روزنامه جمهوري اسلامي 14/07/1387 صفحه عقيدتي

  • جهاد اخلاقي با دشمنان دروني همزمان با جهاد نظامي با دشمنان بيروني
  • شاهد بي همتا
  • تجلي هدايت الهي در گستره هستي
  • *****
    جهاد اخلاقي با دشمنان دروني همزمان با جهاد نظامي با دشمنان بيروني




  • « جهاد » با دشمنان دين و ملت و كشور از عبادات بزرگ و عظيم محسوب مي شود و داراي اهميت ويژه و آثار بسيار ارزشمند و وسيع مي باشد. اگر جهاد و مبارزه بادشمنان متعدي و متجاوز تعطيل شود و اين واجب بزرگ الهي ترك گردد اساس و بنيان دين و استقلال و آزادي و تماميت ارضي سرزمين اسلامي در معرض اضمحلال و نابودي قرار مي گيرد و جان و مال و ناموس و آبرو و همه هستي مسلمانان با خطر فنا مواجه مي شود.
    تشكيل ارتش و سپاهيان و لشكرهاي نيرومند به منظور تحقق اصل جهاد با متجاوزان و جنگ افروزان است و در غير اين صورت فلسفه وجودي امكانات و تجهيزات و نيروهاي انساني براي استحكام قدرت نظامي منتفي مي گردد و ضرورت خود را از دست مي دهد.
    در متون فرهنگ و معارف اسلامي درباره جهاد در راه خدا بسيار سخن رفته است و آيات قرآن كريم و سخنان ائمه دين (ع ) به وفور به اين موضوع حياتي پرداخته و پيوسته همه توجه و نظرها را به آن معطوف مي دارند.
    قرآن كريم به صراحت اذن جهاد و مبارزه را از جانب خداوند متعال براي جامعه و كشور اسلامي صادر مي نمايد و علت آن را مقابله با ظلم و ستمي كه بر مسلمانان تحميل گرديده است ياد مي كند . (1 )
    قرآن كريم از بين رفتن فتنه و فساد و شرك و كفر وتباهي در زمين را از هدف هاي بزرگ جهاد معرفي مي نمايد(2 ) و فرمان مي دهد كه با پيشوايان و رهبران كفر مبارزه كنيد تا آنان را از تعدي و ظلم باز داريد(3 )
    در نگاه آيات قرآن اهل جهاد و مبارزه در راه خدا كه با صفوف مستحكم و فشرده و متحد به معارضه با دشمنان مي پردازند از محبوبيت در نزد پروردگار برخوردار مي باشند(4 ) و نيز خداوند متعال جهادگران راه توحيد را بر نشستگان و كساني كه در انجام اين عمل قصور و كوتاهي مي ورزند به درجات و مراتب بسيار بالا رجحان و برتري مي دهد . (5 )
    در متون روايي نيز جهاد در راه خدا جايگاهي رفيع و بلند و ارزشمند دارد چنان كه اميرمومنان حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
    « جهاد ستون دين است . » (6 )
    تعبير ركن و ستون دين براي جهاد در راه خدا به وضوح نشان مي دهد كه اين عمل نقشي بسيار حياتي و تعيين كننده دارد به گونه اي كه چنانچه ترك و رها گردد و به عينيت نرسد يكي از اركان و ستون هاي دين از دست مي رود و در چنين حالتي است كه ساختمان رفيع دين با از دست دادن اين ستون و ركن بزرگ فرو مي ريزد.
    تعابير ديگري در كلام اميرالمومنين (ع ) از جمله اين سخن كه « پاداش جهاد از بزرگ ترين پاداش هاست » (7 ) و « درهاي آسمان به روي جهاد كنندگان در راه خدا گشوده مي شود » (8 ) نشانگر جايگاه و منزلت و اهميت خاص اين اصل مقدس و نقش آن در دفع دشمنان و دفاع از دين و ملت و كشور و تامين استقلال و صيانت از تماميت ارضي و جان و مال و ناموس توده هاي مردم مي باشد.
    اكنون كه به نقش و اهميت جهاد واقف شديم كسب بينش و شناختي ديگر ما را به وجود نوع ديگري از جهاد و رجحان و برتري آن نسبت به جهاد با دشمنان راهنمايي مي كند. اين نوع جهاد و مبارزه « جهاد اكبر » نام دارد و مبارزه اي است دروني كه در نقطه مقابل مبارزه بيروني با خصم كه « جهاد اصغر » ناميده مي شود قرار مي گيرد.
    جهاد و مبارزه با نفس به اين دليل جهاد اكبر ناميده شده است كه اولا از شدت و سختي و رنج بيشتري برخوردار مي باشد و لشگريان هوا و هوس و پليدي ها و تباهي ها و معاصي و مفاسد بسيار نيرومندتر و خطرناك تر از لشگريان دشمنان بيروني هستند و به طور طبيعي مقابله و طرد و نفي آنها سخت تر و داراي رنج و مشقت بيشتر مي باشد. ثانيا تا انسان ها بر دشمنان دروني كه خصال و صفات زشت و نكوهيده و اميال و هوس ها و وسوسه هاي گوناگون و زمينه ساز معاصي و گناهان مختلف مي باشند غلبه نكند و آنها را به كنترل در نياورد آنگونه كه شايسته است قادر به دفع دشمنان بيروني نمي گردد و سرافراز از ميدان نبرد با خصم خارج نمي شود.
    اين كه جهاد و مبارزه با كافران و مشركان و منافقان و هر دشمن فتنه گر و متجاوزي با تمام ارزش و اهميتي كه دارد « جهاد اصغر » يعني كوچكتر نام گرفته است خود دليل و برهان روشني است بر جايگاه و نقش بسيار بزرگ و عظيم مبارزه و جهاد با تمايلات نفساني و اين كه چرا اين جهاد « اكبر و بزرگتر » نام گرفته است .
    پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع ) با روش ها و آموزش هاي گوناگون سعي وافر داشتند كه جايگاه و اهميت و نقش حياتي جهاد با نفس را به مسلمانان بنمايانند و آنان را به اين ادراك و شناخت برسانند كه بدون تحقق اين جهاد مقدس قادر به طي مراحل رشد و كمال و صعود به قله هاي رفيع و بلند تقوا و پاكي و تقرب الهي نخواهند بود.
    روزي رسول گرامي اسلام (ص ) در رهگذر با يكي از اصحاب خود كه از جبهه جهاد و جنگ باز مي گشت مواجه شد او ژوليده و غبارآلود و مسلح به طرف منزل خود حركت مي كرد. حضرت به او فرمود :
    از جهاد اصغر بازگشته اي و به جهاد اكبر مي روي .
    عرض كرد : مگر جهادي بالاتر و بزرگتر از جنگ با شمشير وجود دارد


    پيامبر خدا(ص ) فرمود : آري جهاد آدمي با نفس خود . (9 )
    اين مواجهه و حركت آموزشي و پرورشي پيامبر اكرم (ص ) اين معرفت و شناخت را به جهادگران و همه اقشار و آحاد جامعه اسلامي منتقل مي كند كه جهاد و مبارزه با هواهاي نفساني امري كوچك و حقير و ناچيز نيست و تنها از اين طريق است كه مي توان در اثر مراقبت هاي مستمر و وقفه ناپذير آئينه دل و جان را از زنگارهاي معاصي و گناهان زدود و به اخلاص و پاكي و تقوا نائل آمد.
    تعابير ژرف و بينش زاي ديگري نيز در كلام پيشوايان دين (ع ) درباره ارزش و منزلت جهاد با نفس وجود دارد. اميرمومنان (ع ) مي فرمايد :
    « هيچ فضيلتي به قدر و اندازه جهاد با دشمنان ارزش ندارد و هيچ جهادي همانند جهاد با هواي نفس نيست » (10 )
    در اين روايت ابتدا جايگاه و نقش تعيين كننده جهاد با جبهه كفر و ظلم و فساد براي دفاع از دين و ملت و كشور مطرح مي شود كه در اثر آن دشمنان دفع مي شوند و از تعدي و تجاوز و قتل و جنايت و ستمشان جلوگيري به عمل مي آيد و امنيت در همه ابعاد و جلوه هاي آن تامين مي گردد. سپس به اين واقعيت اشارت مي رود كه اگر چه جهاد با دشمنان حائز اهميت است و بسيار ارزشمند و ضروري و حياتي لكن جهاد با نفس به دليل آثار و نتايج شگرف و بزرگ آن ـ كه يكي از آنها تسهيل و تسريع در جهاد بيروني با دشمنان متجاوز مي باشد ـ از ارزش و اهميت بزرگتري برخوردار مي باشد.
    پاورقي ها :
    ــــــ
    1 ـ قرآن كريم سوره حج آيه 39
    2 ـ سوره انفال . آيه 39
    3 ـ سوره توبه آيه 12
    4 ـ سوره صف آيه 1
    5 ـ سوره نسا آيه 95
    6 ـ غررالحكم ترجمه و تنظيم موضوعي به كوشش سيدهاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 1 ص 201
    7 ـ همان مدرك ص 202
    8 ـ همان مدرك ص 201
    9 ـ الحديث ج 3 ص 306
    10 ـ همان مدرك ص 271
    تعبير ركن و ستون دين براي جهاد در راه خدا به وضوح نشان مي دهد كه اين عمل نقشي بسيار حياتي و تعيين كننده دارد به گونه اي كه چنانچه ترك و رها گردد و به عينيت نرسد يكي از اركان و ستون هاي دين از دست مي رود و در چنين حالتي است كه ساختمان رفيع دين با از دست دادن اين ستون و ركن بزرگ فرو مي ريزد
    جهاد با نفس به اين دليل جهاد اكبر ناميده شده است كه اولا از سختي و رنج بيشتري برخوردار مي باشد و لشكر وسوسه ها و هوس ها و معاصي خطرناكتر و نيرومندتر از دشمنان بيروني هستند. ثانيا تا انسان بر خصم درون غلبه نكند و آنها را به كنترل در نياورد آنگونه كه شايسته است قادر به دفع خصم برون نمي گردد و سرافراز از ميدان نبرد بادشمن خارج نمي شود

  • *****
    شاهد بي همتا




  • بر شمع رخت جانا عالم همه پروانه
    سرگشته و حيرانت هر عاقل و ديوانه
    از غير تو بگسستند صاحب نظران دل را
    آن كس كه ترا بشناخت شد از همه بيگانه
    گفتند و نيوشيدند بس قصه ولي اي دل
    جز عشق و حديث يار باشد همه افسانه
    حق رخ آن يكتا آن شاهد بي همتا
    از كوثر عشقم بخش ساقي دو سه پيمانه
    بشناس مقام خود اي طاير لاهوتي
    در قلزم امكاني تو گوهر يكدانه
    گر ظل هماي عشق افتد بسرت اي دل
    بي شك كه نوازندت با افسر شاهانه
    در خانه تو گنجي است از هر دو جهان بهتر
    خواهي كه عيان گردد ويرانه كن اين خانه
    زاغيار مبري كن دل را و مصفي كن
    دل كعبه جانانست ايدوست نه بتخانه
    گر ذبح عظيم اي دل خواهي به مني آري
    بايد كه فدا سازي جان در ره جانانه
    خواهي كه خليل آسا آتش شودت گلشن
    بشكن بت نفس اي دل با همت مردانه
    در گلشن امكاني سيمرغ وجود اي دل
    تا چند چو جغداني پابند بويرانه
    انديشه آب و خاك تا چند به سرداري
    گر مرد رهي بگذار اين بازي طفلانه
    حجت الاسلام عبدالرحيم ملكيان (ناصح قمشه )

  • *****
    تجلي هدايت الهي در گستره هستي


  • هدايت در كل هستي قابل توجه است .هر موجودي مي داند چه بكند و بكجا برود و چگونه نيازمندي هاي خود را تامين نمايد. اين دانستن و شناخت و توانستن و كارآيي براي رفع نيازمندي ها هدايت است از كهكشان دور تا الكترون ها
    همه در حركتند. و مي دانند چه بايد بكنند سستي و تخلف وسرپيچي ندارند. موجودات زنده داروها و درمان ها را مانند يك طبيب درس خوانده مي شناسند راه و رسم زندگي توالد و تناسل را مي دانند حمله و دفع را با ابزار لازم بلد هستند.
    در بدن انسان معده مي داند چه كاري را بايد انجام دهد كليه ها وظيفه خود را مي دانند كه پتاسيم را جذب و سديم را دفع كنند. اين نظام دقيق هماهنگ هدايت شده انسان را به تفكر وا مي دارد كه چه كسي هدايت كرد.
    اقسام هدايت در جهان هستي
    1 ـ هدايت تكويني : (طبيعي ) كه هر موجودي چه زنده و چه غير زنده از گياه و سنگ و جمادات همه و همه هدايت شده اند و نقش خويش را مي شناسند. الكترون خط كار خويش را مي داند. ريشه ها مي دانند چگونه تغذيه كنند و سازندگي را ادامه دهند.
    قارچ ها چون (كلروفيل ) ندارند و نمي توانند عمل كربن گيري را انجام دهند كه براي ساختن نشاسته و قند چربي لازم است با جلبك ها رفيق مي شوند چون جلبك ها مواد كلروفيل زياد دارند. از طرفي جلبك ها چون ريشه ندارند مواد غذائي را از قارچ ها مي گيرند. اين درس را از كجا آموختند و در كدام لابراتوار عناصر لازم را شناسائي كردند و دانستند چه بايد بكنند(1 )
    2 ـ هدايت غريزي : تمام موجودات زنده انسان و حيوان از نظر تمايلات و غرائز هدايت شدند . به حكم غريزه به توالد و تناسل و زندگي طبيعي خود ادامه مي دهند و احتياج به آموزش ندارند. نيازمندي هاي خود را برطرف مي سازند. در برابر دشمن مقاومت مي نمايند در حيوانات احساس و غريزه حاكم است .
    3 ـ هدايت معنوي : و اما انسان تنها جماد و سنگ و چوب نيست كه هدايت تكويني كافي باشد گر چه جسم انسان داراي هدايت تكويني و طبيعي است .
    و انسان تنها غرائز حيواني ندارد كه هدايت غريزي كافي باشد. در نتيجه خداوند به هدايت معنوي فطري عقلي انسان پرداخت و به انسان قدرت تفكر و ارزيابي و انديشه داد تا حق و باطل را تشخيص دهد پس كل جهان هستي با هدايت و شناخت لازم در حركت و تكامل است .
    ژان ژاك روسو مي گويد بهترين دليل براي خداشناسي شعور فطري هر موجود زنده مي باشد(2 )
    با يك دقت مختصر به علم و شناخت و محبت و لطف هدايت كننده توجه پيدا مي كنيم اينك در يك بررسي و مقايسه كوتاه با آفريدگار جهان آشنا مي شويم
    سفينه اي كه توسط پايگاه فضائي با نظارت صدها دانشمند در فضا هدايت مي شود آيا ميشود هدايت سفينه ها را به تصادف يا طبيعت يا حركت خود بخود يا علل و عوامل مادي نسبت داد و پايگاه فضائي و مغز متفكر هزاران دانشمند را ناديده گرفت هرگز.
    پس چگونه ميتوان اجرام آسماني را كرات فضائي را منظومه شمسي را كه در فضا هدايت ميشوند و داراي حركت منظم و عمومي و هماهنگ مي باشند به تصادف يا ماده نسبت داد و خدا را فراموش كرد.
    انسان الهي با توجه به مسئله هدايت عمومي و دائمي است كه خدا را در همه جا مي بيند و به او ايمان مي آورد . (3 )
    پاورقي :
    1 ـ نشانه هايي از او خدا در آفرينش و كتاب نشانه هاي خدا در طبيعت
    2 ـ ارتباط انسان و جهان ج 3 ص 175
    3 ـ عقايد اسلامي محمد دشتي