روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1387 صفحه گزارش
*****
ماهيت استعماري انگليس دغدغه دائمي ملت ايران
استعمار كهنه و بساط هزار حيله تازه !




  • قسمت دوم ـ پاياني
    مجيد زندي
    تاريخ دو سده اخير كشور ما پر از تلخكامي ها است تلخكامي هايي كه از واگذاري بخش هاي وسيعي از سرزمين ايران به بيگانگان شكست هاي تحقيركننده و دخالت هاي ناجوانمردانه از قدرت هاي استعماري آغاز و تا سرسپردگي ذليلانه رجال و دولتمردان به سفارتخانه هاي خارجي ادامه داشت اما فراموش نمي كنيم كه هيچ دولتي در يكي ـ دو قرن اخير همانند دولت استعماري انگليس كام ملت ايران را تلخ نساخت . اگرچه در اين زمينه نمي توان تنها دولت استعماري انگليس را متهم كرد زيرا اگر حاكمان مردم را پشتوانه خود ندانند چاره اي جز گرفتن حامي از بيگانگان ندارند تا بتوانند با چنان پشتوانه اي چند صباحي بيشتر در مسند قدرت و ثروت بمانند و قدرت هاي استعماري هم با سو استفاده از بستر مناسب هر قدر كه اراده مي كردند بر خواسته هاي سياسي و اقتصادي و حتي سرزميني خود مي افزودند.
    در كنار آن برخي از مورخان همچنين ادعا مي كنند كه اگر انگليس نبود ايران از طريق روسيه فرانسه يا حتي پرتغال بلعيده مي شد كه مي توان در پاسخ گفت تجربه گذشته ايران چنين اجازه اي را به دولت هاي ديگر نمي داد ضمن آنكه اگر انگليس هم در كار ساير استعمارگران اخلال كرد بايد ديد با چه انگيزه و نيتي بوده است اين سخن آنگاه درست و پذيرفتني مي شود كه نتيجه كار به نفع ملت ايران بوده باشد در حاليكه بدترين آسيب ها از سوي اين دولت بر دل و جان ملت ايران وارد شده است كه به شرح آن همه تخلكامي هايي كه تاكنون در تاريخ معاصر ايران گفته شده و يا گفته خواهد شد باز خواهد گشت .
    اگرچه اكنون نيز به شيوه هايي آشكار قابل ردگيري است كه مردم ما آنچنان كه در شماره قبل گفتيم با بسياري از آن ها آشنا هستند. اين استعمارگر پير اگر چه آن قدرت قديم را ندارد اما با سوار شدن به قدرت ساير كشورها و مزدوري براي آنها همچنان منافع خود را در دخالت در امور داخلي ديگر كشورها و به ويژه كشورهاي اسلامي و خاورميانه جستجو مي كند و با اختلاف انگيزي و تفرفه افكني به گذران زندگي مي پردازد.
    بخش نخست گزارش خبري همايش علمي « ايران و استعمار انگليس » با اشاره اي مختصر به محتواي سخنراني ها و مقالات ارائه شده در نوبت صبح اين همايش به چاپ رسيد كه در اين شماره به برخي ديگر از موضوعات اشاره مي كنيم .
    دكتر محمود لالويي محقق تاريخ از جمله سخنرانان بعدازظهر بوده كه مقاله خود را تحت عنوان « انگليس و بحران آذربايجان » ارائه داده است . وي در سخنراني خود مي گويد : اگرچه آغاز جنگ جهاني دوم سرفصل جديدي در تاريخ معاصر ايران گشود و اشغال ايران توسط متفقين در سوم شهريور 1320 مهر پاياني بر استبداد رضاخاني و موجب شادي و شعف مردم ايران بود اما به نوبه خود سرآغاز مشكلات و مصائب جديدي شد كه ناشي از دخالت هاي نارواي متفقين در امور داخلي ايران بود.
    لالويي مي افزايد : در بحران آذربايجان انگليسي ها توانستند مواردي از جمله تاسيس انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به ايران تحميل كنند. اين اقدام از نظر ايرانيان صورت جديد قرارداد 1907 را كه شامل تقسيم ايران به نواحي نفوذ شده بود در برداشت .
    وي در تشريح تشكيل كميسيون سه جانبه با موافقت چرچيل ادامه مي دهد : كميسيون سه جانبه نيز از ديد آمريكا قابل ترديد بود و سفير وقت آمريكا در ايران به وزارت خارجه اين كشور در اين باره توضيح داده است كه در طرح كميسيون سه جانبه تاكيد بر استان نفت خيز ايران « خوزستان » بسيار ترديد برانگيز است و انگلستان قصد دارد تا به اين بهانه خوزستان را از ايران جدا كند.
    پژوهشگر تاريخ معاصر ايران در مقاله خود مي آورد : مهم ترين دست آورد طرح سه جانبه براي انگلستان استقرار نيروها در جنوب و نواحي نفت خيز بدون هزينه اي بود در همين راستا انگلستان با طرح شكايت ايران عليه شوروي در سازمان ملل مخالفت كرد چون معتقد بود اگر بحثي درباره نفت شمال در سازمان ملل شكل بگيرد ممكن است موقعيت خود نيز در جنوب مورد سئوال واقع شود.
    لالويي در ادامه مي گويد : انگليس به اين ترتيب خواهان سخت گيري عليه شوروي نبود و مادام كه منافع خود را در خطر نمي ديد ايران را به پاسخ مثبت به شوروي ترغيب مي كرد. به هرحال اتحاد شوروي به دليل ملاحظات امنيتي خواهان سهمي بود و سفير انگلستان نيز تاكيد مي كرد تا ايران از برخورد منفي با روسيه بپرهيزد.
    لالويي با اشاره به شروع كار قوام و دوره مناقشه برانگيز مساله نفت در تاريخ ايران مي افزايد : سياست هاي انگلستان بر حفظ امتياز نفت استوار بود و براي تماميت ارضي ايران ارزشي قائل نبود. با انتخاب قوام به نخست وزيري انگلستان مجبور شد طرح كميسيون سه جانبه را كنار گذاشته و پس از بازگشت قوام از مسكو قرارداد شركت نفت ايران و شوروي نيز ملغي و به همراه فشارهاي بين المللي زمينه خروج نيروهاي شوروي از ايران مهيا شد.
    اين پژوهشگر تاريخ معاصر ايران تاكيد مي كند : انگلستان در تعقيب سياست سنتي خود براي حفظ وضع موجود و كسب نفت بيشتر عمل مي كرد و هشداري به تهران براي تغيير ندادن خط مشي خود داده بود به هرحال شورش جنوب به نفع انگلستان تمام شد و تهران فهميد كه نبايد به انديشه هاي شاه و روسيه گرايش يابد.
    وي مي افزايد : اقدام انگلستان در شورش جنوب نتيجه داد و شورش و ماهيت آن سران حزب توده را نگران كرد و قوام توانست كابينه خود را ترميم كرده و روس ها را از كابينه حذف كند.
    لالويي ادامه مي دهد چنانچه آذربايجان از شورش دوري نمي كرد چه بسا شورش جنوب منجر به حوادث بزرگ تري در تاريخ ايران مي شد و نهايتا بحران آذربايجان پس از يك سال به پايان رسيد. همه اين اقدامات در راستاي خواسته انگلستان بود.
    وي در پايان نتيجه مي گيرد : مجموعه اي از دسايس انگليس براي حفظ منافع خود از قبيل سود جستن از سياستمداران طرفدار خود در داخل ايران زدوبندهاي سياسي با دول متفق نظير شوروي و آمريكا همانند طرح بوين ايجاد بلوا و شورش هاي جنوب كشور اعزام ناوهاي جنگي به خليج فارس و سرباز به بصره توصيه به ايران براي صرف نظر كردن از آذربايجان همه در راستاي حفظ منافع انگلستان به ويژه نفت جنوب بود كه در صورت موفقيت شوروي در آذربايجان نه تنها آن استان كه بقيه استان هاي جنوبي هم توسط انگلستان تجزيه و از ايران جدا مي شد. در سياست هاي استعماري انگليس آن چيزي كه مدنظر نبود استقلال و تماميت ارضي ايران بود.
    دكتر غلامعلي حداد عادل عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي هم در سخنان خود در همايش ايران و استعمار انگليس با بيان اينكه نسل امروز هنوز از تاريخ 50 ساله گذشته چيز زيادي نمي داند مگر در مواردي استثنا مي افزايد : بايد كاري كنيم اين نسل با فراموشي مواجه نشود چرا كه فراموشي ممكن است به نفع دشمنان ايران تمام شود.
    وي در خصوص پديده استعمار صرف نظر از اينكه استعمار در سالهاي قبل از انقلاب بر سر ايران چه بلايي آورده است ادامه مي دهد استعمار غرب پديده و فصلي سياه و شرم آور از كل تاريخ بشر است تا حدي كه فجايع استعمار بر سر مردم جهان به مراتب تلخ تر از دوران بردگي در دوران قديم است .
    نماينده مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه حتي اگر ايران قرباني استعمار نبود جا داشت اين پديده مورد بررسي قرار مي گرفت با طرح اين سئوال كه چرا توازن و تعادل دنيا با هجوم بي رحمانه و اشغالگرانه از سمت غرب به سمت آفريقا و آسيا و بخش هايي از آمريكاي لاتين به هم خورد و ملت ها در اين بخش ها به دست چند كشور اسير شدند مي گويد : ضرب المثل معروفي است كه انگليسي ها مي گفتند و آن اينكه « آفتاب در امپراتوري انگليس هرگز غروب نمي كند » چرا كه آن ها در تمام دنيا مستعمره داشتند. آن ها همچنين هيچ جا خود را خارجي نمي دانستند.
    وي ادامه ميدهد : چطور شد كه 200 سال جنگ صليبي به پديده استعمار منتهي نشد و مسلمان ها توانستند اروپايي هاي متحد را از فلسطين و بيت المقدس بيرون كنند اما در برابر استعمار اين اتفاق نيفتاد
    نماينده مجلس مي افزايد : بررسي استعمار انگليس در ايران به اندازه اي مهم است كه معتقدم بايد تاريخ 300 تا 400 سال گذشته كشور را برحسب موضوع استعمار انگليس بازنويسي كرد.
    وي با اشاره به بخش هايي از حضور انگليسي ها در دوران ناصرالدين شاه قتل اميركبير را يكي از جنايات انگليسي ها دانست و به نقش ميرزاي شيرازي در خنثي كردن اقدامات و توطئه هاي انگليسي اشاره مي كند و مي افزايد : سيد جمال الدين اسدآبادي در اين خصوص كمك شاياني كرد. نامه وي به ميرزاي شيرازي براي مقابله با قرارداد تنباكو بسيار حائز اهميت است .
    وي با اشاره به نقش انگليس در پيروزي مشروطيت و جهت دادن به آن اظهار داشت : چطور شد كه مردم به سفارت انگليس در تهران كشيده شدند مشروطيتي كه علماي نجف رهبري آن را برعهده داشتند چطور شد كه از سفارت انگلستان سرآوردند. اين مساله ساده اي نيست چرا كه در تبريز و اصفهان همچنين اتفاقي افتاد.
    حداد عادل با اشاره به اخبار بي . بي . سي در پاييز سال 57 مي گويد : انگليسي ها اخبار تظاهرات مردم را به دقت بررسي و پخش مي كردند و با ظرافت حركت مردم ايران را كه حركتي اسلامي بود سعي داشتند به حركتي ملي گرايانه تبديل كنند. آن ها سعي داشتند از اين حركت سلب سبقه ديني كنند كاري كه در مشروطيت كردند اما هوشياري امام خميني (ره ) مانع آن شد.
    دكتر مجيد تفرشي يك پژوهشگر حوزه ارتباطات و تاريخ هم با تاكيد بر لزوم شناخت رسانه ها براي پي بردن به اهداف متوليان آن ها موضوع مقاله اش در همايش « ايران و استعمار انگليس » را به نقد و بررسي رسانه انگليسي (بي .بي .سي ) اختصاص مي دهد و مي گويد : آرشيو بي .بي .سي برخلاف قوانين به روي همه باز نيست و از سوي ديگر اسناد وزارت خارجه انگليس هنوز پرونده هايي از بي .بي .سي دارد كه اجازه انتشار نداده است .
    وي به اهميت شناخت ديپلماسي انگلستان براي فهم سياست هاي بي .بي .سي اشاره مي كند و مي افزايد : بعد از آغاز قرن بيست ويكم ديپلماسي انگلستان بر پايه تحولات شكل گرفت و انگلستان فهميد ديپلماسي سنتي او پاسخگوي مسائل جديد نيست و كميسيوني شكل گرفت و سياست هاي كلي انگلستان در رفتار با ساير كشورها در آن تعيين شد.
    او ادامه مي دهد : يكي از نتايج اين جلسات تاسيس تلويزيون عربي بي .بي .سي بود و چهار محور براي بررسي هاي جديد و رفتارهاي انگلستان با كشورهاي ديگر انتخاب شد. اين چهار محور سرويس جهاني بي .بي .سي شوراي فرهنگي و هنري انگلستان شبكه خبري ماهواره اي انگلستان و سازمان نمايشگاه هاي فرهنگي و تجاري اين كشور بود.
    تفرشي با اشاره به تاسيس بي .بي .سي خاطرنشان مي كند : عنوان اوليه بي .بي .سي امپراتوري را نيز در عنوان خود داشت و سايت رسمي بي .بي .سي نيز اكنون اين مساله را اين گونه توجيه مي كند كه انگلستان به دنبال استعمار نبوده بلكه منظور از امپراتوري اجتماع همه كشورهاي انگليسي زبان بوده است ! تا اينكه در آخرين روزهاي سال 1940 و هشت ماه قبل از شهريور 1320 (هـ . ش ) راديو فارسي بي . بي . سي آغاز به كار كرد و با نظارت مستقيم وزارت امورخارجه انگلستان به انجام فعاليت هايش پرداخت .
    محقق ديگر حجت الاسلام حامد قرائتي است كه به بررسي نقش انگلستان و نقش آفريني سياسي آن در تحولات تاريخ صدساله اخير ايران مي پردازد و سياست هاي استعماري انگلستان در كشورهاي اسلامي را با بهره گيري از فرقه بابيت و بهاييت تشريح مي كند و مي گويد : انگلستان در دوره قاجار در كشورهاي اسلامي با بهره گيري از بابيت و بهاييت رويكردي در پيش گرفت تا با استفاده از آموزه هاي فرقه اي به اهداف خود برسد.
    وي در اين همايش مي افزايد : در تاريخ فرقه ها مي توان به اختلاف ديني بر سر مسائل جانشيني اشاره كرد اما در دوره قاجار عامل سياست در اين ميان از هر عامل ديگري مهم تر بود و باعث گسترش فرقه ها و تاسيس آن ها شد.
    قرائتي در تشريح فرقه آقاخاني اول هم مي گويد : آقاخان اول موسس اين فرقه با نام محمدحسن حسيني است و در منابع قاجار شيعه اثني عشري خوانده شده است و پيروان او آقاخانيه شناخته مي شوند.
    وي مي افزايد : در سال 1840 ميلادي اين فرقه با انگلستان رابطه برقرار كرد و توانست حمايت آن كشور را جلب كند و شورشي در منطقه كرمان باحمايت مستقيم انگلستان صورت دهد. در حين اين قيام و در جريان شورش ها زماني كه در شرف شكست بودند انگلستان توپ و تجهيزات نظامي از طريق افراد محلي براي آن ها فرستاد كه اين خود نشان مي دهد كه اين فرقه براي انگلستان و سياست آن مفيد بوده است .
    اين پژوهشگر تاريخ معاصر ايران مهم ترين مساله در مقاله خود را شناخت هنر استعمارگري مي داند و ادامه مي دهد : هنر استعمار شناخت دقيقي است كه از خصوصيات اجتماعي و ديني ما داشته است . شناخت اين فرقه ها نشان دهنده آن است كه از ويژگي هاي ديني و مذهبي ما مطلع بوده اند. مانند اينكه شباهت هايي در آموزه هاي اين فرق و افكار غرب شاهديم مثل اينكه جهاد در هر دو انديشه معنايي ندارد.
    آقاي خزايي دبير همايش ايران و استعمار انگليس هم در حاشيه همايش با اشاره به فعاليت هاي استعماري دولت انگليس در ايران مي گويد : همانگونه كه با پيروزي انقلاب اسلامي در تمام شئون جامعه تحولاتي به وجود آمد يكي از اين تحولات در تاريخ نگاري معاصر بوده است . خدمتي كه انقلاب اسلامي به تاريخ نگاري ايران كرده قابل قياس با دستاوردهاي سياسي و اجتماعي در منطقه و جهان است .
    وي ادامه مي دهد : تاريخ نويسي در كشور ما متاسفانه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در دو حلقه ماركسيستي و چپ و تاريخ نويسان درباري قرار داشت كه هر طور كه مي خواستند تاريخ را به نفع خودشان و بر ضد ملت مي نوشتند در آن دوره تاريخ نگاري مملو از تحليل ها و يافته هاي ذهني و پيش فرض هايي بود كه معمولا هيچ سند و مدركي درباره آن نمي دادند گاهي هم كه به معدود آثاري ارجاع مي شد آنها هم از اعتبار علمي برخوردار نبودند.
    آقاي خزايي ادامه مي دهد : پس از انقلاب اسلامي چند كار بزرگ اتفاق افتاد اولين مساله شكسته شدن در آرشيوها بايگاني ها و اسناد واقعي كشور بر روي محققين و پژوهشگران بود كه در واقع فقر و كوير سندي در كشور را اشباع و سيراب كرد و محققين توانستند به اسناد دسترسي پيدا كنند وزارت خارجه رياست جمهوري مركز اسناد ملي وزارت اطلاعات كتابخانه مجلس و... اين اسناد را رو كردند كه باعث شد در مجراي تنفسي محققان و مورخين كشورمان اكسيژن جديدي دميده شود كه مي توان آن را خدمت بسيار بزرگ نهادهاي انقلاب به تاريخ ايران به شمار آورد كه جلوي تحريف و قلب حقايق و بي سندگويي و غيرمعتبر نويسي را بگيرند. اين اسناد به عنوان يك خاكريز بزرگي تبديل شد كه هر محققي براي انجام تحقيقات تاريخي ايران ناچار است از آن عبور كند بسياري از اين اسناد در رژيم گذشته به شدت طبقه بندي شده بود و آندسته از اسنادي هم كه خارج شده بود با رعايت ملاحظات بود كه به ما كمك كرد با كشف تناقض در اسناد رژيم سابق نقاب از چهره طاغوت كنار زد. و زواياي پنهان زندگي مديران و امراي رژيم سابق برداشته شود در حاليكه تا قبل از كشف اين اسناد مورخان درباري چه قبل و چه بعد از انقلاب قلب واقعيت مي كردند و اكنون اين اسناد مانع ادامه تاريخ نويسي درباريان شده است .
    وي مي گويد : به عنوان نمونه در دانشگاه هاروارد آقايي به نام لاجوردي با همكاري آقاي ميلاني و همكاران او كه افرادي شناخته شده سرسپرده رژيم گذشته و بهايي هستند و هم اكنون نيز براي امريكا و سيا مي نويسند كه شروع كرده بودند به تاريخ نويسي يا تاريخ شفاهي خودشان تا چهره رضاشاه و محمدرضا شاه و رجال پهلوي را تطهير كنند و جالب اينكه براي حرف هاي خود هم اصلا سند ارائه نمي دادند معلوم بود كه بدون سند حرف زدن و يافتن آن هم به استناد سخنان رجال پهلوي چه ضعف هاي تاريخ نگاري را در خود دارد كه جريان تاريخ نگاري مستند انقلاب مانع كار آنها شد.
    وي مي گويد : متاسفانه رسانه هاي غربي كه علاقمند به تبليغ اين حرف ها بودند متاسفانه بدون توجه به نقص بي سندي آن كتاب ها و محتواي آن را تبليغ كردند اما اسناد ارائه شده از سوي تاريخ نگاران مسلمان مانع از پاك كردن حافظه تاريخي ملت شد. تا حدي كه اين اسناد سبب شد نگارش تاريخ مستند معاصر شروع شود كه برخي از كتب در شمار خاطره نگاري و تاريخ شفاهي جاي گرفت و حتي ثبت تصويري و صوتي شد.
    آقاي خزايي مي گويد : برخي از اسناد هم به تك نويسي ها بازجويي ها و اسناد و مداركي مربوط مي شود كه از گروهك ها به دست آمد بسياري از اين افراد جزو توابين بودند و حقايق گذشته خود چه قبل و چه بعد از انقلاب را مطرح كردند. ضمن آنكه برخي از اين اسناد مربوط به كشورهاي امريكا و انگليس بوده است كه پس از چند دهه از حالت طبقه بندي خارج شدند كه به كمك آن به غناي اسنادي نسبت به 40 سال پيش دست پيدا كرديم .
    وي ادامه مي دهد : واقعا براي دوره اواخر سلطنت پهلوي اول به دليل خفقان شديد حاكم ما به شدت فقر اسنادي داريم كه تا حدودي پس از انقلاب اسلامي اين اسناد افشا شد.
    آقاي خزايي مي افزايد : با افزايش توجه محققان و مورخان معاصر كشورمان به اسناد تاريخي موجود هم اكنون ما سالانه 4000 عنوان كتاب مربوط تاريخ معاصر در كشور داريم كه به چاپ مي رسد.
    وي درباره علت برپايي چنين همايش هايي ادامه مي دهد : اگر قرار است موضوعات تاريخي به جامعه نفوذ كند يا در كتب درسي منتشر شود نيازمند طرح آن در مجامع علمي است و اين سمينارها راه مولفان و محققان و حتي هنرمندان و روزنامه نگاران را در انتخاب مسير روشن مي سازد.
    وي ادامه مي دهد : اين سمينارها از آن جهت از جايگاه باارزش برخوردارند كه ملت ايران بدانند ضرباتي كه ما در يكي ـ دو قرن گذشته از انگليس خورديم حتي از امريكا و اسرائيل نخورديم . من معتقدم بلايي كه انگليس سر كشور ما آورده آمريكا نياورده است . زيرا آن كسي كه در آن نقطه آغاز مانع حركت ملت ايران شد همين انگليس بود كه چه در زمان قاجار و چه در زمان پهلوي نگذاشت ملت ايران حركت ترقي خواهانه خود را انجام دهد و در اين زمينه هيچ شكي نبايد كرد و اگر اين اخلال گري انگليسي نبود ملت و دولت ايران حتي در مقابل روسيه نيز شكست نمي خورد.
    وي ادامه مي دهد : انگليس هم با فرقه سازي و هم با تاثيرگذاري و نفوذ در اذهان نخبگان سياسي ما و كساني كه در حاكميت هاي پهلوي و قاجار نقش داشتند اجاره نداد قائم مقام ها و اميركبيرها كه همزمان با انقلاب « ميجي » در ژاپن بوده و بلكه زودتر از ژاپن هم فعاليت هاي توسعه اي و پيشرفت را شروع كرده بودند كاري انجام دهند. پس در هر عقب ماندگي از علم و دانش فناوري روز توسعه انساني و فرهنگي و هر كاري ديگر شيطنت هاي انگليس را به آشكار مي بينيم اگرچه پس از آن روسيه را هم شريك جرم خود كرده بود و تا حدودي هم فرانسوي ها وارد اين كارها شده بودند.
    آقاي خزايي ادامه مي دهد : تاريخ ما برنامه هاي استعماري انگليس را از تجزيه خاك ايران از جمله هرات و بحرين چپاول ثروت هاي ملي و نفت كنسرسيوم هاي ظالمانه از جريانات فرماسونري كه رجال سياسي كشور ما را تحقير مي كردند تا حدي كه وقتي برنامه هاي سفارت انگليس را مورد ارزيابي قرار مي دهيم با مشاهده تحقيرهاي شاهان دل ما به حال آنها هم مي سوزد!
    وي مي افزايد : كار به جاهايي رسيده بود كه حتي ليست نمايندگي مجلس از طريق سفارت انگليس تنظيم مي شد انتخاب وزرا و نخست وزيران و حتي در ماندن و رفتن شاه مملكت دخالت مي كردند.
    وي مي گويد : بنابراين اولين رسالت ما ترويج تاريخ تاريخ نگاري و تاريخ خواني از مجراي سالم است تاريخي كه همانند صنعت اقتصاد و حتي ورزش جهان از مجراي سياسي مي گذرد تا حدي كه مي توانيم بگوئيم سياست اصلا از تاريخ جدا نيست و آن دسته از ملتي كه در سياست موفق خواهند بود كه تاريخ كشور خود را به درستي آموخته باشند سياست مداراني موفق هستند كه در تاريخ به درستي تدبير كرده باشند.
    وي مي گويد : 70 مقاله به دست ما رسيد كه هيات علمي با سخت گيريهاي خاص خود فقط 15 مقاله را انتخاب كرده است كه در همايش ارائه شود و بقيه در كتاب ويژه همايش به چاپ خواهد رسيد تا جمعيت بيشتري از مردم ما بدانند كه دولت استعماري انگليس بر سر اين ملت چه آورده است
    با استناد به اسناد مختلف و تاييد افكار عمومي در دو قرن اخير هيچ دولتي به اندازه دولت استعماري انگليس كام ملت ايران را تلخ نكرد اصلي كه در بند بند مقالات تحقيقاتي ارائه شده در همايش ايران و استعمار انگليس قابل پيگيري بود
    دكتر محمود لالويي پژوهشگر و محقق : در سياست هاي استعماري انگليس آن چيزي كه مدنظر نبود استقلال و تماميت ارضي ايران بود و در بحران آذربايجان بود كه توانستند مواردي از جمله تاسيس انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به ايران تحميل كنند
    دكتر مجيد تفرشي محقق ارتباطات و تاريخ : آرشيو بي بي سي بر خلاف قوانين به روي همه باز نيست و از سوي ديگر اسناد وزارت خارجه انگليس هنوز پرونده هايي از بي بي سي دارد كه تاكنون اجازه انتشار آن را نداده است
    حجت الاسلام حامد قرائتي محقق و پژوهشگر تاريخ : انگلستان با بهره گيري از فرقه گرايي و ايجاد فرقه هاي بابي و بهايي رويكرد اختلافات مذهبي را در پيش گرفت تا از اين طريق در كشورهاي اسلامي به اهداف خود برسد
    آقاي خزايي دبير همايش ايران و استعمار انگليس : انگليس با نفوذ در اذهان رجال سياسي دوران قاجار و پهلوي اجازه نداد قائم مقام ها و اميركبيرها به اهداف خود بر سند ضمن آن كه در هر عقب ماندگي از علم و فناوري توسعه انساني و فرهنگي در ايران شيطنت انگليسي ها قابل مشاهده است
    زيرنويس عكس :
    ث دوران مشروطيت و مراسم ناهار خوران متحصنين در سفارت انگليس