روزنامه جمهوري اسلامي 22/07/1387 صفحه هنر و ادبيات
*****
تحليلي بر سريال هاي ماه رمضان
نقشه راه كجاست


  • سجاد نوروزي
    مثلي قديمي در ميان ايرانيان وجود دارد كه مي گويد برخي از سوراخ سوزن رد مي شوند اما از در دروازه نه ! اين مثل عاميانه اما قابليت تعميم يافتن شگرفي دارد يعني اگرچه عاميانه محسوب مي شود اما دايره شمول آن فقط مختص به عوام نيست و برخي از خواص ما را نيز دربرمي گيرد. اگر بخواهيم يكي از نمونه هاي عملي شده اين مثل عاميانه را در ميان خواص جستجو كنيم بلاشك صدا و سيما مي تواند يكي از اين نمونه ها باشد. از چند سال پيش رسمي باب شد تحت نام « سريال هاي مناسبتي » كه به مناسبت ايام سوگواري يا ماه رمضان و.... ساخته مي شوند. اوايل گفته مي شد قرار است كه اين سريال هاي مناسبتي در حال و هواي همان مناسبت باشند و انصافا در چند مورد هم اينچنين شد اما به مرور امري ديگر رخ عيان كرد; « اصل » تلقي سازنده اثر از مفهوم « درام » شد و « فرع » قضيه بر آن مناسبت خاص جلوه يافت .
    براي اين كه اين امر به نيكي منقح شود ما نيازمند مقدمه نظري اي هستيم تا اساسا جايگاه صدا و سيما را در جامعه ما تئوريزه كند و سپس عطف به اين تئوريزه شدن مي توانيم عاري از هرگونه حب و بغض به بحث و فحص موارد خاص بنشينيم .
    صدا و سيما مطابق با قانون مكتوب كشور و همين طور انتظارات مسئولان در جامعه ايراني بايد نقش يك « مرجع اجتماعي » را داشته باشد. يعني كاركرد آن تنها در حوزه سرگرمي يا تبليغ مواضع سياسي محدود نمي شود و بايد به سان يك نهاد آموزشي همواره دغدغه ارتقاي سطح دانش عمومي و فضائل اخلاقي جامعه را داشته باشد. بنابراين واضح است كه چنين نهادي نمي تواند از مقوله مهمي به نام « اتاق فكر » كه به تبيين جهت گيري ها و رصد چالش هاي اجتماعي بپردازد بي بهره باشد. هنگامي كه اين اتاق فكر وجود داشته باشد يا بتواند در حد اعلايي به وظايف بنيادين خود عمل كند آنگاه بلاشك خروجي سازمان قابل اعتناتر خواهد شد.
    از سوي ديگر صدا و سيما در جامعه ايراني به عاملي مشروعيت بخش هم بدل شده است . صرف نظر از درستي يا نادرستي اين امر هر فعل و گفتاري كه در تلويزيون حادث يا ترويج مي شود به معناي اين امر جلوه مي يابد كه حكومت مويد و تاييدكننده آن فعل يا گفتار يا كنش خاص است و بر حسن اخلاقي آن تاكيد دارد. همين امر است كه بار ديگر ضرورت اتخاذ مباني نظري و عملي روشمند را در رسانه ملي گوشزد مي كند.
    با چنين تلقي اي كه از نقش صدا و سيما وجود دارد مبرهن است كه اين نهاد مي تواند منشا روشنايي ها و بعضا ناكامي هاي مهمي باشد. اگر بخواهيم به گونه اي متقن به تحليل اين امر بنشينيم در وجه عملي قضيه بايد مشخص شود كه چه سنخي از برنامه هاي صدا و سيما قابليت به منصه ظهور رساندن اين امر را دارد. در بادي امر مشخص است كه سريال هاي تلويزيوني در اين باب پردازشگر معرفي « سبك زندگي » هستند. يعني چه سلبا و چه ايجابا نحوه سامان يافتن زيست اجتماعي و جهان بيني و نگرش به مباني زندگي فردي يا اجتماعي را به تصويري مي كشند. در اين راه يك سري روش ها فعل ها گفتارها و جهت گيري هايي طرح مي شود كه مشخصا اين قابليت را دارد كه به جامعه خط بدهد و به او مسير را پيشنهاد دهد.
    حال عطف به جايگاه عقيدتي كه براي صدا و سيما در جمهوري اسلامي قائل شده ايم آيا مي توان به اين امور نگاهي دم دستي و صوري و « آنتن پركن » داشت و تنها به اين انديشيد كه آنتن « خالي » نماند آيا مي توان تنها كاركرد سرگرم شدن مخاطب را بدون مدنظر داشتن پشتوانه هاي فكري و عقيدتي را پيش رو گذاشت
    براساس انديشه اسلامي زندگي يك مسلمان بايد مظهر و نمود « تقوا » باشد. تقوا در انديشه اسلامي فقط عامل بودن به تكاليف عبادي نيست و اساسا در يك گستره وسيع اعتقادي ـ عملي موضوعيت مي يابد كه در نحوه نگرش به هستي و جهان اجتماعي خود را نشان مي دهد. حال پرسش اين است كه صدا و سيما تا به حال چه قدر توانسته يك « سبك زندگي اسلامي » را تئوريزه كند و آن را به عنوان يك نهاد آموزشي به جامعه ايراني پيشنهاد دهد.
    در ابتداي مطلب ما به يك مثل عاميانه اشاره كرديم كه نوعا بر نقد افراط و تفريط دلالت داشت . براين اساس اجازه بدهيد قدري گشوده تر و بازتر سخن بگوييم . در صدا و سيماي ما اساسا تا به حال تصويري كه از يك فرد مسلمان عرضه شده چنان اوج و فرودها و پستي و بلندي هايي به خود ديده است كه حد و حساب ندارد. از قرائت هاي عرفاني ـ اخلاقي كه « انسان كامل » را معرفي مي كند تا تلقي مصلحت گرايانه از حق و تكليف اسلامي و اين اواخر تفسير نيم بند و نصفه و نيمه از عامل بودن به مباني نظري ـ عملي « فكر اسلامي » همگي در صدا و سيما وجود داشته و دارد. يك زماني بچه مسلمان فقط با ريش و محاسن قابل تصور بود و نقش هاي منفي همگي « خوش تيپ » بودند! جلوتر كه آمديم آنهايي كه محاسن داشتند رياكار شدند و....! مشخص است كه صوري گرايي و عدم تعمق در مباني هستي شناسي فكر اسلامي است كه چنين اوج و حضيص هايي را رقم مي زند. در سريال هاي صدا و سيما « مسلمان » هنوز برحسب فعل و گفتار ظاهري معرفي مي شود نه براساس يك فلسفه ديني . بنابراين مشخص است كه مي توان از اين ظاهرگرايي ها تا چه حد شكل هاي متضاد و بعضا فاقد مبنا استخراج كرد. در صدا و سيمايي كه نشان دادن « ساز » به حق محل ايراد است اكنون ركيك ترين كلمات امكان پخش مي يابد و گويي نزد برخي از مديران سازمان حساسيتي را موجب نمي شود. اين نمونه خود نشانگر تفوق ظاهرگرايي و صوري گرايي اي است كه به ذبح محتوا و بطن تعاليم اسلامي منجر مي شود. سبك زندگي اي كه امروز در صدا و سيما ترويج مي شود امروز چنان مذبزب و متشتت است كه از آن فقط حيراني و سرگرداني بيرون مي تراود. چرا كه هنوز تكليف سياست گذاران با برخي مسائل به علت عدم رجوع به بطن و محتواي تعاليم اسلامي نامكشوف است .
    ث ماه رمضان و سريال هاي ...
    به قول يكي از ظرفا هنگام مناسبت ها « عزا » در صداوسيما اوج مي گيرد چرا كه حجم فراواني از تايم آنتن بايد براساس اقتضائات آن مناسبت خاص « پر » شود. در فرآيند اين « پر » شدن هم مطابق با سياق معمول آخرين لحظات زمان مناسبي براي چاره انديشي است !
    در اين ميان اما مشخص است كه ماه رمضان يك فضاي معنوي را نضج مي دهد كه با ديگر ايام سال قابل مقايسه نيست و عطف به همين امر مي طلبد كه « رسانه ملي » شاكله برنامه هاي خود را بر تاكيد بر همين معنويت استوار كند و سبك زندگي ديني را جلوه دهد. حسب ظاهر صداوسيما مي كوشد اين امر را از طريق سريال هاي بعد از افطار جلوه دهد و از اين طريق به ترويج معاني اسلامي دست يازد. در همين باب اساسا محل سئوال اين است كه آيا مي توان از ابزار و روشي به نام « سريال سازي » به اين مهم دست يازيد يا خير پاسخ مي تواند مثبت باشد اما به شرطي كه اين روش طريقيت و شكل خود را بر محتوا ترجيح ندهد. مي دانيم كه اصولا درام و روايت اقتضائات و ويژگي هايي را دارد كه خصيصه اصلي آن جذب مخاطب است يعني فارغ از سنخ محتوايي اثر هدف عام اين است توجه توده ها و مخاطب عام به موضوع جلب شود. براي نيل به اين امر طرق مختلفي مي تواند موضوعيت يابد. نكته مهم نيز در همين طرق مختلف و روش هاي گوناگون نهفته است و اينكه چگونه بايد توجه مخاطب را به يك موضوع ديني جلب كرد. آيا بايد آن را جذاب جلوه داد
    اگر پاسخ مثبت است اين جذاب جلوه دادن به چه قيمتي بايد صورت گيرد. بدون تعارف بايد به اين نكته توجه كرد كه مخاطب عام در ايران شوربختانه بعضا به موضوعات دم دستي اقبال نشان مي دهد. اين امر از لحاظ روانشناس اجتماعي و جامعه شناس مي تواند محل بحث مستوفايي باشد اما به هر روي بدون هيچ پرده پوشي بايد از سطح نازل سليقه مخاطب عام در اين باب سخن گفت . حال با عنايت به اين امر آيا رسانه ملي مجاز است سطح و غناي يك موضوع ديني را براي جذابيت بصري براي جذب مخاطب نازل جلوه دهد ديگر آنكه آيا هدف از اين سريال سازي ها سرگرم كردن مردم است يا تبليغ ديني اگر شق دوم مطمح نظر مديران رسانه ملي است بايد صراحتا گفت كه در اين امر كاملا ناموفق بوده اند و اگر هدف تنها سرگرم كردن مردم است سئوال اين است كه براي اين سرگرم كردن چه احتياجي از مايه گذاري از مضامين ديني است و آيا بهتر نيست همان روش ديگر ايام سال را پي بگيرند تا آن موضوع ديني از خطر نازل شدن و بعضا تحريف مصون بماند.
    اينجاست كه باز هم لزوم توجه به اتاق فكر و اساسا يك نقشه راه كه مسير را روشن كند مشخص مي شود. آيا در ذات وظايف رسانه ملي در جامعه ايراني صرف پيروي از افكار عمومي واجد اهميت است يا آموزش افكار عمومي سرگرداني و حيراني رسانه ملي از همين امور است كه خود را نشان مي دهد. في المثل در سريالي كه از شبكه سوم پخش مي شود فقط كاركرد « سرگرم سازي » مدنظر است آن هم در نازل ترين وجه . البته واكنش هاي بعضا شتابزده به اين سريال آنچنان فضا را غبارآلود كرده است كه تحليل هاي جامع و روشن شناسانه ممكن است چندان به چشم نيايد اما سئوال بنيادين اين است كه آيا در « ماه رمضان » صداوسيما مي تواند به ساخت سريالي بپردازد كه نامش مناسبتي است اما با مناسبت زماني در حال پخش قرابتي ندارد. انبوه كلمات آنچناني كه در ديالوگ هاي اين سريال وجود دارد يقينا موجبات تاسف مخاطب فرهيخته را فراهم مي آورد كه آيا در ماه رمضان « كلاس ناسزا » و رذائل اخلاقي بايد در صداوسيما دائر باشد يا چيز ديگر ! يقينا ما نمي خواهيم بگوييم كه جامعه ما چشم و گوش بسته است و با شنيدن اين كلمات از راه به در مي شود اما سئوال اين است كه آيا پخش اين ناسزاها از رسانه ملي موجبات مشروعيت بخشيدن اجتماعي به اين گفتارها مي شود يا نه ديگر آنكه در چند مصاحبه اي كه از سازنده اثر در جرايد منتشر شده ايشان صراحتا از « شخصي بودن اثر » « تجربه اي جديد » « تاكيد بر ارائه شماي تپيكال از معتاد » « نشان دادن شكل جديد اعتياد » « رد شدن از خطوط قرمز صوري » و... سخن گفته اند. اين سخنان اين سئوال را موجب مي شود كه اين موارد چه ربطي به يك سريال مناسبتي در ماه رمضان دارد. آيا در ماه رمضان رسانه ملي بستري براي ارائه تجارب شخصي فراهم مي آورد !
    حقيقتا اين گشاده دستي و بلندنظري ! از جهات گوناگوني محل پرسش است . در صداوسيمايي كه بعضا بر سر مسائل كوچك چنان اصول به ظاهر شرعي اي با سخت گيري عجيب و غريب اعمال مي شود و بارها و بارها علما آگاهان بر بي مورد بودن اين سخت گيري ها تاكيد كرده اند چه جاي اين سهل گيري شبه ناك است آيا صداوسيما مي خواهد تا ابد در دوراهي متصلب و دگم « سخت گيري بي مبنا » و « سهل گيري بي ريشه » محصور بماند
    از شرح ديگر سنخ هاي سريال هاي ماه رمضان كه تاكيد بر مكاشفات و عالم متافيزيك دارد مي گذريم كه خود قصه بر غصه ديگري است و مي طلبد در مجالي موسع به آن پرداخته شود چرا كه در اين باب داستان رشته درازي دارد و اساسا از ريشه محل اشكال است .
    به هر روي اما صداوسيما بايد نقد ناصحان را ارج نهد و از موضع تقابل صرف با ناقدان خيرخواه برون آيد. رسم صوابي نيست گوش ها را فروبستن و به راه خود رفتن . حصار تنگ عجيبي كه مديران سيما گرد خود برپا كرده اند در درجه اول موجب كاهش وزانت توليدات رسانه ملي مي شود والا ناقدان مصلح به حكم وظيفه ديني و ملي خود آنچه را كه بايد بگويند مي گويند. اين بر ذمه اولياي امور است كه عملكرد خود را رصد كنند و دريابند آيا به طريقت فلاح و صلاح راه مي سپارند يا كه خير و آيا « تعليم جامعه » سرلوحه امور آنهاست يا اقتضائات خودساخته مديريتي . اگر صداوسيما بداند كه براي هر مناسبت خاص عطف به ويژگي هاي آن مناسبت چه بايد بكند و چگونه بايد طي طريق كند مشكلات موجود در وجه كوچكترين خود را نشان مي دهد.
    سئوال اساسي اينست كه آيا در ماه رمضان صدا و سيما مي تواند به ساخت سريالي بپردازد كه نامش مناسبتي است اما با مناسبت زماني در حال پخش قرابتي ندارد !
    صدا و سيما تا بحال چقدر توانسته يك سبك زندگي اسلامي را در جامعه تئوريزه كند و آن را به عنوان يك نهاد آموزشي به جامعه ايراني پيشنهاد دهد
    بدون تعارف بايد به اين نكته توجه كرد كه اين روزها مخاطب عام رسانه اي در ايران شوربختانه بعضا به موضوعات دم دستي اقبال نشان مي دهد
    آيا رسانه ملي مجاز است سطح و غناي يك موضوع ديني را براي جذابيت بصري براي جذب مخاطب نازل جلوه دهد
    صدا و سيما به طور جدي به يك اتاق فكر و يا يك نقشه راه نياز دارد
    رسم صوابي نيست گوشها را فروبستن و راه خود را رفتن ! حصار تنگ عجيبي كه مديران سيما گرد خود برپا كرده اند در درجه اول موجب كاهش وزانت توليدات رسانه ملي مي شود والا ناقدان مصلح به حكم وظيفه ديني و ملي خود آنچه را كه بايد بگويند مي گويند.