قسمت ششم
دو جلد هشتم و نهم از مجلدات تفسير موضوعي علامه جوادي آملي به موضوع « سيره رسول اكرم (ص ) در قرآن » اختصاص يافته
است .
مطالب مربوط به سيره رسول گرامي اسلام (ص ) در ده بخش سامان دهي شده است
كه عناوين آنها بدين قرار است : شاخصه هاي
برتر رسول اكرم بر پيامبران
احتجاج هاي توحيدي رسول اكرم با سيره توحيدي و شئون رسول اكرم
سيره رسالتي پيامبر اكرم
عصمت
اعجاز و معراج پيامبر اكرم
رسالت جهاني پيامبر و وظايف ديگران در قبال آن
سيره احتجاجي رسول اكرم
سره رسول اكرم در ياد معاد
با سيره رسول اكرم در توجه به قرآن
وصايا و مواعظ قرآني رسول اكرم .
پيامبر اكرم و قرآن
از نگاه آيت الله جوادي آملي رسول گرامي اسلام (ص ) نه تنها قرآن ممثل و اسوه جهانيان است و صراط مستقيمي كه بايد آن راه را سالك
بود تا به سعادت رسيد
كه در همه مراتب قرآن حضور عيني داشت . « قرآن كريم داراي نشئه كثرت
تفصيل
تركيب و نشئه وحدت
بساطت و اجمال است ... نازل ترين مرحله قرآن عربيت آن است كه پيغمبر اين لفظ عربي را نيز توسط جبرئيل (عليه السلام ) مي شنيد و
عاليترين مرحله آن
ام الكتاب است كه پيامبر با علم لدني آن را فرا مي گرفت . »
معراج پيامبر(ص )
درباره معراج حضرت ختمي مرتبت (ص ) آيت الله جوادي آملي مي گويد : « معجزات علمي و عملي حضرت رسول اكرم صلي الله
عليه واله وسلم « معراج » است كه در سايه عبوديت حاصل شده و قرآن كريم و روايات از آن به عظمت ياد مي كنند. » معراج پيامبر
اكرم (ص ) در شب رخ داد
چرا كه « هر تكاملي گرچه در روز و شب ميسر است
ولي تحقق آن در شب بهتر است
البته در صورتي كه
انسان در شب مانند روز آشفته نباشد... آنان كه در شب همچون روز « سبح طويل » دارند
شب آنان مانند روزشان سياه است ولي كساني
كه شب را روشن نگاه مي دارند شب و روزشان هر دو روشن است
چنانكه گفته اند : « شب مردان خدا روز جهان افروز است » .
استاد بر اين عقيده است كه : « ظاهر اين است كه عروج در بيداري صورت گرفته است نه در خواب . » ايشان تصريح مي كنند : « معراج در
بيداري بود نه در خواب
در مكه بود نه در مدينه
جسماني و روحاني بود نه خصوص روحاني
گرچه ادراك و شهو و غيب از آن روح
است نه جسم . » استاد يكي از ره آوردهاي معراج حضرت رسول (ص ) را نماز مي داند كه از معراج تنزل كرده است و راه عروج را به ما
نشان مي دهد و : « رسول اكرم صلي الله عليه واله و سلم در معراج به آن اصل رسيد و فرع آن به عالم طبيعت تنزل كرد پس با اعتصام به
حبل الله و نلغزيدن در حركت و نجات از چاه طبيعت
از فرع نماز مي توان به اصل آن واصل شد. »
مفسر حكيم در ادامه اين بحث متذكر مي شوند كه : « چون معراج هاي متعددي براي رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم حاصل شد
و محتمل است همه آنها يكسان نبوده باشد
از اين رو اگر اختلافي در بين روايات و نيز تفاوتي در ظواهر بعضي از آيات و يا اختلافي در
كلمات مفسران قرآن و روايات رخ دهد
در صورتي كه آن اختلافها و تفاوتها با تعدد عروج قابل جمع باشد
مي توان همه آنها را با تعدد
معراج برطرف كرد. »
چنانكه در تذكري روشنگرانه مي فرمايد : « در تحليل و تبيين معراج جسماني نبايد افراط شود
به طوري كه همه امور روحاني و
معنوي آن به صورت يك سلسله امور مادي توجيه گردد
بلكه بايد سهم معراج روحاني كه بيش از معراج جسماني است ملحوظ شود.
حفظ حدود هر كدام از معراج جسماني و روحاني به اين است كه اولا رسول گرامي صلي الله عليه واله وسلم در همه حالات عروج و
اسرا داراي بدن بود
چنانكه همه شئون معراج در بيداري بود. ثانيا سير بدن و انتقال آن خواه در اسرا و خواه در معراج از عالم طبيعت
تعدي نكرد و هرگز به ماورا طبيعت راه نيافت . »
ثمرات رسالت پيامبر
پيامبر خاتم (ص ) با رسالت جاودانه و جهان شمول خود نسخه كامل سعادت و كمال را براي انسان آورد و رسالت او براي بشر
ثمرات و بركات فراواني داشته است . مفسر حكيم علامه جوادي آملي در اين زمينه مي گويد : « بركات رسالت پيامبر در جامعه بشري به
دو دسته مستقيم و غير مستقيم يا اصلي و فرعي تقسيم مي شود. مهم ترين هدف مستقيم رسالت نوراني كردن جامعه بشري در سايه
تجرد روح
تهذيب نفس
اقتدا بر شهود حق و رويت بسياري از حقايق غيبي و عيني جهان آفرينش است كه در پرتو عقيده
خلق و عمل
صالح فراهم مي گردد. رسالت رسول گرامي صلي الله عليه واله وسلم در تامين تمدن
آشنا كردن جوامع بشري به حقايق جهان هستي از
لحاظ معرفت و به اصول ارزشي از لحاظ عبادت خدا و اخلاق فاضله
و استقرار نظام ارزشمندي بر پايه (قد افلح من تزكي ) و از بين
بردن نظام منحطي كه بر پايه (قد افلح اليوم من استعلي ) استوار بود تاثير مستقيم داشت . چنانكه تواضع و فروتني را جايگزين استكبار و
تفاخر به مال وقوم و عشيره كرد و تكاثر باطل و سراب را به كوثر ناب مبدل ساخت . » ايشان در ادامه اقامه قسط و عدل
اتحاد و از ميان
برداشتن اختلافات
حفظ مرزهاي اسلامي و عدم هراس از بيگانگان و ايجاد رعب در قلوب قاسي تبهكاران را بخشي از هدف هاي غير
مستقيم و فرعي رسالت رسول اكرم (ص ) معرفي مي كنند.
ولايت و سعادت جامعه
در فصل پنجم از بخش هفتم
تجلي ولايت در نبوت و امامت مورد بررسي و تفسير قرار گرفته است كه استاد بزرگوار به پرتوي از
ولايت در تامين سعادت جامعه اينگونه مي پردازند : « امام صادق عليه السلام » در ترسيم جامعه اي كه ولايت در اداره آن متجلي است
مي فرمايد : جامعه اي كه از شش اصل برخوردار باشد
نظام زندگي آنها
نظام زنده اسلامي است و مردم آن از زندگي سعادتمند
برخوردارند. سه اصل از اين اصول به مزاياي طبيعي بر مي گردد و از منافع به شمار مي رود
زندگي در سرزميني گواراست كه داراي هواي
سالم و آب فراوان و زمين آماده كشت باشد. مردم چنين جامعه اي كه هم داراي شرايط زيست محيطي و بهداشتي مساعد است و هم
داراي زمينه هاي اقتصادي مناسب
خودكفا خواهند بود.
سه اصل ديگر آن به مسائل معنوي بر مي گردد كه هيچ جامعه اي از اين سه اصل بي نياز نيست و اگر جامعه اي اين سه اصل را از دست
داد
زندگي آنها زندگي و حيات انساني نخواهد بود... يكي از آن سه اصل
فقاهت و دانايي و پارسايي است (فقيه عالم ورع ). فقيه جامعه
بايد هم فقه اكبر را كه اصول دين
معارف الهي و علوم عقلي است
خوب بداند و هم به فقه اصغر كه فروع و احكام دين و حدود الهي
است
آشنايي كامل داشته و گذشته از مقام فقاهت به مسائل مورد نياز اجتماع
آگاه باشد و نيز از نظر اخلاقي و تهذيب روح
پارسا و
وارسته باشد. اصل ديگر تخصص در طب
در كنار وثاقت و طمانينه است
يعني از راي عالمانه او جامعه آرامش خاطر داشته باشد
(طبيب بصير ثقه ) كه هم در علم و هم در اخلاق و تعهد
شايسته اطمينان است . اصل سوم از اصول سه گانه مزبور
فرمانرواي خيرخواه
نافذ الكلمه است (امير خير مطاع ). اگر جامعه اي در كنار آن سه اصل طبيعي و مادي
فرمانرواي خير خواه كه مردم و نيروهاي مسلح از او
اطاعت كنند و نيز طبيبي صادق و امين و فقيهي آگاه و پارسا داشت
آن جامعه متمدن راستين خواهد بود.
دعوت به قرآن
سيره رسول اكرم در توجه به قرآن ابعاد و جوانب گونه گوني دارد كه در بخش نهم بدان پرداخته شد
اما يكي از آنها دعوت نبي
مكرم (ص ) به قرآن است . آن حضرت اصحاب و امت خود را در هر حال
بويژه در حوادث و خطرات و تاريكي ها سفارش فرمود كه به
قرآن روي آورند. « پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله وسلم فرمودند : كسي كه خداوند قرآن را به او عطا كرده
اگر بپندارد كه بهره ديگران بيش
از بهره اوست
بزرگي را كوچك و كوچكي را بزرگ شمرده است . رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم چون به امتش علاقه مند بود
تلاش مي كرد تا آنها را به كمال انساني برساند و چون بر جسته ترين كمال ها در پرتو درك معارف قرآن و عمل به احكام آن به دست
مي آيد
سعي مي كرد تا مردم با قرآن مانوس باشند و آن را خوب بفهمند و به فهميده هاي خود كاملا عمل كنند.
تهذيب
ره آورد مشترك انبيا
در بخش پاياني كه وصايا و مواعظ قرآني رسول اكرم (ص ) مورد بحث و تفسير قرار گرفته مي خوانيم : « ابوذر از رسول گرامي صلي الله
عليه واله وسلم سئوال كرد : آيا مطلبي در قرآن يافت مي شود كه در كتاب هاي انبياي گذشته هم آمده باشد آن حضرت فرمود : آري و آن
عبارت است از اهميت و فضيلت خودسازي و تهذيب و تزكيه روح كه بهترين و برجسته ترين مسايل انساني است : (قدا فلح من تزكي و
ذكر اسم ربه فصلي بل توثرون الحياه الدنيا و الا خره خير و ابقي ان هذا لفي الصحف الا ولي صحف ابراهيم و موسي ). خداوند سبحان
تزكيه روح و ياد حق و نماز را زمينه فلاح و رستگاري مي داند.
كسي كه زمين را كندو كاو و آبياري مي كند تا بذر را شكوفا ساخته
آن را از پوسيدگي رهايي بخشد
به « فلاح » موسوم است و بر اين
اساس مفلح كسي است كه بذر توحيد و فطرت را در مزرعه دل شكوفا كرده
آن را به ثمر مي رساند. »
پيامبر اكرم (ص ) تواضع و فروتني را جايگزين استكبار و تفاخر بهمال و قوم و عشيره كرد
و تكاثر باطل و سراب را ب كوثر
ناب مبدل ساخت
اقامه قسط و عدل
اتحاد و از ميان برداشتن اختلافات
حفظ مرزهاي اسلامي و عدم هراس از بيگانگان و ايجاد رعب در
قلوب قاسي تبهكاران بخشي از هدف هاي رسول اكرم (ص ) بود

*****
ثمرات فروتني
|
حضرت علي (ع ) فرمود :
با فرمانروا از روي حذر و پرهيز و با دوست از روي تواضع و فروتني همراهي كن .
فروتني اساس خردمندي و تكبر و غرور اساس جهل و ناداني است .
فروتني و تواضع در حال رفعت و بلندي مانند گذشت در حال قدرت است .
فروتني
زكات بزرگي و شرف است .
فروتني
افتاده را بالا مي برد.
فروتني
نتيجه و حاصل دانش است .
برترين خلق و خوي
فروتني و بردباري و به نرمي رفتار كردن است
بلند مرتبه ترين مردم كسي است كه نفس خود را كوچك و متواضع قرار دهد.
در برابر خداوند فروتن و متواضع باش
كه تو را سربلند مي كند.
فروتني و تواضع شريف و بزرگوار
او را به بزرگي مي رساند.
حاصل فروتني و تواضع
شرافت و بزرگواري است .
چيزي همچون تواضع
بزرگواري و شرافت در پي ندارد.

| |