
درباره شاعر ايراني ابوعبدالله رودكي
محمد حسن اصغرنيا
عضو هيات علمي دانشگاه و
مسئول روابط بين الملل موسسه عصاي سفيد
نيكبخت آن كسي كه داد و بخورد
شور بخت آنكه او نخورد و نداد
گهگاه بااعضا موسسه عصاي سفيد كه دوستان نابينا و كم بيناي جامعه هستند و موسسه از سال 1369 در خدمت
آموزش و توانبخشي و توانمندي آنان در راه تحصيل علم و اخلاق و ادب و انسانيت است
درباره انسانهاي موفق در
زندگي اجتماعي كه معلوليتي دارند و از جهت عضوي در محدوديت هستند بحث مي كنيم و نمونه هاي نابينايان موثر در
جامعه را مطرح ميكنيم
در يكهزار و يكصد و پنجاه سال پيش ابوعبدالله رودكي شاعر نامدار را مثال مي زدم و در عصر
معاصر دكتر طه حسين مصري و دكتر خزائلي و مرحوم نامني را كه همه نابينا هستند.
چندي پيش تعدادي از دانشجويان دختر نابيناي دانشگاه الزهرا و فارغ التحصيلان رشته زبان و ادبيات فارسي و
معلمان مربوطه را در موسسه جمع كرديم تا براي رودكي نكوداشتي در حد خودمان برگزار كنيم كه با استقبال دوستان
روبرو شد.
همچنين متوجه شدم كه سازمان فرهنگي يونسكو وابسته به سازمان ملل متحد هم بزرگداشتي براي رودكي در سال
1387 برگزار خواهد نمود و همچنين از معاونت سازمان و رياست پژوهشكده فرهنگ و تمدن در پژوهشگاه ميراث
فرهنگي و صنايع دستي جمهوري اسلامي ايران نامه اي داشتم كه پنج نفر از بزرگان ايراني در فهرست مفاخر يونسكو
براي سالهاي 1387 و 1388 به ثبت رسيده اند كه عبارتند از :
1 ـ يكهزار و يكصد و پنجاهمين سال تولد رودكي .
2 ـ نهصد و پنجاهمين سال تولد امام محمد غزالي .
3 ـ هشتصد و پنجاهمين سال در گذشت سنايي .
4 ـ چهار صدمين سال در گذشت شيخ بهائي .
5 ـ يكصد و پنجاهمين سال تولد سيد جمال الدين اسد آبادي .
قابل توجه اينكه موسسه عصاي سفيد با انگيزه بزرگداشت يكي از مفاخر نابيناي ايراني بدون اطلاع از خبرهايي كه
از خارج و داخل مي رسد
كار خود را شروع كرد و به بهانه 24 مهر روز جهاني عصاي سفيد كه از سوي سازمان ملل اعلام
شده بود برنامه ريزي خود را انجام داد و خوشبختانه موسساتي از داخل و خارج كشور هم براي بزرگداشت رودكي گامي
بلند برداشته اند كه عبارتند از : آكادمي علوم تاجيكستان ـ سازمان يونسكو ـ سازمان اكو ـ سازمان ايرانشناسي ـ
فرهنگستان زبان و ادب فارسي ـ موسسه فرهنگ و تمدن ايران زمين ـ شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي ـ سازمان
سمت ـ گروه زبان و ادبيات فارسي ـ گروه گروه زبان و ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد ـ سازان ميراث فرهنگي صنايع
دستي و گردشگري جمهوري اسلامي ايران براي نكوداشت رودكي در سال 1387 مشتركا اين مهم را به انجام خواهند
رسانيد. كه پيوند فرهنگي اين موسسات ارزشمند و اقدامي را كه موسسه عصاي سفيد بابضاعت اندك مادي ولي با
همت والاي نابينايان فرهيخته با همكاري بنياد دكتر محمد معين و موسسه جهت و انجمن مفاخر فرهنگ و هنر دانشگاه
آزاد اسلامي اين كار بزرگ شكل خواهد گرفت تا دانشجويان و دانش پژوهان و فرهنگ دوستان ايران و جهان بدانند چه
ذخائري داشته اند و چگونه بايد با معرفي درست اين عزيزان جامعه را پرورش داد تا رودكي پرور و غزالي شناس و شيخ
بهائي ها را از اين نسل تربيت نمود و تحويل اجتماع داد.
ضمنا " محورهايي كه مي تواند در اين همايش و نكوداشت تولد آدم الشعرا
ابوعبدالله رودكي بعنوان فراخواني
مورد توجه پژوهشگران قرار گيرد عبارتند از :
1 ـ رودكي نابينا متولد شده بود يا بخاطر اشعاري كه عليه سلطان وقت گفته بود ميله تفتيده آهني بر چشمانش كشيدند و
نابينايش ساختند
چه مي دانيد
2 ـ زندگي نامه و آثار اين شاعر .
3 ـ نقش رودكي در زبان و ادبيات فارسي .
4 ـ نقش پرورش و آموزش در اشعار رودكي .
5 ـ نگاهي به موسيقيداني و موسيقي شناسي رودكي .
در پايان اين نوشتار كوتاه مختصري از زندگاني ابوعبدالله رودكي را مي آورم و از كليه علاقمندان و پژوهشگران
مي خواهم كه اگر در مطالب فوق ايراد و اشكالي مي بينند و يا نقطه نظرهايي دارند به نشاني تهران ـ صندوق پستي
1844 ـ 13145 بفرستند . و اما مختصري درباره رودكي بدانيم :
« ابوعبدالله جعفربن محمد رودكي » در حدود ميانه قرن سوم در رودك سمرقند به دنيا آمد و در همان جا نشو و نما
يافت .
كودكي وي با دو خصيصه عالي در آميخته بود : حافظه قوي و صداي خوش . موهبت نخستين به او امكان حفظ قرآن
و متون را داد و دومي او را با خنياگران و رامشگران نام آور آشنا ساخت و بختيار نامي كه استاد موسيقي بود وي را به
شاگردي پذيرفت و بربط آموخت آراستگي به هنر موسيقي و طبع لطيف او را مقبول و مورد احترام نصربن احمد
ساماني پادشاه هنر دوست و ادب پرور بخارا ساخت و در درگاه آن سلطان بالندگي يافت تا شاعر
استاد آغاز قرن چهارم
شد و به سبب مقام بلندش در شاعري و به علت پيشوايي پارسي گويان و آغاز نمودن بسياري از انواع شعر پارسي (استاد
شاعران ) لقب گرفت . برخي از نويسندگان شرح احوالش و از آن جمله محمد عوفي او را كور مادرزاد معرفي كرده اند. در
سخنان ناصر خسرو
ابوذراعه جرجاني و در گفت و شنودي ميان ابوحيان توحيدي و ابوعلي مسكويه شاعري نابينا
خوانده شده است
اما از سخنان خود او بر نمي آيد كه نابينا بوده باشد.
نه تنها ادعاي ديدن در شعرهاي او فراوان است بلكه تشبيهات حسي و به كار بردن انواع رنگ ها در سخنش نقيض
ادعاي چشم بسته داشتن اوست . يك اشاره تاريخي از محمودبن عمر نجاتي در كتاب بساتين الفضلا تصريح دارد بر اين
كه وقد سمل في آخر عمره در آخر عمرش كور شد
و حتي گفته شده است كه در اثر شكنجه او را نابينا كرده باشند.
وفاتش به سال 329 هجري اتفاق افتاد
يعني همان سال كه فردوسي چشم به جهان گشود . ممدوح رودكي امير
سعيد نصربن احمدبن اسماعيل ساماني بود كه از 301 تا 331 پادشاهي كرد و رودكي از ستايش او و وزيرش ابوالفضل
بلعمي و صله هاي آنان مال فراوان اندوخت و جاه و جلال بسيار يافت . با اين همه در تصويري كه رودكي در يك قصيده
زيبا از سيماي خويش در پايان روزگار دراز عمر ترسيم مي كند خود را پيري خسته و فرسوده و با كوله باري از فشار بار
زندگي خم گشته و از ناداري و ناتواني مستاصل و پريشان حال گرديده است .
رودكي علاوه بر نصربن احمد و وزيرش رجال ديگري را نيز مدح گفت مانند ابوجعفر احمدبن محمد صفاري كه از
311 تا 352 بر سيستان فرمانروايي مي كرد . و ماكان بن كاكي از اميران ديلمي كه تا ري را زير فرمان داشت .
رودكي اشعار فراواني سرود. عوفي در لباب الالباب نوشته اشعار او به صد دفتر برآمده است و رشيدي سمرقندي
شاعر قرن ششم گفته است كه شعر او را بر شمردند 13 ره صد هزار يعني 13 بار شعر او را شمردند صد هزار بود . از كثرت
اشعار و لطافت سخنش پيداست كه طبيعتا " شاعر بود و بي تكلف چنانچه ترجمه كليله و دمنه را كه به امر نصربن احمد
صورت گرفته بود بر او ميخواند و او مي شنيد و به شعر در مي آورد. اما از اكنون از آن همه اشعار جز چند قطعه و قصيده
در كتاب هاي قديم نقل شده و در جنگ ها و كتاب هاي لغت و تذكره ها آمده است
چيزي در دست نيست .
مقداري از اشعار رودكي در ديوان قطران تبريزي راه جسته و ديواني هم كه از رودكي به طبع سنگي رسيده حاوي
اشعاري از قطران است و شايد علت اين اختلاط اين است كه نام ممدوح رودكي (نثر) براي غير اهل تحقيق قابل اشتباه با
كنيه ممدوح قطران (ابونثر مملان ) بوده است .
شادروان فروزانفر او را پدر شعر فارسي خوانده و مرحوم مجتبي مينوي او را با « ج . چاسر » در شعر انگليسي برابر
دانسته است .
از مهمترين اثر رودكي كليله و دمنه منظوم است از ابياتي پراكنده كه بر جاي نمانده است . جز آن
رودكي چند
منظومه ديگر در وزن هاي مختلف داشت از آن جمله منظومه سند بادنامه را مي توان نام برد كه از آن همه نيز فقط ابياتي
پراكنده بر جاي مانده است .
شعر رودكي از لحاظ معني ساده و از نظر لفظ روان است . در شاعري قدرت و مهارتي كم مانند داشت . قصيده اش
استوار و محكم و او در توصيف احوال و تجسم مناظر چيره دست بود. تشبيهاتي لطيف و توصيفاتي دقيق به كار
مي برد. غزلش مايه رشك و حسرت عنصري بود چنانچه (عزل رودكي وار) را نيكو ميدانست . بي شك آواز دلاويز و
نغمه پر شور بربط شاعر نيز در رواج غزل هايش بي تاثير نبود. سخنش استحكام و جذابيت داشت و در پس صنعت و
تكلف نمي گشت . در وصف و تشبيه به ندرت به اغراق مي گراييد و همواره از مبالغه نا معقول اجتناب مي ورزيد. در
ابداع معاني قدرت تمام داشت و شعرش در عين سادگي و رواني مشحون از معاني لطيف و مضامين تازه بود. براي
آشنايي بيشتر با سخنش از ميان اشعار پراكنده وي چند بيت نقل ميشود.
شاد زي با سيه چشمان شاد
كه جهان نيست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بيايد بود
وز گذشته نكرده بايد ياد
من و آن جعد موي غاليه بوي
من و آن ماه روي حور نژاد
نيكبخت آن كسي كه داد و بخورد
شور بخت آنكه او نخورد و نداد
باد و ابر است اين جهان فسوس
باده پيش آر
هر چه بادا باد

|