روزنامه جمهوري اسلامي 16/08/1387 صفحه عقيدتي

  • اخلاق در متن سياست و مديريت
  • چه كنم
  • هماهنگي جهان هستي خاستگاه تفكر توحيدي
  • *****
    اخلاق در متن سياست و مديريت




  • راز عظمت و شگفتي تاثير كلام و انديشه امام خميني
    انسان شگفت آورترين و پيچيده ترين خلق خداست . موجودي كه علاوه بر غرائز طبيعي و حيواني و واكنشهاي جسماني داراي فطرت و شخصيتي روحاني است كه از ديگر موجودات زنده ممتاز گرديده است موجودي كه مي انديشد انتخاب مي كند و با تدبير عقلاني و تلاش جسماني مشكلات را براي نيل به زندگي بهتر از پيش پاي خود برمي دارد و به موازات اين تلاش تاريخ حيات خويش را مي سازد و بر معارف به ارث رسيده از پيشينيان مي افزايد و راه را براي تحولات سريعتر و تسلط بيشتر آيندگان بر طبيعت و كشف مجهولات هموار مي سازد. ولي افسوس كه در هياهوي كوششهاي آدمي براي نيل به اميال و مقاصد خويش و در غوغاي درگيري انسان و طبيعت حقيقتي بس گرانبها به فراموشي سپرده مي شود و آن : نفس و جوهر شخصيت انساني و به تعبيري ديگر « خود انسان » و تربيت و تزكيه نفس و ساختن انسان متعالي است انساني كه خالق هستي او را اشرف مخلوقات لقب داده و مفسرين واقعي وحي در باب شناختش فرموده اند : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » .
    آري خود فراموشي و ناديده انگاشتن ابعاد لايتناهي روح آدمي و بي توجهي نسبت به استعدادهاي بشر در پيمودن سير كمالات و فضائل اخلاقي دردي است كه اغلب جوامع بشري بدان مبتلا گرديده اند و حاكميت تكنولوژي و زندگي ماشيني و همچنين سلطه ماده گرايان و دنياپرستان بر بخشي وسيع از مناطق جهان از يكسو و ناتواني مكاتب و انديشه هاي مختلف در ارائه مسيري روشن و تفسيري مطمئن از انسان بر اين سير قهقهرايي و از خود بيگانگي افزوده اند. و در اين ميان تنها مناديان توحيد و انبيا و پاسداران حريم ارزشها و معنويتها بوده اند كه تربيت انسان را وجهه جهاد مستمر خويش قرار داده و همنوا با چراغ عقل و نداي فطرت جامعه انساني را به سوي كمالات و ارزشهاي متعالي هدايت كرده اند و حقيقتا آنچه كه در تاريخ حيات بشري از افتخارات و ارزشهاي بزرگ و تمدنهاي راستين برجاي مانده نتيجه همان مجاهدتهاست .
    انقلاب اسلامي كه در عصر حاضر با همت يكي از مردان خدا در عين ناباوري جهانيان پديدار گشت در ماهيت خويش تنها يك جنبش سياسي و يا شورشي مردمي براي سرنگوني نظامي ستمگر نبود بلكه پيش از آن رستاخيزي فرهنگي و اخلاقي بود كه انسان درمانده معاصر را به بازيابي فطرت الهي خود فرا مي خواند. بنيانگذار جمهوري اسلامي در وصيتنامه جاويدش در باب ماهيت انقلاب عظيمي كه آغاز كرده فرمود : « در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاريها و جان نثاريها و محروميتها مناسب حجم بزرگي مقصود و ارزشمندي و علو رتبه آن است . آنچه را كه شما ملت شريف و مجاهد براي آن بپاخاستيد و دنبال مي كنيد و براي آن جان و مال نثار كرده و مي كنيد و والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدي است و مقصودي است كه از صدر عالم در ازل و از پس اين جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد و آن مكتب الوهيت به معني وسيع آن و ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است كه اساس خلقت و غايت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غيب و شهود است و آن در مكتب محمدي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به تمام معني و درجات و ابعاد متجلي شده و كوشش تمام انبيا عظام ـ عليهم سلام الله ـ و اوليا معظم ـ سلام الله عليهم ـ براي تحقق آن بوده و راهيابي به كمال مطلق و جلال و جمال بي نهايت جز با آن ميسر نگردد آن است كه خاكيان را بر ملكوتيان و برتر از آنان شرافت داده و آنچه براي خاكيان از سير در آن حاصل مي شود براي هيچ موجودي در سراسر خلقت در سر و علن حاصل نشود » .
    در منطق امام خميني مبارزه و ورود در سياست و بدست گرفتن حكومت هدف نيست هدف : پيروزي بيرون آمدن از ميدان نبردي است كه خداوند پس از سوگندهاي متوالي و با تاكيد فراوان مي فرمايد : قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها. هدف : تربيت انسان و هدايت اوست در سير از عالم خاك تا ملكوت اعلي . هدف : تشكيل جامعه و ايجاد محيطي است كه تنها خدا در آن عبادت شود و انوار عبوديت و اخلاص و جلوه ايمان به غيب ظلمتهاي علايق نفساني و شهوات دنيايي را محو نمايد و ديدگان بشر را بر پرتو جمال حق در پهنه هستي بينا سازد و توحيد و ابعاد رفيع آن را در تمامي روابط و مناسبات انساني حاكم گرداند و اينهمه ممكن نيست جز با « تزكيه نفس » مقوله اي كه حاكمان شرق و غرب از آن بي خبرند و جهان خسته امروز تشنه آن است .


    راز عظمت كار امام خميني و شگفتي تاثير كلام و انديشه آن حضرت بر پيروانش را بايد در همين حقيقت جستجو كرد. آنانكه براي دريافت رمز شعار پيروزي خون بر شمشير و غلبه ياران بي سلاح امام بر مسلحترين حكومت وابسته به آمريكا با تحليلهاي مادي به دنبال عوامل سياسي و اقتصادي مي گردند ره به جايي نخواهند برد. آنانكه موفقيت امام خميني را در تجربه و آموزش شيوه هاي مبارزه با نفس و نبرد در ميدان سخت « جهاد اكبر » نشنيده و نشناخته اند از درك ماهيت انقلاب امام نيز عاجزند...
    امام خميني پيش از آنكه علم مبارزه سياسي را آشكارا بدست گيرد و همچنين در بحبوحه مبارزات خويش همواره با تكيه بر مباحثي از اين قبيل به رهروان راهش مي آموخت كه مسير او از جنبشهاي سياسي معمول و سياستمداران حرفه اي جداست و پيروزي واقعي در جهاد سياسي و نظامي و اقتصادي جز با جهاد اكبر و مبارزه با نفس حاصل نخواهد شد.
    (برگرفته از مقدمه موسسه تنظيم و نشر آثار امام بر كتاب ارزشمند « جهاد اكبر يا مبارزه با نفس » )
    خود فراموشي و ناديده انگاشتن ابعاد لايتناهي روح آدمي و بي توجهي نسبت به استعدادهاي بشر در پيمودن سير كمالات و فضائل اخلاقي دردي است كه اغلب جوامع بشري به آن مبتلا گرديده اند
    در منطق امام خميني مبارزه و ورود در سياست و به دست گرفتن حكومت هدف نيست . هدف پيروزي در ميدان مبارزه با نفس است . هدف تربيت انسان و هدايت اوست در سير از عالم خاك تا ملكوت اعلي هدف آن است كه « توحيد » و ابعاد رفيع آن در تمام روابط و مناسبات انساني حاكم شود و اين ها ممكن نيست جز با « تزكيه نفس » كه جهان خسته امروز تشنه آن است
    آنان كه موفقيت امام خميني را در تجربه و آموزش شيوه هاي مبارزه با « نفس » و نبرد در ميدان سخت « جهاد اكبر » نشنيده و نشناخته اند از درك ماهيت انقلاب امام خميني نيز عاجزند
    امام خميني پيش از آن كه پرچم مبارزه سياسي را آشكارا به دست گيرد و همچنين در بحبوحه مبارزات خويش به رهروان راهش مي آموخت كه مسير او از جنبش هاي سياسي معمول و سياستمداران حرفه اي جداست و پيروزي واقعي در جهاد سياسي و نظامي و اقتصادي جز با جهاد اكبر و مبارزه با نفس حاصل نخواهد شد

  • *****
    چه كنم




  • يارب ار نگذري از جرم و گناهم چكنم
    ندهي گر به در خويش پناهم چكنم
    گر براني و نخواني و كني نوميدم
    به كه روي آرم و حاجت زكه خواهم چكنم
    گر ببخشي گنهم شرم مرا آب كند
    ور نبخشي تو بدين روي سياهم چكنم
    نتوانم كنم انكار گنه يك ز هزار
    كه تو بودي به همه حال گواهم چكنم
    بارالها كرمي مرحمتي امدادي
    كاروان رفته و من مانده به راهم چكنم
    دوش مي گفت « شفق » بار خدايا كرمي
    كه من آشفته دل و نامه سياهم چكنم
    حجت الاسلام محمد حسين بهجتي (شفق )

  • *****
    هماهنگي جهان هستي خاستگاه تفكر توحيدي




  • موجودات جهان و حركت هاي جهان هستي در حالي كه مستقل و جداگانه به سوي تكامل شتابانند (حركت ارگانيك ) با يكديگر ارتباط و همبستگي و هماهنگي دارند حركت ها در هم اثر دارند و باعث كمال و تكامل يكديگرند (حركت ميكانيك ). جهان هستي مانند يك سيستم هماهنگ و منظم به حركت خود ادامه مي دهد.
    از كهكشان بي نهايت بزرگ تا الكترون هاي بي نهايت كوچك همه درهم اثر دارند و با يكديگر در ارتباطند. حركت كهكشان در نظم حركت منظومه اثر دارد و حركت منظم منظومه در حركت منظم كره زمين و آن هم در حيات و هستي موجودات زمين اثر دارد. حركت منظم كره زمين در جو و فشار هوا اثر مي گذارد كه اين حركت و فشار در ضربان قلب موجودات زميني اثر مي گذارد. در اين بينش كل نگري است كه سعدي مي گويد :
    ابر و باد و مه وخورشيد و فلك در كارندتا تو ناني بكف آري و به غفلت نخوري
    همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردارشرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبري
    هماهنگي و همكاري كل هستي چيزي نيست كه مورد انكار قرار گيرد. اگر انفجاري در كره خورشيد بوجود آيد در زمين اثر مي گذارد و در سيستم هاي مخابراتي ايجاد اختلال مي كند(1 ) نقش و تاثيري كه خورشيد در موجودات زمين دارد كه حيات و رشد و تكامل وابسته به خورشيد و تابش و نور حيات بخش آن است . نقشي كه تابش ماه بر موجودات زمين دارد قابل انكار نيست (2 ) كل هستي در يك نظام حيرت آور داراي هدف واحدي هستند كه هر چيزي بجاي خويش نيكوست .
    براي ساختن گياه مي بينيم عناصر مختلفي اتفاق مي كنند اكسيژن يدروژن كربن ازت گوگرد فسفر پتاسيم آهن كلسيم منگنز مس روي و... دست به دست هم مي دهند كه مي دانيم اين اتفاق عناصر بدون همكاري خورشيد و گردش منظم زمين و مراقبت آتمسفر و همكاري باد و باران بي نتيجه است . اين هماهنگي بشر را به تفكر توحيدي مي رساند.
    توجه كوتاهي ما را به اين واقعيت رهنمون مي گردد كه هماهنگ كننده يك نظام يك كارخانه عظيم صنعتي و ديگر سيستم هاي هماهنگ بايد داراي علم و عقل و شناخت و مديريت و نظارت لازم باشد زيرا هماهنگ كردن چيزي است و ادامه آن چيز ديگر سپس در يك مقايسه و بررسي به اين نتيجه مي رسيم كه :
    چه در نظام هماهنگ يك كارخانه صنعتي و چه در نظام هماهنگ منظومه شمسي . تصادف و طبيعت كور و كر و بي شعور نمي تواند مطرح شود اين حرفي غيرعلمي و غيرمنطقي است .
    « لاپلاس » مي گويد ممكن نيست اين نظام هماهنگ كه در منظومه شمسي مشاهده مي كنيم از روي تصادف بوجود آمده باشد ناچار بايد به خداوند جهان ايمان بياوريم (3 )
    « داروين » مي گويد : محال است بر عقل رشيد كه با ديدن اين نظام هماهنگ شگرف بگويد كه دنيا خدا و آفريده گاري ندارد(4 )
    پاورقي :
    1 ـ اصول پنجگانه اعتقادي ج 1 ص 172
    2 ـ پيدايش و مرگ خورشيد ژرژ گاموف
    3 ـ اثبات وجود خدا به قلم چهل تن ازدانشمندان جهان
    4 ـ عقايد اسلامي محمد دشتي ص 97 و 98