روزنامه جمهوري اسلامي 18/06/1387 صفحه عقيدتي

  • بهره اي قرآني از محضر مفسر بزرگ قرآن حضرت آيت الله جوادي آملي
    با « تسنيم » در خدمت قرآن كريم

  • بسا روزه داري كه ...
  • حلقه مشهد
  • *****
    بهره اي قرآني از محضر مفسر بزرگ قرآن حضرت آيت الله جوادي آملي
    با « تسنيم » در خدمت قرآن كريم


  • قسمت ششم
    تفسير آيات 104 تا 126 سوره مباركه بقره را بايد در جلد ششم دائره المعارف بزرگ قرآني ـ تفسير تسنيم ـ خواند .
    ادب گفت وگوي با پيامبر(ص )
    آيه 104 اين سوره در خطابي به مومنين آنها را از بكارگيري واژه اي توهين آميز باز مي دارد; واژه اي كه آنها بدون توجه به كنه آن در گفت وگو با رسول اكرم (ص ) بر زبان مي آوردند. حق تعالي مي فرمايد به جاي « راعنا » كه در عربي به معناي درخواست رعايت و تاني در سخن گفتن است ولي در زبان عبري به معناي خبيث و شرور مي باشد; « انظرنا » بگوئيد. حق تعالي با نهي و امري كه در اين آيه آمده با تاديب مومنان و آگاه سازي آنان جلوي توهين به رسول اكرم (ص ) را گرفتند چرا كه « توهين به شخصيت حقوقي پيامبراكرم صلي الله عليه وآله وسلم توهين به خداوند است ; از اين رو خداي سبحان با تاكيد بر ضرورت امتثال اين فرمان پيامد ناديده گرفتن و ترك آن را « كفر عملي » دانسته ; چنان كه توهين كنندگان عمدي رسول اكرم گرفتار « كفر اعتقادي » اند و براي انذر هر دو گروه فرموده است : كافران را عذابي دردناك در پيش است . »
    رهنمودي عام
    استاد عاليقدر درباره رهنمود عام اين آيه مي فرمايد : « حكم كلي مستفاد از آيه مورد بحث اين است كه هرگز نبايد بهانه دهن كجي و اهانت به دست دشمن داد بنابراين آنچه در رهنمود اين آيه آمده از قبيل تمثيل و ذكر نمونه است و هرگز نبايد پنداشت كه دستوري مقطعي و شخصي بوده و هم اكنون كه آن صحنه و آن پديده رخت بربسته تنها تلاوت و ثواب تلاوت اين گونه آيات براي مسلمانان عصر حاضر مانده است ; به عبارت ديگر حكم و رهنمود آيه مورد بحث از قبيل تعيين موارد و مصارف زكات نيست تا قابل تسري به غير آن نباشد بلكه ضابط كلي است كه هرگز تاريخ امتثال آن سپري نخواهد شد و در رديف آثار جاودانه است . »
    دو نكته اخلاقي و سياسي
    حضرت آيت الله جوادي آملي در بخش اشارات و لطايف آيه 105 و در باب حسد مي فرمايند : « پديده شوم حسد و تمني ظلالت و ذلت و زلت براي مومنان رذيلتي است كه افراد فراواني از اهل كتاب و مشركان به آن مبتلا بودند و به چيزي جز زبوني و خواري امت اسلامي نمي انديشيدند و نمي انديشند; از اين رو رعايت دو نكته اساسي اخلاقي و سياسي ضروري است :
    الف : هر كسي به چنين بيماري مبتلا شد بداند كه نقبي از كفر و شرك به سوي او زده شده يا از درون او به سوي كفر و شرك راهي باز شده است .
    ب : هرگونه گرايش سياسي و برقراري رابطه يك جانبه ; نسبت به كافران و مشركان زيانبار است ; از اين رو مومنان راستين كه سياستمداران ديني اند نه سياست بازان حرفه اي هرگز دوستي يك جانبه با كافران نداشته و با دشمنان دين پيوند محبت برقرار نمي كنند. »
    نسخ در تشريع
    علامه جوادي آملي در بحث هاي مربوط به آيه 107 و 106 كه سخن از نسخ آيات در ميان است درباره نسخ در تشريع مي گويند : « انسان از يك سو اصل ثابت و نامتغيري به نام فطرت دارد; از سوي ديگر از لحاظ بدن و امور بدني در نشئه حركت و تحول به سر مي برد و همواره شرايط زيست او در دگرگوني و به تبع آن مصالح جوامع بشر همواره در تغيير است . براين اساس دين كه با فطرت جامع مشترك و ثابت هماهنگ است و براي هدايت بشر آمده واحد است و تغيير نه تنها در اصول كلي آن مانند توحيد نبوت و معاد راه ندارد بلكه در فروع كلي دين (فقه اخلاق حقوق ) مانند اصل عبادت اصل عدالت و مبارزه با ستم و... نيز راه ندارد و تنها در فروع جزئي يا جزئيات فروع دين مانند شمار ركعات نماز قبله نماز و كيفيت جهاد و... راه دارد. »
    اقتدار لازمه عفو و صفح
    در آيه 109 دستور عفو و ناديده گرفتن بدي هاي كافران بيان شده و در پي آن آيه 110 دستور به اقامه و برپائي نماز و دادن زكات را داده است ; استاد در گزيده تفسير اين بخش مي فرمايد : « استواري عفواند وصفوحانه در برابر دسيسه هاي كافران به ويژه يهود عنود و به اميد پيروزي به سر بردن نيازمند قدرت است . به پا داشتن نماز و پرداخت زكات عامل اقتدار است ; زيرا نماز و زكات انسان را با خداوند يعني با تنها قادر براعانت و نصرت و با انبوه مسلمانان پيوند مي دهد. » در ادامه و تفسير تفصيلي مي افزايند : « نماز قدرت روحي نمازگزار را تامين مي كند تا وي در نزاهت از وسوسه اهريمن درون كامياب و در برائت از دسيسه دشمن بيرون موفق باشد;... البته تاثير زكات در تحكيم تار وپود امت اسلامي قابل ستايش است . »
    وجوب سير كردن گرسنه
    صاحب تسنيم در اشارات و لطايف اين آيه مي فرمايد : « اگرچه زكات مصطلح فقهي كه به حكم اولي واجب است در نه چيز است لكن نمي توانم به بهانه نداشتن آن اشيا از رسيدگي به امور فقيران و گرسنگان خودداري كرد. سير كردن گرسنه بر هر متمكني واجب است . حال اگر كسي به تنهايي از گرسنگي تهي دست با خبر بود بر او واجب عيني است و اگر ديگران نيز بدانند بر همه واجب كفايي گاست و به هر تقدير تامين معيشت نيازمندان از مصاديق بارز صدقه به معناي عام است . »
    معيار بهشتي بودن
    در بخشي از تفسير آيات 111 ـ 113 مي خوانيم : « اهل كتاب براي ورود به بهشت معياري ارائه كردند كه آن معيار فقط در خود آنان يافت مي شود و آن جمود بر تورات محرف و انجيل دستكاري شده است ; از اين رو طرح اصل معيار با دعوي انحصار ورود به بهشت همراه است . قرآن كريم با نفي آن معيار محرف و ارائه معيار صحيح و ناب و بيان محروميت آنان از معيار درست نه تنها انحصارگرايي آنان را باطل كرد بلكه اصل استحفاف آنها براي ورود به بهشت را منتفي دانست ... تنها با دارا بودن ايمان موحدانه به خداي سبحان اعتقاد به نبوت و رسالت و معاد و نيز عمل صالحي كه برابر با وحي ناسخ و نبوت و حجت عصر باشد مي توان اميد ورود به بهشت داشت . »
    بدترين ستم و برترين جهاد
    در بخشي از تفسير آيه 114 مي خوانيم : « بدترين ظلم ستم كردن به اساس دين است ; زيرا همان گونه كه با استحكام اساس دين ستم از ديگران نيز بازداشته مي شود اگر به اساس دين ستم شود به ديگران نيز ستم خواهد شد; بنابراين براي دفع و رفع ظلم بايد معابد و مساجد را آباد نگه داشت . با آبادي مراكز ديني زمين آباد مي شود... هدف و تلاش استكبار نابودي همه مراكز ديني است نه خصوص مسجد اگر جنگ و دفاع و سنگرنشيني رزمندگان نبود نه تنها مساجد كه از معبدهاي يهود و ترسا و صومعه هاي راهبان منزوي نيز اثري نبود و جبهه استكبار هيچ معبد و عابدي را باقي نمي گذاشت و سراسر جهان را كفر فرا مي گرفت پس عابدان نيز بايد براي سنگرنشينان دعا كنند. »
    بشير و نذير
    در گزيده تفسير آيه 119 مي خوانيم : « پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم همچون قرآن مقامي لدي اللهي دارد كه از آنجا ارسال و قرآن كريم همراه آن حضرت انزال شده است . قرآن كريم كه از مبدا تنزل تا گاه نزول بر قلب مطهر رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم با حق همراه بود جامه و رفيق حقي براي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم در راه رسالت است . خداي سبحان براي تثبيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به او فرمود : تو به حق آمدي و سمت بشير و انذار داري . تكليف و كار رساله پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم بلاغ مبين است و او كه مسئول ارائه طريق است نه مامور به ابصال مردم به مقصد در قيامت مسئول كار خويش است نه كار امت . » استاد درباره « علم لدي » مي فرمايد : علم لدي دانشي در برابر علوم ديگر و قسمي از دانش هاي عقلي يا نقلي نيست كه داراي مبادي و مسائل و موضوع و محمول باشد. حقايق و معارفي را كه انسان با مفاهيم حصولي فرا مي گيرد چنانچه همانها را بدون لفظ و مفهوم و صورت ذهني و بدون واسطه كتاب و معلم از لدن و نزد خداي سبحان تلقي كند و بياموزد « علم لدني » است براين اساس كه قرآن كتابي لدني و لدي اللهي است و رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم نيز انسان كاملي لدني و لدي اللهي است و آن كتاب را در مكتب و از نزد خداي سبحان وبدون واسطه فراگرفته نه با واسطه و نه از ديگري (و انك لتلقي القرآن من لدن حكيم عليه ) مي توان گفت : خداوند پيامبر را « ارسال » و قرآن را « انزال » كرد زيرا ارسال خداوند و انزال فرع بر بودن مرسل و منزل در نزد خداست . »
    امامت ابراهيم (ع )
    در گزيده تفسير آيه 124 مي خوانيم : « خداي سبحان انبيا و اولياي خود را به آزمون هاي ويژه اي مبتلا مي كند و پيامبران عليهم السلام همچون ديگران مكلف هستند و همان گونه كه خود مصطفي و مجتبايند امتحانات آنان نيز صفوه و مجتباي آزمونهاست . ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام به اموري مهم آزموده شد. آن امور عهدهاي الهي و حقايقي وجود همچون مبارزه با بت پرستي تا مرز بت شكني صبر بر افكنده شدن در آتش هجرت از وطن و مانند آن بود كه حضرت ابراهيم عليه السلام به همه وفا كرد... و پس از آن به امامت منصوب شد. » ايشان در تبيين اين امامت مي گويند : « برجسته ترين معنايي كه امامت مذكور در اين آيه بر آن قابل تطبيق است هدايت باطني و ملكوتي و هدايت به معناي ايصال به مطلوب است ; زيرا قرآن كريم يكي از ويژگي هاي ائمه را هدايت به امرالله بيان مي كند; « امرالله » كه امام مردم را با آن هدايت مي كند چهره ثابت و ملكوتي جهان طبيعت است . امام براساس پيوند با مقام كن فيكون » و ارواح انسانها و به عنوان مظهر مقلب القلوب هر چيز را براساس ملكوت آن و با تصرف در قلب آن هدايت مي كند. براي اين هدايت هادي بايد خود مهتري بالذات باشد. اين هدايت فيضي دروني است كه از ناحيه خداي سبحان به قلوب نوراني ائمه عليهم السلام واز آنجا به دلهاي مومنان مي رسد. »
    دين كه با فطرت جامع مشترك و ثابت هماهنگ است و براي هدايت بشر آمده واحد است و تغيير نه تنها در اصول كلي آن مانند توحيد نبوت و معاد راه ندارد بلكه در فروع كلي دين (فقه اخلاق حقوق ) مانند اصل عبادت اصل عدالت و مبارزه با ستم و... نيز راه ندارد
    نماز قدرت روحي نمازگزار را تامين مي كند تا وي در نزاهت از وسوسه اهريمن درون كامياب و در برائت از دسيسه دشمن بيرون موفق باشد

  • *****
    بسا روزه داري كه ...


  • پيامبر خدا(ص ) : بسا روزه داري كه بهره او از روزه اش گرسنگي و تشنگي است و بسا شب زنده داري كه بهره او از عبادت شبانه اش فقط بي خوابي است .
    امام علي (ع ) : روزه دوري كردن از حرامهاست ; همچنان كه مرد از خوردن و آشاميدن خودداري مي كند.
    بسا روزه داري كه از روزه خود جز گرسنگي و تشنگي نصيبي نمي برد و بسا شب زنده داري كه از عبادت شبانه خويش جز نخوابيدن و رنج بهره اي نمي گيرد.
    روزه دل
    امام علي (ع ) : روزه دل از انديشيدن به گناهان برتر از روزه معده از طعام است .
    روزه دل بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .
    روزه (و خودداري ) نفس از لذتهاي دنيا سودمندرين روزه است .
    روزه تن عبارت است از خودداري با اراده و اختيار از خوردن غذاها به انگيزه ترس از كيفر و رغبت به ثواب و روزه نفس عبارت است از نگهداشتن حواس پنجگانه از ديگر گناهان و خالي كردن دل از همه عوامل بدي .

  • *****
    حلقه مشهد




  • گزارشي از فعاليت هاي قرآني رهبر انقلاب
    هادي سجادي پور
    « دوري ما از قرآن را رژيم كافر ملحد معاند پهلوي به وجود آورد. لذا وقتي كه من مي گويم اگر ما پنجاه ميليون نفر هستيم غير از چند ميليون بچه هاي كوچك زير پنج سال بقيه بايد بتوانند قرآن را از رو تلاوت كنند شما تعجب مي كنيد; در حالي كه تعجب ندارد. مگر اين طوري نبود قبل از دوران رژيم گذشته تقريبا اين گونه بود. بي سوادها اكثريت قاطع بودند اما غالب آن ها قرآن را بلد بودند. شما جوانان نديده ايد ولي من و كساني كه در سنين من هستند به تكرار و تكرار كساني را ديده ايم كه سواد روخواني نداشتند و حروف فارسي را نمي شناختند ليكن مي توانستند قرآن را از رو بخوانند . » (1 )
    در مطالعات مستند تاريخ معاصر ايران در دوره ي پهلوي كم رنگ كردن رابطه ي مردم با نمادها و باورهاي ديني و مذهبي يكي از برنامه هاي آن رژيم براي شكستن سد فرهنگ ديني جامعه ي ايران در برابر برنامه هاي غارتگرانه و سو استفاده هاي سياسي و اقتصادي به شمار مي رود.
    سياست هاي آموزشي و فرهنگي پهلوي ها به گونه اي بود كه بچه هاي مدرسه اي با نت هاي موسيقي بيشتر آشنا باشند تا آواي قرآن و جوانان بيشتر اوقات خود را در كاخ هاي جوانان بگذرانند تا در مساجد و محفل هاي مذهبي و قرآني .
    « مكتب هاي قرآن بچه هاي چهار ساله و پنج ساله را قرآن درس مي داد. من خودم در سن پنج سالگي به مكتب رفتم و قرآن ياد گرفتم . امثال من در همان مكتبي كه ما مي رفتيم زياد بودند و اصلا مكتب خانه ها همين طور بود. اين مكتب خانه هايي كه رژيم منحوس پهلوي شجاعت و شهامت به خرج داد! و رعد و برق كرد و آنها را برچيد خانه هايي براي تعليم قرآن بودند. يك زن يا مردي مي نشست بچه مردم را قرآن ياد مي داد بعد اين بچه ها در جامعه اي مي افتادند كه در آن سواد و علم و فرهنگ متعلق به عده ي خاصي بود اما قرآن را بلد بودند . » (2 )
    سياست هاي پهلوي ها تا اندازه اي در سطح جامعه ي ايران كه به تدريج بيشتر جمعيت آن سر و شكل فرهنگ شهري به خود مي گرفت كارگر افتاد و به ويژه در سال هاي پيش از دهه ي 40 جوانان مملكت را يا به اعتياد و بي بند و باري و يا به انديشه هاي شرقي و غربي سوق داد.
    « ما بايد قبول كنيم كه ملت ما در نيم قرن پيش از پيروزي انقلاب كه واقعا مدت كمي نيست روزبه روز از قرآن فاصله گرفته و دور شده است » (...) آن سياستي كه رژيم وابسته ي فاسد خبيث دشمن را در اين كشور بر سر كار آورد و بيش از پنجاه سال مسلط نگهداشت يكي از بزرگ ترين ضربه هايي كه زد و ضررهايي كه وارد كرد همين بود كه قرآن را به تدريج كنار گذاشت ; تا آن جا كه از ميان جامعه ي ما قرآن بيرون رفت (...) من پيش از انقلاب وقتي به وضع قرآن در جامعه ي خودمان نگاه مي كردم و جوان هايي با اين استعداد و شوق و علاقه را مي ديدم كه از قرآن دور مي ماندند چه خون دلي مي خوردم . » (3 )
    بقيه از يادم رفتند
    رشد حركت هاي مذهبي و سياسي در دهه ي چهل و فعاليت گسترده و خودجوش فرهنگي اجتماعي مذهبيان رژيم پهلوي را به سياست تظاهر كشاند. قرآن هاي نفيس از سوي دستگاه فرهنگي پهلوي منتشر مي شد و در مساجد بزرگي مانند گوهرشاد مشهد جلسات قرائت قرآن برگزار مي شد. البته از آن طرف رژيم هرگونه فعاليت هماهنگ نشده از سوي مذهبيان را كنترل مي كرد و هر برنامه ي مذهبي را كه در چارچوب سياست هايش نمي گنجيد سركوب مي كرد. در اين دوران به خاطر سياست هاي رژيم پهلوي حتي دست رسي به قرائت هاي مشهور قاريان بزرگ كه مي توانست تاثير زيادي در جذب و علاقمند شدن مردم به قرآن داشته باشد ميسر نبود.
    « من يادم مي آيد كه در سابق بعضي از اين موج هاي راديويي را با زحمت پيدا مي كردم . راديوهاي مصر را باز مي كردم و با زحمت آن را مي شنيدم . ما رفيقي داشتيم ـ خدا رحمتش كند ـ او به مصر رفته بود چند ماه در آن جا مانده بود و نوارهاي ابوالفتاح شيخ مصطفي اسماعيل و محمد رفعت و امثال آنان را به اين جا آورده بود. مخصوصا من از نوار ابوالفتاح خيلي خوشم مي آمد; آن را گوش مي كردم . بعدها هم با صداي شيخ مصطفي اسماعيل آشنا شدم . بعد كه شيخ مصطفي اسماعيل را شناختم بقيه يادم رفت . » (4 )
    قرآن جيبي
    با همه ي محدوديت ها حركت قرآني جديد در كشور آغاز شد. جلسات قرآني آيت الله خامنه اي در مشهد از سرچشمه هاي اين جريان بود كه به تدريج توانسته بود جمعيت قابل توجهي از جوانان دانشجويان و حتي استادان دانشگاه و دكترها و مهندسان را به سوي جلسات قرائت و تفسير قرآن بكشاند. اين جلسات فرهنگ مذهبي قرآني را آرام آرام در رگ هاي جامعه تزريق مي كرد و جوانان را از تور نامريي فرهنگي رژيم رها مي نمود. اين كار با ترفندهاي گوناگوني انجام مي شد.
    « در دوران طاغوت من در مشهد جلسات تفسير و درس قرآن داشتم . به جواناني كه مي آمدند مي گفتم كه هر كدام از شماها يك نسخه ي قرآن در جيب بغلتان داشته باشيد. اگر در جايي منتظر كاري مي ايستيد و فراغتي پيدا مي كنيد يك دقيقه دو دقيقه پنج دقيقه نيم ساعت قرآن را باز كنيد و به تلاوت آن مشغول شويد تا با اين كتاب انس پيدا كنيد. تعدادي كه اين طور عمل كرده بودند هرچند بسيار اندك بودند ليكن احساس مي كردم كه اين ها با اين كه غالبا هم عربي نمي دانستند از لحاظ فهم معارف اسلامي از ديگران برجسته تر بودند و به طور ممتازي با آن ها تفاوت داشتند . » (5 )
    اين قسمتي از سخنان آيت الله خامنه اي است كه مي توان آن را گزارشي از فعاليت هاي قرآني ايشان در روزهاي پيش از پيروزي انقلاب در مشهد مقدس دانست . پيشينه ي اين فعاليت هاي قرآني به دهه 40 و زماني بر مي گردد كه ايشان با تشكيل جلسات قرائت و تفسير قرآن سهم قابل توجهي در ايجاد فضاي قرآني در مشهد داشتند. عمده ي فعاليت هاي ايشان در دو مسجد امام حسن (ع ) و كرامت بود; هرچند پيش از اين « آقاي خامنه اي روزهاي پنج شنبه و جمعه در مدرس مدرسه ي ميرزا جعفر و سپس در مسجدي در پايين خيابان و نزديك مدرسه ي ابدال خان و پس از آن در همان خيابان و در مسجد قبله تفسير مي گفت ; تفسيري بسيار پرشور حركت آفرين و جهت دهنده و به تعبير زيباي خود ايشان سپيده گشا و زندگي ساز . » (6 )
    جلسات مسجد كرامت جمعه ها صبح برگزار مي شد. برنامه اين بود كه ابتدا آقاي خامنه اي معني و تفسير مختصري از آياتي را كه قرار بود در آن روز خوانده شوند بيان مي كردند و بعد از آن آيات توسط يك قاري قرائت مي شد.
    اهانت به اسرائيل !
    در مسجد امام حسن (ع ) هم در ظهرهاي ماه رمضان آيت الله خامنه اي به بيان مسائل تفسيري و اعتقادي مي پرداختند. علي رغم تبليغات ساواك و برخي مرتجعين عليه آيت الله خامنه اي اين جلسات با استقبال شديد مردم و به ويژه دانشجويان مواجه مي شد . (7 ) اين حركت قرآني شامل درس تفسير جلسات قرائت و حتي تكثير و ترويج نوارهاي اساتيد مشهور مصري در سطحي گسترده در ميان جوانان و علاقه مندان بود.


    « صداي شيخ مصطفي اسماعيل خيلي فوق العاده بود » (...) الان در ايران ميل عمومي به طرف شيخ مصطفي اسماعيل است . يعني قرا ما حتما روي سبك قرائت شيخ مصطفي اسماعيل تمرين دارند و روي ديگران كمتر. اعتقادم اين است كه اين حركت از مشهد و از دستگاه ما شروع شد. در تهران هيچ كس غير از عبدالباسط را نمي شناختند. من يك وقت كه به تهران آمده بودم فقط عبدالباسط مطرح بود. جاهاي ديگر هم كه مي رفتيم فقط عبدالباسط را مي شناختند. (...) ما در مشهد نوار شيخ مصطفي اسماعيل را داشتيم . يكي از دوستانم مي خواست به مسافرت برود من گفتم كه هرچه توانستي نوار شيخ مصطفي اسماعيل پيدا كن و بياور. او هم رفت و چند نوار از نوارهاي بسيار خوب شيخ مصطفي اسماعيل را آورد. من آن ها را به آقاي مرتضي فاطمي كه در آن وقت نوارهاي ما را تكثير مي كرد ـ دادم تا تكثيرشان كند. او هم همين كار را كرد و نوارها را به چند نفري داد كه از تهران آمده بودند. در نتيجه همه ي نوارها به طرف تهران سرازير گرديد و شيخ مصطفي اسماعيل شايع شد . » (8 )
    با گرم تر شدن جلسات تفسير آيت الله خامنه اي ايشان ابتدا ممنوع المنبر شدند. در پي اين اقدام ساواك آيت الله خامنه اي تدبير جديدي براي تبيين نهضت اسلامي انديشيدند. با اين ترفند ساواك از مقابله با اين جريان قرآني درمانده شد و براي كنترل فضاي مشهد و جلوگيري از حركت هاي انقلابي مردم بالاخره اين جلسات را تعطيل كرد.
    « بنده سال 50 در مشهد براي دانشجوها درس تفسير مي گفتم و اوايل سوره ي بقره ـ ماجراهاي بني اسرائيل ـ را تفسير مي كردم . بنده را به ساواك خواستند و گفتند چرا شما راجع به بني اسرائيل حرف مي زنيد گفتم آيه ي قرآن است ; من دارم آيه ي قرآن را معنا و تفسير مي كنم . گفتند نه اين اهانت به اسرائيل است ! درس تفسير بنده را به خاطر تفسير آيات بني اسرائيل چون اسم اسرائيل در آن بود تعطيل كردند. اختناق در آن زمان عجيب بود; اما نه از طرف دولت آمريكا نه از سوي دولت فرانسه و نه از طرف دولت هاي ديگر مطلقا رژيم طاغوت به مخالفت با آزادي و دمكراسي متهم نشد! » (9 )
    هرچند با دستگيري و تبعيد آيت الله خامنه اي در سال هاي نزديك به پيروزي انقلاب جلسات تفسير ايشان تقريبا تعطيل شد اما افراد شركت كننده در اين جلسات بعدها « جامعه ي قاريان مشهد » را تشكيل دادند كه در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب فعاليت رسمي خود را آغاز كرد . سال 68 آقاي فاطمي در نامه اي به رهبر انقلاب خبر از راه اندازي اين تشكل داد و رهبر انقلاب در پاسخ او نوشت :
    « از اين اقدام خوشحالم و آن را به فال نيك مي گيرم . درباره ي قرآن هرچه تلاش كنيد زيادي نيست . سعي كنيد از اساتيد استفاده شود; همكاري ميان قرا با سابقه ي مشهد بيشتر از پيش شود; به آموزش و تفهيم قرآن و تحفيظ آن نسبت به نوجوانان اهتمام ورزيده شود. خداوند به شما و همكارانتان توفيق عنايت فرمايد . سيد علي خامنه اي ـ2868 09 »
    (1 ) ـ سخنراني آيت الله خامنه اي در پايان مراسم قرائت قاريان قرآن 69 1 19
    (2 ) ـ همان
    ( 3 ) ـ سخنراني آيت الله خامنه اي در ديدار با قاريان چهل كشور جهان 1368 12 04
    (4 ) ـ سخنان آيت الله خامنه اي در ديدار با قاريان قرآن ; استاد شحات محمد انور و استاد محمد بسيوني 1369 12 01
    (5 ) ـ ديدار با قاريان مصري ; شحات محمد انور و سيد متولي عبدالعال 1370 11 03
    (6 ) ـ رسول جعفريان
    (7 ) ـ رسول جعفريان ; همان
    (8 ) ـ سخنان آيت الله خامنه اي در ديدار با قاريان
    قرآن استاد شحات محمد انور و استاد محمد www . aftab . ir articles politics plitical history c 1 c 2246351711 khamenei p 1 . php بسيوني 1369 12 01
    (9 ) ـ ديدار با دانشجويان و استادان دانشگاه هاي كرمان 84 2 19
    مكتب هاي قرآن بچه هاي چهار ساله و پنج ساله را قرآن درس مي داد. من خودم در سن پنج سالگي به مكتب رفتم و قرآن ياد گرفتم
    ما بايد قبول كنيم كه ملت ما در نيم قرن پيش از پيروزي انقلاب كه واقعا مدت كمي نيست روز به روز از قرآن فاصله گرفته و دور شده است
    بنده در سال 50 در مشهد براي دانشجوها درس تفسير مي گفتم و اوايل سوره بقره ـ ماجراهاي بني اسرائيل ـ را تفسير مي كردم . بنده را به ساواك خواستند و گفتند چرا شما راجع به بني اسرائيل حرف مي زنيد گفتم آيه قرآن است من دارم آيه قرآن را معنا و تفسير مي كنم . گفتند نه اين اهانت به اسرائيل است ! درس تفسير بنده را به خاطر تفسير آيات بني اسرائيل چون اسم اسرائيل در آن بود تعطيل كردند!
    اين مكتب خانه هايي كه رژيم منحوس پهلوي شجاعت و شهامت به خرج داد! و رعد و برق كرد و آنها را برچيد خانه هايي براي تعليم قرآن بودند
    درباره قرآن هر چه تلاش كنيد زيادي نيست سعي كنيد از اساتيد استفاده شود.... به آموزش و تفهيم قرآن و تحفيظ آن نسبت به نوجوانان اهتمام ورزيده شود