روزنامه جمهوري اسلامي 13/07/1387 صفحه سياسي
*****
زخم هاي نامرئي جنگ


  • نويسنده : پرت شوارتز
    جنگ به هيچ وجه ساده نيست . اصولا اين باور كه بگويم جنگ آسان است مثل اين است كه بگوئيم و بپذيريم كه در يك سفر طوفاني دريائي اندازه گيري جذر و مد و خيرآبها و گرداب هاي دريا قابل پيش بيني و اندازه گيري است .
    افت و خيزها و گرداب هاي روحي و رواني ناشي از جنگ به ويژه جنگ هائي كه نظاميان مجبورند بدون هيچ انگيزه ملي و ميهني و يا اعتقاد مذهبي در يك امر ناخواسته و نابرابر كه از سر بي عدالتي زورگوئي و قلدربازي به اصطلاح ابرقدرت ها و اميال شخصي سردمدارانشان صورت مي پذيرد شركت نمايند اغلب تا مدت هاي مديد پس از بازگشت نظاميان به وطن از جبهه هاي جنگ در آنها باقي خواهد ماند.
    نويسنده مقاله مي افزايد پيامدهاي جنگ گاهي جسمي است و نظاميان وادار مي كند خود را با زندگي روي صندلي هاي چرخ دار تطبيق دهند و يا بدون آنكه عذري را از دست بدهند به زندگي ادامه دهند. ليكن در بسياري از موارد اين نظاميان با چيزي به وطن باز مي گردند كه طبق آخرين گزارش موسسه پژوهشي و غيرانتفاعي « رند » آن را « زخم نامرئي جنگ » مينامد.
    اين زخم ها و جراحات كه همانا زخم ها و جراحات ناشي از تجربيات دست اول و دست و پنجه نرم كردن با وحشت ها و خطرات جنگ ميباشد طبق گزارش موسسه مزبور اغلب نامرئي و از چشم ها پنهان مي نماند. اين زخم ها در بسياري از موارد نه تنها از نگاه كلي اجتماع بلكه حتي از نگاه همقطاران اعضاي خانواده ها و دوستان بسيار نزديك نيز نامرئي و پنهان باقي خواهد ماند.
    امروزه با توجه به پيشرفت هاي علم پزشكي و بهبود اوضاع و احوال بيمارستان ها نظاميان كمتري در نتيجه جراحاتي كه در گذشته سبب مرگشان مي شد كشته ميشوند. ليكن يك واقعيت كماكان به وقت خود باقي است و آن اين كه پس از بهبودي جسماني و بازگشت نظاميان و جنگجويان به وطن و جامعه با دشمني روبرو خواهند گرديد كه به اين سادگي ها دست بردار آنها نيست . و اين دشمن چيزي نيست مگر افسردگي هاي ناشي از ضربات روحي و رواني جنگ كه به صورت يك نوع بيماري نامرئي در آنها باقي خواهد ماند. لذا ممكن است حتي نظاميان در هنگام ماموريت و در صحنه كارزار دچار زخم هاي جسمي هم نشوند ليكن حالتي را تجربه كنند كه پژوهشگران آن را « نگراني و فشارآفريني هاي جنگ » مي نامند.
    اين اصطلاح علمي در مورد تجربياتي استفاده ميگردد كه افراد نظامي در خلال جنگ با آنها روبرو ميشوند. اين تجربيات ممكن است در نتيجه مورد حمله قرارگرفتن ديدن اجساد مرده و يا كشته و مجروح شدن همقطاران و يا در اثر احساس گناه از كشتار و نابودي افراد بي گناهي كه شايد هيچ خصومتي با آنان نداشته باشند حادث مي گردد.
    شايد تا پنج سال پيش عبارت و يا واژه « اختلال ناشي از نگراني و فشار با ضربه روحي » صرفا براي كارشناسان سلامت رواني و پژوهشگران اصطلاح آشنائي محسوب ميشد. اما امروز كه نظاميان بيشتري با اختلالات روحي و رواني از افغانستان و عراق به وطن بازميگردند اين عبارت و واژه در فرهنگ لغت ملت آمريكا به صورت يك عبارت و واژه معمول و رايج درآمده است .
    « مركز ملي اختلال ناشي از نگراني و فشار با ضربه روحي » اين عارضه را اختلالي ناشي از هيجان و نگراني توصيف كرده مي افزايد اين عارضه ممكن است در پي تجربه يك ضربه روحي حادث شده سبب گردد كه قرباني احساس « ترس گيج و گنگي و يا عصبانيت » نمايد . اين اختلال كه علائم آن ابتدا در دهه 1349 به وسيله دانشمندان شناسائي گرديده است . مي تواند بجز از طريق نبردهاي نظامي از طرق ديگر ازجمله سواستفاده هاي جنسي و جسمي و يا تصادفات و يا فجايعي از اين قبيل نيز حادث شود.
    ليكن بنا به گزارش موسسه پژوهشي « رند » درصد هشداردهنده نظاميان بازگشتي از جنگ هاي پس از 11 سپتامبر مبتلا به اين اختلالات اين مسئله را به يك مسئله در سطح ملي رسانده است . طبق ارزيابي موسسه مزبور اكثريت بيماران مبتلا به اختلالات روحي و رواني مراجعه كننده به مراكز بهداشتي و روانشناسي دولتي و غيردولتي را نظامياني تشكيل ميدهند كه در خلال شش سال گذشته به نحوي از انحا در افغانستان و عراق خدمت كرده اند.
    طبق گزارش مزبور تا مهرماه 1386 چيزي نزديك به يك ميليون آمريكائي بعنوان بخشي از « عمليات آزادسازي افغانستان » و يا « عمليات آزادسازي عراق » به اين دو كشور اعزام گرديده اند . ارزيابي موسسه مزبور حاكي از آن است كه چيزي نزديك به 20 درصد از افراد اعزامي پس از بازگشت به وطن به زخم هاي روحي و رواني مبتلا بوده اند.
    گزارش مورد اشاره نتيجه گيري مي كند كه چيزي حدود320 هزار تن از پرسنل اعزامي به افغانستان و عراق پس از بازگشت قرباني اينگونه ضربات روحي ـ رواني و مغزي ميباشند كه عموما بر اثر انفجارهاي غيرمنتظره و... ميباشد.
    نگراني بيش از پيش گزارش مزبور از اين است كه بيش از 50 درصد قربانيان اين حوادث و كساني كه دچار اينگونه صدمات و ضربات روحي و مغزي گرديده اند به صورت حرفه اي مورد درمان و مداوا قرار نمي گيرند. گزارش مورد اشاره در همين رابطه مي افزايد حتي در مورد بيش از نيمي از قربانياني كه از خدمات پزشكي برخوردار ميشوند نيز صرفا درماني ساده صورت مي پذيرد.
    اين آمار هشداردهنده آشكار مي كند كه انبوه نظامياني كه به وطن باز مي گردند در تنهائي و بدون برخورداري از هرگونه راهنما و پشتيبان با ضربه هاي روحي زيان بار خود دست و پنجه نرم مي كنند. شايد يكي از دلائل عمده اقدام به خودكشي بسياري از مبتلايان روحي ـ رواني و به ويژه نظامياني كه از ميدان جنگ افغانستان و عراق به وطن باز مي گردند ناشي از همين تنهائي و بي پناهي ها باشد.
    بنابه گزارش نوين پژوهشگرانه « آرمن كتيان » خبرنگار اخبار تلويزيون سي . بي . اس در ماه آبان 1386 هر هفته 120 نفر از كساني كه در ارتش آمريكا خدمت كرده اند جان خود را مي گيرند . طبق اين گزارش در سال 1384 آمار خودكشي نظاميان آمريكائي در 45 ايالتي كه گزارش مزبور در آنجا تهيه گرديده است 6 هزار و 256 نفر اعلام گرديده است .
    آمار گردآوري شده توسط اين شبكه تلويزيوني همچنين آشكار مي سازد كه بيشترين ميزان خودكشي ها در بين نظاميان 20 الي 24 ساله كه پس از 11 سپتامبر به عراق افغانستان و يا ساير نقاط اعزام گرديده اند ميباشد . شايان ذكر است كه آمار خودكشي در بين نظاميان مزبور سه برابر غيرنظاميان در همين گروه سني ميباشد.
    اين اعداد و ارقام شگفت آور و تكان دهنده برخي از ناظران را متقاعد كرده است كه ميزان نظاميان و سربازان جنگ هاي پس از 11 سپتامبر كه بر اثر خودكشي جان باخته اند از تعداد كشته شده هاي ميدان جنگ بيشتر است .
    دكتر توماس اتيل رئيس « موسسه ملي سلامت و بهداشت رواني » در مصاحبه با خبرنگاران در اوايل ماه مه پيش بيني كرده است كه « ممكن است خودكشي ها و مرگ و ميرهاي ناشي از مسائل رواني در سال جاري نيز از كشته شده هاي ميدان جنگ پيشي گيرد » .
    دكتر « ليسا فايرستون » مدير پژوهش و آموزش « اتحاديه گلندون » در همين رابطه در گفتگوي اخير خود با واشنگتن پريزم ضمن « دردناك و تكان دهنده » خواندن اعداد و ارقام مزبور افزود اين آمار و ارقام صرفا بيانگر نوك بيرون مانده از كوه يخي است كه قسمت اعظم آن زير آب پنهان است » . نامبرده اعزام چند برابري و افزايش طول اقامت نظاميان در مناطق خطرناك و نامعلوم جنگي در عراق و افغانستان را يكي از عوامل عمده منجر به اختلالات توام با نگراني و فشار با ضربه روحي و قصد خودكشي در بين نظاميان آمريكا برشمرد.
    شدت گسترش اختلالات روحي ـ رواني و خودكشي در ميان نظاميان بازگشته از ميدان جنگ افغانستان و عراق كنگره آمريكا را نيز نگران و دست پاچه كرده است . « كميته امور نظاميان جنگي » مجلس نمايندگان در ارديبهشت ماه سال جاري متعاقب جلسه آذرماه سال گذشته اين كميته به منظور رسيدگي به « حقايقي درباره خودكشي هاي نظاميان جنگي » ضمن تشكيل جلسه اضطراري به بررسي طرحي براي برخورد مناسب با بحران مزبور از طريق « وزارت امور نظاميان جنگي » پرداخت .
    وزارت خانه مزبور كه در سال 1309 بعنوان يكي از ادارات مركزي تاسيس گرديد . مسئوليت دارد زمينه بيمه هاي درماني و ساير مزاياي مربوط به نظاميان ميدان هاي جنگ پس از بازگشت آنان به وطن را فراهم نمايد.
    « باب فيلنر » نماينده دمكرات كاليفرنيا و رئيس « كميته امور نظاميان جنگي » ضمن اشاره به نامه الكترونيكي خانم دكتر « ايراكاتز » معاون بهداشت و سلامت رواني وزارتخانه فوق الذكر به مسئولان ارشد وزارتخانه مزبور در تاريخ 25 بهمن سال گذشته كه با لحني لاپوشانه نوشته بود « هيس ! هماهنگ كننده هاي ما هر ماهه در حال شناسائي بيش از هزار تن از نظاميان از جنگ بازگشته اي ميباشند كه در مراكز پزشكي ما مبادرت به خودكشي مينمايند. فكر نمي كنيد لازم است پيش از آنكه افرادي تصادفا به اين موارد پي ببرند با دقت و نوعي آرامش به اين مسئله رسيدگي گردد »
    وي از نحوه عملكرد « وزارتخانه امور نظاميان جنگي » در رابطه با چگونگي برخورد آنان با بيماران مبتلا به بيماري هاي روحي و رواني ناشي از جنگ و همچنين بيماران روحي از جنگ بازگشته كه در نتيجه بلاتكليفي و از روي استيصال دست به خودكشي ميزنند شديدا انتقاد كرده و آقاي دكتر جيمز پيك . وزير و خانم دكتر ايراكاتز معاون بهداشت و سلامت رواني اين وزارتخانه را مسئول مستقيم اين فجايع قلمداد كرد.
    آرون گلانتز نويسنده كتاب « چگونه آمريكا عراق را از دست داد » و ويراستار تارنماي « جنگ به وطن مي آيد » در همين رابطه در گفتگو با نشريه واشنگتن پريزم ضمن « متهم نمودن دولت بوش افزود هيچ عذري وجود ندارد كه دولت بوش نتواند همانگونه كه ارتش را جهت حمله به افغانستان و عراق بسيج كرد « وزارت امور نظاميان جنگي » را نيز براي رسيدگي به اوضاع و احوال و درمان آنان بسيج نمايد. دولت بوش بجاي حمايت از نظاميان از جنگ بازگشته در واقع آنها را در زير كوهي از كاغذبازي اداري مدفون كرده است » .
    « دانيل آكاكا » سناتور دمكرات هاوائي نيز پس از گزارش « سي .بي .اس » اطلاعيه اي منتشر كرد كه بازتاب نگراني هايش در مورد آمار خودكشي هاي نظاميان از جنگ بازگشته مي باشد.
    در اين اطلاعيه وي مي افزايد « براي بسياري از نظاميان و مجروحان جنگ بازگشت به وطن از جبهه ها به مفهوم پايان نبرد نيست » ما براي تغيير شرائط موجود به چيزي فراتر از حرف نياز داريم . با بازگشت هرچه بيشتر نظاميان با « جراحت هاي نامرئي » به وطن مسئوليت دولت در قبال آنان بيشتر از پيش گرديده است . دولتي كه مردان و زنان نظامي را عليرغم ميل باطني و هرگونه انگيزه به جبهه هاي جنگ اعزام مي نمايد موظف است پس از بازگشت آنها بهترين خدمات درماني و تسهيلات رفاهي را در اختيارشان قرار دهد.
    منبع : نشريه واشنگتن پريزم
    پيامدهاي جنگ گاهي جسمي است و نظاميان را وادار مي كند خود را با زندگي روي صندلي هاي چرخ دار تطبيق دهند ليكن در بسياري از موارد اين نظاميان با چيزي به وطن باز مي گردند كه طبق آخرين گزارش موسسه پژوهشي و غيرانتفاعي « رند » آن را « زخم نامرئي جنگ » مي نامد
    بنا به گزارش موسسه پژوهشي « رند » اكثريت بيماران مبتلا به اختلالات روحي و رواني مراجعه كننده به مراكز بهداشتي و روانشناسي دولتي و غيردولتي را نظامياني تشكيل ميدهند كه در خلال شش سال گذشته به نحوي از انحا در افغانستان و عراق خدمت كرده اند
    گزارش مورد اشاره نتيجه گيري مي كند كه چيزي حدود320 هزار تن از پرسنل اعزامي به افغانستان و عراق پس از بازگشت قرباني اينگونه ضربات روحي ـ رواني و مغزي ميباشند كه عموما بر اثر انفجارهاي غيرمنتظره و... ميباشد
    انبوه نظامياني كه به وطن (آمريكا) باز مي گردند در تنهائي و بدون برخورداري از هرگونه راهنما و پشتيبان با ضربه هاي روحي زيان بار خود دست و پنجه نرم مي كنند. شايد يكي از دلائل عمده اقدام به خودكشي بسياري از مبتلايان روحي ـ رواني و به ويژه نظامياني كه از ميدان جنگ افغانستان و عراق به وطن باز مي گردند ناشي از همين تنهائي و بي پناهي ها باشد
    ارقام شگفت آور و تكان دهنده برخي از ناظران را متقاعد كرده است كه ميزان نظاميان و سربازان جنگ هاي پس از 11 سپتامبر كه بر اثر خودكشي جان باخته اند از تعداد كشته شده هاي ميدان جنگ بيشتر است
    هيچ عذري وجود ندارد كه دولت بوش نتواند همانگونه كه ارتش را جهت حمله به افغانستان و عراق بسيج كرد « وزارت امور نظاميان جنگي » را نيز براي رسيدگي به اوضاع و احوال و درمان آنان بسيج نمايد. دولت بوش بجاي حمايت از نظاميان از جنگ بازگشته در واقع آنها را در زير كوهي از كاغذبازي اداري مدفون كرده است »
    « دانيل آكاكا » سناتور دمكرات هاوائي : دولتي كه مردان و زنان نظامي را عليرغم ميل باطني و هرگونه انگيزه به جبهه هاي جنگ اعزام مي نمايد موظف است پس از بازگشت آنها بهترين خدمات درماني و تسهيلات رفاهي را در اختيارشان قرار دهد