روزنامه جمهوري اسلامي 08/07/1387 صفحه سياسي

  • اوكراين ; دومين كانون بحران در مرزهاي روسيه
  • دين گريزي در « اسراييل »
  • *****
    اوكراين ; دومين كانون بحران در مرزهاي روسيه




  • خروج حزب « ويكتور يوشچنكو » رئيس جمهور اوكراين از دولت ائتلافي « يولياتيموشنكو » باعث سقوط دولت ائتلاقي شد و رئيس پارلمان اوكراين مراتب سقوط دولت ائتلافي را رسما اعلام كرده است . اگرچه « يوشچنكو » احتمال خروج خود از ائتلاف را در هفته هاي پيش به صورت هشدارآميزي اعلام كرده بود ولي دولت ائتلافي در اين مدت بر روي راهكارهاي احتمالي براي خروج از بحران رايزني مي كرد و لي هيچ يك از راهكارهاي موردنظر به نتيجه نرسيد و دولت سقوط كرد.
    خانم « تيموشكنو » نخست وزير در اين فاصله سعي داشت رئيس جمهور و اطرافيانش را به ادامه همكاري با دولت ائتلافي با شرايط جديد متقاعد كند ولي توفيقي در اين زمينه به دست نياورد. حتي درخواستهاي نخست وزير براي ميانجي گري قدرتهاي خارجي و بويژه نقش آفريني واشنگتن براي ادامه حيات سياسي دولت « تيموشنكو » نيز بي نتيجه ماند.
    دولت ائتلافي همچنين نتوانست « وزنه جايگزين » در پارلمان را براي پركردن جاي طرفداران رئيس جمهور بيابد. چرا كه با درنظر گرفتن موقعيت سياسي و تعداد آرا طرفداران رئيس جمهور در پارلمان اوكراين جايگزيني اين تعداد آرا عملا امكان پذير نبود.
    بحران سياسي كنوني اوكراين از آنجا شدت گرفت كه طرفداران خانم « تيموشنكو » نخست وزير با تصويب طرحي در پارلمان اين كشور براي كاهش اختيارات رئيس جمهور عملا در برابر طرفداران يوشچنكو قرار گرفتند و درصدد تضعيف رئيس جمهور و طرفدارانش با استفاده از ظرفيتهاي قانوني پارلمان برآمدند. البته تيموشكنو و هوادارانش واقف بودند كه اين اقدام آنها بدون واكنش نخواهد بود ولي سعي داشتند از اين فرصت براي تقويت جبهه خود و تضعيف نسبي رئيس جمهور و هوادارانش بهره گيري كنند. همين موضع گيريهاي سياسي باعث شد كه رئيس جمهور عليه نخست وزير و هوادارانش در پارلمان هشدار دهد و آنها را به « كودتاي سياسي » عليه خود متهم كند. اصرار تيموشنكو و طرفدارانش براي ادامه راه در جهت كاهش اختيارات رياست جمهوري باعث تشديد بحران و سقوط دولت ائتلافي شده است .
    دولت اوكراين مطابق مفاد قانون اساسي اين كشور بايستي از حمايت اكثريت نمايندگان پارلمان برخوردار باشد. اين بدان معني است كه با كناره گيري طرفداران رئيس جمهور از ائتلاف پايه هاي دولت خانم تيموشنكو به قدري سست و ناپايدار شده كه چاره اي جز استعفا برايش باقي نگذاشته است . البته تا زمان تشكيل دولت جديد وي عهده دار مسئوليتهاي نخست وزيري خواهد بود اما براي اتخاذ تصميمات كليدي در خارج از قلمرو مسائل روزمره مجاز به اقدام نخواهد بود.
    بدين ترتيب شكاف در جبهه دولت مخملين اوكراين ابعاد تازه اي به خود گرفته و بنظر مي رسد كه ريشه هاي اين بحران سازي به سفارت آمريكا در « كيف » ختم مي شود. مسئله اينست كه استراتژي واشنگتن در قبال روسيه و كشورهاي پيرامونش در پرتو تحولات قفقاز دچار تغييراتي شده و مولفه هاي جديدي بر آن افزوده شده كه تا پيش از اين موضوعيت نداشت يا حتي ضرورتي در اين زمينه احساس نمي شد. ماجراي « اوستياي جنوبي » و تهاجم نظامي گرجستان با تمامي پيامدهايش نيازمند آرايش سياسي ـ نظامي جديدي نزد متحدين واشنگتن در كشورهاي همسايه روسيه است .
    طرح موضوع كاهش اختيارات رياست جمهوري از جانب هواداران خانم تيموشنكو در پارلمان در واقع فرصتي براي تدارك وي و همدستانش براي كسب اعتبار بيشتر نزد آمريكا به منظور انجام ماموريتهاي بعدي تلقي مي شود. شايد نخست وزير با در نظر گرفتن موقعيتش در پارلمان كه توانسته است طرح كاهش اختيارات رياست جمهوري را به تصويب برساند براي ادامه اين بازي وسوسه شده است . كاملا طبيعي است كه نخست وزير و هوادارانش انتظار واكنش اعتراض آميز رئيس جمهور و طيف هوادار وي را داشته اند ولي گويا در مورد سقوط دولت بر اثر خروج رئيس جمهور از ائتلاف مطمئن نبوده اند.
    احتمال جدي تر اينكه اوكراين امروزه به صحنه اي براي زورآزمائي علني مسكوـ واشنگتن تبديل شده و آنچه اكنون در اين كشور شاهد آن هستيم پيامدهاي همين زورآزمائي ها مي تواند باشد. واشنگتن در پرتو تحولات قفقاز خواستار تسريع در روند پيوستن اوكراين و گرجستان به ناتو است ولي متحدين اروپائي واشنگتن در ناتو اعتقاد چنداني به پرشتاب كردن روند توسعه ناتو ندارند و معتقدند « خيز ناتو » به سمت مرزهاي روسيه بايستي سنجيده تر و با پيامدهاي سياسي ـ اقتصادي كمتر و قطعا بدون پيامدهاي نظامي باشد.
    متحدين اروپائي واشنگتن اگرچه با آمريكا در بسياري از جهات همكاري مي كنند ولي با درنظر گرفتن موقعيت استراتژيك روسيه و تاثير آن بر « امنيت انرژي اروپا » مايل نيستند رهبران كرملين را با اتخاذ تدابير و اقدامات تحريك آميز عليه خود بشورانند. اين نكته دقيقا به اصلي ترين « وجه تمايز » سياستهاي دوسوي آتلانتيك تبديل شده و دولتهاي اروپائي مراتب نگراني و ترديد خود را نسبت به تصميمات واشنگتن در اين زمينه پنهان نمي سازند.
    دقيقا به همين دليل است كه بي ثباتي امروز اوكراين تمامي مشخصه هاي مورد انتظار بعنوان يك « طرح آمريكايي » را با خود بهمراه دارد و دومين اقدام نه چندان پنهان واشنگتن براي بحران سازي در پشت مرزهاي روسيه ارزيابي مي شود. وجوه مشترك بحران اوكراين و بحران گرجستان كم نيستند اگرچه وجه تمايز اين دو پديده نيز قابل توجهند. بررسي فهرست وجوه تمايز و اشتراك اين دو پديده درك بهتري را براي ما ايجاد كند.
    1 ـ هر دو كشور تا قبل از فروپاشي اتحاد شوروي جزو اقمار كرملين و حياط خلوت روسيه محسوب مي شده اند .
    2 ـ در هر دو كشور دافعه هاي نسبتا شديدي نسبت به مسكو وجود دارد كه عموما علني شده و به وضوح بطور رسمي بيان مي شود و مبناي تصميم سازيهاي آشكار قرار گرفته است .
    3 ـ هر دو كشور درصدد پيوستن به ناتو هستند و اگرچه براي انجام اين ديدگاه خود بي ميل نيستند . ولي از عواقب آن و مشخصا از واكنش هاي احتمالي روسيه نگرانند.
    4 ـ آمريكا و ناتو براي جذب هر دو كشور به جمع اعضاي ناتو اشتياق فراوان دارند و بلكه حريصند . انگيزه هاي اصلي آمريكا براي پيوستن گرجستان و اوكراين به ناتو در ظاهر افزايش امنيت اين دو كشور و تضمين منافع ملي آنها معرفي شده ولي هدف اصلي آمريكا و ناتو خيز برداشتن در جهت مرزهاي روسيه و استقرار ارتشها و شبكه راداري و استراق سمع ناتو در پشت مرزهاي روسيه است .
    5 ـ در هر دو كشور اختلاف نظر شديدي در ميان سياستمداران در خصوص پيوستن يا نپيوستن به ناتو و همچنين شيوه زمان و شروط موردنظر براي نزديكي بيشتر به ناتو و آمريكا وجود دارد و بعضا معتقدند كه نبايستي تصميمات آنها باعث تحريك مسكو به انجام اقدامات خصمانه و تنبيهي شود.
    البته وجوه تمايز نيز قابل توجهند. اوكراين يك كشور كمابيش صنعتي اروپائي محسوب مي شود ولي گرجستان از چنين موقعيتي برخوردار نيست و ضمن آنكه فاقد ظرفيتهاي صنعتي است در آسيا واقع شده كه البته فاصله قابل ذكري با بدنه ناتو دارد. اين موارد هريك به تنهايي مي تواند حاوي « مزيت نسبي » براي اوكراين و گرجستان باشد و در ميدان عمل باعث شده است كه انگيزه هاي آمريكا و ناتو براي پيوستن آنها بيش از انگيزه هاي « كشورهاي هدف » باشد.
    تصادفي نيست كه امروزه واشنگتن و سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) تعمدا سعي دارند اهداف و برنامه هاي خود را به اين دو كشور تحميل كنند و خواسته هاي خود را در پوششي ارائه كنند كه « نياز » گرجستان و اوكراين معرفي شود!
    اينكه بحران سياسي اوكراين به كجا ختم مي شود و چه پيامدهايي را به همراه داشته باشد كاملا روشن نيست ولي دريك نكته ترديد نيست كه روند كنوني تحولات اين كشور دقيقا مرتبط با موضوع پيوستن اوكراين به ناتو و « وزن كشي جناحهاي سياسي اوكراين » در صحنه شكل گيري ساختار سياسي جديد اين كشور است . اين پديده در تعيين جدول زماني براي پيوستن اوكراين به ناتو يا حتي تعليق موقت يا دائم اين طرح نقش اساسي خواهد داشت .
    استراتژي واشنگتن در قبال روسيه و كشورهاي پيرامونش در پرتو تحولات قفقاز دچار تغييراتي شده و مولفه هاي جديدي بر آن افزوده شده كه تا پيش از اين موضوعيت نداشت يا حتي ضرورتي در اين زمينه احساس نمي شد
    اوكراين امروزه به صحنه اي براي زورآزمائي علني مسكوـ واشنگتن تبديل شده و آنچه اكنون در اين كشور شاهد آن هستيم پيامدهاي همين زورآزمائي ها مي تواند باشد. واشنگتن در پرتو تحولات قفقاز خواستار تسريع در روند پيوستن اوكراين و گرجستان به ناتو است ولي متحدين اروپائي واشنگتن در ناتو اعتقاد چنداني به پرشتاب كردن روند توسعه ناتو ندارند و معتقدند « خيز ناتو » به سمت مرزهاي روسيه بايستي سنجيده تر و با پيامدهاي سياسي ـ اقتصادي كمتر و قطعا بدون پيامدهاي نظامي باشد
    بي ثباتي امروز اوكراين تمامي مشخصه هاي مورد انتظار بعنوان يك « طرح آمريكايي » را با خود بهمراه دارد و دومين اقدام نه چندان پنهان واشنگتن براي بحران سازي در پشت مرزهاي روسيه ارزيابي مي شود
    انگيزه هاي اصلي آمريكا براي پيوستن گرجستان و اوكراين به ناتو در ظاهر افزايش امنيت اين دو كشور و تضمين منافع ملي آنها معرفي شده ولي هدف اصلي آمريكا و ناتو خيز برداشتن در جهت مرزهاي روسيه و استقرار ارتشها و شبكه راداري و استراق سمع ناتو در پشت مرزهاي روسيه است
    اينكه بحران سياسي اوكراين به كجا ختم مي شود و چه پيامدهايي را به همراه داشته باشد كاملا روشن نيست ولي دريك نكته ترديد نيست كه روند كنوني تحولات اين كشور دقيقا مرتبط با موضوع پيوستن اوكراين به ناتو و « وزن كشي جناحهاي سياسي اوكراين » در صحنه شكل گيري ساختار سياسي جديد اين كشور است

  • *****
    دين گريزي در « اسراييل »




  • يك تحقيق جديد در اسراييل نشان مي دهد 25 درصد از جوانان يهودي ساكن اين رژيم از دين برگشته و بي دين شده اند و تمامي شيوه هاي زندگي دينداري را رها كرده اند.
    نتايج اين تحقيق در پايان هفته گذشته در يك كنفرانس در قدس اشغالي با شركت خاخام هاي بزرگ و مربيان يهودي مورد بررسي قرار گرفت تا راهي براي پايان دادن و يا محدود كردن و ممانعت از گسترش آن بيابند. اين تحقيقات نشان مي دهد كه پديده دين گريزي تنها محدود به خانواده هاي متدين ساكن شهرها و محله هاي مختلف كه داراي ساكنان متدين و بي دين هستند نمي باشد بلكه اين پديده پديده رايج جوامعي شده است كه تمامي ساكنان آن متدين هستند.
    بر اساس اين تحقيق نشانه هاي اين تحول عدم استفاده از كلاه هاي تزيين شده مخصوصي است كه از ويژگي هاي جريان دينداري يهودي مي باشد اين افراد همچنين خانواده خود را ترك مي كنند و در مناطق لائيك نشين ساكن مي شوند و به قداست روز شنبه اعتقادي ندارند و غذاهايي را مي خورند كه مطابق تعليمات دين يهود مجاز به خوردن آن نيستند.
    اين تحقيق همچنين نشان مي دهد كه بعضي از مسئولان امور متدينين فرزندان لائيك خود را از خانواده هاي خود طرد كرده اند تا مبادا افكار و انديشه و رفتار آنان بر ساير فرزندان تاثير بگذارددر اين تحقيق آمده است كه پدري دخترش را كه مرتد شده بود از خانه بيرون كرد تا ديگر فرزندانش تحت تاثير وي قرار نگيرند. پروفسور شراقا فيرمان كه خود زن متديني است از دو تن از پسران از دين برگشته خود خواسته است كه ديگر با وي ديدار و ملاقات نكنند.
    بدنام كردن لائيك ها
    از جمله مواردي كه خاخام ها و مربيان يهودي در مورد آن به توافق رسيده اند ارائه فيلم هاو نمايش نامه هايي براي رسوايي و بدنامي لائيك هاست تا جوانان متدين از اين طبقه دوري كنند در سالن همين همايش نمايشي به اجرا درآمد كه تصويري از مرتدين را در قالب انسان هاي معتاد و ولگرد به نمايش مي گذاشت و در عوض از دينداران يهودي چهره اي موجه و مورد قبول ارائه مي كرد.
    شركت كنندگان در اين كنفرانس همگي در اين مورد كه دين گريزي و گرايش به سوي بي ديني ريشه در تغييرات اجتماعي و اقتصادي جامعه اسراييل دارد با هم اتفاق نظر داشتند. آنان بر اين باورند كه آزادي عمل جوانان متدين در مورد انتخاب محل سكونت نيز در اين زمنيه تاثير فراواني داشته است .
    شركت كنندگان در اين كنفرانس بر اين نكته نيز تاكيد كردند كه ويژگي ها و تلاش هاي فرهنگي و ارزشي جامعه نتوانسته است در مقابل جهاني شدن و اينترنت از خود استقامت و پايداري نشان دهد به گونه اي كه اين عوامل نتوانسته اند خواسته هاي جوانان را برآورده سازند.
    لازم به ياد آوري است كه پيروان جريان ديني تنها ده درصد از ساكنان يهودي اسراييل را تشكيل مي دهند و جريان ديني ارتدوكسي نيز هفده درصد آنان را در بر مي گيرد ولي با اين حال جريان ديني صهيونيست ها در مورد جذب نيرو براي ارتش و به عهده گرفتن فرماندهي اين ارگان نقش اساسي را بازي مي كند و از اهميت ويژه اي برخورددار است .
    منبع : مركز اطلاع رساني فلسطيني