بسم الله الرحمن الرحيم
درحالي بوش و دستيارانش آخرين ماههاي حاكميت خود را مي گذرانند كه كشتي سياست خارجي آمريكا در شرايطي وخيم تر از هر
زمان ديگر
به گل نشسته است . جنگ 7 ساله آمريكا در افغانستان كه با هدف سرنگوني تروريسم طالبان آغاز شده بود
اين روزها با
التماس مشترك آمريكا و انگليس از طالبان براي « تقسيم قدرت در كابل » همراه شده
جنگي كه پنج سال و نيم قبل آمريكا در عراق به راه
انداخت با سرخوردگي بوش
رايس و ژنرالهاي آمريكائي مواجه گرديده است .
خوبست قدري درباره وضعيت كنوني ديپلماسي آمريكا در افغانستان و عراق و آثار تخريبي آن بر اقتصاد بيمار آمريكا به بررسي
بپردازيم تا اظهارات مقامات آمريكائي و مفاهيمي كه مدنظر گرفته اند
بهتر قابل درك باشد.
گروهك طالبان براساس يك طرح آمريكائي با هزينه تعدادي از دولت هاي عربي توسط ركن دوم ارتش پاكستان شكل گرفت . تقريبا
تمامي مقامات ارشد پاكستاني در هر دوره از حيات سياسي اين كشور طي دو دهه اخير
در جريان جزئيات قضايا و توافقات بوده اند و با
آن همكاري كرده اند.
زماني خانم بي نظير بوتو نخست وزير وقت پاكستان در جهت رفع اتهام تكروي در مورد طالبان فاش كرد كه آمريكا
انگليس
عربستان و امارات نيز در اين طرح سهيم و شريك بوده اند. طالبان يك گروهك تروريستي بوده و هست كه به اعتراف مقامات ارشد
« سيا » پس از حوادث خونين 20 شهريور 80
نقش محرز آمريكا در شكل دادن
سازماندهي
هدايت و خط دادن به آن مورد اعتراف
مقامات وقت « سيا » بوده است .
هدف آمريكا از تشكيل طالبان و به حاكميت رساندن آن
معرفي چهره اي مخدوش از اسلام و دامن زدن به « اسلام ترسي » و
« اسلام گريزي » در غرب و بويژه در آمريكا بود.
طرح حمله به افغانستان به بهانه مقابله با تروريسم و سرنگوني طالبان اگرچه پيش از روي كار آمدن « نومحافظه كاران » شكل گرفته
ولي گمانه زني هاي فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد نومحافظه كاران با تعهد به اجراي اين طرح بود كه توسط دستهاي پشت پرده در
آمريكا به قدرت رسيدند و حتي زورآزمائي دمكراتها و اصرار طولاني « ال گور » نامزد برنده انتخابات رياست جمهوري هم به نتيجه
نرسيد و سرانجام با راي يك دادگاه
رياست جمهوري به بوش كوچك رسيد تا زنجيروار
طرح اشتغال افغانستان و عراق و سپس طرح
« خاورميانه بزرگ » را به اجرا درآورد.
اكنون در آخرين ماههاي رياست جمهوري بوش به نظر مي رسد هر 3 طرح اصلي نومحافظه كاران براي دست اندازي به منابع نفت و
گاز دنياي اسلام و اجراي طرح « باز مهندسي خاورميانه » به بن بست رسيده و كمترين اميدي در واشنگتن براي احياي اين طرحها وجود
ندارد.
بازيگران اصلي طرح به قدرت رساندن طالبان در دهه گذشته
اخيرا يكبار ديگر در عربستان گردهم آمدند تا براي به قدرت رساندن
مجدد طالبان زمينه سازي كنند.
اگرچه در ظاهر امر گفته شد كه عربستان ميانجي اين مذاكرات پشت پرده بود ولي در واقع آمريكا و انگليس از طريق پاكستان به
صحنه گرداني پرداختند! نواز شريف نخست وزير اسبق پاكستان
واسطه مذاكرات اخير ميان طالبان از يكطرف و رژيم كرزاي و
انگليسي ها و مقامات واشنگتن از سوي ديگر بود.
مقامات لندن اخيرا با لحني اعتراف گونه درباره ضرورت بازگشت طالبان به قدرت و « تقسيم قدرت » با آنها سخن به ميان آورده اند.
بطور همزمان حامد كرزي از طالبان براي همكاري با كابل دعوت رسمي بعمل آورده است . در واقع سرنخ تمامي قضايا دردست آمريكا
و « سيا » ست و لندن سرگرم اجراي كودتاي خزنده و خاموشي است كه طالبان را يكبار ديگر به صحنه مي آورد. مقامات ارشد ناتو در
چنين شرايطي درباره ضرورت ابقاي ارتشهاي ناتو در افغانستان و تجهيز ارتش اين كشور براي مقابله با تروريستها! سخن مي گويند.
سئوال اينست كه وقتي قرار است حكومت كابل با تروريستهاي گروهك طالبان بر سر تقسيم قدرت به توافق برسد
ارتش اين كشور
براي مقابله با كدام گروه تروريستي ديگر قرار است تجهيز شود
بطور همزمان
مقامات واشنگتن از ناكامي در عراق و مشكلات پيش بيني نشده در جنگ عليه تروريسم در اين كشور سخن
مي گويند. كاندوليزا رايس وزيرخارجه آمريكا از دشواري هاي فراتر از تصور است و پيش بيني مقامات واشنگتن در عراق
گلايه مي كند و
ژنرال ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي اشغالگر آمريكائي در عراق
همچون فرماندهي ناكام و شكست خورده
چشم انداز تيره اي را
ترسيم مي كند كه اميدي به آينده ندارد. « رايان كراكر » سفير آمريكا در بغداد
از يك راه طولاني
سخت و بي انتها سخن مي گويد كه يك
« جنگ بي پايان » را در ذهن ها تداعي مي كند.
كارنامه سياه اشغالگران در عراق بسيار شرم آور است ولي « رايس » از آن بعنوان يك « دستاورد افتخارآميز » ياد مي كند و به آن مي بالد!
يك عراق ويران كه تمامي زيرساختهاي اقتصاد
زندگي شهري و زيرساختهاي صنعتي آن تعمدا منهدم شده است
با 1
2 ميليون كشته
3 ميليون معلول و مجروح و از كار افتاده
4 ميليون آواره
5 ميليون يتيم و بي سرپرست و طيف وسيعي از بيچارگاني كه در اوج فقر و
سختي به زندگي پررنج خود ادامه مي دهند
دستاورد اشغالگران در جريان تبديل عراق به « بهشت دمكراسي خاورميانه » شناخته
مي شود. طبق وعده بوش كوچك
قرار بود ساير ملتهاي خاورميانه با نگاهي به سرنوشت مردم عراق افسوس بخورند كه ايكاش آمريكا
كشور آنها را براي حمله انتخاب كرده بود تا سرزمين آنها بهشت دمكراسي خاورميانه مي شد!
آنچه امروز در افغانستان و عراق و خاورميانه شاهد آنيم
چهره اي مفلوك از ابرقدرتي است كه زمين گير شده و يك جنگ با
هزينه هاي مستقيم در حد 700 ميليارد دلار براي اشغالگران را بر منطقه تحميل كرده است . منابع اقتصادي آمريكا از ضرورت تزريق 3
هزار ميليارد دلار به اقتصاد بيمار آمريكا براي عبور از اين بحران خبر داده اند ولي ساير كارشناسان مي گويند كه حتي تزريق اين حجم
عظيم سرمايه هم گره گشا نيست و بلكه بر ابعاد بحران مي افزايد.
هدف و انگيزه اصلي آمريكا از اشغال عراق
زمينه سازي براي اجراي « طرح خاورميانه بزرگ » و تبديل اسرائيل به قدرت اول
اقتصادي سياسي و نظامي منطقه بود اما تمامي اهداف واشنگتن
حتي در اين زمينه هم با نتايج معكوسي مواجه شد. امروزه سران رژيم
صهيونيستي نه تنها علنا از « نابودي روياي اسرائيل بزرگ » سخن مي گويند بلكه حتي درباره ضرورت تقسيم فوري سرزمين فلسطين به
دو قسمت و عقب نشيني رژيم صهيونيستي به پشت مرزهاي امن ! اصرار مي ورزند.
سران سابق ولاحق رژيم صهيونيستي از روياهاي برباد رفته مي گويند و تاكيد مي كنند كه اين نگاه راه حل براي تضمين بقاي رژيم
صهيونيستي به هر قيمت ممكن است كه حكومت فلسطيني را به رسميت بشناسند و از غزه
كرانه باختري و ساير مكانهاي پرخطر
عقب نشيني كنند تا بلكه بمانند!
هدف اصلي بوش از معرفي « محور شرارت » و اشغال عراق و افغانستان
محاصره نظامي ايران و تضعيف آن بود ولي امروزه تقريبا
تمامي رهبران و نظريه پردازان آمريكا اعتراف مي كنند كه خطاهاي آشكار و نهان واشنگتن باعث تقويت ايران و تبديل آن به « قدرت
اصلي منطقه » شده است . هنوز كاملا روشن نيست كه سرنوشت انتخابات رياست جمهوري آمريكا چه خواهد بود. هرگز در طول تاريخ
آمريكا
ساير كشورها به نتايج انتخابات اين كشور تا اين حد حساسيت نداشته اند كه براي مثال
رهبران اتحاديه اروپا در جلسات رسمي
در اين باره گمانه زني و حتي « راي گيري » ! كنند.
اين بدان معني است كه حتي متحدين آمريكا هم در سقوط جمهوريخواهان
آرزوي پايان بحران را در سر مي پرورانند و انتظار شروع
دوران جديدي را دارند. اين درحالي است كه بحران اقتصادي آمريكا رمق شهروندان اين كشور و اميد به زندگي را به حداقل رسانده است .
در چنين شرايطي مهم نيست كه نام چه كسي از صندوق راي انتخابات رياست جمهوري آمريكا خارج مي شود
چرا كه مردم آمريكا با
ناباوري به چشم خود ديدند كه با حذف جناح پيروز
نام بوش توسط دادگاه بعنوان رئيس جمهور آمريكا اعلام شد!

|