روزنامه جمهوري اسلامي 02/08/1387 صفحه عقيدتي

  • فتنه شبهه بيدارگري
  • برتري قوانين حقوقي اسلام بر قوانين حقوقي جهان
  • *****
    فتنه شبهه بيدارگري




  • علامه محمد تقي جعفري
    هنگامي كه طلايه هاي فتنه نمودار مي شوند امور را مشتبه مي كنند و هنگامي كه رويگردان مي شوند بيدار مي كنند. اميرمومنان (ع ) مي فرمايد :
    « بدانيد هنگامي كه فتنه ها روي مي آورند مشتبه هستند. (عوامل اشتباه ) و وقتي كه روي برمي گردانند بيدار مي كنند در هنگام آمدن مورد انكار و ناشناس اند و در موقع برگشت و رويگردان شدن شناخته مي شوند. فتنه ها مانند بادها مي گردند. به شهري ميرسند (در يك شهر وارد ميشوند و مي وزند واز شهري بدون اصابت مي گذرند. »
    دو اصل بسيار مهم و فراگير را در تحركات و آشوب هاي فتنه اي وجود دارد :
    1 ـ فتنه در هنگام شروع ناشناخته و عامل اشتباه است .
    2 ـ فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن شناخته شده و بيدار كننده است .
    اصل اول . هر فتنه اي كه با دست بشر و باتفكرات او در جامعه بروز مي كند هرگز به عنوان فتنه و علائم و مختصات فتنه كه همه فهم باشد بروز نمي كند. يعني اين طور نيست كه وقتي فتنه اي در يك جامعه سر برمي آورد به قدري علامت ها و مختصات فتنه بودن آن واضح و روشن باشد همگان مي توانند بفهمند. زيرا به وجود آورندگان فتنه ها آگاه تر و ماهرتر از آن اند كه كاري انجام بدهند كه مردم جامعه از نخستين بروز نمودهاي آن حالت مقاومت از خود نشان داده و آن را استفراغ كنند. لذا مهم ترين و اساسي ترين كاري كه فتنه گران براي گسترش و تعميق كارخود انجام مي دهند چند چيز است :
    1 ـ استخدام قيافه هايي كه در جامعه به خوبي و پاكيزگي و اخلاص شناخته شده باشند . مانند بعضي از افراد خوارج نهروان كه با پيشاني پينه بسته ولب هاي ذاكر و چشم هاي فرو رفته از شب بيداري ها و قرآن به بغل ! وسيله اي براي بروز فتنه تباه كننده خوارج شدند. چه خوب گفته است كه شاعر زبر دست درباره قاتلين امام حسين عليه السلام :
    اي پسر دختر محمد صلي الله عليه واله (اي حسين ) سر بريده تو را كه با خونش آغشته بود آوردند و آنان در موقع آوردن سر مبارك تو تكبير مي گفتند كه تو كشته شده اي !! و جز اين نيست كه با قتل تو تكبير (الله اكبر) و تهليل (لااله الاالله ) را كشتند. »
    2 ـ استخدام بهترين شعارها براي مردم آن جامعه . مثلا اگر فقر مادي در آن جامعه حكمفرماست شعار ثروت قارون براي همه را سرمي دهند. اگر خفقان و اسارت و زنجير جبر جامعه اي را در خود فرو برده است قطعا شعارش آزادي مطلق است كه ادعاي آزادي جان استوارت ميل و اگزيستانسياليسم سارتر ياسپرس و هايدگر در برابرش نه تنها رنگ باخته هستند بلكه اصلا رنگي ندارند. اگر نژاد پرستي هدف افراد و گروههاي يك جامعه باشد شعار نژاد پرستي مانند « نژاد آلمان فوق همه » را سر خواهند داد!
    به هر حال فتنه گران ماهر پيش از آن كه مقتضاي جو جامعه را بشناسند به هيچ كاري اقدام نمي كنند. وقتي كه جو جامعه را شناختند مي فهمند كه تقاضاي اصلي و تقاضاي فرعي جامعه چيست تا كالاي خود را براي عرضه به آن جامعه با تقاضاي موجود تنظيم كنند.
    3 ـ اگر فتنه گران مردم ژرف نگر و مطلع بوده باشند تا آن جا كه مي توانند از اصول عاليه انساني و ارزش هاي او دم مي زنند و چنان فرياد واعدلا و احقا وا آزاديا واپيشرفتا و به طور كلي چنان فرياد وا انسانا مي زنند كه حتي بعضي از انسان هاي دانشمند و آگاه و خردمند را هم مي توانند به اشتباه بيندازند.
    4 ـ موقعيت گذشته جامعه اصول حقوقي سياسي اجتماعي علمي هنري و جهان بيني حاكم در آن را چنان بي امان و مطلق مي كوبند و چنان در آن كوبيدن قيافه حق به جانب از خودنشان ميدهند كه ساده لوحان را وادار ميكنند كه حتي درباره بديهي ترين اصول و قوانين طبيعي و قراردادي دوران گذشته به ترديد بيفتند...
    5 ـ ايجاد اراده و حركت از هر راه و يا هر وسيله اي كه ممكن است . اگرچه هدف منظور ارزش سپري كردن يك صدم آن راه و قرباني كردن وسيله را نداشته باشد.
    مسلم است كه اين امور پنجگانه براي اغلب مردم كه از نگرش هاي عميق و همه جانبه محروم اند همه امور جامعه را از تفكرات اصلي گرفته تا تخيلات و از عالي ترين ارزش ها گرفته تا عادي ترين پديده ها مورد سئوال قرار داده در ابهام فرو مي برد.
    اصل دوم . فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن بيدار مي كند. براي توضيح اين اصل مجبوريم دو نوع فتنه را به طور مختصر توضيح دهيم :
    نوع يكم . فتنه هاي گذرا.
    نوع دوم . فتنه هايي كه در جامعه رسوب مي كنند و عناصر و اصول خود را به عنوان مكتب و عقيده بر جامعه تحميل مي كنند به طوري كه تدريجا همه فرهنگ جامعه را فرا مي گيرند.
    دو نوع فتنه مزبور مشتركاتي دارند و تمايزاتي .
    مشتركات دو نوع فتنه
    الف . امور پنج گانه اي كه در تفسير اصل اول متذكر شديم .
    ب . انقسام مردم در برابر فتنه ها به گروه هاي مختلف :
    1 ـ ساده لوحاني كه مبناي زندگاني و اراده ها و تصميمها و هدف گيري آنان براساس كشمش و غوره است (با يك كشمش گرمشان و با يك غوره سردشان ميشود).
    2 ـ مردماني كه تا حدودي از آگاهي هاي مفيد در زندگي برخوردارند و يك كشمش و يك غوره نمي تواند وضع آنان را دگرگون كنند ولي باغي از كشمش و يا غوره مي تواند در دگرگون كردن وضع آنان موثر بوده باشد.
    3 ـ جمعي ديگر وجود دارند كه بيدارتر و هشيارتر از آن اند كه در بروز فتنه ها عناصر معرفتي و اختياري شخصيت خود را ببازند. بلكه تا حدود زيادي مي توانند به تحليل و تركيب قضايايي كه فتنه با خود آورده است بپردازند. البته اينان در اقليت اسف انگيزند هم چنان كه نوابغ در اقليت اسف انگيزند.
    هر دو نوع فتنه پس از نزول يا استقرار براي آگاهان قابل شناخت و آموزنده هستند زيرا پس از آن كه يك فتنه در معرض زوال قرار گرفته عوامل و انگيزه هاي به وجود آمدن خود را آشكار مي كند. همچنين با شناخت چگونگي قطع علاقه مردم از آن چه كه فتنه آن را مطلوب نشان مي داد مي توان حقيقت مطلوبيت آن را به خوبي ارزيابي كرد.
    تمايزات دو نوع فتنه
    1 ـ فتنه هاي گذرا از آن جهت كه به اصل و قانون ثابت مستند نيستند و فقط از حوادث و تحولات مي توانند استفاده كنند دير يا زود صحنه جامعه را ترك مي كنند و در موقع ترك جامعه براي عده اي قابل توجه از مردم شناخته مي شوند. در صورتي كه فتنه هاي رسوبي از آن جهت كه بامهارت كامل خود را وابسته اصل و قانون ثابت نشان مي دهند لذا مي توانند زمان هايي طولاني مغز و روان مردم جامعه را در اختيار خود بگيرند. بلكه چنان كه در بالا اشاره كرديم ممكن است تدريجا به صورت فرهنگ ثابت جامعه درآيند.
    2 ـ شناختن فتنه هاي گذرا براي مردمي كه تا حدودي از خرد و آگاهي برخوردارند از شناختن فتنه هاي رسوبي آسان تر است . زيرا فتنه هاي رسوبي به جهت نمايش وابستگي به اصول و قوانين ثابت انساني مي توانند حتي هشيارترين انسان ها را مبهوت كنند.
    به عنوان مثال خزيمه با آن خرد و تقوا نخست از پيكار با معاويه امتناع ورزيد تا آن گاه كه سپاهيان معاويه عماربن ياسر را شهيد كردند و به يادش آمد كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله درباره او فرموده بود :
    « اي عمار تو را گروهي ستمكار خواهد كشت . »
    3 ـ فتنه هاي رسوبي كه با گذشت زمان در جامعه رسوب مي كنند و چه بسا كه به صورت فرهنگ ثابت جامعه در مي آيند ممكن است با بروز شخصيتهاي بزرگ و با تقوا مورد تصفيه قرار بگيرند و امور مناسب و ناشايست آن ها از واقعيات و امور شايسته تفكيك شده و جامعه را از تصفيه مزبور برخوردار كنند. (منبع : در قلمرو معرفت مبحث فتنه )
    فتنه گران ماهر پس از آن كه فهميدند تقاضاي اصلي و تقاضاي فرعي جامعه چيست كالاي خود را براي عرضه به آن جامعه با تقاضاي موجود تنظيم مي كنند
    فتنه گران چنان قيافه حق به جانب از خود نشان مي دهند كه ساده لوحان را وادار مي كنند كه حتي درباره بديهي ترين اصول به ترديد بيفتند
    شناختن « فتنه هاي گذرا » براي مردمي كه تا حدودي از خرد و آگاهي برخوردارند از شناختن « فتنه هاي رسوبي » آسان تر است زيرا فتنه هاي رسوبي به جهت نمايش وابستگي دروغين به اصول و قوانين ثابت انساني مي توانند حتي هشيارترين انسان ها را مبهوت كنند!

  • *****
    برتري قوانين حقوقي اسلام بر قوانين حقوقي جهان


  • عباسعلي عليزاده ـ معاون اداري و مالي قوه قضائيه
    بخش دوم
    اجازه فرمائيد مطالب را آن طوريكه درذهنم وجود دارد بعرض خوانندگان محترم برسانم . عنايت فرمائيد وقتي اسلام مي گويد زنا و لواط با شهادت چهارمرد عادل و يابا چهار مرتبه اقرار با شرائط ويژه ثابت مي شود يعني چه موضوع مواد 68 69 70 74 75 77 114 و 117 قانون مجازات اسلامي كه صراحت در موضوع دارد بنظر هر انسان عاقل و فهميده اين مواد قانوني مي خواهد بگويد كه عادتا اثبات وقوع لواط و زنا امكان اثباتي ندارد زيرا انسانها موقعيكه مي خواهند مرتكب اين گونه اعمال شنيع شوند در مكان خلوتي و دور از عيون و انظار ديگران مرتكب مي شوند نه اينكه در مرئي و منظر چهار مرد شاهد عادل مرتكب جرم شوند قانونگذار بقدري در اين مسئله (چهار شاهد مرد با قيد عدالت ) تاكيد دارد كه اگر سه شاهد مرد عادل شهادت دادند و چهارمي نيامد موضوع مادتين 78 و 118 اولا زنا ثابت نمي شود . و ثانيا هر سه شاهد عادلي كه شهادت داده اند هر كدام به هشتاد تازيانه بعنوان حد قذف محكوم مي شوند حتي در ماده 78 قانون مجازات اسلامي مسئله را دقيق تر بيان مي نمايد « هرگاه شهود خصوصيات مورد شهادت را بيان كند اين خصوصيات بايد از لحاظ زمان و مكان و مانند آنها اختلاف نداشته باشد در صورت اختلاف بين شهود علاوه بر اينكه زنا ثابت نمي شود شهود به حد قذف محكوم مي گردند » .
    اين ماده مي گويد اگر چهار مرد عادل به محكمه آمدند و هر چهار نفر شهادت بوقوع زنا دادند اما بين آنها در ذكر خصوصيات يا زمان و مكان اختلاف وجود داشت علاوه از اينكه زنا ثابت نمي شود هر كدام بايد هشتاد تازيانه حد قذف بخورند براي اينكه شهادت داده اند دقت در مضمون اين ماده به اينكه اولا چهار مرد عادل يا سه مرد عادل و دو زن عادل (ماده 74 قانون ) يا دو مرد عادل همراه با چهار زن عادل (ماده 75 قانون مجازات اسلامي ) با قيد اينكه حائز صفت عدالت باشند (عادل يعني كسيكه مرتكب گناهان كبيره نشده و اصرار بر گناه صغيره نداشته باشد) يعني دروغ نمي گويد يعني تهمت و افترا نمي زند چون اين نوع گناه از گناهان كبيره بوده و مرتكب از عدالت خارج مي شود. با توجه به اينكه مضمون اين مواد فتواي جميع فقهاي عظام كثرالله امثالهم از قبيل مرحوم حضرت امام امت آن ابرمرد جهان اسلام مي باشد
    تحريرالوسيله جلد 2 در فصل حد زنا القول في ما يثبت به صفحه 415 مسئله 9 ) = يثبت الزنا بالبينه و يعتبر ان لا تكون اقل من اربعه رجال او ثلاثه رجال و امراتين ولا تقبل شهاده النسا منفردات ولاشهاده رجل وست نسا فيه ولاشهاده رجلين واربع نسا في الرجم و يثبت بهاالحد دون الرجم علي الاقوي ولو شهد ما دون الاربعه و ما في حكمها يثبت الحد رجما ولاجلدا بل حدود للفريه .
    مرحوم امام بزرگوار در همين موضوع در مسئله 10 كيفيت شهادت را به اين نحو بيان مي كنند;
    لابد في شهاده الشهود علي الزنا من التصريح او نحوه علي شاهده الولوج في الفرج كالميل في المكحله اولا خراج منه من غيرعقد ولاملك ولاشبه ولااكراه ...
    به همين مضمون مرحوم حضرت آيت الله خوئي طاب ثراه در مباني تكلمه (جلد 1 صفحه 179 مسئله 143 ) بصراحت بيان مي فرمايند بنظر نمي رسد كه در اين مسئله بين فقهاي عظام اختلاف باشد. نتيجه گيري كه از اين مسئله و فتواي فقها بدست مي آيد اين است كه :
    اولا) آقايان شهود و خانمها كه قصد اداي شهادت داريد خطر عدم اثبات زنا و لواط وجود دارد كه در اين صورت محكوم به هشتاد تازيانه مي شويد چه داعي بر اداي شهادت داريد پرهيز نمائيد.
    ثانيا) شارع و قانونگذار اسلامي رضايت به اثبات اين موضوع ندارد. بهمين دليل اينقدر سخت گرفته است .
    ثالثا) انسان عاقل مختار از باب احتياط خودش را در مظان وقوع ضرر و محكوم به حد كه هشتاد ضربه شلاق باشد قرار نمي دهد و پرهيز مي نمايد.
    و اما موضوع اقرار به عمل شنيع لواط و يا زنا
    اقرار به عمل شنيع لواط طبق ماده 114 قانون مجازات اسلامي چنين است « حد لواط با چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقراركننده ثابت مي شود » .
    ماده 115 چنين بيان مي كند « اقرار كمتر از چهار بار موجب حد نيست و اقراركننده تعزير مي شود » .
    سپس در ماده 116 شرايط اقراركننده را به اين نحو بيان مي كند « اقرار در صورتي نافذ است كه اقراركننده بالغ عاقل مختار و داراي قصد باشد » .
    فقهاي عظام كثرالله امثالهم از جمله مرحوم حضرت امام امت (طاب ثراه ) در (تحريرالوسيله جلد 2 صفحه 423 ) مي فرمايند :
    يشترط في المقرفا علا كان او مفعولا البلوغ وكمال العقل والحربه ولاختيار والقصد...
    مرحوم حضرت امام (ره ) درباره اقرار به زنا مشابه به اقرار درباره لواط مي فرمايند سپس درباره اقرار (جلد 2 تحريرالوسيله صفحه 414 مسئله 2 ) در نحوه اقرار و كيفيت آن چنين مي فرمايند .
    لابدوان يكون الاقرار صريحا او ظاهرا لايقبل معه الاحتمال العقلائي ولابد من تكراره اربعا
    پس از ذكر مطالبي در همين موضوع مي فرمايند :
    ... والا حوط اعتبار اربعه مجالس ولو افرودون الاربعه لايثبت الحد ... در اين مقوله مسئله 3 در باب اثبات زنا خيلي مورد توجه است (تحريرالوسيله جلد 2 صفحه 414 مسئله 3 لوقال : « زنيت بفلانه العفيفه » لمر يثبت الزنا الموجب للحد في طرفه الااذكراكرررها اربعا ...
    يعني اگر مردي بگويد و اقرار نمايد كه با زن عفيفه اي زنا كرده ام زنا ثابت نمي شود مگر چهار مرتبه تكرار نمايد. در اين مسئله بحسب ظاهر جميع فقها عظام (چهار مرتبه اقرار صريح ) فتوي داده اند.