روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1387 صفحه امام
*****
امام خميني در تقابل با خودباختگان




  • بازخواني تحركات خودباختگان غرب گرا در مسير رهاسازي هويت ديني و ملي
    سفر به كشورهاي غربي و اروپايي توسط افراد و عناصر مختلف همواره با دو انگيزه و هدف صورت گرفته است و وجود همين دو انگيزه است كه به اين سفرها دو وجهه مثبت و منفي بخشيده و در پي آن آثاري كه در جامعه بر جاي مي مانند نيز سازنده يا مخرب مي گردند.
    برخي از افراد با انگيزه هاي سالمي چون كسب دانش هاي وسيع و ذخيره سازي تجارب علمي به اين عمل مبادرت مي ورزند. بديهي است كه اولا اين هجرت و كوچ بسيار ممدوح و داراي آثار ارزشمند مي باشد و براي رشد و پيشرفت جامعه و كشور مفيد است . ثانيا در متون فرهنگ و معارف اسلامي ـ چه قرآن كريم و چه ميراث هاي علمي پيشوايان دين (ع ) ـ بر ضرورت آن تاكيد فراوان شده است . چنان كه در تعاليم قرآني آمده است : « آيا در زمين به سير و سفر نمي پردازند تا صاحب قلوب و عقولي گردند كه بتوانند با آنها به خردورزي در امور مختلف اهتمام ورزند » (1 )
    و در متون روايي درباره ضرورت سفر و آثار و نتايج آن به تفصيل سخن به ميان آمده و افراد جامعه اسلامي به انجام آن ترغيب شده اند . (2 )
    يكي از ضرورت هاي بزرگ سفر و سياحت علم آموزي مي باشد كه به شدت مورد توجه اسلام است تا جايي كه علاوه بر طي مسافت هاي طولاني براي كسب آن فرو رفتن در گرداب ها و به خطر افتادن جان ها نيز براي دست يابي به دانش هاي مورد نياز جامعه و سرزمين اسلامي طبيعي و اجتناب ناپذير معرفي مي شود . (3 )
    در نقطه مقابل برخي از افراد و عناصر با انگيزه هاي ناسالم و نه به قصد علم آموزي و به دست آوردن تخصص هاي لازم براي انجام تعهدهاي انساني نسبت به ملت و كشور كه براي تامين مطامع نفساني و آن هم از جنبه نفسانيت هاي گروهي و سياسي و نيز به منظور ابراز نوعي اعتراض عليه نظام اسلامي به خارج از كشور مسافرت مي كنند و پس از مدتي بناي مخالفت با حكومت اسلامي و رهبري و زعامت ديني را مي گذارند و به تعبير خودشان در نقش اپوزيسيون خارج از مرزها آب به آسياب دشمن مي ريزند و قدرت هاي سيطره جوي استعماري را در تقابل و تعارض با انقلاب و نظام اسلامي مساعدت مي نمايند.
    هويت اين افراد ـ كه فريبكارانه دم از اسلاميت مي زنند و ديني را مطرح و ترويج مي كنند كه حافظ منافع غرب و آمريكا مي باشد و در نهايت اسلام غربي و آمريكايي را براي خيل ناآگاهان و مساله داران نهادينه مي نمايد ـ تا آنجا از خبث و پليدي ريشه مي گيرد كه به چهره اسلام و قرآن نيز چنگ مي زنند و نشان مي دهند كه عناد و كينه آنان با اصل دين است و مخالفت با انقلاب و روحانيت و نظام اسلامي بهانه و سرپوشي بيش نيست !
    نهضت مقدس كربلا و جهاد و شهادت حضرت امام حسين (ع ) در مسير اعتلاي قرآن و نجات اسلام از بدعت و تحريف و فساد را حركتي قبيله اي و با انگيزه هايي چون خونخواهي نژادي پيوند زدن احكام قرآن كريم را به زير سئوال بردن و وجود مقدس امام زمان (عج ) را انكار كردن از جمله موارد خيانتي است كه اين عناصر به خارج گريخته و در دامان دشمن فروافتاده مرتكب شده اند.
    در انديشه ها و رهنمودهاي حضرت امام خميني به هر دو مورد و مصداق از سفر به كشورهاي غربي و اروپايي اشاره شده است و آن پيشواي الهي ضمن پذيرفتن ضرورت علم آموزي بدون محدوديت هاي مكاني و زماني ـ همان گونه كه تعاليم اسلام به آن تصريح دارند ـ برخي از خروج از مرزها و سفر به ممالك غربي را با دلباختگي در برابر غرب و احساس بي هويتي و پوچي عناصر به اصطلاح روشنفكر ـ و در اصل روشنفكرنما ـ مرتبط مي دانند.
    الف ـ حضرت امام خميني در سخن ذيل ضمن نگاه مثبت به آن دسته از خارج رفتگاني كه انگيزه اي جز تحصيل علم و دانش و كسب تخصص ندارند از بازگشت آنان به وطن براي خدمت به مردم و كشور استقبال مي نمايد لكن در ضمن آن به اين موضوع مهم و حياتي نظر دارند كه پذيرش اين افراد نبايد آنان را به موضع طلبكاري از انقلاب و نظام بيفكند و تا آنجا بر مواضع ناحق خود اصرار ورزند كه بازگشت خود به وطن را با تهاجم به اصول و مباني انقلاب و اعتراض به عملكردهاي نظام در عرصه هاي مختلف همراه نمايند و پيش شرط هايي تعيين و مطالبه كنند كه در صورت تحقق آنها همه داربست هاي انقلاب فرو مي ريزد :
    « آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همه اصول كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد چرا جنگ كرديد چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جاري مي كنيد چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده ايد چرا لانه جاسوسي را اشغال كرده ايم و صدها چراي ديگر. و نكته مهم در اين رابطه اينكه نبايد تحت تاثير ترحم هاي بيجا و بي مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفين و متخلفين نظام به گونه اي تبليغ كنيم كه احكام خدا و حدود الهي زير سوال بروند . » (4 )
    ترديدي وجود ندارد كه چنين درخواست هاي نامعقول و متضاد با اصول و مباني دين و اهداف و آرمان هاي انقلاب و نظام خاستگاهي جز اسلام غربي و آمريكايي ندارد و در واقع مطرح كنندگان آنان ـ آگاه يا ناآگاه ـ به صورت سربازها و مزدوران غرب و آمريكا در مسير تامين منافع دشمنان حركت مي نمايند.
    ب ـ حضرت امام خميني در كنار اين نگاه مثبت به خارج رفتگان دانش آموخته با حفظ اصول انقلاب به طور مكرر به عناصر غرب زده و مرعوب فرهنگ غربي مي تازند و آنان را كه در حال و هواي زندگي در كشورهاي اروپايي و تعامل با غرب به ويژه آمريكا به سر مي برند انسان هاي ميان تهي با مغزهاي شستشو داده معرفي مي نمايند.
    به دليل اهميت موضوع مشخصه هاي اين عناصر و نوع نگرش آنان به دنياي غرب را به طور مجزا و مستقل به مداقه و تفكر مي گذاريم .
    1 ـ حضرت امام خميني در كنار نقشه هاي قدرت هاي استعماري براي اسلام زدايي و منزوي كردن احكام و قوانين حكومتي اسلام از عوامل دروني جامعه و كشور كه در واقع بازوي تواناي دشمن خارجي براي مقابله با قوانين اسلامي مي باشند ياد مي كنند و آنان را مبتلا به عارضه « خودباختگي » مي دانند و همين بيماري و عارضه را عامل اصلي شيفتگي در برابر پيشرفت هاي غرب و رها كردن دين و تعاليم متعالي و تحول زاي آن معرفي مي كنند :
    « ... نقش تخريبي و فاسدكننده استعمار را گفتيم حالا عوامل دروني بعضي از افراد جامعه خودمان را بايد بر آن اضافه كنيم و آن خودباختگي آنهاست در برابر پيشرفت مادي استعمارگران . وقتي كشورهاي استعمارگر با پيشرفت علمي و صنعتي يا به حساب استعمار و غارت ملل آسيا و آفريقا ثروت و تجملاتي فراهم آوردند اينها خود را باختند. فكر كردند راه پيشرفت صنعتي اين است كه قوانين و عقايد خود را كنار بگذارند! همين كه آنها مثلا به كره ماه رفتند اين ها خيال مي كنند بايد قوانين خود را كنار بگذارند! رفتن به كره ماه چه ربطي دارد به قوانين اسلامي ! مگر نمي بينند كه كشورهايي با قوانين و نظامات اجتماعي متضاد توانسته اند در پيشرفت صنعتي و علمي و تسخير فضا با هم رقابت كنند و با هم پيش بروند » (5 )
    مي بينيم كه غرب و پيشرفت هاي آن عاملي براي گريز از دين و رها كردن قوانين ديني و مرعوب شدن در برابر دشمنان اسلام مي شود و خودباختگان كه فاقد بينش ها و شناخت هاي لازم نسبت به جايگاه و كاركردهاي دين الهي و علوم مي باشند اين دو مقوله را با هم خلط مي كنند و به خطا و اشتباه مي افتند. همچنان كه در طول تاريخ معاصر شاهد بوده ايم تحركات ضد ديني خودباختگان با اين باور و تفكر باطل شكل گرفته و از دوره قاجار كه آغاز سفرهاي گسترده اين عناصر به كشورهاي اروپايي مي باشد تا به امروز اين وضعيت استمرار داشته است .
    2 ـ « از خودبيگانگي » از جمله گرفتاري هاي بزرگي است كه دامنگير بسياري از اين به غرب سفركردگان شده و مي شود. آنان به مرور از هويت هاي بومي و توانايي هاي ملي ـ كه البته با پشتوانه هاي فرهنگ غني اسلام ممزوج گشته است ـ فاصله مي گيرند و به آنجا مي رسند كه مفاخر علمي خود را فراموش مي كنند و هر چه را كه از جانب غرب و با رنگ و صبغه غربي باشد مشتاقانه مستمسك قرار مي دهند و حال آن كه برخلاف تصور و تفكر آنان نيروهاي بومي و ملي داراي توانمندي هاي لازم در پيمودن راه هاي رشد و پيشرفت علمي و صنعتي مي باشند و از خود بيگانگي همچون عنكبوتي بر زواياي فكر و ذهنشان تارهاي احساس حقارت و كهتري تنيده است و نمي خواهند از اين تارها بيرون آيند و آزادانه بينديشند. حضرت امام خميني چه زيبا در ديدار با يكي از پزشكان ايراني و در ضمن گفتگو با او گفتگو با او عارضه از خود بيگانه شدن عناصر بومي با فراموش ساختن مفاخر علمي و فرهنگي خود و همه چيز را در غرب ديدن و خلاصه كردن و با اين باور از مملكت و موطن خويش گريختن و در خدمت بيگانگان درآمدن را مي نماياند :
    « چند وقت پيش از اين چند تا از اطبا اينجا بودند و من راجع به همين مسائل كه خوب چه شده است كه نگذاشتند طبيب پيدا بشود در ايران و از اين جهت است كه مي برند خارج (سئوال كردم ) او مي گفت كه نه ما طبيب هستيم اينها را هم كه به خارج مي برند در خارج هم اطباي ايراني زياد هستند و بسياري از اين ها را هم همان اطباي ايراني معالجه مي كنند! گفتم خوب بدتر! براي اين كه شما حالا طوري شده ايد كه ديگر خودتان هم نمي توانيد خودتان را بفهميد خودتان را گم كرديد به جاي خودتان يك موجود غربي نشسته است . فلاسفه غرب الان هم محتاج به اين هستند كه از فلاسفه شرق ياد بگيرند. كتاب هاي ابوعلي الان هم من گمان مي كنم تا چند وقت پيش از اين والان هم همين طور مورد استفاده اطباي غرب است . قانون بوعلي (6 ) رسما تدريس مي شده آنجا استفاده از آن مي شده . لكن اين تحفه شرقي رفته غرب غرب از آن استفاده كرد و ما خودمان گم كرديم خودمان را! بوعلي را نمي شناسيم ! » (7 )
    3 ـ فريفتگي در برابر شعارهاي مبتني بر تامين « حقوق بشر » كه از جانب غرب و آمريكا و با بنيان نهادن موسسات و سازمان ها در كشورهاي غربي و گسترش شعبه هاي آن در سراسر جهان از جمله سرزمين هاي مسلمان نشين تحت عنوان جمعيت هاي دفاع از حقوق بشر ديدبان حقوق بشر و ساير عناوين در حال فزوني و وسعت مي باشد از جمله عواملي است كه باعث مي شود گروهي از عناصر غرب زده از كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران در رفت و آمد و تعامل با محافل غربي باشند و بخشي از سفرهاي خود را به اين امر اختصاص دهند. البته معلوم است كه اين سفرها و حضورها با چه اهداف و مقاصدي صورت مي گيرد و در اين محافل چه افاضات ! و رهنمودها! و راهكارها! براي رهايي ايران از چنگ دين و حكومت ديني ارائه مي شود! و عناصري با مغزهاي پوسيده و استحاله يافته و در حالي كه سال هاي مديد از ثروت ملي و ذخائر وطن بهره ها برده اند در حق دين و ملت و كشور ايران جفا مي كنند و براي خوش آمد غرب و آمريكا متناسب با تلقينات و خواسته هاي سردمداران غربي به تهاجم عليه فرهنگ و مفاخر ملي خود و استقلال ايران اسلامي ـ كه با هيچ زحمتي قابل مقايسه نمي باشد و همچون استخواني در گلو و خاري در چشم قدرت هاي استعماري را مي آزارد ـ مي پردازند!
    به سخنان بيدار كننده حضرت امام خميني توجه كنيم كه چگونه جمعيت هاي طرفدار حقوق بشر غربي را صلا مي زند و هشدار مي دهد :
    « الان هم كه جمهوري اسلامي را ما مي خواهيم انشاالله مستقر بشود و مي خواهيم حسابمان را از غرب جدا كنيم و استقلال همه جانبه پيدا بكنيم الان هم يك دسته غرب زده هايي هستند كه در فكر اين هستند كه اين جمهوري اسلامي اش نباشد همان « جمهوري » باشد يك جمهوري دمكراتيك باشد... اين ها از بس به آنها تزريق شده و تعليم شده در اين مدارس هر جا مي رفتند صحبت غرب بوده هر جا رفتند صحبت آزادي در غرب بوده است هر جا رفتند صحبت « حقوق بشر » و جمعيت حقوق بشر و طرفدار حقوق بشر در غرب بوده اينهالله باورشان آمده از بس به آنها گفته اند باورشان آمده ! » (8 )
    حضرت امام خميني اين گروه شيفته غرب و در آمد و شد بامحافل غربي را مخاطب قرار مي دهد و آنان را به تفكر و تعمق در ماهيت حقوق بشر غربي و آمريكايي دعوت مي نمايد و اينگونه هشدار مي دهد :
    « اي غرب زده ها! اي اجنبي زده ها! اي انسان هاي ميان تهي ! اي انسان هاي بي محتوا! به خود آييد همه چيز خودتان را غربي نكنيد... ملاحظه كنيد جمعيت حقوق بشر كه در غرب است ببينيد چه اشخاصي هستند و چه مقاصدي دارند. اينها حقوق بشر را مي خواهند ملاحظه كنند ! يا حقوق ابرقدرت ها را » ! اين ها دنبال ابرقدرت ها هستند و حقوق ابرقدرت ها را مي خواهند تامين كنند! » (9 )
    حضرت امام خميني سپس افراد وجمعيت هاي طرفدار حقوق بشر غربي در ايران را كه خود را موظف به آمد و شد و تعامل و حضور در محافل و دنباله روي از سازمان هاي حقوق بشر غربي و آمريكايي مي دانند اينگونه مورد عتاب قرار مي دهد :
    « شما اي حقوق دان هاي ما! اي جمعيت حقوق بشر! دنباله اين حقوق دان ها نرويد » (10 )
    حضرت امام خميني سپس به زيبايي هر چه تمام تر به اقشار زحمتكش و تلاشگر ايران اسلامي ـ از كارگر و كشاورز اشاره مي نمايد و آنان را طرفدار واقعي حقوق بشر و تامين كننده حقوق و نيازمندي هاي بشر مي دانند و تعهد و پايبندي آنان به قوانين اسلامي را رمز اصلي اين سخت كوشي ها مي دانند و از اين گرايش و تمثيل و تشبيه به اين نتيجه مي رسند كه غرب زدگان و از خود بيگانگان جز شعار طرفداري از حقوق بشر سر نمي دهند و حقوق بشر واقعي را بايد در تعاليم اسلام و عملكرد اقشار تلاشگر و تامين كننده نيازهاي بشر به نظاره نشست :
    « شما (خطاب به غرب زدگان طرفدار حقوق بشر غربي در ايران ) مثل اين قشر اين قشر زحمتكش حقوق را اجرا كنيد. اين ها جمعيت حقوق بشر هستند. اينها براي حقوق بشر زحمت مي كشند. اينها تامين آسايش بشر را مي كنند و شما صحبت مي كنيد! اينها عمل مي كنند. اين كارگرها اين دهقان ها اينها جمعيت حقوق بشر و حقوقدان هستند. اينها عمل مي كنند و شما مي نويسيد. هيچ يك از شما در راه رسيدن بشر به حقوق خودش فعاليت ندارد! آنكه فعاليت دارد همين جمعيتي هستند كه امروز قيام كرده و پانزده خرداد قيام كرد. اينها براي بشر دلسوزند براي اينكه مسلمند. اينها مسلمند. اسلام براي بشر دلسوز است . شما كه مسيرتان غيراسلام است براي بشر هيچ كاري نمي كنيد مي نويسيد و مي خواهيد نهضت را منحرف كنيد مي گوييد تا نهضت را منحرف كنيد . » (11 )
    مشاهده مي كنيم كه حضرت امام خميني با چه ادبيات شگفتي ساز سياسي با افراد و گروه هاي متعامل با غرب و آمريكا سخن مي گويند و چسان از حرف و شعار ـ كه مشخصه اصلي جريان هاي فكري و سياسي غرب زده و مرعوبان و از خودباختگان وطني مي باشد ـ عبور مي كنند و واقعيت ها و مشهودات را ملاك و معيار اصلي شناخت خلوص و صداقت در طرح اهداف آزاديخواهانه و عدالت جويانه و تلاش هاي مبتني بر نجات محرومان از اسارت هاي فكري و استثمارهاي جسمي معرفي مي نمايند.
    اگر تاريخ معاصر ايران و جريان هاي مدعي روشنفكري غرب گرا را ـ و نه جريان هاي اصيل روشنفكري ديني با آبشخور فكري زلال و متصل به حوزه هاي علميه ـ به تدقيق و تحقيق در آيند مشخص مي شود كه چه شكاف عميقي بين ادعاهاي عناصر و گروه هاي مزبور با واقعيت هاي ملموس و مشهود جامعه وجود دارد و همين جا ژرفاي سخن حضرت امام خميني درك و فهم مي گردد كه چرا طرفداران واقعي حقوق بشر و حقوقدان هاي واقعي و راستين اقشار كارگر و كشاورز و محرومان جامعه و كشور هستند كه در صحنه هاي نبرد خونين با رژيم دست نشانده غرب و آمريكا ـ از 15 خرداد 42 تا پيروزي نهايي انقلاب اسلامي در بهمن 57 ـ مبارزه كردند و خون دادند و آزادي و استقلال ايران را به عنوان عظيم ترين دستاورد در تقابل بااستعمار خارجي و استبداد داخلي به ارمغان آوردند.
    راستي مي دانيد در آن روزها و ماه ها و سالهاي طولاني آتش و خون اين عناصر شتاب گيرنده امروز براي سير و سياحت به غرب و آمريكا كجا بودند
    اينان در محافل به اصطلاح روشنفكري به مباحث فكري ـ آن هم از نوع غربي و متصل به مكتب هاي فلسفي دنياي غرب ـ اشتغال داشتند و مبارزه با آمريكا و رژيم پهلوي را ناممكن مي دانستند و به مجاهدات سخت و طولاني روحانيت و مردم پوزخند مي زدند!
    اينان پس از آن كه در اوج ناباوري پيروزي انقلاب اسلامي ايران را مشاهده نمودند و ناممكن ها را ممكن يافتند و تئوري هاي به اصطلاح علمي ! و به زعم خودشان قطعي ! را نقش برآب ديدند در اوج استيصال شعار ناكارآمدي حكومت ديني را سر دادند و در پي آن ديدگاه آمريكايي انتقال رهبري روحانيت به روشنفكران را تبليغ نمودند!
    و در نهايت وقتي براي متاع پوسيده و گنديده خود خريدار نيافتند و توسط انديشمندان و آزادگان و اهل علم ژرف و عمل عميق از حوزه و دانشگاه طرد شدند و توده هاي مردم جامعه نيز هيچ اعتبار و ارزشي براي آنان قائل نشدند كشورهاي غربي و دامان آلوده دشمنان را محل پرورش و ترويج افكار باطل خويش برگزيدند و عزت زيستن در خاك وطن اسلامي را بر ذلت زندگي طفيلي و خيانت آميز در آغوش دشمنان خونخوار دين و ملت ترجيح دادند!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ قرآن كريم سوره حج (22 ) آيه 46
    2 ـ ميزان الحكمه ابواب السفر ص 2493 ـ2884
    3 ـ الحياه ج 1 ص 71 و 72 كلام امام جعفر صادق (ع )
    4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 21 ص 286
    5 ـ ولايت فقيه اثر حضرت امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 14
    6 ـ كتاب « قانون » اثر ابوعلي سينا در علم طب و پزشكي مي باشد .
    7 ـ صحيفه امام ج 9 ص 392
    8 ـ صحيفه امام ج 8 ص 95
    9 ـ همان مدرك ص 56
    10 ـ همان مدرك
    11 ـ همان مدرك
    بسياري از به غرب سفركردگان به مرور از هويت هاي بومي و توانايي هاي ملي فاصله مي گيرند و مفاخر علمي خود را فراموش مي كنند و فقط غرب و آنچه كه رنگ و صبغه غربي دارد را مستمسك قرار مي دهند و « از خودبيگانگي » همچون عنكبوتي چنان بر زواياي فكر و ذهنشان تارهاي احساس حقارت و كهتري مي تند كه به هيچ وجه نمي خواهند از اين تارها بيرون آيند و آزادانه بينديشند تا قدرت و توانمندي نيروي هاي بومي را براي رشد و پيشرفت هاي علمي مشاهده كنند و باور نمايند!
    فريفتگي در برابر حقوق بشر غربي و آمريكايي يكي از عوامل مهم آمد و شد و تعامل خودباختگان وطني با محافل غربي و آمريكايي مي باشد و معلوم است كه آنان در اين محافل چه افاضات ! و رهنمودها! و راهكارها! براي رهايي ايران از چنگ دين و حكومت ديني ارائه مي دهند! و عناصري با مغزهاي استحاله يافته و در حالي كه سالهاي مديد از ثروت و ذخائر وطن بهره ها برده اند در حق دين و ملت و كشور جفا روا مي دارند و براي خوش آمد غرب و متناسب با تلقينات و خواسته هاي سردمداران آمريكايي به تهاجم عليه فرهنگ و مفاخر ملي خود و استقلال ايران مي پردازند
    خودباختگان غرب گرا مبارزه با رژيم پهلوي را ناممكن مي دانستند و پس از آن كه در اوج ناباوري پيروزي انقلاب اسلامي را مشاهده نمودند و ناممكن ها را ممكن يافتند و تئوري هاي به اصطلاح علمي ! و به زعم خودشان قطعي ! را نقش بر آب ديدند در اوج استيصال شعار ناكارآمدي حكومت ديني را سر دادند و در نهايت وقتي براي متاع پوسيده و گنديده خود خريدار نيافتند و از جانب ملت مسلمان ايران طرد شدند كشورهاي غربي و دامان آلوده دشمنان را محل پرورش و ترويج افكار باطل خويش برگزيدند و عزت زيستن در خاك وطن اسلامي را بر ذلت زندگي طفيلي و خيانت آميز در آغوش دشمنان خونخوار دين و ملت ترجيح دادند!
    نهضت مقدس كربلا و جهاد و شهادت حضرت امام حسين (ع ) در مسير اعتلاي قرآن و نجات اسلام از بدعت و تحريف و فساد را حركتي قبيله اي و با انگيزه هايي چون خونخواهي نژادي پيوند زدن احكام قرآن كريم را به زير سئوال بردن و وجود مقدس امام زمان (عج ) را انكار كردن از جمله موارد خيانتي است كه عناصر غرب گرا و به خارج گريخته و در دامان دشمن فروافتاده مرتكب شده اند