روزنامه جمهوري اسلامي 25/07/1387 صفحه عقيدتي

  • عقلانيت خاستگاه خود ارزيابي
  • « فرويد » و خرافه اي به نام ريشه اصلي پرستش
  • *****
    عقلانيت خاستگاه خود ارزيابي




  • توصيه « عقل و خرد » به « حسابرسي از نفس » در امور ديني فكري اخلاقي اجتماعي و سياسي
    يكي از وظايف و مسئوليت هاي مهم و بزرگي كه بايد به صورت ثابت و پايدار و هميشه و همه حال مورد نظر و عمل دقيق در آيد و هيچ گونه قصور و مسامحه اي درباره آن روا داشته نشود « حسابرسي » در امور مختلف مرتبط با حضور انسان در عرصه فعاليت هاي فردي اجتماعي فكري اقتصادي و سياسي مي باشد.
    اصل حسابرسي يا محاسبه نفس به گونه اي حائز اهميت است كه در متن فرهنگ و معارف اسلامي به طور مكرر مورد توجه قرار گرفته و از پيروان دين مبين حق درخواست گرديده كه لحظاتي از زندگي روزانه خود را به اين امر اختصاص دهند و افكار و اعمال و رفتار و خصال خويش را به بررسي و ارزيابي گذارند و نقاط ضعف و قوت و پيشرفت پسرفت خود در امور گوناگون را شناسايي كامل و همه جانبه نمايند.
    يكي از نمونه هاي رهنمودهاي ائمه دين (ع ) درباره ضرورت و اهميت حسابرسي از نفس كلام اميرمومنان (ع ) است كه فرمود :
    « لازم است انسان عاقل به حساب خود رسيدگي دقيق كند و تمام نقايص و عيوب خويش را در امور ديني خود در نظرها و ديدگاه هاي خود در اخلاق و ملكات خود در آداب و طرز معاشرت خود با شمارش صحيح احصا نمايد و تمام آنها را به ذهن خود بسپارد يا آن كه بر صفحه كاغذي بنويسد و براي برطرف نمودن آن عيوب فعاليت نمايد. »
    1 ـ اولين موضوع در اين آموزه معرفي محاسبه نفس به عنوان يكي از آثار و پي آمدهاي عقل و خرد است . امام (ع ) انسان عاقل را وظيفه مند به حسابرسي از نفس و رفتار و عملكردهاي خود مي داند. يعني حسابرسي از آثار طبيعي و قابل انتظار صاحبان عقل و خرد سالم مي باشد و هم آنان هستند كه خويشتن را به مراقبه و محاسبه از رفتار و اعمال وادار مي نمايند.
    به ديگر سخن عقل سالم به طور قطع و يقين انسان را به محاسبه نفس و رسيدگي به ضعف ها و نقص ها فرمان مي دهد. زيرا عقل يكي از نعمت هاي بزرگ الهي است كه به انسان عطا شده است و نقش حياتي آن عبارت است از مشخص كردن حق و باطل از هم نماياندن راه و بيراهه خير و شر ضلالت و هدايت و انتقال بينش و آگاهي به بشر به منظور انتخاب اصلح و گزينش راه و روش هاي سعادت و رستگاري . ترديدي وجود ندارد كه صحنه ها و عرصه هاي حضور و نقش آفريني عقل و خرد فراوان مي باشند كه يكي از آنها نماياندن ضرورت حسابرسي از اعمال و رفتار و ترغيب انسان به اين عمل نيكو و پسنديده است .
    در نقطه مقابل عقل جهل قرار دارد كه عملكرد آن متضاد با سلامت و سعادت انسان در همه شئون حيات دنيا مي باشد. يعني جهل نه تنها نقشي در گرايش آدمي به محاسبه نفس ندارد كه مانعي بزرگ بر سر راه تحقق اين اصل ضروري و حياتي مي گردد و پيوسته عاملي براي گريز از حسابرسي هاي دقيق و همه جانبه از رفتار و سلوك و كنش هاي خويش مي شود. بنابر اين بايد از نيروي عقل و خرد در بهره وري از لحظات خاصي از زندگي به منظور حسابرسي هاي همه جانبه از پندار و گفتار و كردار و رفتارهاي خويش حداكثر استفاده هاي شايسته و بهينه را به عمل آوريم .
    2 ـ در كلام و رهنمود شريف اميرمومنان (ع ) چند موضوع براي حسابرسي از نفس مورد توجه قرار گرفته است كه اولين آنها حسابرسي در دين يا حسابرسي از امور مختلف ديني انسان است .
    حسابرسي در امور ديني شامل تمام وظايف و مسئوليت هايي است كه هر فرد مسلمان بايد به طور دقيق و با خلوص و يكرنگي انجام دهد. اين وظايف انجام مجموعه تعاليم و احكام و ارزش هاي والاي اسلامي مي باشد كه تعهد و عمل به آنها متضمن سعادت دنيا و رستگاري آخرت انسان مي گردد.
    برمبناي حسابرسي دقيق در امور ديني مشخص مي شود كه شناخت و معرفت آدمي نسبت به اصول اعتقادي و جهان بيني اسلامي چگونه است و تا چه حد از مراتب رشد و كمال بهره دارد
    آيا يك مسلمان به خوبي واقف است كه مباني اعتقادي صحيح و خالص و ناب و دور از تحريف و التقاط چيست و آيا نسبت به جريان هاي فكري منحرف و مغشوش كه حق و باطل را به هم مي آميزند و درعين حال به نام دين ـ و البته تهي از تعاليم دين و با رنگ و لعابي از دين ـ در جامعه ترويج مي نمايند وقوف و آگاهي كسب كرده است و مي داند القائات آنها چيست تا به اين وسيله در دام آنها گرفتار نشود و از راه به بيراهه نيفتد
    آيا به راستي در كسوت يك مسلمان به اندازه كافي به دين شناسي اهتمام ورزيده ايم و به كنكاش و تحقيق در آثار ارزشمند قوانين اسلام در تمام موضوعات و مرتبط با همه شئون حيات و زندگي مادي و معنوي انسان پرداخته ايم
    3 ـ موضوع دوم در حسابرسي از نفس آرا و نظرات است . اين مهم بيشتر به امور فكري پيوند و ارتباط مي يابد و در همين حوزه و ميدان است كه تقسيم بندي ها و شاخه هاي مختلف به وجود مي آيد و نظرات و ديدگاه هاي فكري در موضوعات اعتقادي اقتصادي علمي سياسي حكومتي قضايي اخلاقي تربيتي عرفاني و ساير موضوعات با دامنه اي وسيع مطرح مي گردد.
    همچنين محيط هاي ظهور و بروز اين ديدگاه ها و تفكرات نيز وسعت مي يابد و به يك محفل و محيط منحصر نمي شود. مهم ترين محافل و عرصه هاي بروز ديدگاه ها و انديشه ها در موضوعات گوناگون را مي توان حوزه هاي علميه دانشگاه ها پژوهشكده ها مراكز علمي در رشته هاي مختلف آموزش و پرورش رسانه هاي گروهي به ويژه مطبوعات همايش ها و كنگره ها و گردهم آيي ها و جلسات بحث و مناظره نام برد.
    بديهي است در اين محافل و مجامع هرگونه نظر در موضوعات مزبور مطرح مي شود ولي آنگونه نيست كه انسان هرچه مي گويد و ارائه مي دهد بر محور حق بچرخد و همواره به دور از تنگ نظري يا تصلب و تعصب هاي بي بنيان باشد. چه بسا برخي از فكرها و نظرها كه در محدوده هاي تنگ جانبداري هاي سياسي و جناحي اسير باشد و درعين حال صاحب فكر و نظر بر آن اصرار ورزد و طرف هاي مقابل را منكوب نمايد و نسبت هاي ناروا به آنها دهد. بنابر اين حسابرسي از نفس براي اين عناصر يك امر واجب و قطعي مي باشد و اگر به طرز صحيحي انجام پذيرد به « آزادانديشي » مي انجامد و موجب مي گردد نظرات و ديدگاه ها به دور از حب و بغض هاي نفساني نسبت به فكر و نظر ديگران و فقط برمبناي حقيقت ارائه گردند.
    4 ـ موضوع ديگر در حسابرسي ها اخلاق و ملكات و ارزش هاي مربوط به آن مي باشد .
    اخلاق از امور مهم و داراي جايگاه و نقش ارزنده و تعيين كننده در شكل گيري شخصيت سالم و بالنده انسان محسوب مي شود و به همين دليل يكي از مهم ترين موضوعات در حسابرسي از نفس به شمار مي رود. در اين حسابرسي با توجه به ابعاد و جنبه هاي گوناگون اخلاق و تقسيم بندي هاي آن بايد دقت و مراقبت كافي روا داشته شود و همه نواقص و كاستي ها به شماره درآيند و در رفع آن تلاش گردد. اخلاق فردي اخلاق اجتماعي اخلاق اقتصادي اخلاق خانواده اخلاق مديريت اخلاق سياسي اخلاق مطبوعاتي و اخلاق پزشكي از جلوه ها و جنبه هاي اخلاق و ملكات و ارزش هاي مربوط به آن مي باشند كه بايد در محاسبه نفس مورد توجه و عمل قرار گيرند.
    5 ـ آخرين موضوعي كه در كلام امير مومنان (ع ) براي حسابرسي از نفس معرفي شده است آداب و طرز معاشرت در حيات اجتماعي مي باشد. اين موضوع نيز در جاي خود حائز اهميت است و به مواجهات و تعاملات انسان ها با يكديگر و رعايت ادب متانت ملايمت احترام و اكرام كلام نيكو رفتار شايسته و رعايت حقوق انساني با دوستان همسايگان آشنايان همكاران و ساير اقشار مردم جامعه نظر دارد و بر آنها تاكيد مي نمايد.
    به اين ترتيب مشاهده مي كنيم كه « حسابرسي از نفس و خود ارزيابي » در يك موضوع محدود نمي شود و به يك عرصه از حيات انسان محصور نمي گردد و داراي تعدد موضوع و وسعت حضور مي باشد و هر مسلمان موظف است اينگونه به محاسبه نفس بپردازد و نواقص و كاستي هاي خويش را بيابد و به رفع آنها اهتمام ورزد تا در نهايت شخصيتي سالم و جامع به دست آورد و براي جامعه انساني مفيد وسازنده و سرچشمه خير و سعادت گردد.
    برمبناي حسابرسي دقيق در امور ديني مشخص مي شود كه شناخت و معرفت آدمي نسبت به جهان بيني اسلامي چگونه است و تا چه حد از مراتب رشد و كمال بهره دارد آيا يك مسلمان مي داند كه مباني اعتقادي صحيح و به دور از تحريف و التقاط چيست و آيا نسبت به جريان هاي فكري منحرف و مغشوش وقوف و آگاهي كسب كرده و مي داند القائات آنها چيست تا به اين وسيله در دام آنها گرفتار نشود و از راه به بيراهه نيفتد
    حسابرسي در امور فكري اگر به طرز صحيحي انجام پذيرد به « آزاد انديشي » مي انجامد و موجب مي گردد نظرات و ديدگاه ها به دور از حب و بغض هاي نفساني و فارغ از محدوده هاي تنگ جانبداري هاي سياسي و جناحي و رها از تصلب و تعصب هاي بي بنيان ارائه گردند
    در حسابرسي در امور اخلاقي بايد همه نواقص و كاستي ها به شماره در آيند و در رفع آنها تلاش شود. همچنين بايد به همه ابعاد و موضوعات آن يعني اخلاق فردي اخلاق اجتماعي اخلاق اقتصادي اخلاق خانواده اخلاق مديريت اخلاق سياسي اخلاق مطبوعاتي و ساير جلوه ها و جنبه ها نظر و عمل روا داشته شود
    حسابرسي از نفس و خود ارزيابي در امور مختلف از آثار طبيعي و قابل انتظار صاحبان عقل و خرد سالم مي باشد و هم آنان هستند كه خويشتن را به مراقبه و محاسبه از رفتار و اعمال وادار مي نمايند. به ديگر سخن عقل سالم به طور قطع و يقين انسان را به محاسبه نفس و رسيدگي به ضعف ها و نقص ها و تلاش براي رفع آنها به منظور دست يابي به روشهاي سعادت و رستگاري فرمان مي دهد

  • *****
    « فرويد » و خرافه اي به نام ريشه اصلي پرستش




  • وقتي يك نفر دانشمند به بن بست مي رسد گاهي يك فرضياتي مي گويد كه يك آدم عادي هم به او مي خندد... مثلا « فرويد » وقتي مي خواهد ريشه پرستش را به دست بدهد كه چطور شد كه بشر به فكر پرستش افتاد ـ چون او مي خواهد به فطرت يا غريزه الهي اعتقادي نداشته باشد; اينها تاريخ هم كه عرض كرديم نيست كه بگوييم گوينده به مدركي برخورد كرده ـ آمده فرض كرده و گفته است شايد چنين چيزي بوده . او چون تكيه اش روي غريزه جنسي است اين جور فكر كرده كه در ادوار خيلي قديم پدر خانواده ـ كه از همه قويتر بود ـ همه جنس اناث خانواده را به خودش اختصاص مي داد يعني غير از آن زنهايي كه از آنها بچه مي آورد و به خودش اختصاص داشت دخترهايش را هم كه بزرگ مي شدند جز حرم و حريم خودش قرار مي داد و پسرها را محروم مي كرد. پسرها دو احساس متناقض نسبت به اين پدر داشتند يك احساس محبت آميز و يك احساس نفرت آميز. احساس محبت آميز براي اينكه او قهرمان خانواده بود بزرگ خانواده بود حامي خانواده بود نان آور خانواده بود و اينها را در مقابل دشمن حفظ مي كرد. از اين جهت به او به نظر محبت و احترام نگاه مي كردند. ولي از طرف ديگر (او همه احساسات را متمركز در حس جنسي مي داند) چون همه جنس اناث را به خودش اختصاص داده و آنها را محروم كرده بود يك حس كينه و حسادت عجيبي نسبت به او داشتند. اين دو حس متناقض از آنجا پيدا شد. روزي بچه ها آمدند دور هم جمع شدند (عرض كردم اينها همه خيال است ) گفتند اين كه نمي شود كه تمام زنها را جمع كرده براي خودش و ما را محروم كرده است . ناگهان تحت تاثير احساسات نفرت آميزشان قرار گرفتند گفتند پدرت را درمي آوريم مي كشيمت دسته جمعي ريختند او را كشتند. بعد كه كشتند آن احساس محبت آميز و احترام قهرمانانه اي كه نسبت به او داشتند ظهور كرد مثل هر موردي كه وقتي انسان روي يك احساس كينه توزي يك كاري مي كند بعد كه كارش را كرد ديگر كينه كارش تمام مي شود و تازه احساسات ديگرش مجال ظهور پيدا مي كند. بعدها كه از اين غليان احساسات غضب خارج شدند دور همديگر نشستند و گفتند عجب كار بدي كرديم ! ديدي ما مظهر قهرماني خودمان را از دست داديم ! از اينجا اين پدر مورد احترام بيشتر قرار گرفت . كم كم مجسمه اين پدر را به عنوان يك موجود باقي ساختند و شروع كردند به پرستش آن و پرستش از اينجا آغاز شد!
    (آشنايي با قرآن متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ج 5 106 تا 107 )