
اشاره
مسائل رواني مرتبط با استحكام روحيه نيروهاي رزمي در مقابله با دشمنان بسيار حائز اهميت است
همچنان كه آموزش نظامي
جنگجويان داراي اهميت ويژه مي باشد. امير مومنان به اين دو موضوع نگرشي خاص داشتند. آن حضرت به هنگام نبرد در جنگ صفين
خطاب به سربازان خويش آموزش رواني مي دهد
و در جنگ صفين براي ترغيب و تشويق رزمندگان به برخي از آموزش هاي نظامي
نظر مي گسترد . اين دو موضوع در خطبه هاي 123 و 124 نهج البلاغه آمده است .
آموزش رواني در جنگ
هر كدام از شما در صحنه نبرد با دشمن
در خود شجاعت و دلاوري احساس كرد
و برادرش را سست و ترسو يافت
به شكرانه اين
برتري بايد از او دفاع كند
آنگونه كه از خود دفاع مي كند
زيرا اگر خدا بخواهد او را چون شما دلاور و شجاع گرداند.
همانا مرگ به سرعت در جستجوي شماست
آنها كه در نبرد مقاومت دارند
و آنها كه فرار مي كنند
هيچكدام را از چنگال مرگ رهايي
نيست و همانا گرامي ترين مرگها كشته شدن در راه خداست . سوگند به آن كس كه جان پسر ابوطالب در دست اوست
هزار ضربت
شمشير بر من آسان تر از مرگ در بستر استراحت
در مخالفت با خداست .
هشدار از كوتاهي در نبرد
گويي شما را در برخي از حمله ها
در حال فرار
ناله كنان چون گله اي از سوسمار مي نگرم كه نه حقي را باز پس مي گيريد
و نه ستمي
را باز مي داريد
اينك اين شما و اين راه گشوده
نجات براي كسي است كه خود را به ميدان افكنده به مبارزه ادامه دهد
و هلاكت از آن
كسي است كه سستي ورزد.
آموزش نظامي و رزم انفرادي
زره پوشيده ها را در پيشاپيش لشكر قرار دهيد
و آنها كه كلاه خود ندارند
در پشت سر قرار گيرند; دندان ها را در نبرد روي هم بفشاريد
كه تاثير ضربت شمشير را بر سر كمتر مي كند; در برابر نيزه هاي دشمن
پيچ و خم به خود دهيد كه نيزه ها را مي لغزاند و كمتر به هدف
اصابت مي كند; چشم ها را فرو خوابانيد
كه بر دليري شما مي افزايد
و دل را آرام مي كند
صداها را آهسته و خاموش سازيد كه سستي را
مي زدايد. پرچم لشكر را بالا نگاه داريد و پيرامون آن را خالي مگذاريد و جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت خود نسپاريد
زيرا
آنان كه در حوادث سخت ايستادگي مي كنند
از پرچم هاي خود بهتر پاسداري مي نمايند و آن را در دل لشكر نگاه مي دارند
و از هر سو
از
پيش و پس و اطراف
مراقب آن مي باشند
نه از آن عقب مي مانند كه تسليم دشمن كنند و نه از آن پيشي مي گيرند كه تنها رهايش سازند.
هر كس بايد برابر حريف خود بايستد و كار او را بسازد و به ياري برادر خود نيز بشتابد
و مبارزه با حريف خود را به برادر مسلمان
خود وامگذارد كه او در برابر دو حريف
قرار گيرد
حريف خود
و حريف برادرش .
معنويت در سربازان
به خدا سوگند
اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت سالم نمي مانيد
شما بزرگان عرب و شرافتمندان برجسته ايد
در فرار از
جنگ
خشم و غضب الهي و ذلت هميشگي و ننگ جاويدان قرار دارد
فراركننده بر عمرخود نمي افزايد و بين خود و روز مرگش مانعي
ايجاد نخواهد كرد. كيست كه شتابان و با نشاط با جهاد خويش به سوي خدا حركت كند چونان تشنه كامي كه به سوي آب مي دود
بهشت در سايه نيزه هاي دلاوران است
امروز در هنگامه نبرد آنچه در دل ها و سر زبان هاست آشكار مي شود. به خدا سوگند كه من به
ديدار شاميان در ميدان نبرد شيفته ترم تا آنان بر بازگشت به خانه هايشان ! كه انتظار آن را مي كشند. بار خدايا
اگر شاميان از حق روي
گرداندند جمعشان را پراكنده
و در ميانشان اختلاف و تفرقه بيفكن
و آنان را براي خطاكاريشان به هلاكت رسان .
ضرورت جنگ بي امان براي شكست شاميان
همانا شاميان
بدون ضربت نيزه هاي پياپي هرگز از جاي خود خارج نشوند
ضرباتي كه بدنهايشان را سوراخ نمايد
چنانكه وزش باد
از اين سو فرو شده بدان سو درآيد
ضربتي كه كاسه سر را بپراكند
و استخوانهاي بدن را خرد
و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش
كند! آنان دست برنمي دارند تا آنگاه كه دسته هاي لشكر پياپي بر آنان حمله كنند و آنها را تيربازان نمايند
و سواران ما هجوم آورند
و
صف هايشان را در هم شكنند
و لشكرهاي عظيم
پشت سر لشكرهاي انبوه
آنها را تا شهرهايشان عقب برانند
و تا اسب ها
سرزمينشان
را كه روي در روي يكديگر قرار دارند
و اطراف چراگاهايشان
و راه هاي آنان را
زير سم بكوبند.
همانا مرگ به سرعت در جستجوي شماست . آنها كه در نبرد مقاومت دارند
و آنها كه فرار مي كنند
هيچ كدام را از چنگال مرگ رهايي
نيست
و به درستي كه گرامي ترين مرگ ها كشته شدن در راه خداست
نجات براي كسي است كه خود را به ميدان افكنده و به مبارزه ادامه دهد
و هلاكت از آن كسي است كه در امر جهاد سستي ورزد
پرچم لشكر را بالا نگاه داريد و پيرامون آن را خالي مگذاريد و جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت نسپاريد
در برابر نيزه هاي دشمن
پيچ و خم به خود دهيد كه نيزه ها را مي لغزاند و كمتر به هدف اصابت مي كند

*****
آن سند را چنين مي نوشتم
|

به امام علي (ع ) خبر دادند كه شريح بن الحارث
قاضي امام خانه اي به 80 دينار خريد
او را احضار كردند و فرمودند : به من خبر دادند
كه خانه اي به هشتاد دينار خريده اي
و سندي براي آن نوشته اي
و گواهاني آن را امضا كرده اند
شريح گفت : آري امير مومنان (1 ) امام (ع ) نگاه خشم آلودي به او كرد و فرمود :
اي شريح ! به زودي كسي به سراغت مي آيد كه به نوشته ات نگاه نمي كند
و از گواهانت نمي پرسد
تا تو را از آن خانه بيرون كرده و
تنها به قبر بسپارد.
اي شريح ! انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي
كه آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده اي .
اما اگر هنگام خريد خانه
نزد من آمده بودي
براي تو سندي مي نوشتم كه ديگر براي خريد آن به درهمي يا بيشتر
رغبت نمي كردي
آن سند را چنين مي نوشتم :
اين خانه است كه بنده اي خوار آن را از مرده اي آماده كوچ خريده
خانه اي از سراي غرور
كه در محله نابود شوندگان
و كوچه هلاك
شدگان قرار دارد
اين خانه به چهار جهت منتهي مي گردد :
يك سوي آن به آفت ها و بلاها
سوي دوم آن به مصيبت ها
و سوي سوم به هوا و هوس هاي سست كننده
و سوي چهارم آن به
شيطان گمراه كننده ختم مي شود و در خانه به روي شيطان گشوده است .
اين خانه را فريب خورده آزمند
از كسي كه خود به زودي از جهان رخت برمي بندد
به مبلغي كه او را از عزت و قناعت خارج و به
خواري و دنياپرستي كشانده
خريداري كرده است .
هرگونه نقصي در اين معامله باشد
بر عهده پروردگاري است كه اجساد پادشاهان را پوسانده
و جان جباران را گرفته
و سلطنت
فرعون ها(2 ) چون « كسري » و « قيصر » و « تبع » و « حمير » را نابود كرده است .
آنان كه مال فراوان گرد آورده بر آن افزودند
و آنان كه قصرها ساخته
و محكم كاري كردند
طلاكاري كرده
و زينت دادند
فراوان
اندوختند
و نگهداري كردند
و به گمان خود براي فرزندان خود باقي گذاشتند و همگي آنان به پاي حسابرسي الهي
و جايگاه پاداش و
كيفر رانده مي شوند
آنگاه كه فرمان داوري و قضاوت نهايي صادر شود « پس تبهكاران زيان خواهند ديد » . به اين واقعيت ها عقل گواهي
مي دهد هرگاه از اسارت هواي نفس نجات يافته
و از دنيا پرستي به سلامت بگذرد . (نهج البلاغه
نامه 2 )
پاورقي :
1 ـ شريح بن حارث را عمر منصب قضاوت داد و حدود 60 سال در مقام خود باقي ماند اما سه سال در دوران عبدالله بن زبير از قضاوت
كناره گرفت و در زمان حجاج استعفا داد
در دوران حكومت امام (ع ) خلافي مرتكب شد كه او را به روستايي در اطراف مدينه تبعيد كرد
و دوباره به كوفه بازگرداند.
2 ـ فرعون
لقب پادشاهان مصر
و كسري
لقب پادشاهان ايران و قيصر
لقب امپراتوران روم
و تبع
لقب فرمانگزاران يمن
حمير
لقب
پادشاهان جنوب عربستان پيش از اسلام بود.

*****
صفات منافقان از ديدگاه اميرمومنان (ع )
|

اي بندگان خدا
شما را به ترس از خدا سفارش مي كنم
و شما را از منافقان مي ترسانم . زيرا آنها گمراه و گمراه
كننده اند
خطاكار و به خطاكاري تشويق كننده اند
به رنگ هاي گوناگون ظاهر مي شوند
از ترفندهاي گوناگون استفاده
مي كنند
براي شكستن شما از هر پناهگاهي استفاده مي كنند و در هر كمينگاهي به شكار شما مي نشينند. قلب هايشان
بيمار
و ظاهرشان آراسته است
در پنهاني راه مي روند
و از بيراهه حركت مي كنند.
وصفشان دارو
و گفتارشان درمان اما كردارشان دردي است بي درمان
بر رفاه و آسايش مردم حسد مي ورزند و بر
بلا و گرفتاري مردم مي افزايند و اميدواران را نااميد مي كنند.
آنها در هر راهي كشته اي
و در هر دلي راهي
و بر هر اندوهي اشكها مي ريزند
مدح و ستايش را به يكديگر قرض
مي دهند
و انتظار پاداش مي كشند
اگر چيزي را بخواهند اصرار مي كنند و اگر ملامت شوند
پرده دري مي كنند
و اگر
داوري كنند اسراف مي ورزند.
آنها براي هر حق باطلي
و برابر هر دليل شبهه اي
و براي هر زنده اي قاتلي
و براي هر دري كليدي
و براي هر شبي
چراغي تهيه كرده اند.
بااظهار ياس مي خواهند به مطامع خويش برسند
و بازار خود را گرم سازند
و كالاي خود را بفروشند
سخن
مي گويند اما به اشتباه و ترديد مي اندازند
وصف مي كنند اما فريب مي دهند
در آغاز
راه را آسان و سپس در تنگناها به
بن بست مي كشانند
آنها ياوران شيطان و زبانه هاي آتش جهنم مي باشند :
« آنان پيروان شيطانند
و بدانيد كه پيروان شيطان زيانكارانند » (نهج البلاغه
خطبه 194 )

| | |