روزنامه جمهوري اسلامي 14/08/1387 صفحه سرمقاله
*****
انتخابات آمريكا و شعار تغيير!


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    در سال 1345 كه رقابت انتخاباتي بر سر به دست آوردن كرسي رياست جمهوري آمريكا ميان « ليندون جانسون » از حزب دموكرات و « باري گلدواتر » از حزب جمهوري خواه به اوج رسيده بود نامزد حزب دموكرات يعني ليندون جانسون با بالاترين اكثريت در تاريخ انتخابات رياست جمهوري آمريكا به پيروزي رسيد و توانست به كاخ سفيد راه يابد. علت پيروزي او وعده « تغيير » بود همان كه اكنون شعار انتخاباتي « باراك اوباما » نامزد حزب دموكرات است و به گفته ناظران امروز برنده انتخابات رياست جمهوري آمريكا خواهد بود. با اينحال چون عملكرد جانسون با شعارهايش منطبق نبود افكار عمومي آمريكا نسبت به او منفي شد تا جائي كه يك كاريكاتوريست او را در قالب يك كاريكاتور درحالي كه در آينه نگاه مي كند ولي به جاي آنكه قيافه خود را ببيند قيافه گلدواتر را مي ديد نشان داد.
    اين واقعه مي تواند در ماه هاي آينده باز هم تكرار شود و در آن صورت اين پاسخ روشني خواهد بود به سئوال كساني كه مي پرسند آيا اوباما بهتر از مك كين است
    شعار تغيير در تاريخ 200 ساله آمريكا چندين بار توسط نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري و احزاب حامي آنها مطرح شده است . اين شعار هر بار در زمان خود توانست فريبنده باشد و مردم را جذب كند و مطرح كننده آنرا به كاخ سفيد بفرستد اما هرگز در بنيان هاي رفتاري نظام حكومتي آمريكا تاثيري كه قابل ملاحظه باشد برجاي نگذاشت . اين درست است كه « اوباما » اگر به كاخ سفيد راه يابد واقعه اي در تاريخ آمريكا روي خواهد داد كه سابقه ندارد. ورود يك سياه پوست به كاخ سفيد كه براي سفيدپوستان ساخته شده واقعه اي كم اهميت نيست لكن اين سياه حداكثر كاري كه مي تواند در كاخ سفيد انجام دهد اينست كه تعدادي از كارمندانش را عوض كند و تغييراتي هم در بعضي امور تشريفاتي پديد بياورد. او هرگز نخواهد توانست بنيان هاي نظام حكومتي آمريكا كه نفوذ سرمايه داران صهيونيست ها و نژادپرستان در شكل گيري آن دخيل بوده و بر ادامه آن اصرار دارد و تمهيدات زيادي انديشيده است را تغيير دهد.
    شايد ضعف مفرطي كه اكنون عارض حزب جمهوري خواه شده به اوباما و حزب دموكرات اجازه تحركات محدودي را در جهت تغييرهاي كوتاه مدت نشان بدهد اما اين اقدام نيز صرفا با هدف حفظ موقعيت دموكرات ها خواهد بود نه اعتقاد به تغيير يا اراده اي عملي براي انجام آن . آنچه ميان دو حزب عمده آمريكا وجه مشترك است همان نظام حكومتي سلطه طلب و منفعت خواهي است كه براي تامين خواسته هاي خود به ويژه در سياست خارجي به هيچ قانوني پاي بندي نشان نمي دهد و معتقد است هدف همواره وسيله را توجيه مي كند . اين تجربه ايست كه حداقل در 30 سال اخير يعني دوران حاكميت نظام جمهوري اسلامي بر ايران و كوتاه بودن دست آمريكا از اين كشور به صورت عيني به دست آمده است . در اين دوران هم دموكرات ها در آمريكا زمامداري كردند و هم جمهوري خواهان . ميزان خصومت اين هر دو حزب با نظام جمهوري اسلامي كاملا مشهود بود كما اينكه سياست سلطه طلبي و تجاوز به حقوق ساير ملت ها نيز در اين سه دهه در دستور كار هر دوي آنها قرار داشت .
    صهيونيست ها كه در پشت پرده بسياري از سياست هاي آمريكا بازيگري مي كنند در تداوم بنيان نظام حكومتي آمريكا با ويژگي هاي موجود نقش عمده اي دارند. اين نقش در تمام سه دهه گذشته مشهود بود و در اين زمينه تفاوت عمده اي ميان دو حزب جمهوري خواه و دموكرات مشهود نبود. در اين انتخابات نيز صهيونيست ها صحنه گرداني نماياني كردند و هر دو نامزد رياست جمهوري را به موضعگيري هاي افراطي به نفع رژيم صهيونيستي و عليه مخالفان اين رژيم كشاندند. بعد از انتخابات نيز صهيونيست ها به سراغ فرد منتخب خواهند رفت و او را در محاصره خود خواهند گرفت و به ادامه راهي وادار خواهند كرد كه براي نظام حكومتي آمريكا در نظر گرفته شده و آنها در شكل گيري آن نقش داشته اند.
    بدين ترتيب عليرغم همه تبليغات و هيجان هاي كاذبي كه در بسياري نقاط جهان در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا پديد آمده اين انتخابات نيز همچون بسياري از انتخابات هاي گذشته تحولي در جهان پديد نخواهد آورد. اگر نامزد حزب دموكرات پيروز شود شايد حزب وي براي آنكه خود را از مشكلات برون مرزي نجات دهد تا بتواند به اوضاع نابسامان داخلي كه محصول بي لياقتي بوش كوچك و همكاري نالايق اوست سروساماني بدهد تجديدنظرهاي محدودي در موضوعاتي از قبيل اشغال افغانستان و عراق بعمل بياورد ولي اينها فقط تاكتيك خواهند بود نه استراتژي . قطعا سياست دراز مدت آمريكا تلاش براي حفظ برتري خود به عنوان ابرقدرت بر ساير كشورها و تحكيم سلطه خود بر جهان به عنوان رهبر همه كشورها خواهد بود. سردمداران نظام حكومتي آمريكا اين سياست را به هيچ قيمتي تغيير نخواهند داد و شعار « ما به تغيير نيازمنديم » حزب دموكرات و شخص اوباما صرفا يك شعار انتخاباتي است كه نمي تواند بنيان هاي نظام حكومتي آمريكا را تغيير دهد حتي اگر او بخواهد.
    در مورد ايران بسيار خام طبعي و ساده لوحي خواهد بود اگر تصور شود يكي از دو نامزد رياست جمهوري آمريكا سياستي حق گرايانه در قبال ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي در پيش خواهد گرفت . ايران علاوه بر آنكه بخشي از سياست خارجي آمريكا را تشكيل ميدهد و مشمول همان استراتژي است اصولا به دليل اينكه طي 30 سال اخير نظام سلطه را كه آمريكا سمبل آنست تحقير كرده يكي از مشخص ترين اهداف آمريكاست . به همين دليل ما نمي توانيم تفاوت محسوسي ميان اين دو نامزد رياست جمهوري آمريكا در نظر بگيريم . سياست ما بايد بر همان منطق استوار باشد كه تاكنون بوده و تنها درصورتي مي توانيم به سوي تجديدنظر در آن فكر كنيم كه در بنيان هاي نظام حكومتي آمريكا كه نظام سلطه است تغييرات اساسي پديد آيد.
    ضمنا آنچه در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريكا به عنوان پيش بيني و تحليل و تفسير گفته و نوشته مي شود همه بر اين فرض متوقف است كه اولا در انتخابات تقلب صورت نگيرد و ثانيا اوباما ترور نشود. اگر يكي از اين دو واقعه رخ دهد همه چيز تغيير خواهد كرد حتي اگر شعار « ما به تغيير نيازمنديم » اوباما با هدف ايجاد تغيير انتخاب نشده باشد!