روزنامه جمهوري اسلامي 23/06/1387 صفحه امام
*****
رذيله اخلاقي « هتك حرمت » در عرصه فعاليت هاي اجتماعي و سياسي




  • ديدگاه هاي امام خميني درباره شدت زشتي عمل هتك حرمت صالحان و پي آمدهاي اخروي آن براي افراد و گروه هاي خاطي
    يكي از موضوعات بسيار حائز اهميت در اخلاق اجتماعي و سياسي حفظ حرمت انسان مومن و وارسته است كه چنين كسي مورد توجه و عنايت خداوند متعال مي باشد و ايمان خالص و رفتار و عمل نيكو و مجاهدت هاي وقفه ناپذيرش در مسير عمل به فرامين و قوانين الهي و ترويج جلوه هاي مختلف معارف دين مبين او را در حصار امن خدا قرار داده و به اكرام فرشتگان واداشته است .
    در نقطه مقابل هتك حرمت مومن قرار دارد كه عملي است بسيار شنيع و مورد عتاب و غضب خداوند. اين عمل از گناهان و معاصي كبيره به شمار مي رود و نقش بازدارنده اي در حركت انسان در مسير رشد و كمال و نيل به مراتب تقوا و وارستگي ايفا مي نمايد و تا زماني كه اين عمل ترك نشود و دل و زبان به توبه و استغفار نيفتد حضرت پروردگار نظر رحمت به اشخاص خاطي نمي گسترد.
    با كمال تاسف و تحسر بايد به اين واقعيت تلخ تصريح كرد كه در جامعه ما آنگونه كه شايسته است حرمت انسان هاي مومن و صالح نگاه داشته نمي شود و وظايفي كه هر كس در انجام اين عمل دارد به خوبي به انجام نمي رسد قصور در وظيفه مندي صحيح براي صيانت از حرمت مومن به جاي خود كه از اين بدتر و وحشتناك تر آنكه بسياري از افراد و گروه ها به هتك حرمت مومن مي پردازند و آسان و بي پروا اين عمل شنيع را به طور مكرر و به شكل متداول انجام مي دهند و اگر كسي به اين عناصر و گروه ها بگويد بالاي چشم شما ابروست به شدت آشفته مي شوند و طرف مقابل را به گمراهي و اشتباه و جهل اجتماعي و سياسي متهم مي كنند و حال آن كه خود به خطا مي روند و در ضلالت مي زيند و در حلقه هاي جهل و جمود گرفتار و اسيرند و خويشتن را آزاد و رها مي پندارند!
    اين افراد و گروه ها نه تنها عمل خود را زشت و نكوهيده نمي دانند كه آن را ممدوح و پسنديده مي شمرند و از اين شگفت انگيزتر آن كه انتظار دارند مردم زبان به تمجيد و ثنايشان بگشايند و آنان را مستحق اكرام و متابعت بدانند!
    درون مايه هاي فكري و روحي و نيز سيره و رفتار عملي اين افراد و گروه ها كه در عين آلودگي به گناهان خود را سالم مي دانند و مستحق تمجيد و ستايش مردم يادآور محتواي يكي از آيات قرآن است كه خداوند متعال همين صنف از افراد و گروه هاي از خود راضي را به شدت مورد خطاب قرار داده و چنين مي فرمايد :
    « لا تحسبن الذين يفرحون بما اتوا و يحبون ان يحمدوا بما لم يفعلوا فلا تحسبنهم بمفازه من العذاب و لهم عذاب اليم . »
    « آنان كه به زشتكاري هاي خود مسرور و شادمانند و دوست دارند مردم آنها را به كارهاي نيكي كه انجام داده اند تمجيد و ستايش كنند گمان مبرند كه از عذاب الهي رهايي مي يابند كه براي اين افراد عذاب دردناك مقرر است . » (1 )
    اين حالت كه در اثر اشتغال به معاصي و به ويژه گناهاني كه افراد آنها را معصيت نمي پندارند به وجود مي آيد به شدت مورد عتاب و غضب خداوند است تا بلكه اين افراد و گروه ها از اين كژانديشي و خودشيفتگي اجتماعي و سياسي به درآيند و راه اصلاح بپويند.
    درباره هتك حرمت انسان ها چند نكته قابل توجه است . اول اين كه هتك حرمت به صور و شيوه هاي گوناگون همچون بدگويي عيب جويي غيبت تهمت دروغ گوشه و كنايه زدن بدزباني و ساير بداخلاقي هاي متداول صورت مي پذيرد. دوم اين كه اگرچه هتك حرمت انسان مومن و صالح به طور عام به شدت مورد نكوهش تعاليم و دستورالعمل هاي اسلام قرار مي گيرد لكن هر چه بر مراتب ايمان و تقوا و دانش و فضل و مجاهدات اجتماعي و سياسي افراد در مسير خدمت به دين و ملت و كشور افزوده شود و چهره هاي شاخص از صالحان فكور و عالم در عرصه علم و سياست و مديريت مورد هتك قرار گيرند مراتب زشتي اين گناه نيز شدت خواهد گرفت .
    در انديشه هاي اخلاقي و عرفاني امام خميني و هم در سيره و روش هاي اجتماعي و سياسي اين رهبر الهي موضوع هتك حرمت مومنان و صالحان بسيار مورد توجه قرار مي گيرد و اين عمل نكوهيده از هر كس كه صادر شود بايد با عكس العمل منفي مواجه شود.
    آنچه در ذيل مي آيد نمونه اي است از تفكرات و ديدگاه هاي امام خميني درباره هتك حرمت انسان هاي صالح :
    « اگر خداي نخواسته خواستيد به كسي جسارت كنيد اهانت نماييد مرتكب غيبت شويد بدانيد كه در محضر ربوبي هستيد مهمان خداي متعال مي باشيد و در حضور حق تعالي به بندگان او اسائه ادب مي كنيد و اهانت به بنده خدا اهانت به خداست . اينان بندگان خدا هستند خصوصا اگر اهل علم بوده در صراط علم و تقوا باشند. گاهي مي بيني كه انسان به واسطه اين امور به جايي مي رسد كه در وقت مرگ خدا را تكذيب مي كند! آيات الهي را منكر مي گردد... اين امور به تدريج واقع مي شود. امروز يك نظر غيرصحيح فردا يك كلمه غيبت و روز ديگر اهانتي به مسلمان و... كم كم اين معاصي در قلب انباشته مي گردد و قلب را سياه كرده انسان را از معرفه الله بازمي دارد تا به آنجا مي رسد كه همه چيز را انكار كرده حقايق را تكذيب مي نمايد . » (2 )
    اولين موضوع در اين عبارات هشداردهنده و تحول زا شدت هتك حرمت انسان هاي مومن و صالح و به ويژه از اهل علم و تقوا مي باشد. حضرت امام به برخي از مصاديق اين هتك حرمت اشاره مي نمايد كه عبارتند از جسارت غيبت و اهانت .
    امام درباره شدت شنيع بودن و خطر بزرگ اين اهانت و هتك حرمت اعلام مي نمايند كه اهانت به بنده خدا اهانت به خداست . »
    اين سخن تكان دهنده حضرت امام خميني مستند به متن برخي از روايات است كه از لسان مطهر پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) درباره اهانت و حرمت شكني مومن ثبت و ضبط گرديده است .
    حضرت امام در آثار اخلاقي خويش به ويژه كتاب ارزشمند اربعين حديث به نمونه اي از اين روايات اشاره مي نمايد :
    رسول خدا(ص ) فرمود : در شب معراج به قومي كه صورت هاي خود را با چنگال خويش مي خراشيدند مواجه شدم .
    از جبرئيل پرسيدم : اينان چه كساني هستند
    جبرئيل گفت : اين ها كساني هستند كه به غيبت و بدگويي مردم مي پرداختند و آبرو و اعراض آنان را هتك مي كردند. (3 )
    حضرت باقرالعلوم (ع ) فرمود كه رسول الله (ص ) در معراج عرض مي كند :
    پروردگارا حال مومن در نزد تو چگونه است
    خداوند فرمود : اي محمد كسي كه اهانت كند به دوست مومن من به جنگ و محاربه با من برخاسته است و من به سرعت به ياري دوستان خودم مي پردازم . (4 )
    مي بينيم كه هتك حرمت صالحان و وارستگاني كه دل در گرو عشق الهي دارند و تمام ذرات وجودشان را در خدمت دين خدا قرار داده اند بسيار وحشتناك و عظيم و طاقت فرسا مي باشد و آن گونه نيست كه برخي از افراد به راحتي و سهولت و در حالي كه قيافه هاي حق به جانب مي گيرند و خود را در اين خلافكاري محق مي دانند و هر چه مي خواهند به تاخت و تاز در عرصه آبرو و حيثيت افراد مومن و خدوم از همه اقشار جامعه به ويژه بزرگان دين و انقلاب و نظام مي پردازند و روز به روز به اهانت ها و جسارت هاي خود ادامه مي دهند و اين حركات قبيح و ضد اسلامي را در ميان برخي از مردم ناآگاه مي برند و آنان را نيز تشويق و ترغيب به اين اعمال ضد ديني مي كنند.
    موضوع دومي كه حضرت امام در اين رهنمودهاي بيدار كننده مورد اشاره قرار مي دهد اثر طبيعي هتك حرمت ها به صورت غيبت و تهمت و اهانت و جسارت است كه در نهايت و در اثر استمرار به سياه شدن قلب انسان خاطي و معصيت كار مي انجامد و اين بسيار اندوهبار و موجب خسراني بزرگ مي باشد.
    بر مبناي متون روايي اسلام انجام هر گناهي باعث مي شود كه نقطه سياهي در قلب انسان پديد آيد چنان كه انجام هر عمل نيك و صالحي موجب مي گردد كه نقطه اي نوراني در قلب ايجاد شود. تكرار گناهان بر نقطه هاي سياه مي افزايد و هر چه شخص بيشتر به معاصي و مفاسد انس گيرد و در ميدان گناه و تباهي تاخت و تاز نمايد اين سياهي ها رو به تزايد مي رود تا آن كه آرام آرام تمام قلب سياه مي شود و در اين حال انسان عاصي و فرو رفته در خبث و پليدي نفس خويش و هوا و هوس هاي آن را همچون بت به پرستش در مي آورد و تمام راه هاي برگشت را برخويش مسدود مي نمايد و در نتيجه اين آيه قرآني در آنان تحقق مي يابد :
    « ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظيم »


    « قهر خدا مهر بردلها و پرده بر گوش ها و چشمهاي آنان نهاد كه فهم حقايق و معارف الهي را نمي كنند و آنان را عذابي سخت و رنجزا خواهد بود . » (5 )
    امام خميني اين حالت را اينگونه توصيف مي نمايد :
    « ...و چون ارتكاب معاصي كند به واسطه آن در دل كدورتي حاصل شود و هر چه معاصي بيشتر شود كدورت و ظلمت افزون گردد تا آنكه يكسره قلب تاريك و ظلماني شود و نور فطرت منطفي گردد و به شقاوت ابدي رسد . » (6 )
    موضوع سوم در اين رهنمود ژرف و آگاهي بخش اين است كه معاصي و گناهان كه به تعبير حضرت امام كم كم در قلب انباشته مي گردد و آنرا سياه مي كند به تكذيب آيات و حقايق الهي منجر مي شود و اين بسيار شگفت انگيز است كه افرادي در عين حال كه خود را مسلمان مي دانند و در مسير حق مي پندارند در اثر استمرار معاصي به ويژه تاخت و تاز در ميدان آبرو و اعراض و حيثيت انسان هاي صالح و خدوم و فكور به جايي مي رسند كه حقايق و آيات الهي را به شدت تكذيب مي نمايند!
    اين سخن حضرت امام تصريح به حقيقت نهفته در اين آيه شريفه قرآن است كه مي فرمايد :
    « ثم كان عاقبه الذين اساا السوي ان كذبوا بآيات الله و كانوا بها يستهزون »
    « فرجام آنان كه به اعمال زشت و گناهان و معاصي اشتغال مي ورزيدند آن شد كه به تكذيب حقايق و آيات الهي پرداختند و به استهزاي آنها متمايل شدند . » (7 )
    همچنان كه نمايان است در اين آيه شريفه تكرار و استمرار معصيت و گناه توسط افراد و گروه ها دليل اصلي تكذيب حقايق و آيات الهي معرفي مي شود و اين نشان مي دهد كه فسق و فجور و تباهي و فساد در صورت تداوم انسان را تا آنجا به مهلكه هاي خسران و شقاوت نزديك مي كند كه حتي در برابر خدا و دين و قرآن مي ايستد و به عناد و دشمني مي پردازد.
    حضرت امام خميني به مصداقي عملي از افرادي كه در عين مسلمان بودن ـ و در حقيقت از اصل تعاليم والاي اسلامي به ويژه ارزش ها و دستورالعمل هاي اخلاقي و تهذيبي آن فاصله گرفتن ـ در مقابل خداوند قرار مي گيرند و در آخر عمر و در حال عبور از عالم خاك و ورود به عالم آخرت به حضرت پروردگار نسبت ظلم مي دهند و به تكذيب عدل او مي پردازند اشاره نموده و مي فرمايد :
    « يكي از بزرگان قزوين رحمت الله تعالي عليه نقل مي كرد كه به بالين مردي كه در حال احتضار بود حاضر شدم در آخرين دقايق زندگي چشم باز كرد و گفت : ظلمي كه خدا به من كرد هيچ كس نكرده است ! زيرا با چه خون جگري اين بچه ها را پرورش داده بزرگ كرده ام اكنون مي خواهد مرا از آنان جدا سازد! » (8 )
    راستي چرا برخي از افراد در غفلت و فراموشي نسبت به قوانين و احكام اسلام به سر مي برند و عبادات را صوري و ظاهري و بدون محتوا و پيام گيري از آثار و ثمرات فردي و اجتماعي و سياسي آن انجام مي دهند و در نهايت مسلماني پرورده مي شوند كه مسلمان نيستند !
    چرا بايد نظام اخلاقي و ارزشي اسلام فراموش شود و اگر هم توجه و دقتي مي شود در سطح و محدود به اخلاق فردي مي باشد و اخلاق اجتماعي اخلاق سياسي اخلاق حكومتي و اخلاق مطبوعاتي فراموش مي شود و هر كس هر گونه خواست و به زعم و گمان منفك و جدا بودن سياست و دين و اخلاق از هم يا انحصار اخلاق در تنگناي امور فردي هتك حرمت و اهانت و جسارت و دشنام و هرزه گويي و ترويج دروغ و تهمت نسبت به انسان هاي صالحي كه هيچ گناهي جز مقاومت و صلابت در مرزباني از دين خدا و مجاهدت در مسير وحدت امت اسلامي ندارند را به اوج مي رسانند و سيماي پاك آنان را در غبار مظلوميت مي نشانند !
    رذيله اخلاقي هتك حرمت در صور و شكل هاي دروغ و تهمت و اهانت و جسارت و فتنه انگيزي و تخريب اگر چه هميشه و از جمله هم امروز تهديد كننده سلامت معنوي و اخلاقي جامعه در اثر ترور شخصيت صالحان خدوم و تدبيرگر و آزادانديش مي باشد و به غربت كشاندن آنان را نتيجه مي دهد لكن اگر مي خواهيد اين بد اخلاقي ها و تحركات ضد ديني را بهتر و بيشتر لمس كنيد به صحنه هاي انتخابات گوناگون نظر بدوزيد كه چه حوادث تلخي به وقوع مي پيوندد و چگونه برخي افراد و گروه ها و جريان ها و احزابي كه جز قدرت به چيزي نمي انديشند همه حرمت ها را هتك مي كنند و حريم ها را مي درند و حركات ضد تقوا و ديانت را ـ آن هم به نام تقوا و ديانت ! ـ به اوج مي رسانند.
    اين آفات و خطرات امروز و فرداي ما را تهديد مي كند و اين نوشتار كه به رهنمودهاي ژرف و تكان دهنده امام خميني مزين گرديد هشدار و بيدارباشي براي جلوگيري از تكرار فعاليت هاي تخريبي و ضد ديني در عرصه فعاليت هاي اجتماعي و سياسي به طور عام و انتخابات به طور خاص مي باشد.
    ترديدي وجود ندارد كه تامين سلامت معنوي و اخلاقي در فعاليت هاي مزبور تنها با توصيه ها تحقق نخواهد يافت و بايد همه كساني كه مسئوليت رسيدگي به اين نابساماني هاي اخلاقي و رفتاري را به دوش مي كشند از جنبه عملي براي متجلي شدن تعاليم و دستورات اسلام در موضوع اخلاق اجتماعي و سياسي زمينه سازي نمايند.
    از اين ميان فراموش نشود كه تلاش هاي پژوهندگان و نويسندگان مومن و متعهد و دلسوخته دين در عرصه « مطبوعات » بسيار راهگشا و موثر مي باشد و بايد اين روند تداوم يابد و تقويت و حمايت گردد.
    پاورقي :
    ــــــــ
    1 ـ قرآن كريم سوره آل عمران (3 ) آيه 188
    2 ـ جهاد اكبر يا مبارزه با نفس موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 42
    3 ـ اربعين حديث اثر حضرت امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 305
    4 ـ همان مدرك ص 306
    5 ـ سوره بقره (2 ) آيه 7
    6 ـ اربعين حديث ص 272
    7 ـ سوره روم (30 ) آيه 10
    8 ـ جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ص 43
    اگر مي خواهيد بداخلاقي ها و تحركات ضدديني ازجمله ترور شخصيت صالحان تدبيرگر و آزادانديش و به غربت كشاندن آنان را بهتر و بيشتر لمس كنيد به صحنه هاي انتخابات گوناگون نظر بدوزيد كه چه حوادث تلخي به وقوع مي پيوندد و چگونه برخي افراد و گروه ها و جريان ها و احزابي كه جز قدرت به چيزي نمي انديشند همه حرمت ها را هتك مي كنند و حريم ها را مي درند و حركات ضدتقوا و ديانت را ـ آن هم به نام تقوا و ديانت ! ـ به اوج مي رسانند
    چرا بايد نظام اخلاقي و ارزشي اسلام فراموش شود و اگر هم توجه و دقتي مي شود در سطح و محدود به اخلاق فردي مي باشد و اخلاق اجتماعي اخلاق سياسي اخلاق حكومتي و اخلاق مطبوعاتي رها مي شود و هر كس هرگونه خواست و به زعم و گمان منفك و جدابودن سياست و دين و اخلاق از هم انسان هاي صالحي كه هيچ گناهي جز مقاومت و صلابت در مرزباني از دين خدا و مجاهدت در مسير وحدت امت اسلامي ندارند را مورد تهاجم و تخريب قرار مي دهند و سيماي پاكشان را در غبار مظلوميت مي نشانند !
    تامين سلامت معنوي و اخلاقي جامعه تنها با توصيه تحقق نخواهد يافت و بايد همه كساني كه مسئوليت رسيدگي به نابساماني هاي اخلاقي و رفتاري را به دوش مي كشند از جنبه عملي براي متجلي شدن تعاليم و دستورات اسلام در موضوع اخلاق اجتماعي و سياسي زمينه سازي نمايند. از اين ميان فراموش نشود كه تلاش هاي پژوهندگان و نويسندگان مومن و متعهد و دلسوخته دين در عرصه « مطبوعات » بسيار راهگشا و موثر مي باشد و بايد اين روند تداوم يابد و تقويت و حمايت شود