روزنامه جمهوري اسلامي 02/08/1387 صفحه گزارش
*****
پرسه در شهر!




  • ناهيد جعفر پوركامي
    اين روزها وقتي در سطح شهرها و كوچه ها و خيابانها عبور مي كنيد حضور پررنگ بچه ها را مي بينيد با كوله هاي سنگين راه خانه به مدرسه يا برعكس را پيش مي گيرند. سئوالي كه برايم پيش آمد اين است كه اين بچه ها كي بازي مي كنند پس از آن موضع ديگري كه توجه مرا به خود جلب كرد بر چسب هاي تبليغاتي نصب شده بر در خانه هاي مردم است كه براي آن هم صحبت هاي فراواني براي گفتن شنيدن و خواندن ! دارم
    پرده اول : بازي كودكان و جبر زمانه :
    اول كودكي و بازي ; چرا كه زندگي هر فرد; دوره كودكي « پيوندي » ناگسستني دارد. با توجه به اهميت دوره كودكي است كه روانشناسان و جامعه شناسان مطالعه درباره شرايط دوره كودكي را يكي از اولويت هاي پژوهشي قرار مي دهند. جوامع امروز از جهات گوناگون با جوامع ديروز تفاوت دارد يكي از اين تفاوت ها بسترهايي است كه انسان در آن سالهاي اوليه زندگي خود را طي مي كند. شهرنشيني كه از جمله الزامات دنياي جديد است ضرورت هاي خاص خود را دارد كه تاثير آن بر كودك بسيار عميق است . ضرورت هاي دنياي جديد كودك را از سرشت كودكي جدا مي كند. كودكي مرحله اي از زندگي فرد است كه سرشت خاص خود را دارد.
    آزادي در فعاليت هاي كودكانه از اين جمله است كه از كودك جداناشدني است . اما زندگي شهري و به تبع آن زندگي آپارتمان نشيني اين آزادي را از كودك سلب كرده و او را به شدت محدود كرده است . بازي هاي كودكانه داشتن همبازي و فعاليت بدني در زمره مواردي است كه زندگي در چارچوب هاي سيماني آنها را از كودك سلب مي كند پاسخ ندادن به اين نيازهاست كه به روحيه كودك لطمه وارد مي سازد.
    در اينجا واقعيت مهمي را بايد اقرار كرد كه بخش مهمي از بيماريهاي روحي و رواني بويژه در سالهاي بزرگسالي ناشي از عدم پاسخگويي به نيازهاي دوره كودكي است . همه اينها بي ترديد در طرز تفكر و شخصيت او تاثيرگذار خواهد بود. ظهور جهان بيني هاي بسته تلاش براي گريز از جامعه هنجارشكني و گريز از ارزش هاي اجتماعي همگي خواه ناخواه متاثر از همان زندگي محدود هستند. بديهي است محكوم شدن فعاليت انسان در دوران كودكي او را به سوي شكستن محدوديت هايي سوق مي دهد كه براي زندگي امروزي لازم است زندگي شهري و آپارتمان نشيني عوارض و پيامدهاي ديگري هم دارد. از جمله مهمترين عوارض دور شدن كودك از طبيعت است . در جوامع روستائي كه كودك از همان ابتدا با طبيعت و وجود مختلف آن در ارتباط است . اين ارتباط مي تواند در رشد طبيعي كودك بسيار موثر باشد. اما امروزه و در زندگي آپارتماني اين ارتباط به صفر مي رسد. در اين زندگي حتي نشاني از گل ها و درخت هاي باغچه اي هم نيست . اگر كودك مي توانست در حياط خانه خود با خاك و گل و درخت و به عبارتي با هيات كوچكي از طبيعت ارتباط بگيرد آپارتمان نشيني همين حداقل را هم از او گرفته است . دور شدن از طبيعت و چرخ زدن در دنياي سيمان و آهن و ابزار الكترونيك كودك را از لطافت هاي طبيعي دور كرده و او را بسيار آسيب پذير مي سازد. كودكي اين دوران لطافت هاي مصنوعي دارد و قادر نيست زندگي را آنگونه كه طبيعت مي خواهد به سرانجام برساند. به هر تقدير زندگي در چارچوب هايي به نام واحدهاي آپارتماني باعث مي شود كه كودك دنياي كودكي را ناقص طي كند و اين امر صدمات جبران ناپذيري به فرد و پس از آن به جامعه وار مي آورد. اما به نظر مي آيد زندگي شهري به تنگناهايي كه دارد نتواند روح طبيعي را به كودك باز گرداند. طبيعي است با اين شرايط چنين مشكلي همچنان ادامه خواهد يافت . بيائيم بيشتر به اين موضوع بپردازيم و آن را به موضوعي فلسفي ارتباط دهيم و بگوئيم كه بچه ها حتي اين سئوال هاي خود درباره بازيها را چگونه مي توانند با بزرگترها مطرح سازند
    به سراغ « سعيد ناجي » كارشناس ارشد فلسفه علم از دانشگاه صنعتي شريف و مسئول گروه پژوهشي فكر پروري كودكان و نوجوان رفتيم تا نظرات او را در اين خصوص جويا شويم .
    وي مي گويد : بچه هاي امروز خيلي زود مرز خيال را مي شكنند و پا به عالمي مي گذارند كه حاكم بزرگ آن « واقعيت » است . به بيان ديگر بچه هاي دنياي مدرن امروز زير سايه سنگين رسانه هاي مختلف كه هر آن پيامي نو به كودكان منتقل مي كنند بزرگ و بزرگتر مي شوند در حاليكه كودكي شان كوچك و كوچكتر مي شود و در سايه اين بزرگي ناپديد مي شوند. شايد اين تقدير بچه هاي امروز باشد كه دنياي كودكي شان خيلي زود تمام مي شود و اجازه بچگي كردن را از آنها مي گيرد. در دنيايي كه عقلانيت در آن حرف اول را مي زند شايد قدم اول هماهنگي با اين فضا رفتن به دامن فلسفه و چارچوب علت و معلولي مسائل باشد.
    كارشناس ارشد فلسفه علم در مورد اينكه سقراط هاي كوچك قرار است با فلسفيون و استفاده از جنبش هاي فلسفه كاربردهاي زيادي را ياد بگيرند كه امكان يادگيري در آموزش هاي عادي براي آن ها فراهم نيست . خاطرنشان مي كند : « اولين كاربرد فلسفه عميق تر شدن ذهن بچه هاست . بچه ها ياد مي گيرند از يك سئوال به سوي كشف پاسخ اين سئوال بروند. يعني حل مساله . الان مشكل بين جوانان و نوجوانان ما اين است كه نمي توانند تصميم بگيرند و مسائل خودشان را حل كنند. اكثر كودكان و نوجوانان وقتي با يك مشكل اجتماعي خانوادگي روانشناختي يا هر مشكل ديگري مواجه مي شوند روشي ندارند كه به آن مشكل وسئوال پاسخ دهند و مساله شان را حل كنند در واقع گرفتاري از اين مرحله شروع مي شود.ولي كودكي كه ياد مي گيرد خودش را از سئوال به سمت پاسخ حركت دهد و روش هاي مختلف را ياد بگيرد مي تواند مسائل خودش را حل كند و اين قدمي به سوي رفع بحران هويت در جامعه ايراني است .
    مسئول گروه پژوهشي فكرپروري كودكان و نوجوانان خوراندن مفاهيم عميق فلسفي را براي كودكان لازم مي داند و مي گويد : اگر شما « شازده كوچولوي » آنتوان دوسنت اگزوپري را كه مي خوانيد در جريان داستان اين حس براي شما قوت مي گيرد كه شايد ما بچه ها نمي فهميم . شايد اين بزرگواري آنهاست كه ما را تحمل مي كنند و شايد حق با آنها باشد. دنياي بچه ها با دنياي ما متفاوت است . ما بايد خودمان را به آنها نزديك كنيم و ببينيم چه چيزي به ما ياد مي دهند هر چه مابزرگ تر مي شويم دنياي ما كليشه اي تر مي شود.
    سعيد ناجي در پايان اظهار مي دارد : اين برنامه را به تازگي شروع كرده ايم ولي در كلاس هايي كه 7 ـ 8 ماهي است در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي داريم با بچه ها كار مي كنيم و نتايج آن براي ما شگفت آور بوده است . در 5 جلسه بسياري از استعدادهاي بچه ها شكوفا شد و اين واقعيت بارز بود. حقيقت اين است كه خود ما اين نتيجه را باور نمي كرديم . اكثر بچه ها اعتماد به نفس پيدا كرده بودند اينكه بچه ها مي توانستند با بزرگترها گفتگو كنند و به صورت گفتگو مسائل شان را مطرح كنند نه با گريه و زاري ! اين كار موفقيت بزرگي بود بعضي وقتها خانواده ها مي گويند ما مي مانيم كه اين بچه ها چطور استدلال مي كنند. بعضي از والدين مي گفتند معلمان بچه از مدرسه تماس گرفتند كه ساز وكار ذهني فرزند شما به كلي عوض شد قبلا خيلي شلوغ بوده اما الان بچه ها را نصيحت مي كند و حرف هاي عجيبي مي زند كه ما فكر مي كنيم ضربه اي به سرش خورده است !
    واقعيت اين است كه وقتي بچه ها در حلقه كند و كاو قرار مي گيرند اين حلقه يك نتيجه نامرئي داردو باعث مي شود بچه ها با هم گفت و گو كنند و چيزهايي را به هم ياد بدهند. ما در كلاس ها چيزي به بچه ها آموزش نمي دهيم كه مثلا اين گزاره درست است . دروغ گفتن بد است خود بچه ها كشف مي كنند كه دروغ گفتن بد است . در آن حلقه كه يك اجتماع است ممكن است يك بار دروغ گفته باشند و نتايج آن را به سرعت در آن حلقه مي بينند پس بچه ها هم مي توانند راههاي جديدي را براي بازيهاي سالم پيدا كنند اين جبر زمانه است .
    پرده دوم :
    شيوع برچسب زني در خيابان ها
    براي محاسبه هزينه اي كه صرف چرخه چاپ الصاق و پاكسازي بر چسب هاي لوله بازكني و تخليه چاه مي شود نياز نيست كارشناس آمار باشيم يا از مباحث پيچيده آماري سررشته داشته باشيم فقط كافي است با در نظر گرفتن حداقل تعداد ممكن اين برچسب ها به يك حساب و كتاب سرانگشتي بپردازيم . با توجه به 2 تا سه ميليون در ورودي حياط ساختمان در تهران هزينه ها به چند ميليارد تومان مي رسد. البته بدون در نظر گرفتن حقوق افرادي كه در اين كاغذك ها را مي چسبانند.
    و بالاخره آخرين مرحله اين چرخه يعني مرحله پاكسازي است كه اگر حداقل هزينه لازم براي پاكسازي هر در را 1000 تومان در نظر مي گيريم آن نيز از چند ميليارد تومان بيشتر مي شود.
    هزينه اي كه اگر برخوردهاي جدي تر خيلي زودتر از اينها صورت گرفته بود هيچ كس مجبور به پرداخت آن نبود. اين روزها كمتر خانه اي در كوچه و خيابان ها پيدا مي شود كه از حضور اين برچسب ها بهره اي نبرده باشد.
    ديوارها نقش شابلون ها را در خود حك كرده اند. برچسب هاي تبليغاتي تا بلندترين ارتفاع تيرهاي چراغ برق و در خانه ها را پوشانده اند. همه ما به ياد داريم روزي كه كارگران شهرداري با كاردك هاي فلزي و شلنگ هاي پر فشار آب در و ديوار خانه هايمان را نشانه گرفتند تا ديگر همه چيز پاكيزه باشد و زيبا و به قول روان شناسان ديگر از آلودگي بصري خبري نباشد و ما باورمان شد كه فردا ديگر از اين كاغذ ديواري هاي اجباري خبري نيست ... اما همه اينها رويايي كوتاه و چند هفته اي بيش نبود. دوباره مهمان هاي ناخوانده شبانه شبيخون زدند اين بار آرام و بي صدا.
    52 سال پيش
    تاريخ دقيق تابلو شدن اين برچسب ها را هيچ كس به ياد ندارد حتي كسي نمي داند كه ابتدا برچسب ها آمدند يا لوله بازكني ها . اما 52 سال پيش قانون مداران حضور آنها را پيش بيني كردند و اين شد كه تنها و آخرين قانون مدون براي پيگيري برچسب هاي تبليغاتي برمي گردد به سال 1344 ماده 92 قانون شهرداري : « نوشتن هر نوع مطلبي يا الصاق هر نوع نوشته اي كه خلاف مقررات شهري باشد ممنوع است مگر در محل هايي كه شهرداري براي نصب و الصاق اعلانات معين مي كند و در اين محل ها فقط بايد به نصب و الصاق آگهي اكتفا كرد و نوشتن روي آن نيز ممنوع است . متخلف علاوه بر پرداخت خسارت به مالكان به پرداخت 500 يا يك هزار ريال جريمه نقدي موظف خواهد شد . » در سال 82 بيش از 10 ميليارد ريال هزينه شد تا شهرداري پيرو همين قانون در و ديوارهاي شهر را پاكسازي كند اما از آنجا كه احكام قاطعي براي متخلفان وجود نداشت همچنان اين برچسب هاي مزاحم هستند كه در و ديوار شهر را در تصرف خود دارند تا حدي كه كمتر كسي به ياد مي آورد روزي را كه همه بسيج شدند تا اين كاغذهاي مزاحم را از چهره زخمي خيابان ها دور كنند اما نشد كه نشد!
    گوشه چشمي به پله هاي اول و دوم .
    در اين ميان يك سئوال اساسي نيز ظاهر مي شود كه بعد از شركت هاي لوله بازكني و البته مامورهاي برچسب زني سود اين برچسب ها به جيب چه كسي مي رود
    آقاي مقدم كه سال هاست در چاپخانه خود در حوالي ميدان آزادي مشغول به كار است از وجود چاپخانه هاي زيرزميني مي گويد كه به كار چاپ اين برچسب ها مشغولند. او كه بعد از اداي هر جمله اي ليوان نيمه پر چاي را به لبهايش نزديك مي كند با صدايي گرفته و خشدار مي گويد : « شرط پذيرش سفارش در چاپخانه هاي مطرح تيراژ بالاي چاپ است و به همين نسبت هزينه هاي چاپ هم با اين شرايط بالا مي رود. با اين حساب شركت هاي لوله بازكني هرگز زير بار اين هزينه ها نمي روند. آنها راه بهتري براي خود پيدا كرده اند. چاپخانه هاي زيرزميني كوچكي پيدا مي كنند كه حاضرند با تيراژ كم و سود اندك سفارش اينجور شركت ها را بپذيرند يعني هر برچسب براي آنها 2 تومان آب مي خورد آن هم در تعداد دلخواه . »
    برچسب اموال
    شما چقدر به مهمانان ناخوانده تان فكر مي كنيد ميزبان خوبي براي آنها هستيد يا هر روز به جان در و ديوار مي افتيد
    اگر اين كار را جدي مي گيريد لابد زير لبي با خودتان مي گوييد : « جا را براي مهمان هاي فردا باز مي كنيم ! » شايد هم داستان اين برچسب ها آنچنان به روزمره گي ها پيوسته كه حتي آنها را نمي بينيد اما همه جاي تهران كه اين برچسب ها امانشان را بريده حرف هاي زيادي براي گفتن دارند.
    « محسن هادي بخش » يكي از شهروندان از اين برچسب هاي تكراري تعبير تازه اي دارد : « در اداره ها همه چيز برچسب اموال دارد برچسب هايي كه هيچ گاه كنده نمي شوند اين كاغذهاي چسبناك هم كه بود و نبودشان مايه دردسر است برچسب اموال خانه هاي ما هستند كه قرار نيست هيچ وقت كنده شوند. مي بينيد كه حتي اگر شانس بياوريم و تكه هاي كاغذ جدا شوند جاي چسب براي هميشه باقي مي ماند. »
    محيط را براي خلافكاران ناامن كنيد.
    هامون يكي ديگر از شهروندان تهراني مشكل را ناشي از مقدار كم جريمه ها مي داند كه با وجود افزايش نرخ آنها همچنان تهديدي براي اين قبيل شركت ها به حساب نمي آيد. او براي كوچه پسكوچه هاي شهر تهران كه شامل طرح پاكسازي كلي نيستند پيشنهادي دارد : « شهرداري به تازگي محلول هاي شيميايي پاك كننده اي تهيه كرده كه به راحتي اين برچسب ها را از بين مي برد. اگر آنها اين محلول را در اختيار شهروندان قرار بدهند و يا در اماكن عمومي مثل مساجد شيوه استفاده از آن را به مردم آموزش دهند و مشاركت مردم در پاك كردن در و ديوار خانه خودشان را فراهم آورند جبران قيمت گران اين محلول ها را خواهد كرد.
    پايان راه كجاست
    شايد هنوز براي قضاوت وقت لازم است . كسي چه مي داند شايد روزي طرح و قانوني تصويب شد كه به موجب آن « وجود تابلوهايي قرمز رنگ بر سر در تمام خانه ها اجباري است . تابلوهايي با اين عنوان كه : « برچسب نچسبانيد پيگرد قانوني دارد » .
    رقابت لوله بازكن ها
    شركت هاي لوله بازكني هم براي خود دردسرهايي دارند مهمترين مشكل پيش روي آنها مسائل شركت هاي رقيب است . هر روز به شمار افرادي كه به اين صنف پولساز روي مي آورند رو به افزايش است اما اين دوستان با ذكاوت تر از اين حرف ها هستند. در طرح جديد مقابله با برچسب هاي تبليغاتي وقتي زيادتر شدن جريمه ها هم راهي از پيش نبرد مقرر شد كه تلفن و برق اين شركت ها چند ماهي قطع شود بلكه اين شيوه جريمه موثر افتد اما شركت هاي لوله بازكني همين طرح را به راحتي دستاويز حذف رقبايشان قرار دادند آنها در يك رقابت كاملا سالم فقط كمي هزينه مي كنند. برچسب هايي با شماره تلفن و نام و نشان رقيب چاپ مي كنند و حتي زحمت الصاق آنها را هم به جان مي خرند. به اين ترتيب همه چيز رو به راه مي شود و به همين راحتي از سر شركت هاي رقيب براي مدتي كه آنها نه برق دارند و نه تلفن خلاص مي شوند! به هر حال چندان هم عجيب نيست بعد از سال ها تلاش در عرصه تبليغات كه اين افراد هم به گروه تبليغاتچي هاي حرفه اي بپيوندند و براي خود شگردهاي تبليغاتي به هم زنند.
    زندگي شهري خصوصا زندگي آپارتماني آزادي طبيعي را از كودكان گرفته در حاليكه بخش مهمي از بيماريهاي روحي و رواني بزرگسالي ريشه در همين عدم پاسخگوي به نيازهاي دوران كودكي دارد
    دور شدن از طبيعت و چرخ زدن در دنياي آهن و سيمان و ابزار الكترونيك كودك را از لطافت هاي طبيعي دور كرده است
    اين دوران در خانه هيچ شهروندي نيست كه از ميهمان ناخوانده اي به نام برچسب هاي لوله بازكني و تخليه چاه بي بهره باشد
    به دنبال اعمال جريمه سنگين قطع آب و برق و تلفن آن دسته از شركت هاي تخليه چاه كه به درو ديوار منازل مردم برچسب زدند شركت هاي رقيب در يك اقدام فريبكارانه شماره تلفن و نام و نشاني رقبا را چاپ كردند و برچسب زده اند!