
قسمت دوم
دومين جلد از تفسير موضوعي مفسر بزرگ قرآن در عصر حاضر علامه جوادي آملي (حفظه الله ) به موضوع « توحيد در قرآن »
اختصاص يافته است . مباحث اين جلد در سه بخش و هر بخشي در فصولي سامان دهي شده است . بخش يكم : قرآن و راههاي شناخت
بخش دوم : مراتب توحيد
بخش سوم : نفي شرك . در بحث راههاي شناخت خدا
براهين توحيدي در راههاي آفاقي و راههاي انفسي
مورد تبيين و تفسير قرار گرفته است . برهان تمانع
برهان محبت
برهان حركت
برهان نظم
برهان حركت
برهان شهادت خدا و برهان
ولايت در فصل مربوط شناخت خدا با علم حصولي مورد بررسي قرار گرفته است . همچنانكه توحيد فطري
تبيين راه فطرت
محورهاي
راه انفسي
موانع راه انفسي و امتيازات راه . انفسي بر آفاقي در فصل مربوط به راه انفسي مورد كنكاش قرار گرفتند توحيد ذات
توحيد
اسما و صفات
توحيد افعالي و توحيد عملي و فصل مربوط به موحدان در قرآن در بخش مربوط به مراتب توحيد مورد بحث و
موشكافي قرار گرفته اند.
انواع شركت
گروه هاي مشرك
ريشه هاي شرك
پيامدهاي شرك و برائت همگاني از شرك در فصول مربوط به بخش سوم مورد
پژوهش و تفسير قرار گرفته اند.
آگاهي موجودات به مبدا
حضرت آيت الله جوادي آملي درباره فطري بودن توحيد به مبدا هستي مي گويد : « اصل آگاهي هر موجودي
از جمله انسان به مبدا
جهان جاي ترديد نيست . وجود خدا از هر چيزي روشن تر و حضورش براي هر شي نسبت به تمام چيزها نزديك تر است . خفاي او از
شدت ظهور او و دوري وي از شدت نزديكي اوست . از اين رو حضور نور آسمانها و زمين را با زدودن غبار گناه و خودبيني مي توان با
تمام هستي امكاني خويش يافت ... خداي سبحان نزد هر جاهلي آشناست . » البته ايشان متذكر مي شوند كه : « شناخت كامل ذات اقدس
الهي نه با علم حصولي و نه با علم شهودي ميسور كسي نيست ... درباره ذات خداي سبحان آنچه را با فكر از راه برهان مي فهميم و يا بر
اثر تهذيب نفس
با شهود دل مي يابيم
جزو شعاع و وجه الله است
نه اصل ذات . »
استاد درباره عدم امكان معرفت به ذات و صفات ذات الهي با صراحت مي فرمايد : انسان كامل كه پس از سير معنوي به لقاالله نايل
مي شود
به لقاي اسماي الهي موفق شده است ; گرچه انسان كاملي چون پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم به لقاي اسم اعظم خداوند
نايل مي شود و ديگران به تناسب مقام خويش به لقاي ساير اسماي حسنا نايل مي گردند. بنابراين
هر نوع شناخت و شهودي كه نسبت
به خداي سبحان وجود دارد
در خارج از ذات و صفات ذات اوست و اكتناه ذات و صفات ذاتي خدا ميسور احدي نيست ; گرچه شناخت
صفات فعلي براي همگان ميسر است . »
راه آفاقي
يكي از راههاي شناخت حق تعالي راه آفاقي است كه در آيات نوراني قرآن و احاديث روايات معصومين (ع ) فراوان بدان فراخوانده
شده ايم . علامه جوادي آملي در اين باره مي فرمايد : « بسياري از آيات قرآن كريم انسان را به مطالعه در اسرار طبيعت و نظم محيرالعقول
جهان
تفكر در آفرينش آسمانها
زمين
كوه ها
درياها و حيوانات و... دعوت مي كند و اين خود يكي از راه هاي نيل به توحيد خداست
راهي كه انسان عاقل و منصف را موحد مي كند. » ايشان امتياز راه آفاقي از راه هاي ديگر را « آساني و قابل فهم بودن آن براي همگان »
مي داند. چرا كه « پيمودن اين راه به مبادي عميق و بحث هاي پيچيده فني و برهان هاي سنگين فلسفي نياز ندارد و انسان با دور بودن ازهوا
و هوس و سير اجمالي در عالم طبيعت
به وجود « الله » و يگانه بودن او و ساير صفات وي پي خواهد برد. »
استاد بزرگوار درباره شناخت حق تعالي از راه هاي آفاقي بر اين اعتقاد است كه « عمق و اثر عملي اين راه سهل و عمومي » نسبت به راه
انفسي كمتري است . « در اين راه مشكلات بيرون حل مي شود
كيفيت آفرينش آسمان و زمين روشن مي گردد
از امكان و حدوث آنها به
هستي واجب و قديم و از حركت عالم به وجود محرك بي حركت آن پي خواهيم برد و از نظم آنها به ناظم با شعور استدلال مي شود
ولي
تحول دروني و سير قلبي حاصل نخواهد شد. »
راه انفسي
مفسر بزرگ قرآن علامه جوادي آملي درباره راه انفسي كه برترين راه شناخت حق متعال است مي فرمايد : « مقصود از راه انفسي
سير
در آيات دروني و شناخت خدا از راه خودشناسي است ; اين راه به مقصد نزديك تر و دقيق تر از راه آفاقي است و سعادت افزون تري را
نصيب انسان سالك مي كند. در اين سير معلوم مي شود خود انسان آيت توحيد خداست و همين تامل در خويشتن خويش
رهگشاي
مناسبي براي خداشناسي و جهان بيني است ... اگر انسان به خود بينديشد و نياز خود را احساس كند
مي بيند تكيه گاه او موجود نيازمند
ديگر نيست
بلكه نياز او به وسيله موجود بي نيازي برطرف مي شود. » به قول حافظ :
در اندرون من خسته دل ندانم كيست كه من خموشم و او در فغان و غوغاست
« در جوامع روايي
احاديث فراواني است كه راه معرفت نفس را بيان كرده و ضمن ترغيب به اين راه
روشن ساخته است كه چگونه
انسان مي تواند با تهذيب نفس و تزكيه و اخلاص و برحذر بودن از جهالت نفس و عقلت از آن به معرفت رب نايل شود. برخي از اين
روايات با لسان تشويق
به معرفت نفس دعوت كرده و لسان برخي ديگر تخدير از جهالت و غفلت نسبت به نفس است
برخي با ذكر
آثار مثبت و سازنده معرفت نفس و بعضي با پيامدهاي منفي و سوزنده جهل به نفس اين مهم را متكفل شده اند. »
توحيد افعالي
مفسر عاليقدر قرآن كريم حضرت آيت الله جوادي آملي درباره توحيد افعالي از ديدگاه قرآن مي گويد : « توحيد افعالي از منظر قرآن
كريم يعني هيچ موثر مستقلي در عالم غير از خداي سبحان نيست و قيوميت هستي
آفرينش
مالكيت
ربوبيت
رازقيت و ولايت كه هر
يك بر ديگري مترتب است
منحصرا از آن خداست . » و « هرگاه خدا فعلي را اراده كند و بخواهد شيئي در خارج موجود شود
صرف اراده
او براي تحقق آن شئي كافي است ; مانند تحقق صور و مفاهيم ذهني كه به مجرد اراده انسان
در حيطه نفس او يعني در خيال يا وهم يا
عقل وي نقش مي بندد. البته « از ويژگي هاي فعل خدا صدور آن به نحو تجلي است نه تجافي و معناي صدور فعل به نحو تجلي اين است
كه آنچه در نزد خداست در عين حال كه اصل و حقيقت آن نزد اوست
رقيق شده و تنزل يافته اش براي ديگران تجلي كرده
آشكار شود.
مانند نزول قرآن كريم در شب قدر بر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم كه اصل و حقيقت آن نزد خدا بوده و هست و مرتبه رقيق و
نازل آن براي استفاده افراد عادي در قالب الفاظ و كلمات بر آن حضرت فرود آمد. »
حضرت استاد ويژگي هاي فعل الهي را بدين نحو برمي شمرد : 1 ـ تحقق فعل به صرف اراده 2 ـ تخلف ناپذيري فعل از اراده 3 ـ كفايت
مبدا فاعلي 4 ـ مادي نبودن فعل 5 ـ صدور به نحو تجلي 6 ـ دوام فيض 7 ـ حكيمانه بودن 8 ـ اختيار 9 ـ تحقق وعده و امكان عفو از وعيد;
و درباره امكان عفو از وعيد مي گويد : « خداي سبحان به وعده خويش قطعا عمل مي كند; نه اينكه بايد عمل كند; اما نسبت به وعيد
راهي به بخشودن بازگذاشته و ممكن است براي ايجاد اميد و جلوگيري ازياس
از برخي گناهان افرادي كه صلاح مي داند بدون توبه
درگذرد. » البته تصريح مي كنند كه اين مطب هيچ پيامد نامطلوبي ندارد : « و چون تعلق عفو به گناهان و به افراد مجمل است
موجب هيچ
نالي فاسدي مانند تجري بر گناه نمي شود. »
خير و شر
آيت الله جوادي آملي مباحث استاد خويش علامه طباطبائي (ره ) را در باره استناد حسنات و سيئات به خداي منان را اينگونه گزارش
مي كند : « حسنه و سيئه ـ يا حسن و قبح ـ از نظام تكوين گرفته شده است . در نظام تكوين اگر ساختار دروني موجودي هماهنگ و كامل
باشد و براي رسيدن به هدف
كمبودي نداشته باشد
آن موجود خوب و حسن است
و اگر از درون يا بيرون نقصي بر آن وارد شده و
انسجام اجزاي خود را از دست داده باشد و نتواند به هدف آفرينش خويش نايل گردد
آن موجود بد و سيئه است .
... در نظام جتماعي و امور عرفي نيز مسئله از همين قرار است
اگر كاري با نظام قانونمند حاكم بر جامعه كه هدفش تامين سعادت
همگان است
هماهنگ باشد
آن كار حسنه و خوب است و اگر ناهماهنگ و متضاد باشد
سيئه و بد است . »
ايشان از اين تبيين نتيجه مي گيرند كه « حسنه و سيئه از عناوين اضافي و نسبي است كه از مقايسه پديده ها و رخدادها با كمال نوع
انسان يا سعادت افراد اين نوع بدست مي آيد... ولي اصل وجود واقعيات جهان هستي صرف نظر از اين مقايسه
همه خير و حسن است
و وجود هيچ موجودي شر مطلق و سيئه نيست
زيرا هر موجودي مخلوق خداست و خدا همه را به مقدار لازم و هندسه و نظم آفريده
است ; يعني هر يك از حقايق هستي در حد سعه وجودي خود از حسن برخوردار است و همه با هم در يك نظام هماهنگ و هدف مند به
سوي مقصد واحدي در حركت اند; با اين ديدگاه قرآني كه از آيات متعددي بدست مي آيد
سراسر جهان آفرينش خير و زيبا و حسنه
است و همه مخلوقات الهي آيت و نشانه جلال و جمال خالق خود هستند و در نظام احسن جهان هيچ موجود باطل
شر و زايد وجود
ندارد. »
علامه جوادي آملي با نقل كلامي از شيخ اشراق مبني بر اينكه « اگر در عالم هستي تضاد و تزاحم نباشد
فيض الهي دوام نخواهد
داشت
يعني در اثر برخورد و تضاد
موجودات مادي صورت جديد به خود مي گيرند و تحول و تكامل پديد مي آيد و در نتيجه فيض
الهي تجديد مي شود; آنگاه يادآوري مي شوند : « تصادم و حوادث ناگواري كه در زندگي فردي و اجتماعي انسان پيش مي آيد
گاه بر اثر
سو اختيار خود انسان است و زماني بر اثر حركت سو جامعه و گاه از براي امتحان و ابتلاي فرد يا جامعه است يا علل ديگري دارد كه بر
بشر مخفي است . خداي سبحان به طور مسلم كمترين سيئه و ظلمي براي هيچ موجودي از جمله انسان نخواسته است ; (وماالله يريد
ظلما للعالمين ). »

|