روزنامه جمهوري اسلامي 14/07/1387 صفحه مقالات

  • خوددرماني معنوي
  • آموزش ادبيات فارسي نيازمند نوآوري
  • تعريف و مفهوم علم خداوند
  • اي مردم ...
  • رهنمودهاي اميرمومنان (ع ) درباره انواع احاديث رواج يافته و اقسام راويان حديث
  • نگاهي به طرح كاهش خطرپذيري ملتها و جوامع در برابر بلايا
  • *****
    خوددرماني معنوي




  • خوددرماني معنوي كه امروزه مورد توجه بسياري از روان شناسان قرار گرفته و نسبت به آن تاكيد بسياري شده است نوعي درمان بيماري از طريق خود فرد مي باشد كه شخص با اتصال هرچه بيشتر و قوي تر به نيروي لايزال الهي مي تواند بر بسياري از مشكلات و بيماري هاي خود غلبه كند در اين مقاله به طور مختصر به بررسي اين مبحث پرداخته شده است :
    عبادت
    عبادت يعني خلوت كردن با خداوند حي و حاضر كه مي تواند ما را به وضعيتي ببرد كه در آن انرژي خوددرمان گر آزاد گشته و ارتباط معنوي خوبي با خالق هستي برقرار مي گردد.
    عبادت كردن موجب گرفتن انرژي هاي مثبت روحاني و الهي مي گردد كه در سالم سازي روحي و رواني ما بسيار موثر است .
    عبادت هاي فردي و جمعي تاثير بسيار زيادي در از بين بردن استرس و فشار رواني دارند همان طور كه در قرآن كريم آمده است : « با ياد خدا دل ها آرام مي گيرند. »
    انسان با عبادتهاي فردي تسلط بر خواهش هاي نفساني خود را مي آموزد و غلبه بر نفس راه غلبه بر بسياري از مشكلات است . انجام عبادت هاي جمعي نيز علاوه بر ايجاد انرژي جمعي به همبستگي هاي اجتماعي استحكام مي بخشد.
    دعا كردن كه خود جلوه اي از عبادت است وسيله ارتباط مستقيم با خداوند مي باشد. پس از دعا كردن دست هاي خود را به صورت مي كشيم كه اين خود نوعي انرژي دادن آن هم انرژي روحاني و معنوي از طريق چاكراي كف دست ها به صورت است .
    عبادت كردن در مكان هاي مذهبي مانند مساجد زيارتگاهها و... علاوه بر كسب احساس آرامش و ايجاد بهداشت رواني موجب گرفتن انرژي از آن مكان ها مي گردد.اين مكان ها در طول اعصار با دعا و مناجات و انرژي دل هاي پاك انسان ها پر شده است و ما مي توانيم با حضور در اين مكان ها از اين انرژي ها سود جوييم .
    از نظر علمي ثابت شده است كه ميزان انرژي حياتي قبل و بعد از طلوع خورشيد و قبل و بعد از غروب خورشيد به بالاترين حد خود مي رسد و در اسلام نيز به نماز اول وقت توصيه شده است .
    عبادت كردن رو به قبله يا حتي خوابيدن رو به قبله ما را در مسير انرژي الكترو مغناطيس زمين قرار مي دهد و هم سويي آن با انرژي الكترو مغناطيس درون سبب تنظيم و تعادل انرژي هاي مثبت و منفي بدن گشته و موجب روان شدن جريان خون مي گردد كه خود مي تواند از بروز سكته هاي مختلف جلوگيري نمايد.
    امروزه ثابت شده كساني كه به مبدا و خالق هستي معتقدند بهتر ميتوانند بر بيماري ها و مشكلات خود غلبه كنند در حالي كه كم ايماني موجب بروز رنج و ترس در انسان ها مي گردد و اتصال موجب شادي دل و آرامش است . در قرآن كريم آمده است : « مومن شاد و خشنود است . »
    فرد با اتصال به منبع لايزال خداوندي و ايجاد ارتباط معنوي و روحي كه به شكل ايمان خودنمايي مي كند مي تواند با فراهم آوردن شرايط « آلفا » مشكلات دروني خود را مرتفع سازد.
    ذكر گفتن
    از نظر علمي ثابت شده است كه تكرار يك جمله عبارت كلمه و يا حتي صورت مي تواند ما را به وضعيت انرژي مثبت ببرد. در تمامي اديان و به خصوص در اسلام تاكيد زيادي به ذكر (عبارت يا كلمه اي كه بايد تكرار شود) شده است . ذكرها و تكرارهايي كه در حين نماز (تسبيحات اربعه قنوت سجده سلام و تكبير) و ذكرها و تكرارهايي كه در اذان و اقامه داريم مي توانند به طور ناخودآگاه موجب آزاد شدن انرژي خوددرمان گر « آلفا » در ما گردند كه اين انرژي آزاد شده شروع به سالم سازي تمامي بعدهاي وجودي ما مي كند.
    در زمان پخش اذان قرائت قرآن انجام عبادت و مراسم و مناسك عبادي و... بر ميزان انرژي الكترو مغناطيس آن محل افزوده مي گردد.
    اگر مي خواهيد زندگي شما از انرژي هاي منفي پاك سازي شده و با انرژي هاي مثبت و روحاني پر شود در منزل قرآن بخوانيد. بگذاريد صداي قرآن يا اذان در خانه يا محل كارتان پخش شود.
    انرژي كتاب آسماني يك انرژي روحاني و الهي است و به راحتي انرژي هاي منفي را از بين مي برد.
    اسما اعظم داراي انرژي بسيار بالايي هستند اگر اسما الهي را به هر شكلي (نوشته خراطي شده منجوق دوزي گل دوزي خطاطي و...) در منزل يا محل كار خود نصب كنيد به آن محل انرژي مي دهيد.
    تك تك آيه ها و كلمه هاي قرآن داراي انرژي هستند و با آزاد كردن آن انرژي هاي منفي را از بين برده و انرژي مثبت را بيش تر مي كنند و طبق قانون جذب و تابش محيطي كه پالايش شده است فقط انرژي هاي مثبت را جذب مي كند.
    گفته شده كه ديدن خطوط قرآن (حتي بدون خواندن آن ) به دل و چشم نور مي دهد.
    دكتر عليرضا داوري

  • *****
    آموزش ادبيات فارسي نيازمند نوآوري




  • ناگفته روشن است كه سرعت پوست اندازي درسطوح گوناگون زندگي بشر امروز بيشتر از هر زماني است . نو به نو شدن و دگرگوني هاي همه جانبه درتمام جولان گاه هاي حيات چنگ زده است .زبان انگليسي اگر چه در مقايسه با پختگي وبرومندي و ديرپايي زبان فارسي زباني است با تغييرات فراوان در طول تاريخ وبنيادي است با امكان ديگرگونگي زياد اما به عنوان زبان رايج درفن آوري هاي جديد و ازآن مهم تر زبان وخط تغييرات رايانه اي (الكترونيكي ) مسووليت زبان هاي ديگر را سخت تراز هميشه كرده است .وكيست كه نخواهد زبان فارسي اين كهن درخت تازه و با طراوت ويادگار خون دل خوردن قرن هاي پياپي ايرانيان انديشمند و متعهد پاسباني نشود وحتي به زبان پر رونق دنيا تبديل نگردد براي به دوش كشيدن چنين مسووليت بزرگي چاره اي نداريم جزآنكه همراه باشتاب دگرگوني هاي زمانه براي نگه داشت زبان و ادبيات كهن فارسي در دو بخش علمي و عملي آماده و برنامه مند عمل كنيم . ادبيات نوشتاري حاكم برجرايد ـ به ويژه جرايد زيبا چهره و زياد شماره ! رسانه ها و خبرگزاري هاي رسمي كشور نمونه ي آشكاري از اين آشفته بازار و ضرورت هوشياري و اقدام سريع و اساسي همگان در جهت حراست از زبان وادبيات فارسي و توجه بيشتر به شيوه هاي نو و كاراتر در آموزش آن مي باشد.
    اين درحالي است كه درگستره ي مفاهيم ودروس تحت آموزش هر دو بخش زبان فارسي و ادبيات فارسي در آموزش و پرورش و دانشگاه ها نشاني از نشاني دادن اين دگرگوني ها به دانش آموزان و دانشجويان وچگونگي هماهنگ شدن با اين رويكرد پر شتاب وجود ندارد. وپاره اي موارد هم كه وجود دارد فقط در كلاس درس به عنوان اسلوب نگارش فارسي رعايت مي شوند!پس :
    چو توخود كني اختر خويش را بد
    مدار از فلك چشم نيك اختري را
    از سوي ديگر ادبيات فارسي به ميوه اي ماننده است كه هم رنگ وشكل زيبايي دارد و هم طعم و مزه ي منحصربه فردي . درعين حال مانند هر ميوه اي خواصي دارد كه به چشم نمي آيد. امروزه آموزش ادبيات فارسي باتمام زيبايي هايش درست مانند اين شده است كه بخواهيم ميوه اي مثل سيب را به خواهنده اي معرفي كنيم و تنها و تنها از خواص و زيبايي ظاهري و رنگ و طعم آن حرف بزنيم بي آنكه خود سيب را به دستش بدهيم تا مزه اي كند و طعم آن را بچشد. در فضاي حاكم بر دروس زبان و ادبيات فارسي با چنين وضعيتي روبه رو هستيم . اگر ادبيات فارسي را به درستي به هر مخاطبي معرفي كنيم بي ترديد تشنگي از كام ادب دوست و هنر خواه آن مخاطب خواهيم گرفت .
    شگفتي بزرگ !
    خيره كننده ترين شگفتي در فرآيند آموزش زبان و ادبيات فارسي ـ باوجود آن همه جذابيت در ظاهر و متن ـ اين است كه فراگير را در زير درخت برومند و برآور ادب فارسي بنشاني اما همين مخاطب جوان هيچ لذتي از پناه بردن در سايه سارآن درخت تناور و بوستان روح پرور نبرد. انسان عطشناكي كه فقط عكسي از چشمه هاي زلال و جوشان را نشانش دهيم چه حسي پيدا مي كند نه تشنگي فرو مي نشاند ونه دستي بر زلالي چشمه مي كشد! پرسش اين است كه اين رهگذر تشنه به چشمه معترض خواهد شد يا به ما كه بر رواني چشمه سار ادب پارسي سد زده ايم
    براستي چه موانعي برسر راه معلمان و مدرسان اين رشته و آموزندگان اين دروس وجود دارد كه گاهي نمايش گل هاي رنگارنگ ادب فارسي براي بينندگانش بدآيند مي شود و فراگيران انگيزه اي براي گردش در اين سبزه سراي سرشار از رنگ و طعم هاي زميني و آسماني نشان نمي دهند اميد گاهي كه از ديرگاه تاكنون هر جوينده ي معنايي و هر خواهنده ي معنويتي از شرق و غرب گيتي ازپنجره هاي گوناگون شعر و نثرش رمقي دوباره براي خوب زيستن مي يافتند چرا بايد درخاستگاه وجايگاه اصلي خويش اميد آفرين نباشد و خدايي ناكرده به دليل هماهنگ نشدن با جريان ها و جويبارهاي فرهنگي و زباني آسيب پذير شود.
    معرفي جهان دل نشين شاعران شيرين سخن وچشاندن قند پارسي به فرزندان ايراني چرا بايد با احساس خستگي توام باشد خستگي در گفتن خستگي در شنيدن !
    اكنون براي يافتن پاسخي مناسب و قابل قبول چاره اي نيست جز آن كه بايد كمي بي تعارف تر و رها شده از مفتعلن مفتعلن هاي مقاله اي و اداري ! موضوع را بركاويم .
    سخن اين است كه تا فراگير ما انگيزه ي كافي براي يادگيري نداشته باشد خواه ناخواه تلاش هر معلمي هر چند كاردان و پرتلاش راه به جايي نمي برد. بي ترديد و با نگاهي واقعي به وضعيت آموزش زبان وادبيات فارسي و ميزان جذابيت تدريس اين دروس و ميزان موانست فراگيران و علاقه به ادامه تحصيل و حتي آموختن آن باور مي كنيم كه انگيزه ي كافي براي هم تدريس و هم آموختن اين دروس نيست . بنابر اين از خود مي پرسيم چه بايد كرد تا فراگير ادبيات فارسي به خصوص كساني كه رشته ي تحصيلي آن ها ادبيات و علوم انساني است انگيزه اي نيرو بخش هم براي آشنايي با شعر وادب فارسي وهم براي ادامه ي تحصيل در اين رشته ي تحصيلي را داشته باشند
    فارسي باني ثمره فارسي خواني
    آن چه تحت نام « زبان فارسي » و خصوصا « آيين نگارش » به فرزندان خود مي آموزيم تنها در كلاس درس رعايت مي شود و بيرون از آن به هر نوشته ي كوتاه و بلند كه مي رسيم اثري از آنچه خوانده ايم نيست . اين درست مثل آن است كه دانشگاه هاي علوم پزشكي ما هزار هزار پزشك آموزش بدهند اما حتي خود ايشان هم به اندك سرما خوردگي تلف شوند! با نگاهي به نوشتار روزنامه هاي رسمي و پرشمارگان كشور و حتي تيترهاي اول و درشت شان قراردادها و نامه هاي بانكي و بنگاه هاي اقتصادي احكام مختلف قضايي بخشي از گفتمان و نوشتمان كلي حاكم بر صدا و سيما و حتي متاسفانه برخي بخش نامه هاي خود آموزش و پرورش و وزارت علوم و تحقيقات و ... درستي اين مدعا اثبات مي شود. بنابراين يكي از مهم ترين عواملي كه باعث مي شود تا فراگيران رغبتي به ادامه ي تحصيل در اين رشته را نداشته باشند بازار كار و بازار استفاده ي اين رشته است ! براستي اگر يك كارشناس يا كارشناس ارشد و حتي دكتراي ادبيات فارسي تدريس نكند در شرايط فعلي ديگر به چه درد مي خورد ! چرا بايد چنين باشد در چنين وضعيت اسف باري مي بينيم كه تنها و تنها از طريق ذوق و شوق ارسال چند لطيفه و جك و مطايبه در آوردگاه (!)جديدي به اسم اختصاري ولاتين « اس .ام . اس » يا همان پيام كوتاه خط و زبان فارسي در معرض آسيب قرار مي گيرد. و در جايي ديگر تابلوهاي تبليغاتي غذا و پوشاك وغيره مزين به انواع هات و پات شاپ و پاپ و ديگري اشتهاي فرهنگي آورندگان و استفاده كنندگانش را كور مي كند وزبان اصيل ومادري را به قربان گاه درآمد روزانه مي كشاند! اين قيمتي لفظ ( زبان ) در دري را به پاي خوكان مكنت و مال و جيب هاي حريص مي ريزند غافل از آن كه خوك هنوز خوك مانده است فقط هيبتش تغيير كرده است !!
    من آنم كه بر پاي خوكان نريزم
    مر اين قيمتي لفظ در دري را
    براستي چه كسي مقصر است و ريشه ي معضل كجاست و چه بايد كرد
    به عنوان يك پيشنهاد و بدون هيچ توضيحي مي پرسم چرا نبايد در نهادها ادارات و شركت هاي دولتي يا غير دولتي يك كارشناس ادبيات فارسي حضور داشته باشد تا به عنوان هم ديده بان و هم محافظ زبان فارسي انجام وظيفه كند امروزه كم نيستند واژگان بيگانه اي كه از درو ديوار مرزها ورايانه ها و وسايل ارتباطي مدرن رخنه مي كنند.
    و چه كسي بهتر از كارشناسان زبان و ادبيات فارسي براي مراقبت و يا آفت زدايي از چنين سم مهلكي كه به دليل مراودات و ارتباطات وسيع وگريز ناپذر روزگار زبان فارسي را در معرض خطر قرار مي دهند مي تواند انجام وظيفه نمايد چه اشكالي دارد اگر در روزگاري كه فردوسي حضور ندارد دولت ما اين همه دست كم فردوسي خوان را به كارگيرد تا فردوسي وار عجم زنده دارند براي هميشه ! البته غرض واژه گزيني يا جانشين سازي واژگاني توسط كارشناسان ادبيات فارسي نيست كه اين مهم از عهده ي فرهنگستان زبان وادبيات فارسي برمي آيد اما همين كارشناسان مي توانند به عنوان همكاران فرهنگستان يا هر تشكيلات تعريف شده ي ديگري هم در خصوص واژگان وارد شده اطلاع رساني كنند و هم در زمينه ي اصلاح شيوه هاي نگارشي ياري رسانانان مفيدي باشند. در صورت عملي شدن چنين خواسته اي به قول معروف : « با يك تير دو نشان خواهيم زد » . يكي بر نشان فارسي خواني و ديگري بر نشان فارسي باني ! نتيجه اينكه اين احساس نياز در دولت مردان بايد تقويت شود. و اين مهم اتفاق نمي افتد مگر به گماشتن پارسي باناني كاردان و فارسي خوان براين قلعه ي كهن و دوست داشتني كه صد البته براي همه عزيز و خواستني است
    وحيد خليلي اردلي

  • *****
    تعريف و مفهوم علم خداوند




  • خداوند از اسرار پنهاني مردم و از نجواي آنان كه آهسته سخن مي گويند و از آنچه كه در فكرها بواسطه گمان خطور مي كند و تصميم هايي كه به يقين مي پيوندد و از نگاه هاي رمزي چشم كه از لابلاي پلك ها خارج مي گردد آگاه است .
    خدا از آنچه در مخفي گاه هاي دل ها قرار دارد و از اموري كه پشت پرده غيبت پنهان است . و آنچه را كه پرده هاي گوش مخفيانه مي شنود و از اندرون لانه هاي تابستاني مورچگان و خانه هاي زمستاني حشرات از آهنگ اندوهبار زنان غمديده و صداي آهسته قدم ها آگاهي دارد.
    خداي سبحان از جايگاه پرورش ميوه در درون پرده هاي شكوفه ها و از مخفي گاه غارهاي حيوانات وحشي در دل كوه ها و اعماق دره ها از نهانگاه پشه ها بين ساقه ها و پوست درختان از محل پيوستگي برگ ها به شاخسارها و از جايگاه نطفه ها در پشت پدران آگاه است .
    خدا از آنچه پرده ابر را به وجود مي آورد و به هم مي پيوندد و از قطرات باراني كه از ابرهاي متراكم مي بارند و از آنچه كه گردبادها از زمين برمي دارند و باران ها با سيلاب آن را فرو مي نشاند و نابود مي كنند از ريشه گياهان زمين كه ميان انبوه شن و ماسه پنهان شده است از لانه پرندگاني كه در قله بلند كوه ها جاي گرفته . و از نغمه هاي مرغان در آشيانه هاي تاريك از لولوهايي كه در دل صدف ها پنهان است و امواج درياهايي كه آنها را در دامن خويش پروراندند آگاهي دارد.
    خدا از آنچه كه تاريكي شب آن را فرا گرفته و يا نور خورشيد بر آن تافته و آنچه تاريكي ها و امواج نور پياپي آن را در برمي گيرد از اثر هر قدمي از احساس هر حركتي و آهنگ هر سخني و جنبش هر لبي و مكان هر موجود زنده اي و وزن هر ذره اي و ناله هر صاحب اندوهي اطلاع دارد.
    خدا هر آنچه از ميوه شاخسار درختان و برگ هايي كه روي زمين ريخته و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون و جنين كه به شكل پاره اي گوشت است و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهي دارد و براي اين همه آگاهي هيچ گونه زحمت و دشواري براي او وجود ندارد و براي نگهداري اين همه از مخلوقات رنگارنگ كه پديد آورده دچار نگراني نمي شود و در تدبير امور مخلوقات سستي و ملالي در او راه نمي يابد بلكه علم پروردگار در آنها نفوذ يافته و همه آنها را شماره كرده است و عدالتش همه را در برگرفته و با كوتاهي كردن مخلوقات در ستايش او باز فضل و كرمش تداوم يافته است . (نهج البلاغه بخشي از خطبه 91 )

  • *****
    اي مردم ...




  • بنابر نقل برخي از مورخان امام علي (ع ) اين سخنراني را پس از حادثه جنگ نهروان در سال 38 هجري ايراد فرمود . در اين خطبه چهار موضوع را مي يابيم كه امام (ع ) به اشاره درباره آن سخن گفته اند.
    1 ـ ويژگي هاي علمي و سياسي امام علي (ع )
    پس از حمد و ستايش پروردگار اي مردم ! من بودم كه چشم فتنه را كندم و جز من هيچ كس جرات چنين كاري را نداشت آنگاه كه امواج سياهي ها بالا گرفت و به آخرين درجه شدت خود رسيد . پس از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . (2 ) سوگند به خدايي كه جانم در دست اوست نمي پرسيد از چيزي كه ميان شما تا روز قيامت مي گذرد و نه از گروهي كه صد نفر (3 ) را هدايت يا گمراه مي سازد جز آن كه شما را آگاه مي سازم و پاسخ مي دهم .
    و از آن كه مردم را بدان مي خواند و آن كه رهبريشان مي كند و آن كه آنان را مي راند و آنجا كه فرود مي آيند و آنجا كه بار گشايند و آن كه از آنها كشته شود و آن كه بميرد خبر مي دهم .
    آن روز كه مرا از دست داديد و نگراني ها و مشكلات بر شما باريدن گرفت بسياري از پرسش كنندگان به حيرت فرو رفته مي گويند سرانجام چه خواهد شد كه گروه بسياري از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند.
    2 ـ خبر از فتنه هاي آينده
    اين حوادث هنگامي رخ نشان مي دهد كه جنگ در ميان شما طولاني شود و دنيا چنان بر شما تنگ گردد كه ايام بلا را طولاني پنداريد تا روزي كه خداوند پرچم فتح و پيروزي را براي باقيمانده نيكان شما به اهتزاز درآورد (زمان ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف )
    فتنه ها آنگاه كه روي آورند با حق شباهت دارند و چون پشت كنند حقيقت چنانكه هست نشان داده مي شود فتنه ها چون مي آيند شناخته نمي شوند. و چون مي گذرند شناخته مي شوند فتنه ها چون گردبادها مي چرخند از همه جا عبور مي كنند در بعضي از شهرها حادثه مي آفرينند و از برخي شهرها مي گذرند.
    3 ـ خبر از فتنه هاي بني اميه
    آگاه باشيد! همانا ترسناكترين فتنه ها در نظر من فتنه بني اميه بر شما است فتنه اي كور و ظلماني كه سلطه اش همه جا را فرا گرفته و بلاي آن دامنگير نيكوكاران است . هركس آن فتنه ها را بشناسد نگراني و سختي آن دامنگيرش گردد و هركس كه فتنه ها را نشناسد حادثه اي براي او رخ نخواهد داد.
    به خدا سوگند بني اميه بعد از من براي شما زمامداران بدي خواهند بود آنان چونان شتر سركشي كه دست به زمين كوبد و لگد زند و با دندان گاز گيرد و از دوشيدن شير امتناع ورزد با شما چنين برخوردي دارند و از شما كسي باقي نگذارند جز آن كس كه براي آنها سودمند باشد يا آزاري بدانها نرساند. و بلاي فرزندان اميه بر شما طولاني خواهد ماند چندان كه ياري خواستن شما از ايشان چون ياري خواستن بنده باشد از مولاي خويش يا تسليم شده از پيشواي خود.
    فتنه هاي بني اميه پياپي با چهره اي زشت و ترس آور و ظلمتي با تاريكي عصر جاهليت بر شما فرود مي آيد. نه نور هدايتي در آن پيدا و نه پرچم نجاتي در آن روزگاران به چشم مي خورد.
    4 ـ سرانجام تلخ و دردناك بني اميه
    ما اهل بيت پيامبر(ص ) از آن فتنه ها درامانيم و مردم را بدان نمي خوانيم . سپس خدا فتنه هاي بني اميه را نابود و از شما جدا خواهد ساخت مانند جدا شدن پوست از گوشت كه با دست قصابي انجام پذيرد! خدا با دست افرادي خواري و ذلت را به فرزندان اميه مي چشاند كه به سختي آنها را كنار مي زنند و جام تلخ بلا و ناراحتي و مصيبت را در كامشان مي ريزند و جز شمشير چيزي به آنها نمي دهند و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند.
    در آن هنگام قريش دوست دارد آنچه در دنياست بدهد تا يك بار مرا بنگرد گرچه لحظه كوتاهي (به اندازه كشتن شتري ) باشد تا با اصرار چيزي را بپذيرم كه امروز پاره اي از آن را مي خواهم نمي دهند . (نهج البلاغه خطبه 93 )
    پاورقي :
    1 ـ همه مورخان و صاحب نظران اعتراف كرده اند كه در طول تاريخ اسلام كسي جز امام علي (ع ) به هر پرسشي پاسخ نداد و هركس ادعا كرد و گفت از من بپرسيد تا پاسخ دهم رسوا شد و نتوانست به هر سئوالي جواب لازم گويد.
    2 ـ ابن ابي الحديد مي گويد چون كمتر از عدد « صد » چيزي به حساب نمي آمد اما اين عدد را مطرح فرمود .
    فتنه ها آنگاه كه روي آورند با حق شباهت دارند و چون پشت كنند و بگذرند حقيقت چنان كه هست نشان داده شود
    فتنه ها همچون گردبادها مي چرخند از همه جا عبور مي كنند در بعضي از شهرها حادثه مي آفرينند و از برخي از شهرها مي گذرند
    من بودم كه چشم فتنه خوارج را كندم و جز من هيچ كس جرات چنين كاري را نداشت آن هنگام كه امواج سياهي ها بالا گرفت و به آخرين درجه شدت خود رسيد

  • *****
    رهنمودهاي اميرمومنان (ع ) درباره انواع احاديث رواج يافته و اقسام راويان حديث




  • شخصي از اميرمومنان حضرت علي (ع ) از احاديث بدعت آور و گوناگوني كه در ميان مردم رواج داشت پرسش نمود. امام (ع ) رهنمودهايي ارائه دادند كه در آن هم انواع احاديث رواج يافته و هم اقسام راويان حديث را مشخص فرموده اند.
    انواع اقسام احاديث رواج يافته
    احاديثي كه در دسترس مردم قرار دارد هم حق است هم باطل هم راست هم دروغ هم ناسخ هم منسوخ (1 ) هم عام هم خاص (2 ) هم محكم هم متشابه (3 ) هم احاديثي كه بدرستي ضبط گرديده و هم احاديثي كه با ظن و گمان روايت شده .
    در روزگار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد كه ايستاد و خطابه ايراد كرد و فرمود :
    « هر كس از روي عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است »
    اقسام راويان حديث
    افرادي كه حديث نقل مي كنند چهار دسته اند كه پنجمي ندارد.
    اول ـ منافقان نفوذي
    نخست منافقي كه تظاهر به ايمان مي كند و نقاب اسلام بر چهره دارد نه از گناه مي ترسد و نه از آن دوري مي جويد و از روي عمد دروغ به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نسبت مي دهد.
    اگر مردم مي دانستند كه او منافق دروغگو است از او نمي پذيرفتند و گفتار دروغين او را تصديق نمي كردند اما با ناآگاهي مي گويند او از اصحاب پيامبر است رسول خدا را ديده و از او حديث شنيده و از او گرفته است پس حديث دروغين او را قبول مي كنند.
    در صورتي كه خدا تو را از منافقين آنگونه كه لازم بود آگاهاند و وصف آنان را براي تو بيان داشت .
    آنان پس از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم باقي ماندند و به پيشوايان گمراهي و دعوت كنندگان به آتش با دروغ و تهمت نزديك شده پس به آنان ولايت و حكومت بخشيدند و بر گردن مردم سوار گرديدند و به وسيله آنان به دنيا رسيدند همانا مردم هم با سلاطين و دنيا هستند مگر آن كس كه خدا او را حفظ كند اين يكي از آن چهار گروه است .
    دوم ـ اشتباه كار
    دوم كسي كه از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چيزي را به اشتباه شنيده اما سخن آن حضرت را درست حفظ نكرده است و با توهم چيزي را گرفته اما از روي عمد دروغ نمي گويد آنچه در اختيار دارد روايت كرده و به آن عمل مي كند و مي گويد من از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آن را شنيده ام .
    اگر مسلمانان بدانند كه او اشتباه كرده و غيرواقعي پنداشته از او نمي پذيرفتند خودش هم اگر آگاهي مي يافت كه اشتباه كرده آن را رها مي كرد.
    سوم ـ ناآگاهاني كه حديث شناس نيستند
    و سومي شخصي كه شنيده پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به چيزي امر فرمود. (اما) سپس از آن نهي كرد و او نمي داند يا شنيد كه چيزي را نهي كرد سپس به آن امر فرمود و او آگاهي ندارد پس نسخ شده را حفظ كرد ولي ناسخ را نمي داند. اگر بداند كه حديث او منسوخ است تركش مي كند و اگر مسلمانان نيز مي دانستند روايت او نسخ شده آن را ترك مي كردند.
    چهارم ـ حافظان راست گفتار
    دسته چهارم آن كه نه به خدا دروغ مي بندد و نه به پيامبرش دروغ نسبت مي دهد. دروغ را از ترس خدا و حرمت نگهداشتن از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دشمن دارد. در آنچه از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شنيده اشتباه نكرده بلكه آن را با تمام جوانبش حفظ كرده است و آن چنان كه شنيده بدون كم و كاست نقل مي كند.
    پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل كرده و منسوخ را فهميده و از آن دوري جسته خاص و عام محكم و متشابه را شناخته هر كدام را در جاي خويش قرار داده است .
    گاهي سخني از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم داراي دو معنا بود سخني عام و سخني خاص كسي آن را مي شنيد كه مقصود خدا و پيامبرش را از آن كلام نمي فهميد پس به معناي دلخواه خود تفسير مي كرد و بدون آن كه معناي واقعي آن را بداند كه براي چه هدفي صادر شد و چرا چنين گفته شد حفظ و نقل مي كرد.
    همه ياران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چنان نبودند كه از او چيزي بپرسند و معناي واقعي آن را درخواست كنند تا آنجا كه عده اي دوست داشتند عربي بياباني يا سوال كننده اي از آن حضرت چيزي بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند اما من هر چه از خاطرم مي گذشت مي پرسيدم و حفظ مي كردم پس اين است علل اختلاف رواياتي كه در ميان مردم وجود دارد و علل اختلاف روايات در نقل حديث . (نهج البلاغه خطبه 210 )
    پاورقي :
    1 ـ ناسخ آيه اي است كه حكم آيه ديگر را باطل كرده و آن را منسوخ (باطل شده ) نامند
    2 ـ عام لفظ فراگير و خاص لفظي كه شامل چيز خاص يا فرد خاصي مي شود .
    3 ـ محكم آيه اي را گويند كه حكم آن استوار و بر همه روشن است اما متشابه آيه اي است كه ممكن است چند معنا داشته باشد و معناي واقعي آن روشن نيست .
    در ميان راويان دسته اي وجود دارد كه نه به خدا دروغ مي بندد و نه به پيامبرش دروغ نسبت مي دهد. دروغ را از ترس خدا و حرمت نگهداشتن از رسول خدا(ص ) دشمن دارد. در آنچه از پيامبر(ص ) شنيده اشتباه نكرده بلكه آن را با تمام جوانبش حفظ كرده است و آن چنان كه شنيده بدون كم و كاست نقل مي كند. پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل كرده و منسوخ را فهميده و از آن دوري جسته خاص و عام محكم و متشابه را شناخته هر كدام را در جاي خويش قرار داده است

  • *****
    نگاهي به طرح كاهش خطرپذيري ملتها و جوامع در برابر بلايا




  • به مناسبت 17 مهر روز جهاني كاهش بلايا
    سيدمحمدساداتي نژاد
    مستقر در تهران UISDR هماهنگ كننده ويژه
    روند هزينه ها و خساراتي كه در اثر مخاطرات طبيعي ايجاد مي شود روز به روز در حال افزايش است . در فاصله بين سال هاي دهه 90 ميلادي خسارات ايجادشده در اثر وقوع مخاطرات طبيعي 15 برابر بيشتر از ميزان خسارات وارده در سال هاي دهه 50 بوده است . در حالي كه ميزان مرگ و مير كاهش داشته است ميزان جمعيتي كه از بلاياي طبيعي متاثر شده اند از 1 6 ميليارد در فاصله سال هاي 1363 ـ1372 (1984 ـ1993 م ) به 2 6 ميليارد در فاصله سال هاي 1373 ـ 1382 (1994 ـ2003 م ) افزايش يافته است . اين روند همچنان در حال افزايش است . پيش بيني وقوع مخاطرات و آسيب پذيري در آينده نشان دهنده ميزان در حال افزايش سوانح است . اگر اقدامات متقابل لازم براي سازگاري مناسب و كاهش خطرپذيري بلايا صورت نگيرد جنبه هاي مختلف تغييرات جهاني مانند فروافت زيست محيطي تغييرات آب و هوا و شهري سازي پيشبرنده اصلي اين روند خواهند بود.
    چارچوب كاري « هيوگو » چيست
    چارچوب كاري « هيوگو » يك سند كليدي براي اجراي كاهش خطرپذيري بلايا است كه توسط كشورهاي عضو سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است و هدف غايي آن برگشت پذير ساختن ملتها و جوامع در برابر بلايا از طريق دسترسي به كاهش محتوايي در خسارتهاي ناشي از بلايا در ميزان مرگ ومير و همچنين سرمايه هاي اجتماعي اقتصادي و محيط زيستي جوامع و ملتها تا سال 1394 مي باشد . چارچوب كاري هيوگو 5 اولويت اقدام اصول راهنما و ابزار عملي را براي دسترسي به برگشت پذيري در برابر بلايا براي جوامع آسيب پذير در فضاي توسعه پايدار را به جامعه بين المللي تقديم ميكند.
    و ISDR مجمع عمومي سازمان ملل متحد از كشورها درخواست اجراي چارچوب كاري هيوگو را نموده و سيستم چند شركائي مجمع جهاني كاهش خطرپذيري بلايا را براي حمايت و ارتقا برنامه كاري هيوگو مورد تاييد قرار داده است . مجمع عمومي سازمان ملل متحد كشورها را تشويق نموده است تا يك مجمع ملي چند بخشي كاهش خطرپذيري بلايا براي هماهنگي كاهش خطرپذيري بلايا در كشورهاي خود ايجاد كنند.
    اهداف استراتژيك چارچوب كاري هيوگو
    اين چارچوب كاري هيوگو داراي سه هدف استراتژيك است :
    يكپارچه كردن كاهش خطرپذيري بلايا در طرح ها و سياست هاي توسعه پايدار
    توسعه و تقويت موسسات سازوكارها و ظرفيت هاي برگشت پذيري نسبت به مخاطرات
    درج سيستماتيك رويكردهاي كاهش خطرپذيري در اجراي آمادگي اضطراري پاسخگويي و برنامه هاي بهسازي
    اولويت هاي اقدام چارچوب كاري هيوگو
    اين چارچوب پنج اولويت را براي اقدام تا سال 94 بر شمرده است :
    1 ـ تضمين اينكه كاهش خطرپذيري بلايا يك اولويت ملي و محلي با ترتيبات سازماني قوي براي اجرا مي باشد .
    تعهد قوي ملي و محلي براي نجات جان انسانها و زندگي آنها در برابر مخاطرات طبيعي لازم است . مخاطرات طبيعي بايد در تصميم گيري هاي بخش هاي خصوص و دولتي مورد ملاحظه قرار گيرد همانگونه كه ارزيابي تاثيرات اجتماعي و زيست محيطي در حال حاضر مورد نياز است . كشورها بايد سياستها حقوق و ترتيبات سازماني خود را همانند طرح ها برنامه ها و پروژه ها به منظور يكپارچه كردن كاهش خطرپذيري بلايا توسعه دهند يا تعديل كنند.كشورها همچنين بايد منابع كافي براي حمايت و حفاظت از اين سياست ها و برنامه ها تخصيص دهند. اين اولويت اقدام موارد ذيل را دربرمي گيرد :
    ايجاد مجامع ملي موثر و چند بخشي براي فراهم نمودن راهنمايي سياسي و هماهنگ نمودن اقدامات
    يكپارچه كردن كاهش خطر پذيري بلايا در سياست ها و برنامه هاي توسعه اي مانند استراتژي هاي كاهش فقر و غيره .
    تضمين مشاركت جوامع به نحوي كه نيازهاي محلي مرتفع گردد.
    2 ـ شناسايي ارزيابي و پايش خطرپذيري بلايا و ارتقا هشدار دهي اوليه
    به منظور كاهش آسيب پذيري نسبت به مخاطرات طبيعي كشورها و جوامع بايد با خطرپذيري هايي كه با آن روبرو هستند آشنا باشند و اقدام مناسب را براساس آن دانش و شناخت اتخاذ كنند. فهم خطرپذيري نياز به سرمايه گذاري در توانمندي هاي علمي فني و سازماني براي نظارت ثبت تحقيق تحليل پيشبيني مدل سازي و نقشه كشي مخاطرات طبيعي دارد. ابزارهاي مناسب بايد توسعه و انتشار يابند. اطلاعات آماري در خصوص بلاياي واقع شده نقشه خطرپذيري آسيب پذيري نسبت به بلايا و نشانگرهاي آسيب پذيري ضروري هستند.
    مهمتر اينكه كشورها نياز دارند تا از اين دانش براي توسعه سيستم هاي هشداردهي موثر كه به نحو مناسب با شرايط مردمي كه در خطرپذيري هستند تناسب داشته باشد استفاده نمايند. هشداردهي اوليه به نحو وسيعي بعنوان يك مولفه مهم كاهش خطرپذيري بلايا مورد پذيرش قرار گرفته است . زماني كه سيستم هشداردهي اوليه موثر اطلاعات مربوط به يك مخاطره را به يك جمعيت آسيب پذير مي دهد و طرح هايي براي اقدام وجود دارند جان هزاران انسان ميتواند نجات پيدا كند.
    3 ـ استفاده از دانش نوآوري و آموزش براي ايجاد يك فرهنگ ايمني و برگشت پذيري در همه سطوح


    بلايا ميتوانند به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش يابند اگر مردم به نحو مناسبي از اقداماتي كه ميتواند براي كاهش آسيب پذيري اتخاذ شود مطلع باشند و اگر آنها براي اقدام در اين خصوص تشويق و ترغيب شوند.
    ازجمله اقدامات كليدي براي افزايش آگاهي نسبت به پيشگيري از بلايا عبارت است از :
    فراهم نمودن اطلاعات مرتبط با خطرپذيري بلايا و ابزار حمايت بويژه براي شهرونداني كه در مناطق با خطرپذيري بالا هستند.
    تقويت شبكه ها و ارتقا گفتگو و همكاري بين متخصصين بلايا كارشناسان فني و علمي طراحان و ساير بازيگران .
    واردكردن موضوع كاهش خطرپذيري بلايا در آموزش رسمي غيررسمي و اقدامات آموزشي .
    تهيه يا تقويت برنامه هاي مديريت جامعه محور خطرپذيري بلايا.
    كار با رسانه هايي كه در زمينه كاهش خطرپذيري بلايا و اقدامات اطلاع رساني فعاليت دارند.
    4 ـ كاهش عناصر اساسي خطرپذيري
    آسيب پذيري نسبت به مخاطرات طبيعي از راه هاي زيادي افزايش مي يابد. بعنوان مثال :
    قراردادن جوامع در مناطق مستعد براي مخاطراتي مانند دشت هاي سيلابي
    تخريب جنگلها و تالابها و در نتيجه آسيب زدن به ظرفيت محيط زيست براي پايداري در برابر مخاطرات .
    ساخت تاسيسات عمومي و خانه ها به نحوي كه قادر به پايداري در برابر آثار مخاطرات نيستند.
    نداشتن سازو كارهاي مناسب ايمني مالي و اجتماعي .
    كشورها مي توانند خود را در برابر بلايا با سرمايه گذاري در روش هاي ساده و شناخته شده براي كاهش خطرپذيري و آسيب پذيري برگشت پذير سازند. بلايا ميتواند با اعمال استانداردهاي مربوطه ساخت وساز براي حمايت از زيرساخت هايي مانند مدرسه بيمارستانها و خانه ها كاهش داده شود. ساختمان هاي آسيب پذير مي توانند مقاوم شوند و به درجه بالاتري از ايمني برسند. حمايت از اكوسيستم هاي با ارزش مانند سواحل مرجاني جنگل هاي مردابي اجازه مي دهد تا اين اكو سيستم ها بعنوان يك مانع طبيعي در برابر طوفانها عمل كنند. بيمه و ابتكارات خرده سرمايه گذاري موثر مي تواند در انتقال خطرپذيري و فراهم نمودن منابع اضافي كمك نمايد.
    5 ـ تقويت آمادگي در برابر بلايا به منظور پاسخگوئي موثر در همه سطوح
    آماده بودن شامل ارزيابي خطرپذيري قبل از سرمايه گذاري در توسعه در همه سطوح جامعه و مردم را قادر مي سازد تا در برابر مخاطرات طبيعي برگشت پذيرتر باشند. آمادگي انواع زيادي از اقدامات را شامل موارد ذيل دربرمي گيرد :
    توسعه و آزمايش متداوم طرح هاي محتمل الوقوع
    تاسيس صندوق هاي اضطراري براي حمايت از آمادگي پاسخگوئي و اقدامات بهسازي
    توسعه رويكردهاي منطقه اي هماهنگ براي پاسخگوئي موثر به بلايا
    گفتگوي متداوم بين آژانس هاي مسئول پاسخگوئي برنامه ريزان سياست سازان و سازمان هاي توسعه اي .
    تمرين هاي مكرر آمادگي در برابر بلايا شامل مانورهاي تخليه مردم نيز در تضمين پاسخگوئي موثر و سريع كليدي هستند.
    طرح هاي موثر آمادگي و وجود يك سازمان موثر در مديريت موفق خيلي از بلاياي كوچك يا متوسط كه به نحو متناوبي اتفاق مي افتند در خيلي از جوامع كمك ميكنند. نمي توان از مخاطرات طبيعي پيشگيري كرد اما اين امكان وجود دارد كه آثار آنها را با كاهش آسيب پذيري مردم و زندگي آنها كاهش داد.
    چه نهادهايي مسئول اجراي چارچوب كاري هيوگو و كاهش خطرپذيري بلايا هستند
    همكاري و مشاركت در كاهش خطرپذيري بلايا حياتي هستند : كشورها سازمان هاي منطقه اي سازمان هاي بين المللي همگي داراي نقش هستند. جامعه مدني شامل داوطلبان و سازمانهاي جامعه محور جامعه علمي رسانه ها بخش خصوصي همه طرف هاي حياتي ) . نيز در اين خصوص مسئوليت دارد . اين سيستم متشكل از چندين سازمان ISDR ( هستند . سيستم استراتژي كاهش بلاياي سازمان ملل كشورها و جامعه مدني در سطح جهاني است و هدف همگي كاهش خسارتهاي ناشي از بلايا در جان انسانها و سرمايه هاي اقتصادي اجتماعي و محيط زيستي جوامع و ملتها است آنگونه كه در برنامه كاري هيوگو نيز بدان پرداخته شده است .
    در ژنو كه در برابر معاون دبيركل سازمان ملل پاسخگو مي باشد بعنوان يك كاتاليزور دلال و نقطه تماس ISDR در اين ميان دبيرخانه عمل مينمايد . دبيرخانه از تعهد نسبت به كاهش ISDR كاهش خطرپذيري بلايا در ميان مجموعه سازمان ملل و اعضا سيستم خطرپذيري بلايا و اجراي چارچوب كاري هيوگو و گزارش در زمينه پيشرفت كار حمايت و مدافعه گري مينمايد.