بخش خبري
همزمان با سومين جمعه از ماه مبارك رمضان
نماز عبادي سياسي جمعه تهران ديروز با خيل عظيم مومنان
روزه دار باشكوه هرچه تمامتر به امامت حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف
برگزار شد.
آحاد مختلف مردم روزه دار تهران كه از اقامه نماز عبادي سياسي جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي آگاه
شده بودند از نخستين ساعات شروع مراسم
از زن و مرد و كودك و پيروجوان به همراه جمع كثيري از مسئولان
حضور
باشكوهي را در اقتدا به ولي امر مسلمين به نمايش گذاشتند.
حضرت آيت الله خامنه اي نيز در ميان ابراز احساسات پرشور و مثال زدني نمازگزاران در جايگاه خطابت قرار گرفتند و به
ايراد خطبه هاي نماز جمعه پرداختند.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين
نحمده و نستعينه
نستغفره و نتوكل عليه و نصلي و نسلم علي حبيبه و نجيبه و خيرته في خلقه حافظ سره و
مبلغ رسالاته
سيدنا و نبينا ابي القاسم محمد(ص ) و علي آله الاطيبين الاطهرين والمنتجبين المعصومين سيما بقيه الله في الارضين و
صل علي الائمه المسلمين و هداه المومنين و حماه المستضعفين
روز جمعه و شب قدر آنهم در ماه رمضان و حالت روزه داري برادران و خواهران عزيز
فرصت بسيار مغتنمي است براي اينكه در اين
دقايق معدود
دل هاي خودمان را با منبع رحمت و فضل الهي آشنا و نزديك كنيم انشاالله زمينه پرورش نهال تقوا را در دل خود فراهم
آوريم .
مناسبت شب قدر
يكي مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است كه شب هاي قدر بهار توجه دل ها و خشوع است
ثانيا
بهانه اي است براي اينكه دل هامان را قدري با قمام والاي اميرمومنان و سرور متقيان عالم آشنا كنيم و از ايشان درس بگيريم . هرچه كه در
فضائل ماه رمضان
فضائل بندگان صالح بر زبان جاري شود
امير مومنان (ع )
نمونه كامل آن و برجسته ترين الگوست من صحبت خود
را در خطبه اول با ياد اميرمومنان علي (ع ) آغاز مي كنم تا قدري به معرفت آن بزرگوار نزديك شويم كه هرچه گفته اند و گفته ايم و شنيده ايم
در مقايسه با عظمت و برجستگي آن مقام
كوچك و حقير است و نمي توانيم مجاهدت او
تلاش او براي تقرب به خداي متعال و نه
سختي ها و رنج هاي زندگي او را و نه عظمت كاري را كه در دوران خود انجام داد
بيان كنيم . من امروز براي اينكه درس بگيريم از ايشان
يك بعد از ابعاد فعاليت همه جانبه اميرمومنان را عرض مي كنم و آن بعد « تربيت اخلاقي » است . آن روزي كه اميرمومنان علي (ع ) در
جامعه اسلامي آن روز بر سر كار آمد وضع امت مسلمان با آن روزي كه پيامبر اكرم (ص ) از دنيا رفتند تفاوت زيادي كرده بود و 25 سال
فاصله بين رحلت پيامبر اكرم (ص ) و آمدن اميرمومنان بر سر كار حوادث زيادي اتفاق افتاده بود كه اين حوادث برروي ذهن و فكر و
اخلاق و عمل جامعه اسلامي اثر گذاشته بود . اين جامعه را اميرمومنان تحويل گرفت . نزديك به 5 سال اميرمومنان در آن كشور اسلامي
حكومت كرد كه هر روزش حاوي يك درس است . يكي از كارهاي مستمر ايشان
پرداختن به تربيت آن مردم است . همه انحرافهايي كه در
جامعه پيش مي آيد
ريشه اش اخلاقيات ماست . خصال اخلاقي انسانها عمل آنها را جهت مي دهد و ترسيم مي كند. اگر ما در دنيا
كج رفتاريهايي را مشاهده مي كنيم بايد ريشه آنها در خصوصيات ناپسند جستجو نمائيم . اين حقيقت
اميرمومنان را به بيان يك حقيقت
مهم تري وادار مي كند و آن اينست كه اغلب اين خصال باطل و مضر به دنياطلبي بر مي گردد و لذا اميرمومنان مي فرمايند : « الدنيا راس كل
خطيئه » دنياطلبي ريشه و مركز اصلي همه خطاهاي ماست .
خوب
معناي اين دنياطلبي چيست
دنيا چيست
دنيا عبارت است از همين طبيعت عظيمي كه خداي متعال خلق كرده و در اختيار انسان قرار داده است . همه اين مواهبي كه خدا در
عرصه گيتي آفريده
دنيا را تشكيل مي دهد. اولش
عمر خود ماست . درآمدهاي دنيوي
حاصل تلاش انسان
فرزند
مال
علم
منابع
طبيعي
آبها
ذخاير معدني همه اينها « دنيا » هستند و اجزاي زندگي اين جهاني ما را تشكيل مي دهند. خوب
كجاي اين دنيا بد است
يك دسته آثار شرعي
اسلامي و معارفي به ما مي گويد كه دنيا را آباد كنيد « خلق لكم ما في الارض جميعا » برويد دنيا را تحقق
ببخشيد و آباد كنيد و بهره برداري از نعمت هاي طبيعي را براي خود و مردم آماده كنيد.
يك دسته از روايات
اينهاست . « الدنيا مزرعه الاخره »
« متجر عبادالله » از اين قبيل تعبيرات وجود دارد كه اينها همه نگاه مثبت به دنيا
را نشان مي دهد.
يك دسته از بيانات اسلامي و معارفي ما
دنيا را ريشه گناهان به حساب مي آورد. ماحصل مطلبي كه از اين دو مجموعه به دست
مي آيد
حرف روشني است . اما خلاصه مطلب اينست كه خداي متعال اين سفره طبيعت را براي انسان گسترده است و همه را دستور داده
كه اين مائده طبيعي الهي را براي بشر هرچه مي توانند بالفعل تر و رنگين تر در ا ختيار بشر قرار داده و خودشان هم بهره ببرند
لكن حدود
و ضوابط و قواعدي بر اين كار حاكم است و يك منطقه ممنوعه اي وجود دارد. دنياي ممدوح اينست كه انسان
اين سفره و موهبت الهي
را آنچنان كه ضوابط الهي دستور داده براساس آن رفتار كند و از آن تخطي نكند و در منطقه ممنوعه قدم نگذارد
آنوقت خود هم بهره برده
و ديگران را هم متنعم سازد. دنياي مذموم آنست كه انسان
اين متاعي را كه دنيا براي بشر قرار داده فقط براي خود بخواهد و سهم خود را
از ديگران افزونتر بخواهد
دست اندازي كند و دلبستگي پيدا كند كه اين دلبستگي به مقتضاي « حب الشيئي يعمي و يصم » انسان را كر و
كور مي كند و در راه بدست آوردن چيزي كه عاشق آنست هيچ خط قرمزي را و حدودي را رعايت نمي كند كه اين مي شود دنياي مذموم .
دلبستن به دنيا و سهم خواهي بيش از حق و اندازه خود و دست اندازي به سهم ديگران
تجاوز به سهم ديگران
اين مي شود دنياي
مذموم . مال و مقام و قدرت و محبوبيت و نعم و لذات طبيعي اينها همه دنيا هستند. اسلام و اديان الهي به طور كلي بهره برداري از اين
دنيا را براي انسان
مباح قرار داده اند
اما دست اندازي به حق ديگران و به هم زدن قوانين طبيعت
ظلم به ديگران و خود را غرق در متاع
دنيا كردن از هدف اصلي و نهايي غافل ماندن را ممنوع دانسته اند. اين دنيا وسيله تعالي و تكامل است و هدف نبايد قرار بگيريد. به اين
كه توجه نشد
دنيا مي شود مذموم .
اين بليه بود كه در دنياي اسلام و در دوراني كه اميرمومنان بر سركار آمد موجب شده بود كه حق صريح كسي مثل اميرمومنان مورد
خدشه قرار بگيرد. كساني مقام و معنويت و سابقه و صلاحيتهاي بي نظير او را براي مديريت جامعه اسلامي نديده بگيرند و معارضه
كنند. اين بر اثر دنياطلبي بود. راز انحرافي كه آن روز اميرالمومنين در مقابل خود ملاحظه مي كرد و نهج البلاغه پر است از بيان اين
انحرافات
راز اينها دنياطلبي بود.
شما امروز كه به دنيا نگاه كنيد
همين را مشاهده مي كنيد. وقتي عناصر دنياطلب
فرصت طلب و متجاوز زمام كارها را در سطح عالم
به دست گرفتند
هماني مي شود كه ملاحظه مي كنيد. اولا به حقوق انسانها ظلم مي شود
ثانيا حق و سهم آحاد بشر از اين سفره عظيم
موهبت الهي نديده گرفته مي شود
ثالثا
همين دنياطلبان براي اينكه به مقاصد خودشان برسند در جامعه فتنه و جنگ و تبليغات
دروغين و سياست بازيهاي ناجوانمردانه راه مي اندازند.
« محيط فتنه » به معناي محيط غبارآلود است . وقتي فتنه در جامعه اي بوجود آمد
فضاي ذهني مردم غبارآلود مي شود به گونه اي كه
انسان نمي تواند حتي دو متري خود را هم ببيند. در چنين وضعيتي است كه خيلي ها اشتباه مي كنند و بصيرت خود را از دست مي دهند.
تعصب ها بي خود و عصبيت هاي جاهلي در چنين فضايي رشد مي كند
آنوقت دنياطلبان محور مي شوند و آنوقت عده اي هم كه اهل دنيا
نيستند
در فضاي فتنه
در جهت هدف هاي آنها حركت مي كنند.
بنابر اين
« الدنيا راس كل خطيئه » مي شود. اميرمومنان به اين نكته توجه مي دهد و اين برنامه تربيت اخلاقي اميرمومنان است . شما
اگر همه نهج البلاغه را نگاه كنيد
مي بينيد آنچه كه اميرمومنان درباره بي رغبتي به دنيا و زهد به دنيا بيان فرموده است از همه آنچه كه در
نهج البلاغه فرموده است : بيشتر است . اين بخاطر همين است
والا اميرالمومنين كسي نبود كه از دنيا گوشه گيري كند بلكه براي آبادي دنيا
يكي از فعالترين آدم ها بود
چه در زمان خلافت و چه قبل از خلافت ايشان كسي نبود كه كار نكنند و دنبال تلاش نرود. معروف است
آنوقتي كه اميرالمومنين در مدينه زندگي مي كردند (قبل از خلافت ) باغستانهايي را به دست خودشان ايجاد كرده بودند. آب جاري كرده و
نخل غرس كرده بودند. پرداختن به دنيا و طبيعتي كه خداوند در اختيار انسان قرار داده و اداره معيشت و امور اقتصادي مردم و فراهم كردن
وسائل اقتصادي مردم همه اينها از كارهاي مثبت و لازم و جز وظايف فرد مسلمان و مديران اسلامي است . اميرالمومنين چنين
شخصيتي بود
اما خود او هيچ دلبستگي به دنيا نداشت .

علاج دنياپرستي را هم اميرالمومنين در خطبه متقين بيان فرموده است . فرمود : لقدعظم الخالق في انفسهم فصغر مادونه
عليهم . علاج اين دل بستن و مجذوب شدن به دنيا اينستكه انسان تقوا پيشه كند كه از خواص تقوا يكي همين است كه عظم
الخالق في انفسهم . خدا در دل انسان
در جان انسان آنچنان جايگاهي پيدا مي كند كه همه چيز در نظر او كوچك مي شود. اين
مقامات دنيوي
اين اموال
اين زيبايي ها
اين جلوه هاي زندگي مادي
اين لذت هاي گوناگون در نظر انسان حقير مي شود
اهميت پيدا نمي كند بر اثر عظمت ياد الهي در دل انسان . اين تقوا از خصوصياتش همين است . خود او هم
اميرالمومنين مظهر
كامل همين معنا بود.
در اين خطبه معروف نوف بكابي كه حالا من يك فقره اي را از آن عرض مي كنم
مي گويد حضرت ايستاد روي سنگي
يك لباس پشمي مندرس كم قيمتي بر تن او بود
يك لباس ساده و كفشي بپاي او بود
نعليني به پاي او بود از برگ ياپوست
درخت خرما. يك چنين وضعيت فقيرانه و زاهدانه حاكم آن كشور عظيم اسلامي و مدير آن كشور اسلامي اينجور زندگي
مي كرد و اين بيانات عظيم و اين جواهر حكمت را بر زبان جاري مي كرد. اين بزرگوار در همين قضاياي سياسي زمان خود
وقتي در جنگ صفين يك نفر آمد راجع به قضاياي ثقيفه و اين چيزها سئوال كرد حضرت به او با تندي جواب دادند فرمودند
يا اخا بني اسد انك لقلق الوضين ترسل في غير صدد جاي حرف را نمي داني
نمي فهمي چي بگي و كجا بگي حالا در اثناي
اين حادثه عظيم نظامي و سياسي آمدي و از گذشته سئوال مي كني كه قضيه ثقيفه چه بود وليكن در عين حال يك كلمه
جواب او را مي دهند. مي فرمايند لكن تو حق سئوال كردن داشتي چون سئوال كردي حق داري و من بايد جواب بدهم « انها
كانت عشره . شحت عليها نفوس قوم و ضحت عنها نفوس قوم آخرين . فرمود اين يك امتياز طلبي بود يكعده اي چشم
پوشيدند
يكعده اي به آن چنگ انداختند. مسئله چشم پوشيدن يعني قدرت طلبي
دنبال جاه و مقام رفتن
دنبال دنيا به هر
شكل آن رفتن از نظر اميرالمومنين در همه زمانها محكوم و مردود است . اين آن روحيه اميرالمومنين است كه مي خواهد به ما
روحيه را تعليم بدهد. بايد اين را ما از اميرالمومنين درس بگيريم . ياد خدا
توجه به ذكر و مناجات الهي
اين مهمترين علاجي
است كه اميرالمومنين براي اين كار دارد و مابايد اين شب ها را
اين روزها را
اين دعاها را قدر بدانيم . توجه به اين دعاها
تذكر به مضامين اين دعاها
اينها خيلي ارزش دارد اگر قدرداني كنيم . علاج اين درد دروني ماست كه متاسفانه آحاد بشر در
همه دورانها مبتلا بوده اند. بايد هرچه مي توانيم اين بيماري را
اين درد بزرگ را
اين ضايعه را در خودمان كم كنيم
اين
دلبستگي به دنيا را
توجه به خداي متعال و تذكر عظمت پروردگار يكي از راههاست لذا شما دعاهاي اميرالمومنين را نگاه
كنيد.
پرشورترين دعاها همين دعاهاي اميرالمومنين است البته ادعيه رسيده از معصومين عليهم السلام همه پرمغز و پرمضمون
از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه غالبا در حد عالي منتهي جزو بهترها و شايد بهترين ها اين دعاهائي است كه از
اميرالمومنين رسيده است . اين دعاي كميل يا دعاي صباح يا دعاي مناجات شعبانيه كه من از امام رضوان الله تعالي عليه يك
وقتي پرسيدم كه در بين اين دعاها به كدام شما بيشتر علاقه داريد
ايشان گفتند دعاي كميل و مناجات شعبانيه و هردو از
اميرالمومنين (ع ) است اين راز و نياز وسوز و گداز اميرالمومنين هم مناجات هاي آن بزرگوار حقيقتا گدازنده است براي كسيكه
توجه داشته باشد و من خواهش مي كنم جوانان عزيز ما سعي كنند معاني اين كلمات و فقرات را در اين دعاها مورد توجه قرار
دهند. الفاظ دعا
الفاظ فصيحي است
زيبائي است . لكن معاني
معاني بلندي است . در اين شب ها با خدا بايد حرف زد
از
خدا بايد خواست
اگر معاني اين دعاهارا انسان بداند بهترين كلمات و بهترين خواسته ها در همين دعاهاي شب هاي ماه
رمضان و شب هاي احيا
دعاي ابوحمزه و دعاهاي شب هاي قدر و بهترين خواسته ها در همين دعاهاست . اگر كسي معاني
اين دعاها را نمي داند با زبان خودتان دعا كنيد
خودتان با خدا حرف بزنيد
بين ما و خدا حجابي وجود ندارد
خداي متعال به
ما نزديك است . حرف ما را مي شنود
بخواهيم با خدا حرف بزنيم . خواسته هاي خودمان را از خداي متعال بخواهيم اين انس
با خداي متعال و ذكر خداي متعال و استغفار و دعا
خيلي تاثيرات معجزه آسايي برروي دل انسان دارد. دل هاي مرده را زنده
مي كند. اين دعاهاي اميرالمومنين است و من بمناسبت شهادت اين بزرگوار به اين هم اشاره كنم كه اين مناجات هاي
اميرالمومنين كه گدازنده است
شكوه هاي اميرالمومنين هم گدازنده است . درد دلهاي اميرالمومنين هم حقيقتا گدازنده است .
آنجايي كه از فقدان ياران خود سخن مي گويد
ياد شهيداني كه با او بودند در ميدانهاي جنگ در زمان پيغمبر
در آن جهادهاي
عظيم
آن كسانيكه در دوره خلافت آن بزرگوار در جنگ صفين
در جنگ جمل بودند
حضور داشتند
مجاهدت كردند و به
شهادت رسيدند حضرت مي فرمايد كجا هستند
اين عمار
اين بن تيحان
اين ذوالشهادتين و اين نزرائوهم من اخوانهم الذين
تعاودوا من المنيه آنكسانيه
اين شخصيت هاي بزرگي كه پيمان جانبازي بستند
در راه خدا پاي فشردند و رفتند و ابرد بر
وسهم الي الفجره
آن كسانيكه در راه خدا شهيد شدند
سرهاي اينها را بريدند و براي فجار و حكمرانان فاخر به هديه
بردند
اينها كجا هستند. اميرالمومنين اشك ريخت در فراق ياران و دوستانش و البته در فراق رسول معظم خداي متعال كه
اميرالمومنين غالبا به ياد آن بزرگوار و در فراق آن بزرگوار بود و ياد مي كرد و اين جزو شكوه هاي اميرالمومنين است و اين
شكوه ها و مناجات ها و اين سوز وگدازها در مثل امشبي كه شب 19 ماه رمضان است با ضربت خوردن اميرالمومنين به پايان
رسيد. اين مسجد كوفه كه در و ديوار مسجد كوفه و مردمي كه در آنجا جمع مي شدند بارها از اميرالمومنين اين مناجات ها را
شنيده بودند
اين دعاها را شنيده بودند
اين راز و نيازها را با خداي متعال شنيده بودند
اشكهاي آن بزرگوار را ديده بودند
آن عبادت مخلصانه آن بزرگوار و آن بيانات عارفانه آن بزرگوار را ديده بودند و شنيده بودند گاهي شكوه هاي آن بزرگوار را
رنج هاي او را در سحر شب نوزدهم ماه رمضان در مسجد كوفه ناگهان ديدند صداي آن بزرگوار بلند شد كه فزت به
رب الكعبه . دست جنايت در تاريكي شب اميرالمومنين را هدف قرار داد. كسي روز جرات نمي كرد در مقابل علي ظاهر شود
و بخواهد با او نبرد كند. كسي بود كه بتواند با اميرالمومنين و به اميرالمومنين در روز روشن سو قصد كند
در شب آنهم در
حال نماز اميرالمومنين
در محراب عبادت مردم صدا را شنيدند
صداي هاتف را شنيدند كه خبر از حادثه عظيم درباره
اميرالمومنين مي داد رفتن به طرف مسجد و با پيكر خون آلود اميرالمومنين مواجه شدند. صلي الله عليك يا اميرالمومنين
پروردگارا بحق اميرالمومنين ما را از دوستان و پيروان آن بزرگوار قرار بده
پروردگار ما را در راه تقوا و پرهيزگاري كه درس
بزرگ اميرالمومنين بود
پايدار قرار بده
پروردگارا اخلاق فاضله را نصيب ما ملت ايران بفرما
پروردگار اما را از بيماري
خلق هاي رذيله نجات بده
پروردگارا ما را در راه حق و در طلب آنچه كه از بندگان صالح خود خواسته اي داراي صبر و
استقامت قرار بده
پروردگارا ملت ايران را در همه مقاصد خود پيروز و موفق و سربلند بگردان پروردگارا
ارواح طيبه شهيدان
ما را و روح مطهر امام را از آنچه كه در كشور ما و در ميان ما مي گذرد راضي و خشنود بفرما
مغفرت و رحمت خودت را
شامل حال آنها و همه گذشتگان ما قرار بده
سلام ما را به وليعصر ارواحنا فداه برسان
ما را مشمول دعاي آن بزرگوار قرار
بده .
به گزارش خبرنگاران ما
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در پايان ايراد خطبه اول نماز ديروز تهران
سوره
شريف « توحيد » را قرائت كردند.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد(ص ) و علي آله الاطيبين الاطاهرين
الامنتجبين الهداه المهديين المعصومين المكرمين . سيما علي امير المومنين ولصديقه الطاهره و الحسن و الحسين سيدي شباب اهل
الجنه و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و
الحسن بن علي والخلف القائم المهدي (عج ) حججك علي عبادك و امنائك في بلادك و صل علي الائمه المسلمين وهماه المستضعفين
و هداه المومنين .
در اين خطبه دوم اولا لازم است كه به نوجوانان عزيزي كه امسال اولين سال روزه واجب خودشان را مي گذرانند ومشرف به خطاب
الهي و تكليف الهي مي شوند. تبريك عرض كنيم . بخصوص دختر بچه هايي كه در سنين كم تكليف الهي را آزمايش مي كنند و در اين
روزهاي نسبتا بلند و گرم روزه مي گيرند كه اين يكي از بهترين آزمايشهاي ملت ما و مردم ماست . جوانهاي ما رياضت شرعي روزه را
دردوران جواني تجربه مي كنند
اين گرسنگي كشيدن
چشم بستن از لذايذ و كم رغبتي به محرمات در يك فرصت يك ماهه اين خيلي
چيز ارزشمندي است براي مردم بخصوص براي جوانان و اين تمرين كسب تقواست از دوران نوجواني كه از آغاز بلوغ در دختر و يا پسر
بوجود مي آيد هم به همه جوانها بخصوص
به اين سال اوليها تبريك عرض مي كنيم . بحمدالله فضاي جامعه ما يك فضاي معنوي است
و ماه رمضان اين فضاي معنوي در جهت معنويت اشتداد پيدا مي كند
عادات خوب بتدريج در بين مردم رواج پيدا مي كند اين كمكهايي
كه به مستمندان مي شود
هفته احسان و نيكوكاري
يا اين افطاريهايي كه در شهرهاي مختلف
انسان مي شنود
در مساجد
بعضي ها در
معابر عمومي
افراد خير جمع مي شوند افطاري فراهم مي كنند. مردم افطار مي كنند
اين كارهاي بيسار خوبي است
مايه صفا و
صميميت و نزديكي در واقع حق ماه رمضان را ادا كرده است . كه يكي از حقوق ماه رمضان همين نيكي به برادران
همراهي با نزديكان
با
برادران مسلمان
وكمك به يكديگر است . اينها چيزهاي بسيار خوبي است . از سابق هم معمول و مرسوم بود
امروز بيشتر است
مجالس موعظه
مجالس دعا
مجالس قرآن
اينها عادات خوبي است
روز به روز بايستي اينها را ترويج كرد و عمق داد و مغز داد
صورت جلسه كافي نيست بايستي از جلسه دعا
از جلسه موعظه
از جلسه قرآن بهره برداري كرد
هركدام از ما سعي كنيم سهمي بگيريم .
يكي دو تا مسائل گوناگون را عرض مي كنم چون روز قدس نزديك است درباره روز قدس و مساله فلسطين
مختصري عرض
مي كنم و مطالب به زبان عربي هم خطاب به برادران عرب آماده شده است كه آنهارا هم عرض خواهيم كرد.
بحمدالله ملت ايران درطول اين سالها از آغاز پيروزي انقلاب تا امروز در يك خط مستقيمي حركت كرده است و اين خط مستقيم
خط پايداري بر مباني و اصول اسلامي است
ملت ايران ملت متحجري هم نيست
اقتضائات زمان را دانسته است
اهل علم
اهل
تقحيق
اهل تفحص
اهل فهم
ملت ما اينجورند
هر دوره اي
هر زماني اقتضائاتي داشته است
بر طبق آن اقتضائات
عمل كرده است
ملت ما
دوران دفاع مقدس
دوران بسيار سختي بود
ملت يكپارچه وارد ميدان دفاع شد
جوانها رفتند
پدر و مادرها هر كدام به نحوي
كمك كردند
نوجوانان به نحوي كمك كردند
طبقات مختلف جامعه هر كدام شركت در اين كار بزرگ كردند
دردوران تحقيق و علم
ساختن كشور و بناي كارهاي بزرگ
باز مردم ما در هردوره اي هرچه كه لازم بوده است را انجام داده است . درآن وقتي كه تهاجم سياسي
دشمنان خارجي ما تشديد پيدا كرده است و سعي كردند به جريانهاي مخالفت با كشور ازطرق مختلف شدت ببخشند. ملت ما در
هرميداني كه لازم بوده است حاضر شده است . يك نگاهي به اين سالهاي قبل بيندازيد
آنوقتي كه در داخل ايادي بيگانه سعي مي كردند
بين مردم اختلاف بيندازند مردم صداي وحدت و شعارهاي وحدتشان را بلند كردند همبستگي هاي خودشان را به شكلهاي مختلف
نشان دادند
آنوقتي كه دستگاههاي جاسوسي دشمن به كمك ماهواره هايشان سعي كردند يك عده آشوبگر و اغتشاشگر را در خيابانهاي
تهران و بعضي شهرستانها راه بيندازند
مردم وارد ميدان شدند
قبل از آنكه نيروهاي موظف به مقابله با اخلالگران بپردازند
خود مردم
وارد شدند
آنوقتي كه تبليغات دشمنان در زمينه هاي گوناگون از جمله در زمينه هسته اي كه ديديد دنيا را پر كردند از تبليغ عليه جمهوري
اسلامي و لازم بود كه مردم در آنجا از خودشان عكس العمل نشان دهند حقا و انصافا بهترين واكنشهارا مردم نشان دادند. (تكبير
نمازگزاران )
اگر با چشم انصاف نگاه كنيم به آنچه كه يك حركت ملي مي شود نام آنرا گذاشت و مربوط به اكثريت مردم و قشرهاي متحرك و فعال
مردم است
يك نگاهي به آنها بكنيم خواهيم ديد از اول انقلاب در اين 30 سال اين ملت زنده در هر زماني برطبق آنچه كه نياز كشور بوده
است و آنهااحساس كرده اند و دانسته اند كه نياز كشور است
با شوق و رغبت حركت كردند
اينرا از حق و انصاف نبايد گذشت كه اينجور
است
هميشه هم همينجور بوده است واميدواريم در آينده هم همينجور باشد و همين موجب شده است كه دشمنان ما از فشار آوردن بر
ملت ايران و بر مسئولين كشور نتوانند طرفي ببندند و سودي ببرند. تهديد مي كنند
حرف مي زنند اما نتوانستند از اين تهديدها
از اين
تبليغات بر عليه اين ملت سودي ببرند
ملت بحمدالله راه خودش را ادامه داده است
اين راه هم راه تكامل است
راه پيشرفت است
اما
ادعا نمي كنيم كه توانسته ايم به هدفهاي والاي اين انقلاب كه معارف حقيقي اسلام است برسيم
نه اما در اين راه داريم حركت مي كنيم
داريم پيش مي رويم . و همينطور كه عرض كرديم به توفيق الهي و به اذان الله تعالي بايد دهه چهارمين انقلاب كه در نزديكي آن هستيم
دهه عدالت و پيشرفت توامان باشد
يعني پيشرفت چشمگير و عدالت محسوس در سطح كشور
برنامه ها را بايد اينجور تنظيم كرد و
اين آسيب ناپذير مي كند ملت ما را و كشور ما را. البته دشمن
دشمن است از دشمناني كه از اسلام ضربه خورده اند
سيلي خورده اند
نبايد توقع داشت كه در مقابل نظام جمهوري اسلامي ساكت و آرام بنشينند
يقينا دشمن
دشمني مي كند انتظا دشمني
دشمن را بايد
داشت
منتهي بايد آگاهانه
هوشيارانه در مواجهه با دشمني دشمن بهترين راه را براي حفظ منافع ملي
براي حفظ مصالح عموم مردم در
نظر گرفت و در پيش گرفت . آنچه كه من امروز براي كشورمان مثل گذشته از همه چيز لازم تر مي دانم وحدت كلمه آحاد ملت و وحدت
كلمه نخبگان و مسئولان در مباني اصولي است . يكي از چيزهايي كه براي كشور ما حقيقتا مهم است اينست كه مردم احساس امنيت
سياسي و رواني بكنند
فضاي رواني جامعه دچار التهاب نباشد
سعي مي كنند التهاب آفريني كنند
اين هست
اين جزو سياستهاي
مخالفان نظام جمهوري اسلامي است
البته خود ما هم گاهي اوقات نادانسته اين التهاب ها را افزايش مي دهيم . من توصيه مي خواهم
بكنم
حالا مردم عزيز ما
بحمدالله از بسياري از كارهايي كه در اين زمينه انسان مشاهده مي كند بركنارند
مردم نگاه مي كنند به بعضي از
گفتگوها و بگومگوهاي بيجا و بي مورد كه گاهي در ميان نخبگان سياسي
مشاهده مي شود
نگاه مردم
نگاه رضايتمندانه نيست
اين را
ما از مراجعات مردم بخوبي مي فهميم . اما من هم توصيه مي كنم حالا دو سه مساله كوچك و كم اهميتي كه وجود دارد از اينها سعي
مي شود براي التهاب استفاده شود من عرض كنم
براي اينكه درب گفتگوها بسته شود. يك نفر پيدا مي شود درباره مردمي كه در اسرائيل
زندگي مي كنند يك اظهارنظري مي كند البته اين اظهارنظر
اظهار نظر غلطي است
اينكه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر
دنيا دوست هستيم حرف درستي نيست
حرف غيرمنطفي است . مردم اسرائيل مگر كيانند همان كساني هستند كه غصب خانه
غصب
سرزمين
غصب مزرعه
غصب تجارت بوسيله همينها دارد انجام مي گيرد. سياهي لشكر عناصر صهيونيسم همينجا هستند. نمي شود
ملت مسلمان نسبت به افرادي كه اينجور عامل دست دشمنان اساسي دنياي اسلام هستند بي تفاوت باشند
نه
مابا يهوديها هيچ
مشكلي نداريم
با مسيحيها هيچ مشكلي نداريم
با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلي نداريم
اما باغاصبان سرزمين فلسطين
چرا
مشكل داريم . غاصب هم فقط رژيم صهيونيستي نيست
اين موضع نظام است . اين موضع انقلاب است
اين موضع مردم است . حالا
كسي حرفي مي زند اشتباه
عكس العلمهايي هم در مقابل آن نشان داده مي شود
خوب مساله را بايد تمامش كرد
اينكه يك روز يك نفر
از اينطرف بگويد
يكي از آنطرف بگويد
يكي اينجور استدلال كند
يكي از آنطرف حرف بزند اين درست نيست
اين التهاب آفريني
است . حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام . موضع جمهوري اسلامي هم اين نيست
اين با كشورهاي ديگر فرق مي كند كه مردمش
روي سرزمين غصبي نشسته اند. شهركهاي يهودي نشين امروز بوسيله همين مردمي كه گفته مي شود مردم اسرائيل
پر شده است . همينها
هستند كه دولت جعلي صهيونيست
اينها را مسلح كرده است بر عليه مردم مسلمان فلسطيني
كه فلسطينيها جرات نكنند نزديك به اين
شهركها شوند. همينها هستند ديگر. خوب اين حرف خطايي بود
حرف درستي نبود. اينرا نبايد وسيله التهاب قرار داد. من خواهش
مي كنم از همه
اينجور مسائل را مسائل كوچك را مسائل جزيي را
حرفي برزبان كسي جاري مي شود مطلبي گفته مي شود
اينرا
وسيله اي قرار ندهند براي اينكه مدتي جريان سازي و مساله آفريني شود در سرتاسر كشور
يك عده موافق يك عده مخالف
سر
قضيه اي پوچ
خوب موضع نظام هم معلوم است
تمام شد.
يك چيز ديگري كه اين روزها انسان مشاهده مي كند كه اين را هم مي خواهم خواهش كنم بخصوص از نخبگان كه توجه كنند.
قضاوتهايي درباره مسائل دولت و كارهاي دولت . خوب اين از آثار نزديك شدن دوره انتخابات است . با اينكه خيلي هم نزديك نيست ما
حدود 9 ماه تا انتخابات فاصله داريم . خاصيت انتخابات اينست ديگر
عناصر فعال مي شوند . حرف مي زنند . خب حرف بزنند
حالا در
باب انتخابات
حرفهاي گفتني متعددي هست كه انشاالله در وقت خودش در فرصت مناسب خودش آنها را به ملت عزيزمان عرض
خواهيم كرد. حالا هنوز زود است
لكن انسان احساس مي كند كه در بين آنچه كه امروز گفته مي شود
بي انصافيهايي صورت مي گيرد
خب اگر كسي براي آينده كشور
براي حل آنچه كه معضلات كشور مي نامند
برنامه اي دارد
حرفي دارد آن حرف را بيان كند
اگر چنانچه
مي تواند راه حلي براي مشكلاتي كه وجود دارد
حالا مثلا مشكل گراني
يا تورم
راه حلي دارند
خب آن راه حل را بگويند
تخريب كردن
مسئولين
تخريب كردن دولت اين هيچ مصلحت نيست
اين جزو كارهاي صحيح اسلامي نيست
مي كنند در بعضي جاهاي ديگر
در
بعضي از كشورهاي دنيا بنام دمكراسي و آزادي آبروهايي از بين مي برند
اشخاصي را به لجن مي كشند
اينها كارهاي اسلامي نيست . اينها
كارهاي آنهاست . مثل خيلي از كارهاي ديگرشان
آنچه كه در زمينه مساله اقتصادي و يا غيراقتصادي گفته مي شود در درجه اول در محافل
كارشناسي بايد گفته شود نه در منبرهاي عمومي و تريبونهاي عمومي
انسان مي بيند گاهي اوقات يك بي انصافيهايي مي شود ديگر
يك چيزهايي مي گويند
نبايداخلاق نكوهيده بي انصافي در جامعه ما رواج پيدا كند و دچار بي انصافي نبايد شويم
بخصوص نخبگان .
نگاه كنند منصفانه حرف بزنند
عرض كرديم
تخريب درست نيست
نه آن كساني كه طرفدار يك شخص يا گروهي هستند
نه آن
كسانيكه مخالف آن شخص يا آن گروه هستند
مقابله اشان با يكديگر هيچ لزومي ندارد كه بصورت تخريب باشد
هيچ لازم نيست .
منطقي حرف بزنند. انتقادي دارند
انتقاد كنند. خدا را شكر مي كنيم
فضاي كشور ما بر اثر نظام اسلامي فضاي آزادي است
فضاي بازي
است
مردم فرصت دارند مي توانند حرفشان را بزنند
نخبگان مي توانند حرف بزنند
مردم هم استماع مي كنند
مي شنوند
حرفها را با
يكديگر مقايسه مي كنند
آنچه كه حق است به نظرشان آنرا مي پذيرند و قبول مي كنند. من نگرانيم از اين نيست كه يك حرفي زده شود از
كسي انتقاد شود
خوب نه
يك نفر انتقاد مي كند يك نفر هم جواب مي دهد
من نگراني ام رايج شدن اخلاق بي انصافي در جامعه
است
خدمات فراواني انجام مي گيرد
انسان همه را كنار بگذارد
به يك نقطه اي بچسبد
اين درست نيست
البته اين خطاب به همه
است
اين را ما به شخص خاصي
به گروه خاصي
به جناح خاصي عرض نمي كنيم
اين را به همه عرض مي كنيم
همه مراقب باشند
يكديگر را تخريب نكنند
اين فضاي تخريب
فضاي خوبي نيست . مردم خوششان نمي آيد. من اينرا در حضور شما مردم به آن حضرات
مي گويم
اگر شما خيال مي كنيد كه از اينكه شما بياييد و بنشينيد مذمت كنيد از فلان مسئول . فلان جريان
مردم لذت مي برند و
خوششان مي آيد
اشتباه مي كنيد
مردم از فضاي تخريب خوششان نمي آيد(تكبير نمازگزاران و شعار دست خدا بر سر ماست خامنه اي
رهبر ماست .)
مساله اساسي امروز منطقه ما باز همان مساله قديمي فلسطين است . مساله فلسطين بسيار مساله اساسي و مهمي است . رژيم
اشغالگر و غاصب شدت عمل را بر عليه فلسطينيها زياد كرده است و اين واكنش آنها به ضعف هاي دروني خودشان و شكستهاي پي در
پي خودشان است . نتوانستند آن هيمنه اي را كه از خودشان به دروغ ساخته بودند حفظ كنند آن رعبي كه در دل ملتهاي عرب انداخته
بودند آن رعب شكست
با مجاهدت مجاهدان فداكار لبناني و فلسطيني
فشار را بر مردم فلسطين وارد مي كنند
حكومت موجود در غزه
امروز يك حكومت قانوني است
حكومت حماس يك حكومت قانوني است
همه دنيا بايد بپذيرند اين حكومتي را كه با آراي مردم از
طريق انتخابات بوجود آمده است . خب مدعيان تمدن كه خودشان را كشورهاي متمدن مي دانند
كه بويي از تمدن و انسانيت نبرده اند
نگاه مي كنند و مي بينند رفتار غاصبين صهيونيست را با مردم غزه و اين محاصره شديد كه البته غزه يك نمونه اش است . ساحل غربي هم
دستكمي ندارد گرچه محاصره نيست اما شدت عمل صهيونيستها در شهرهاي ساحل غربي هم كمتر از غرزه نيست
فشار بر فلسطينيان
مظلوم در همه جا هست
اينرا مي بينند و دم بر نمي آورند
دفاع هم مي كنند و حمايت هم مي كنند از صهيونيستها. خب دنياي اسلام در
مقابل اين حادثه تلخ بايستي حرف خودش را بزند
نظر خودش را نشان بدهد
جايگاه خودش را مشخص كند و روز قدس روز مناسبي
براي اين كار است . رحمت خدا و رضوان خدا بر امام بزرگوار ما كه اين روز را به عنوان روز دفاع از ملت فلسطين معين كردند
انشاالله
روز قدس همه مردم ما و اميدواريم بخش عظيمي از مردم كشورهاي اسلامي در اين روز از اين فرصت استفاده كنند و حق مردم فلسطين
را ادا كنند و انشاالله دولتهاي مسلمان به وظيفه بزرگ خودشان كه كمك به دولت حماس در فلسطين است و كمك به ملت فلسطين
است . انشاالله عمل كنند. (شعار مرگ بر اسرائيل نمازگزاران ).
گزارش خبرنگاران ما حاكيست در ادامه خطبه دوم نماز جمعه ديروز تهران
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي
خطبه اي را به زبان عربي براي برادران و خواهران عرب زبان ايراد فرمودند.
اظهارنظر دوستي با مردم اسرائيل
غلط
غيرمنطقي و پوچ است
امير مومنان برجسته ترين الگو و برترين بندگان صالح خداست
از فرصت ماه رمضان بايد براي خضوع و خشوع دل ها و آشنايي با فضائل اميرمومنان استفاده كرد
دنياطلبي
ريشه و مركزهمه خطاهاي ماست
دنياي اسلام در مقابل جنايات صهيونيستها بايد حرف خودش را بزند
نظر خودش را نشان دهد و جايگاه خودش را مشخص كند و
روز قدس روز مناسبي براي اين كار است
مردم از فضاي تخريب خوششان نمي آيد
آنها نياز به امنيت رواني و سياسي دارند

*****
رحماني فضلي خبر داد
ارائه گزارش تفريغ بودجه 86 به شيوه جديد و تحليلي تا اسفند
|
رئيس ديوان محاسبات كشور از تلاش اين سازمان براي ارائه هر چه جذاب تر گزارشهاي تفريغ بودجه به مجلس خبر داد.
عبدالرضا رحماني فضلي در گفتگو با خبرگزاري مهر با اعلام اين خبر اظهارداشت : گزارش تفريغ بودجه 86 در موعد قانوني خود كه
اسفند ماه سال جاري است به مجلس تقديم خواهد شد.
وي افزود : در خصوص گزارش تفريغ بودجه 86 نتيجه بررسيها جمع آوري شده و اولين جلسه شاخص بندي و تحليل را هم گذرانده ايم
و طبق زمانبندي كه داريم اين گزارش را تا پايان سال به مجلس ارائه خواهيم داد.
رئيس جديد ديوان محاسبات تصريح كرد : امسال تلاش كرده ايم تا در ارائه اين گزارش
گزارشهاي موضوعي تهيه و در مورد عملكرد
بودجه 86 و اموري كه مي تواند در تدوين بودجه 88 مبنا باشد تحليل كلان ارائه دهيم .
وي تاكيد كرد : تلاش ما اين است تا گزارش تفريغ بودجه 86 بسيار خلاصه و همراه با تحليل و جهت دهيهايي كه مي تواند در نحوه
بودجه نويسي موثر باشد ارائه شود تا در هنگام قرائت در صحن علني مجلس نيز موجبات خستگي نمايندگان را فراهم نكند.

*****
انگيزه هاي صدام در حمله به ايران
|

دكتر حسين علايي
هفته دفاع مقدس
فرصتي است تا به دلايل و چرايي آغاز جنگ توسط صدام پرداخته شود. تاكنون دلايل و نكات
مختلفي براي انگيزه صدام در تهاجم به ايران ذكر شده است . برخي مي گويند صدام
دست به يك حمله پيش دستانه تمام
عيار عليه جمهوري اسلامي ايران زد تا از صدور امواج انقلاب اسلامي به مردم آن كشور كه اكثرا مسلمان و شيعه هستند
جلوگيري نمايد و با درگيركردن مردم آن كشور در يك جنگ گسترده
آنان را از الگوگيري و پيروي از انقلاب اسلامي
بازدارد تا در نتيجه ساكنين بين النهرين خواستار برپايي حكومت اسلامي در عراق به سبك ايران نشوند و از سرنگوني
رژيم ديكتاتوري حاكم بر آن كشور جلوگيري شود. برخي ديگر اظهار مي دارند : صدام شرايط غير رژيم شاهنشاهي در
ايران را فرصت مناسبي براي تغيير شرايط تاريخي ژئوپليتيكي عراق مي دانست و مي خواست با تصرف استان خوزستان
ايران و تسلط بر اروندرود
راه مطمئن خود را به دريا و آبهاي آزاد باز كند و قدرت سرزميني كشورش را افزايش دهد. نظر
ديگري مي گويد : صدام مي خواست رهبري جهان عرب را در شرايط افول رهبري مصر ـ به دليل سازش با اسرائيل ـ
بدست آورد و در رقابت با عربستان و مصر
خود
در راس جامعه عرب قرار گيرد. باتوجه به اينكه
در آن هنگام
خيزش
مردم ايران و پيام انقلاب اسلامي بيش از هر چيز شاهان فاسد عرب را در چشم مردم كشورهاي خود بي ارزش كرده و
امكان افزايش مطالبات مردم عرب براي برپايي حكومت هاي مردمي و غيروابسته به آمريكا را بوجود آورده بود لذا
سران كشورهاي عربي تمايل داشتند يك كشور عربي همسايه ايران ـ كه فقط عراق بود ـ با شروع يك جنگ
ايران را به
خود مشغول كند تا انقلاب اسلامي در آن كشور محصور شده و مردم عرب نتوانند زيباييهاي يك نهضت مردمي اسلامي
را ببينند و در نتيجه شاهان و اميران عرب بتوانند به حكومت هاي خود ـ بدون اعتنا به مردم ـ ادامه دهند. برخي ديگر
معتقدند : اصولا آمريكا پشت صحنه تصميم صدام قرارداشت و پس از به نتيجه نرسيدن كودتاي نوژه در اوايل سال
1359
مي خواست با حمله صدام به ايران
دوباره امكان بازگشت خود به ايران را فراهم كرده و انتقام خود را از مردمي
كه با برپايي انقلاب اسلامي
آمريكا را از كشور بيرون رانده بودند بگيرد و تسلط خود را بارديگر بر ايران اعاده نمايد. در
واقع
صدام يك جنگ نيابتي را از سوي آمريكا عليه انقلاب اسلامي
هدايت مي كرد. چنانچه منحني كمكها و
حمايتهاي آمريكا از صدام درطول جنگ تحميلي ترسيم شود بيانگر افزايش تدريجي نقش آمريكا در حمايت از رژيم
بعثي عراق از توسعه كمك هاي سياسي و تبليغاتي به سمت كمكهاي اقتصادي
اطلاعاتي و نظامي از ارتش بعثي است
و اين امر نشان دهنده علائمي از جنگ نيابتي است زيرا از يك سو جمهوري اسلامي ايران را تحريم تسليحاتي نموده و
از سوي ديگر دست همه كشورها را در ارسال گسترده سلاح به عراق باز مي گذارد و آمريكا به تدريج
نقش مداخله گر
نظامي به نفع صدام را با گسترش ناوگان جنگي اش در خليج فارس به خصوص در سالهاي آخر جنگ ايفا مي نمايد.
برخي ديگر مي گويند : اصولا صدام فردي ماجراجو
خشن
ضدشيعه و ضدايران و ايراني بود و لذا او كه با زور و قدرت
نظامي و از طريق تشكيلات حزب بعث در عراق حكومت مي كرد مي خواست در شرايطي كه هنوز نظام جمهوري
اسلامي در ايران به طور كامل مستقر نشده و دچار چالش هاي تثبيت خود است
با حمله به ايران
هم موجب سرنگوني
نظام جديد را فراهم آورد و هم با اين بهانه شيعيان عراق را به طور كامل سركوب نمايد و به اين ترتيب با ايجاد يك
بحران خارجي
از ظهور مشكلات و مسائل داخلي در عراق جلوگيري كند. اين افراد
به عنوان شاهد اين استدلال
به
اخراج گسترده شيعيان ايراني تبار از آن كشور و به شهادت رساندن علماي بزرگ شيعه در عراق
ازجمله آيت الله
سيدمحمد باقر صدر قبل از آغاز جنگ تحميلي استناد مي كنند. برخي ديگر معتقدند اسرائيل و صهيونيست ها در
تحريك صدام نقش اساسي را برعهده داشته اند زيرا امواج انقلاب اسلامي يك جريان ضدصهيونيستي قوي و جديدي را
در منطقه خاورميانه براه انداخته بود كه روز به روز بر دامنه و وسعت آن افزوده مي شد و در كشور عراق هم يك ارتش
قوي از سوي بعثي ها شكل گرفته بود كه اگر بدون ماموريت باقي مي ماند با سياست اسرائيل كه ضعيف ماندن ارتش هاي
كشورهاي همجوار رژيم صهيونيستي است همخواني نداشت و رژيم صهيونيستي وجود چنين ارتشي را در منطقه
خاورميانه و پيرامون خود برنمي تابيد. لذا از روحيه قدرت طلبي صدام استفاده كرد و او را تشويق به جنگ با ايران نمود
تا هم از امكان قدرت گيري ايران جديد
جلوگيري نمايد و هم ارتش عراق را مشغول يك درگيري نظامي در حوزه دورتر
از مرزهايش كند.
نظريه ديگري هم معتقد است كه اصولا رژيم بعثي عراق از زماني كه بنابر درخواست شاه ايران
منزل حضرت امام
خميني را در مهرماه 1357 در نجف اشرف محاصره كرد
دست به اقدام عليه انقلاب اسلامي زد و بلافاصله پس از
پيروزي انقلاب اسلامي هم گروه هاي كرد ايراني مقيم آن كشور را مسلح كرده و آنها را وادار به جنگ داخلي در كردستان
نمود و سازمان خلق عرب را در خوزستان به راه انداخت و بوسيله آنها انفجارات در مناطق نفتي ايران را آغاز كرد و بعد
كودتاي نوژه را با كمك بختيار ـ آخرين نخست وزير شاه ـ سازماندهي نمود و در نهايت هم
جنگ را شروع
كرد.
همه مطالب فوق مي توانند به نوعي صحيح باشند و يا حداقل مي توان گفت حمله صدام به نهضت امام خميني
برخي از اين پيامدها را در برداشته است . به هر حال به نظر مي رسد علت اصلي تهاجم ارتش بعثي را بايد در جاي ديگري
جستجو كرد. صدام كه پس از كنارزدن حسن البكر
قدرت را در عراق به دست گرفته بود احساس مي كرد كه با حمله به
ايران به يك « پيروزي مطمئن » دسترسي پيدا خواهد كرد كه اين موفقيت بزرگ
قدرت وي را در عراق افزايش داده و از او
شخصيت يك قهرمان را مي سازد. تصور صدام از ضعف قدرت نظامي انقلاب اسلامي و ضعف قواي مسلح ايران در آن
زمان
باعث تصميم وي براي حمله گسترده و همه جانبه نظامي به ايران شد. صدام اگر فكر مي كرد كه بايد روزي با خفت
و خواري از سرزمين هاي اشغالي ايران به عقب رانده شود و صدها هزار نفر از نظاميان خود را در جبهه هاي جنگ از
دست بدهد و در عين حال هيچ دستاوردي هم نداشته باشد حتما به ايران حمله نظامي نمي كرد. برآورد غلط اطلاعاتي
وي از توان ايران كه بااستفاده از روش هاي كلاسيك
توان رزمي نيروي مقابل را محاسبه مي نمايد و فقط در ارزيابي
خود
توان نيروهاي مسلح آن كشور را مدنظر قرار دهد موجب وسوسه صدام براي آغاز جنگ و حمله به ايران شد. او
احساس مي كرد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي :
1 ـ ارتباط سازمان يافته ارتش ايران با آمريكا قطع شده و امكان پشتيباني از تسليحات آمريكايي موجود در ارتش ايران
وجود ندارد و خروج پنجاه هزار مستشار آمريكايي از ارتش ايران سيستم هدايت و كنترل اين ارتش را با مشكل اساسي
مواجه ساخته است .
2 ـ نه تنها سيل ارسال سلاح هاي آمريكايي به ايران قطع شده بلكه آمريكا جمهوري اسلامي ايران را تحريم تسليحاتي
نموده و ايران امكان دريافت هيچگونه سلاح جديدي را از هيچ كشوري در دنيا ندارد.
3 ـ سازمان ارتش ايران بهم ريخته و اكثر فرماندهان و امراي آن بخاطر وابستگي به رژيم شاهنشاهي كنار گذاشته شده و
سيستم سلسله مراتب و ساختار آن به هم ريخته است و لذا اين ارتش نمي تواند در خدمت انقلاب اسلامي و كشور
قرارگيرد. او مشاهده مي كرد كه دولت موقت با كاهش خدمت سربازي به يك سال
موجب شده كه حتي اين ارتش داراي
استعداد كافي سازماني هم نباشد. اين درحالي بود كه در آن زمان ارتش بعثي عراق حداقل بيش از پنج لشكر سازماني
بيشتر از استعداد لشكرهاي ايران در دوران شاه در اختيار داشت و لذا در جنگ زميني داراي برتري يگاني و تسليحاتي
بود.
4 ـ با راه اندازي جنگ مسلحانه در كردستان ايران از طريق گروه هاي دمكرات و كومله كه صدام آنها را تجهيز و تسليح
مي كرد بخشي از قواي همين ارتش با شرايط فوق و نيز قسمتي از استعداد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه هنوز شكل
نظامي به خود نگرفته است با اين گروهها در برخي از استان هاي همجوار با عراق درگير است لذا
براي دشمن
توان
رزمي قواي مسلح ايران باز هم ضعيف تر
ارزيابي مي گرديد.
5 ـ او تصور مي كرد كه وجود اختلافات سياسي در راس كشور ـ درگيري بني صدر با حزب جمهوري اسلامي و نيز با
نخست وزير وقت ـ موجب مي شود كه حمله به ايران اين اختلافات را تشديد كرده و لذا از ايجاد يك اراده قوي براي
مقابله با ارتش متجاوز جلوگيري خواهد نمود.
به نظر مي رسد صدام با توجه به نكات فوق
ارتش بعثي را به خاك ايران گسيل داشت تا ظرف يك جنگ
كوتاه مدت
به اهداف خود برسد اما غافل بود كه در ايران قدرت عظيمي به نام رهبري امام خميني (ره ) وجود دارد كه
تهديد جنگ را تبديل به فرصتي شايسته براي ظهور تواناييهاي ملت ايران مي نمايد و مي گويد اگر « اين جنگ بيست
سال هم طول بكشد ما ايستاده ايم » .

*****
تصويب بيانيه عدم تعهد در حمايت از برنامه هسته اي صلح آميز ايران
|

سفراي جنبش عدم تعهد « نم » در آژانس بين المللي انرژي اتمي
ديروز بيانيه خود در حمايت از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي
جمهوري اسلامي ايران را تصويب كردند.
به گزارش شبكه خبر
بيانيه نم كه در نشست دو ساعته و پشت درهاي بسته در مقر اين سازمان به تصويب رسيد
از سوي سفير كوبا
در نشست آتي شوراي حكام قرائت خواهد شد.
سلطانيه سفير جمهوري اسلامي ايران در وين گفت : در اين بيانيه متن بيانيه وزراي خارجه عدم تعهد در تهران به طور كامل منعكس
شده است و جزو اسناد آژانس قرار خواهد گرفت .
وي افزود : در اين جلسه تصويب شد كه رئيس عدم تعهد طي نامه اي به مدير كل درخواست كند كه موضع توانمندي هسته اي رژيم
اسراييل رسما در دستور كار كنفرانس عمومي سالانه آژانس قرار گيرد.
سلطانيه افزود : قطعنامه مربوط به عاري سازي خاورميانه از سلاح هسته اي نيز در اين جلسه تصويب شد و در همين زمينه كشورهاي
عربي نيز متن قطعنامه اي را درباره اسراييل تهيه كرده اند كه نم آن را در دست بررسي دارد.
وي درباره برخي تحركات در زمينه صدور قطعنامه اي درباره ليبي در نشست آتي شوراي حكام كه به ايران نيز اشاراتي دارد
گفت : در
جلسه نم مقرر شد كه هر قطعنامه اي درباره هر يك از كشورهاي عدم تعهد بايد با نظر نم باشد.
سفير ايران افزود : اگر هم درباره يك كشور قطعنامه اي داده شود و تحت پوشش آن به كشورهاي ديگر نيز پرداخته شود عدم تعهد با آن
مخالفت خواهد كرد.
در وين شايع شده است كه كشورهاي غربي به دنبال تصويب قطعنامه اي درباره ليبي هستند كه در آن از همكاريهاي كامل اين كشور
با آژانس استقبال و حمايت شده است و تحت پوشش آن از ايران نيز چنين همكاري خواسته مي شود.
سلطانيه در ادامه درباره جو اجلاس آتي شوراي حكام در وين گفت : در اين جلسه بحث خاصي پيش نمي آيد و با توجه به بيانيه نم
كه بسيار مهم نيز هست و حمايت كامل وزراي خارجه را نيز دارد فضايي براي اقداماتي از قبيل قطعنامه وجود ندارد.
وي در خاتمه تاكيد كرد اگر چه درباره قطعنامه بحث هايي پيش آمد اما با توجه به رايزني هاي انجام شده امكان چنين چيزي وجود
ندارد.

*****
لاريجاني در مكالمه تلفني با رئيس مجلس نمايندگان سوريه :
كشورها بايد به دنبال يافتن يك راه حل دست جمعي براي مقابله با اسرائيل باشند
|
لاريجاني در مكالمه تلفني با رئيس مجلس نمايندگان سوريه تاكيد كرد : كشورهاي اسلامي بايد به دنبال يافتن يك راه حل دست
جمعي در مقابل اقدامات رژيم صهيونيستي و دفاع از مقاومت ملت فلسطين باشند.
به گزارش اداره اخبار و رسانه هاي گروهي مجلس شوراي اسلامي
رئيس مجلس بعدازظهر روز جمعه در تماسي تلفني با « محمود
الابرش » همتاي سوري خود در مورد شرايط فلسطين و رفتار وحشيانه رژيم صهيونيستي در محاصره معابر غزه بحث وتبادل نظر كرد.
لاريجاني اقدامات اخير رژيم صهيونيستي و ستم مدرن به ملت مظلوم فلسطين و سكوت كشورهاي غربي و بي تفاوتي برخي
كشورهاي عربي را مورد نكوهش و سرزنش قرار داد.
رئيس مجلس تصريح كرد : پس از تماس تلفني خود با اسماعيل هنيه نخست وزير دولت منتخب مردم فلسطين
نمايندگان مجلس
شوراي اسلامي طي روزهاي گذشته با صدور بيانيه اي اين اقدامات رژيم صهيونيستي را محكوم كردند.
لاريجاني از محمود الابرش رئيس مجلس سوريه خواست از طريق مجلس سوريه و تماس با كشورهاي ديگر در جهت افشاي
توطئه برخي از كشورهاي سازشكار و همچنين حمايت از ملت مردم فلسطين تلاش كند.
الابرش ضمن تشكر از تماس تلفني لاريجاني گفت : اطلاعات زيادي از شخصيت و وجه بين المللي شما دارم .
وي اضافه كرد : ما با نظرات شما به طور كامل موافق هستيم و مشكلات ملت فلسطين را به طور مرتب دنبال مي كنيم و از طريق
نمايندگان خود در اتحاديه عرب پيگيري لازم را به عمل مي آوريم .
رئيس مجلس سوريه خاطرنشان ساخت : تلاش هاي خود را در سطح كشورهاي مهم ادامه خواهيم و در اين زمينه تماسهاي دو جانبه
خود را پيگيري مي كنيم .
وي در پايان از لاريجاني براي سفر به سوريه دعوت به عمل آورد.

*****
نامه مشايي به رهبر انقلاب
|
درپي سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران
اسفنديار رحيم مشايي ضمن اعلام تبعيت كامل خود از ديدگاه معظم له با
ارسال نامه اي موضع خود را درباره سرزمين هاي اشغالي در چارچوب سياستهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي كه از سوي ولي امر
مسلمين تعيين و تبيين مي گردد
دانست .
به گزارش خبرگزاري فارس
متن كامل اين نامه بدين شرح است :
محضر رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي دام عزه العالي
سلام عليكم
با احترام به استحضار مي رساند نظر به بيانات روشنگر حضرتعالي در خطبه هاي امروز نماز جمعه تهران كه مانند هميشه فصل الخطاب
بوده و خواهد بود
اينجانب ضمن اعلام تبعيت كامل خود از ديدگاه آن حضرت در موضوع مردم سرزمين هاي اشغالي تاكيد مي نمايد كه
به عنوان سربازي كوچك در دولت خدمتگزار تمامي مساعي خود را در چارچوب سياستهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه از
سوي حضرت ولي امر مسلمين تعيين و تبيين مي گردد
به كار خواهم بست
بديهي است كه موضع اينجانب در موضوع مبارزات ملت
مظلوم فلسطين و رژيم غاصب و جنايتكار اشغالگر چنانكه در سخنراني ها و مصاحبه هاي فراوان از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي
آشكارا بيان كرده ام
ادامه مبارزات حق طلبانه مردم فلسطين و بازپس گيري سرزمين هاي اشغالي است .
اينجانب به نابودي صهيونيسم جهاني يقين دارم و آن را در دسترس مي دانم و پيروزي نهايي حق طلبان را نزديك دانسته و براي آنان و
ملت شريف و مومن و انقلابي ايران در سايه سلامت و بقاي عزتمند حضرت مستطاب عالي در ظل توجهات حضرت ولي عصر(عج )
بهترين و خالصانه ترين ادعيه را به درگاه خداوند متعال عرضه مي نمايم .
ارادتمند رحيم مشايي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري .

*****
فصل الخطاب
|
ديروز
در خطبه نماز جمعه تهران
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اظهارات اسفنديار رحيم مشائي
معان
رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كه گفته بود ما با مردم اسرائيل مانند بقيه مردم جهان دوست هستيم
فرمودند : « اينكه گفته شده ما با مردم اسرائيل مانند بقيه مردم جهان دوست هستيم حرف غلطي است چرا كه آنها در غصب زمين و اموال
و موجودي ملت فلسطين شريك و عامل مقامات صهيونيست و غاصبان فلسطين هستند و اين موضع مستحكم
موضع رسمي نظام
نيز به شمار مي رود » .
اين بيان رهبري
اولا موضع نظام جمهوري اسلامي را در جدالي كه ميان نخبگان جامعه
از مراجع معظم تقليد گرفته تا نمايندگان
مجلس و ائمه جمعه و اصحاب رسانه و فعالان سياسي از يكطرف و گوينده آن سخن و رئيس جمهور كه با صراحت از وي حمايت كرده
بود و سخن معاون خود را موضع دولت دانسته بود
از طرف ديگر خاتمه داد و ثانيا راه را بر ادامه اين بحث كه به نقطه ملال آوري رسيده
بود بست . بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد اين موضوع از اين جهت اهميت دارد كه روز قبل از آن
يعني پنجشنبه 28 شهريور آقاي
رئيس جمهور در مصاحبه رسانه اي خود در پاسخ به سئوالي درباره اظهارات اسفنديار رحيم مشائي گفته بود : « ما دوستي به نام اسرائيل
به رسميت نمي شناسيم اما حساب مردمي كه به دروغ به آنجا آورده شده و سپر بلا شده اند را با شبكه رژيم صهيونيستي جدا مي دانيم » .
آقاي احمدي نژاد در همين مصاحبه از اينهم فراتر رفت و ضمن مظلوم دانستن آقاي مشائي و وي را داراي 30 سال سابقه انقلابي دانستن
تصريح كرد : « موضع وي
موضع دولت است » .
با توجه به اينكه يك سخن نمي تواند هم موضع دولت باشد و هم طبق تعبير رهبري « غلط و پوچ » و نقطه مقابل آن
موضع نظام
باشد
طبيعي است كه بايد آقاي رئيس جمهور بعد از آنكه به توصيه ها و نصايح خيرخواهانه نخبگان كشور اعتنائي نكرد و همين بي
اعتنائي موجب ادامه بحث ها شد
اكنون كه رهبر معظم انقلاب موضع نظام را به روشني بيان فرموده اند
در نقطه نظر خود و درباره معاون
خود تجديدنظر نمايد. معناي روشن فصل الخطاب بودن كلام رهبري اينست كه هر دوطرف ماجرا به توصيه رهبري گردن نهند و همراه
با تجديدنظر كسي كه مردم اسرائيل را دوست ما دانست و كسي كه از او حمايت كرد
همه كساني كه در مخالفت با اين سخن غلط و پوچ
تاكنون اظهارنظر كرده اند
از اين پس سكوت پيشه كنند و اين پرونده را مختومه تلقي نمايند.

| | | | | |