است كه آن وجود مبارك مي فرمايد : لو بقيت الارض بغير امام لساخت 9. نيز مي فرمايد : از آن هنگام كه خداوند زمين را آفريده است تا هنگام برپايي قيامت زمين از حجت خدا خالي نبوده و نخواهد بود و اگر چنين نباشد عبوديت خداي سبحان به تعطيلي مي انجامد اما اين حجت الهي گاه ظاهر و معروف است و گاه غائب و مستور : لم تخل الارض منذ خلق الله آدم من حجه الله فيها ظاهر مشهور او غائب مستور ولا تخلوا الي ان تقوم الساعه من حجه فيها ولو لاذلك لم يعبدالله 10.
    بر همين اساس اعتقاد راسخ پيروان مكتب اهل بيت (ع ) بر اين مبنا استوار است كه همواره در تمام اعصار و در ميان بندگان خدا امامي معصوم هست كه خليفه خدا و حجت اوست از اين رو به تولد و موجوديت حجت عائب و مهدي موعود باوري عميق دارند. وجه تمايز پيروان مكتب اهل بيت (ع ) در اين عرصه با ساير معتقدان به ظهور منجي موعود ـ چنانچه قبلا بيان شد ـ همين اصل موجوديت موعود است وگرنه ديگران نيز در باور به منجي موعود با آنان همداستان اند.
    پس از باور به موجوديت موعود بايسته است كه او را بشناسيم و جان و روان را در خدمت حجت خدا بنهيم و حقيقت انتظار را عمق بيشتري ببخشيم زيرا به فرموده رسول خدا(ص ) زندگي و مرگ آن كه امام عصر خويش را نشناسد حيات و مرگي جاهلانه خواهد بود : من مات و لايعرف امامه مات ميته جاهليه 11 چون مرگ عصاره حيات است و هركس آن چنان مي ميرد كه زيسته است آن كه به مرگ جاهلي مي ميرد زندگي جاهلانه اي داشته است زيرا ممكن نيست فردي در تمام عمر عاقلانه زندگي كند و جاهلانه بميرد. آيات قرآن كريم سفارشات اكيدي به مسلمان مردن دارند كه همان زيستن به حيات عاقلانه و دوري از زندگي و مرگ جاهلانه است .
    مسلمان مردان سفارش تمام انبياي الهي است آن چنان كه قرآن از زبان ابراهيم خليل (ع ) و يعقوب (ع ) نقل مي فرمايد كه چنين توصيه اي را به فرزندان خود داشته اند : (و وصي بها ابرهيم بنيه و يعقوب يبني ان الله اصطفي لكم الدين فلا تموتن الا وانتم مسلمون )12 خداي سبحان به مومنان نيز سفارش مي كند كه جز مسلمان نميرند. (يا ايهاالذين امنوا اتقوا الله حق تقاته و لاتموتن الا وانتم مسلمون )13 آن كه جاهلانه و در غربت از معرفت امام عصرش زندگي نكرد در نتيجه امام خويش را به درستي شناخت درمي يابد كه او مظهر (افمن هو قائم علي كل نفس بما كسبت )14 است و زمام تمام امور عالم به اذن خدا به دست اوست و در پرتو اين شناخت از حيات و ممات جاهلي مي رهد و به حيات معقول و مرگي مسلمانانه بار مي يابد و همواره در زندگي خويش منتظر واقعي آن حضرت خواهد بود.
    گفتني است ـ همان طوري كه قبلا بيان شد ـ مراد از شناخت خليفه الهي و امام هر عصر تنها معرفتي ساده و ابتدايي براساس شناخت حسب و نسب و نيز شناخت تاريخي نيست تا آن كه امام را به اسم و خاندان و تاريخ شناخت گمان كند به معرفت حيات بخش امام راه يافته و از حيات و مرگ جاهلي رهيده است بلكه حيات معقول را معرفت امامت و اعتقاد به ولايت و شناخت شخصيت حقيقي امام به انضمام اطاعت او تامين مي كند وگرنه حاكمان برخاسته از سقيفه طاغوتيان شام فاجعه آفرينان انسانيت كش كربلا حكمرانان خونريز مرواني و عباسي و... بيش از ديگران به زواياي سطحي شناخت امامان عصر خويش عالم بودند.
    ديگر اينكه حقيقت انتظار كه از اعظم عبادات است با اميد هماهنگ و از آرزوي خام منزه است . قرآن كريم ضمن امضا و تاييد رجا امنيه را خرافه مي داند : (ليس بامانيكم ولااماني اهل الكتب ).15 امنيه همان آرزوي ناپخته اي است كه با مبادي آن همراه نيست اما اميد ميوه قابل نضج است كه با مقدمات پختگي آميخته است همچون اميد مادري به رشد و بالندگي كودكش . چنين كسي بر اثر همان اميد در شيردادن و ساير مراقبت هاي لازم كوتاهي نمي كند و باغباني كه به رشد و بالندگي نهال خويش اميد دارد در غرس هرس آبياري و نگهداري آن قصور روا نمي دارد همانطور كه نبي اعظم اسلام (ص ) فرمود : الامل رحمه لامتي . لولا الامل ما رضعت والده ولدها و لاغرس غارس شجرا . 16 (منبع : امام مهدي موجود موعود)
    پاورقي :
    1 ـ كمال الدين ج 2 ص 357
    2 ـ همان ص 49
    3 ـ ديوان شمس تبريزي ص 501 شماره 1338
    4 ـ الغيبه نعماني ص 320 بحارالانوار ج 52 ص 366
    5 ـ اقبال الاعمال . ص 381 بحارالانوار ج 95 ص 117
    6 ـ سوره رعد آيه 29
    7 ـ المحاسن ج 1 ص 278 كمال الدين ج 2 ص 644 بحارالانوار ج 52 ص 126
    8 ـ الكافي ج 1 ص 178
    9 ـ همان ص 179
    10 ـ كمال الدين ج 1 ص 314
    11 ـ الكافي ج 2 ص 21
    12 ـ سوره بقره آيه 132
    13 ـ سوره آل عمران آيه 102
    4 ـ سوره رعد آيه 33
    آن كه خويش را خواهان ظهور حضرت ولي عصر مي داند و اميد اصلاح امور را از آن حضرت دارد اما هنوز خود اهل جهاد نيست سخن به گزافه گفته و در حقيقت نه منتظر كه منزوي از حضرت است
    قطع پس از ظهور آن حضرت با جنگ روبه رو خواهد بود پس كساني توان ياري اش را خواهند داشت كه كار آزموده اين ميدان باشند
    در عرصه جهاد علمي مسلح شدن به سلاح قلم و تيغ سخن و در عرصه عملي تجهيز به اسلحه رزم و آموختن شيوه هاي نوين آن لازمه انتظار حقيقي است
    عرصه فرهنگ از اساسي ترين عرصه هايي است كه در زمينه سازي طلوع شمس مهدوي موثر است

  • *****
    انتظار




  • عمري است انتظار تو اي ماه مي كشم
    در انتظار مهر رخت آه مي كشم
    شيرين لبا زتلخي هجر تو همچوني
    از بند بند ناله جانكاه مي كشم
    سرگشتگي زديده من شد نصيب دل
    دل را از دست ديده به هر راه مي كشم
    سر تا به پاي غرق تمنا شده دلم
    در لوح ديده روي تو هرگاه مي كشم
    رو اي طبيب و دست بدار از سرم كه من
    در عشق بار درد به دلخواه مي كشم
    كوه غمي كه رنج فراقت به دل نهاد
    در آرزوي وصل تو چون كاه مي كشم
    يكدم زمهر بر سر « مشفق » قدم گذار
    عمريست انتظار تو اي ماه مي كشم
    مشفق كاشاني
    داغ هجران
    كاشكي زخم تو در جان داشتم
    پاي در كوه و بيابان داشتم
    تاببويم وسعت عشق تو را
    مركبي از نسل طوفان داشتم
    ديدن روي تو آسان نيست آه
    كاشكي من داغ هجران داشتم
    آه از پاييز سرد اي كاش من
    از تو باغي در بهاران داشتم
    تا بيفشانم به پايت سر بسر
    كاشكي جان فراوان داشتم
    بعد از آن مثل شقايقهاي سرخ
    خلوتي در باغ باران داشتم
    يك غزل بس نيست هجران تو را
    كاش صدها شعر و ديوان داشتم
    سلمان هراتي