روزنامه جمهوري اسلامي 08/08/1387 صفحه كتاب و كتابخواني

  • جنايت هاي استعماري انگليس از نگاه
  • تازه هاي نشر
  • *****
    جنايت هاي استعماري انگليس از نگاه




  • آيت الله شيخ محمد خالصي زاده
    قسمت اول
    مطالعات تاريخي
    شماره 20 فصلنامه مطالعات تاريخي با عناوين زير منتشر شده است : محرم در آيينه اسناد بازخواني حادثه مسجد فيل قرارداد 1919 و ديدگاه هاي اديب پشاوري پيوندهاي تاريخ روزنامه نگاري ايران و هند پاسخ به نامه سفير انگليس نيكوخواه يا رشيدي مطلق جايگاه حقوقي نيروهاي آمريكا در ايران سندهاي بدون شرح و...
    از ميان مطالب مذكور اقدام به درج مطلب « پاسخ به نامه سفير انگليس » مي نماييم .
    اشاره
    در شهريور 1301 دو تن از روحانيان عراق به جهت مخالفت با اقدامات انگلستان ـ كه عراق را به اشغال خود درآورده بودند ـ به ايران تبعيد شدند. اين اقدام فضاي سياسي ايران را به ويژه از ناحيه مطبوعات داخلي بيش از پيش عليه دولت انگلستان برانگيخت . وزير مختار انگليس در تهران براي مقابله با اين پديده ناچار نامه اي به نخست وزير ايران قوام السلطنه نوشت و در آن دولت انگليس را از آنچه كه تبعيد روحانيان عراق به ايران ياد مي شد بري دانست . وي اقدامات نماينده عالي انگلستان در عراق را توضيح داد و موضوع تبعيد را تكذيب كرد. اين نامه پس از چاپ در يكي از روزنامه هاي تهران با پاسخ مفصل شيخ محمد خالصي زاده يكي از دو روحاني تبعيدي رو به رو شد.
    هنگام جست و جو درباره انعكاس تبعيد روحانيان مقيم عراق در اسناد ايراني به سندي برمي خوريم كه ژنرال كنسول ايران در بغداد منتخب الدوله در هفتم شهريور 1304 به وزارت امور خارجه نوشته است : « اوضاع عراق عرب اين روزها خيلي منقلب است و تكليف هيچ كس معلوم نيست » ديروز از اداره كميسر عالي به شيخ محمد خالصي زاده حجت الاسلام آقا شيخ مهدي خالصي و آقا سيد محمد آقازاده حجت الاسلام آقا سيد حسن صدر اخطار كرده اند ظرف 24 ساعت عراق را ترك كنند . اينان ايستادگي كردند « كه ما بيرون نمي رويم تا اين كه ما را مغلولا ببرند » ولي پدران آنها بيش از اين مخالفت را صلاح نديده اجازه رفتن دادند. امروز پيش از ظهر هر دو به طرف ايران حركت كردند. « و جمع كثيري از اهالي بغداد و كاظمين هم آنها را بدرقه كردند »
    آنچه به طور اجمال مي توان در علت تبعيد اين دو روحاني توسط انگلستان به ايران بيان كرد آن است كه پس از روي كارآمدن ملك فيصل در عراق (23 اوت 31 1921 مرداد 1300 ) انگلستان تلاشهايي را براي انعقاد قراردادي با عراق آغاز كرد كه هدف از آن وجود معاهده اي بود كه اگر روزي قيمومت انگليس بر عراق لغو شود قراردادي جايگزين با همان اهداف در دست باشد . مذاكرات و مقدمات اين معاهده از 29 سپتامبر 6 1921 مهر 1300 آغاز شد و در نهايت در 10 اكتبر 17 1922 مهر 1301 علني و قطعي شد . علت به درازا كشيدن اين گفت و گوها بين دولت انگلستان و ملك فيصل شكل گيري دوباره مخالفتها با اين قرارداد بود. تعقيب دگرگونيهاي سياسي عراق در اين برهه يك ساله نشان مي دهد كه هر قدر به زمان تصويب و علني شدن اين معاهده نزديكتر مي شويم تعارضات و مخالفتها با آن شدت بيشتري مي گيرد به طوري كه « مجموعه اقدامات و تلاشهاي به عمل آمده توسط معارضين در مناطق و شهرهاي فرات بغداد و كاظمين عليه قيمومت و معاهده و نقش بارزي كه علما در تشويق و هدايت اين امور داشتند اوضاع عمومي عراق را بنا به توصيف نماينده انگليس كاكس در آستانه قيامي شبيه به قيام سال 1920 (ثوره العشرين ) قرار داد. تحولات اوضاع كه خبر از شعله ور شدن قيام جديدي عليه قيمومت انگلستان مي داد باعث شد نماينده عالي انگلستان با به كارگيري قوانين نظامي اقدام به حمله سركوبگرانه وسيعي عليه معارضين كند . وي ابتدا با صدور اطلاعيه نظامي در 26 اوت 1922 (30 شهريور 1300 ) حزب ملي و حزب نهضت عراق را منحل و رهبران آنها را بازداشت و همراه سردبيران دو مجله المفيد و الرفدان به هنجام در هند تبعيد كرد. همچنين حكم تبعيد شيخ محمد خالصي و سيد محمد صدر نيز صادر شد. »
    طرفه اينكه انعكاس خبر تبعيد روحانيان به ايران پيش از آنكه در مطبوعات تهران منعكس شود در فوق العاده اي كه « نداي گيلان » منتشر كرد درج گرديد . اين نشريه در اعلان فوق العاده اي با عنوان « اهانت به عالم اسلام » در 19 شهريور 1301 انگلستان را به باد انتقاد گرفت و نوشت « كساني كه حيثيت اسلام و مسلمانان را در مقابل حملات سخت كفار محافظه كرده اند امروز حيات شان از طرف انگلستان در خطر است » اين نشريه با اين جمله منصوب به سرادوارد گري بيانيه ضد انگليسي خود را به پايان مي برد كه « تا قرآن پيغمبر عرب در روي زمين پيرواني دارد سلطه بريتانياي كبير در مخاطره خواهد بود. »
    رفته رفته خبر در تهران هم پيچيد و روزنامه ايران نوشت كه علماي تهران براي تعقيب حوادثي كه در بين النهرين مي گذرد به ويژه تبعيد دو تن از روحانيان آن ديار جلساتي تشكيل داده مذاكره كرده اند. اين اقدامات در حالي صورت مي گرفت كه روحانيان تبعيدي وارد شهرهاي مرزي ايران شده بودند. آنها از طريق مرز كرمانشاه وارد ايران شدند و پس از توقف كوتاهي راهي همدان گشتند تا متعاقبا به تهران بيايند. حاج سيد محمد صدر 25 شهريور 1301 وارد همدان شد .
    رفته رفته موضوع در مطبوعات ايران انعكاس گسترده تري يافت و فضاي فرهنگي كشور كه در اين زمان عليه انگليس بود بيش از پيش ضد سياستهاي انگليس تهييج شد. روحانيان مبارز ساكن عراق با فرستادن تلگرافهايي خطاب به دولت ايران ; اين كه از تبعيديان ميهمان نوازي كرده و موضوع را از مقامات انگليسي پي گيري كنند عملا دولت قوام السلطنه را نيز وارد اين مسئله كردند. دولت وارد مكاتبه با سفارت انگليس در تهران شد. همزمان با اين موضوع پيروزيهاي مصطفي كمال پاشا در آزادسازي بخشي از شهرهاي تحت اشغال يونان فضاي مطبوعات ايران را عليه انگليس همچنان سنگين نگاه داشت . مصطفي كمال با شعارهاي اسلامي عليه يوناني كه از حمايت انگليس و ديگر قواي پيروز جنگ جهاني اول حمايت مي شد مي جنگيد و در ايران سرداري از جهان اسلام معرفي شد كه بسان سپري در برابر صليبيون ايستادگي كرده است . روند مخالفتها به مجلس شوراي ملي هم رسيد. نمايندگان كه اخبار مهم كشور را دنبال مي كردند در اقدامي كه به نظر گروهي مي رسد ميز خطابه مجلس را در 31 شهريور 1301 به سليمان ميرزا رئيس فراكسيون اقليت سپردند كه سخنان ضدانگليسي خود را ايراد كند . او در اين جلسه توهين نيروهاي اشغالگر عراق را نسبت به روحانيان محكوم كرد و پرسيد آنان چه كرده اند كه مجبور به اين مسافرت شده اند و خود پاسخ داد : « اينها مي گفتند بايستي مسلمانها آزاد باشند » و ادامه داد : « ما دشمن هستيم با كساني كه با ما و آزادي ما دشمن هستند و دوست هستيم با كساني كه با ما و اسلاميت و آزادي (ما) دوست هستند » خطابه سليمان ميرزا دائم با تحسين و تاييد نمايندگان رو به رو مي شد. قوام السلطنه رياست وزرا كه در اين جلسه حضور داشت توضيحاتي درباره اقدام دولت در تبعيد روحانيان به ايران ارائه كرد. اين اظهارات در حالي ابراز مي شد كه دو روحاني تبعيدي هنوز به تهران نرسيده بودند.
    آيت الله خالصي زاده اول مهر 1301 وارد همدان شد . اخبار روزنامه ها هم حمايت از وخيم بودن اوضاع عراق داشت . شفق سرخ نوشت كه آزادي خواهان عراق همچنان عليه انگليس فعال هستند و بنا به اطلاعات رسيده بين عشاير و انگليسيها درگيريهايي به وقوع پيوسته است .
    روحانيان تبعيدي جمعه ششم مهر ماه به تهران رسيدند. مقدمات استقبال در تهران فراهم شده بود. « محل ورود آقايان قبلا به حضرت عبدالعظيم معين شده و از آنجا به مركز وارد شده در منزل آقاي بهبهاني توقف خواهند نمود. » در روز ياد شده آقا سيد محمد به تهران رسيد اما به دليل خرابي خودرو خالصي زاده در راه قزوين ورود او به تاخير افتاد. استقبال از آقا سيد محمد صدر در مطبوعات منعكس شد; به طوري كه مردم « پرچم ايران و عثماني را بالاي سر مهمان عزيز به حركت درآورده و در هر چند قدم ابراز احساسات » مي كردند در اين استقبال شعارهاي سياسي سر داده شد كه بخشي از آنها عليه انگليس بود.
    در اين زمان موضع گيري مطبوعات عليه انگليس بدان حد رسيده بود كه قوام السلطنه را مجبور كند اطلاعيه اي در روزنامه ايران چاپ كند و از مطالب ضد انگليسي كه او آنها را مطلبي خارج از نزاكت مي ناميد انتقاد كند. او به روزنامه ها توصيه كرد مراقب روابط حسنه ايران و انگليس باشند و از درج عبارات دور از نزاكت و عاري از حقيقت اجتناب كنند. قوام السلطنه شايعه موافقت ايران با تبعيد دو روحاني مبارز از عراق را كه در جريده اقتصاد ايران چاپ شده بود تكذيب كرد و گفت كه « برعكس بعد از وصول خبر حركت آقايان معزي اليهما دولت اقدام نموده كه وسايل معاودت آقايان » را فراهم كند. در همين زمان روزنامه اقدام در مقاله اي به معرفي دو روحاني تبعيد شده پرداخت وسابقه مبارزاتي ايشان را عليه انگليس به اطلاع مخاطبان خود رساند.
    آيت الله خالصي زاده كه شنبه هفتم مهر وارد تهران شد نخستين سخنراني ضد انگليسي خود را در خانه آقا مير سيد علي بهبهاني و در حضور علما و حجج اسلام و طبقات مختلف مردم ايراد كرد. فضاي سياسي كشور همچنان عليه انگلستان موج مي زد. و گفتني است اين پديده اي نبود كه ناگهاني و صرفا به دليل دامن زدن مطبوعات به اخباري چون تبعيد روحانيان مبارز از عراق به ايران پيش آمده باشد. نگاه تنفرآميز نسبت به انگليس پس از قرارداد 1919 و مبارزاتي كه براي لغو آن صورت گرفت به شكل بي سابقه اي در ايران اوج گرفته بود . مهمترين سندي كه براي اين موضوع در دست است همانا اظهارات كرزن خطاب به سرپرسي لورن وزير مختار انگليس در تهران است .
    در ظرف ده سال گذشته ما ميليونها (در ايران ) صرف يا بهتر بگويم تلف كرده ايم ... و بنده نيز وزير انگليسي هستم كه در 35 سال گذشته سالهاي سال مرارت وقف آرمان تماميت (ارضي ) و آزادي ايران (!) كرده ام و حال آن اكثر افراد ديگر روزها يا ساعاتي بيش صرف اين كار نكرده اند. و نتيجه همه اينها چيست انهدام كامل حيثيت و نفوذ بريتانيا در(آن ) مملكت .
    در چنين فضايي بود كه سرپرسي لورن وزير مختار انگليس مجبور به ارسال نامه اي به قوام السلطنه گرديد و در آن نقش دولت خود را در تبعيد دو روحاني از عراق منكر شد. اين نامه در اول مهر به نخست وزير فرستاده شد و چهار روز بعد در روزنامه ايران به چاپ رسيد. و تنها همين جريده اقدام به انعكاس آن كرد; چرا كه روزنامه اي نيمه رسمي به حساب مي آمد و با روشي مصلحت گرا از مواضع دولت حمايت مي كرد. با وجود اين همين مطبوعه به نقل از روزنامه عراق مورخ هفتم محرم 1341 يعني يك روز پس از تبعيد ـ كه با عنوان « سفر » درج شده بود ـ نوشت كه « جناب نماينده عالي انگليس به آقايان آقا سيد محمد صدر و شيخ محمد خالصي ابلاغ نموده كه از مملكت عراق خارج شوند. لذا شب سه شنبه آقايان فوق مسافرت كرده به طرف بلاد ايران عازم شدند. » و در واقع با چاپ اين خبر اظهارات سرپرسي لورن را در نامه اش به قوم السلطنه دروغ خواند.


    متن نامه وزير مختار انگليس در تهران به قوام السلطنه و مقدمه روزنامه ايران چنين بود :
    مراسله سفارت انگليس
    مراسله ذيل از طرف سفارت انگليس به مقام محترم رياست وزرا عظام ارسال و چون تقاضاي درج آن را در مطبوعات نموده اند از كابينه رياست وزرا عظام براي درج به اداره ما فرستاده شده است .
    مراسله سفارت انگليس
    1 ميزان (مهر) 1301
    آقاي رئيس الوزرا
    در هفته اخير خاطر دوستدار جلب شده است به روزنامجات و مقالات متفرقه كه در آن دولت متبوعه دوستدار و نمايندگان آن در عراق عرب جهت تبعيد (اظهار شده ) دو نفر آقايان يعني فرزندان دو نفر از مجتهدين محترم عالي مقدار مقيم عراق مورد حمله واقع شده اند. دوستدار در اين موضوع تحقيقات دقيقه به عمل آورده و خورسندم از اينكه مي توانم صراحتا و جدا اظهارات مندرجه در مقالات مزبوره را رد نمايم . چنانچه از تحقيقات دوستدار مكشوف گرديده و دوستدار نيز گمان مي كنم اظهارات مزبور را فقط براي آن مقصود انتشار داده اند كه سعي نمايند روابط حسنه موافق و اتفاقي كه از قرون متماديه بين اسلام و بريطانياي كبير موجود و برقرار بوده قطع كنند; و مخصوصا يك وضع تهييج و تكدر بين ملتين ايران و انگليس توليد نمايند. مامور عالي انگليس مقيم عراق به دوستدار اطلاع مي دهند كه دو نفر آقايان فوق الذكر به اغواي بعضي محركين مشغول اقداماتي بر عليه حكومت عراق بوده اند و به واقع محركين مزبور از عدم تجربه آقايان مزبور استفاده نموده اند. پس از كشف توطئه مامور عالي انگليس در عوض آنكه قضيه را (چنانچه هر حكومتي محق است در اين گونه موارد بر حفظ انتظامات رفتار كند) بر عليه آقايان مزبور تعقيب نمايند مطلب را به پدران عالي مقام ايشان مراجعه مي كنند و از ايشان مي خواهند كه براي انجام اين مسئله معاضدت نمايند. اين اقدامات را مامور عالي فقط به علت دوستي و احترام زيادي كه معزي اليه نسبت به علماي مزبور داشتند به عمل آوردند زيرا معظم له مايل نبودند قبل از اينكه قضيه را به اطلاع پدران محترم ايشان رسانده باشند هيچ گونه اقدامي بر عليه فرزندان ايشان به عمل آورند; بلكه سعي نموده بودند كه به هر وسيله كه بتوانند شرافت و احترامات ايشان را محفوظ بدارند. لازم به اظهار نيست كه دو نفر مجتهدين محترم تشكرات صميمانه خود را براي رويه و مسلك دوستانه و مسالمت آميز مامور عالي انگليس نسبت به معزي اليه ابراز و اظهار داشته بودند كه فرزندان خود را متقاعد ساخته اند كه براي گردش و تفرج به ايران مسافرت نمايند. و نيز از مامور عالي انگليس تقاضا كرده بودند كه ترتيبات لازمه را بدهند كه فرزندان ايشان روز بعد حركت نمايند. مامور محترم عالي نيز تقاضاي ايشان را پذيرفته و لهذا دو نفر آقايان مزبور آزادانه عزيمت نمودند و علنا در موقع عزيمت دوستان ايشان آنها را تا استاسيون راه آهن بدرقه نموده بودند. جناب اشرف ملاحظه مي فرمايند كه كارگزاران عراق عرب در نهايت سادگي در اين قضيه نسبت به پدران عالي مقدار دو نفر آقايان فوق الذكر همراهي نموده اند و به هيچ وجه موضوع تبعيدي در ميان نبوده است . در حقيقت كارگزاران مشاراليهم بيشتر از اين نمي توانستند در اين موضوع طريق مسالمت آميزتر و احترام آميزتري رفتار نموده باشند و نهايت امتنان را نسبت به آقايان مجتهدين محترم عالي مقدار دارند زيرا وظيفه و اقتدار ابوت خود را در اين قضيه چنانچه شايسته و سزاوار است به كار برده اند. اينها حقايق مسئله است كه بيان گرديد. دوستدار بي نهايت مسرورم كه مي توانم آنها را به اطلاع جناب اشرف برسانم و تقاضا نمايم براي اينكه ملت ايران از حقايق مزبور مطلع و آگاه گرديده و راپورت هاي غير بي طرفانه را كه در اين موضوع در مطبوعات منتشر مي شود باور ننمايند. مقرر فرمايند اين مراسله دوستدار وسيله مطبوعات به اطلاع عموم برسد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه خود را تجديد مي نمايم .
    پرسي لورن
    پيش از آنكه پاسخ آيت الله محمد خالصي زاده را به اين نامه بخوانيد خوب است از موضع نماينده سياسي ايران در بغداد نسبت به معاهده دهم اكتبر 1922 انگليس و ملك فيصل با خبر شويم . منتخب الدوله ژنرال كنسول ايران در بغداد در گزارشي كه به وزارت امور خارجه فرستاد نوشت كه معاهده اي كه ميان انگلستان و دولت عراق به طور پنهاني و محرمانه بسته و به دليل مخالفتهاي عمومي مكتوم نگه داشته شده بود اينك منتشر شد.
    او ياد آور شد كه مخالفتهاي صورت گرفته با معاهده بدون پاسخ نماند و با بستن در روزنامه هاي المفيد و الرافدان و تبعيد آقا سيد محمد صدر و شيخ محمد خالصي زاده به ايران پاسخ داده شد . اما امروز (27 مهر) آن معاهده مكتوم را علنا در روزنامه العراق و تايمس بغداد به عربي و انگليسي انتشار دادند. « فقط ماده مهمي كه اضافه نموده بودند اين بود كه فيصل حق ندرد نماينده اجنبي را كه انگليسيها تصديق نكنند در عراق قبول نمايد. » و ادامه داد كه فيصل هم با يك بيانيه از اين معاهده طرفداري كرده از مجلس خواسته است آن را به رسميت بشناسد. منتخب الدوله اعتقاد داشت دولت ايران بايد به اين معاهده رسما اعتراض كند چرا كه « براي دولت عليه خيلي ضررهاي مادي و معنوي دارد. از جمله مي نويسد كه تبعه خارجه حق خريداري ملك در اين حدود را ندارد. اولا عمده اين ضرر متوجه اتباع ايران خواهد بود ثانيا به كلي حقوق تاريخي دولت عليه را در عتبات از ميان خواهد برد. در هر حال اين فقره اسباب تنفر عموم اهالي خاصه حجج اسلام شده است . »
    آقاي خالصي زاده متن جوابيه خود را به زبان عربي نوشت و به روزنامه شفق سرخ داد و اين روزنامه پس از ترجمه عين آن را بي كم و كاست جز افزودن كلمه « خائن » به دنبال نام وثوق الدوله ـ كه آن هم با اعتراض آقاي خالصي زاده مواجه شد درج كرد.
    از مقالات وارده
    در اطراف مراسلات سفارت انگليس
    به قلم آقاي آقا شيخ محمد خالصي
    آقاي مدير!
    در شماره 1225 جريده ايران يك مراسله به امضا پرسي لورن كه گويا سفير دولت انگليس مقيم دربار ايران هستند خواندم كه به نظر بنده مباين واقع بود. از اين رو اجازه مي خواهم كه نظريات ناقدانه خود را در اطراف آن نگاشته و به وسيله آن نامه محترم نشر بدهم .
    مراسله مزبوره پر بود از تناقض و خلط مبحث و تعجبي هم ندارد; براي اين كه اين سيره انگليسهاست و اين سيره در انگلستان براي اين معلول و متداول شده است كه سياستمداران آنهابر اظهارات خود پاي بند حقايق و منطق نيستند و نقطه نظر سياست و حفظ منافع سياسي خود را بر هر چيزي ترجيح مي دهند.
    در هر صورت مراسله سفارت انگليس از چند لحاظ مبني انتقاد بود :
    1 ـ نويسنده اين مراسله اصراري دارد كه ما را به سمت « فرزند دو نفر از مجتهدين » به ملت ايران معرفي و گويا نقطه نظر ايشان فقط اين بود كه حيثيت و اعتبارما را كوچك كند. در دفتر سياست انگليسيها نسبت به اسلام و مسلمين از اين سطور سياه خيلي ثبت شده است . آنها هميشه سعي كرده اند ما را تحقير كنند; از اين رو هميشه كوشش كرده اند كه براي مسلمين رئيس معين كنند. قضيه شريف مكه و تطميع او براي خلافت يكي از اين قضاياست . در بين النهرين هم خيلي كوشش كردند براي شيعه يك مرجع تقليدي درست كنند و براي اين كار سيد ابوالقاسم طباطبايي را كه مشهور است به « عاليه » معين نموده و رساله هاي او را به واسطه حكومتهاي سياسي خود در ميان مسلمين انتشار مي دادند. وقتي كه ديدند در اين كار موفق نشدند شيخ عبدالكريم زنجاني را براي اين كار معين كرده و به وسيله روزنامه عمران كه يكي از اوراق مزدور آنها و در تحت نظر يك نفر عيسوي اداره مي شود نوشتند كه بعد از مرحوم آيت الله شيرازي فقط شيخ عبدالكريم زنجاني مرجع تقليد شيعه واقع مي باشد. و اين دو نفر از جاده اسلاميت خارج شده و آلت پيشرفت سياست انگليس شده بودند; در مقابل افكار عامه مسلمين غير سخريه و استهزا هيچ موقعيتي و مقامي را احراز نكردند.

  • *****
    تازه هاي نشر


  • انديشه حوزه
    شماره 71 و 72 دو ماهنامه « انديشه حوزه » كه ويژه دولت نبوي مي باشد با عناوين زير منتشر شده است : تاسيس دولت نبوي و نسبت آن با مساله نبوت ماهيت دولت نبوي بررسي روايت هاي متحجرانه و سكولاريستي از حكومت نبوي بنيادهاي حكومت ديني در عصر پيامبر اكرم سيره نبوي الگوي جامعه اخلاقي الگوي مدنيت ديني ده سال حكومت نبوي حقوق شهروندي در سيره نبوي و در حقوق ايران اصول و روش هاي تربيتي از ديدگاه پيامبر اكرم فرهنگ كار و كارآفريني در آموزه هاي نبوي و....
    يادآور
    شماره يكم و دوم ماهنامه فرهنگي و تاريخي يادآور از سوي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران منتشر شده است . شماره اول اين ماهنامه مصاحبه با اشخاص و چهره هاي متعدد درباره امام خميني است و در شماره دوم پيرامون آيت الله كاشاني و قيام 30 تير مصاحبه هاي متعدد صورت گرفته است .
    آينه پژوهش
    شماره 109 مجله آينه پژوهش با عناوين زير منتشر شده است : كتابخانه ربع رشيدي آراي مصطفي المراغي درباره ترجمه قرآن كريم سيري در تفسير عبدالرزاق صنعاني درنگي در روش تفسير قرآن درباره تاريخ مرارات اصفهان و عناوين متعدد ديگر.
    موعود
    شماره 92 ماهنامه فرهنگي و اعتقادي و اجتماعي موعود با عناوين زير منتشر شده است : رويكردهاي افراطي و تفريطي در حوزه مهدويت اماكن تشرف كانون هاي استعماري و بهائي گري عروسك باربي و تهاجم فرهنگي رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزمان گونه شناسي تشرفات چه كسي رسانه ها را اداره مي كند. مدعيان دروغين ارتباط استمدادي و تعدادي عناوين ديگر.
    پيام انقلاب
    شماره 15 ماهنامه پيام انقلاب با عناوين زير منتشر شده است : مطالبات رهبري درباره دفاع مقدس رهبري معنوي امام خميني در دفاع مقدس رسالت بزرگ جانبازان و نيروهاي انقلاب ناگفته هاي جنگ ايران و عراق حاميان صدام در هشت سال جنگ نگاهي به نقش آمريكا در تحميل جنگ ناگفته هايي از جنگ و تعدادي عناوين ديگر.
    سلام بچه ها
    شماره 223 ماهنامه « سلام بچه ها » با عناوين زير منتشر شده است : چشمه چشمه نور پسري از ديار بكر بهترين وزن آسمانه دنياي مجازي و عناوين متعدد ديگر.
    شاهد جوان
    شماره 396 ماهنامه شاهد جوان با عناوين زير منتشر شده است : شك نكنيد عشق با نان و پنير من همانم كه مي خواهي هيجان براي ايثار نه خيلي دور نه خيلي نزديك و عناوين متعدد ديگر.
    باران
    شماره 160 ماهنامه قرآني باران با عناوين زير منتشر شده است : پا به پاي يار صبح باران تاريخچه اولين ساعت سرزمين باران و عناوين متعدد ديگر.
    پاسدار اسلام
    شماره 322 ماهنامه پاسدار اسلام با عناوين زير منتشر شده است : امام و مساله حجاب دانستني هاي قرآن يادداشت ها و خاطراتي از امام خميني و عناوين متعدد ديگر.
    ايران پاك
    شماره نهم ماهنامه ايران پاك با عناوين زير منتشر شده است : اهميت پيشگيري از اعتياد ضرورت پيشگيري از اعتياد در مدارس رويكرد جامعه شناختي به پديده اعتياد جوانان و مهارت هاي زندگي و تعدادي عناوين ديگر.
    پيام زن
    شماره 98 ماهنامه پيام زن با عناوين زير منتشر شده است : 40 گام با امام شيرزنان بسيجي نگاهي به نقش زنان در تكامل اجتماعي نقش آفريني بانوان در عرصه تبليغ دين مديريت خانواده و عناوين متعدد ديگر.
    بشارت
    شماره 63 مجله بشارت با عناوين زير منتشر شده است : غزل دل با قرآن در همه حال پيرمرد يمني آفرينش دوباره قرآن جواهرنشان پرواز جاودانه و عناوين متعدد ديگر.