بسم الله الرحمن الرحيم
به همان اندازه كه انتظار مهرباني از گرگ داشتن نادرست است
انتظار احترام و عدالت از سردمداران دولت آمريكا داشتن نيز نادرست
و بيهوده است .
تقسيم دولت ها و كشورهاي امروز جهان به مستكبر و تحت ستم
يك تقسيم اعتباري متكي به توهم يا برنامه هاي تبليغاتي نيست .
امروز واقعا تعدادي از دولت ها باخوي استكباري اداره مي شوند و چون اقتضائات عصر ارتباطات موجب شده است كل جهان به يك
دهكده شبيه شود
دولت هاي استكباري همانند كدخداي دهكده مايل هستند بر همه مقدرات اهالي حاكم باشند. خوي استكباري يك
خصلت ذاتي است كه بسياري از قدرتمندان به آن مبتلا مي شوند و رهائي از آن هر چند محال نيست اما بسيار مشكل است .
در جهان امروز
آمريكا در راس قدرت هاي استكباري قرار دارد و چون بيش از ديگران احساس قدرت مي كند ابتلاي او به خوي
استكباري و زياده خواهي و سلطه طلبي بيش از ساير قدرت هاي سلطه گر است . شناخت امام خميني از آمريكا شناخت كاملا درستي بود
كه عناويني از قبيل « شيطان بزرگ » و « ام الفساد قرن » را براي اين موجود سلطه طلب بكار بردند. ايشان در تمام سخنراني ها و پيام هايشان
فساد ذاتي سردمداران آمريكا را به مخاطبان خود يادآور مي شدند و حتي مفاسدي از قبيل غده سرطاني اسرائيل در گوشه و كنار جهان را
نيز زائيده آمريكا ميدانستند. با همين نگرش دقيق و عميق بود كه امام خميني معتقد بودند و همواره تاكيد مي كردند رابطه امثال ما با
آمريكا رابطه گرگ و ميش است و تا مفسده آمريكا ريشه كن نشود ملت ها امكان زندگي سالم و همراه با صلح و آرامش نخواهند يافت .
با توجه به همين تفكر مبنائي بود كه امام خميني بارها ميفرمودند همه قلم ها و زبان ها بايد آمريكا را نشانه بگيرند
همه فريادها بايد
بر سر آمريكا كشيده شود
همه بايد براي مبارزه با آمريكا بسيج شوند و همه ملت ها بايد براي مقابله با فسادي كه آمريكا در جهان ايجاد
كرده هماهنگ عمل كنند. اين
يك طرح دقيق مبارزاتي براي نجات ملت ها از جنگ ها
جنايات و مفاسدي است كه گريبانگير جهان
امروز شده است .
از اين نگاه روشن كاملا فهميده مي شود كه سياست امام خميني در مواجهه با آمريكا سياست تهاجمي بود. اين
همان سياستي است
كه قرآن كريم براي پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و همه مسلمانان ترسيم كرده و فرموده : « محمد رسول الله والذين معه اشدا
علي الكفار رحما بينهم » . براساس اين سياست قرآني
باقدرت مستكبر و متجاوزي همچون آمريكا بايد با زبان قدرت سخن گفت و با
مسلمانان و خودي ها با زبان مهر و عطوفت .
بدين ترتيب « ابراز علاقه به برقراري روابط با آمريكا براساس عدالت و احترام » و انتظار پديد آمدن « تغييرات مثبت در رفتار آمريكا »
چيزي بيش از يك توهم نيست . چنين نگاهي قطعا با سياست بيان شده توسط قرآن كريم و آنچه از سياست تهاجمي امام خميني در برابر
قدرت هاي استكباري بويژه آمريكا سراغ داريم منطقي نيست . تجربه عملي نيز اين واقعيت را به اثبات رسانده است . اظهارات خصمانه
مقامات دولت بوش در روزهاي اخير عليه نظام جمهوري اسلامي از يكطرف و آنچه « اوباما »
نامزد حزب دموكرات براي رياست
جمهوري آينده آمريكا
در ابراز خصومت با جمهوري اسلامي ايران و حمايت از رژيم صهيونيستي گفته است از طرف ديگر نشان
ميدهند خوي استكباري در وجود سران آمريكا ريشه دوانده و از آنها جدا شدني نيست . اوباما صريحا گفته است : « تهديدي كه برنامه
هسته اي ايران ايجاد كرده خطرناك است و اكنون وقت آن رسيده كه آمريكائي ها درباره ضرورت اعمال تحريم شديدتر و افزايش فشار بر
ايران متحد شوند » . اوباما
حتي رقيب خود « جان مك كين » نامزد حزب جمهوريخواه براي رياست جمهوري آينده آمريكا را براي انتشار
اعلاميه اي مشترك عليه جمهوري اسلامي ايران دعوت كرد. وي پيشنهاد كرد در اين اعلاميه مشترك
دولت آمريكا و شركت هاي
خصوصي آمريكائي مناسبات خود را با همه شركت هائي كه با ايران همكاري دارند قطع كنند.
اظهارات اوباما
روشن ترين دليل بر ريشه دار بودن خوي استكباري حتي در وجود كساني است كه در آرزوي ورود به كاخ سفيد
هستند چه رسد به كساني كه وارد كاخ سفيد شده اند و چند صباحي در آن اقامت داشته اند. اين واقعيت
همانست كه موجب شد امام
خميني 30 سال قبل
آمريكا را « شيطان بزرگ » بنامد و لبه تيز حملات خود را متوجه سردمداران كاخ سفيد نمايد .
اين سياست تهاجمي بعد از امام خميني نيز توسط رهبري انقلاب ادامه يافته و حضرت آيت الله خامنه اي باشناخت دقيقي كه از
ماهيت سردمداران آمريكا دارند همواره با سياست تهاجمي و افشاگرانه
سردمداران كاخ سفيد را به موضع دفاعي كشاندند و از اين
واقعيت هرگز غفلت نورزيدند كه از ام الفساد قرن هرگز نمي توان انتظار احترام و عدالت داشت
زيرا شيطان همواره شيطان است و از
شيطان انتظاري جز شيطنت نيست . شيطان براي هيچكس احترام قائل نيست و عدالت اولين چيزي است كه براي رسيدن به اهداف خود
آنرا قرباني مي كند. انتظار پديد آمدن تغييرات مثبت در رفتار دولتمردان آمريكائي فقط يك ساده انديشي است و ملت هاي آزاديخواه براي
رها شدن از شر آمريكا راهي جز مبارزه بي امان عليه اين ام الفساد قرن ندارند. ساده انديشي ها را بايد كنار گذاشت و به سياستي كه امام
خميني و خلف صالح ايشان در مواجهه با آمريكا در پيش گرفتند و تا امروز به پيش برده اند همه بايد گردن نهند. تصميم گيري درباره
چگونگي برخورد با آمريكا و اصولا ورود به عرصه هاي مختلف اين مقوله از اختيارات رهبري است و ديگران نبايد وارد اين عرصه
شوند.

|