روزنامه جمهوري اسلامي 25/06/1387 صفحه هنر و ادبيات
*****
مروري بر وضعيت پخش فيلم هاي خارجي در ايران (بخش پاياني )
تب تند عرفان زدگي در فيلم هاي خارجي




  • جهان امروز جهان تصوير است عصري كه از آن با عنوان عصر انفجار اطلاعات ياد مي شود و عصاره اش تصوير است . به عبارتي جذابترين موثرترين كارآمدترين و ماندگارترين شيوه بيان و ارائه اطلاعات به مخاطبان در هزاره سوم تصوير است . روانشناسي مدرن نيز بيانگر اين واقعيت است كه تاثيراتي را كه تصوير بر ذهن انسان مي گذارد قابل مقايسه با هيچ گفتار و كلامي نيست .
    بي شك عمده ترين مصداق تصوير در عصر حاضر سينماست كه امروزه در جهان كوچك شده عصر ارتباطات به يكي از مهم ترين رسانه هاي شكل دهنده افكار عمومي بدل شده است . سينما يك وسيله القاگر و ارتباطي است كه با بهره گيري از جادوي تصاوير متحرك به همراه كلام و موسيقي به يك پديده تاثيرگذار در زندگي بشر تبديل شده است . امروزه به مدد شبكه هاي مختلف ويدئويي پرده سينماها و شبكه هاي مختلف صدا و سيما شاهد به نمايش درآمدن انبوهي از توليدات كشورهاي مختلف دنيا هستيم كه هر يك تلاش مي كنند تا همچون سفيراني فرهنگي باورها عقايد و الگوهاي خود را به مخاطبانشان در سراسر دنيا از جمله مردم ايران انتقال دهند. همين موضوع باعث شده تا مسئولان سازمان ها و دستگاه هاي مختلف كه هر يك به نحوي با اين پديده در تعامل هستند توجه و عنايت ويژه اي نسبت به آثاري كه قرار است در اختيار مخاطبان ايران قرار گيرد داشته باشند. اما اينكه توجه مسئولان تا چه حد بر اساس واقعيت هاي موجود فضاي فرهنگي كشور و نيازسنجي مخاطبان برنامه ريزي شده و دقيق است پرسشي است كه پاسخ آن نياز به تحليل و بررسي بيشتر دارد.
    بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر ميزبان تعداد زيادي از آثار شناخته شده از سراسر جهان در بخش هاي مختلفي چون جام جهان نما (مسابقه فيلم هاي بلند و كوتاه سينماي بين الملل ) و جلوه گاه شرق (مسابقه سينماي آسيا) بود. ميزبان بودن به طور خودكار امتيازهايي به همراه دارد كه استفاده درست و اصولي از آنها مي تواند اهداف از پيش تعيين شده اي را تحقق بخشد. مروري بر فيلم هاي خارجي شركت يافته در اين دوره از جشنواره به يقين مي تواند در قضاوت جشنواره تاثيرگذار باشد. گفتني است كه برخي آثار شركت يافته در جشنواره از شبكه هاي مختلف سيما نيز به نمايش در مي آيند كه اهميت موضوع را چند برابر مي كند.
    جزيره
    توليد : روسيه مكزيك ـ كارگردان : پاول لونگيتن
    فيلم « جزيره » را بايد ادامه فيلم هاي « استاكر « « سولاريس » و ... آندره تاركوفسكي دانست كه در سال هاي پاياني جنگ سرد از ابزار موثر در براندازي شوروي سابق محسوب مي شوند. در اين گونه فيلم هاي با ظاهر مذهبي و دغدغه آمرزش و ايمان و رستگاري و ... شريعت ارتودوكسي مسيحيت به كناري نهاده شده فرد باخود اجتهادي در خيال ارتباط مستقيم و بي واسطه با خدا برمي آيد.
    آناتولي جوان در سال 1942 به اسارت آلمانيها درمي آيد و به دستور آنها فرمانده خودشان تيخوين را مي كشد . بعد از جنگ آناتولي در كليسايي در جزيره اي متروك معتكف مي شود و مدام خود را به كارهاي بدني مشغول مي سازد تا از دغدغه خاطر كشتن فرمانده وجدان ناآرامش كمي تسلي يابد. او رهبري و شريعت كشيش هاي كليسا را قبول ندارد و تنها به آنچه خود درست مي پندارد عمل مي كند. طبق سنتهاي فرقه هايي از مسيحيت كه فرد با آزار دادن خود و شكنجه بدني كه به خود تحميل مي كند روح خود را به رستگاري نزديك مي كند آناتولي هم مدام درخود آزاري خود مي كوشد.
    همين ظاهر پريشان و ژنده درعين حال غيرمتكلف باعث مي شود نام او بر سرزبان ها بيفتد و عده اي براي معالجه تسخير شدگي شان جن زدگي شان و ... به او مراجعه كنند و به آرامش برسند. تيخوين كه دختر جوانش ناستيا هم به جنون مبتلا شده است وي را نزد مرد مقدسي مي آورد كه آوازه اش به گوش هاي زيادي در نواحي مختلف روسيه رسيده است . بعد از درمان ناستيا تازه آناتولي در مي يابد كه تيخوين در اثر تيراندازي او زخمي شده و در بيمارستان معالجه شده و هم اكنون ژنرال بازنشسته است . آناتولي كه شعف به وي دست داده است سراسقف فيلارت و پدر جوب را مخاطب ساخته دستور مي دهد تابوتش را آماده كنند. بعد از آوردن تابوت آناتولي با همان لباس معمولي درون تابوت دراز مي كشد و مي ميرد.
    فيلم « جزيره » همسو با احيا « شهر آسماني مسيح » كالوين آناتولي را الگويي از سير و سلوك فردي به نمايش مي گذارد كه نه تنها بر خود بلكه به اولياي شريعت ديني در كليسا حجت هايي را آشكار مي سازد. آناتولي به رغم زيستن در كليسا هرگز در مناسك آن كليسا شركت نمي كند. تنها با خود آزاري و خلسه هاي فردي به عالم شهود مي رسد. در پايان فيلم نگاه پرحيرت مسئولان كليسا تاييدي از سر شكست در برابر دين و اخلاق فردي است . « شمن » درويشي گري روسي كه بر نقص عضو و يا صرع و ... فرد تكيه دارد از دهه هاي پيشين به شدت در فيلم هاي سينمايي الگو قرار مي گيرد. فيلم « جزيره » با دغدغه خاطر آناتولي شروع و به اوج شفابخشي و حكمت او مرگ خود خواسته اش ختم مي شود. در جشنواره هاي امسال و سال هاي گذشته فيلم هاي مختلفي از آميزه هاي جادو سحر صوفي گري و ميترائيسم ديده مي شود كه جايگاه بازخورد خودرا با ساخته شدن فيلم هاي ايراني از اين دست بدست آورده است .
    الژان
    توليد : آلمان فرانسه قزاقستان 2006 ـ نويسنده و كارگردان : فولكر شولندرف
    زن و بچه چارلز در يك تصادف خودرو كشته شده اند و او كتابي درباره پيوستن به ارواح را در دست مطالعه دارد. چارلز با خودروي خود راهي قزاقستان مي شود جايي كه كتاب محل آن را مشخص كرده است . افراد مختلفي از خلبان هواپيمايي كشوري قزاقستان خدمه هاي هتل در پايتخت « آستانا » به وي كمك مي كنند. چارلز با مردي كه مي داند مادرش آلماني است و به كار توزيع كتاب هاي جادوگري مشغول است و موتورسيكلتي دارد از همه امور حرف ميزند. چارلز در منزلگاه بعدي با الژان (دختري كه معلم زبان فرانسه براي دانش آموزان قزاقي است ) آشنا مي شود و به خانه آنها مي رود كه مادر پير الژان پيشاني نوشت چارلز را به وي توضيح ميدهد.
    چارلز اسبي راهوار از آنها مي خرد و راهي مي شود. در طي مراحل سلوك و عبور از سرزمين هاي مختلف با ويژگي هاي بومي خاص و از سرزمين هايي كه محل آزمايش هاي هسته اي شوروي بوده گذشته و از كمك هاي الژان و مردي آلماني تبار بهره مند مي شود. در منزلگاه يكي مانده به آخر تاجر كتاب هاي رمز با پدرش در چادري ملاقات مي كند و او جعبه اي به پسرش مي دهد كه حاوي عكس هاي آزمايش هاي هسته اي و آثار آن است . شواليه درآن منزلگاه مي ماند الژان هم در پاي كوه اسب ها را برمي گرداند و چارلز مي رود كه به روح زن و بچه اش بپيوندد.


    تب تند عرفان گرايي فردي بعد از سال 1991 شدت گرفته بنگاه هاي بزرگ چاپ و ترجمه كتاب كه اغلب به صهيونيست ها ختم مي شود فعال تر شده اند تا توليد انواع كتاب درزمينه هاي سحر جادوگري آثار خطي و رمزگونه انواع عرفان و ... را افزايش بخشند. از آنجايي كه فلسفه تناسخ در اديان شرقي نويد اين را مي دهد كه فرد اگر با مرگ غير طبيعي بميرد روح او مي تواند در قالب افراد ديگر به زندگي بازگردد انگيزه اي براي چارلز فرانسوي مي شود تا با خواندن آن كتاب درباره فلسفه تناسخ سفري به معبدي خاص در عمق قزاقستان كند و در آنجا با مرگ آئيني بميرد تا بتواند به زن و بچه اش ملحق بشود. عبور سريع دوربين از بناهاي بلند و سالن هاي وسيع و مراكزي كه در آنجا انواع خودروهاي صنعتي و نظامي را ريخته اند تا به طبيعت بازگردند جاودانگي روح را مطرح مي سازد. در سرزميني كه استعمار روسي از آن خارج شده است اندك بازماندگان كساني هستند كه به فلسفه « مادر اعظم » معتقدند كه « خداي زن » هاله هاي نوراني را « به اصطلاح خودشان بر آنان تابانده اند » و آنها از زندگي مادي مگر به ضرورت استفاده اي نمي برند. مرد آلماني ـ روسي كه شواليه اي است و با چارلز تا پايان مي ماند به وي تفهيم مي كند كه تنها كلمات از دستخوش تغيير مصون مي مانند و او و پدرانش همه در كار بازرگاني كتاب بوده و هستند.
    كتابي از كسي كه به آن نياز ندارد مي گيرند و به كسي كه نياز دارد مي دهند و هيچ سود مادي در ميان نبوده و نيست . فلسفه « مادر اعظم » يا « ميترائيستي ـ مهرپرستي » كه گفته مي شود اول خداوند « ميترا » در جهان بوده و بعد الهه هاي ديگري را به وجود آورده است در حرف هاي شواليه و اعمال او در حرف ها و اعمال الژان و مادرش و ... به بيننده فيلم منتقل مي شود. الژان در برابر اعتراض چارلز كه چرا او را همراهي مي كند مي گويد : « من بودم و تو آمدي و باعث تغييرات شدي » مرد شواليه اي در برشمردن گذشته خود و تبارش مي گويد : « من در پترزبورگ متولد شده ام . مي دانم مادرم يك آلماني است اما چند تا پدر روس و ... داشته ام نمي دانم » آموزشي بودن فيلم از آنجاست كه مرد ساحر ـ آلماني روسي ـ هرازگاهي دچار صرع مي شود و اين يكي از امتيازهاي صوفي گري روسي « شمن » هاست . بعد از وقوع آن حالت شمن ملهم از آگاهي هاي نو مي شود كه برخود و ديگران قابل درك نبوده است .
    كارت شناسايي
    توليد : سوريه 2007 ـ نويسنده وكارگردان : غسان شميط
    جنگ سي و سه روز اسرائيل عليه حزب الله در تابستان 2006 اتفاق افتاد و برگي پرغرور به تاريخ مبارزاتي ملت هاي لبنان فلسطين سوريه و حتي ميان ملت هاي حق طلب در سراسر جهان افزود. داستان فيلم از ظهر هنگام كه ريش سفيدان و بزرگان از روستايي سوار ميني بوس شده و از ايست بازرسي صهيونيست سه ساعت وقت مي گيرند تا در تشييع جنازه ابوفياض در روستايي در جولان اشغالي حضور يافته و برگردند شروع مي شود. جواني همراه ريش سفيدان روستا سوار ميني بوس مي شود تا از وضعيت پدر و مادرش كه سال ها پيش از هم جدا شده بودند مطلع شود.
    حامد جوان مادر و خواهرانش را مي يابد و مادر درباره برادرش حماسه اي سرهم بندي مي كند كه اسرائيلي ها بعد از محاصره و كشتن او جسدش را با بالگرد به تل آويو بردند. اما حامد وقتي با نامزد برادرش حرف مي زند درمي يابد كه برادرش به خاطر نامزدش خودكشي كرده بود. چند ساعت بعد بزرگان روستا به همراه حامد از مرز برگردانده مي شوند. مردم چندي پيش در جولان كارت هاي شناسايي اسرائيلي ها را سوزانده بودند كه اين امر باعث مي شود تا نيروهاي امنيتي صهيونيست بيشتر مراقب جوانان باشند. در يك درگيري هنگامي كه حامد قصد فرار از دست صهيونيست ها را دارد زير رگبار گلوله ها كشته مي شود. حامد پيش از مرگ به كوه هاي آهني ادوات زرهي صهيونيست چشم مي دوزد.
    آنچه در فيلم مشهود است آنكه در كل صحنه هاي درگيري فلسطيني ها با ارتش اسرائيل هرگز حتي خوني از دماغ سربازان اسرائيلي سرازير نمي شود. مردم در ميان خود دو دسته اند. دسته اي همانند فياض هستند كه با اسرائيل سروسري دارد و دسته ديگر اگر رهبراني باشند آماده جانفشاني اند. در تاريخ جنگ هاي هند و چين (فرانسه آمريكا) كاهن هاي كامبوجي با ابراز نفرت به نظاميان آمريكايي دسته جمعي خود را در برابر آنان آتش مي زدند كه روحيه مردم خودشان را بالا ببرند. اين در حالي است كه در خودكشي فيلم « كارت شناسايي » هيچ جنبه اجتماعي ديده نمي شود. از طرفي شكست حركت مردم به رهبري ابوفياض مبارزه را تا سال هاي ديگر عقب مي اندازد. در پايان هم كارگردان با نمايي نزديك آن هم از زير زره پوش ها و تانك هاي اسرائيلي گرفته است پيامي جز شكست ناپذيري صهيونيست ها و ضعف آشكار اعراب را القا نمي كند.
    آنچه در پايان بايد به آن اشاره كرد آنكه با توجه به اين موضوع كه برخي فيلم ها از لحاظ موضوع و مضمون به هم نزديك بودند توجه به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.
    1 ـ قدرت هاي استعماري جهان معاصر هنگامي كه به چالش كشيده مي شوند در مقام توجيه خود از روش هاي مختلفي از جمله توليد فيلم استفاده مي كنند. فيلم هاي « آلكساندرا » از روسيه « غير قابل انتشار » از آمريكا و فيلم « بسيار خوب متشكرم » از فرانسه نمونه اي از اين آثارند كه از ابعاد مختلفي قابل بررسي و تعمق اند.
    2 ـ برخي فيلم ها با توصيف اسف انگيز از وضع زندگي مردم كشورهاي انقلابي كاركردي مخرب بر روي اعصاب تماشاگران در هركجاي جهان مي گذارند. از ميان اين آثار مي توان به فيلم « زندگي در ترس » از ويتنام و « كارت شناسايي » از كشور سوريه اشاره كرد.
    3 ـ فيلم هاي سينمايي مستند رمان ها و تاريخ نگاري هاي وسيعي در اروپايي و آمريكا با استفاده از الگوي به اصطلاح اسطوره اي و تاريخي « دراكولا » هر ساله پي گيري مي شود كه فيلم « ميروش » دراين راستا قرار دارد. وقايع منطقه بالكان به نوعي تسويه حساب تاريخي صليبون با مسلمانان و ترك هاست كه از دهه نود قرن بيستم با كشتار مسلمانان بوسني و هرزگوين ابعاد تازه اي يافته است . اعلام استقلال كوزوو پي آمدهاي ديگري به همراه خواهد داشت .
    4 ـ برخي فيلم هاي انتزاعي با زمينه مذهبي و ليبرال عليه شريعت مذاهب اسلامي و مسيحي به تصوير درمي آيند و در آنها فرد خود محوري با باورهاي اگزيستانسياليستي به عنوان الگو معرفي مي شوند مثل فيلم هاي « جزيره » از روسيه و « تخم مرغ » از تركيه .
    5 ـ برخي فيلم ها روايتي از هم آميزي عرفان هاي شرقي و غربي است كه راهي غير از شريعت توحيدي را به بيننده القا مي كنند كه از ميان اين آثار مي توان به فيلم « الژان » اشاره كرد. فيلم انتزاعي با زمينه مذهبي و ليبرال كه از شريعت دوري مي جويد و به نوعي تبليغ اصل ليبراليستي « اخلاق همان مذهب است » بيننده را در جذبه هاي فردي و تجربه هاي انتزاعي فردي فرو مي برد. به قول استاد مطهري : « انديشه هاي ليبرال و دين ستيزي هاي مادي گرايانه دو تيغه ي يك چاقو هستند.
    در تهاجم فرهنگي كنوني كه نام بردن از فلسفه هاي ماترياليستي شرم آور مي نمايد لبه تيز ليبراليسم با آب و رنگ مذهبي در اولويت شريعت ستيزي استعمار قرار دارد. نمونه هايي كه در سال هاي اخير به عنوان جريان سياسي فعال شده اند.