
رامين شريف زاده
پنجشنبه شب گذشته فيلم جذاب و ديدني « ياماتو » در برنامه « سينما يك » به نمايش درآمد. داستان فيلم درباره شجاعت و دلاور
مردي هاي سربازان ژاپني بود كه 60 سال پيش در راه دفاع از ميهن خود در برابر افزون خواهي سربازان آمريكايي تا آخرين قطره خون
ايستادگي كردند . علي رغم گذشت بيش از 60 سال از آن واقعه
كارگردان از كشته شدگان جنگ چنان تصوير جذاب و تاثيرگذاري ترسيم
كرده كه تماشاگر با ديدن آن همه ايثار و از خودگذشتگي احساس غرور و افتخار مي كرد. « سينما يك » قرار است اين هفته فيلم « اتوبوس
شب » ساخته كيومرث پوراحمد را به نمايش گذارد. تفاوت هاي ماهوي فيلم پوراحمد با فيلم « ياماتو » ما را بر آن داشت تا نگاهي دوباره
به فيلم « اتوبوس شب » داشته باشيم .
اتوبوس شب
رحيم
راننده اتوبوس
همراه عيسي (بسيجي ) به عنوان بلدچي
راهي خط مقدم جبهه مي شوند. هدف از اين ماموريت تحويل
گرفتن 38 اسير عراقي و رساندن آنها به پشت جبهه و اردوگاه اسرا است . عيسي پس از شهادت پدرش جاي او را در جبهه گرفته و به گفته
رحيم از زماني كه به جاي پدرش به جبهه رفته
فراموش كرده كه هنوز يك بچه است . خانواده رحيم در خارج از كشور زندگي مي كنند و او
به خاطر برادرش در جبهه مشغول انجام وظيفه است . رحيم گمان مي كند كه برادرش اسير شده و اميد به آزادي او دارد. او معتقد است كه
انسان ها با هم مشكلي ندارند. كرد و ترك و... با هم هيچ دشمني ندارند و اين حزبي ها هستند كه با ديگران فرق مي كنند چرا كه آنها
نژادپرستاني هستند كه به هيچ وجه فكر آسايش ملت خود نيستند.
فرمانده گردان پيش از حركت اتوبوس به عيسي اطلاع مي دهد كه يكي از اسيران كه فاروق نام دارد از ماموران اطلاعاتي رژيم بعثي
بوده و اسير مهمي براي آنان به شمار مي آيد. عيسي و عماد براي انتقال اسرا به اتوبوس بايد آنان را از كانالي عبور دهند كه در آنجا با
تعدادي از سربازان عراقي درگير مي شوند. عماد پيش از شروع جنگ به همراه همسرش ريحانه در لندن مشغول به تحصيل بوده و با آغاز
جنگ به خاطر عشق به ميهن به ايران بازگشته است . ريحانه در لندن منتظر باز گشت عماد است .
تاريكي شب و اشتباه در انتخاب راه
آنان را وارد مسيري ناشناخته مي كند. عماد كه جهت شناسايي موقعيت خودشان به روي تپه
رفته بر اثر انفجار خمپاره بينايي خود را از دست مي دهد. اتوبوس در ادامه مسير وارد منطقه مين گذاري شده مي شود. عيسي و رحيم در
فكر چاره هستند كه يكي از اسيران عراقي (جزو حزب بعث ) دستان خود را گشوده و عماد را گروگان مي گيرد. او با تهديد به كشتن عماد
آنان را خلع سلاح كرده و اتوبوس را در اختيار مي گيرد. سپس عيسي و عماد نابينا را مجبور مي كند تا براي باز كردن مسير در طول جاده
پياده حركت كنند.
فاروق در فرصتي مناسب از رحيم مي خواهد كه به او اطمينان كرده و اسلحه عماد را كه مخفي كرده است در اختيار او قرار دهد. رحيم
به ناچار اطمينان مي كند و اسلحه را در اختيار فرخ مي گذارد. فرخ
اسير عراقي و ساير هم دستانش را تسليم مي كند و سپس به دنبال عماد
و عيسي به راه مي افتد. او در طول مسير خود
عيسي را پيدا مي كند اما عماد به دليل نابينايي مسير اصلي را گم كرده است . صداي انفجار
خبر از شهادت عماد مي دهد. عيسي و فاروق به اتوبوس باز مي گردند. در طول مسير اسيران عراقي توضيح مي دهند كه چگونه به زور و
اجبار به جنگي ناخواسته وارد شده اند. فاروق مي گويد كه قبل از جنگ پدرش آرزو داشت تا پلي بسازد كه ايراني ها و عراقي ها بتوانند با
گذر از آن روابط صميمانه تري پيدا كرده و با صلح و صفا و خوشي در كنار هم زندگي كنند. سر انجام اتوبوس به اردوگاه اسرا مي رسد و
ريحانه همسر عماد در پشت سيم هاي خاردار در انتظار بازگشت عماد است . عيسي اسيران را تحويل مي دهد و با بيان شرح حوادث و
وقايع پيش آمده از مسئولان مي خواهد كه رفتار خوبي با فاروق داشته باشد. ريحانه در ملاقات با عيسي حال عماد را جويا مي شود.
عيسي خبر شهادت عماد را به ريحانه نمي دهد و مي گويد عماد گفته كه جنگ براي او تمام شده و مي خواهد بازگردد.
ريحانه از عيسي مي خواهد كه برگه آزمايش پزشكي را به عماد برساند رحيم برگه آزمايش را به سروان فواد نشان مي دهد و متوجه
مي شود كه ريحانه آبستن است . فيلم با اين پرسش رحيم پايان مي يابد : « تا حالا فكر مي كردم جواب يك زن تنها را چه كسي مي خواهد
بدهد اما حالا مي پرسم جواب بچه اش را چه كسي مي خواهد بدهد » .
تحريف در واقعيات هشت سال دفاع مقدس
هشت سال دفاع مقدس
تاريخي است غرور آفرين و جاويدان براي ملت انقلابي ايران
تاريخي كه لحظه لحظه آن را عاشقانه سوختند
عارفانه پرداختند
سرشار از حماسه كردند و با خون بر لوح زمان نگاشتند. تاريخ گواه آن است كه تمامي ملت هايي كه اهل ايثار و
فداكاري بوده اند و ترس از مرگ و شهادت در دل هايشان راهي نداشته است با مرگ و جانفشاني ها به عزت و شرف دست يافته و نام و
يادشان بزرگ و به ياد ماندني بر لوح دلها به ثبت رسيده است . ملتي كه از شهادت استقبال كند و آمادگي لازم را براي ايثار
فداكاري و از
خود گذشتگي در راه اهداف خويش داشته باشد
هميشه عزيز و سربلند بوده و مورد تحسين همه انسانهاي منصف و آزاده است . از اين
رو است كه اولياي دين و متفكران واقع بين نه تنها مردم را به دفاع از ايمان
اعتقاد و ارزشهاي ديني و ملي دعوت كرده اند
بلكه دفاع از
جان و مال و ناموس را نيز لازم شمرده و هر آنكه را كه در اين عرصه جان باخته
شهيد خوانده اند. از آنجا كه جريان تقابل حق و باطل
جرياني ازلي و ابدي است و جهان هيچ گاه از اين دو جنبه خالي نبوده و نخواهد بود
طبعا بقاي جبهه حق
به خصوص انديشه اي كه
بخواهد در عالم فراگير شود و عرصه را بر زورمندان و قدرتمندان تنگ نمايد
حق مظلومان و مستضعفان را از ستمگران و مستكبران
بستاند
نيازمند راه هاي مختلف و مناسبي است كه به يقين فرهنگ ايثار و شهادت يكي از مهمترين راه ها و عوامل پيروزي در اين
رويارويي است . دشمنان به خوبي اين رمز پيروزي را شناسايي كرده و در طول تاريخ همواره تلاش كرده اند تا مردم را از اين فرهنگ
رهايي بخش جدا سازند. بي شك وظيفه هنر و هنرمند واقعي در چنين مقاطع حساسي است كه برجسته مي شود و فرق ميان هنر متعالي
و به ظاهر هنرهايي كه انگيزه اي جز سرگرمي و لذت جويي صرف ندارند
ظاهر مي شود. در كمال تاسف بايد اعتراف كرد در حالي كه
انتظار مي رفت با وجود پشتوانه هاي عظيم معنوي و الهي شاهد توليد آثاري در خور آن همه دلاور مردي ها و رشادت ها باشيم متاسفانه
با گذشت زماني كمتر از دو دهه فيلم هايي بر پرده سينماهاي كشور رخ عيان كردند كه در آنها نه تنها از آن همه حماسه و شكوه سخني به
ميان نمي آيد بلكه گاه آن دلاور مردان عرصه نبرد به جرم دفاع از ميهن و آرمان هايشان بي رحمانه به پاي ميز محاكمه نيز كشيده مي شوند.
اين موضوع نشان دهنده آن است كه برخي كارگردان ها يا به خوبي مفهوم جنگ را درك نكرده و در اين زمينه دچار كج فهمي شده اند و يا
با اغراض و نيات خاصي كه همانا تحريف واقعيات است پا به عرصه سينماي كشور گذاشته اند. از عمده ترين انحرافاتي كه در سال هاي
اخير سينماي دفاع مقدس را مورد تهديد قرار داده است
مي توان به موارد زير اشاره كرد.
الف ) متهم كردن فرماندهان جنگ به بي لياقتي
اگر سينما را گزارشگري بدانيم كه مي توان با كمك آن حقايق زمان را به تصوير كشيد و ميراث گذشتگان را به نسل آينده انتقال داد
رها كردن آن تحريفات جبران ناپذيري به دنبال خواهد داشت . القاي بي كفايتي فرماندهان جنگ از چالش هاي مهمي است كه بر اثر
قضاوت ناعادلانه برخي سينماگران در سال هاي اخير به صورت جدي بر پرده سينما مطرح شده است . در حقيقت سينما بخصوص در
دهه هشتاد با چالش هاي متعدد و مختلفي روبرو شده كه هر يك به سهم خود لطمات جبران ناپذيري را بر پيكر نحيف اين سينما وارد
كرده است . « طبل بزرگ زير پاي چپ » ساخته كاظم معصومي نخستين فيلم ايراني است كه در آن فرماندهان جنگ با اتهام بي كفايتي
مسئولان واقعي قتل عام جمع كثيري از نيروهاي خودي معرفي شده اند. به يقين هدفي كه خواسته يا ناخواسته از طرح چنين مواردي در
سينما تامين مي شود همانا بي اعتمادي كامل مردم و به خصوص نسل جوان كشور به سردمداران نظام و فرماندهان نظامي است كه اين
موضوع به نوبه خود بي انگيزگي و ترس از حضور مردم در صحنه هاي دفاع از ميهن را دامن مي زند. مخاطب وقتي به اين باور رسيد كه
بي كفايتي فرماندهان در تصميم گيري هاي حساس به نابودي رايگان جان وي و فرزندانشان مي انجامد
در هنگام نياز از بار مسئوليت
شانه خالي كرده تا شايد به اين طريق جان خود را نجات دهد. كم رنگ شدن فرهنگ ايثارگري و شهامت در برابر دشمن
نخستين
دستاورد اصرار و ابرام بر چنين مواضعي است .

ب ) اصرار بر نمايش آينده اي نامطلوب و ترحم آميز از رزمندگان دفاع مقدس
ارج نهادن به مقام شامخ شهيدان و بازماندگان جنگ اعم از جانبازان
اسرا و رزمندگان نه تنها در ايران بلكه در سرتاسر جهان وظيفه اي
ملي و ميهني است كه نشان از حس قدرشناسي انسان ها به پاس زحمات و از خود گذشتگي هاي رزمندگان دارد. وظيفه هنرمند واقعي به
نمايش گذاشتن آن همه شكوه و زيبايي در دوران هشت سال دفاع مقدس چه از طريق فيلم و چه ساير رسانه هاي ديگر اعم از تئاتر
كتاب
مطبوعات
تلويزيون و غيره است . اما اين كه اساسا چه فيلم هايي در حوزه سينماي دفاع مقدس قابل تعريف است همواره به
عنوان يكي از چالش هاي مطرح در عرصه سينماي دفاع مقدس مطرح بوده است .
شايد در سال هاي آغازين جنگ تحميلي
فيلم هايي كه در آن به نحوي جبهه و جنگ به نمايش در مي آمد
تنها مصاديق سينماي
دفاع مقدس شناخته مي شدند اما با گسترده تر شدن دايره تبعات جنگ و مشكلاتي كه بازماندگان جنگ به هر نحو در زندگي روزمره خود
با آن دست به گريبان بودند
اين باور را در ذهن هنرمندان تقويت كرد كه پرداختن به هر آنچه كه به نحوي تحت تاثير هشت سال جنگ
قرار گرفته است
به نوعي در دايره سينماي دفاع مقدس تعريف مي شود. از اين رو سينما در سال هاي بعد با حجم زيادي از آثاري روبرو
شد كه بي آنكه نشاني از جبهه و توپ و تانك در آنها ديده شود
با عنوان زير مجموعه سينماي دفاع مقدس تعريف مي شد.
شهيد بزرگوار مهدي باكري
در بخشي از سخنان خود بازماندگان جنگ تحميلي را به سه دسته تقسيم كرده است . دسته نخست آنان
كه با گذشت زمان همچنان وفادار به جنگ و گذشته خود هستند. دسته دوم
آناني كه در گذر ايام آن همه ايثار و مردانگي را به دست
فراموشي سپرده و به دنيا و مطامع آن چسبيده اند و دسته سوم هم كساني هستند كه از گذشته خود پشيمان شده اند. با كمرنگ شدن
حضور دسته اول بر پرده سينما كه بي شك حاصل برنامه ريزي هاي دقيق و حساب شده دشمنان فرهنگي است
حضور دسته دوم در
فيلم ها به مراتب چشمگيرتر شد. رزمندگاني كه با دست يافتن به جايگاه هاي سياسي و اقتصادي غرق در زندگي روزمره و مادي شده و
گذشته پر افتخار خود را به زندگي زودگذر دنيا فروختند. البته در اين ميان پرداختن به دسته نخست تنها در حد آناني كه به زندگي اجباري
در آسايشگاه ها محكوم شده اند
محصور شده است كه به نوبه خود محل تامل است . تاكيد بر چنين نگاهي در سينما معضلات و
مشكلات خاص خود را همراه دارد به اين معنا كه مخاطبان به خصوص نسل جوان جامعه كه آينده سازان نظام به شمار مي روند با باور
اين مطلب كه آينده يك رزمنده يا به زندگي در انزوا و گوشه يك آسايشگاه و يا غرق شدن در لذات مادي خلاصه مي شود
دستاوردي
جز دل زدگي از دفاع و مرگ انگيزه ها عايدش نمي شود.
ج ) تحريف واقعيت هاي جنگ و انگيزه هاي حضور در جبهه
قلب واقعيت و تحريف حقايق جنگ از ديگر چالش هاي پيش روي سينماي دفاع مقدس است كه البته نسبت به موارد پيش
سابقه
قديمي تري دارد. اين كه آغازگر جنگ به واقع چه كسي بود و چرا ايران پس از آزاد سازي خرمشهر صلح را نپذيرفت و اساسا انگيزه هاي
واقعي در پس پرده جنگ چه بود
پرسش هايي است كه از همان سال هاي نخست جنگ تحميلي از سوي عناصر شناخته شده براي
تضعيف روحيه مقاومت و ايثار مردم ايران در برابر تجاوزات سبعانه رژيم بعثي مطرح مي شد كه البته سخنان گوهر بار رهبر كبير انقلاب
اسلامي و پس از آن رهبر معظم انقلاب و بسياري از بزرگان و دست اندركاران نظام پاسخي قاطع
مستدل و دندان شكن به آن همه تزوير
و دو رويي بود. سال ها بعد بر اثر بي توجهي مسئولان فرهنگي نظام
اين شبه افكني ها در سينما جان تازه اي پيدا كرد كه امسال نيز با
نمونه هايي از آن روبرو بوديم .
در فيلم « اتوبوس شب » ساخته كيومرث پوراحمد
مخاطب با داستاني مواجه است كه در آن كارگردان گستاخانه انگيزه هشت سال دفاع
مقدس ملت ايران را در حد مخاصمات خصوصي دو حزب و گروه سياسي تنزل مي دهد. اين موضوع در سخناني كه رحيم
راننده
اتوبوس بيان مي كند كاملا مورد تاكيد قرار گرفته است . رحيم معتقد است كه انسان ها با هم مشكلي ندارند بلكه اين احزاب هستند كه
جهت حفظ منافع خود انسان هاي بي گناه را به جان هم مي اندازند. در فيلم اتوبوس شب چند نكته قابل تامل به شرح زير وجود دارد :
1 ـ اتوبوس نمادي از كشور ايران و عراق در مسيري تاريك و ناشناخته است كه مسافران آن بي اراده بازيچه دست سياستمداران و
احزاب دو كشور وارد جنگي ناخواسته شده اند. رحيم در ابتداي فيلم از احزاب به عنوان نژاد پرستاني نام مي برد كه اين شبهه را پيش
مي آورد كه مي تواند منظور او حزب بعث عراق باشد ولي در انتهاي فيلم با پرسش اينكه چه كسي مي خواهد جواب يك زن تنها و
بچه اش را بدهد بخوبي روشن مي شود كه احزاب داخل ايران هم مدنظر او مي باشند.
2 ـ نمايش فيلم به صورت سياه و سفيد تاكيدي بر فضاي سرد و سياه حاكم بر جامعه دارد .
3 ـ رحيم (مظهر مهرباني )
عماد (پايه و بنيان هاي مملكت
تحصيلكرده ) كه در خارج از كشور مشغول زندگي بوده اند (كه اين مساله
خود جاي سئوال دارد كه چرا در خارج از كشور) با شروع جنگ به خاطر عشق به ميهن به كشور باز مي گردند و گرفتار اين جنگ
خصوصي مي شوند.
4 ـ عيسي (مظهر پاكي و صلح ) به گفته خودش دو روزه از نوجواني به مرد تبديل مي شود و خود را در جبهه مي بيند . در ابتداي فيلم با
سئوال او كه چرا مي كشيم و تا كي ادامه دارد روبرو هستيم .
5 ـ ريحانه نمادي از زنان ايراني در پشت سيم هاي خاردار در بياباني خشك در انتظار بازگشت شوهر
فرزند و ... مستاصل و نااميد و
بي خبر از آينده تاريكي كه برايش رقم خورده .
6 ـ در طي فيلم با اسيران عراقي آشنا مي شويم كه ناخواسته و به زور به جبهه ها كشيده شده اند و رحيم آنها را مانند فرزند خود كه اسير
مي باشند مي بيند.
7 ـ و در انتهاي فيلم با نسلي كه هنوز به دنيا نيامده روبرو هستيم كه در حال بازخواست و محاكمه دولتمردان است (البته از زبان رحيم )

|