روزنامه جمهوري اسلامي 12/08/1387 صفحه جبهه و جنگ

  • خاطرات من از دوران اسارت
  • عطر شهادت
  • گوهر عشق
  • جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان
  • *****
    خاطرات من از دوران اسارت




  • اسماعيل يكتايي لنگرودي آزاده و جانباز دفاع مقدس
    دوستي خاله خرسه
    زماني كه اسير شده بودم مجروحيت و پاي قطع شده ام توسط مين بسيار مرا آزار مي داد و درد تشنگي نيز بر من غلبه مي نمود گوشه اي افتاده بودم . نگهبان عراقي بالاي سرم آمده و در حالي كه يك دستش بيسكويت و دست ديگرش سيگار بود به من سيگار را تعارف مي نمود. اما من با توجه به اينكه سيگاري نبودم و از طرفي از درد به خودم مي پيچيدم تعارفش را رد نمودم اما او به زور قنداقه ي تفنگ به من سيگار را تعارف مي كرد و من امتناع مي نمودم و قادر نبودم كه سيگار بكشم و او هم به زور خود ادامه مي داد!
    من در آن لحظه ياد دوستي خاله خرسه افتاده بودم !
    عاقبت خنده
    نگهباني داشتيم به نام « لفته » كه گويا چوپان بود كه او را وارد اردوگاه كرده بودند او اصلا سواد هم نداشت و بخاطر بي سواديش او را مسئول بند 2 كرده بودند . روزي در حين قدم زدن داخل اردوگاه يكي از بچه ها با ديدن وي بناگاه خنديد . نگهبان او را صدا زد و چون مي دانست كه بچه ها از وضعيت او آشنايي داشته ! و با منظور مي خنديدند! لذا آن فرد آزاده را به جرم خنديدن پنجاه سيلي به گوشش نواخت و وقتي گفتند برگرد برو او مجددا خنديد. اين حركت او باعث خنده همه بچه هاي اردوگاه شد در حاليكه تا لحظه اي پيش همگي بخاطر كتك خوردن هموطن و همرزمشان ناراحت و پكر بودند.
    نتيجه اين كار سبب شده بود كه هم نگهبانان بعثي سوختند و هم ما نوعي درس مقاومت و شهامت گرفتيم تا با اين گونه كتكها خم به ابرو نياوريم .
    هديه صدام
    17 الي 30 ژوئيه سالگرد كودتاي بعث عراق است نه انقلاب ! كه در اين ايام برنامه هاي عراق تكميل و پر از جشن پايكوبي مي باشد و خيابانهاي شهر عراق هم آنطور كه از تلويزيون مشخص بود با برنامه هاي جشن شلوغ شده بود.
    عصر يكي از همين روزها موقعي كه همگي در حياط مشغول قدم زدن بوديم نگهبانها صوت آمار را زدند! صوت به موقع به صدا درآمده و فهميديم كه مسئله اي هست .
    پنج نفر پنج نفر سر آمار نشستيم . سرگرد بعثي عراقي فرمانده اردوگاه همراه با ديگر درجه داران وارد اردوگاه شده و مترجم را صدا زد و شروع كرد به صحبت كردن !


    ايام با شكوه خودشان را كه ربطي به ما نداشت به ما تبريك گفتند! و همچون قبل از نصايح خود سخن گفته و ما را همچون مهمان خطاب نمودند!
    در ميان صحبتهاي خود چندين مرتبه تكرار كرد كه به همين مناسبت يك قالب يخ به هر آسايشگاه 130 نفره هديه گرديد و اين مطلب را چندين مرتبه با منت تمام تكرار نمود و اعلام كرد اين هديه با سفارش اكيد رييس جمهور مبني بر رسيدگي به شما اسرا انجام گرفته ! و آنقدر از اين هديه صحبت كرد كه بچه ها در آن هواي گرم عرق از سر و صورتشان مي باريد و وقتي كه صحبتش به پايان رسيد با صوت آزادباش براي درست كردن آب يخ همگي به طرف يخ رفتند اما متاسفانه يخ آب شده بود!
    گويا يخ بيچاره هم از صحبتهايشان خجالت كشيده بود و بدين ترتيب سفارش اكيد رييس جمهور بعث عراق صدام حسين آب شد و بر زمين ريخت !
    مقاومت آزاده نگهبان بعثي را به زمين مي زد!
    « ادنان » نگهباني بود كاملا به زبان فارسي مسلط گشته بود تا جايي كه اكثر ضرب المثلهاي فارسي را هم بلد بود. در اردوگاه تكريت 11 هنگام گرفتن آمار داخل آسايشگاه بوديم كه ادنان رو كرد به بچه ها و گفت : امروز مي خواهم شما را بزنم اما انتخاب با خود شماست براي كتك هر كدام مايلند كابل بخورند بگويند و هر كدام هم با سيلي خوردن موافقند نيز همينطور! و براي هر كدام نيز يك ضربه تعيين گرديده بود. مي گفت : ما انتخاب را به عهده ي شما گذاشته ايم ! و آنچه به نفع شماست خود انتخاب كنيد! بعد نگوييد كه در كشور عراق آزادي در انتخاب نبوده است !
    در واقع انتخاب كابل يا سيلي به عهده ي ما بود و بحق كه آزادي در انتخاب قابل تحسين بود!
    در نتيجه ادنان قبل از اينكه طرف مقابل را بزند سئوال كرد كابل يا سيلي ! و طرف مقابل هم به راي خود انتخاب مي نمود! بايد گفت كه سيلي نسبت به كابل كمي بهتر بود يعني با خوردن سيلي آدم يكباره راحت مي شد البته اگر دهان خون نمي آمد. اما كابل سوزش داشت و با درازايي كه داشت معلوم نبود از كجا تا كجاي كمر و بدن خواهد نشست و چه سوزشي خواهد داشت . در اين صورت بود كه غالبا اكثر بچه ها سيلي را انتخاب مي نمودند.
    نوبت رسيد به محمدعلي گنبدي از برادران خوب و پاسدار او خوردن كابل را ترجيح داده بود. ادنان نگهبان عراقي نيز متعجب شده بود لذا از وي سوال كرد كه چرا كابل را انتخاب كرده اي محمدعلي در جواب ادنان بسيار قاطعانه و متين گفت : من متاهل و داراي دو فرزند هستم غيرتم به من اجازه نمي دهد كه تو به من سيلي بزني . بخاطر همين هم كابل را به سيلي خوردن ترجيح مي دهم .
    ادنان در جواب گفت : ولي كابل را دو بار مي زنم . محمدعلي پاسخ داد : اشكالي ندارد و باز هم كابل .....
    ادنان گفت : 3 تا! محمدعلي در جوابش گفت : كابل ! ادنان بيشتر مي كرد و او در جواب پاسخ مي داد و مي گفت كابل ! در اين ميان همگي متعجب به گفتگوي آن دو بوديم كه محمدعلي علاوه بر اينكه متاهل بود متعهد نيز بود!
    ادنان عصباني شده غرشي زد و ددمنشانه با كابل بر بدنش مي كوفت و اين بار ضربات مهلكانه اش را با شدت بيشتر بر بدنش فرود مي آورد تا جائيكه از لگد كردن نيز كوتاهي نمي كرد. در واقع اينجا مقاومت محمدعلي بود كه او را به زمين مي زد زيرا محمدعلي معتقد بود كه غيرتم به من اجازه نمي دهد كه يك نگهبان بعثي عراقي از روبرو به من سيلي بزند بگذار از پشت همچون نامرد كابل را با تمام دردش بر بدنم فرود آورد كه در اينجا نامردي از پشت بر من خنجر زده است !
    يكي از نگهبانان بعثي به نام « ادنان » به زبان فارسي مسلط بود . يكروز در اردوگاه تكريت 11 رو كرد به بچه ها و گفت : مي خواهم شما را بزنم اما انتخاب با خود شماست . براي كتك هر كدام كه مايلند كابل بخورند بگويند و هر كدام هم با سيلي خوردن موافقند نيز اعلام كنند. ما انتخاب نوع كتك خوردن را به عهده خود شما گذاشته ايم و آنچه به نفع شماست خود انتخاب كنيد بعد نگوييد كه در كشور عراق آزادي در انتخاب نبود!
    در سالگرد كودتاي بعث عراق و نه انقلاب عراق ! سرگرد بعثي عراقي وارد اردوگاه شد و مترجم را صدا زد و شروع كرد به صحبت كردن . او اعلام كرد به مناسبت سالگرد انقلاب عراق با سفارش اكيد رئيس جمهور مبني بر رسيدگي به شما اسرا يك قالب يخ به هر آسايشگاه 130 نفره هديه گرديد! او آنقدر به سخنراني خود ادامه داد كه سفارش اكيد رئيس جمهور عراق صدام آب شد و بر زمين ريخت !

  • *****
    عطر شهادت


  • سلامي از عالم خاك به عالم ملكوت . از فرش به عرش و از وراي دنياي خاكي و مادي به دنياي انسانيت و نور. سلامي از دل غبارآلود و غمگين فرزند به قلب نوراني و در خون غلطيده پدر.
    پدر جان ! با بال هاي خونين از ميانمان پرگشودي و ما را تنها گذاشتي و اين رفتنت خود پيامي بزرگ است و نبودن جسمت در ميان ما شعله اي از عطش ديدار را برافروخته است . پدرم ! هر شب به ديدارم بيا و مرا از درس هاي بزرگت بي بهره مكن . بيا و درس زندگي كردن را به ما بياموز. بيا و عطش عشق ديدار پدر و فرزند را شعله ورتر كن . بيا كه آمدنت داروي دردمان شده است و جمال نوراني ات طبيب دلها.
    پدر شهيدم ! هر چند پرگشودنت از ميان مان را به سختي باور كرده ام . اما هر پنج شنبه در بهشت زهرا پرگشودنت از آسمان به زمين خاكي و به جمع ما زميني ها پيوستن را به راحتي پذيرفته ام . هر هفته غروب كه ميشود در بهشت زهرا به ديدارت مي آيم . نه ... بلكه اين تو هستي كه به ديدار ما بيماردلان مي آيي تا شفاعت دنيوي را نصيبمان گرداني . بيا كه امروز سخت محتاج توام . آمدنت شميم عطر بهشتي را با خود دارد و چهره ات روشنايي خورشيد را.
    پدر عزيزم ! تو آمدي با تكه استخواني . آمدي تا بگويي كه چگونه در ركاب سربازان حقيقي امام عصر (عج ) جنگيدي . آمدي تا بگويي ما جان و هستي مان را در راه خدا بخشيديم آمدي تا با سئوال هاي پر مفهومت ما را به خود آوري و اين حالت خواب گونه غفلت را از ما بزدايي . به هنگام بازگشت پيام آزادي و سرافرازي را به ارمغان آوري و درس ايثار و شهادت را كه از مكتب سالار شهيدان فراگرفته بود به ما آموختي . پدر! با آمدنت عطر شهادت را در كوچه پس كوچه هاي شهرهاي ايران عزيزمان پراكننده كردي . گل سرخ شهادت ! اي نيلوفر آشنايي من ! قطره اي از خون سرخت را در غروب روزهاي پنج شنبه به آسمان ببخش تا سرخي آن زمين را در برگيرد. براي ما از خداوند شفاعت بخواه .
    چرا كه مي خواهيم همواره شعارمان ايمان قلم شجاعت باشد.
    محمد سديدپناه ـ فرزند شهيد

  • *****
    گوهر عشق




  • در مقدم ميلاد صفا بخش بهاران
    رفتند از اين كهنه سرا چلچله واران
    بردند از اين خاك بر افلاك ملائك
    بر شانه خود پيكر خورشيد تباران
    در لحظه رفتن به تماشاگه دلدار
    زيباست تماشاي كف پوشي ياران
    در باغ دميده است هزاران گل و لاله
    از خون فرو ريخته بر خاك هزاران
    اي ابر ببار از مژه پيوسته و آرام
    بر خاك شهيدان خدا نم نم باران
    ويرانه اين ملك پر از گوهر عشق است
    اينجا نبود جايگه خيزش ماران
    روشن شده از جوشش ما در همه آفاق
    چشم قلم جمله ي تاريخ نگاران
    همايون عليدوستي

  • *****
    جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان


  • پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
    آمريكا بيم از آن دارد كه پيروزي ايران توازن را در خليج فارس بر هم بزند
    زبان اصلي : انگليسي
    شماره : 001797
    منبع : گاردين الكس برومر واشنگتن
    تاريخ : 1361 3 6 ـ 1982 5 27
    مترجم : اقدس السادات قريشي
    منبع خبر
    دولت ريگان از اين بيم دارد كه شكست نيروهاي عراقي در جنگ خليج (فارس ) موجب شود كه منافع غرب در خليج (فارس ) با تهديدي بيش از كشمكش ميان اعراب و اسراييل مواجه گردد.
    طي تحولات جداگانه ولي مرتبط با يكديگر دولت ريگان به كنگره آمريكا اطلاع داد كه در نظر دارد 75 فروند جنگنده اف ـ 16 به ارزش 2 5 ميليارد دلار را به اسراييل بفروشد .
    اين بزرگ ترين فروش سلاح توسط آمريكا به اسراييل ظرف چهار سال گذشته مي باشد و ظرفيت ناوگان جنگنده اسراييل را به دو برابر افزايش خواهد داد.
    انتظار مي رود بالا گرفتن نگراني آمريكا موضوع اصلي نطق الكساندر هيگ وزير خارجه اين كشور بوده است . وي شب گذشته نطقي را در شيكاگو ايراد نموده بود و انتظار مي رود كه وي پيشنهادهايي را كه به منظور از سر گرفتن گفتگوها پيرامون خودمختاري فلسطيني ها صورت گرفته بود را مجددا وارد فعاليت نمايد.
    به دنبال ديدارهاي همزمان ليكن جداگانه شاهزاده حسن وليعهد اردن و آريل شارون وزير دفاع اسراييل از واشنگتن بر آماده باش و نگراني مقامات آمريكايي افزوده شده است هر دو مقام مزبور اظهار عقيده كرده اند كه عقب نشيني و هزيمت نيروهاي عراقي توازن استراتژيكي را در منطقه بر هم زده است .
    آقاي شارون در پي يك ملاقات سه ساعت و نيمه با واينبرگر وزير دفاع آمريكا اظهار داشت : « دولت متبوع وي (اسراييل ) نگران پشتيباني آمريكا از يك اتحاديه جديد عرب كه مركز آن در عراق خواهد بود مي باشد. » وي ضمن خاطر نشان ساختن اين موضوع كه عراق يكي از راديكال ترين كشورها در منطقه مي باشد افزود كه اتحاديه مزبور متشكل از عربستان سعودي اردن و احتمالا مصر است .
    اسراييل رژيم صدام حسين را بيش از ايران تهديد آميز مي داند. اما شاهزاده حسن عقيده دارد پيروزي هاي ايران بر عراق ممكن است تهديدي براي كل منطقه نفت خيز خليج فارس محسوب شود.
    در پي وقوع تحولات تازه در خليج (فارس ) شاهزاده سلطان وزير دفاع عربستان سعودي سفر اروپايي و آفريقايي خود را نيمه تمام گذاشته و به عربستان سعودي برگشت . وي قرار بود از مراكش اسپانيا ايتاليا ديدار نمايد.
    سفارتخانه هاي آمريكا در منطقه در چند ماه اخير هشدارهايي به واشنگتن مخابره نموده اند كه حاكي از آن است كه نتايج كشمكش خليج فارس عواقب وخيمي در سراسر منطقه از خود بر جاي خواهد گذاشت . كشمكش خليج فارس كاملا بر مذاكرات آمريكا و اسراييل كه با هدف بررسي يادداشت تفاهم برگزار شد سايه افكنده است .
    شارون و واينبرگر وزراي دفاع اسراييل و آمريكا در جريان ملاقات خود در پنتاگون موافقت نمودند كه پيرامون تبديل مستقيم اعتبارات نظامي آمريكا به اسراييل به مطالعه و بررسي بپردازند. در صورت به نتيجه رسيدن آن اعتبارات نظامي آمريكا مستقيما به صنايع دفاعي اسراييل انتقال خواهند يافت . شاهزاده حسن در ملاقات خود با مقامات كاخ سفيد درخواست هواپيماهاي اف ـ 16 را كرده است . در پي اين درخواست اردن 45 سناتور با امضاي يك قطعنامه از دولت خواستند تا هرگونه فروش تسليحاتي به اردن را متوقف كند .