روزنامه جمهوري اسلامي 30/06/1387 صفحه امام
*****
انسان كامل و الگوي جامع




  • رهيافت هايي از انديشه هاي امام خميني درباره جامعيت شخصيت اميرمومنان (ع ) و برداشت هاي انحرافي از سيره و روش آن پيشواي الهي
    اسلام به دنبال تربيت و پرورش انسان كامل است و مجموعه اي به نام دين كه از معارف و تعاليم و دستورالعمل هاي
    گوناگون در همه ابعاد و شئون زندگي دنيا تشكيل مي شود در پي پروردن چنين موجودي مي باشند.
    انسان كامل كيست چه مشخصه هايي دارد چگونه مي توان او را شناخت و چسان بايد به اين مرتبه راه يافت
    انسان كامل سطح انديش نيست كه عميق است . يكسو نگر نيست كه همه سونگر است . نه خاكي محض است و نه افلاكي مطلق كه هم خاكي و هم افلاكي است .
    نه درجسم و تن خلاصه مي شود و نه درروح و روان كه او جسم و روح را در كنار هم مي پرورد. هم عابد است و هم مجاهد. هم به امور فردي اهتمام مي ورزد و هم به امور اجتماعي . ديانت را از سياست جدا نمي داند. هم دنيا را دارد و هم آخرت را. همچنان كه مهر دارد قهر دارد. همچنان كه فعاليت هاي فردي دارد به كوشايي هاي اجتماعي نيز مي پردازد. راغب به فعاليت هاي اقتصادي است و نان از فكر و عمل خويش مي خورد. همچنان كه اخلاقي است سياسي است . همان گونه كه به تقابل با دشمنان دروني مي پردازد به مبارزه با دشمنان بيروني اهتمام مي ورزد. و همان طور كه به خودسازي اشتغال دارد در جامعه سازي نيز كوشاست ...
    اسلام مي خواهد از انسان شخصيتي بسازد كه جامع همه خيرها و نيكي ها و ارزش ها و هنجارهاي فردي اجتماعي سياسي فرهنگي علمي اقتصادي نظامي عبادي اخلاقي و تربيتي باشد.
    اسلام زيباترين و كامل ترين آموزه هاو تعاليم را براي پرورش انسان كامل و جامع ارائه مي دهد و در كنار اين معارف و قوانين الگوهاي عملي نيز به بشريت عرضه مي دارد.
    پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) اسوه ها و الگوهاي كامل انسانيت هستند كه تمام اسما و صفات الهي و تعاليم و ارزش هاي اسلامي در وجود مقدس و مطهر آنان تجلي يافته است .
    اينك سخن ما درباره يكي از اين الگوهاي هدايت و كمال و رستگاري مي باشد و او وجود شريف حضرت مولي الموحدين علي بن ابيطالب (ع ) است .
    حضرت امام خميني ـ با همان مشخصه ها و ويژگي هاي منحصر به فردي كه درباره تبيين و تشريح ابعاد وجودي پيشوايان دين (ع ) دارند و بارها آن را تمجيد كرده ايم ـ شخصيت جامع و ملكوتي اميرمومنان (ع ) را توصيف مي نمايند.از ميان بيانات مختلف و گسترده امام خميني در باره اين موجود جامع و الگوي كامل وصفي را به صورت گزيده به تعمق مي گذاريم :
    « ... بايد ما تاسف بخوريم از اين كه نگذاشتند دست هاي خائن براي جنگ هايي كه در زمان تصدي ايشان به امور بود آن جنگ ها و جنگ افروزها نگذاشتند كه چهره اين مرد بزرگ در ابعاد مختلفي كه دارد نمايان بشود. اين بزرگوار شخصيتي است كه داراي ابعاد بسيار است و مظهر اسم جمع الهي است كه داراي تمام اسما و صفات است . تمام اسما و صفات الهي در ظهور و در بروز در دنيا و درعالم باواسطه رسول اكرم در اين شخصيت ظهور كرده است . و ابعادي كه از او مخفي است بيشتر از آن ابعادي است كه از او ظاهر است . همين ابعادي هم كه دست بشر به آن رسيده است و مي رسد در يك مردي در يك شخصيتي جمع شده است . جهات متناقض جهات متضاد انساني كه در حال اينكه زاهد و بزرگ ترين زاهد است جنگجو و بزرگ ترين جنگجو است در دفاع از اسلام اين ها در افراد عادي جمع نمي شود آنكه زاهد است به حسب افراد عادي جنگجو نيست . آن كه جنگجوست زاهد نيست . در عين حالي كه در معيشت آن طور زهد مي كردند و آن طور در خوراك و در آن چيزها به حداقل قناعت مي كردند قدرت بازو داشتند... و اين هم جز اموري است كه جمعش جمع متضادين است .
    در عين حالي كه داراي علوم متعدده و داراي علوم معنويه و روحانيه و ساير علوم اسلامي است در عين حال مي بينيم كه در هر رشته اي مردمي كه اهل آن رشته اند او را از خودشان مي دانند. پهلوان ها حضرت امير را از خودشان مي دانند فلاسفه حضرت امير را از خودشان مي دانند عرفا حضرت امير را از خودشان مي دانند فقها حضرت امير را از خودشان مي دانند هر قشري كه اهل يك رشته است حضرت امير را از خودش مي داند و حضرت امير از همه است داراي همه اوصاف است و داراي همه كمالات . » (1 )
    رهيافت ها
    1 ـ بايد به جامعيت اسلام ديده گسترد و اين دين مبين و رهايي بخش را كه دستورات و روش هاي زندگي مي باشد محدود به نگرش هاي سطحي و ظاهري ننمود.
    توجه به جامعيت اسلام از جنبه فكري و نظري يك ضرورت اوليه و حياتي است و اين نخستين گام اساسي براي دست يابي به شناخت و بينش كامل نسبت به تعاليم و قوانين سعادت آفرين اين دين مي باشد. در اين نگرش اسلام نه در فقه محدود مي شود نه در اخلاق نه در تربيت نه در عرفان نه در اقتصاد نه در سياست نه در جهاد و مبارزه كه اسلام همه اين هاست و مجموعه تمام علوم اسلامي و ديني كه سعادت و رستگاري انسان را به ارمغان مي آورند به صورت معرفت و شناخت كامل ديني جريان فكري فرد و جامعه را سامان دهي مي كنند.
    تا نگرش به جامعيت اسلام از جنبه فكري و نظري مورد توجه قرار نگيرد تحقق جامعيت عملي تعاليم و ارزش هاي
    آن محال و ناممكن خواهد بود. زيرا شناخت هاي فكري ونظري زيرساخت هاي اسلام عيني و عملي مي باشند و تا نگرش هاي جامع علمي به اين دين جامع و كامل محقق نگردند جامعيت اين تعاليم و دستورات در عمل فرد و جامعه متجلي نمي شود. تحقق جامعيت اسلام مسلمان كامل مي پرورد و در پي آن « جامعه » با چنين پرورده هاي سالم تشكيل مي شود و چنين جامعه اي رشد يافته و بالنده و پويا مي باشد. افراد اين جامعه از اسلام يك سويه فاصله دارند و از آنجا كه با آموزه ها و ارزش هاي اسلام جامع تربيت شده اند شخصيتي سالم و كامل و مفيد و سازنده دارند.
    2 ـ مسلماني و تبعيت از اسلام و پرداختن به عبادت و پرستش با فعاليت هاي اقتصادي و كار و تلاش به منظور تامين نيازهاي مالي هيچ منافاتي ندارد و هرگز كسي نمي تواند به بهانه گرايش به امور معنوي از امور مادي فاصله بگيردو فعاليت هاي سالم و مشروع اقتصادي را رها سازد.
    آيا جز اين است كه اميرمومنان (ع ) الگوي كامل براي پيروي از اسلام و پرورش شخصيت سالم و رسيدن به نقطه كمال مطلوب مي باشد
    آيا علي (ع ) كه در عبادت و پرستش بسيار دقيق و پرتلاش بود و نماز و ذكر و خلوت و گريه هاي مستمرش در فراق حضرت محبوب زبانزد مي باشد به كار و تلاش اهتمام نمي ورزيد
    به اين رهنمود امام خميني توجه كنيم كه به نمونه اي از گرايشات عملي اميرمومنان (ع ) به كار و تلاش اقتصادي تصريح مي نمايد :
    « همان آدمي كه اين علوم معنوي را به مردم ياد مي داد و كسي هم مثل او بعد از رسول الله (ص ) حقايق را نمي دانست همان روزي كه با او بيعت كردند به حسب تاريخ كلنگش را برداشت و رفت سراغ فعاليتش منافات با هم ندارند . » (2 )
    3 ـ متاسفانه در طول تاريخ بسيار تجربه شده است ـ و هم اكنون نيز اين تجربه تلخ تداوم دارد ـ كه گروه هايي از مسلمانان در پيكره جهان اسلام و در ايران و خارج از ايران اسلام را در امور عبادي خلاصه مي كنند و ذكر و دعا و نماز و روزه را محور مطلق مسلماني خويش قرار مي دهند. همچنين گروهي ديگر از مسلمانان همه چيز را در اخلاق خلاصه مي كنند و چنين مي پندارند كه وظيفه و مسئوليت ديگري به عهده ندارند. اين دو گروه از مسلمين از « جهاد » كه يكي از مهم ترين و حياتي ترين قوانين اسلام مي باشد و حافظ موجوديت دين و سرزمين هاي مسلمين است كناره مي گيرند و از اين بدتر به نكوهش جهادگران عرصه هاي نبرد حق عليه باطل مي پردازند و شگفت انگيز اين كه با توجيه هاي به ظاهر شرعي و عقلي ـ و در اصل نفساني و نامعقول ـ از مقابله با دشمنان مهاجم و متعدي پرهيز و اجتناب مي نمايند.
    حقيقت اين است كه چنين افراد و گروه هايي جز آن كه اسير خواهش هاي نفس باشند و متمايل به راحت طلبي و گريزان از سختي هاي جهاد و نبرد با متجاوزان هيچ دليل و انگيزه ديگري براي ترك جهاد ندارند. اين حالت و رخوت ادامه همان مشكلات و رنج هايي است كه در تاريخ اسلام مصداق هاي فراواني پيدا كرد. مردم متزلزل و راحت طلب كوفه كه حضرت علي (ع ) پيوسته آنان را به آمادگي براي جهاد با دشمناني دعوت مي كرد كه به شهرهاي كشور اسلامي تجاوز مي كردند و جان و مال و ناموس مردم را در معرض تهديد و خطر قرار مي دادند يك نمونه بارز تاريخي مي باشد. مردمي كه حضرت امام حسن (ع ) را در جهاد با معاويه تنها گذاشتند و عليه او شوريدند نمونه ديگر تاريخي است . مردمي كه با ارسال نامه هاي خود حضرت امام حسين (ع ) را براي تشكيل حكومت فرا خواندند و سپس باتهديد و رعب هاي ايجاد شده توسط دشمن و نيز تطميع هاي ويژه انجام شده توسط عوامل معاويه صحنه جهاد با معاويه را به صحنه جهاد با امام حسين (ع ) تعويض و تبديل كردند نمونه سوم تاريخي مي باشد.
    اين ضعف ها و كناره گيري ها از جهاد با جبهه كفر و الحاد و استكبار در همه اعصار در حالي توسط گروه هايي از مسلمين به وجود آمد كه قرآن كريم با شدت و صراحت به جنگ و نبرد با دشمنان فرمان مي دهد(3 ) و جهادگران صحنه هاي نبرد حق عليه باطل را محبوب خدا معرفي مي نمايد(4 ) و آشكارا و نمايان از فضيلت بزرگ جهاد كنندگان بر نشستگان و تاركان نبرد با باطل سخن مي گويد(5 )
    اميرمومنان (ع ) كه جامع همه صفات و الگوي اسلام براي مسلمانان است در همان حال كه در بالاترين مراتب امور عبادي و معنوي قرار داشت به جهاد با دشمنان اهتمام مي ورزيد چنان كه امام خميني تصريح مي نمايد كه اميرمومنان (ع ) هم مرد نماز و عبادت بود هم مرد شمشير و جهاد(6 )
    4 ـ اسلام بين دنيا و آخرت موازنه به وجود مي آورد و هر دو را در كنار هم و مكمل زندگي سالم و سعادت بخش انسان مي داند.
    در تعاليم اسلام تصريح شده است كه هيچ مسلماني حق ندارد به اين تفكر ناصحيح و عمل باطل گرايش يابد كه آخرت گرايي با ترك دنيا تحقق مي يابد و بايد به انزوا و گوشه گيري بپردازد تا به مراتب و درجات ايمان و حيات جاودان آخرت دست يابد!
    از نگاه تعاليم اسلام نه ترك دنيا براي آخرت صحيح است و نه ترك آخرت براي دنيا. اين هر دو بيراهه است و راه اصلي و مقصد رسان دنيا و آخرت در كنار هم و تامين نيازي هاي صحيح مادي به همراه برآورده كردن نيازمندي هاي معنوي مي باشد.
    در قرآن كريم از يكسو با آياتي مواجه مي شويم كه به مذمت و نكوهش دنيا مي پردازند و باتعابيري چون مايه غرور و فريب (7 ) و ابزار لهو و لعب و سرگرمي (8 ) از آن ياد مي كنند . اين آيات به « دنياي مذموم و ناپسند » نظر دارند همان دنيايي كه باعث مي شود گروه هايي از انسان ها آخرت را براي رسيدن به آن رها سازند و معنويت را در مسلخ تمايلات نفساني و ثروت و شهوت نامشروع قرباني نمايند. در كنار اين آيات با آيات ديگري مواجه مي شويم كه به صراحت و روشني اعلام مي نمايند كه بهره برداري خويش از نعمت هاي دنيا را رها نكنيد(9 ) و از رزق و روزي هاي پاك و زينت هاي حلال دنيا استفاده نمائيد . (10 ) اين آيات شريفه به « دنياي ممدوح و پسنديده » نظر دارند كه به صورت ابزار و وسيله براي گذران زندگي و تامين نيازهاي مادي و تحقق رفاه متعادل و آرامش بخش به بهره وري مي رسند و در واقع اين نوع دنيا گرايي در خدمت آخرت گرايي مي باشد كه رسيدن به مراتب ايمان و تقوا و در نهايت درك حيات جاودان آخرت بدون عبور از دنيا و بهره برداري مشروع و حلال از نعمت هاي آن امكان پذير نمي باشد.
    امير مومنان (ع ) كه انسان كامل و الگوي جامع سعادت و كمال مي باشند به تبعيت از وحي الهي و قوانين قرآن در كنار نهي از دنياي مذموم پيوسته به بهره برداري از مال براي تحقق زندگي سالم و سعادتمند تصريح دارند. امام علي (ع ) گرايش به دنياي ممدوح و فعاليت هاي اقتصادي را موجب نيرومندي انسان مي دانند(11 ) و مال حلال را وسيله تحقق حقوق مردم معرفي مي كنند(12 ) و از آنجا كه ثروت مشروع را لازم و واجب مي دانند و قدرت اقتصادي جامعه را يك اصل حياتي برمي شمرند به بذل مال و رفع تنگناها و شكاف ها براي زدودن فقر و محروميت از جامعه فرمان مي دهند . (13 )
    5 ـ برداشت هاي ناصواب از تعاليم اسلام و فاصله گرفتن از جامعيت دين از يكسو و فقدان شناخت هاي لازم نسبت به شخصيت جامع اميرمومنان (ع ) از سوي ديگر موجب گرديد كه در بستر زمان فرقه ها و گروه هايي شكل گيرند و رشد كنند كه هم نگرش يك سويه به اسلام داشتند و هم به شخصيت علي (ع ) كه به تعبير امام خميني جهات متضاد در او متجلي شده و جمع متضادين است نگرش ناقص و تنگ و يك سويه داشتند.
    يكي از اين تفكرات سطحي و يك سويه نسبت به اسلام و شخصيت حضرت علي (ع ) « صوفي گري » است و فرقه اي كه در عمل به اين تفكرات ناقص و باطل به وجود آمد « صوفيه » مي باشد.
    صوفي گري به نام عرفان با عرفان اصيل اسلامي كه ريشه در قرآن و تعاليم و سيره ائمه دين (ع ) دارد به مبارزه برخاستند و با تكثر به شاخه هاي گوناگون به رفتار و اعمالي پرداختند كه هيچ تطابق و سنخيتي با اسلام نداشت .
    فرقه هاي صوفيه اسلام را به انزوا و گوشه گيري ذكر و عبادت با به وجود آوردن بدعت هايي چون رقص و سماع محدود كردند و فعاليت هاي اقتصادي را مذمت كردند و قوانين سياسي اسلام را نفي نمودند.
    به مرور زمان مشخص شد كه صوفيان برخلاف ظاهر كه به زهد و ترك دنيا مي پرداختند در باطن به شدت علاقمند به دنيا هستند و تا آنجا در اين ميدان پيش تاختند كه با دربار سلاطين نيز مرتبط شدند و اين وضعيت در بستر تاريخ تداوم يافت تا اين كه در عصر و زمان ما مورد حمايت قدرت هاي استعماري قرار گرفتند و نظريه پردازان و مروجان اسلام شاهنشاهي اسلام غربي و اسلام آمريكايي به شدت به نهادينه كردن آموزه هاي عرفان صوفيانه متمايل شدند!
    نمونه بارز اين بهره برداري استعماري از صوفيه تشكيل اجلاس در واشنگتن توسط مركز بين المللي نيكسون در دوم آبان سال 1382 مي باشد . در اين اجلاس تحقيق به عمل آمده اي مطرح مي شود و نتايجي حاصل مي گردد و راهكارهايي براي مقابله با اسلام اصيل و عرفان ناب اسلامي ـ كه علماي اسلام با جرعه گيري از آبشخور زلال قرآن و سيره ائمه دين (ع ) به نشر آن اهتمام دارند ـ ارائه مي گردد كه ترجمه متون قديمي صوفيه تشويق به احياي فرهنگ و ارزش هاي صوفي گري سنت بازديد از زيارتگاه هاي صوفيه و ارتباط با كشورهاي مسلمان نشين براي زمينه سازي هاي مساعد براي ترويج صوفي گري از آن جمله هستند.
    صوفي گري كه امروز ملعبه قدرت ها و گروه هاي معاند با اسلام قرار گرفته است از دوره حيات امام علي (ع ) و با برداشت انحرافي از عرفان اميرمومنان (ع ) و سير و سلوك او به وجود آمد و با جدا كردن قوانين اجتماعي و سياسي و حكومتي اسلام رشد و نمو يافت و حال آن كه حضرت علي (ع ) با آن شخصيت جامع در همان حال كه به سير و سلوك الي الله مي پرداخت به تشكيل حكومت و اداره جامعه اسلامي نيز اهتمام داشت .اين سخن عميق حضرت امام خميني را كه برداشت هاي انحرافي صوفيه از شخصيت معنوي و عرفاني اميرمومنان (ع ) را منسوخ اعلام مي نمايد و حقيقت عرفان اسلامي را آشكار مي كند پايان بخش اين نوشتار قرار مي دهيم و خوانندگان گرامي را به تفكر و تعمق در رهيافت هاي پنجگانه اي كه از نظر گذشت دعوت مي نمائيم :
    « در سير الهي لازم نيست كه انسان يك گوشه بنشيند و بگويد من مي خواهم سيرالي الله داشته باشم خير سير الي الله همان سيره و روش انبيا و خصوصا پيغمبر اسلام و ائمه معصومين است كه در عين حالي كه در جنگ وارد مي شدند و مي كشتند و كشته مي دادند و حكومت مي كردند همه چيز سير الي الله بود. اين طور نبود كه آن روزي كه حضرت امير مشغول است سير الي الله نباشد و فقط در هنگامي كه نماز مي خواند سير الي الله باشد. هر دويش سيرالي الله بود . لذا پيغمبر مي فرمايد : ضربت علي در روز خندق افضل از عبادت ثقلين است . » (14 )
    پاورقي :
    ــــــ
    1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 19 ص 64 ـ63
    2 ـ سيماي معصومين (ع ) در انديشه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر دوازدهم ص 219
    3 ـ قرآن كريم سوره حج (22 ) . آيه 39 ـ سوره توبه (9 ) آيه 12 سوره انفال (8 ) آيه 39
    4 ـ سوريه صف (61 ) آيه 1
    5 ـ سوره نسا (4 ) آيه 95
    6 ـ سيماي معصومين در انديشه امام خميني ص 218
    7 ـ سوره حديد(57 ) آيه 20
    8 ـ سوره عنكبوت (29 ) آيه 64
    9 ـ سوره قصص (28 ) آيه 77
    10 ـ سوره اعراف (7 ) . آيه 32
    11 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي به كوشش سيدهاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 2 ص 447
    12 ـ همان مدرك ص 452
    13 ـ همان مدرك ص 458
    14 ـ سيماي معصومين (ع ) در انديشه امام خميني ص 221 ـ 220
    برداشت هاي ناصواب از تعاليم اسلام و فاصله گرفتن از جامعيت دين از يكسو و فقدان شناخت هاي لازم نسبت به شخصيت جامع اميرمومنان (ع ) از سوي ديگر موجب گرديد كه در بستر زمان فرقه ها و گروه هايي شكل گيرند و رشد كنند كه هم نگرش يك سويه به اسلام داشتند و هم به شخصيت حضرت علي (ع ) كه به تعبير امام خميني جهات متضاد در او متجلي شده و جمع متضادين است نگرش ناقص داشتند و يكي از اين فرقه ها « صوفيه » است
    حضرت علي (ع ) در كنار نهي از دنياي مذموم گرايش به دنياي ممدوح و فعاليت هاي اقتصادي را موجب نيرومندي انسان مي دانند و ثروت مشروع را وسيله تحقق حقوق مردم معرفي مي كنند و قدرت اقتصادي جامعه را يك اصل حياتي برمي شمرند
    اسلام مي خواهد از انسان شخصيتي بسازد كه جامع همه خيرها و نيكي ها و ارزش ها و هنجارهاي فردي اجتماعي سياسي فرهنگي علمي اقتصادي نظامي عبادي اخلاقي و تربيتي باشد و براي تحقق اين هدف ضمن ارائه زيباترين و كامل ترين آموزه ها و تعاليم الگوهاي عملي نيز به بشريت عرضه مي دارد كه وجود شريف و مقدس اميرمومنان (ع ) يك از آن هاست