قسمت دوم و آخر
امانت جمهوري اسلامي
خداوند همه ما را از اين قيدهاي شيطاني رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهي را به سرمنزل مقصود برسانيم و به
صاحب امانت
حضرت مهدي موعود ـ ارواحنا لمقدمه الفدا ـ رد كنيم .
چنان كه پيش تر اشاره شد
سرمنزل نهايي نهضت پانزدهم خرداد و نظام جمهوري اسلامي در ايران ـ آن گونه كه
معمار بزرگ آن
امام خميني ترسيم نموده است ـ چيزي جز استمرار فداكاري تا حاكميت حضرت حجت عليه السلام
نخواهد بود.
تعبير بنيانگذار جمهوري اسلامي از اين نظام به عنوان « امانت الهي » و نيز شناساندن ولي عصر عليه السلام به عنوان
« صاحب امانت »
از اين نكته حكايت دارد كه ايشان پرچم قيام پانزدهم خرداد را در بسترمهدويت و ظهور نور برافراشته
است
نه در مقابل آن
آيا اين نوع نگرش
خواه ناخواه دست اندركاران رهبري نظام موجود را به چند و چون دستيابي به
آرمان هاي مهدي
به ويژه عدالت همه جانبه آن حضرت نمي راند و انتظارهاي معقولي را در نزد مردم و نخبگان پديد
نمي آورد بي شك
منظور امام راحل از طرح امانت و صاحب امانت در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران
يك تبليغ يا
نمايش و تعارف سياسي نبوده
بلكه وي مي خواسته است نوع راهبردها و راهكارهاي ديني ـ سياسي اين نظام و نيز
ميزان همخواني آن همه با دولت كريمه مهدي را بيان كند. از همين رو طلب توفيق از پروردگار صورت مي گيرد تا بر اثر
وارستگي از نفس پرستي و خود كامگي
قيد و بندهاي شيطاني سستي پذيرد :
خداوند همه ما را از اين قيدهاي شيطاني رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهي را به ... صاحب امانت
حضرت مهدي
موعود ـ ارواحنا لمقدمه الفدا ـ رد كنيم .
و با به همين دليل ياد شده است كه بنيانگذار جمهوري اسلامي
از موانع تحقق تمام و كامل اهداف نظام سخن به
ميان آورده و توطئه گري دشمنان را خاطر نشان مي سازد. بيان « عدل اسلامي » به عنوان مقصود جمهوري اسلامي
پيوند
ناگسستني نظام موجود و نظام موعود را شفاف مي سازد.
تمام مقصد اين است كه نگذارند جمهوري اسلامي به معناي واقعيش تحقق پيدا بكند
براي اين كه اين ها از اسلام
مي ترسند. اين ها مي دانند كه اگر عدل اسلامي پيدا بشود
براي توطئه گرها
براي ظالم ها
براي چپاولگرها
ديگر راهي
باقي نمي ماند... ولي ان شا الله با قدرت شما و با قدرت اسلام
و با پشتيباني ولي امر
ولي عصر ـ سلام الله عليه ـ ما
پيروز هستيم ... و اين راه را با هم برويم و به مقصد برسيم تا دنيا بفهمد كه حكومت عدل يعني چه .
عبارت « تا دنيا بفهمد كه حكومت عدل يعني چه » آيا تاكيد آشكاري برفلسفه تاسيس جمهوري اسلامي و ضرورت
مشاركت همگاني در عرصه هاي عيني آن نيست بي ترديد در عمل مي توان سيماي حكومت عدل را ترسيم كرد و
جاذبه هاي انساني آن را نماياند.
گسترش عرصه هاي پيروزي جمهوري اسلامي
با تقديم حمد بي پايان به درگاه مقدس پروردگار جهان و عرض ارادت به محضر حضرت بقيه الله ـ ارواحنا لمقدمه
الفدا ـ سالروز يوم الله بيست و دوم بهمن را به ملت بزرگوار ايران و مستضعفان جهان و مظلومان ستمزده اعصار تاريخ
تبريك عرض مي كنم . بحمدالله تعالي در اين سال كه گذشت
اسلام و جمهوري اسلامي ايران به پيروزي هاي چشمگير
و گسترش دامنه داري دست يافت و مي توان گفت خورشيد درخشان 22 بهمن به نصف النهار آمال و آرمان هاي بزرگ
اسلامي نزديك مي شود; و آمال ستمگران و جهانخواران رو به افول ... است ... گويي وعده خداوند قادر نزديك است و
اميد است اين بارقه برق آسا كه در سراسر جهان پرتو افكنده و نويد فتح مبين مي دهد
به حكومت مطلقه منجي آخر
الزمان و پناه مستضعفان متصل شود.
تاريخ بشر
آكنده از وعده و وعيدهاي بي اساس و فريبنده حاكماني است كه به اقتضاي سياست و منفعت طلبي
خويش
ملت هاي منتظر منجي را اميدوار كرده و به سمت حمايت از نظام سياسي خويش كشانده اند. امام خميني
نظام
جمهوري اسلامي را نظامي متمايز از نظام هاي ديگر مي داند و آن را نويد بخش فتح مبين بشر در عرصه هاي آزادي و
استقلال و عدالت مي شناساند. ايشان بر همين پايه
اتصال جمهوري اسلامي به حاكميت حضرت مهدي عليه السلام را
طرح مي كند. چنين اتصالي بي گمان ابعادي فراتر از ابعاد نظامي و سياسي دارد و معنويت و كرامت انساني آدميان در
پرتو عدل زندگي سازانه را دربرمي گيرد. به سخن ديگر
بايد شباهتي ميان اهداف و سياست گذاري ها و دولتمردان اين
نظام با نظام نجات بخش جهاني باشد كه بتوان از مقوله اتصال سخن گفت . امام خميني آرماني چنين داشت .
حضور ملت ايران تا طلوع فجر انقلاب حضرت مهدي (عج )
انقلاب عظيم ايران كه در نوع خود كم نظير يا بي نظير است از ارزش هاي بزرگي برخوردار است كه بزرگترين آن
مكتبي بودن و اسلامي بودن آن است ; همان ارزشي كه پيامبران عالي مقام در پي آن قيام نمودند. اميد است كه اين
انقلاب جرقه و بارقه اي الهي باشد كه انفجاري عظيم در توده هاي زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك
حضرت بقيه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفدا ـ منتهي شود. و بايد ملت شريف ... حضور خود را هر چه والاتر در صحنه
اقامه عدل الهي به ثبت رساند.
انگيزه الهي ـ سياسي امام خميني از آغاز نهضت پانزدهم خرداد
شكل گيري نظامي سازگار با آرمانهاي پيامبران و
امامان عليه السلام را به همراه داشته است
بي آن كه ايشان منافع شخصي يا صنفي خود را در نظر داشته باشد. امام راحل
در اين گفتار ضمن اشارت به مكتبي و اسلامي بودن انقلاب ملت ايران
خواهان اتصال اين پديده بزرگ قرن به انقلاب
جهاني حضرت ولي عصر عليه السلام است كه بايد از رهگذر بيدار سازي ملل مستضعف جهان
انفجار نوري ديگر
پديدار گردد. بي گمان ترسيم چنين برنامه و آينده اي براي انقلاب اسلامي ايران
از عقيده مهدويت سرچشمه مي گيرد;
عقيده اي كه بنياد آن در حركت پيامبران ابراهيمي شكل گرفته است .
انقلاب عظيم ايران ... از ارزشهاي بزرگي برخوردار است كه بزرگترين آن مكتبي بودن و اسلامي بودن آن است ; همان
ارزشي كه پيامبران عالي مقام در پي آن قيام نمودند.
حضرت امام به ماهيت انقلاب اسلامي ايران اشارت دارد و آن را به سبب مكتبي بودن
متمايز از انقلاب هاي جهان
مي شمارد و افزون بر آن راز پيوستگي انقلاب ايران با انقلاب مهدي عليه السلام را در مكتبي بودن اين پديده هاي
اجتماعي و جهاني سراغ مي گيرد كه هر دو
نمودهاي عيني بعثت انبيا به شمار مي آيند. بدين گونه نمي توان از حضور
ملت انقلابي ايران به عنوان پايه گذار حقيقي اين پديده كم نظير و زمينه ساز براي ظهور بقيه الله عليه السلام به نام
تكليف ديني ياد نكرد. زيرا آنان پيش از آن كه به اين توفيق الهي دست يابند
خود را معتقد به امام زمان عليه السلام و
ظهور و حاكميت حتمي آن حضرت مي دانستند و اساسا قيام طاغوت ستيزانه شان در بستر انتظار و ايمان شكل گرفت .
از اين رو رهبر فقيد انقلاب اسلامي
ثبت عملي حضور ملت ايران در صحنه اقامه عدل الهي را تكليف و افتخاري براي
آن ها به حساب مي آورد
زيرا آنان زمينه سازان و پيشاهنگان طريق حكومت واحد جهاني اند.
و بايد ملت شريف ... حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهي به ثبت رساند.
در جايي ديگر
بنيانگذار جمهوري اسلامي
پايداري اين نظام سياسي را تا آستانه ظهور حضرت حجت عليه السلام
خواستار است :
ان شا الله تعالي
به بركت آن آستان مقدس
جمهوري اسلامي ... باقي باشد با اسلاميت خود تا وقتي كه
زماني كه
به حضور بقيه الله اين جمهوري مشرف شود و مسائل را در خدمت ايشان حل كند.
امام خميني در اين جا به چند مساله اشاره دارد; نخست بقاي نظام جمهوري اسلامي
مساله ديگر حفظ محتواي
اسلامي نظام سياسي موجود و مساله سوم وصل نظام جمهوري اسلامي به نظام اسلامي و مكتبي ولي عصر عليه
السلام و مساله چهارم حل مسائل ديني ـ سياسي نظام در حضور منجي موعود.
گفتار بالا يادآور اصل انكارناپذير انقلاب اسلامي است و هر يك از مسائل مطرح شده در آن به تحليل جداگانه نياز
دارد. شايد در درنگي كوتاه بتوان پاسخ هايي در اين زمينه به دست داد.
.1 فلسفه جمهوري اسلامي و بقاي آن چيست
آن گونه كه تامل در گفتارهاي حكيمانه حضرت امام نشان مي دهد
نظام جمهوري اسلامي به منظور عينيت بخشيدن
به اسلام ناب محمدي در عرصه سياست ملي و جهاني پديد آمده است . بدين سان رهبري نظام
افزون بر نجات ملت
ايران از سلطه طاغوت و استكبار جهاني
خواهان تحقق ارزش هاي معنوي و اخلاقي و اجتماعي اسلام در جامعه بوده
است . به سخن ديگر
نجات بخشي ايرانيان در بستر آموزه هاي مكتبي قرآن كريم شكل گرفته است و آنان بايد زندگي
فردي و جمعي شان را در اين چهارچوب سامان ببخشند و رستگار شوند. اهدافي همچون آزادي و استقلال كه در
شعارهاي ملت ايران تجلي كرد
اصولي است كه اسلام در كرامت اين جهاني امت ها گنجانده و به عبارتي
از لوازم ايمان
به توحيد و نفي طاغوت است
زيرا يك ملت موحد و مسلمان نمي تواند زيستن در فضاي استبداد و استضعاف را
بپذيرد. آيا اصل هجرت و سرزنش خداوند نسبت به تسليم شدگان در حاكميت طاغوتي
فلسفه اي جز رويكرد سياسي
عزت گرايانه دارد
حضرت امام
ضمن آن كه كوشش در جهت شعارهاي بنيادي ملت ايران
يعني « استقلال
آزادي و جمهوري اسلامي
را در شمار تكليف ديني ـ سياسي آنان شمرده است
از پيوند آن با سرنوشت مستضعفان و حاكميت امام مهدي عليه
السلام سخن به ميان مي آورد. بدين سان
تكليف گرايي مسلمانان ايراني در برابر نظام جمهوري اسلامي
افزون بر تداوم
عزت فرهنگي و اجتماعي آنان در عرصه بين المللي
نجات بخشي ستم ديدگان جهان را به همراه دارد.
اميدوارم ... اين كشوري كه كشور ائمه هدي و كشور صاحب الزمان ـ سلام الله عليه ـ است كشوري باشد كه تا ظهور
موعود ايشان به استقلال خودش ادامه بدهد; قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد كه عالم را ان شا الله
به
عدل و داد بكشد و از اين جورهايي كه بر مستضعفان مي گذرد جلوگيري كند.
از آنچه گذشت به دست مي آيد كه جمهوري اسلامي
نظامي متكي به اسلام بوده و به منظور سرافرازي ملت ايران و
ملت هاي مستضعف جهان فراهم آمده است . آيا چنين حاكميت خيرخواهانه اي نبايد تا ظهور حضرت صاحب عليه
السلام استمرار يابد اگر اين نظام سياسي با نهضت مهدي موعود
تناسب و همخواني ندارد
كدام نظام سياسي موجود
را مي توان نمودار اسلاميت و قرابت آن با ارزش هاي حاكم بر دولت كريمه ولي عصر عليه اسلام دانست از اين رو بقاي
جمهوري اسلامي را بايد بقاي اسلام سياسي ـ اجتماعي فراموش شده اي به شمار آورد كه در آيات قرآن يا متون روايي
مكتوب بود
اما در زندان تاريخ محبوس مانده بود.
صدور انقلاب براي نجات مستضعفان جهان ـ كه امام خميني بر آن همواره پاي مي فشرد ـ در عين حال نظام
جمهوري اسلامي و اسلام ناب محمدي را از تنگناي جغرافيايي مي رهانيد
آمادگي پذيرش صلح و عدالت جهاني
مهدي عليه السلام را فراهم ساخته است . زيرا آنان حماسه هاي زندگي بخش انساني را در گفتار و كردار كساني مي نگرند
كه بر پايه اعتقاد به اسلام و امام زمان عليه السلام به پا خواسته و نظام مكتبي را بنيان نهاده اند. گرايش مستضعفان به
شناخت پديده انقلاب اسلامي و همدلي با ملت ايران و الهام آموزي از آنان را بايد محصول عيني مهدويت شمرد.
همه اهالي ممالك اسلامي و غير اسلامي ... توجه به ملت عزيز ما دارند. و اميدوارم كه اين نهضت و اين انقلاب
منتهي بشود به ظهور امام عصر ـ سلام الله عليه ـ و اميدوارم كه اين انقلاب مالله براي نجات همه مستضعفين به همه
دنيا صادر بشود.
.2 اسلاميت نظام جمهوري اسلامي چگونه تداوم مي يابد
از رهنمودها و هشدارهاي امام خميني به مسئولان نظام و جريان هاي سياسي جامعه
درمي يابيم كه اسلاميت نظام
جمهوري اسلامي به ديدگاه و مواضع عملي آنان بستگي دارد. در بحث آسيب شناسي نظام
با طرح مسائلي همچون
سهل انگاري در اجراي قوانين اسلام
كج انديشي در فهم و شناخت اسلام
نفاق
تحجر
تفرقه گرايي
افزون خواهي
تجمل گرايي
بي تفاوتي
مسئوليت گريزي
خودكامگي و خودسري را مي توان موانع اسلاميت نظام شناخت . گفتارهاي
حضرت امام در اين موارد
فراوان و شفاف است و طرح آن در اين مجال نمي گنجد.
.3 آيا جمهوريت با مهدويت سازگار است
پيش از طرح اين پرسش
بايد سوال ديگري را مطرح كرد : آيا اسلاميت و جمهوريت با هم سازگارند در اين جا
نمي خواهيم وارد يك نزاع دامنه دار لفظي بشويم كه پس از رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي
گاه و بيگاه اذهان را به
خود سرگرم ساخته و بسا بر نگراني ياران امام راحل افزوده است . اما به هر حال نمي توان منكر شواهدي بود كه موافق و
مخالف از كلام حضرت امام نقل كرده و بدان اتكا دارند. باور ما اين است كه رهبر فقيد انقلاب اسلامي
در عين حال كه
اسلام ناب محمدي ـ نه اسلام كج انديشان و مقدس مآبان و بدخواهان داخل و خارج كشور!ـ را بنياد انديشه و حركت
تلقي مي كرد
راي مردم كوچه و بازار را « ميزان » مي شناخت . استناد جستن ايشان به آراي مردم در پاي صندوق هاي راي
يا در فريادهاي اعتراض آميز دوران ستم شاهي و يا در تظاهرات ميليوني در حمايت از آرمان هاي اسلام و انقلاب و
مواضع سياسي امام امت
جاي شك و شبهه نمي گذارد كه حكومت اسلامي يعني جمهوري اسلامي .
اما در مورد سازگاري جمهوريت با مهدويت بايد دانست كه مراد از جمهوريت
همان آراي مردم مسلمان و معتقد به
پيامبر و امام عصر عليه السلام و نيز مشاركت جمعي آنان است . جمهوري اسلامي ـ چنان كه در اصول قانون اساسي به
چشم مي خورد ـ نظامي است براساس اسلام و نيز برخوردار از حمايت مردم و حضور آنان در عرصه هاي سياسي
جامعه
همانند انتخابات . چنين شكل و قالبي سياسي ـ كه محتواي آن را كتاب و سنت و عقل و اجماع رقم مي زنند ـ
چه مغايرتي با اسلام و دولت حضرت مهدي عليه السلام دارد امام خميني بارها از ايران اسلامي به عنوان « كشور امام
زمان » نام برده و مسئولان و شاغلان در نظام جمهوري اسلامي را كارگزاران دولت آن حضرت خوانده است . كاربرد
واژگاني چون پليس امام زمان
ارتش امام زمان
مستخدم امام زمان
سپاهيان مهدي عليه السلام چه مفهومي دارد البته
مخالفان حضور مردم در صحنه هاي حمايتي از نظام و انقلاب
ناگزير از طرح مغايرت جمهوريت و مهدويت هستند;
زيرا نظام جمهوري اسلامي پس از سده هاي دراز توانسته است بستر حضور اسلام درجامعه و حماسه و انديشه تكاپوگر
بشري را هموار سازد و مسلمانان را درجهت دستيابي به كرامت انساني و اجتماعي شان فعال كند. آنگاه كه عافيت طلبان !
روايت هاي مغاير با بعثت و آيات قرآن را دستاويز مبارزه با امام خميني و قيام او در عصر غيبت مي سازند
آيا مي توان از
آنان خواست كه مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را بپذيرند
از نظر امام خميني
تكليف مسلمانان در عصر غيبت
قيام و فداكاري در راه اسلام است و هدف اين قيام نمي تواند غير
از دگرگوني در نظام سياسي جامعه و كسب قدرت و حاكميت در صراط تحقق آرمان هاي اسلام مي باشد. از اين رو
ايشان تلقين و تعليم انزواگرايانه با گرايش محض به دعا و عبادت و مسجد را مغاير با وظيفه مسلماني عالمان ديني و
مسلمانان مي شناسد
تعبير امام خميني از نظام جمهوري اسلامي به عنوان امانت الهي و امانتي كه صاحب آن حضرت ولي عصر(ع )
مي باشد
از اين نكته حكايت دارد كه ايشان پرچم قيام پانزده خرداد را در بستر مهدويت و ظهور نور برافراشته است
نه
در مقابل آن
امام خميني ضمن كوشش در ثبت تحقق شعارهاي بنيادين ملت ايران
از پيوند اين شعارها با سرنوشت مستضعفان و
حاكميت امام مهدي (ع ) سخن به ميان مي آورد

|