بسم الله الرحمن الرحيم
اين هفته تهران شاهد گردهمايي ائمه جمعه سراسر كشور بود. اين همايش سه روزه كه تحت عنوان « نقش ائمه جمعه در استقرار فرهنگ
عمومي » برگزار شد به موضوعي اساسي اشاره داشت كه جامعه در انتظار پر رنگ شدن و تحقق آن است . امروز دوستداران نظام اسلامي در
سراسر جهان چشم به جمهوري اسلامي ايران دوخته اند كه پس از گذشت يك ربع قرن از بزرگترين انقلاب قرن معاصر كه با ويژگي ايجاد تحول
معنوي و اخلاقي در جغرافياي سياسي جهان روي داد و توانست معادلات ظالمانه سلطه گران را در جهان به هم بريزد
چگونه مباني فكري و
آموزه هاي ديني را در سطوح مختلف جامعه و مردم متجلي مي سازد. موضوع نهادينه كردن اصول و ارزشهاي فرهنگي
ديني و اخلاقي نه تنها
توسط علاقمندان به جمهوري اسلامي ايران كه اين انقلاب را متعلق به خود و ايران را ام القراي اسلامي مي دانند
به دقت دنبال مي شود
بلكه
آحاد ملت متعهد و مسلمان ايران نيز حق دارند بي صبرانه به دنبال تحقق اين وعده انقلابي باشند. بنابراين شرط انصاف اينست كه نهادهاي
متولي فرهنگ انقلاب در حوزه هاي گوناگون وظيفه خود بدانند با پاسداشت مباني ارزشي انقلاب اسلامي
اعتلاي فرهنگ ديني و عمومي
جامعه را دنبال كنند و از بي تفاوتي و پشت گوش اندازي در اداي اين حق بزرگ ملي اجتناب كنند. در اين ميان نقش ائمه جمعه به عنوان يك نهاد
مردمي كه هم مي توانند با روش و منش خود
مربي بزرگي براي افراد پيراموني باشند و هم حلقه وصل ميان مردم و مسئولين باشند
از اهميت
خاصي برخوردار بوده و اينان بايد مطالبه كننده اين حق عمومي از نهادهاي فرهنگي جامعه باشند. ائمه جمعه در همايش خود در تهران به
ديدار رهبر معظم انقلاب نيز رفته و از رهنمودهاي ارزشمند ايشان براي ارتقا و گسترش اخلاق اسلامي بهره مند شدند. حضرت آيت الله
خامنه اي يكي از كارهاي مهم ائمه جمعه را گسترش اخلاق اسلامي در جامعه برشمرده و افزودند : بايد فرهنگ صرفه جويي و قناعت
فرهنگ
مسئوليت پذيري
وجدان كاري
روحيه ايثار
روحيه سخت كوشي
فرهنگ تعاون و همكاري
انضباط فردي و اجتماعي
احترام به قانون
الگوي خانواده ايراني ـ اسلامي
سنت ازدواج ساده و آسان
ترويج ازدواج به هنگام
ترويج محافل ديني در خانواده ها
و تربيت ديني فرزندان
به عنوان نمونه هايي از فرهنگ غني اسلامي در ميان مردم گسترش يابد.
ايشان ائمه جمعه را به ارتباط صميمي و مستمر با مردم به ويژه اقشار محروم و خانواده هاي ايثارگران توصيه و خاطرنشان كردند : حضور در
مساجد و ارتباط با علما و همچنين اشراف و نظارت بر نزديكان نيز بايد مورد توجه ائمه جمعه باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين با
وضعيت موجود جهان سرمايه داري و ليبرال دموكراسي غرب
تاكيد كردند كه امروز حباب كاذب حاكميت پول در دنياي غرب شكسته شده و
فريادهاي آنان به آسمان بلند شده است . ايشان با اشاره به ايستادگي ملت ايران بر آرمانها و اصول
راز ماندگاري انقلاب اسلامي را حفظ و تقويت
روحيه ايستادگي دانستند و تاكيد كردند : در شرايطي كه مكتب ماركسيسم
فروپاشيده است و فريادهاي اضمحلال مكتب ليبرال دموكراسي
غرب نيز به گوش مي رسد
حركت اسلامي روز به روز در حال گسترش است و انقلاب اسلامي به عنوان موتور محرك اين مكتب فكري بزرگ
بايد عوامل پيشرفت و ايستادگي خود را بيش از پيش تقويت كند.
هفته جاري كشورمان همچنين ميزبان برگزاري سمينار بين المللي « دين در دنياي معاصر » بود كه از سوي موسسه گفت و گوي فرهنگها و
تمدنها به رياست آقاي خاتمي تدارك ديده شده بود. در اين همايش برخي شخصيتهاي سياسي
مذهبي و فرهنگي جهان حضور داشتند كه
علاوه بر ارائه نقطه نظرات خود
در اين همايش فرصت ديدار با رهبر معظم انقلاب اسلامي براي آنان به دست آمد. حضرت آيت الله خامنه اي در
اين ديدار
گفتگو و تعامل را عاملي ضروري و موثر در رفع ابهامات و دستيابي به تفاهم خواندند و تاكيد كردند واقعيتهاي تلخ جهان امروز
همچون جنگ و گرسنگي و تعرض به حقوق انسانها
در عواملي نظير قدرت طلبي و زياده خواهي ريشه دارد. بنابراين در هر تلاش و حركتي براي
حل مشكلات جهان
بايد شعار عدالت طلبي و مبارزه با ظلم را شاخص اصلي قرار داد.
ايشان هر چند كه گفتگو و تبادل نظر را
كاري بسيار خوب و مهم دانستند ولي خاطرنشان كردند : تداوم ديدار و گفتگو و بيان متقابل حقايق
يقينا در ايجاد تفاهم ميان ملتها و دولتها نقش زيادي دارد اما اينگونه اقدامات براي مهار خصلتهاي ناپسند قدرت طلبان جهاني
و پايان بخشيدن
به مصائب كنوني بشر
كافي و موثر نيست و بايد عوامل ديگري را نيز مدنظر قرار داد.
حضرت آيت الله خامنه اي بي عدالتي و ظلم را ريشه تاريخي مشكلات دردناك جامعه بشري برشمردند و با اشاره به كشتار وحشتناك مردم
عراق
افغانستان و فلسطين افزودند : « آيا اين فجايع دردناك
به علت سوتفاهم و عدم درك متقابل صورت مي گيرد و يا در مسائلي همچون
زياده خواهي و بي عدالتي ريشه دارد »
ايشان به خيرخواهان جامعه بشري و شخصيتهايي كه براي حل مشكلات جهان
انگيزه و تلاش حقيقي نشان مي دهند پيشنهاد كردند ظلم و
بي عدالتي را در هر جاي جهان به طور مشخص و صريح محكوم كنند و كار مشكل تشخيص ظالم از غيرظالم را با جديت دنبال نمايند.
در هفته جاري بازارهاي برخي از شهرهاي كشور در واكنش به اجراي بي زمينه و بدون پشتوانه قانون ماليات بر ارزش افزوده
روزهاي
ملتهبي را پشت سر گذاشت ولي سرانجام با وعده مسئولين مبني بر حل تمامي مشكلات اين قانون و توجه جدي به نقطه نظرات اصناف
اوضاع به حالت عادي بازگشت . اين كش و قوس ميان بخش خدماتي و توزيعي اقتصاد كشور با طرحهاي اقتصادي دولت نشان داد كه دولتمردان
بايد ضمن توجه به آرا كارشناسان و توجيه افكار عمومي در اجراي طرحهاي خود
گوش شنوايي براي شنيدن نقطه نظرات اقشار مختلف بيابند
و از اجراي سراسيمه و شتابزده طرحها و يا قوانيني كه هنوز زمينه اجراي آن فراهم نشده
پرهيز كنند كه شايد نمونه ديگر اين شتابزدگي را نيز
بتوان در اجراي طرح تحول اقتصادي سراغ گرفت كه تا كار از كار نگذشته بايد جنبه دلالت
وجاهت
مقبوليت و امنيت اقتصادي را در آن حاكم
كرد. واقعيت اينست در شرايطي كه دشمنان قسم خورده نظام جمهوري اسلامي و در راس آن شيطان بزرگ
آمريكاي جنايتكار تلاش زيادي
براي ضربه زدن به انقلاب و به زانو در آوردن ملت شجاع ايران به عمل آورده و اكنون نيز در كمين بدست آوردن فرصتي هستند تا از هر روزنه اي
براي فعال كردن ايادي خود استفاده كنند
طبعا اجراي طرحهاي عمومي كه از گستره فراواني برخوردار مي باشند
نياز به كارشناسي و همه
جانبه نگري ويژه اي دارند و بايد از سوي دستگاههاي اجرايي از پختگي
وزانت و جامعيت لازم بهره مند باشند.
در بررسي رخدادهاي خارجي تداوم و گسترش بحران مالي در جهان
اهم خبرهاي هفته جاري بود. در كنار اين موضوع
در عراق و
افغانستان نيز شاهد تحولات تازه اي بوديم .
ابعاد آشفتگي مالي جهاني كه بسياري آن را « سونامي اقتصادي » ناميده اند و مسبب آن به هم ريختگي اوضاع مالي بانكهاي آمريكاست
همچنان درحال گسترش است و برخي كارشناسان اقتصادي هشدار داده اند وضعيت در روزها و هفته هاي آينده وخيم تر خواهد شد. اين رخداد به
يك كلام
شكست و بي كفايتي نظام سرمايه داري غرب را مورد تاكيد قرار داد. بسياري از صاحبنظران اقتصادي و مالي جهان
تحولات اخير را
نشانه پايان راه سيستم ليبرال دمكراسي غرب تلقي مي كنند و تلاش قدرتهاي غربي براي سرپوش گذاشتن براين واقعيت را بيهوده مي دانند.
آنچنانكه كه از گزارش ها بر مي آيد بحران مالي در آمريكا
به عنوان طلايه دار نظام سرمايه داري غرب
از مدتها قبل جريان داشته است ولي
سردمداران آمريكايي براي در امان ماندن از تبعات ويرانگر آن
بر آن سرپوش نهاده بودند. حتي بسياري از دولتهاي اروپايي از اين خشمگين
هستند كه چرا كاخ سفيد موضوع را مدتها كتمان كرده و آنها را در جريان قرار نگذاشته است تا براي در امان ماندن از اين طوفان اقتصادي تدبيري
بينديشند. گرچه برخي
اقدامات نسنجيده و سياستهاي احمقانه دولت بوش را در بروز بحران كنوني دخيل مي دانند كه البته درست هم هست
ولي مسئله اصلي اين است كه مشكل و معضل در بطن و ماهيت نظام سرمايه داري است و اين تفكر كه ارزش اصلي را پول و سرمايه مي داند
يك تفكر انحرافي و غلط است و خواه ناخواه به ناكامي و شكست منجر مي شود. اين مكتب نيز همان مسيري را كه كمونيسم طي كرد و سرنگون
شد طي مي كند و به دليل اينكه انسان را تك بعدي مي نگرد سرنوشتي به جز سرنوشت كمونيسم نخواهد داشت .
اين هفته در عراق نيز شاهد تحولات مهمي بوديم . از يك سو
فشار آمريكايي ها براي امضاي توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشنگتن به طور
بي سابقه اي شدت گرفت و از سوي ديگر مخالفت ها با اين توافقنامه نيز تشديد شد. نوري مالكي نخست وزير عراق اوايل هفته به ديدار آيت الله
سيستاني رفت تا ايشان را در جريان تازه ترين تحولات در اين زمينه قرار دهد. آيت الله سيستاني در اين ديدار به مالكي هشدار داد كه زيربار
فشارهاي موجود براي امضاي توافقنامه نرود. اين اظهار نظر آيت الله سيستاني كه معمولا رويه موجزگويي دارد بيانگر احساس خطر آقاي
سيستاني از روند امور است . آقاي سيستاني پيشتر نيز به دولتمردان عراق هشدار داده بود توافقنامه اي را امضا نكنند كه ننگي تاريخي بر آنها در
پي داشته باشد.
آمريكايي ها در روزهاي اخير به شدت به تكاپو افتاده اند تا قبل از اتمام دوران رياست جمهوري بوش توافق نامه مذكور را به امضا برسانند
تا بلكه بتوانند از اين طريق موقعيت متزلزل جمهوريخواهان را در انتخابات بهبود بخشند و هم از آن به عنوان يك دستاورد براي دولت بوش به
افكار عمومي آمريكا ارائه نمايند و اندك حيثيتي براي بوش و دولت وي فراهم سازند. از اينرو
آمريكايي ها براي نيل به هدف خود از هيچ
اقدامي فروگذار نيستند. در كنار فشارهاي سياسي
كاخ سفيد به تهديدات ديگر نيز متوسل شده است كه بخشي از آن را جلال طالباني رئيس
جمهور عراق در بازگشت از آمريكا
پس از ديدارش با بوش
مطرح كرد. طالباني صراحتا گفت آمريكائيها تهديد كرده اند درصورت خودداري
عراق از امضاي توافقنامه
اقدامات تنبيهي شديدي
از جمله بلوكه كردن اموال عراق
اتخاذ خواهند كرد.
توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشنگتن
حاوي بندهاي خطرناكي است و هدف نهايي آن
در واقع محافظت از امنيت منافع آمريكاست و نه تنها
براي عراق امنيتي ايجاد نمي كند بلكه حاكميت ملي و منافع دراز مدت ملت عراق را با تهديد جدي مواجه مي سازد
ضمن اينكه صلح و ثبات
در منطقه را نيز به مخاطره مي افكند. در اين ميان جناحهايي در حاكميت عراق به جاي اينكه هشدارهاي رهبران سياسي ـ مذهبي و گروههاي
مستقل اين كشور را مدنظر قرار دهند نقش دلالي براي امضاي توافقنامه مذكور به عهده گرفته اند كه شرايط را بيش از پيش پيچيده كرده است .
همزمان
آمريكايي ها براي ايجاد فضاي لازم جهت فراهم ساختن زمينه امضاي توافقنامه
به دستاويزهاي شيطنت آميزي متوسل شده اند و
در اين رابطه
بار ديگر ادعاي تكراري خود درباره دخالت ايران در عراق را پيش كشيده اند. اگر دقت شود هر زمان كه آمريكايي به فضاسازي در
عراق براي پياده ساختن برنامه ها و اهداف خود نياز داشته اند اينگونه دستاويزها را مطرح كرده اند.
هفته جاري در افغانستان نيز شاهد تحولات تازه اي بوديم . درحاليكه بسياري از مقامات و تحليل گران غربي
تصوير تيره اي از افغانستان
ترسيم كرده و تاكيد نموده اند گشايشي در بحران افغانستان
دست كم در آينده نزديك وجود ندارد
گزارش هايي منتشر شد كه دولت حامد كرزاي
و گروه طالبان با ميانجيگري عربستان در مكه به مذاكره پرداختند. هرچند در مورد جزئيات اين مذاكرات
مطلبي منتشر نشده ولي برگزاري چنين
اجلاسي يك رخداد مهم در روند سياسي افغانستان تلقي مي شود.
ترديد نيست كه دولت كرزاي با مخالفت آمريكا در چنين مذاكراتي شركت نمي كند و به عبارت ديگر
اين مذاكره با چراغ سبز آمريكائيها
صورت گرفته است كه آنرا بايد يك چرخش در سياست واشنگتن در قبال طالبان تلقي كرد. در مورد اين تغيير رويكرد آمريكا دو فرضيه مي توان
مطرح ساخت . نخست اينكه آمريكايي ها از ابتدا هم با طالبان و القاعده ارتباط داشته اند و برخلاف هياهوهاي تبليغاتي و رجزخواني ها
در
پشت پرده با هم بوده اند و دوم اينكه
آمريكايي ها افغانستان را باتلاقي يافته اند كه نجات از آن برايشان مقدور نيست و چاره اي نديده اند براي
اينكه اين كشور سرنوشتي همانند عراق با آن پرونده فضاحت بار برايشان به بار نياورد
به مذاكره با طالبان روي آورده اند.
به هر صورت
واقعيتي كه روشن است اين است كه آمريكا و متحدين غربي آن پس از هفت سال
برخلاف ادعاهايشان هيچ اقدام و عمل
مفيدي براي مردم افغانستان صورت نداده اند بلكه اوضاع را به مراتب بدتر نموده اند.

|