
ث نگاهي به همايش ايران و استعمار انگليس
ث قسمت اول
گروه گزارش : اواخر هفته قبل همايش بسيار مهم و در نوع خود كم نظيري به نام « ايران و استعمار انگليس » در تهران برگزار شد كه
محققان فراواني در آن شركت كردند و برخي از آنها با ارائه مقاله و ايراد سخنراني در اين همايش
تلنگري به حافظه تاريخي ملت ايران
زده اند كه نمي توان به سادگي از كنار آن عبور كرد و آن را نيز به حافظه تاريخي سپرد!
البته مردم ما باتوجه به شرايط امروز كشور خود و مردم خاورميانه نياز چنداني براي رجوع به حافظه تاريخي خود ندارند چرا كه
حداقل در مورد برخورد دولت انگليس در 30 سال اخير با كشورمان به كم و كيف امور آگاه هستند و مي دانند حتي در موضوع علمي و
تخصصي انرژي هسته اي
چه سنگ هايي دولت انگليس پيش پاي ملت ايران و محققان ما انداخته است و هنوز هم صحنه گردان و
مرموز نشست هاي گروه به اصطلاح 1 +5 محسوب مي شود و چه بسا بارها كشوري مثل آمريكا را پشت سر فتنه انگيزيهاي خود كشيد و
آتش بيار معركه خونبار جنگ عراق و افغانستان هم با سر انگلشتان حيله گرش شروع و تداوم يافت .
پس چون هويت ملت ها با تاريخ زنده مي ماند
مرور سرگذشت ها تلخي ها و شيريني ها
رشادتها و حماسه ها براي تصميم گيري در
زمان حال و آينده بسيار حياتي مي شود. به همين دليل است كه جايگاه برپايي چنين همايشي را بسيار باارزش تلقي مي كنيم .
البته يكي از ضعف هاي اين همايش را مي بايست ضعف اطلاع رساني چه قبل و چه پس از برگزاري آن دانست و رسانه ها نيز به همين
دليل تنها به بخش هايي از سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسم افتتاحيه آن اشاره كردند.
به همين دليل ما قصد داريم با مروري كوتاه بر بقيه سخنراني هاي
تا حدودي حق تلاش هاي انجام شده برگزاركنندگان همايش و
محققان و تاريخ نويسان حاضر در اين همايش علمي را ادا نمائيم زيرا موضوعاتي كه در آن مقالات و سخنراني ها آمده هر يك خود
چندين سند تاريخي را در مورد دخالت هاي دولت استعمارگر انگليس در امور داخلي ايران دارد كه دانستن آن براي تنوير افكار عمومي
لازم است .
در اين همايش پس از سخنراني رئيس مجلس خبرگان و رئيس دانشگاه تهران
پرفسور شاپور رواساني به عنوان استاد و پژوهشگر
تاريخ معاصر اولين سخنران همايش بود كه مقاله خود را به بررسي كودتاي انگليسي (سوم اسفند) در اسناد وزارت خارجه آمريكا
اختصاص داد به گونه اي كه اين كشور با كمك به حفظ طبقه وابسته به حاكميت و استعمار در ايران
در نابودي نهضت جنگل و قيام شيخ
محمد خياباني و انجام كودتاي 28 مرداد 1332 و سقوط مصدق شركت داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين كشور در صف
دشمنان مردم ايران قرار گرفت .
وي با تاكيد بر اهميت تلفيق حوزه هاي اجتماعي و اقتصادي با حوزه هاي سياسي و فرهنگي در بررسي تاريخ
اظهار كرد : در
بررسي هاي تاريخي كه درباره كشورم انجام مي شود پاره اي نقايص وجود دارد; مانند اين كه مفاهيم اجتماعي كه از دوره قاجار به بعد وارد
ادبيات كشور شده است با مفاهيم اقتصاد و سياست آميخته نمي شود. در حاليكه مفاهيم اجتماعي از دوره قاجار به بعد همگام با ترجمه
وارد زندگي ما شده است . اين مفاهيم از جمله استقلال و آزادي را از انقلاب فرانسه به صورت ترجمه اي از آن ها گرفته ايم ولي از معناي
آن ها بهره نبرده ايم .
رواساني تاكيد كرد : هيچ پديده اجتماعي را نمي توان به درستي تحليل كرد مگر اين كه با مسائل اقتصادي و مفاهيم اجتماعي آميخته
شود.
وي ادامه داد : فرهنگ و سياست اگر آزاد باشد اما اقتصاد در دست اقليتي محدود باشد
آزادي معنا نمي دهد. زيرا به اين شكل اقليت
مي داند از ابزار اقتصادي استفاده كند. وقتي اقتصاد مملكتي در دست قدرتي ديگر باشد
استقلال سياسي و آزادي آن محدود مي شود;
يعني مي تواند دست ديگري باشد.
او افزود : بايد ربط منطقي فرهنگ
سياست و اقتصاد را در نظر بگيريم و همه چيز را از ترجمه نياموزيم . تحت تاثير نظريات
انگليسي و آمريكايي ما مسائل سياسي و فرهنگي را از مسائل اقتصادي جدا مي دانيم در حالي كه در نقل تاريخ بايد ساختار اجتماعي را
در كنار سياست و اقتصاد مطرح كرد.
رواساني خطاب به نسل جوان گفت : بايد دوستان و دشمنان آزادي و استقلال را بشناسيم و با اين ديد تاريخ ايران را مي توان به دو
دوره باستاني و جديد تقسيم كرد كه دوره باستاني دوره اسلامي را نيز در برمي گيرد و در اين دوره سرنوشت جامعه را عناصر داخلي
تعيين مي كردند; در حالي كه از قرن 19 به بعد يعني دوره جديد با ورود ايران به بازار جهاني و نفوذ امپرياليسم سرمايه داري
دوره
جديدي آغاز شد كه در اين دوره دو مشخصه اصلي در اقتصاد ايران نفوذ كرد.
اين استاد و پژوهشگر تاريخ معاصر
تشريح كرد : تعيين شيوه توليد مستعمراتي به عبارتي صدور مواد خام و ورود مواد توليد شده
و هم چنين تشكيل طبقه اي با عنوان طبقه پيوسته به استعمار از مشخصه هاي دوره جديد است و بايد در اين بررسي به شناخت طبقه
پيوسته به استعمار به عنوان جايگاه استعمارگران در ايران پرداخت و مسائل فرهنگي و سياسي را با مسائل اقتصادي ربط
داد.
رواساني بااشاره به ضرب المثل « دستي كه نان مي دزد نمي تواند آزادي بياورد »
تصريح كرد : جامعه اي آزاد است كه حاكميت خود را
در دست داشته باشد. آزادي نيز فقط در عرصه سياسي و فرهنگي نيست ; بلكه در اقتصاد هم بايد حاكم باشد. دستي كه نان مردم كشور را
مي دزد نمي تواند براي آنان آزادي بياورد.
وي با برشمردن انواع فعاليت هاي استعماري انگليس در ايران
گفت : نفوذ اقتصادي
سلطه كالايي
نفوذ سياسي
تشكيل احزاب و
سازمان هاي علني
تشكيل سازمان هاي غيرعلني مانند فراماسونري
نفوذ فرهنگي و تحريف تاريخ و باستان شناسي تاريخي از
شيوه هاي مختلف و راه هاي متنوعي بود كه انگليس براي استعمار خود برگزيد. انگليس حتي تجارت خارجي را در اختيار گرفت و
انحصار خود را از جنوب آغاز كرد و به كل ايران گسترش داد.
وي با تكيه بر آمار اقتصادي ايران در اوايل قرن 19 ميلادي
گفت : صادرات ايران در آن برهه قالي و ترياك و واردات ايران مواد
غذايي بود و اين حجم صادرات و واردات مانع از ورود ايران به نظام سرمايه داري جهاني شد.
رواساني تاكيد كرد : طبقه پيوسته به استعمار كه حاكم بر اقتصاد بود در سياست و فرهنگ هم نفوذ و دخالت داشت و توانست پاي
استعمار را باز كند.
وي با برشمردن قراردادهاي متنوع و امتيازات بسياري كه ايران به انگليس در دوره قاجار و پهلوي داد
خاطرنشان كرد : قرارداد
دارسي
قرارداد 1919
قرارداد 1904 و قرارداد 1905 ميلادي شاهدي بر گفته هاي من است .
وي افزود : كتب تاريخي ما ترجمه است و افرادي كه اين كتب را مي نويسند وابسته اند و ناسيوناليزم نژادي را وارد متون مي كنند و ما
هنوز از نظر واقعي نتوانسته ايم تاريخ ايران را بشناسيم . باستان شناسي ما نيز ترجمه است و در آن خويشاوندي فكري و تمدني ما
مرزهاي گسترده خود را انكار مي كند. ما نقشه كنوني ايران را نمي توانيم و نبايد با نقشه تاريخ ايران يكسان كنيم .
رواساني در پايان با ذكر داستاني آفريقايي با خطاب قراردادن جوانان
تاكيد كرد : اگر قصد داريم با استعمار مبارزه كنيم بايد شيوه
توليد را بشناسيم تا بتوانيم آزادي و استقلال را به دست بياوريم . من به جوانان مي گويم به آينده پراميد و درخشان و طلوع آزادي بنگريد
و در آسمان ايران پرواز كنيد. استعمار نمي تواند از عقاب هاي تيزپرواز ايران مرغ خانگي بسازد.
از ديگر سخنرانان مراسم صبح همايش ايران و استعمار انگليس دكتر محمدعلي كاظم بيگي بود كه مقاله مفصل خود را به نقش
انگليس در انحراف خطوط راه آهن ايران و خاورميانه اختصاص داد و گفت : استعمارگران بريتانيا و روسيه با وجود اختصاص سرمايه و
تلاش چشم گير به توسعه حمل ونقل ريلي در قلمروي خود
وجود خط آهن سراسري در ايران را تهديدي عليه منافع خويش حساب
مي كردند.
وي هنگامي كه قصد داشت از خط ريلي محمرده ـ خرم آباد سخن بگويد
از واژه خرمشهر استفاده نكرد كه آن جمعيت يكصدا
سخنان او را اصلاح كردند و فرياد خرمشهر را بيان كردند كه او اظهار كرد : اين واژه از واژه هاي موجود در قرارداد است ولي پس از آن از
واژه خرمشهر استفاده نمود.
وي بااشاره به فاصله زماني سال هاي 1918 تا 1919 ميلادي افزود : ايران كشوري پهناور با اوضاع اقليمي و عوارضي طبيعي
گوناگون است . در چنين قلمرويي توسعه به مفهوم گسترده آن مستلزم تحقق شرايطي است كه يكي از مهم ترين آن ها وجود راه هاي
مواصلاتي مناسب است . از نخستين گام دولت ايران در عصر ناصري براي ساخت خط راهي سراسري در چارچوب امتياز اعطايي به
بارون جوليوس دورويتر
تبعه بريتانيا تا ساخت آن در دوران رضاشاه نزديك به 7 دهه به طول انجاميد . مهم تر آن كه از ديدگاه برخي از
نويسندگان در انتخاب مسير اين خط آهن نيز به جاي توجه به منافع ملي منافع بريتانيا لحاظ شده بود.
وي ادامه داد : در راه ساخت خط آهن در ايران دشواري هاي گوناگوني چون كمبود منابع مالي يا امور فني مربوط به راه سازي وجود
داشت . اما مهم تر از همه موانعي بود كه از سياست هاي قدرت هاي رقيب اروپايي در آسيا و ايران ناشي مي شد.
او خاطرنشان كرد : از ديدگاه سنت پترزبورگ
موقعيت برتر روسيه در سراسر ولايات شمالي ايران از نبود ارتباطات مناسب بين آن
مناطق و جنوب كشور ناشي مي شد. از اين رو ساخت خط آهن شمال ـ جنوب با همواركردن راه گسترش نفوذ بريتانيا از ولايات جنوبي
به مناطق شمالي و كمرنگ كردن مزيت هم جواري روسيه
منافع سياسي
اقتصادي و راهبردي سنت پترزبورگ را در ايران به مخاطره
مي انداخت .
اين استاد دانشگاه تصريح كرد : متقابلا از منظر بريتانيا چنين خط آهني دسترسي به ولايات جنوبي ايران و آب هاي آزاد را در كنار
تسهيل پيش روي نظامي به سوي هندوستان براي روسيه به ارمغان مي آورد. بدين ترتيب موضوع راه آهن سراسري همه ملاحظات
سياسي
اقتصادي و راهبردي روسيه و بريتانيا را دربرمي گرفت .
كاظم بيگي گفت : به همين سبب تا پايان قرن 19 مخالفت هاي اين دو قدرت مشكل ناكامي طرح هاي راه آهن سراسري در ايران شده
بود.
گفتني است كه روسيه تحت اطمينان از ساخته نشدن خط آهن و در نتيجه پيچيده ترشدن رقابت و مناسباتش با بريتانيا ابتدا در
ربيع الاول 1308 يعني نوامبر 1890 از ناصرالدين شاه تعهد كتبي گرفت كه براي 10 سال يعني تا سال 1318 هجري قمري هيچ راه آهني
در ايران تاسيس نشود. آنگاه در دوران مظفرالدين شاه و پيش از سررسيد اين موعد در مذاكرات براي اعطاي وامي جديد
دولت
امين السلطان را در سال 1318 هجري قمري مصادف با 1899 متعهد كرد كه براي 10 سال ديگر يعني تا 1328 هجري قمري نيز ساخت
هر خط آهني در كشور مشروط به موافقت قبلي سنت پترزبورگ باشد.
وي در ادامه با اشاره به شرح برخي از خطوط آهني كه به بريتانيا براي اتصال شهرهاي ايران به هم پيشنهاد شده بود
اشاره كرد و در
پايان گفت : آن ها در خطوط خود تاكيد داشتند كه هيچ خط آهني از مناطق غربي و مركزي ايران به سمت شرق نرود. چرا كه مي خواستند
اقتصاد ايران بيش تر وابسته به غرب و بين النهرين كه در اشغال آن ها بود باشد در حاليكه راه آهن اصلي ايران مي بايست راه آهن شرق به
غرب مي شد نه راه آهن شمال به جنوب !
آيت الله واعظ زاده خراساني
يكي ديگر از سخنران همايش « ايران و استعمار انگليس » بود
وي در تشريح مقاله خود با عنوان « نقش
انگليس در فرقه سازي كشورهاي اسلامي »
افزود : اين مقاله شامل دو بخش كليات درباره سابقه دخالت انگليس در ايران و نقش استعمار
انگلستان و روسيه در شكل گيري بابيت و بهاييت است .
واعظ زاده خراساني افزود : معمولا مورخان دخالت انگليس در كشور ما را از زمان جنگ ايران و هرات و شكست ايران در آن مي دانند
كمااين كه دخالت روس را از زمان شكست ايران در قفقاز و قرارداد ننگين تركمن چاي مي شمارند.
وي تاكيد كرد : هر دوي اين شكست ها در زمان فتحعلي شاه قاجار رخ داد اما دخالت انگليس و روسيه در ايران پيش از اين تاريخ
است .
اين پژوهشگر ادامه داد : من در مقاله خود به گفته هاي جواد شيخ الاسلامي در كتاب مجموعه مقالات بسيار تاكيد كرده ام . در اين كتاب
آمده است علت اين كه غالبا رجال قاجار تمايلات نزديكي به انگليس و روس داشتند اين بود كه هر كس كه از سمت خود بركنار مي شد
رقباي او عليه او اقداماتي مي كردند و او امنيت نداشت و ناچار بود براي حفظ امنيت خود پس از داشتن مقام به همكاري با يكي از دو
دولت روس و انگليس بپردازد تا آن ها از او حمايت كنند.
او افزود : اين به دليل فساد اداري در دوره قاجار بود كه نمي توانست از افراد خود نگهداري و حفاظت كند و به معناي خيانت افراد
نيست و افراد ناچار به اين اقدام بودند.
واعظ زاده خراساني
خاطرنشان كرد : انگلستان در قرن 18 وزارتي به نام وزارت مستعمرات داشت كه رسالت آن ترويج ناداني و
بيسوادي عمومي
ترويج جمود فكري و تعصب و گسترش بي اعتمادي به زندگي
ناامني و... بود. از سوي ديگر انگلستان در راه اندازي
فرقه هاي مختلف ازجمله بابيت و بهاييت دست داشت و آموزه هايي نيز براي وهابيت مطرح كرد.
اين پژوهشگر تاريخ ايران
افزود : تكفير همه مسلمانان كه به مذهب اين اشخاص نگرويده بودند
انهدام كعبه به مثابه نشان باقيمانده
از بت پرستي و ويران كردن مقابر و زيارتگاه ها از اقداماتي بود كه آموزش ديدگان و پايگاه هاي انگليس در جوامع اسلامي ترويج مي دادند.
وي نقش انگليس در پيدايش فرقه « قاديانيه » را بسيار برجسته دانست و تشريح كرد : انگليس در پيدايش قادياني در كتب مختلف نقش
عمده داشته است تا آن جايي كه سران قادياني افتخار به طرفداري از دولت انگليس مي كردند. نقش انگليس و روس در پيدايش بابيت و
وهابيت بسيار بالاست .
واعظ زاده خراساني در ادامه به بيان تاريخ بابيت و بهاييت پرداخت و گفت : اين دو فرقه از درون شيخيت به رهبري شيخ احمد
احصايي بيرون آمده است . سيد محمد علي باب كه خود را به عنوان باب در فرقه بابيت مطرح كرد ابتدا ادعاي باب علم بودن
سپس باب
امام زمان (عج ) را كرد و تا الوهيت ادامه داد.
وي افزود : نقش آغازين در شروع اين فرقه ها را ابتدا روسيه و سپس انگليس برعهده گرفت و ارتباط روس و انگليس با فرقه هاي
مختلف در ايران و كشورهاي اسلامي از زمان تبعيد ميرزا حسين علي به بغداد قابل بررسي است .
وي در پايان سخنان خود با تاكيد بر لزوم مطالعه مقاله به صورت كامل
خاطرنشان كرد : انگليس از قبل زمينه چيني براي از بين بردن
عثماني و تجزيه آن كرد تا سرزميني را از آن جدا و به يهوديان اختصاص دهد. انگليس نهايت ارتباط را با يهوديان در سراسر جهان داشت
و تا آخر هم همكاري خود را ادامه داد.
دكتر عبدالودود سپاهي
استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان نيز در سخنراني خود در اين همايش با عنوان « بلوچ ها و سياست
استعماري انگليس در بلوچستان » هدف انگلستان از مورد توجه قراردادن منطقه بلوچستان را كوتاه نمودن دست ساير رقيبان از
هندوستان و كنترل تجارت و سياست در اين منطقه عنوان كرد و گفت : در اين راستا براي امنيت بخشيدن به سرحدات هندوستان
انگليسي ها مصمم بودند مناطق حائلي را در مرزهاي شمال غربي تشكيل دهند كه از اين زمان سياست استعماري انگليس ها در اين ناحيه
از ايران شروع شد.
به گفته وي توجه همزمان انگليسي ها و دولت هاي قاجار به بلوچستان موجب تقابل سياست آنان شد كه در اين مبارزه
ديپلماسي
فعال انگلستان در برابر سياست منفعل قاجاري قرار گرفت و انگليسي ها براي رسيدن به اهداف خود اقدامات وسيع و برنامه ريزي شده اي
را انجام دادند و تلاش كردند بلوچستان را به عنوان سنگ بناي سپر دفاعي هندوستان از ايران جدا نمايند.
استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان اضافه كرد : خطر حمله ناپلئون به هندوستان باعث شد كه دولت انگليس و كمپاني هند شرقي به
مناطق همجوار هندوستان و راه هايي كه احتمال حمله ناپلئون از طريق آن وجود داشت توجه كنند كه در كنار آن پايان يافتن جنگ هاي
ايران و روس عاملي شد كه انگليسي ها تصور كنند دولت ايران هر قدمي به سوي هندوستان برمي دارد به طور قطع به اشاره دولت روسيه
است .
سپاهي خطر ديگر مورد توجه انگليسي ها از جانب ايران كه متوجه هندوستان مي شد را اقدام ايرانيان در برابر كمك خواهي ساكنان
هندوستان عنوان كرد.
وي اضافه كرد : عدم تسلط دولت مركزي ايران بر بلوچستان در آن دوره به معناي چشم پوشي دولتمردان بر اين بخش از ايران نبود و
گسترش نفوذ دولت مركزي در اين مناطق از جمله اهداف دولت ايران بشمار مي رفت .
اين استاد دانشگاه آغاز سلطنت ناصرالدين شاه را عاملي براي توجه دولت مركزي ايران به بلوچستان دانست و گفت : در اين راستا
جاسوسان انگليسي مردم بلوچستان را تحريك به شورش عليه ايران كردند و مردم اين ناحيه قول كمك هاي مالي و نظامي دادند.
انگليسي ها در اين سال ها سعي كردند با ايجاد جو بدبيني در ميان مردم بلوچستان آنها را به شورش عليه دولت مركزي وادارند.
سپاهي بااشاره به فشارهاي وارده به دولت ايران در خصوص مساله بلوچستان
گفت : در اين شرايط و با فشارها و اصرار دولت
انگليس ايران موافقت كرد خطوط مرزي در شرق ايران را تعيين كند كه اين مسئله زمينه اي شد كه علي رغم تمام آمادگي هاي مردم
بلوچستان براي حفاظت از حقوق حقه ايران در اين منطقه
دولتمردان نتوانند از اين مسئله بهره برداري كنند و در جهت حفظ حقوق
كشور پاسخ مثبتي بدهند.
دكتر غفار پوربختيار
استاد دانشگاه نيز در اين همايش گفت : روابط بختياري ها با انگليسي ها از زمان محمد شاه و محاصره هرات
آغاز شد. در آن زمان انگليس تلاش مي كرد با تحريك اقوام ايراني دولت مركزي ايران را تضعيف كند.
وي ادامه داد : در همين راستا در قضيه هرات آنها قول هايي به سران ايل بختياري دادند اما پس از فروكش كردن غائله هرات انگليسي ها
وعده هاي خود به ايل بختياري را فراموش كردند و روابط بين ايل بختياري و انگليس تيره شد. اما دوباره در زمان احداث جاده بختياري
و گرفتن اين امتياز از دولت توسط ايل بختياري پروژه انجام اين كار توسط سران اين ايل به انگليسي ها واگذار شد
از اين جا به بعد بود كه
روابط بين ايل بختياري و انگليسي ها رسمي شد.
پوربختيار افزود : پس از كشف نفت در مسجد سليمان كه قشلاق بختياري ها بود روابط اين ايل با بريتانيا خوب شد. و در قضيه
استخراج نفت
از شركت نفت ايران ـ انگليس درخواست 20 درصد سهم كرد كه تنها با سه درصد آن موافقت شد . ايل بختياري همچنين
در بحث حق الارض و حق الحفاظه نيز با انگليس به چانه زني پرداختند. از آنجايي كه انگليسي ها پول زيادي به سران ايل بختياري قرض
داده بودند مي خواستند به جاي طلب هاي خود سهم سه درصد اين ايل را پس بگيرند كه سران اين ايل با چنين درخواستي مخالفت كرد.
وي در پايان گفت : وقتي كه سران ايل بختياري در جنگ جهاني اول از انگليسي ها روي گرداندند و به مخالفت با انگليس پرداختند
دولت انگليس دنبال متحد ديگري براي خود در ايران مي گشت كه به سراغ دولت مركزي و رضاخان رفت ; از اينجا به بعد بود كه
بختياري ها توسط دولت مركزي و شخص رضاخان سركوب شدند.
علي اكبر عليمرداني يكي ديگر از پژوهشگران تاريخي نيز در اين همايش با توجه به روابط ساواك با سرويس جاسوسي انگلستان
اظهار داشت : پس از آنكه محمدرضا شاه به انگلستان سفر و با ملكه انگلستان ديدار كرد پيشنهاد آموزش كادر ساواك به شاه ارائه كه با
موافقت وي روبه رو شد.
وي با بيان اينكه فردوست در سه ماموريت به انگلستان آموزش هاي مختلفي را از سوي انگليسي ها دريافت مي كند و نيز از طريق
اين آموزش ها را دريافت كرد گفت : همكاري ها ميان ساواك و سرويس جاسوسي انگلستان از 1341 شروع شده بود و بعضا MI 6
اولويت هايي در چارچوب اهداف و مواضع سنتي مورد توجه دو سرويس بوده است .
وي ادامه مي دهد : انگلستان از پيش روي شوروي به جنوب نگران بود و ايران نيز از كشورهاي همسايه خود ازجمله افغانستان به
دليل نزديكي اش با شوروي سابق نگران بود. همچنين يكي از نگراني هاي دو سرويس فعاليت ها و تحولات در شبه قاره هند بود و در اين
بين افغانستان به خاطر كودتايي كه در آن صورت گرفته بود مورد توجه ساواك بود. همچنين موضوعاتي مثل قاچاق مواد مخدر و تحرك
بلوچ ها در افغانستان نيز از ديگر موضوعات مورد توجه دو سرويس جاسوسي ايران و بريتانيا بود.
عليمرداني گفت : دو كشور در رابطه با عراق و حمايت هايي كه اين كشور از سازمان هايي با گرايش چپ در حوزه خليج فارس و در
ميان كشورهاي عربي داشته است نگران بودند. همچنين « كردها » و حوزه نجف و حضور حضرت امام خميني (ره ) موجب نگراني آنها
بود.
اين پژوهشگر ادامه داد : تحولات لبنان
سوريه
مصر و يمن از اولويت هاي ديگر دو سرويس جاسوسي بود اين دو سرويس
فعاليت هايي نيز در شبه آفريقا داشتند.
وي گفت : براي اين دو سرويس جاسوسي تروريسم بين المللي از ديگر اولويت ها بود كه گروه هاي كارلوس بعد از نيروهاي فلسطيني
مورد توجه آنها قرار گرفت .
عليمرداني خاطرنشان كرد : به دليل پيشرفت و توسعه اي كه سرويس جاسوسي بريتانيا داشت ساواك بيشترين همكاري ها را در
زمينه فني و آموزشي از اين سرويس دريافت مي كرد.
به دنبال تحويل اسناد سرويس جاسوسي بريتانيا از MI 6 وي بااشاره به تحولات 1357 و در آستانه انقلاب اسلامي تصريح كرد :
سوي رژيم شاه بود. اما اين اقدام با مخالفت ساواك مواجه شد به گفته فردوست
شبكه بي سيم وابسته به سرويس اطلاعاتي بريتانيا
خواهان تمامي اسناد فعاليت هاي جاسوسي بريتانيا در ايران بود كه ساواك به دليل تبعات اين تصميم براي رژيم و نيز ساواك با آن
مخالفت كرد.
وي خاطر نشان كرد : اين همكاري ها و نيز در نهايت درخواست بريتانيا براي تحول اسناد فعاليت سرويس جاسوسي اش در ايران در
حالي صورت مي گرفت كه آنها مي دانستند به زودي تحولاتي اساسي در ايران روي مي دهد و انتشار اسناد مربوط به اقدامات جاسوسي
بريتانيا دردسر ساز خواهد شد اما ساواك فكر نمي كرد انقلاب اسلامي به پيروزي برسد.
اگرچه محتواي مقالات ارائه شده به همايش بسيار فراوان تر ازمطالب فوق است كه علاقمندان مي توانند موضوعات جزيي تر را از
دريافت كنند اما در شماره آينده www.ir - psri.com طريق سايت اطلاع رساني موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي به نشاني
گزارش هم تلاش خواهيم كرد ضمن مصاحبه با دبير همايش ايران و استعمار انگليس
به چكيده اي از ساير مقالات ارائه شده اشاره
نمائيم .
مردم ما با آگاهي از شرايط امروز جهان و خاورميانه نياز چنداني هم براي رجوع به حافظه تاريخي خود ندارند
چرا كه حداقل در مورد
برخورد دولت انگليس با مسايل مربوط به كسب فناوري هسته اي به خوبي شاهد هستند كه اين كشور هنوز صحنه گردان اصلي
فتنه گريهاي گروه به اصطلاح 1 +5 بر ضد ايران است
برپايي اولين همايش علمي ايران و استعمار انگليس
زنده نگه داشتن تاريخ مبارزاتي ملت ايران براي مقابله با استعمارگران است كه
مي تواند با مرور سرگذشت ها
تلخي ها
شيريني ها
رشادت ها و حماسه ها
براي تصميم گيري درست در زمان حال و آينده موثر واقع
شود
پرفسور شاپور رواساني پژوهشگر تاريخ : استعمار انگليس ضمن ارتباط با طبقه وابسته در سرنگوني نهضت جنگل
قيام شيخ محمد
خياباني
كودتاي 28 مرداد 1332 شركت داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين كشور در صف دشمنان مردم ايران قرار گرفت
دكتر محمدعلي كاظم بيگي : استعمارگران با وجود اختصاص سرمايه و تلاش چشمگير به توسعه حمل ونقل ريلي در قلمرو خود
مي پرداختند وجود خط آهن سراسري در ايران را تهديدي براي خود مي دانستند و حتي براي احداث راه آهن در ايران كارشكني
مي كردند
دكتر عبدالودود سپاهي استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان : انگليسي ها با فعال كردن جاسوسان خود در جنوب شرق ايران سعي
مي كردند با ايجاد جو بدبيني در ميان مردم بلوچستان
آن ها را به شورش بر ضد دولت مركزي وادار كنند

|