روزنامه جمهوري اسلامي 16/07/1387 صفحه جبهه و جنگ

  • جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان
  • اينجا عرصه مقاومت است
  • معرفي كتاب
    « نخل هاي سرخ » منتشر شد

  • شعر دفاع مقدس
  • *****
    جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان


  • پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
    فاش شدن وسعت واقعي جنگ توسط ماهواره جاسوسي آمريكا
    زبان اصلي : انگليسي
    شماره : 000262
    منبع : ديلي تلگراف جان بالوچ سرويسهاي ديپلماتيك
    تاريخ : 1359 7 5 ـ 1980 9 27
    مترجم : محمدباقر خوشنويسان
    منبع خبر
    ماهواره هاي آمريكا درست از آغاز جنگ كه شش روز پيش شروع شد ساعت به ساعت تصاويري از وضعيت جنگ به زمين فرستاده اند و در عين حال ايستگاه هاي استراق سمع راديويي كليه وسايل ارتباطي كشورهاي درگير را رصد مي كنند.
    عليرغم ادعاهاي ايران و عراق جمع بندي اطلاعات دريافتي حاكي از محدود بودن وسعت درگيري ها بين اين دو كشور است .
    طبق ارزيابي هاي اطلاعاتي فقط سه لشكر عراق درگير جنگ شده اند . در حالي كه دولت بغداد در مجموع 13 لشكر در اختيار دارد . تعداد نيروهاي درگير ايراني حتي كمتر مي باشد تحليل گران خاطر نشان مي كنند كه اين بدين معنا نيست كه جنگ در بسياري از جاها شديد و وحشتناك نبوده است . معناي آن اين است كه عراق همه ي نيروهايش را نفرستاده و لذا به نظر مي رسد عراق قصد دارد به صورت بسيار محدود بجنگد.
    غافلگيري هاي ديگر
    تقريبا همه در غرب پذيرفته بودند كه به خاطر هرج و مرج در ايران و قطع كامل ارسال لوازم و قطعات يدكي به اين كشور نيروي هوايي ايران تنها مي تواند با اوراق كردن هواپيما براي استفاده از قطعات يدكي به موجوديت خود ادامه دهد و فقط تعداد معدودي فانتوم مي توانند به پرواز درآيند. اما درواقع به نظر مي رسد ايراني ها هيچ مشكلي در به پرواز درآوردن هواپيماهاي جنگي خود ندارند و در ميان تعجب و نگراني عراقي ها جنگ را تا قلب بغداد كشانده اند.
    علاوه بر اين اهداف انتخاب شده براي هواپيماهاي ايراني بسيار دقيق بوده چيزي كه عراق و به همان اندازه غرب تصور مي كرد با بركناري بسياري از افسران ارشد ايراني غير ممكن است .
    نيروي هوايي ايران بارها به اهدافي در مكانهايي همچون كركوك و اربيل از شهرهاي مهم كردنشين كه تعداد زيادي نيروهاي عراق مجبور بوده اند براي كنترل اوضاع در آن مستقر شوند حمله كرده است . در حالي كه تصاوير ماهواره اي و تحليل اطلاعاتي نشان مي دهد كه ارتش عراق كنترل امور را در زمين به دست دارد ولي از آن طرف هم كاملا مشهود است كه نيروي دريايي ايران عليرغم ادعاهاي عراق تاكنون تقريبا دست نخورده باقي مانده است .
    در برخي مناطق گفته شد همين عوامل بود كه عراق را در مرحله اي كه به نظر مي رسيد در حال برنده شدن است به ارائه شرايط محتاطانه صلح ترغيب كرد.
    قول كودتا در ايران
    برآوردهاي ديگر اين بود كه صدام حسين رييس جمهور عراق اقدام به اين ماجراجويي توسط تبعيديهاي ايران مي كند. آنها قول شورش يا كودتاي ارتش را همزمان با حمله عراق به تهران داده بودند. اما در آن زمان مشخص بود كه قرار نيست چنين اتفاقي بيافتد و صدام حسين از قبل نيروهايش را فرستاده بود.
    تقاضاي بيشتر نفت درياي شمال
    شركت هاي نفت در حال بررسي هزينه انتخاب پالايشگاه هاي انگليس براي استفاده بيشتر از نفت درياي شمال به منظور كم كردن وابستگي خود به نفت وارداتي از خاورميانه هستند. با آنكه انگليس در آستانه خود كفايي در زمينه نفت مي باشد اما هنوز بخش اعظمي از نفت سنگين خود را وارد مي كند.
    در بخش جنوب مركزي يك تيپ تقويت شده در حال نزديك شدن به دزفول بود; اما دورتر از اين منطقه بيش از يك لشكر عراقي در حال جنگ مي باشد و اوضاع همچنان پيچيده است .

  • *****
    اينجا عرصه مقاومت است




  • به ياد سردار شهيد مرتضي ياغچيان ـ جانشين لشكر 31 عاشورا
    هر بسيجي هزار بسيجي
    امروز روز حماسه اي ديگر است . قرار است خوفي در دل دشمنان خدا ايجاد شود تا آنان جرات هيچگونه جسارتي را به خود ندهند. پيامبر فرمان مي دهد كه بر سر هر چادر آتش روشن كنند. چادر در چادر نور و نور و اينك دشمني كه به چادرهاي رسالت مي نگرد آنها را بسيار مي بيند. بسيار. بسيار و سخت بيمناك مي شود. چگونه با اين همه درگير خواهم شد. شكست ما حتمي است . پس فرار بسيار پسنديده تر از جنگ است .
    عمليات والفجر يك . در اين محور كار بسيار سخت بود. اما لشكر عاشورا موفق شد. اين منطقه زير آتش دشمن قرار داشت . قرار بود لشكر خط را پس از شكست و استقرار نيروهاي خودي حفظ كند تا آتش دشمن متوقف شود. و بعد خط را به ارتش تحويل دهد. گردانها نيروهاي زيادي را از دست داده بودند. اما خط شكسته شده و وعده خدا هم همين بود. اما براي حفظ خط نيرو لازم بود. خدايا چه بايد كرد. آقا مهدي خيلي ناراحت بود.
    ناگهان گويي فجر ديگري شد. اگر آنجا بودي مي ديدي كه آقا مرتضي از نفربر خارج شد و با سرعت زياد سوار موتور شد و با سرعت به سوي خط رفت . اگر آنجا بودي مي ديدي كه آقا مرتضي ياغچيان چنان سريع خود را به خط رساند كه باوركردني نبود.
    وقتي آقا مرتضي به خط رسيد فهميد كه هيچ نيرويي در آنجا نمانده است . تيرباري برداشت و آن را به طرف عراقيها نشانه رفت و شروع كرد به شليك كردن . گلوله هاي تيربار كه تمام شد آرپي جي را برداشت و بعد كلاش را. چند نارنجك پرتاب كرد. گاه از اين گوشه خط شليك مي كرد و مي دويد آن سو آرپي جي مي زد. بعد كمي آن طرف تر تيربار را آتش مي كرد. از گوشه اي ديگر نارنجك پرتاب مي كرد و از گوشه اي ديگر گلوله اي ديگر. آنقدر سريع مي دويد كه او را در تمام خط مي توانستي ببيني . قطعي در آتش نبود . شليك مدام . عراقيها پاتك مي زدند و او به تنهايي حدود 4 ساعت در خط ماند. گلوله پشت گلوله و هر گلوله از گوشه يي و از سويي . و اينك دشمن نظاره گر است .
    آخر اين همه آتش از كجاست . مگر چند گردان از نيروهاي آنها سالم هستند كه چنين آتش دارند!
    آري اينجا نه چند گردان بلكه يك لشكر بيدار است . اينجا يك ملت در كمين دشمن خود خفته است تا اگر دست از پا خطا كند انتقام گيرد. اينجا تمامي سرداران خفته در خاك بيدار مي شوند و گلوله اي به سوي تو پرتاب مي كنند. اينجا ملائك نيز به ياري آمده اند. اينجا پرندگان نيز به كمك مي آيند. اين « سجيل » است كه بر سرت سرازير است .
    آري اينجا ميدانگاه نبرد بدر است . بعد از 1400 سال باز خداوند مي آفريند . مدام مي آفريند و تو مي تواني ببيني كه تك تك گلوله ها چه خوفي در دل دشمن ايجاد مي كنند. اينجا هر چادر هزار چادر انگاشته مي شود و اينجا هر گلوله هزاران گلوله و بالاتر از آنها هر مرد هزار مرد هزاران مرد است .
    يعقوب كريمي
    سينه ها مالامال از عشق


    اينجا بيابان « جنيسره » نيست . اينجا ارتفاعات پنجوين است . اينجا همه مسيح گونند و مسيح خود در ميان اينان است . سرود فجر در حال سروده شدن است . اينان خسته راه و گشنه نان نيستند. اينجا حرص دفع دشمن است و خستگي دفاع كه خود نوش آفرين است .
    اينجا بچه ها سه روز است كه نه غذا خورده اند و نه آب نوشيده اند. اما سينه شان مالامال عشق دجله و شهيد فرات است . اينجا هيچكس در پي نان نيست و كسي ناله آب سر نداده است . اينجا آقا مرتضي با ماست . او نيز همچون ما تشنه و گرسنه است . اما سير است . ما نيز به او اقتدا مي كنيم . در اينجا كركسان همچون كركسان صحنه عاشورا همه خيمه ها را آتش مي زنند و هم حسين را در ميدان نبرد شهيد مي كنند. بعثي ها پنجوين را تخريب مي كنند. ما مقاومت را آموخته بوديم آموزش مكرر. پنجوين آماج حمله هاي آنان بود. پل ها تاسيسات و همه جا.
    در بدر دشمن هزار نفر بود و ما 313 نفر . اينجا دشمن صد كاميون نيرو دارد و ما 25 نفر هستيم . دشمن سر حالي است و غذا و آب دارد و ما نداريم . دشمن سالم است و ما زخمي . اما آقا مرتضي مي گفت بايد مقاومت كرد. شهدا نيز برخاسته بودند و مي جنگيدند. نه ملائك نيز به كمك ما آمده بودند. كمك ما نه جنگ خودشان بود. جنگ ما نبود. بالاتر از آنها خدا نيز به ياري آمده بود. كفر بايستي به زانو درمي آمد.
    تانكهاي دشمن مي خواهند بر ارتفاعات كله قندي مستولي شوند. اگر مستولي شوند. تلفات ما زياد خواهد بود. مگر مي گذاريم . گسترده بوديم در تمام منطقه باطري بي سيم تمام شده است و من بايد تمام منطقه را بدوم تا همه را باخبر كنم و هاجر را به ياد آر كعبه عشق را بارها طواف كرده ايم . ميان صفا و مروه را نه هفت بار بلكه هفتاد بار يا نه هفت هزار بار دويده ايم تا زمزم عشق جوشان شده است .
    ارتفاعات پنجوين كه چيزي نيست مي روم . به ياد شهدا آقا مرتضي قائم مقام لشكر است . اما تك تيراندازي مي كند. امدادگري مي كند. هشتاد تانك دشمن را بايد با آرپي جي و نارنجك از بين ببريم . همه اينها با مرتضي است پس مي توان دويد و به همه گفت .
    آقاي مرتضي مي گفت بايستي مقاومت كرد. آبروي شهدا دست ماست . نبايد با آن بازي كرد. با تك تك بچه ها صبحت كرد. در ميان صفا و مروه . يادش بخير يكي از بچه ها ـ كبوتري ـ آنقدر خسته شده بود كه توان بلندكردن اوركتش را از زمين نداشت . من آن را بدوشش انداختم . اما او همچنان مقاومت مي كرد.
    بچه ها گويي كمپوتي گير آورده اند . چقدر كوچك و ما چند نفريم ! 35 نفر يا شايد 50 نفر . كمپوت را باز كرديم . همه خوردند. همه از آبش نيز نوشيدند. اين كمپوت چرا تمام نمي شود. مگر اينجا كجاست و حالا چه وقت است
    خمپاره اي افتاد. كبوتري پرواز كرد. چند تن مجروح شدند. آقا مرتضي ماند تا دروازه هاي خيبر را هم جابجا كند.
    رضا پورستار
    وقتي آقا مرتضي به خط رسيد فهميد كه هيچ نيرويي در آنجا نمانده است . تيرباري برداشت و آن را به طرف عراقي ها نشانه رفت و شروع كرد به شليك كردن . گلوله هاي تيربار كه تمام شد آرپي جي را برداشت و بعد كلاش را. چند نارنجك پرتاب كرد گاه از اين گوشه خط شليك مي كرد و مي دويد آن سو و آر پي جي مي زد. از گوشه اي ديگر نارنجك پرتاب مي كرد و از گوشه اي گلوله اي ديگر . آنقدر سريع مي دويد كه او را در تمام خط مي توانستي ببيني . او به تنهايي 4 ساعت در خط ماند و جنگيد
    اين جا بچه ها سه روز است كه نه غذا خورده اند و نه آب نوشيده اند. اما سينه هاشان مالامال از عشق دجله و فرات است . اينجا هيچ كس در پي نان نيست و كسي ناله آب سر نداده است
    در بدر دشمن هزار نفر بود و ما 313 نفر . اينجا دشمن صد كاميون نيرو دارد و ما 25 نفر هستيم . دشمن غذا و آب دارد و ما نداريم . دشمن سالم است و ما زخمي . اما آقا مرتضي مي گفت بايد مقاومت كرد آبروي شهدا در دست ماست
    آقا مرتضي قائم مقام لشكر است اما تك تيراندازي مي كند امدادگري مي كند هشتاد تانك دشمن را بايد با آرپي جي و نارنجك از بين ببريم همه اينها با آقا مرتضي است

  • *****
    معرفي كتاب
    « نخل هاي سرخ » منتشر شد




  • به مناسبت گراميداشت هفته دفاع مقدس و هشت سال مقاومت سلحشورانه و شكوهمند رزمندگان غيور و مردم شريف ايران مجموعه شعر نخل هاي سرخ به همت فرهنگسراي بهمن و نشر شهر چاپ و منتشر شد.
    در اين مجموعه كه به اهتمام كامران شرفشاهي در 156 صفحه چاپ و منتشر شده است گزيده اي از اشعار بيش از هشتاد شاعر معاصر درباره دفاع دلاورانه و پايداري غرورآفرين سالهاي جنگ تحميلي و نيز حماسه فتح خرمشهر به چاپ رسيده است .
    در بخشي از ديباچه اين كتاب آمده است : « به شهادت تاريخ در طول حيات بشر نبردهاي فراواني به وقوع پيوسته است و در برخي از اين نبردها نيز اشخاص صاحب نامي حضور داشته اند ليكن در بسياري از موارد ادبيات در مورد آنها سكوت اختيار كرده است و يا اگر مورد توجه يك يا چند شاعر قرار گرفته است اين رويكرد بسيار موقتي بوده است . درحالي كه اشعاري كه درباره حماسه دفاع مقدس سروده شده است سندي گويا از مظلوميت اين ديار و حقانيت مردمي است كه دلاورانه به دفاع از آن برخاستند. كثرت آثار شاعران در اين عرصه بيانگر تعهد به آرمانها و ارزشهاست ... »
    از شاعراني كه آثار آنان در اين مجموعه ديده مي شود مي توان از : حسين اسرافيلي رضا اسماعيلي محمود اكرامي اكبر اكسير قيصر امين پور نادر بختياري پرويز بيگي حبيب آبادي محمود تاري تيمور ترنج كاظم جيرودي فاطمه راكعي جلال رفيع احمد زارعي بهروز ساقي حميد سبزواري محمدرضا سهرابي نژاد محمود شاهرخي كيومرث صابري محمدرضا عبدالملكيان بهمن صالحي محمد عزيزي سينا عليمحمدي عليرضا قزوه سپيده كاشاني حميد كرمي مشفق كاشاني مصطفي محدثي خراساني جواد محقق علي موسوي گرمارودي محمدرضا مهديزاده سيمين دخت وحيدي حميد هنرجو محمدرضا ياسري و... نام برد.

  • *****
    شعر دفاع مقدس


  • مردان جنگ
    تا مشهد مردان خدا خون رنگ است
    با دشمن حق شيوه مردان جنگ است
    روزي كه جواب ظالمان خاموشي است
    روزي است كه زيستن قرين ننگ است
    وصال حق
    ياران به وصال حق رسيدند همه
    وزدامگه جهان رهيدند همه
    مرغان پيام آور ميلاد سحر
    تا دشت سپيده پركشيدند همه
    همايون عليدوستي