روزنامه جمهوري اسلامي 20/08/1387 صفحه حوزه
*****
پژوهش در حوزه و تاملاتي چند




  • مهدي پورحسين
    تحقيق و پژوهش ديني يكي از اساسي ترين وظايف حوزه هاي علميه در كنار تعليم تعلم و تبليغ به شمار مي رود. اساسا طلاب علوم ديني بر حسب وظيفه اي كه خداوند متعال براي آنان مشخص كرده است پا به اين وادي نهاده اند.
    « فلولانفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون ; چرا از هر گروهي طايفه اي از آنان كوچ نمي كند تا در دين آگاهي پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود آنها را انذار نمايند تا بترسند و خودداري كنند. » (توبه 122 )
    طبق مضمون اين آيه شريفه مهم ترين وظيفه جويندگان علم الهي قبل از تبليغ آن تفقه و تعمق در معارف دين است . در يك افق وسيع تر اصولا منطق اسلام تفكر تدبر و تفقه در آموزه هايي است كه اسلام براي سعادت بشر طراحي كرده و هرگز نخواسته است بندگانش از سر اضطرار ترس تعبد و يا دانش سطحي به آن تن دهند. طبيعي است بدون تحقيق و پژوهش و شناخت عميق معارف دين تبليغ و ترويج به ويژه پياده كردن دين ميسر نمي باشد و اگر در بخش هايي ميسر باشد قطعا اهداف موردنظر حق تعالي را تامين نخواهد كرد.
    تحقيق ; ژرف انديشي فهم عميق در دين و بصيرت در آن است كه از طريق آن ابعاد و ناشكفته معارف دين شكوفا افق هاي تازه آن پيدا و حق از باطل نمايان مي شود.
    نخستين چيزي كه با شنيدن عنوان پژوهشگر و محقق ديني به ذهن خطور مي كند اين است كه محقق ديني با تلاش پي گير و كاوش عميق خود در جستجوي افق ها سرزمين ها و نكات تازه و كشف نشده مي باشد تا از اين راه در پيشبرد علم و دانش ديني و غنابخشي به آن ايفا نمايد. با اين توصيف اطلاق محقق و پژوهشگر بر هر كسي كه تنها به تكرار مطالب و مباحث ديگران مي پردازد و يا ترجمه و تفسير آنها را محور كار خويش قرار داده است صحيح نمي باشد.
    نگاهي اجمالي به تاريخ گذشته اسلام و تشيع نام بسياري از عالمان ژرف انديش محققان بنام و پژوهشگران سترگ را پيش رو مي گذارد كه با مجاهدت تمام كه عمدتا در شرايطي بس ناگوار و طاقت فرسا انجام مي گرفته است ميراث گرانبهائي را از خود به يادگار گذاشته اند كه تداوم سربلندانه و افتخارآميز حوزه هاي علميه مديون آن مي باشد.
    از سوي ديگر ظهور انقلاب اسلامي ايران و تشكيل نظام جمهوري اسلامي توسط حضرت امام افق روشن تر و زمينه هاي بس گسترده تري براي تحقيق و پژوهش ديني در حوزه هاي علميه پديد آورده و به آن جان و رونق تازه و مضاعفي بخشيده است .
    اينك به بركت انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي زحمات حضرت امام عالمان خستگي ناپذير و مردم ايثارگر ايران و خون هاي پاكي كه در اين راه ريخته شده است برخلاف گذشته اي نه چندان دور كه امكان پژوهش هاي ديني در اين مرز وبوم به حداقل رسيده بود حوزه هاي علميه شاهد ده ها پژوهشكده و موسسه علمي با صدها پژوهشگر جوان و پرنشاط و هزاران عنوان كتاب نشريه و برنامه هاي نرم افزاري است كه افتخارآميز و غرورآفرين مي نمايد و قطعا آينده اي پويا شكوفا و اميدبخش را براي جوامع اسلامي به ويژه كشور ايران نويد مي دهد.
    به نظر مي رسد در كنار رشد كمي پژوهش هاي حوزوي در سال هاي اخير توسعه كيفي آن نيز پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته و كاستيهاي گذشته به حداقل رسيده است اما با اين حال كاستي هاي نوظهوري در اين عرصه پديد آمده است كه اگر فكري براي آن نشود تهديدكننده خواهد بود. بايد با دقت و وسواس تمام و با دل سوزي آنها را ريشه يابي كرده نسبت به ريشه كن كردن آنها تلاش نمود. مديريت جديد حوزه با توجه به تلاش هاي اصلاح گرايانه اي كه در پيش گرفته است مسئوليت مضاعفي در اين زمينه دارد كه بايد به آن عمل نمايد.
    اين كاستي ها و گاه معضلات را مي توان در دو بخش سيستم آموزشي حوزه براي تربيت محقق و پژوهشگر و نهادهاي متكفل امر تحقيق تبيين كرد.
    الف ) سيستم آموزشي
    يكي از مزاياي وضعيت آموزشي گذشته حوزه هاي علميه تعمق كامل و تامل عميق در متون ديني بوده است كه انصافا محققان برجسته اي از آن برخاسته اند اما اين عيب را نيز داشت كه محقق پروري در حوزه به صورت روش مند با اهداف و راهكارهاي از پيش طراحي شده نبوده است . از صدها نفري كه وارد جريان آموزشي حوزه هاي علميه مي شده اند تنها عده اي معدود و باانگيزه ها و توان شخصي به مراتب عالي رسيده بقيه در ميانه راه از پيشرفت موردانتظار بازمي مانده اند.
    اما در شرايط فعلي تلاش شده است با طراحي سيستمي نو كه تا حدودي ملهم از تزهاي آموزشي وارداتي است برنامه هاي آموزشي بگونه اي ساماندهي شود كه همه دانش پژوهان با راهكارهاي مشخص و با اخذ گواهي نامه پايان تحصيلات فارغ التحصيل گردند. اين روش اگرچه داراي امتيازاتي است اما متاسفانه بلايي كه از آغاز دامنگير آن مي باشد مدرك گرايي است . عيب مشهود اين شيوه آموزشي آن است كه اولا عده اي را از آغاز براي دست يازيدن به مدرك وارد حوزه هاي علميه نمايد و انگيزه هاي خداخواهانه گذشته را به اغراض دنياطلبانه تبديل نمايد ثانيا شرايط محيطي را بگونه اي رقم زند كه آناني كه به انگيزه هاي مقدس به اين وادي گام نهاده اند را نيز با خود همراه كرده و ناخواسته به سطحي نگري و مدرك گرايي براي گذران زندگي سوق دهد.
    نخستين ضرر اين وضعيت آن است كه حوزه را در آينده از محققان و پژوهشگران زبردست و آشناي به متون اصيل حوزوي و موازين شناخته شده طلبگي تهي نمايد. خلوت شدن درس هاي حوزوي در سال هاي اخير به ويژه در ماه هاي پاياني سال تحصيلي و روي آوري به جزوات آموزشي و خلاصه نويسي هاي پاساژ قدسي براي كسب نمره هاي حداقلي در همين چارچوب قابل تحليل و هشداردهنده است .
    يكي ديگر از پيامدهاي اين شيوه جذب زودهنگام طلاب علوم ديني به موسسات و نهادهاي دولتي براي گذران زندگي با مدارك دريافتي از حوزه هاي علميه مي باشد كه از جهات مختلف زيانبار به نظر مي رسد.
    مديريت حوزه بايد راهكارهايي پيدا نمايد تا ضمن نظام بخشي به وضعيت آموزشي حوزه ها روحيه تحقيق پژوهش و عمق نگري همچنان در ميان دانش پژوهان حوزوي زنده بماند. در غير اين صورت سيستم مدرن فعلي با وضعيت گذشته تفاوت چنداني نخواهد كرد به عبارت ديگر در سيستم فعلي نيز ممكن است چون گذشته از صدها نفري كه وارد مي شوند تنها چند نفر به انگيزه شخصي و توان فردي به پژوهش ديني روآورند و بقيه افراد به اخذ مدرك ظاهري اكتفا نمايند.
    ب ) نهادها و موسسات پژوهشي
    درگذشته پژوهش هاي حوزوي عمدتا به صورت انفرادي باامكانات شخصي و براساس مصالحي كه خود محققان تشخيص داده اند انجام مي شده است اما امروزه اين نوع پژوهش ها بسيار كم بلكه امكان چنين پژوهش هايي نيز به صورت جدي مورد ترديد مي باشد. هزينه هاي گزافي كه اين شيوه از پژوهش از آغاز تا انجام و انتشار بر محقق تحميل مي نمايد آن را از عهده افراد بيرون برده است از اين رو عمده پژوهش هاي حوزوي اكنون در نهادها و موسسات عمومي و دولتي متمركز شده است .
    تمركز تحقيقات ديني در اين نهادها مزايايي دارد كه قابل انكار نيست . برخي از اين امتيازات از قرار زير است :
    1 ـ در اين موسسات عقل فردي جاي خود را به خرد جمعي داده پژوهش ها بر اساس شيوه هاي گروهي و تشكيلاتي به سامان مي رسد . اين گونه پژوهش ها به جهت برخورداري از تعداد نظر و يا نظارت هاي گوناگوني كه در مراحل مختلف بر آن اعمال مي شود از اتقان قابل قبول وغناي علمي مورد اعتنا برخوردار مي باشد.
    2 ـ بخاطر ارتباط ارگانيك و يا مالي اكثر اين موسسات به دولت و نهادهاي حكومتي پژوهش هاي انجام شده تطبيق بيشتري با نيازهاي واقعي جامعه دارد.
    يكي از كاستي هاي پژوهش هاي ديني اين بود كه همگام با نيازهاي جامعه حركت نمي كرد گاه فرصت ها و امكانات بي شماري صرف تحقيقاتي مي شد كه ارتباطي با نيازهاي جامعه نداشته هيچ دردي از آن را دوا نمي كرده است . اما امروز تشكيل حكومت اسلامي و برملا شدن نيازهاي حكومت براي حوزويان و ارتباط تنگاتنگي كه آنان با اين مشكلات برقرار كرده اند و مسئوليتي كه نسبت به آنها احساس مي كنند موجب شده است كه پژوهش ها به ويژه در موسسات فوق الذكر ارتباط بيشتري با آن مشكلات پيدا نمايند.
    3 ـ اين نهادها به جهت برخورداري از بودجه هاي كافي و تامين نسبي زندگي محققاني كه با آنان همكاري دارند موجب شده اند پژوهشگران با دغدغه كمتر و فراغت ذهني بيشتري به امر پژوهش پرداخته طبعا آثار گرانبهاتري عرضه نمايند.
    در عين حال تجميع پژوهش هاي حوزوي در اين نهادهاي عمدتا وابسته به بودجه هاي دولتي مشكلاتي را ببار آورده است كه قابل تامل و بازانديشي است .
    1 ـ وابستگي تحقيقات حوزوي به بودجه هاي دولتي
    اساسي ترين معضلي كه بخشي از پژوهش هاي حوزوي در حال حاضر با آن دست به گريبان هستند وابستگي آنها به بودجه هاي دولتي است . يكي از امتيازات حوزه هاي علميه كه مورد تاكيد حضرت امام و مقام معظم رهبري نيز قرار گرفته است استقلال آن از دولت و نهادهاي دولتي است . اگرچه حوزه ها براساس پيوندي كه به نظام اسلامي دارند موظف اند همواره در خدمت اهداف نظام جمهوري اسلامي بوده معضلات آن را از خود بدانندو در رفع تنگناهاي علمي و فرهنگي آن بكوشند اما اين امر هيچ ملازمه اي با وابستگي به دولت ندارد. هيچ فكر كرده ايم اگر در هر كوي و برزن يك موسسه دولتي يا وابسته به بودجه دولتي دائر شود و محققان خوش فكر و مستعد حوزوي و گاه اساتيد خوشنام و قابل را جذب خود نمايند چه بر سر آينده حوزه خواهد آمد ! كمترين ضرر اين موسسات آن است كه بخاطر قدرت مالي و امكانات جانبي كه دارند به راحتي مي توانند محققان مستقل موسسات خصوصي و حتي وابسته به بودجه هاي عمومي و مردمي را از گردونه رقابت علمي خارج نمايند. يك مقايسه ساده ميان پرداختي هاي پژوهشكده هاي وابسته به بودجه دولتي با دست مزدهاي آموزشي و پژوهشي در نهادهاي صرفا حوزوي اين واقعيت را آشكار مي سازد كه تفاوت از زمين تا آسمان است . در حالي كه يك محقق شاغل در موسسات دولتي از امتيازات قابل قبولي برخوردار است يك استاد برجسته حوزه و يا پژوهشگر نهادهاي حوزوي از كمترين درآمد و امكانات مالي محروم است . طبيعي است در شرايط نه چندان مناسب اقتصادي فعلي هر محققي ترجيح دهد عطاي پژوهش شخصي و يا مربوط به نهادهاي حوزوي را به لقايش بخشيده بگونه اي در موسسات وابسته به دولت شاغل گردد. از اين رو به نظر مي رسد مديريت حوزه بايد هرچه سريع تر و تا حوزه از پژوهشگران خوش فكر تهي نشده نسبت به جذب هيات علمي آموزشي و پژوهشي در حوزه اقدام نمايد والا معلوم نيست اين راه به كجا ختم گردد.
    از سوي ديگر وقتي محققان وابسته به نهادهاي دولتي از يك رفاه نسبي برخوردار شده و به اين وضع خو بگيرند و شرايط بديل نيز در حوزه براي آنان فراهم نباشد چگونه مي توانند در يك شرايط ديگر به ادا وظيفه بپردازند اگر بر فرض محال روزي بودجه هاي دولتي از اين موسسات و زندگي محققان شاغل در آنها قطع گردد چه خواهد شد ! مگر نه اين است كه افتخار مي كرديم روحانيت شيعه برخلاف همگنان خود در مذاهب ديگر مستقل از دولت ها است و در معيشت خود محتاج حكومت ها نمي باشد ! اگر روزي خداي نكرده دولتي سركار آيد كه آزادانديشي روحانيت را برخلاف مصالح خويش تشخيص داده و دست نوازش خود را از سر اين نهادها بردارد چه بايد كرد
    2 ـ تهديد آزادانديشي حوزوي
    يكي از پيامدهاي ناگوار وابستگي به بودجه هاي دولتي در پژوهش هاي علمي كه متاسفانه در حال اتفاق افتادن است محافظه كاري در تحقيق و خودسانسوري و حتي ديگر سانسوري است . ممكن است يك مبلغ ديني در مقام تبليغ و در شرايط خاص به مصالحي تن داده بخشي از حقايق را نگويد اما در مقام تحقيق و پژوهش هرگز نمي توان مصالح را بر يافته هاي علمي ترجيح داد. وابستگي به مراكز قدرت محقق را ازقدم گذاشتن به افق هاي تازه بازمي دارد و جسارت و جرات را در او از بين مي برد. ضمن اينكه پژوهش هايي كه وابسته به اراده و هزينه ديگران باشد سطحي كم عمق و غيركارآمد خواهد بود و علاوه بر فرصت سوزي هدر دادن امكانات عمومي بشمار مي رود. با اينكه طي ساليان گذشته تحقيقات فراواني در حوزه به انجام رسيده است اما متاسفانه محافظه كاري در آنها كاملا مشهود است . اين پرسش به صورت جدي در رابطه با پژوهش هاي حوزوي مطرح است كه چرا در سالهاي اخير شاهد سخنان جدي و جديد پويا و نظريه پردازانه نبوده است .
    يكي از افتخارات روحانيت شيعه آزادانديشي و حق جوئي در مقام تحقيق بوده است . اين امتياز را از حوزه نگيريم .
    تحقيق و پژوهش ديني يكي از اساسي ترين وظايف حوزه هاي علميه در كنار تعليم تعلم و تبليغ به شمار مي رود
    تحقيق ژرف انديشي فهم عميق در دين و بصيرت در آن است كه از طريق آن ابعاد و ناشكفته معارف دين شكوفا افق هاي تازه آن پيدا و حق از باطل نمايان مي شود
    با ظهور انقلاب اسلامي ايران و تشكيل نظام جمهوري اسلامي توسط حضرت امام خميني افق روشن تر و زمينه هاي بس گسترده تري براي تحقيق و پژوهش ديني در حوزه هاي علميه پديد آورده و به آن جان و رونق تازه و مضاعفي بخشيده است
    به بركت انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي حوزه هاي علميه شاهد ده ها پژوهشكده و موسسه علمي با صدها پژوهشگر جوان و پرنشاط و هزاران عنوان كتاب نشريه و برنامه هاي نرم افزاري است كه افتخارآميز و غرورآفرين مي نمايد و قطعا آينده اي پويا شكوفا و اميدبخش را براي جوامع اسلامي به ويژه كشور ايران نويد مي دهد
    مديريت حوزه بايد راهكارهايي پيدا نمايد تا ضمن نظام بخشي به وضعيت آموزشي حوزه ها روحيه تحقيق پژوهش و عمق نگري همچنان در ميان دانش پژوهان حوزوي زنده بماند
    اساسي ترين معضلي كه بخشي از پژوهش هاي حوزوي درحال حاضر با آن دست به گريبان هستند وابستگي آنها به بودچه هاي دولتي است . يكي از امتيازات حوزه هاي علميه كه مورد تاكيد حضرت امام و رهبر معظم انقلاب نيز قرار گرفته است استقلال آن از دولت و نهادهاي دولتي است
    يكي از پيامدهاي ناگوار وابستگي به بودجه هاي دولتي در پژوهش هاي علمي كه متاسفانه درحال اتفاق افتادن است محافظه كاري در تحقيق و خودسانسوري و حتي ديگر سانسوري است
    يكي از افتخارات روحانيت شيعه آزادانديشي و حق جويي در مقام تحقيق بوده است اين امتياز را از حوزه نگيريم