علي اكبر عليخاني
يكي از تلاشهاي حضرت علي (ع ) در راستاي ارزشهاي عقلاني
رواج علم و علم گرايي در جامعه بود
گذشته از توجه اساسي به علم
حضرت سعي مي كرد كه بينش علمي كلي را در بين عموم مردم و زندگي روزمره آنها به وجود آورد
امام (ع ) در نصيحت به مردم
مي فرمايد :
« پس به سوي كشتزار دانش بشتابيد پيش از آنكه بوته آن خشك شود و پيش از آن كه به خود پردازيد و فرصت گرفتن علم از منبع آن و
اهل آن از دست رود . » (1 )
در جاي ديگر امام (ع ) همين مفهوم را قابل درك تر و ملموس تر براي مردم بيان كرده تا بفهماند كه علم بايد با زندگي عجين گردد و
اينكه انسان در تمام مراحل زندگي بشدت به آن نيازمند است . امام (ع ) مي فرمايد :
« تعجب مي كنم كه مردم وقتي شب غذايي جلويشان مي گذارند چراغ روشن مي كنند تا بينند چه چيزي در شكم خود داخل مي كنند
ولي به غذاي روح اهتمام نمي ورزند به اينكه به وسيله علم
چراغ خردهايشان را روشن كنند
تا از پيامدهاي جهالت در امان بوده و
اعمال و اعتقاداتشان از گناهان مصون بماند . » (2 )
يكي از مهمترين موانع رشد توسعه و كمال
سنتهاي غلط و خرافاتي است كه در جان مردم رسوخ كرده و جامعه دست به گريبان
آن هاست
هدف امام علي (ع ) زدودن اين خرافات و پايه گذاري زندگي مردم بر اساس عقل و علم بود. هنگام حركت امام (ع ) و سپاهانش
به سوي نهروان
يكي از منجمين گفت : من بر اساس علم ستاره شناسي مي گويم كه ترس اين وجود دارد كه اگر در اين هنگام حركت كني
به مقصود خود نرسي
امام (ع ) ضمن رد اينگونه افكار فرمود :
« هر كه تو را راستگو پندارد قرآن را دروغ انگارد... اي مردم
از اخترشناسي روي بتابيد جز آنچه بدان راه دريا و بيابان را يابيد
كه اين
دانش به غيب گويي مي كشاند ـ و غيب را جز خدا نداند ـ منجم چون غيبگوست و غيبگو چون جادوگر و جادوگر چون كافر است و كافر
در آذر . به نام خدا به راه بيفتيد . » (3 )
اگر چه ممكن است پيشگوييهاي نجومي
در مواردي صحيح باشند ولي امام (ع ) نمي خواهد جامعه را دچار اينگونه مسائل كند كه
جز فلاكت و بدبختي و سودجويي دروغگويان چيزي به دنبال نخواهد داشت . امام (ع ) علم نجوم را تا جايي كه موجب رشد فهم و آگاهي
بشر و استفاده هاي معقول و علمي باشد جايز مي داند.
از ديگر برنامه هاي حضرت علي (ع ) در جهت رشد و تعالي فرهنگ جامعه
حاكم نمودن عقل
منطق مفاهمه و گفتمان بين افراد و
گروههاي مخالف و متعارض بود. از ديدگاه حضرت علي (ع ) توهين
دشنام
اهانت
تهمت و... اعمال زشتي است كه نسبت به هيچكس
حتي دشمنان خدا و قرآن جايز نيست . امام (ع ) معتقد است كه حتي با دشمن خود نيز بايد برخورد منطقي داشته باشيم . بايد عيوب
خيانتها
جنايتها و بديهاي او را با استدلالات عقلي در جامعه بيان كنيم و اگر اين دشمن از خودمان (هم وطن يا مسلمان ) بود بايد دعا
كنيم كه خدا او را هدايت كرده و خون ما و آنان را حفظ نمايد. امام علي (ع ) در جنگ صفين شنيدند كه گروهي از يارانش به معاويه و
شاميان دشنام مي گويند
حضرت خطاب به آنان فرمودند :
« من خوش ندارم شما دشنامگو باشيد
ليكن اگر كرده هاي آنان را باز گوئيد و حالشان را فراياد آريد به صواب نزديكتر بود و در
عذرخواهي رساتر. و به جاي دشنام
بگوئيد خدايا ما و آنان را از كشته شدن برهان و ميان ما و ايشان سازش قرار گردان و از گمراهي شان
به راه راست برسان تا آنكه حق را نمي داند بشناسد و آن كه براي دشمني مي رود و بدان آزمند است باز ايستد . » (4 )
از ديگر نمونه هاي تلاش امام (ع ) در جهت بالا بردن سطح شعور و آگاهي جامعه
اين بود كه حضرت مي خواست براي شناخت حق
و باطل و تشخيص راه درست و غلط ابزار سنجش و معيارهايي به دست مردم بدهد كه عقلي بوده و مردم بتوانند در بحرانها و در مشتبه
شدن حق و باطل
راه درست را بشناسند.
پس از خلافت حضرت علي (ع ) طلحه و زبير كه از اصحاب بزرگ پيامبر بودند به همراه عايشه همسر پيامبر(ص ) در جبهه مقابل
حضرت علي (ع ) قرار گرفتند. اين امر بر بسياري از مردم مشتبه گرديد
چون سران هر دو جبهه از ياران نزديك پيامبر(ص ) و سابقين در
اسلام بودند
وقتي « حارث ابن حوط راني » اين مساله را براي امام (ع ) مطرح كرده و پرسيد : آيا ممكن است طلحه و زبير به راه باطل
بروند امام (ع ) بدون اينكه مستقيما بر حقانيت خود استدلال كند معياري به او نشان داد كه نه فقط براي حارث
بلكه براي تمام زمانها و
تمام انسانها
راهنما و راهگشاست .

امام (ع ) انسان ها را از قيد و بند افراد و كيش شخصيت آزاد كرده و توجه همه را به ارزشي بالاتر جلب مي نمايد. حضرت فرمود :
« اي حارث
راستي امر بر تو مشتبه شده است .به درستي كه حق و باطل با مردم شناخته نمي شوند
بلكه حق را بشناس تا اهلش را
بشناسي و باطل را بشناس تا مرتكب آن را بشناسي . » (5 )
يعني ميزان
حق و باطل است و افراد به آنها سنجيده مي شوند
نه اينكه از روي اشخاص راه درست و نادرست تشخيص داده
شود . (6 )
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه
خطبه 105
2 ـ فرمان بهزيستي
سيد احمد فقهي
ص 3
3 ـ نهج البلاغه
خطبه 79
4 ـ نهج البلاغه
خطبه 206
5 ـ تاريخ يعقوبي
ترجمه محمد ابراهيم آيتي
ج .2 ص 133
6 ـ توسعه سياسي از ديدگاه امام علي (ع )
ص 158 ـ 154
حضرت علي (ع ) سعي وافر داشت تا براي شناخت حق و باطل و تشخيص راه درست و غلط
سنجش و معيارهايي به مردم بدهد
كه « عقلي » باشد و مردم بتوانند در بحران ها و در هنگامه هايي كه حق و باطل مشتبه مي شوند
راه درست را بشناسند
امام علي (ع ) مي خواست به مردم تفهيم كند كه « علم » بايد با زندگي بشر عجين گردد
زيرا انسان در تمام مراحل زندگي به آن
نيازمند است
حضرت علي (ع ) در پاسخ به كسي كه پرسيد : آيا ممكن است طلحه و زبير به راه باطل بروند فرمود : امر بر تو مشتبه شده است . به
درستي كه حق و باطل با مردم شناخته نمي شوند
تو حق را بشناس تا اهلش را بشناسي
و باطل را بشناس تا مرتكب آن را بشناسي

*****
پرونده اي كه بسته مي شود
|

رستاخيز
زنده شدن مردگان و دو جايگاه براي آدميان
آن زمان كه پرونده اين جهان بسته شود
و خواست الهي فرارسد
آخرين آفريدگان به آغاز آن بپيوندد
و فرمان خدا در آفرينش دوباره
دررسد. آنگاه آسمان را به حركت آورد و از هم بشكافد
و زمين را به شدت بلرزاند
و تكان سخت دهد
كه كوه ها از جا كنده شده و در
برابر هيبت و جلال پروردگاري بر يكديگر كوبيده و متلاشي شده و با خاك يكسان گردد.
سپس هركس را كه در زمين به خاك سپرده شده
درآورد
و پس از فرسودگي دوباره آنان را تازه گرداند
و پس از پراكنده شدن
همه را
گردآورد
سپس براي حسابرسي و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد.
آنها را به دو دسته تقسيم فرمايد : به گروهي نعمت ها دهد و از گروه ديگر انتقام گيرد.
اما فرمانبرداران را در جوار رحمت خود جاي دهد و در بهشت جاويدان قرار دهد
خانه اي كه مسكن گزيدگان آن هرگز كوچ نكنند و
حالات زندگي آنان تغيير نپذيرد
در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند
و بيماري ها در آنها نفوذ نخواهد كرد
خطراتي دامنگيرشان
نمي شود
و سفري در پيش ندارند تا از منزلي به منزل ديگر كوچ كنند.
و اما گنهكاران را در بدترين منزلگاه درآورد
و دست وپاي آنها را با غل و زنجير بگردنشان درآويزد
چنانكه سرهايشان به پاها نزديك
گردد
جامه هاي آتشين بر بدنشان پوشاند
و در عذابي كه حرارت آتش آن بسيار شديد و بر روي آنها بسته
و صداي شعله ها هراس انگيز
است قرار دهد.
جايگاهي كه هرگز از آن خارج نگردند
و براي اسيران آن غرامتي نپذيرند
و زنجيرهاي آن گسسته نمي شود
مدتي براي عذاب آن
تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سرآمدي تا فرارسد . (نهج البلاغه
بخشي از خطبه 109 )

*****
از تو هستم
هر چه هستم يا علي
|

همتي
كز پا نشستم يا علي
مانده ام
بر گير دستم يا علي
تابديدار تو
چشمم باز شد
از جهان
دل بر تو بستم يا علي
مردم ار مست مي خمخانه اند
من
زميناي تو مستم يا علي
من ندانم چيستم
يا كيستم
از تو هستم
هرچه هستم يا علي
خواجگي كن
عهد مشكن
گرچه من
عهد خود با تو شكستم يا علي
پايه از چرخ بلندم برتر است
بر درت تاخاك پستم يا علي
بر عطاي تست
چشمم كز خطا
تير فرصت شد ز شستم يا علي
اي عصاي رهروان
دستي كه من
پاي خويش
از تيشه خستم يا علي
زاهدان
در انتظار كوثرند
من خوش از جام الستم يا علي
پاي مردي كن
زلطفم دستگير
« نير » بي پا و دستم يا علي
حجت الاسلام نير تبريزي

| |