روزنامه جمهوري اسلامي 28/06/1387 صفحه عقيدتي
*****
تفسير موضوعي قرآن كريم اثري از مفسر بزرگ حضرت آيت الله جوادي آملي
توحيد در قرآن




  • قسمت دوم
    دومين جلد از تفسير موضوعي مفسر بزرگ قرآن در عصر حاضر علامه جوادي آملي (حفظه الله ) به موضوع « توحيد در قرآن » اختصاص يافته است . مباحث اين جلد در سه بخش و هر بخشي در فصولي سامان دهي شده است . بخش يكم : قرآن و راههاي شناخت بخش دوم : مراتب توحيد بخش سوم : نفي شرك . در بحث راههاي شناخت خدا براهين توحيدي در راههاي آفاقي و راههاي انفسي مورد تبيين و تفسير قرار گرفته است . برهان تمانع برهان محبت برهان حركت برهان نظم برهان حركت برهان شهادت خدا و برهان ولايت در فصل مربوط شناخت خدا با علم حصولي مورد بررسي قرار گرفته است . همچنانكه توحيد فطري تبيين راه فطرت محورهاي راه انفسي موانع راه انفسي و امتيازات راه . انفسي بر آفاقي در فصل مربوط به راه انفسي مورد كنكاش قرار گرفتند توحيد ذات توحيد اسما و صفات توحيد افعالي و توحيد عملي و فصل مربوط به موحدان در قرآن در بخش مربوط به مراتب توحيد مورد بحث و موشكافي قرار گرفته اند.
    انواع شركت گروه هاي مشرك ريشه هاي شرك پيامدهاي شرك و برائت همگاني از شرك در فصول مربوط به بخش سوم مورد پژوهش و تفسير قرار گرفته اند.
    آگاهي موجودات به مبدا
    حضرت آيت الله جوادي آملي درباره فطري بودن توحيد به مبدا هستي مي گويد : « اصل آگاهي هر موجودي از جمله انسان به مبدا جهان جاي ترديد نيست . وجود خدا از هر چيزي روشن تر و حضورش براي هر شي نسبت به تمام چيزها نزديك تر است . خفاي او از شدت ظهور او و دوري وي از شدت نزديكي اوست . از اين رو حضور نور آسمانها و زمين را با زدودن غبار گناه و خودبيني مي توان با تمام هستي امكاني خويش يافت ... خداي سبحان نزد هر جاهلي آشناست . » البته ايشان متذكر مي شوند كه : « شناخت كامل ذات اقدس الهي نه با علم حصولي و نه با علم شهودي ميسور كسي نيست ... درباره ذات خداي سبحان آنچه را با فكر از راه برهان مي فهميم و يا بر اثر تهذيب نفس با شهود دل مي يابيم جزو شعاع و وجه الله است نه اصل ذات . »
    استاد درباره عدم امكان معرفت به ذات و صفات ذات الهي با صراحت مي فرمايد : انسان كامل كه پس از سير معنوي به لقاالله نايل مي شود به لقاي اسماي الهي موفق شده است ; گرچه انسان كاملي چون پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم به لقاي اسم اعظم خداوند نايل مي شود و ديگران به تناسب مقام خويش به لقاي ساير اسماي حسنا نايل مي گردند. بنابراين هر نوع شناخت و شهودي كه نسبت به خداي سبحان وجود دارد در خارج از ذات و صفات ذات اوست و اكتناه ذات و صفات ذاتي خدا ميسور احدي نيست ; گرچه شناخت صفات فعلي براي همگان ميسر است . »
    راه آفاقي
    يكي از راههاي شناخت حق تعالي راه آفاقي است كه در آيات نوراني قرآن و احاديث روايات معصومين (ع ) فراوان بدان فراخوانده شده ايم . علامه جوادي آملي در اين باره مي فرمايد : « بسياري از آيات قرآن كريم انسان را به مطالعه در اسرار طبيعت و نظم محيرالعقول جهان تفكر در آفرينش آسمانها زمين كوه ها درياها و حيوانات و... دعوت مي كند و اين خود يكي از راه هاي نيل به توحيد خداست راهي كه انسان عاقل و منصف را موحد مي كند. » ايشان امتياز راه آفاقي از راه هاي ديگر را « آساني و قابل فهم بودن آن براي همگان » مي داند. چرا كه « پيمودن اين راه به مبادي عميق و بحث هاي پيچيده فني و برهان هاي سنگين فلسفي نياز ندارد و انسان با دور بودن ازهوا و هوس و سير اجمالي در عالم طبيعت به وجود « الله » و يگانه بودن او و ساير صفات وي پي خواهد برد. »
    استاد بزرگوار درباره شناخت حق تعالي از راه هاي آفاقي بر اين اعتقاد است كه « عمق و اثر عملي اين راه سهل و عمومي » نسبت به راه انفسي كمتري است . « در اين راه مشكلات بيرون حل مي شود كيفيت آفرينش آسمان و زمين روشن مي گردد از امكان و حدوث آنها به هستي واجب و قديم و از حركت عالم به وجود محرك بي حركت آن پي خواهيم برد و از نظم آنها به ناظم با شعور استدلال مي شود ولي تحول دروني و سير قلبي حاصل نخواهد شد. »
    راه انفسي
    مفسر بزرگ قرآن علامه جوادي آملي درباره راه انفسي كه برترين راه شناخت حق متعال است مي فرمايد : « مقصود از راه انفسي سير در آيات دروني و شناخت خدا از راه خودشناسي است ; اين راه به مقصد نزديك تر و دقيق تر از راه آفاقي است و سعادت افزون تري را نصيب انسان سالك مي كند. در اين سير معلوم مي شود خود انسان آيت توحيد خداست و همين تامل در خويشتن خويش رهگشاي مناسبي براي خداشناسي و جهان بيني است ... اگر انسان به خود بينديشد و نياز خود را احساس كند مي بيند تكيه گاه او موجود نيازمند ديگر نيست بلكه نياز او به وسيله موجود بي نيازي برطرف مي شود. » به قول حافظ :
    در اندرون من خسته دل ندانم كيست كه من خموشم و او در فغان و غوغاست
    « در جوامع روايي احاديث فراواني است كه راه معرفت نفس را بيان كرده و ضمن ترغيب به اين راه روشن ساخته است كه چگونه انسان مي تواند با تهذيب نفس و تزكيه و اخلاص و برحذر بودن از جهالت نفس و عقلت از آن به معرفت رب نايل شود. برخي از اين روايات با لسان تشويق به معرفت نفس دعوت كرده و لسان برخي ديگر تخدير از جهالت و غفلت نسبت به نفس است برخي با ذكر آثار مثبت و سازنده معرفت نفس و بعضي با پيامدهاي منفي و سوزنده جهل به نفس اين مهم را متكفل شده اند. »
    توحيد افعالي
    مفسر عاليقدر قرآن كريم حضرت آيت الله جوادي آملي درباره توحيد افعالي از ديدگاه قرآن مي گويد : « توحيد افعالي از منظر قرآن كريم يعني هيچ موثر مستقلي در عالم غير از خداي سبحان نيست و قيوميت هستي آفرينش مالكيت ربوبيت رازقيت و ولايت كه هر يك بر ديگري مترتب است منحصرا از آن خداست . » و « هرگاه خدا فعلي را اراده كند و بخواهد شيئي در خارج موجود شود صرف اراده او براي تحقق آن شئي كافي است ; مانند تحقق صور و مفاهيم ذهني كه به مجرد اراده انسان در حيطه نفس او يعني در خيال يا وهم يا عقل وي نقش مي بندد. البته « از ويژگي هاي فعل خدا صدور آن به نحو تجلي است نه تجافي و معناي صدور فعل به نحو تجلي اين است كه آنچه در نزد خداست در عين حال كه اصل و حقيقت آن نزد اوست رقيق شده و تنزل يافته اش براي ديگران تجلي كرده آشكار شود. مانند نزول قرآن كريم در شب قدر بر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم كه اصل و حقيقت آن نزد خدا بوده و هست و مرتبه رقيق و نازل آن براي استفاده افراد عادي در قالب الفاظ و كلمات بر آن حضرت فرود آمد. »
    حضرت استاد ويژگي هاي فعل الهي را بدين نحو برمي شمرد : 1 ـ تحقق فعل به صرف اراده 2 ـ تخلف ناپذيري فعل از اراده 3 ـ كفايت مبدا فاعلي 4 ـ مادي نبودن فعل 5 ـ صدور به نحو تجلي 6 ـ دوام فيض 7 ـ حكيمانه بودن 8 ـ اختيار 9 ـ تحقق وعده و امكان عفو از وعيد; و درباره امكان عفو از وعيد مي گويد : « خداي سبحان به وعده خويش قطعا عمل مي كند; نه اينكه بايد عمل كند; اما نسبت به وعيد راهي به بخشودن بازگذاشته و ممكن است براي ايجاد اميد و جلوگيري ازياس از برخي گناهان افرادي كه صلاح مي داند بدون توبه درگذرد. » البته تصريح مي كنند كه اين مطب هيچ پيامد نامطلوبي ندارد : « و چون تعلق عفو به گناهان و به افراد مجمل است موجب هيچ نالي فاسدي مانند تجري بر گناه نمي شود. »
    خير و شر
    آيت الله جوادي آملي مباحث استاد خويش علامه طباطبائي (ره ) را در باره استناد حسنات و سيئات به خداي منان را اينگونه گزارش مي كند : « حسنه و سيئه ـ يا حسن و قبح ـ از نظام تكوين گرفته شده است . در نظام تكوين اگر ساختار دروني موجودي هماهنگ و كامل باشد و براي رسيدن به هدف كمبودي نداشته باشد آن موجود خوب و حسن است و اگر از درون يا بيرون نقصي بر آن وارد شده و انسجام اجزاي خود را از دست داده باشد و نتواند به هدف آفرينش خويش نايل گردد آن موجود بد و سيئه است .
    ... در نظام جتماعي و امور عرفي نيز مسئله از همين قرار است اگر كاري با نظام قانونمند حاكم بر جامعه كه هدفش تامين سعادت همگان است هماهنگ باشد آن كار حسنه و خوب است و اگر ناهماهنگ و متضاد باشد سيئه و بد است . »
    ايشان از اين تبيين نتيجه مي گيرند كه « حسنه و سيئه از عناوين اضافي و نسبي است كه از مقايسه پديده ها و رخدادها با كمال نوع انسان يا سعادت افراد اين نوع بدست مي آيد... ولي اصل وجود واقعيات جهان هستي صرف نظر از اين مقايسه همه خير و حسن است و وجود هيچ موجودي شر مطلق و سيئه نيست زيرا هر موجودي مخلوق خداست و خدا همه را به مقدار لازم و هندسه و نظم آفريده است ; يعني هر يك از حقايق هستي در حد سعه وجودي خود از حسن برخوردار است و همه با هم در يك نظام هماهنگ و هدف مند به سوي مقصد واحدي در حركت اند; با اين ديدگاه قرآني كه از آيات متعددي بدست مي آيد سراسر جهان آفرينش خير و زيبا و حسنه است و همه مخلوقات الهي آيت و نشانه جلال و جمال خالق خود هستند و در نظام احسن جهان هيچ موجود باطل شر و زايد وجود ندارد. »
    علامه جوادي آملي با نقل كلامي از شيخ اشراق مبني بر اينكه « اگر در عالم هستي تضاد و تزاحم نباشد فيض الهي دوام نخواهد داشت يعني در اثر برخورد و تضاد موجودات مادي صورت جديد به خود مي گيرند و تحول و تكامل پديد مي آيد و در نتيجه فيض الهي تجديد مي شود; آنگاه يادآوري مي شوند : « تصادم و حوادث ناگواري كه در زندگي فردي و اجتماعي انسان پيش مي آيد گاه بر اثر سو اختيار خود انسان است و زماني بر اثر حركت سو جامعه و گاه از براي امتحان و ابتلاي فرد يا جامعه است يا علل ديگري دارد كه بر بشر مخفي است . خداي سبحان به طور مسلم كمترين سيئه و ظلمي براي هيچ موجودي از جمله انسان نخواسته است ; (وماالله يريد ظلما للعالمين ). »