روزنامه جمهوري اسلامي 18/08/1387 صفحه سياسي

  • پشت پرده بازگشت اسراييل به طرح صلح عربي
  • آلبرايت در نامه اي به رييس جمهور جديد آمريكا :
    احترام و اعتماد را به آمريكا بازگردانيد
  • *****
    پشت پرده بازگشت اسراييل به طرح صلح عربي


  • ناگهان و بدون مقدمه شيمون پرز رئيس رژيم اسراييل خواستار احياي طرح صلح عربي در چارچوب منطقه اي شده است و برخلاف گذشته از طرح صلح فلسطيني ـ اسراييلي و يا اسراييلي سوري ابراز ندامت مي كند و اعلام مي دارد كه اين گونه طرح ها هيچ گاه به كار تل آويو نمي آيد. از ديد پرز آنچه در شرايط كنوني مفيد فايده براي اسراييل خواهد بود طرح صلح عربي ـ اسراييلي است كه دستاوردهاي زيادي را براي اسراييل بدنبال خواهد داشت .
    همزمان ايهودباراك وزير جنگ اسراييل نيز سخن از تعامل با طرح صلح عربي پيشنهادي عربستان در اجلاس سران عرب در 1381 بيروت به ميان مي آورد. از سوي ديگر براساس گزارشات وارده محور گفتگوهاي حسني مبارك رئيس جمهوري مصر و شيمون پرز در شرم الشيخ نيز پيرامون طرح صلح منطقه اي بوده است . پرسش اينجاست چرا اسراييل به يكباره سخن از طرح صلح عربي مي كند حال آنكه در شش يا هفت سال گذشته همواره نسبت به آن بي اعتنا بود
    براساس طرح صلحي كه در بيروت توسط عربستان سعودي پيشنهاد شد چنانچه اسراييل تا مرزهاي اشغالي سال 1346 عقب نشيني نمايد آنگاه كشورهاي عربي براي عادي سازي روابط با اسراييل آمادگي خواهند داشت . همچنين براساس اين طرح موضوع بازگشت آوارگان فلسطيني نيز بايد براساس قطعنامه 194 سازمان ملل حل و فصل شود . اما اسراييل بلافاصله اين طرح را رد كرد و اقدام به تجاوز گسترده اي به كرانه باختري و نوار غزه و محاصره ياسر عرفات رئيس فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين نمود تا از اين طريق مخالفت قاطع خود را با طرح سران عرب اعلام نمايد.
    در مقاطعي نيز اسراييل با گزينش مواد مطروحه در طرح صلح عربي بيروت از بخش دوم يعني موضوع عادي سازي روابط با كشورهاي عربي استقبال نمود اما هرگز با بخش اول اين طرح يعني عقب نشيني كامل از سرزمين هاي اشغالي و حل موضوع آوارگان فلسطيني موافقت نكرد. به رغم تاكيد كشورهاي عربي در اجلاس هاي مختلف گذشته از جمله اجلاس دمشق بر طرح صلح بيروت اما حكومت اسراييلي هرگز تغييري در مواضع قبلي خود نسبت به اين طرح صورت ندادند و به عبارتي ديگر از اين گوش گرفتند و از گوش ديگر به در كردند.
    با اين وصف مي توان كليد تفسير تغيير موضع اسراييل نسبت به طرح صلح عربي را در عوامل و عناصر زير جستجو كرد :
    اول : اسراييل خود را براي مرحله زيان نئو محافظه كاران از حكومت داري در آمريكا آماده مي كنند به گونه اي كه انتظار مي رود « جان مك كين » نامزد جمهوريخواهان در انتخابات آينده نسبت به « باراك اوباما » نامزد دمكراتها متحمل شكست سنگيني شود و به اين ترتيب همچنان به نوار ناكامي هايي كه نئو محافظه كاران بر سياست داخلي و خارجي خصوصا در جهان تحميل كردند ادامه دهد. اين موضوع خصوصا با بحران مالي و اقتصادي حاد آمريكا نيز همزمان شده است . امري كه تحليلگران را به اين استنباط نزديك كرده كه عصر يكجانبه گرايي آمريكا به پايان رسيده و جهان در انتظار چند جانبه گرايي نشسته است . اين در حالي است كه دولت بوش دولتي بود كه بيش از ساير دولتهاي آمريكا از اسراييل حمايت كرده است . به گونه اي كه بوش در دوران سيطره نئو محافظه كاران حتي از راستگراهاي افراطي اسراييلي نيز در حمايت از سياست هاي افراطي و نژادپرستانه اسراييل پيشي گرفت .
    دوم : اسراييل خود را براي مرحله جديد آماده مي كند. مرحله اي كه ترجيحا دوره مقابله با افزايش نقش ايران در منطقه خاورميانه نخواهد بود حتي اگر به پيروزي باراك اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريكا منجر شود.بنابراين اسراييل براي مقابله با نقش صعودي ايران متوجه طرح ائتلاف عربي ـ اسراييلي شده است . شايد درخواست اخير وزيرخارجه بحرين براي ايجاد سازمان منطقه اي عربي ـ اسراييلي در منطقه نيز در همين چارچوب ارزيابي شود. بنابراين اسراييل به خوبي مي داند كه بدون پرداخت هزينه و بهايي نمي تواند چنين ائتلافي را ايجاد نمايد تا نظام هاي رسمي عربي براي ائتلاف با اسراييل عليه تهران توجيه اي داشته باشند.
    سوم : مذاكرات اسراييلي ـ فلسطيني همچنان معلق مانده است و يا شايد بهتر است بگوييم به رغم تدابير طرفين به بن بست رسيده است . طرف اسراييلي به اين درك رسيده كه طرف فلسطيني به رياست ابومازن نمي تواند با طرح پيشنهادي تل اويو براي صلح موافقت نمايد. طرحي كه مي گويد بازگشت آوارگان ممكن نيست قضيه بيت المقدس بايد تقسيم شود اسراييل با تخليه شهرك ها و برچيدن ديوار حايل مخالف است و يا اينكه برخي از زمين هاي فلسطيني در اجاره بلند مدت 99 ساله اسراييل درآيد .
    براساس آنچه گفته شد اسراييل از طريق احياي طرح صلح عربي بيروت قصد دارد بدون دادن امتيازي به طرف فلسطيني عربي چند هدف را با يك تير نشانه گيرد : تلاش براي ايجاد ائتلاف با اعراب برضد تهران تلاش براي ترميم آثار منفي كاهش نقش آمريكا در منطقه و جهان ممانعت از وقوع هرگونه رويدادي كه مي تواند در پي خلا وجودي امريكا در منطقه و جهان رخ دهد و در نهايت ايفاي نقش محوري در تحولات خاورميانه از جمله برنامه هاي اسراييل براي احياي اين طرح است . ضمن آنكه اسراييل از اعراب به عنوان عامل فشاري بر فلسطيني ها و اقناع آنها براي پذيرش طرح هاي اسراييلي استفاده خواهد كرد.
    به نظر ميرسد اسراييل بارديگر اشتباه مي كند اگر تصورش براين است كه نظام هاي رسمي عربي از ترس از دست دادن تخت و تاجشان خواهند توانست به طرف فلسطيني فشار وارد نمايند . اعراب متاسفانه تا به امروز اشتباهات زيادي در مورد بازگشت آوارگان فلسطيني و همچنين موضوع بيت المقدس مرتكب شده اند و اينك اين خود فلسطيني ها هستند كه عامل تاثير گذار در تعيين سرنوشت قضاياي نهايي هستند. بي شك اعراب در مرحله جديد نمي توانند فلسطيني ها را قانع به آنچيزي كنند كه آن را رد كرده اند. زيرا در دوراني كه آمريكا و اسراييل بصورت مطلق برجهان رهبري مي كردند فلسطينيان از آرمان خود يعني بازگشت آوارگان و موضوع قدس عقب نشيني نكردند آنوقت چگونه خواهد بود در مرحله جديدي كه سيطره آمريكا بيش از هرزمان ديگري بر سياست هاي جهاني كم رنگ شده است تن به اين عقب نشيني دهند امروزه ما در جهان شاهد قطب هاي جديدي هستيم و نقش طرفها و قدرت هاي منطقه اي نيز به نسبت قدرت هاي جهاني افزايش يافته است .
    ترجمه : مهدي شكيبايي
    منبع : خبرگزاري قدس

  • *****
    آلبرايت در نامه اي به رييس جمهور جديد آمريكا :
    احترام و اعتماد را به آمريكا بازگردانيد




  • مادلين آلبرايت وزير امور خارجه آمريكا از سال 76 تا 80 و نويسنده كتاب « يادداشتي براي رييس جمهور : ما چگونه مي توانيم شهرت و رهبري آمريكا را بازگردانيم » به باراك اوباما رييس جمهور منتخب آمريكا نامه نوشت .
    به گزارش روزنامه ديلي تلگراف در اين نامه آمده است : موفقيت شما را تبريك مي گويم . شما پيروزي تاثيرگذاري كسب كرده ايد اما اين پيروزي مسئوليت رهبري آمريكاي مشكل دار را در جهاني كه در سردرگمي و نفرت غرق شده است نيز به همراه دارد. شما به هنگام به قدرت رسيدن با وظيفه دلهره آور بازگرداندن اعتبار آمريكا به عنوان يك رهبر موثر و نمونه جهان رو به رو خواهيد بود.
    نمي توانيد فقط با فاصله گرفتن خود و دولت تان از اشتباهات جورج بوش به اين امر نائل شويد. شما بايد استراتژي هاي بديع و جديدي را براي مقابله با خطرات چند گانه از جمله بحران اقتصادي جهاني دو جنگ داغ (در عراق و افغانستان ) القاعده تهديدات هسته اي و تغييرات آب و هوايي پيشنهاد دهيد. شما در هر زمينه بايد تيم درجه يكي را از مشاوران به كار گيريد. از اصول تفكر انتقادي استفاده كنيد و يك استراتژي منسجم با يك ارتباط شفاف ميان اقدامات و نتايج ايجاد كنيد.
    نخستين وظيفه شما به عنوان رييس جمهور بازگرداندن منابع سنتي احترام جهاني به آمريكاست يعني انعطاف پذيري خوش بيني حمايت از عدالت و علاقه و صلح . اين همان چيزي است كه شما در جريان فعاليتهاي انتخاباتي خود آن را به رسميت شناختيد. يعني اين كه نام آمريكا لكه دار شده است .
    پيام شما به جهان بايد اين باشد كه اگر چه آمريكا در زمان نياز به انجام كاري ترسي در انجام آن ندارد اما همچنين بسيار علاقمند است تا هم گوش دهد و هم بياموزد.
    شما از همان روز تحليف بايد سخت تلاش كنيد تا اعتماد به منطقي بودن اقتصادي و مالي آمريكا را بازگردانيد. بحران مالي ماه اكتبر ثابت كرد كه رهبران كنوني ما راه خود را گم كرده اند. تمام چشم ها به شماست . افراد مناسب را انتخاب كنيد. ديسيپلين از خود نشان دهيد. به قوانيني كه ايجاد كرده ايد پايبند باشيد و خواستار سيستم اقتصادي شويد كه به كار سخت و نه آز و حرص ارزش مي دهد.
    شما بايد در خارج از آمريكا كار خود را با بيرون آوردن نيروهاي آمريكا از عراق آغاز كنيد. اگر دودل هستيد نظر عمومي در حال تغيير عراق شما را مجبور خواهد كرد اين كار را بكنيد. شما با آغاز اين روند و كنترل زمان آن مي توانيد اعتبار را به رهبران با مسووليت عراقي بدهيد و به راديكال ها اجازه ندهيد كه ادعا كنند كه آنها ما را از عراق بيرون كرده اند.
    نيروهايي كه درچارچوب استقرار مجدد باقي مي مانند بايد به آماده سازي بيشتر نيروهاي عراقي براي فرماندهي خود تمركز كنند. با وجود دستاوردهاي اخير اين كشور هنوز از سوي تنش هاي فرقه يي تهديد مي شود.
    اينها تاريخ بلند بالايي دارند و مي توانند تنها از طريق تصميم گيران خود عراق حل شوند. نيروهاي آمريكايي نمي توانند جايگزين ستون فقرات عراق شوند. در افغانستان بن بست غير قابل دوام به وضعيتي تغيير كرده است كه اكثريت از طالبان مي ترسند از ناتو نفرت دارند و به دولت خود باور ندارند. شما با اين وجود شايد ترغيب شويد تا اقدامات بيشتري در افغانستان انجام دهيد اما اين به تنهايي يك واكنش خواهد بود و نه يك استراتژي .
    ارتش ما اذعان كرده است كه رويكرد كنوني ديگر كارگر نمي افتد. ما نمي توانيم راه خود را به سمت پيروزي بدست آوريم و به اين خاطر آدم بكشيم . ما به نيروهاي بيشتري نياز داريم اما به سياستي نياز داريم كه با جاه طلبي ها و حساسيت هاي جمعيت محلي همخواني داشته باشد.
    ماموريت اول نظامي ناتو به هنگام رهبري شما بايد آموزش نيروهاي افغان براي دفاع از دهكده هاي افغان باشد و هدف اصلي سياسي آن بايد بهبود كيفيت حكومت در سراسر اين كشور باشد.
    توسعه اقتصادي حياتي است و شما بايد موسسات جهاني و منطقه اي را تشويق كنيد تا در ساخت زير ساخت ها و ايجاد شغل نفر اول باشند.
    شما بايد از لحاظ ديپلماسي بر روي بهبود و همكاري امنيتي ميان اسلام آباد و كابل تمركز كنيد. در كل تلاشهاي متحد با يكديگر بايد در اولويت باشد تا از عضوگيري جديد تروريست ها جلوگيري شود و نه كشتن آنها.
    علاوه بر طالبان دليل حضور ما در افغانستان القاعده است كه حضوري خارجي در هر جايي دارد حتي ريشه هاي اين گروه در پاكستان نيز بسيار عميق نيست و شكست رهبران آن در ايجاد يك برنامه ي مثبت جاذبه عمليات به سبك بن لادن را حتي براي همراهان بالقوه شان كم كرده است . القاعده هنوز خطرناك است و روند شكست آن در پيكار ايده ها آغاز شده است . اقدامات نظامي با هدف هنوز ضروري هستند اما شما بايد از دادن بهانه جديد به دست افراد بسياري در جهان اسلام كه با ما موافق نيستند براي پيوستن به آنهايي كه در تلاشند ما را بكشند اجتناب كنيد. در نهايت اين يك تمايز مهم است و بستن گوانتانامو به اين امر كمك مي كند.
    شما از همان روز اول بايد براي شناسايي عناصر يك صلح پايدار و عادلانه در خاورميانه كار كنيد. منفي نگران دوست دارند شاهد اين باشند كه حمايت از صلح باعث آرام نشستن القاعده نخواهد شد اما اين هم آشكار و هم بي ربط است . تلاشهاي شما هنوز مي تواند احترام به رهبري آمريكا در مناطقي كه القاعده در جست وجوي خون است تقويت كند.
    تنها ديپلماسي منطقه اي موثر مي تواند اسراييلي ها و اعراب را متقاعد كند كه هنوز امكان رسيدن به صلح وجود دارد. در نبود اين اميد تمام طرفين براي آينده اي بدون صلح آماده خواهند شد بنابراين نظرا افراطيون تاييد خواهد شد و هر بخشي از كار شما پيچيده تر خواهد شد.
    خطرات ناشي از خاورميانه و خليج فارس مطمئنا شما را مشغول خواهند كرد اما آنها نبايد تمام توجه شما را به خود منعطف كند. دقيقا همان گونه كه يك سياست خارجي موثر نمي تواند به طور اختصاصي يك جانبه باشد چند جانبه نيز نمي تواند باشد. شما بايد زمان و منابع بيشتري به مناطقي مثل آمريكاي لاتين و آفريقا كه به آنها بي توجهي شده است اختصاص دهيد.
    شما به عنوان يك رهبر جهاني بايد از طريق لنزهايي گشاده جهان را ببينيد. به همين دليل اميدوارم يك ماموريت جديد و رو به آينده براي كشورمان ايجاد كنيد; استفاده از پيشرفتهاي اخير علمي براي تقويت استانداردهاي زندگي در سراسر جهان . اين طرح بايد به سوي افزايش غذا پخش دارو حفظ منابع آب و توليد انرژي گسترش يابد. چنين سياستي با كم كردن شكنندگي خود در برابر اخاذي در مورد انرژي و در عين حال منتقل كردن يك ذهنيت شفاف تر در مورد ماهيت آمريكا به درد آينده خواهد خورد.
    آقاي رييس جمهور منتخب ! پستي كه زماني جرج واشنگتن آبراهام لينكلن و روزولت ها داشته اند به زودي مال شما خواهد بود. مثلا در سالهاي آتي بايد به رغم منحرف شدن از هر مسيري تعادل خود را حفظ كنيد و در همهمه وقايع قابل پيش بيني و شوكه كننده بايد قضاوت محكم خود را داشته باشيد.
    شما براي توجيه اعتماد ما به خودتان بايد اعتمادتان را به ما نيز نشان دهيد. به سياستهاي ترس پايان دهيد همانند افراد بالغ با ما رفتار كنيد به ما كمك كنيد تا مردم سرزمين ها و فرهنگ هاي دور دست را درك كنيم . ما را براي كار با يكديگر به چالش بكشيد. به ما يادآوري كنيد كه بهترين ساعات آمريكا توسط حكومت بر ديگران به دست نيامده بلكه از ترغيب كردن مردم در هر نقطه اي براي پيدا كردن بهترين در خودشان به دست آمده است .
    آلبرايت آقاي اوباما شما پيروزي تاثيرگذاري كسب كرده ايد اما اين پيروزي مسئوليت آمريكاي مشكل دار را به همراه دارد. شما نمي توانيد فقط با فاصله گرفتن از اشتباهات بوش به جايي برسيد بلكه بايد همزمان اصلاحاتي را در سياستهاي آمريكا ايجاد كنيد
    نام آمريكا درجهان لكه دار شده است . وقت آنست كه آمريكا هم خوب گوش دهد و هم بياموزد
    رهبران آمريكا راه خود را گم كرده اند
    آمريكا نمي تواند با آدم كشي به جايي برسد