روزنامه جمهوري اسلامي 21/07/1387 صفحه عقيدتي

  • عقلانيت نفساني و عقلانيت رحماني
  • گوشه زندان
  • هدف و هدفداري در جهان
  • *****
    عقلانيت نفساني و عقلانيت رحماني




  • « عقل » موهبت و رحمت بزرگ الهي است كه به بشر ارزاني شده تا در پرتو آن زندگي به نظم و سامان آيد موانع راه رشد و كمال مرتفع گردد زيبايي ها از زشتي ها تشخيص داده شود حق و باطل چهره ظاهر سازند و خيرها از شرها و سعادت ها از شقاوت ها جدا شوند و آدمي هدف متعالي و مقصد نهايي و منتهي به رستگاري را بيابد.
    عقل نيرويي است راهنما و هدايتگر و برطرف كننده همه تاريكي هاي راه پيشرفت انسان در حيات خاكي . اگر عقل نبود انسان همچون حيوان از عالي ترين افكار و معاني و دانش ها و بينش بي بهره بود و راه به سوي تعالي و رشد و كمال نمي برد و محكوم به همان تنزل در حيات حيواني بود.
    در فرهنگ و معارف اسلامي زيباترين تعابير و شگفتي زاترين وصف ها براي عقل و خرد به كار برده شده است تا آنجا كه عقل رسول حق نام گرفته است (1 ) و همه خوبي ها و نيكي ها توسط اين نيروي راهگشا نصيب بشر مي گردد (2 ) و توضيح داده مي شود كه خداوند در بين مردم دو حجت دارد يكي ظاهري و آن ديگر باطني حجت ظاهري رسولان و انبيا و ائمه هستند و حجت باطني عقل هاي مردم است . (3 )
    با اين كه عقل و خرد بزرگ ترين راهنما و راهگشاي هدايت و رستگاري انسان است و همه نيكي ها و رشد و پيشرفت ها را در پرتو نقش آفريني هاي اين حجت الهي مي توان به دست آورد لكن بايد توجه داشت كه عقل و خرد و آثار ارزشمند آن و بهره وري هاي بهينه و شايسته از اين نعمت با خواست و اراده و مراقبت انسان پيوند دارد. يعني آدمي بايد خود بخواهد كه از عقل بهره ببرد و اراده كند كه خويشتن را در معرض هدايت هاي او قرار دهد و پيوسته از خود مراقبت نمايد كه از راهنمايي هاي عقل و خرد سرپيچي ننمايد.
    بديهي است عقل و خرد هميشه در معرض وسوسه ها و تحريك هاي نفساني قرار دارد و اين انسان است كه بايد راه را بر ورود اميال و خواسته هاي نفساني به حيطه مديريت عقل مسدود نمايد و عقل را در نقش آفريني هاي مفيد و سازنده آزاد و رها نمايد. طبيعي است اگر انسان اين كوشايي و مراقبت را روا ندارد وسوسه هاي نفساني آرام آرام به دايره مديريت عقل و خرد وارد مي شوند و با شدت گرفتن اين نفوذ خطرناك و زيانبار عقل تحت سيطره نفس درمي آيد و نمي تواند آزادانه به راهيابي و هدايت و ارشاد بپردازد. در چنين وضعيت خطرناكي است كه انسان يافته هاي عقلاني را در مسير نفسانيت به كار مي برد و آموخته هايش را در جهت معكوس به بهره برداري مي رساند.
    به تعبير ديگر وقتي نفس بر عقل غالب شد عقلانيت انسان از اين پس « عقلانيت نفساني » است و او از عقل و خرد در مسير نيل به باطل و حرام و فساد و پليدي و خلافكاري و نامردمي بهره وري مي نمايد.
    در نقطه مقابل عقلانيت نفساني عقلانيت رحماني قرار دارد كه مفهوم آن سيطره عقل بر نفس و در پي آن بهره وري انسان از آموزش ها و راهنمايي هاي عقل و خرد براي رشد و كمال معنوي و سعادت و سلامت در زندگي دنيايي و اخروي مي باشد و به اين ترتيب اين حجت دروني آنگونه كه شايسته است به استفاده و بهره گيري صحيح درمي آيد.
    در فرهنگ و معارف اسلامي به همان ميزان كه عقل و خرد مورد تمجيد قرار گرفته و از آثار و بركات ارزشمند آن سخن به ميان آمده است از خطر سلطه نفس بر عقل نيز هشدار داده شده است و به اين ترتيب مي توان به وضوح دريافت كه همه تمجيدها از عقل و برشمردن آثار بزرگ و راهگشا و كمال رسان آن در صورت تحقق در انسان « عقلانيت رحماني » نام مي گيرد و چنانچه تمايلات نفس بر عقل غالب شود و عقل و خرد را تحت سيطره خود درآورد و از آن در مسير فسق و فجور و فتنه و نيرنگ و پليدي استفاده كند « عقلانيت نفساني » ناميده مي شود.
    اين سخن از اميرمومنان (ع ) است كه مي فرمايد :
    « كم من عقل اسير عند هوي امير »
    « چه بسيار عقلي كه در برابر فرمانروايي خواهش هاي نفساني اسير و مقهور است . » (4 )
    به كلام حضرت علي (ع ) خوب دقت كنيد. امام (ع ) رابطه بعضي از عقل ها و نفس ها را رابطه اسير و امير مي داند. يعني عقل ها « اسير » هستند و نفس ها « امير » . در چنين حالتي نفس كه امير و فرمانرواست دستور مي دهد و عقل كه اسير و مقهور است اطاعت مي كند! و اين همان « عقلانيت نفساني » است كه همه دانستني ها و آموختني ها و كياست ها و راهنمايي هاي عقل در خدمت نفس درمي آيد و انسان نفس پرست عقل و خرد خويش را براي دست يابي به خيانت ها و فتنه گري و فريبكاري ها به بهره برداري مي رساند.
    نگارنده اين سطور افرادي را مي شناسد كه با دروغ و تهمت عليه انسان هاي بي گناه در دل اين و آن جا باز مي كنند تا به نام و نان و عنواني برسند و اسم اين كار را عقلانيت مي نهند و خود را عاقل و خردورز مي نامند!
    همچنين همين افراد با فريبكاري و خدعه و نيرنگ آتش فتنه و اختلاف بين ديگران ايجاد مي كنند و ذهن ها و دلها را در مقابل هم قرار مي دهند و به كينه و اختلاف مشغول مي دارند و نام اين عملكرد نفساني و شيطاني خود را عقلانيت مي گذارند!
    و نيز همين افراد دست اندازي به جان و مال و ناموس و آبرو و شخصيت افراد جامعه را توجيه مي كنند و به تمام تاخت و تازها و هتك حرمت ها و خلافكاري هاي خويش وجهه عقلي مي دهند و آنها را صحيح و درست مي پندارند و در چنين حالتي تمام قوانين و احكام اسلام را به راحتي به زير پا مي گذارند!
    جلوه ديگري از تجلي اين عقلانيت نفساني در اين ناآدمان آدم نما اين است كه از دوستي و مودت و صميميت ديگران به شدت رنج مي برند و تا آن را از هم نگسلند آرام نمي نشينند! همچنين همواره از وحدت و همبستگي ديگران به خشم مي آيند و بي وقفه تلاش مي كنند تا آن را به تفرقه و تشتت مبدل سازند! و نيز برتري هاي اعتقادي و فكري علمي و فرهنگي اخلاقي و عبادي اجتماعي و سياسي مالي و اقتصادي و هنري و مديريتي ديگران را نمي توانند ببينند و به شدت و در حد افراط حسادت مي ورزند و به همين دليل سعي مي كنند برتري هاي اين افراد را نزد اين و آن به زير سئوال ببرند. اينان بي علمي و كم داني بي تقوايي و ناخالصي ناتواني در كار و تلاش و مديريت و امثال اين ناحق ها را به كساني نسبت بدهند كه هم علم و دانش دارند و هم تقوا و پاكي و هم داراي توانمندي در كار و تلاش و مديريت مي باشند و در واقع اين خود آنان هستند كه در همه اين امور « نااهل » مي باشند و به دليل ابتلا به بيماري رواني « فرافكني » درباره انسان هاي صالح و فكور و خدوم و مدير و مدبر اينگونه به فضاسازي هاي باطل و خلاف شرع و عقل و مروت مي پردازند!


    اكنون پرسش اساسي اين است كه راه نجات از عقلانيت نفساني و نيل به عقلانيت رحماني چيست و چه بايد كرد تا از دام هاي مختلف نفس رهيد و عقل را از سيطره اين دشمن درون آزاد نمود
    دين مبين اسلام براي رهايي انسان يك توصيه دارد كه بسيار مهم و مبنايي و اثرگذار است و هيچ راه حل ديگري را مفيد و اثربخش نمي داند و آن عبارت است از « جهاد اكبر » يا « مبارزه با نفس » براي مسدود كردن همه راه هاي نفوذ و سيطره نفسانيت بر عقلانيت و در نهايت متجلي شدن « عقلانيت رحماني » در فكر و انديشه و رفتار و عمل انسان در همه عرصه هاي فعاليت هاي فردي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و سياسي .
    در اين كلام اميرمومنان (ع ) بينديشيم كه مي فرمايد :
    « كسي كه عقلش بر هواي نفس غالب باشد به رستگاري و سعادت نائل مي شود و آن كس كه عقلش مغلوب تمايلات نفسانيش باشد رسوا و مفتضح مي گردد . » (5 )
    براي رسيدن به اين هدف مطلوب يعني غلبه عقل بر نفس و تحقق عقلانيت رحماني و ذايل شدن عقلانيت نفساني بايد به مجاهده با تمايلات نامشروع نفس اهتمام ورزيد و راه جهاد اكبر براي خودسازي و تهذيب درون را آغازيد و سختي هاي راه را كه مراقبت هاي وقفه ناپذير از رفتار و عملكردهاي خويش است پذيرفت و با اميد به موفقيت و پيروزي پيش تاخت تا سرانجام اين دستورالعمل حضرت علي (ع ) كه فرمود : « عقل را بر هواي نفس خود برتري و فضيلت ده » (6 ) به ظهور و عينيت درآيد .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ غررالحكم ج 1
    2 ـ تحف العقول ص 54
    3 ـ همان مدرك ص 386
    4 ـ غررالحكم ج 1 ص 86
    5 ـ الحديث ج 3 ص 305
    6 ـ همان مدرك ص 303
    بهره وري هاي بهينه و شايسته از عقل با خواست و اراده انسان پيوند دارد. يعني آدمي بايد خود بخواهد كه از عقل بهره ببرد و اراده كند كه خويشتن را در معرض هدايت هاي او قرار دهد و راه را بر ورود اميال و خواسته هاي نفساني به حيطه مديريت عقل مسدود نمايد و عقل را در نقش آفريني هاي مفيد و سازنده آزاد بگذارد
    حضرت علي (ع ) رابطه بعضي از عقل ها و نفس ها را رابطه اسير و امير مي داند. يعني عقل ها « اسير » هستند و نفس ها « امير » . در چنين حالتي نفس كه امير و فرمانرواست دستور مي دهد و عقل كه اسير و مقهور است اطاعت مي كند!
    جلوه اي از تجلي عقلانيت نفساني در ناآدمان آدم نما اين است كه از دوستي و مودت و صميميت ديگران به شدت رنج مي برند و تا آن را از هم نگسلند آرام نمي نشينند! همچنين همواره از وحدت و همبستگي ديگران به خشم مي آيند و بي وقفه مي كوشند تا آن را به تفرقه و تشتت مبدل سازند!
    كساني كه يافته هاي عقلي را در جهت معكوس ـ يعني عقلانيت نفساني ـ به بهره برداري مي رسانند بي علمي و كم داني بي تقوايي و ناخالصي ناتواني در كار و تلاش و مديريت را به كساني نسبت مي دهند كه هم علم و دانش دارند و هم تقوا و پاكي و هم داراي توانمندي در كارو تلاش و مديريت مي باشند و در واقع اين خود آنان هستند كه در همه اين امور « نااهل » مي باشند و به دليل ابتلا به بيماري رواني « فرافكني » درباره انسان هاي صالح و فكور و خدوم و مدير و مدبر اينگونه به فضاسازي باطل و خلاف شرع و عقل مي پردازند!
    عقلانيت رحماني با سيطره عقل بر نفس و استفاده صحيح انسان از راهنمايي هاي اين حجت دروني براي دست يابي به رشد و كمال معنوي و پيشرفت و سعادت در حيات جمعي تحقق مي يابد

  • *****
    گوشه زندان


  • در دل تنگ بود جلوه جانان ما را
    يوسفي هست در اين گوشه زندان ما را
    صبح رسوائي ما دامن محشر دارد
    ندهد تن برفو چاك گريبان ما را
    زلف مشكين و شب بخت بهم ساخته اند
    تا نشانند به اين روز پريشان ما را
    نشود باز كه زنداني آباد شويم
    بكجا ميبري اي خضر بيابان ما را
    بسكه رنجيده دل ازمردم آدم نامم
    وحشت از سايه خود كرده گريزان ما را
    سرفرازيم زبخل فلك سفله (حزين )
    زنده در گور كند منت احسان ما را
    حزين لاهيجي

  • *****
    هدف و هدفداري در جهان


  • بينش علمي و فلسفي هدف و هدفداري را در سراسر جهان اثبات مي كند كه چيزي عبث و بيهوده بوجود نيامده است . تمام موجودات جهان مانند پيچ مهره هاي يك ماشين هر يك داراي هدفي و وظيفه خاصي مي باشند. به هر چيزي بنگري داراي هدفي است . هدف هاي ارزنده حياتي :
    1 ـ هدف هاي ساده
    2 ـ هدف هاي پيچيده و دقيق كه متفكران بشر را به تعجب واداشته است .
    3 ـ هدف هاي منظم و كلي كه در رابطه با كل جهان است .
    اگر هدف در جهان نبود ديگر علمي وجود نداشت . اگر هدف نبود نظم و هماهنگي در جهان بوجود نمي آمد و حركت هاي دقيق تكاملي پديدار نمي شد چون هدف وجود دارد. به پرسش ها مي توانيم پاسخ بگوئيم .
    با يك توجه كوتاه به حيات و هدفداري در كل هستي به اين نتيجه مي رسيم كه هدف و هدفداري داراي شرائط فراواني است :
    1 ـ براي هدف به شناخت نيازمنديم
    2 ـ براي پيدايش هدف آينده نگري و آگاهي لازم است .
    3 ـ براي هدف و هدفداري تشخيص ضرورت ها و فراهم كردن امكانات لازم است .
    4 ـ هدفداري ارزيابي و بررسي لازم دارد
    5 ـ هدفداري قدرت انتخاب و اختيار مي خواهد
    آيا اين شرايط و امكانات در ماده وجود دارد آيا ماده مي تواند هدف ها را شناسائي كند و آيا ماده قدرت اختيار و انتخاب را دارد اگر ندارد چه كسي و چه قدرتي به ماده شعور و هدف داده است و حركت ها را به سوي هدف ها راهنمائي فرموده است . اينجاست كه بينش توحيدي در يك مقايسه و بررسي بوجود مي آيد. آيا ميشود هدف ها را در موجودات جهان به تصادف نسبت داد علم و فلسفه و عقل اين ساده انگاري را مردود شمرده اند (ايدئولوژي و عقايد اسلامي . محمد دشتي )