
امام رضا(ع ) : قائم ما كسي است كه وقتي قيام كند
در سن پيران و سيماي جوانان است ... او چهارمين فرزند من است . خداوند او را در
حجاب و پرده خود غائب و سپس ظاهر كند و زمين را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه سرشار از ظلم و ستم شده است .
امام جواد(ع ) : قائم ما همان مهدي (عج ) است . او كسي است كه در زمان غيبتش
واجب است انتظار كشيده شود و هنگامي كه ظهور
كرد
اطاعتش كنند. او سومين فرزند از فرزندان من است . قسم به آن خدايي كه محمد(ص ) را به نبوت مبعوث گردانيد و ما را به امامت
انتخاب نمود
اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد
خداوند آن روز را چنان طولاني گرداند تا اينكه قائم ما در آن روز خارج شده
و ظهور نمايد. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند
چنانكه از ظلم و ستم پر شده است .
امام حسن عسكري (ع ) : شما مردم را چنين مي بينم كه بعد از من درباره جانشينم اختلاف پيدا مي كنيد. آگاه باشيد! كسي كه معتقد به
امامت امامان بعد از پيغمبر باشد ولي فرزند مرا انكار كند
مانند كسي است كه تمام پيغمبران را باور دارد
ولي نبوت پيامبر اكرم را منكر
شود. در حالي كه هر كه منكر رسول خدا باشد
در واقع همه پيامبران را انكار كرده است . زيرا اطاعت آخرين فرد از ما مانند اطاعت اولين
آنهاست و هر كسي كه منكر امامت ما باشد
آخرين نفر ما را نيز انكار كرده است .

*****
سوار مظفر
|
مي جوشد آفتاب غزل از سبوي صبح
گل ميكند سرود فلق از گلوي صبح
با انعكاس نغمه « قد قامت الصلوه »
آماده گشت تا كه بنوشد ز جوي صبح
فرياد استغاثه مهدي بيا شنو
كز ره رسيده اند شهيدان كوي صبح
در بارگاه ذكر و دعا پير دهكده
بنشسته با دو زانوي غم روبه روي صبح
در شعله ريز حادثه خيل ستارگان
مردند تا كه زنده شود آبروي صبح
دلها زفرط وسعت اندوه شب گرفت
كي مي رسد سوار مظفر زسوي صبح
غلامرضا رحمدل

*****
انتظار
اميد و حركت
|

ديدگاه هاي رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي درباره فلسفه و آثار انتظار
درك مراتب معنوي و حقايق الهي در باب اين قطب اعظم عالم امكان و خليفه ي خدا و مظهر صفات و اسماي الهي
در حد زبان و بيان و
قلب و فهمي همچون من قاصر نيست . خود آنها بايد درباره امام زمان سخن بگويند; همچنان كه خود آنها بايد درباره علي بن ابي طالب
(عليه الصلاه و السلام ) و بقيه اوليا و اصفياي دين سخن بگويند. ما همين قدر مي دانيم كه وجود مقدس امام زمان
مصداق وعده الهي است .
همين قدر مي دانيم كه اين بازمانده خاندان وحي و رسالت
علم سرافراز خدا در زمين است ...
او وعده الهي و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است . او مستوره و نمونه اي از اوليا و اصفيا و انبيا و برجسته ترين بندگان
خداست . او نمايشگر مبلغ فضل الهي بر بني آدم است . اينها چيزهايي است كه خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص
خودمان
رشحاتي از اين گفته ها را درك كنيم و بفهميم
خيلي برد كرده ايم ...
مفهوم انتظار
اين كه در روايات ما وارد شده است كه افضل اعمال امت
انتظار فرج است
يعني چه مگر انتظار چيست انتظار ظهور حضرت ولي الله
الاعظم (ارواحنافداه )
مگر چه مضمون و چه معنايي در بطن خود دارد كه اين قدر داراي فضيلت است يك معناي انحرافي در باب انتظار
بود كه خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط
اثر چنداني نيست . كساني كه مغرض و يا نادان بودند
اين طور به مردم ياد داده بودند كه
انتظار
يعني اين كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحي دست بكشيد و منتظر بمانيد
تا صاحب عصر و زمان
خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد!
انقلاب
اين منطق و معناي غلط و برداشت باطل را
يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. پس بحمدالله اين معنا
امروز در ذهن جامعه ما
نيست . اما معناي صحيح انتظار
داراي ابعادي است كه توجه به اين ابعاد
براي كسي كه مي داند در فرهنگ اسلام و شيعه
چه قدر به انتظار
اهميت داده شده
بسيار جالب است .
يك بعد
اين است كه انتظار به معناي قانع نشدن به وضع موجود است
« انتظار داريم »
يعني هرچه خير و عمل خوب انجام داديم و به
وجود آمده
كم و غيركافي است و منتظريم
تا ظرفيت نيكي عالم پربشود. يك بعد ديگر از ابعاد انتظار
دلگرمي مومنين نسبت به آينده
است . انتظار مومن
يعني اين كه تفكرالهي ـ اين انديشه روشني كه وحي بر مردم عرضه كرده است ـ يك روز سراسر زندگي بشر را فراخواهد
گرفت . يك بعد انتظار اين است كه منتظر
با شوق و اميد حركت بكند. انتظار
يعني اميد. انتظار
ابعاد گوناگون ديگري هم دارد.
روح انتظار
ما ملتي منتظر هستيم ; ملتي كه به اميد پيشرفت و موفقيت
اقدام و تلاش و انقلاب كرد و موفق شد. ما امروز براي انتظار
بايد باب
بخصوصي در زندگي خود باز كنيم . حقيقتا ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده كند. « ما منتظريم »
يعني اين اميد را داريم كه
با تلاش و مجاهدت و پيگيري
اين دنيايي كه به وسيله دشمنان خدا و شياطين
از ظلمات جور و طغيان و ضعيف كشي و نكبت حاكميت
ستمگران و قلدران و زورگويان پر شده است
در سايه تلاش و فعاليت بي وقفه ما
يكروز به جهاني تبديل خواهد شد كه در آن
انسانيت و
ارزشهاي انساني محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها
فرصت و جايي براي اقدام و انجام خواسته و
هوي و هوس خود
پيدا نخواهد كرد. اين روشنايي
در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد.
ما ملت ايران بايد به اين معناي انتظار
بيش از گذشته تكيه كنيم ; چون دنياي بشري
به انتظاري كه ما داريم
محتاج است . اين اميدي كه
در دل ملت ايران وجود داشت و در سايه آن توانست اين كارهاي بزرگ را انجام بدهد
ملتهاي ضعيف و مظلوم دنيا
امروز به اين اميد احتياج
دارند; آنها هم بايد اين اميد را پيدا كنند. اگر پيدا كردند و نور اميد در دل ملتها تابيد
كارهاي دنيا اصلاح خواهد شد و مشكل ملتهاي مظلوم
اگر نگوييم به صورت كامل
به صورت معتنابهي ـ ولو در طول چند سال ـ حل خواهد شد. اما اگر اين اميد
در دلها نتابد و همان طوري كه
شيطانها خواستند مردم مايوس باشند
ملتها مايوس بمانند
روزبه روز وضع بدتر خواهد شد.
رابطه منتظران و امام قائم
ارتباط قلبي يكايك مردم مومن با مقام ولايت عظمي و ولي الله اعظم
يكي از بركاتي است كه از مشخص بودن مهدي موعود (عجل الله
تعالي فرجه الشريف ) در عقيده مردم ما ناشي مي شود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدي و اين كه كسي خواهد آمد و دنيا را از عدل و
داد پر خواهد كرد
شخص مهدي را هم مي شناسيم و نام و كنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و كيفيات غيبت و اصحاب نزديك و حتي
بعضي از كيفيات هنگام ظهور او را نيز مي دانيم . اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگي خود نمي بينيم و
او را تطبيق نمي كنيم
اما معرفت به حال او داريم .
رابطه بين شيعياني كه اين اعتقاد را دارند
با مقام ولايت و مهدي موعود
يك رابطه دايمي است و چه قدر خوب و بلكه لازم است كه
يكايك ما
قلبا هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم . طبق همين زياراتي كه وارد شده و بعضا ماثور است و
به احتمال زياد به خود معصوم (ع ) مستند مي باشد
اين رابطه قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان (عج ) يك امر مستحسن
بلكه لازم و
داراي آثاري است ; زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مي دارد.

اعتماد و اميد
انتظار
يكي از پربركت ترين حالات انسان است ; آن هم در انتظار دنيايي روشن از نور عدل و داد... خداي متعال به دست او
سرزمين
بشري و همه روي زمين را از عدالت و دادگستري پرخواهد كرد. انتظار چنين روزي را بايد داشت . نبايد اجازه داد كه تصرف شيطانها و ظلم و
عدوان طواغيت عالم
شعله اميد را در دل خاموش كند. بايد انتظار كشيد. انتظار
چيز عجيبي است و داراي ابعاد گوناگوني مي باشد. يكي از
ابعاد انتظار
اعتماد و اميدواري به آينده و مايوس نبودن است . همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مي دهد تا در راه خير و صلاح مبارزه
كند. اگر انتظار و اميد نباشد
مبارزه معني ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد
انتظار معني ندارد. انتظار واقعي
با اطمينان و اعتماد ملازم
است . كسي كه شما مي دانيد خواهد آمد
انتظارش را مي كشيد و انتظار كسي كه به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد
انتظاري حقيقي نيست .
اعتماد
لازمه انتظار است و اين هر دو
ملازم با اميد است و امروز اين اميد
امري لازم براي همه ملتها و مردم دنيا مي باشد.
جهان امروز
تاريكي ها و گمراهي ها
دنيا در طول تاريخ طولاني بشر
ادوار سياه و تاريكي به خود ديده است ; اما بدون شك
يكي از تاريكترين ادوار زندگي بشر و تلخترين
روزگارهاي عمومي مردم عالم
همين روزگار كنوني است كه در آن هيچ ترديدي نبايد كرد و اين به خاطر تسلط روزافزون قدرتهاي شيطاني و
بزرگ عالم بر زندگي انسانهاست .
اگر شما به وضع دنيا نگاه كنيد
قضيه روشن مي شود. در دنيا
قدرتها عالم را بين خودشان تقسيم كرده بودند و روز به روز تسلط و تصرف
قدرتهاي بزرگ نسبت به مناطق گوناگون عالم
سخت تر و سنگينتر شده است . مثلا امروز دخالت قدرت شيطاني و طاغوتي آمريكا در
زندگي ملتها
از هميشه بيشتر است . در همه شئون عمده و اساسي ملتها دخالت مي كنند و اين دخالت
منحصر به مسايل اقتصادي ملتها
نيست ; بلكه در فرهنگ و سياست و اداره امور و تعيين مديران امور كشورها نيز دخالت مي كنند. اگر كساني در جوامع گوناگون اوضاع را
نفهمند و ندانند
راحت زندگي مي كنند; اما صاحبان فكر و افراد هوشمند و روشنفكر و كساني كه مي فهمند قدرتهاي طاغوتي با زندگي و
سرنوشت آنها چه مي كنند
حقيقا دنيا براي آنها تيره و تار است و زنداني بيش نيست ... حقيقتا انسانهاي هوشمند در بسياري از مناطق دنيا
اين گونه زندگي مي كنند. اگر در دلها اميد به روزگار روشن باشد
مبارزه ممكن است و اگر اميد بميرد
مبارزه و حركت به سمت صلاح هم
خواهد مرد.
انقلاب اسلامي
اميد ملتها
واقعيت ديگر آن است كه امروز ما در دنيا شاهد بيداري ملتها هم هستيم . درست است كه با پيشرفت وسايل جديد و تلويزيون و راديو و
تبليغات و پول و امكانات صنعتي و غيره
تسلط قدرتهاي استكباري بر ملتها و بر شئون آنها روزبه روز بيشتر شده است ; اما سنت الهي بر
اين قرار گرفته كه ملتها هم بيدار بشوند و ما امروز مي بينيم كه ملتها هم روزبه روز بيدار مي شوند و اين به خاطر اميدي است كه آنها به آينده
پيدا كرده اند.
اميد
در حال بيداركردن ملتهاست . بدون شك
مهمترين وسيله اميد براي ملتها در ده سال اخير
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران
تشكيل حكومت مردم
تاسيس حكومت « نه شرقي و نه غربي » و پيشرفت سياست مقاومت در مقابل قدرتهاي استكباري بود. اين وقايع
به
مردم دنيا ـ خصوصا مسلمانان ـ اميد بخشيد و آنها را بيدار كرد. اين
صنع الهي و قدرت خدا بود.
چه قدر تبليغات جهاني اين جمله امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند : « ما انقلابمان را به همه عالم صادر خواهيم كرد » .
صدور انقلاب به معناي اين نبود كه ما برمي خيزيم و با قوت و قدرت به اين طرف و آن طرف مي رويم و جنگ راه مي اندازيم و مردم را به
شورش و انقلاب وادار مي كنيم ; مقصود امام به هيچ وجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست ; بلكه مردود است . آنها اين جمله
را اين گونه معنا كردند و آن را كوبيدند.
بركات عقيده به امام زمان (عج )
اين حقيقت عظيم
متعلق به يك ملت و يك زمان خاص نيست ; بلكه متعلق به بشريت است ... اين
وعده خداست كه تحقق آن را
ضمانت كرده است . همه انسانهاي طول تاريخ
نسبت به اين پديده عظيم و شگفت آور
احساس نياز معنوي و قلبي كرده اند; چون تاريخ
از
اول تا امروز و از امروز تا لحظه طلوع آن خورشيد جهانتاب
با ظلم و بدي و پليدي
آميخته بوده است . همه كساني كه از ظلمي رنج برده اند
چه آنهايي كه به خود آنها ظلم شده است و رنج برده اند و چه كساني كه به ستمكشي ديگران نگاه كرده اند و رنج برده اند ـ با ياد ولادت اين
منجي عظيم تاريخ و بشر
در دلشان اميدي به وجود مي آيد.
به همين خاطر
شما مي بينيد كه اين حقيقت
مخصوص شيعه هم نيست ; همه اديان و مذاهب
عقيده دارند كه يك منجي و يك دست
مقتدر الهي
در مقطعي از تاريخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور
معجزه گري خواهد كرد. فرقي كه ما شيعه ها با ديگران و بقيه فرق
اسلامي و غيراسلامي داريم
اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مي شناسيم
اسمش را مي دانيم
تاريخ ولادتش را مي دانيم
پدران و
مادر عزيزش را مي شناسيم و قضايايش را مي دانيم ; ولي ديگران اينها را نمي دانند. آنها عقيده پيدا نكردند يا با خبر نشدند و نمي دانند; ولي
ما مي دانيم . تفاوت اين جاست . به همين دليل است كه توسلات شيعه
زنده تر و پرشورتر و با معناتر و با جهت تر است ... (سيماي
معصومين (ع ) در آئينه نگاه رهبري
به موسسه فرهنگي قدر ولايت )
كساني كه مغرض و يا نادان بودند
اين طور به مردم ياد داده بودند كه انتظار
يعني اين كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر
مجاهدت و هر اصلاحي دست بكشيد و منتظر بمانيد تا صاحب عصر و زمان
خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف
نمايد!
يكي از ابعاد انتظار
اعتماد و اميدواري به آينده و مايوس نبودن است . همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مي دهد تا در راه خير و
صلاح مبارزه كند
دنيا در طول تاريخ طولاني بشر
ادوار سياه و تاريكي به خود ديده است
اما بدون شك يكي از تاريك ترين ادوار زندگي بشر و تلخ ترين
روزگار عمومي مردم عالم
همين روزگار كنوني است و اين به خاطر تسلط روزافزون قدرت هاي شيطاني و بزرگ عالم بر زندگي انسان هاست

| | |