روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1387 صفحه هنر و ادبيات
*****
شعر بي دروغ


  • يادمان دكتر قيصر امين پور و رويش هاي ادبي انقلاب
    سيدمجتبي مجاهديان
    ما كه اين همه براي عشق
    آه و ناله ي دروغ مي كنيم
    راستي چرا
    در رثاي بي شمار عاشقان
    ـ كه بي دريغ ـ
    خون خويش را نثار عشق مي كنند
    از نثار يك دريغ هم
    دريغ مي كنيم !
    (قيصر امين پور)
    ان من الشعر لحكمه (1 )
    يك سال گذشت . شاعر لحظه هاي ايثار و خلاقيت شاعر فرزانه انقلاب و نظريه پرداز ادبي ما دكتر قيصر امين پور در هفتمين روز آبان برگريز 86 پر پرواز به ملكوت اعلي گشود و رفت ; « از رفتنش دهان همه باز گويا گفته بودند پرواز پرواز » .
    قيصر به شعر دست يافته بود(2 ) او نماينده متشخص بلكه نماد برتر نسل ادباي پيشرو و آينده دار زبان فاخر فارسي بود كه نگاهش آفاق ادب ايران زمين را مي كاويد; اما دريغا و هزاران افسوس كه بيش از اين مجال اتمام « حرف هاي ناتمام (3 ) خود را نيافت و « درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد . » (4 )
    گرچه « طول » عمر قيصر زياد نيست اما به گواهي كارنامه پربرگ و بار 48 ساله او از « عرض » و عمقي شايسته برخوردار است . او پديده شعر معاصر بود و نويد آن را مي داد كه به يك استثنا تبديل شود.
    قيصر سرشار از ذوق سليقه و خلاقيت بود; با زباني سهل و ساده بياني تازه لحن و صدايي شاعرانه يكرنگي كودكانه صميميتي سيال و نهفته در ضمير متانت و وقاري شايسته استادي و و و; « بگو قافيه سست يا نادرست
    همين بس كه ما ساده صحبت كنيم ... »
    امين پور از اركان شعر معاصر و محبوب ترين شاعر انقلاب و مودب ترين ترانه سراي روزگار ماست . شعرش مملو از خلوص سرشار از صداقت و لبريز از يكرنگي است ; چراكه زبانش پاك و حكمت آموز و شعرش بي دروغ است .
    قيصر نزديك ترين شاعر به شعرش بود و شايد راز ماندگاريش همين باشد. آنچنان كه مي گفت بود و آنگونه كه مي نمود. او از « قاف عشق » آغاز و به « دستور زبان عشق (5 ) » ختم نمود; سواي از سوداگراني كه با قاف به آخر خط عشق رسيده اند; « و قاف حرف آخر عشق است آنجا كه نام كوچك من آغاز مي شود. »
    امين پور نه تنها در شعر كلاسيك و ادب نيمايي با مضامين آييني به ويژه عاشورا انتظار و دفاع مقدس كه در نثر ادبي و قصه نويسي نيز سخنها داشت ; چه بسيار طرح ها و نقاشي هايي را از خود بي نام و نشان و البته بي مزد و منت منتشر كرد. حتي در خوشنويسي نيز دستي داشت (6 ) .
    نوع سلوك قيصر چنان بود كه شعرهاي نغز و پر مغز او تنها يكي از فضائلش به شمار مي رفت . آزادگي و دينداري او مثل زد بود. در حوزه معنا و معنويت هم تازگي داشت ; البته بي هيچ تظاهر و ريايي .
    گاه شمار احوال و آثار قيصر
    1338 ـ دوم ارديبهشت ماه تولد در گتوند پرورش در دارالمومنين دزفول
    1343 ـ تحصيل در مكتبخانه
    49 ـ 1345 ـ دوره تحصيلات ابتدايي در گتوند
    57 ـ1350 ـ دوره تحصيلات راهنمايي و دبيرستان در دزفول
    1357 ـ آغاز تحصيل در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران
    1358 ـ انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران شركت در حماسه تسخير لانه جاسوسي به همراه دانشجويان پيرو خط امام همكاري در بنيانگذاري حوزه هنري و همكاري با « صحيفه » روزنامه جمهوري اسلامي
    71 ـ1360 ـ دبيري سرويس شعر هفته نامه سروش
    62 ـ1360 ـ تدريس در مدارس راهنمايي
    1363 ـ تغيير رشته از علوم اجتماعي به ادبيات فارسي دانشگاه تهران انتشار نخستين كتاب هايش به نام « در كوچه آفتاب » و « تنفس صبح »
    1365 ـ انتشار نثر ادبي « طوفان در پرانتز » و منظومه « ظهر روز دهم »
    1366 ـ آغاز دوره كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي و همكاري در راه اندازي دفتر شعر جوان
    1367 ـ سردبيري ماهنامه ادبي و هنري سروش نوجوان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا(س )
    1368 ـ انتشار كتاب « مثل چشمه مثل رود » دريافت جايزه نيما يوشيج (مرغ آمين ) همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان
    1369 ـ آغاز دوره دكتراي زبان و ادبيات فارسي
    1370 ـ انتشار نثر ادبي « بي بال پريدن » (ويژه نوجوانان ) آغاز تدريس در دانشگاه تهران انتشار « گفتگوهاي بي گفت وگو »
    1372 ـ انتشار مجموعه « آينه هاي ناگهان »
    1375 ـ انتشار مجموعه « به قول پرستو » (براي نوجوانان )
    1376 ـ دفاع از رساله دكتري با عنوان « سنت و نوآوري در شعر معاصر » به راهنمايي دكتر محمد رضا شفيعي كدكني . گفتني است اين رساله به تشخيص اساتيد صاحب نظر قوي ترين پايان نامه ادبي پس از انقلاب است
    1378 ـ انتشار « گزيده اشعار » و برنده « تنديس ماه طلايي » برگزيده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب
    1380 ـ انتشار « گلها همه آفتابگردانند »
    1382 ـ انتخاب به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي
    1383 ـ انتشار « سنت و نوآوري در شعر معاصر »
    1384 ـ برگزاري اولين سالانه « جايزه ادبي قيصر امين پور » توسط كنگره سراسري شعر دفاع مقدس
    1385 ـ انتشار « شعر كودكي »
    1386 ـ ششم شهريور رونمايي از كتاب « دستور زبان عشق » (7 )
    رويش هاي ادبي انقلاب
    امين پور در آغازين سال پيروزي انقلاب اسلامي و در بدو ورود به دانشگاه تهران جذب حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي شد و به حلقه شاعران جوان و انقلابي كشور كه از اقصي نقاط ايران در اين حوزه گردآمده بودند درآمد. قيصر به همراه ياران خود زنده ياد سلمان هراتي روانشاد سيد حسن حسيني استاد جواد محقق و شماري از شعراي تازه ديروز و ادباي پخته امروز جنبشي را به نام انقلاب ادبي آغازيد كه اينك و پس از قريب به سه دهه آثار ميمون و ميوه هاي خوش طعم آن را در گلستان فرهنگ شاهديم . جوانان اين حلقه ادبي به تعبير زعيم ادب پرور ما (ادام الله ظله ) « نخستين رويش هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه هاي شعر بودند » . (8 ) و البته نقش قيصر در اين ميان چنان بود كه « بخش مهمي از طراوت و جلوه اين بوستان مرهون ظهور و رشد آن عزيز » . (9 ) است .
    در آن ساليان حوزه هنري مامن و ملجاي ياران جوان و بي رنگ انقلاب شد. سلمان و سيد حسن و قيصر خطي به امتداد شمال تا جنوب ترسيم كردند . هراتي از شمال و حسيني از ميان و امين پور از جنوب ايران (10 ) چونان رودخانه هايي خروشان به هم پيوستند و دريايي از معارف ادبي ـ انقلابي را پديد آوردند.
    قيصر اسلام و امام
    امام محمد باقر(ع ) به مردي فرمود : « آيا سخن را خوار و ناچيز مي شماري بدان ! خداي عز و جل پيامبران خود را با زر و سيم نفرستاد; بلكه با واژگان فرستاد(11 ) » . حكمت و معرفت ثمره « واژه پاك » يا « كلمه طيبه » اند; « ... واژه پاك چونان درختي پاك است كه ريشه اي پابرجا و شاخه اي سر بر آسمان دارد. ميوه اش را دمادم به اذن پروردگارش مي دهد; و خداوند چنين مثل هايي براي مردم مي زند تا پند گيرند(12 ) » . و اقبال لاهوري انديشمند مسلمان چه زيبا مي سرايد :
    شعر را مقصود اگر آدمگري است
    شاعري هم وارث پيغمبري است
    تجلي مذهب بر ذهن زبان و زندگي قيصر از بيت بيت اشعار و آثار او هويداست . داستان تقيد امين پور به شعائر ديني نيز خواندني است . پدر همسرش « حجت الاسلام اشراقي تعريف مي كردند كه وقتي خطبه عقد قيصر و خانمش را مي خواندند بانگ اذان ظهر طنين انداز شد; قيصر از سر سفره عقد بلند شد و رفت تا نمازش را بخواند » (13 )
    قيصر در شعر « خلاصه خوبيها » از كتاب « تنفس صبح » ارادت خود را به امام خميني (ره ) اينگونه ثابت مي كند :
    لبخند تو خلاصه خوبيهاست
    لختي بخند خنده گل زيباست
    پيشانيت تنفس يك صبح است
    صبحي كه انتهاي شب يلداست
    در چشمت از حضور كبوترها
    هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
    در چشمت از حضور كبوترها
    هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
    رنگين كمان عشق اهورايي
    از پشت شيشه دل تو پيداست
    فرياد تو تلاطم يك طوفان
    آرامشت تلاوت يك درياست
    با ما بدون فاصله صحبت كن
    اي آن كه ارتفاع تو دور ازماست
    قيصر در دفاع مقدس
    قيصر ملك ادب معاصر مسيحاي شعر انقلاب ما نيز بود. دهه دوم و سوم حيات او مصادف شد با دفاع جانانه و مقدس رزمندگان اسلام از مرزهاي كشور. او فرزند شهر ايثار دزفول بود و به دارالمومنين به عنوان مظهر استقامت مي باليد و بر مظلوميت او مي گريست . « مي خواستم شعري براي جنگ بگويم
    شعري براي شهر خودم دزفول
    ديدم كه بايد لفظ ناخوش موشك را به كار برد
    اما موشك زيبايي كلام مرا كاست » .
    اگر سخن از ادبيات دفاع مقدس و حتي واژه ناخوش « جنگ » به ميان آيد بي ترديد قيصر را بايد سرآمد سرايندگان آن دانست . شعرهاي دوران جنگ امين پور از نوادر ادبيات دفاع و پايداري است كه همه بيان شور برخاسته از شعور و تشخيص بجاي او مي كنند. جمع لطافت طبع شاعري و ظرافت ادب پارسي با ستبري و سختي جنگ تنها از عهده قيصر و ياران انقلابي او برمي آمد. به ياد آوريم اولين سروده هاي به يادماني او را در مجموعه « تنفس صبح » كه در آن سلاح سرد سخن را به تنهايي در مقابل دشمن زبان نفهم كارساز نمي بيند : « مي خواستم شعري براي جنگ بگويم
    ديدم نمي شود
    ديگر قلم زبان دلم نيست
    بايد زمين گذاشت قلم ها را
    ديگر سلاح سرد سخن كار ساز نيست
    بايد براي جنگ
    از لوله تفنگ بخوانم
    با واژه فشنگ .... »
    امين پور بر تل خاك خرابه هاي شهر موشك خورده اش « قصه جنگ » را چنين حكايت مي كند :
    موسيقي شهر بانگ « رودارود » است
    خنياگري آتش و رقص و دوداست
    برخاك خرابه ها بخوان قصه جنگ
    از چشم عروسكي كه خون آلود است
    قيصر هماره بهترين نيت را تصميم بر شهادت در راه خدا مي دانست :
    اگرچه نيت خوبي است زيستن اما
    خوشا كه دست به تصميم ديگري بزنيم
    و در اين آرزو با دل خود نجوا مي كرد :
    بيا اي دل از اينجا پر بگيريم
    ره كاشانه ديگر بگيريم
    بيا گمگشته ديرين خود را
    سراغ از لاله پرپر بگيريم
    زمين گويي غمي بنهفته داره
    سخن ها در دهان ناگفته داره
    ز هر چشمش هزاران چشمه جوشه
    كه در دل صد شهيد خفته داره
    و در جايي ديگر مي گويد :
    بيا به خانه آلاله ها سري بزنيم
    ز داغ با دل خود حرف ديگري بزنيم
    به يك بنفشه صميمانه تسليت گوييم
    سري به مجلس سوگ كبوتري بزنيم
    شعر آييني و عاشورايي قيصر
    شور برگرفته از شعور قيصر در اشعار آييني او بيشتر نمايان مي شود. مويه هاي امين پور « در كوچه هاي كوفه » جانسوز و رقت انگيز است :
    اين جزر و مد چيست كه تا ماه مي رود
    درياي درد كيست كه در چاه مي رود
    اين سان كه چرخ مي گذرد بر مدار شوم
    بيم خسوف و تيرگي ماه مي رود
    گويي كه چرخ بوي خطر را شنيده است
    يك لحظه مكث كرده به اكراه مي رود
    آبستن عزاي عظيمي است كاين چنين
    آسيمه سر نسيم سحرگاه مي رود
    امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
    يا آفتاب روي زمين راه مي رود
    در كوچه هاي كوفه صداي عبور كيست
    گويا دلي به مقصد دلخواه مي رود
    دارد سر شكافتن فرق آفتاب
    آن سايه اي كه در دل شب راه مي رود
    امين پور اشعار عاشورايي خود را در كتابي به نام « منظومه ظهر روز دهم » فراهم آورد كه به اذعان اهل فن از موفق ترين مجموعه هاي سوگ نوشته شعر آييني ماست ; روز عاشوراست
    كربلا غوغاست
    كربلا آن روز غوغا بود
    عشق تنها بود ...
    اين صداي زاده زهراست
    « هست آيا ياوري ما را »
    باد با خود اين صدا را برد
    و صداي او به سقف آسمان ها خورد
    باز هم برگشت !
    « هست آيا ياوري ما را »
    انعكاس اين صدا تا دورترها رفت
    تا دل فردا و آنسوتر ز فردا رفت ...
    او با مذهب رابطه اي فطري داشت . به عشق امام رضا(ع ) در شعر « كوچه هاي خراسان » سرود :
    چشمه هاي خروشان تو را مي شناسند
    موج هاي پريشان تو را مي شناسند
    از نشابور بر موجي از « لا » گذشتي
    اي كه امواج طوفان تو را مي شناسند
    اينك اي خوب فصل غريبي سرآمد
    چون تمام غريبان تو را مي شناسند
    قيصر شاعر انتظار
    قيصر را بايد شاعر چشم به راه يا « شاعر انتظار » ناميد. سروده هاي امام زماني او از طرب انگيزترين نمونه هاي موجود است :
    مي خواهمت چنان كه شب خسته خواب را
    مي جويمت چنان كه لب تشنه آب را
    محو توام چنان كه ستاره به چشم صبح
    يا شبنم سپيده دمان آفتاب را
    بي تابم آنچنان كه درختان براي باد
    يا كودكان خفته به گهواره تاب را
    بايسته اي چنان كه تپيدن براي دل
    يا آنچنانكه بال پريدن عقاب را
    حتي اگر نباشي مي آفرينمت
    چونانكه التهاب بيابان سراب را
    اي خواهشي كه خواستني تر ز پاسخي
    با چون تو پرسشي چه نيازي جواب را
    او در شعر « روز مبادا » خطاب به مولايش (ارواحنا فداه ) مي گويد : ... وقتي تو نيستي
    نه هست هاي ما
    چونان كه بايدند
    نه بايدها
    مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را
    با بغض مي خورم
    عمري است
    لبخندهاي لاغر خود را
    در دل ذخيره مي كنم !
    باشد براي روز مبادا اما در صفحه هاي تقويم
    روزي به نام روز مبادا نيست
    آن روز هر چه باشد
    روزي شبيه ديروز
    روزي شبيه فردا
    روزي درست مثل همين روزهاي ماست
    اما كسي چه مي داند
    شايد! امروز نيز روز مبادا باشد!
    و در جايي ديگر مي گويد :
    هرچند كه دلتنگ تر از تنگ بلورم
    با كوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
    اندوه من انبوه تر از دامن الوند
    بشكوه تر از كوه دماوند غرورم
    يك عمر پريشاني دل بسته به مويي است
    تنها سر مويي ز سر موي تو دورم
    اي عشق به شوق تو گذر مي كنم از خويش
    تو قاف قرار من و من عين عبورم
    بگذار به بالاي بلند تو ببالم
    كز تيره نيلوفرم و تشنه نورم
    سال ها پيش حضرت آيت الله صافي گلپايگاني ضمن تجليل از سروده امام زماني امين پور با مطلع :
    طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
    زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
    با تضميني زيبا به استقبال شعر وي رفته و سرود :
    زهي جمال رخش كرده پرتو افشاني
    به ماه چارده و آفتاب رخشاني . (14 )
    قيصر شاعر دردهاي انسان
    شعر سلوك عاشقانه قيصر بود. شاعري در نظر او معنايي ديگر داشت . او « شاعر دردهاي مردمي » بود. از اين زاويه معادل يابي و واژه گزيني هاي قيصر شايسته بازبيني است . سعي او در به كارگيري واژه مردم كوي و برزن بر غناي شعر فارسي افزود. با زباني ساده و روان صميمي و خودماني با لحن و لهجه مردم كوچه و بازار سخن مي گفت و شگفتا كه با همان نكته سنجان را مبهوت كلام سحار خود مي كرد از من گذشت اما دلم هنوز با لهجه محلي خود حرف مي زند با لهجه محلي مردم با لهجه فصيح گل و گندم (خورشيد روستا).
    دلمشغولي او بازي با واژه ها تعزيه گرداني شعر و سرگرداني خواننده نبود. آثارش هميشه از نعمت طراوت و تازگي سرشارند و از بوي كهنگي بدور; چرا كه روح شاعري قيصر در پاسخ به دغدغه انسان امروز مي شكفت . در شعر « نان و غم نان » مي گويد : « وقتي جهان از ريشه آدم
    و آدم از عدم
    و سعي از ريشه هاي ياس مي آيد
    وقتي يك تفاوت ساده در حرف
    كفتار را به كفتر تبديل مي كند
    بايد به بي تفاوتي واژه ها و واژه هاي بي طرف
    مثل نان دل بست
    نان را از هر طرف بخواني
    نان است ....
    شعر قيصر جوششي بود چراكه او ريشه در چشمه داشت . او در جايي نحوه غلبه شعر را بر شاعر چنين توصيف مي كند : « شعر نه ناگهان بلكه آن چنان آرام در را باز مي كند و آنچنان شاعر را غافلگير مي كند كه گاهي بعد از رفتنش تازه مي فهمد كه او با كفش روي فرش آمده بود و فقط جاي پاي او پيداست . اگر در شب امتحان جبر هم بيايد شاعر بي اختيار تسليم او مي شود » . (15 )
    او به تاسي از آموزه هاي ديني هرگز « اين قيمتي در لفظ دري را به پاي خوكان » (16 ) و تعلقات دون آنان نريخت و از خامه اش جز آواي نور نتراويد و هر از چندگاه در پاسداشت شعر و شاعري توصيه هايي فروتنانه به همكاران مي كرد :
    اين حنجره اين باغ صدا را نفروشيد
    اين پنجره اين خاطره ها را نفروشيد
    تنها به خدا دلخوشي ما به دل ماست
    صندوقچه راز خدا را نفروشيد
    و به ياد روانشاد سيد حسن حسيني رسم عاشقي را در شعر « اخوانيه » چنين رعايت نمود :
    اگر سنت اوست نوآوري
    نگاهي هم از نو به سنت كنيم
    مگو كهنه شد رسم عهد الست
    بياييد تجديد بيعت كنيم
    بگو قافيه سست يا نادرست
    همين بس كه ما ساده صحبت كنيم
    خدايا دلي آفتابي بده
    كه از باغ گل ها حمايت كنيم
    رعايت كن آن عاشقي را كه گفت
    « بيا عاشقي را رعايت كنيم »
    قيصر در سال 1367 در شعر « عصر جديد » از مجموعه « آينه هاي ناگهان » فضاي افسون زده و خالي از يقين و ايمان جهان معاصر را چنين به نقد مي كشد : « ما در عرصه احتمال به سر مي بريم
    در عصر شك و يقين
    در عصر پيش بيني وضع هوا
    از هر طرف كه باد بيايد
    در عصر قاطعيت ترديد
    عصر جديد
    عصري كه هيچ اصلي
    جز اصل احتمال يقيني نيست .... »
    قيصر شعر را از سر سيري و پس از آروغ هاي روشنفكرانه نمي زد . او در نوشتن زندگي مي كرد » (17 ) بي افاده مي گفت و بجا و با احساس مي سرود; توامان با رنجي طاقت فرسا و جسمي مجروح (18 ) « شعاع درد مرا ضرب در عذاب كنيد
    مگر مساحت رنج مرا حساب كنيد »
    و شاعر متعهد و خلاق انقلاب با دلي خسته از بازي هاي تكراري زمانه و با انبوهي از خاطرات ترك خورده « لحظه هاي كاغذي » خود را سرود و رفت :
    خسته ام از آرزوها آرزوهاي شعاري
    شوق پرواز مجازي بالهاي استعاري
    لحظه هاي كاغذي را روز و شب تكرار كردن
    خاطرات بايگاني زندگيهاي اداري
    آفتاب زرد و غمگين پله هاي رو به پايين
    سقفهاي سرد و سنگين آسمانهاي اجاري
    با نگاهي سرشكسته چشمهايي پينه بسته
    خسته از درهاي بسته خسته از چشم انتظاري
    صندليهاي خميده ميزهاي صف كشيده
    خنده هاي لب پريده گريه هاي اختياري
    عصر جدولهاي خالي پاركهاي اين حوالي
    پرسه هاي بي خيالي صندليهاي خماري
    سرنوشت روزها را روي هم سنجاق كردم
    شنبه هاي بي پناهي جمعه هاي بي قراري
    عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
    خاك خواهد بست روزي باد خواهد برد باري
    روي ميز خالي من صفحه باز حوادث
    در ستون تسليت ها نامي از ما يادگاري
    پي نوشت :
    (1 ) . فرموده پيامبر(ص ) است : « ان من الشعر لحكمه و ان من البيان لسحرا » : من لايحضره الفقيه ج 4 ص .380
    (2 ) دكتر محمدرضا شفيعي كدكني به امين پور گفته بود : « همين جا بمان و تكان نخور كه به شعر دست يافته اي » .
    (3 ) . اشاره است به اين شعر قيصر : حرف هاي ما هنوز ناتمام تا نگاه مي كني وقت رفتن است ! باز هم همان حكايت هميشگي پيش از آنكه با خبر شوي لحظه عزيمت تو ناگزيز مي شود آي ... اي دريغ و حسرت هميشگي ! ناگهان چقدر زود دير مي شود!
    (4 ) قسمتي از پيام تسليت مقام معظم رهبري به مناسبت رحلت قيصر امين پور; مشروح پيام معظم له به اين شرح است :
    بسم الله الرحمن الرحيم
    . با اندوه و دريغ خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه انقلاب دكتر قيصر امين پور را دريافت كردم . از دست دادن او براي اينجانب و براي همه اصحاب شعر و ادب خسارت بار است . او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله هاي اين هنر بزرگ پيش مي رفت
    درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد ولي راه فتح قله ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز ادامه دهند. او و دوستانش نخستين رويش هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه هاي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه اين بوستان مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست . خدا پاداش خوبي هاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است با كرم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد. به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت مي گويم . سيد علي خامنه اي 9 آبان 1386
    (5 ) . آخرين كتاب قيصر كه تاريخ 86 6 6 و با حضور آن مرحوم رونمايي شد . گر چه تسلط طبيعي قيصر در شعر كلاسيك است اما اوج شاعري او در اشعار نيمايي « دستور زبان عشق » تجلي مي يابد.
    (6 ) . به نقل از استاد جواد محقق در مراسم اندوه ياد قيصر در حوزه علميه امام خميني (ره ) قم مورخ 16 آبان .1386
    . www . tebyan . net . (7 ) سايت تبيان به آدرس :
    (8 ) . قسمتي از پيام تسليت مقام معظم رهبري به مناسبت رحلت قيصر امين پور .
    (9 ) . همان .
    (10 ) . تعبير از استاد حجت الاسلام ژرفا است كه در مراسم اندوه ياد قيصر در حوزه علميه امام خميني (ره ) قم مورخ 16 آبان 1386 بيان شد.
    (11 ) . ميزان الحكمه ص .50
    (12 ) . ابراهيم : 24 ـ .25
    (13 ) . روزنامه كيهان 17 آبان 1386 صفحه .2
    (14 ) روزنامه جمهوري اسلامي 9 آبان 1386 صفحه .2
    (15 ) . مصاحبه منتشر نشده قيصر امين پور روزنامه اطلاعات پنجشنبه 17 آبان .1386
    (16 ) . اشاره به بيت ناصر خسرو قبادياني : من هرگز به پاي خوكان نريزم مر اين قيمتي در لفظ دري را .
    (17 ) . در جواب سئوالي درباره ويژگي هاي نويسنده واقعي گفت : « به نظر من كسي كه در زندگي ننويسد بلكه در نوشتن زندگي كند » . (مصاحبه منتشر نشده قيصر امين پور روزنامه اطلاعات پنجشنبه 17 آبان 1386 ) .
    (18 ) . براثر تصادف هولناكي كه در سال 1378 برايش رخ داده بود از نعمت دو كليه و قلب سالم محروم شد .