« ابرار و صالحان » بندگان مورد توجه و عنايت خاص خداوند متعال مي باشند و همواره در سايه سار مهر و محبت او قرار مي گيرند و
ريزش فيض الهي بر اين بندگان در هرمكان و زمان و در تمام عرصه هاي فعاليت هاي فردي
اجتماعي
فرهنگي
اقتصادي
سياسي و
حكومتي منقطع نمي شود
كه اينان « انگيزه » و « عمل » خويش را يكسره براي حضرت محبوب « خالص و زلال » ساخته اند و كلام و گفتار
و كنش و رفتار و قدم و قلم خود را براي او و در راه او به تحرك و تلاش در مي آورند و طبيعي است كه هر كه خدا را طلبد
خدا نيز او را
طلبد
و « خداخواهي »
« بنده نوازي » را تثبيت و ضروري مي سازد.
ابرار و صالحان در اثر جهاد با نفس و مراقبت كامل و همه جانبه و بي وقفه از خويش و معارضه با خواهش ها
هوس ها
تحريك ها و
وسوسه هاي شيطاني و نفساني
درون مايه هاي شخصيت وجودي خويش را با نيك خواهي و نيكوكاري در ابعاد و جنبه هاي گوناگون
مي آميزند. اين رهنمود از اميرمومنان (ع ) تصوير و ترسيمي از اين واقعيت است :
« سرشت ابرار با انجام كارهاي نيك و پسنديده آميخته است . » (1 )
وجود اين طينت هاي پاك كه همواره بذرهاي نيكي مي كارند و مي پرورند و ميوه هاي عمل صالح در جامعه به نتيجه و ثمر
مي رسانند
موجب مي شود كه در تعاليم مقدس اسلام تصريح شود كه « باران رحمت خدا به وسيله كارهاي نيك ابرار و نيكوكاران نازل
مي شود . » (2 )
از آنجا كه خداوند خبير و حاضر و ناظر در همه صحنه ها و عرصه ها و ميادين كار و تلاش انسان ها
صفاي درون و قصد و انگيزه هاي
زلال و اعمال خالص ابرار و صالحان را مي نگرد و به سخت كوشي ها و مجاهدت هاي شبانه روزي آنان در مسير اعتلاي دين و خدمت به
ملت و جامعه و كشور آگاه و واقف است و در همان حال تحرك مخرب مكاران و اغواگران و فتنه انگيزان را عليه نيكوكاران و پاكان
مشاهده مي نمايد و بر رنج ها و مرارت بندگان ناب و خالص خويش كه از ناحيه هتاكي ها
نيرنگ ها
دروغ و تهمت ها و فضاسازي هاي
ناجوانمردانه فتنه گران و حيله بازان متحمل مي شوند ناظر مي باشد
امدادهاي خويش براي گشودن راه هاي خروج از اين خدعه ها و
فتنه ها را براي ابرار نازل مي كند و يكي از آنها مكرورزي با مكرورزان است .
مكر خداوند با مكاران كه به صورت مقابله با نيرنگ ها و ترفندهاي آنان تحقق مي يابد
داراي مفهوم و شيوه هايي است كه در يكي از
آنها تامل مي كنيم .
مكر خدا با مكاران هرگز به صورت آنچه درباره مكر انسان با انسان و در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي مشاهده مي كنيم
متصور نمي باشد و نبايد چنين مفهوم و برداشتي از آن در ذهن و فكر به وجود آيد. مقصود از مكر خداوند تقدير و تدبيرهاي او براي
باطل كردن مكر و نيرنگ هاي انسان هاي ناسالم و فاسد و فاسق است كه سلامت و امنيت فكري و اجتماعي و سياسي صالحان و
خادمان به دين و ملت را به خطر مي افكنند. به تعبيري ديگر خنثي و بي اثر كردن مكر و نيرنگ هاي فتنه انگيزان
مكر خدا محسوب
مي شود و به اين ترتيب نهايت همه تلاش هاي آلوده و فعاليت هاي مخرب دروغ بافان و تهمت زنان و اختلاف انگيزان بي اثر مي گردد و
انواع روش هاي مبتني بر مكر و اغواگري آنان باطل و فاقد نفوذ و تخريب مي شود.
اين آيه قرآن كه مي فرمايد : « ومكروا و مكرالله و الله خير الماكرين »
« با خداوند مكر كردند و خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و خداوند بهترين مكر كنندگان است . » (3 )
بر مفهوم تدبير الهي براي ابطال
مكرمكاران و خنثي كردن فعاليت هاي مخرب آنان عليه جامعه و كشور اسلامي و عناصر صالح و فداكار و دلسوخته اسلام ومسلمين
دلالت دارد كه هم در سياست خارجي و در تقابل با قدرت هاي سيطره جو و متحدان جبهه كفر و نفاق و استكبار جهاني
و هم در سياست
داخلي و در معارضه با مكر فتنه انگيزان و حيله گران در تمام سطوح و در هر مكان و محيط كاري و در هرلباس و با هر موقعيت و فعاليت
فكري و سياسي مصداق دارد.
يكي از شيوه هاي مكر خدا با حيله گران عبارت است از « مدارا » در مرحله اول و سپس « رسواسازي » در مرحله دوم به علت تداوم
نيرنگ سازي و فعاليت هاي مخرب مكاران عليه صالحان و نيكان .
ذات خداوند متعال همواره با رحمت و مدارا با انسان مكارو خاطي سازگار است و آنگونه نيست كه سريع و بدون فاصله زماني
هر
معصيت و فسق و فتنه اي را با عكس العملي چون خشم و غضب خويش عليه عاصيان و خلافكاران پاسخ گويد. او بسيار مدارا مي كند
ولي اين مدارا داراي حد و اندازه و مرتبه اي خاص است و مطلق و هميشه نيست و آنگاه كه مكاران و فتنه گران از عمل خويش نادم
نشدند و از بيراهه هاي باطلي كه در آن گام نهاده و عليه بندگان صالح و نيكوكار خدا فعاليت تخريبي مي كنند بازگشت ننمودند
مداراي
الهي قطع مي شود و خداوند با آنان مكر مي نمايد. اين شيوه مكر
به صورت رسوا كردن آنان در جامعه با شناساندن ماهيت افكار و
مقاصد نفساني آنان در نزد خاص و عام ظاهر مي شود.
هرچه دردل داري از مكر و حيل
پيش ما پيداست چون روزاي دغل
گر بپوشيمش زبنده پروري
تو چرا بي رويي از حد مي بري (4 )

و اين چنين است كه وقتي حيله بازان و مكرانديشان به جاي استفاده از فرصت مدارا و بنده پروري خداوند و ندامت و ترك نيرنگ و
فتنه
به جسارت تداوم گناه و احساس ايمني كامل مي رسند
خداوند متعال پوشش ها و پرده ها را از روي مكر و دروغ و نيرنگ هاي آنها
كنار مي زند و حقانيت ابرار و صالحان را مي نماياند و تارهاي تنيده شده از انحراف توسط مكاران بر افكار عمومي را فرو مي ريزد.
اين نكته قابل توجه و تعمق است كه اگر بخواهيم همواره با امدادها و مساعدت هاي الهي به صورت مكر خدا با مكاران مواجه
باشيم و برچيده شدن دام هاي دام گستران بر سر راه مردم جامعه به ويژه نسل جوان را نظاره گر شويم و ترفندها و فتنه گري ها و
اختلاف افكني نيرنگ بازان حرفه اي را خنثي و بي اثر بيابيم
بايد در استمرار مجاهدت هاي پايدار در مسير صيانت از اسلام و فداكاري در
راه سعادت و پيشرفت ملت و كشور دريغ نورزيم و علاوه بر اين كه بايد همواره انگيزه هاي زلال و عملكردهاي خالص خود را پاس
بداريم و تداوم بخشيم
در برابر دروغ و تهمت و فتنه و مكر عناصر و جريان ها و جناح هايي كه به سهولت براي رسيدن به مطامع
نفساني و منافع اقتصادي و مقاصد سياسي
« دين » به « دنيا » مي فروشند و همه چيز را در مسلخ نفسانيت هاي فردي و گروهي قرباني
مي كنند
خوف و هراس به دل راه ندهيم و مقاوم و استوار تخريب ها و هتاكي ها و دروغ و نيرنگ ها را براي خدا با جان و دل پذيرا شويم
و در اوج اميد و نشاط در مسير پاك دين الهي حركت نمائيم .
پاورقي :
1 ـ غررالحكم
تنظيم موضوعي
به كوشش سيد هاشم رسولي محلاتي
دفتر نشر فرهنگ اسلامي
ج 1
ص 156
2 ـ كلام اميرمومنان (ع )
مدرك پيشين
ص 156
3 ـ سوره آل عمران (3 )
آيه 54
4 ـ مثنوي مولوي
نسخه كلاله خاور
دفتر چهارم
ص 221
وجود طينت هاي پاك ابرار كه همواره بذرهاي نيكي مي كارند و ميوه هاي عمل صالح به نتيجه و ثمر مي رسانند
موجب مي شود كه در
تعاليم مقدس اسلام تصريح شود كه « باران رحمت خدا به وسيله كارهاي نيك ابرار و نيكوكاران نازل مي شود »
مكر خداوند با مكاران هم در سياست خارجي به صورت تقابل با قدرت هاي سيطره جو و متحدان جبهه كفر و نفاق و استكبار
جهاني
و هم در سياست داخلي به شكل معارضه با فتنه انگيزان و حيله گران در تمام سطوح و در هر مكان و محيط كاري و در هر لباس و
با هر موقعيت و فعاليت فكري و سياسي مصداق دارد
وقتي حيله بازان و مكرانديشان به جاي استفاده از فرصت مدارا و بنده پروري خداوند و ندامت و ترك نيرنگ و فتنه
به جسارت تداوم
گناه و احساس ايمني كامل مي رسند
خداوند متعال پوشش ها و پرده ها را از روي مكر و دروغ و نيرنگ آنها كنار مي زند و حقانيت ابرار و
صالحان را مي نماياند و تارهاي تنيده شده از انحراف توسط مكاران بر افكار عمومي را فرو مي ريزد.
اگر بخواهيم همواره با امدادها و مساعدت هاي الهي به صورت مكر خدا با مكاران مواجه باشيم و برچيده شدن دام هاي دام گستران را
نظاره گر شويم
بايد در برابر دروغ و تهمت و مكر عناصر و جريان هايي كه براي رسيدن به منافع اقتصادي و مقاصد سياسي همه چيز را
در مسلخ نفسانيت هاي فردي و گروهي قرباني مي كنند
خوف و هراس به دل راه ندهيم و مقاوم و استوار تخريب ها و هتاكي ها را براي
خدا با جان و دل پذيرا باشيم و در اوج اميد و نشاط در مسير پاك دين الهي حركت نمائيم .

*****
« آزادي » بايد به دور از دروغ و نيرنگ باشد
|

متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري آزادي انديشه و عقيده برخاسته از انديشه و تفكر را روا و درخور پذيرش مي داند. در بحث از
آزادي بيان و قلم
به حد و مرزهاي آن اشاره مي كند و از دوگونه كتاب و نوشته سخن به ميان مي آورد :
كتابهايي كه با استدلال و منطق به موضوعي پرداخته و منطقي بحث كرده است . اين كتابها
گاه با اسلام ناسازگاريهايي دارند و از آن
جا كه نويسندگان آنها
منطقي و اهل دليل و استدلال و در كار خود صادق هستند
راه برخورد با آنها ارشادي و در جهت راهنمايي است .
اما گروهي ممكن است به دروغ و اغفال دست بزنند
آمارهاي غيرواقعي بدهند و هزاران دروغ به نام آزادي مطرح كنند و حتي به كساني
بهتان بزنند و سند عليه آنها بسازند و... اين جاست كه مرزي روشن براي آزادي جلوه مي كند و آزادي بيان محدود مي گردد :
« حالا در اين جا بايد بگوييم چون كشور ما آزاد است
پس بايد بگذاريم او حرفهاي خودش را در ميان مردم پخش كند و آيا اگر ما
جلوي دروغ و اغفال را بگيريم
مرتكب سانسور شده ايم حرف ما اين است كه دروغ را و خيانت را بايد سانسور كرد و نبايد اجازه داد به
نام آزادي فكر و عقيده آزادي دروغ در ميان مردم رايج بشود . » 1
بنابراين
آن جا كه كتاب و مقاله منصفانه و در جهت نقد و انتقاد باشد
بايد با آنها
با روش احسن برخورد كرد. اما آن گاه كه از راه
دروغ و تزوير و بهتان درصدد گسترش فكر و عقيده خود باشند
بايد جلو دروغ و تهمت آنها گرفته شود و اين مخالفت با آزادي نيست .
استاد گاهي از اين گونه كتابها با عنوان « اغفال و اضلال » كننده ياد مي كند . نشر و خريد و فروش چنين كتابهايي را مردود مي شمارد . 2
همچنين آزادي نگارش و نشر كتابها و مقاله هايي كه مردم را در جهل و خرافه پرستي نگه مي دارد و جهل را مي گستراند
ناروا
مي داند3.
به عنوان آزادي نمي توان بت فروشي
صليب فروشي و گسترش عقائد خرافي را روا دانست و به عنوان آزادي از اين گونه عقيده ها دفاع
كرد; زيرا چنين انديشه هايي
سبب جمود و ركود اجتماعي مي شود و انسان را از رشد و تكامل و ترقي باز مي دارد . 4
پاورقي :
1 ـ پيرامون انقلاب اسلامي
استاد مطهري
ص 77
2 ـ نظري به نظام اقتصادي اسلام
استاد مطهري
ص 210
صدرا
3 ـ همان
211
4 ـ طلايه دار صبح
يادنامه استاد مطهري
دفتر تبليغات اسلامي

|