بسم الله الرحمن الرحيم
هر چند همزمان با هفتمين سالگرد انفجارهاي نيويورك
دولت آمريكا تلاش كرد يكبار ديگر با تبليغات پرحجم
خود را پرچمدار
مبارزه با تروريسم معرفي كند و به افكار عمومي داخل آمريكا و جهان وانمود نمايد كه در اين زمينه موفق بوده است
اما اعترافات قلمي
و شفاهي مسئولان دولتي و نظامي آمريكا و تحليل گران آمريكائي در روزهاي قبل و بعد از 20 شهريور (11 سپتامبر) همه اين رشته ها را
پنبه كرد . اين اعترافات و تحليل ها به روشني ثابت مي كنند كه نه تنها دولت آمريكا با تروريسم مبارزه نكرده بلكه در اين 7 سال به
تروريسم دامن نيز زده است .
مايكل مولن
رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا
هفته گذشته در گزارشي اعلام كرد نمي توانم بگويم در افغانستان موفق بوده ايم . اين
اعتراف محترمانه به شكست ارتش آمريكا و ساير اشغالگران در افغانستان است .
افغانستان اكنون 7 سال بعد از اشغال نظامي
در همه زمينه ها دچار عقبگرد شده است . توليد و قاچاق مواد مخدر چند برابر شده
ناامني به مراتب نسبت به گذشته افزايش يافته
تلفات انساني همچنان ادامه دارد
بي ثباتي غوغا مي كند
از عمران و آباداني خبري
نيست و از استقلال سياسي خبري نيست .
آنچه بيش از همه مايه تاسف است نمايشي بودن حضور مسئولان كشور افغانستان در جايگاه اجرائي
تقنيني و قضائي است . حامد
كرزاي
كه عنوان رئيس جمهور افغانستان را دارد
هفته گذشته بعد از بمباران منطقه عزيزآباد هرات توسط بمب افكن هاي آمريكائي در
يك واكنش صريح در پاسخ به اعتراض مردم اعلام كرد : همانطور كه حكومت هاي كمونيستي كابل در زمان اشغال افغانستان توسط
شوروي هيچ اختياري نداشتند من نيز به عنوان رئيس جمهور اين كشور هيچ اختياري ندارم .
معناي روشن اين سخن حامد كرزي اينست كه افغانستان توسط آمريكا اداره مي شود و اراده مردم افغانستان هيچ تاثيري در جريان
امور اين كشور ندارد. درست در همينجاست كه اعتراف رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا به شكست در افغانستان مفهوم واقعي خود را
آشكار مي كند. اين اعتراف بدين معناست كه ارتش آمريكا عليرغم برخورداري از كليه اختيارات و درحالي كه هيچ مانعي در برابر خود
ندارد
بجاي آنكه ثبات و امنيت را بر افغانستان حاكم كند بي ثباتي و ناامني را براي مردم اين كشور به ارمغان آورده و تروريسم در قالب
قدرت نمائي طالبان در مناطق مختلف افغانستان روز به روز رشد و توسعه بيشتري مي يابد.
اين واقعيت نشان مي دهد هدف دولت بوش از اشغال افغانستان
نه تنها مبارزه باتروريسم نبوده بلكه تزريق بي ثباتي در منطقه
خاورميانه به منظور بهره برداري هاي بعدي بوده است . همين وضعيت را دولت آمريكا در عراق پديد آورده و اكنون در اين كشور نيز در
باتلاق دست و پا مي زند. تلاش براي امضاي موافقت نامه امنيتي با عراق به عنوان يك طرح چند منظوره
با مخالفت شديد مردم و علما
و فعالان سياسي اين كشور مواجه شده است . علت اصلي اين مخالفت
علاوه بر جنبه هاي ضد استقلال و نوعي كاپيتولاسيون بودن آن
اينست كه مردم عراق از 5 سال اشغال كشورشان نتيجه اي جز كشتار غيرنظاميان
آوارگي
ناامني
گسترش فساد و عقب ماندگي به دست
نياورده اند.
در فلسطين نيز حمايت هاي گسترده و همه جانبه آمريكا از رژيم صهيونيستي
نه تنها هيچ مشكلي از اين رژيم حل نكرده بلكه آنرا در
سراشيبي سقوط قرار داده است . در جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان در سال 1365 تلاش هاي حمايتگرانه آمريكا در
زمينه هاي مختلف و ارسال كمك هاي تسليحاتي
اطلاعاتي و حتي نيروهاي نظامي براي صهيونيست ها افاقه نكرد و حزب الله لبنان به
عنوان پيروز اين جنگ توانست تحول مهمي در افكار عمومي جهان عرب پديد آورد و اين باور را به ذهن هاي عموم مردم نفوذ بدهد كه
ادعاي شكست ناپذيري ارتش رژيم صهيونيستي يك افسانه است و اين ارتش و اين رژيم بقدري آسيب پذير هستند كه حتي در برابر يك
گروه شبه نظامي غيروابسته به دولت به زانو در مي آيند.
اين واقعيت ها همگي نشانه هاي ضعف آمريكا در برنامه ريزي
عدم صداقت دولتمردان آمريكائي در مبارزه با تروريسم و نمايانگر
قدرت مقاومت ملت ها در برابر زياده خواهي قدرت هاي استكباري هستند.
اين
معجزه مقاومت ملت ها است كه زورگويان را از پا در مي آورد و توطئه هاي آنها را با شكست مواجه مي كند. اين تجربه ارزشمند
كه برگرفته از انقلاب اسلامي ايران و اصول و مباني پرصلابت امام خميني است
اكنون كارائي خود را در منطقه به اثبات رسانده و نشان
داده كه مي تواند پيروزي ملت ها در برابر قدرت هاي زياده خواه و سلطه طلب را تضمين كند.

|