روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1387 صفحه مقالات

  • چند راهكار براي رسيدن به موفقيت تحصيلي
  • چگونه مهارت نوشتن در فرزندمان را افزايش دهيم
  • حكمت
    مسافران

  • عبرت
    پرچم هدايت

  • سيماي تقوا پيشگان در آيينه كلام اميرمومنان
  • وظيفه پيشوايان
  • ولايت و محبت
  • *****
    چند راهكار براي رسيدن به موفقيت تحصيلي




  • راهنمايي
    راهنمايي كمك مي كند كه فرد خود را بهتر بشناسد استعدادها علايق و مشكلات اجتماعي خود را درك كند. راهنمايي به دانش آموز كمك مي كند تا آگاهي هاي لازم در زمينه فرصت هاي تحصيلي و حرفه اي خود كسب و از آنها استفاده كند. راهنمايي به فرد كمك مي كند تا خود و محيطش را شناخته و از امكانات موجود حداكثر بهره برداري را بنمايد و در گزينش رشته تحصيلي و شغل مناسب اقدام كند.
    نقش راهنمايي ايجاد سازگاري است و به دانش آموز كمك مي كند تا خود را با زندگي و مدرسه سازگار سازد.
    به طور خلاصه راهنمايي تسهيل كننده (آسان كننده ) رسيدن به هدف هاي تعليم و تربيت است كه كمك مي كند دانش آموز خود و محيطش را بهتر بشناسد و به طور رضايت بخشي خويشتن را با زندگي و مدرسه سازگار نمايد.
    مشاوره
    راهنمايي شامل خدمات متنوعي است كه « مشاوره » يكي از آنهاست . در حقيقت مهمترين خدمت راهنمايي مشاوره است .
    هنگامي كه دچار مشكلي مي شويد بي درنگ مي توانيد به مشاورتان مراجعه كنيد. البته قبلا درباره يك مشاور خوب تحقيق كنيد. مي توانيد از معلمتان بخواهيد كه يك مشاور خوب به شما معرفي كند. اگر چه ممكن است در بسياري از مدارس افرادي به اسم « مشاور » باشند ولي شما بيشتر مي توانيد از آنها براي پيداكردن يك مشاور خوب در مراكز مشاوره و راهنمايي كه در اكثر شهرها وجود دارد كمك بگيريد. چون اول آنكه به علت تعداد بسيار زياد دانش آموزان در مدارس شايد مشاور مدرسه نتواند وقت مناسبي را به شما اختصاص دهد. دوم آنكه ممكن است تخصص كافي در زمينه مشاوره نداشته باشد.
    در انتخاب مشاور دقت كافي مبذول داريد و حتما مشاوري انتخاب كنيد كه به ارزشها و باورهاي ديني متعهد باشد. در اينجا هرگز مشاوران غرب زده و غيرمذهبي كه بازگوكننده تجربه هاي به بن بست رسيده غربيها هستند توصيه نمي شود.
    هنگامي كه به مشاورتان مراجعه مي كنيد او با شما شروع به صحبت (مصاحبه ) مي كند سعي كنيد با مشاور ارتباط برقرار نماييد.
    مشاور هرگز به اسرار و رازهاي شما كاري ندارد فقط تا حدي كه به شما كمك مي تواند از آنها مطلع شود. مشاور درباره شخصيت شما قضاوت نمي كند و براي شما به عنوان يك انسان ارزش و احترام قائل است .
    مطالعه برتر
    يكي از علل ناكامي هاي تحصيلي روش نادرست مطالعه است . عوامل زيادي براي موفقيت در تحصيل وجود دارد كه مي توان از عوامل مهمي همچون معلم ماهر و كارآزموده پشتكار و جديت محيط مناسب خانوادگي و... نام برد. در بسياري از موارد همه شرايط تا حدي قابل قبول است اما دانش آموز (فراگير) روش هاي صحيح مطالعه را نمي داند.
    شايد بعضي دانش آموزان گمان كنند با زياد مطالعه كردن از بقيه موفق تر خواهند بود ولي از سويي به درست مطالعه كردن بي توجه مي باشند. بعضي ديگر گمان مي كنند كه با بي خوابي كشيدن مي توانند در تحصيل موفق باشند. اما اين گروه هم اشتباه مي كنند در اينجا براي تاكيد و اهميت روش هاي برتر مطالعه دوباره بايد خاطر نشان كنيم كه :
    بسياري از ناكامي ها (در تحصيل ) به خاطر بد مطالعه كردن و ندانستن اصول و روش هاي مطالعه درست است .
    يكي از مهمترين چيزهايي كه هر دانش آموز بايد بداند آن است كه روش مطالعه و يادگيري هر درسي ممكن است با درس ديگر متفاوت باشد. شما بايد از معلمتان بخواهيد كه روش مطالعه درسي را كه تدريس مي كند. به شما بياموزد.
    در اين فصل ابتدا نكته هايي كلي عنوان مي شوند كه شما را در « مطالعه برتر » ياري خواهند كرد. بخشي از اين مطالب از كتاب « كليدهاي طلايي براي موفقيت تحصيلي » انتخاب شده است كه براي تاكيد بيشتر و به دليل اهميت بسيار بعضي مطالب در قالبهاي گوناگون تكرار شده است و سپس به طور اصولي مطالبي را عنوان خواهيم كرد كه يقينا با مطالعه مستقيما ارتباط دارد و دانستن اين مطلب شما را در مطالعه برتر كمك خواهد كرد. مطالبي درباره آموختن « تنظيم پاراگراف » تحت عنوانهاي « خواندن و نوشتن » « ساختار يك پاراگراف (بند) » « روايت » « توصيف » « توضيح يا مثال و تصوير » « علت و معلول » « دسته بندي » « تشابه و تباين (مغايرت ) « تركيبات » و به دنبال آن مطالبي درباره خواندن توام با فهميدن با عنوانهاي « خواندن و فهميدن » « سرعت تشخيص كلمه » « سرعت درك كلمه » « سرعت درك جمله » « خواندن براي اطلاعات دقيق » « سطحي خواني » « نگاه اجمالي » و « متن خواني »
    نكاتي براي مطالعه برتر
    در مطالعات خود بايد تنوع ايجاد كرد و به طور مثال اگر قرار باشد ساعاتي را صرف مطالعه نمود نبايد همه وقت را براي انجام يك كار صرف كرد. كمي از وقت را بايد به مرور مطلب ديگري گذراند يا مختصري درباره آينده برنامه ريزي نمود و كمي مطالعه آزاد داشت . كمي تنوع به همان خوبي استراحت كردن است . اگر فكر انسان فعاليتهاي متنوعي داشته باشد كارآيي بيشتري خواهد داشت تا آن كه براي مدتي طولاني به كاري يكنواخت بپردازد.
    هميشه بايد مطلب و يادداشتي مهم به همراه داشت كه همه جا بتوان از آن بهره برد بسيار مفيد است كه يك كتاب جيبي يا كارتي شامل مطالب كليدي كه مي خواهيم آن را فرا گيريم به همراه داشته باشيم . مكان يادگيري جايي است كه انسان آنجا هست يعني اگر همه جا مطلبي به همراه نداشته باشيم بهانه خوبي براي ياد نگرفتن داريم .
    وقتي به تنهايي مطالعه مي كنيم اين امكان وجود دارد كه ساعتها پشت ميز بنشينيم بدون اينكه فراگيري چنداني داشته باشيم . زماني كه عضو يك گروه فعال مطالعاتي باشيم امكان « در رويا رفتن » به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد.
    در مطالعه نبايد كمال گرا بود به اين معني كه در ياد گرفتن مطلبي نبايد خيلي وسواس داشته باشيم يا وقت بسيار زيادي را به ياد گرفتن مطلبي اختصاص دهيم كه هر قدر آن را مطالعه مي كنيم از توانايي خود نسبت به درك آن اطمينان حاصل نكنيم . كمال گرايان اغلب به دليل انجام دادن كامل تعداد كمي از كارها در نهايت با انباشته شدن كارهاي مهم مواجه مي شوند. كاري كه امروز غيرممكن به نظر مي رسد ممكن است پس از مدتي (هنگامي كه اطلاعات و تجربيات لازم در جهت سازماندهي روش انجام كار به دست آيد) امري بسيار آسان تلقي شود. خطر واقعي پافشاري در انجام يك كار رديف شدن بقيه كارهاي انجام نشده است كه در همان زمان در حال انباشته شدن هستند. زمان را به تفكر درباره مطالعه نبايد تلف كرد. افراد باهوش به تدابير بسيار پيچيده اجتناب از مطالعه مانند موارد ذيل آشنا هستند :
    تميزكاري مرتب كردن و تظاهر به اين كه قبل از مطالعه انجام دادن آن كارها لازم است .
    انجام دادن كارهاي كوچك و آسان به عنوان راهي براي به تاخير انداختن شروع يك كار مهم و بزرگ .
    پيدا كردن فعاليتهاي جايگزيني .
    بايد از كنار موانع رد شد. هنگامي كه مطلبي مي رسيم كه چيزي درباره آن نمي دانيم نبايد متوقف شويم . بلكه بايد آن را مانند جزيره كوچكش پشت سر بگذاريم . بايد موضوع بعدي را مطالعه نمود شايد ساده تر بيان شده باشد. ممكن است پس از اين كه به چند موضوع و مطلب تسلط پيدا كرديم آن مشكل خود به خود حل شود. انسان نبايد خود را به روش مطالعاتي كه به طور اتفاقي برگزيده است محدود نمايد. براي انجام كارهاي مختلف به كارگيري روشهاي متفاوت سودمند است . آزمون روشهاي مختلف باعث به وجود آمدن تنوع و جذابيت در فعاليت هاي تحصيلي مي شود. جعبه ابزاري از روشهاي گوناگون يادگيري بايد فراهم آورد.
    هر قدر روشهاي مختلفي كه براي يادگيري مورد آزمايش قرار مي دهيم بيشتر باشد بهتر مي توان تصميم گرفت كه كدام يك از فنون بيش از بقيه مناسب انجام كاري خاص در موقعيتي خاص مي باشد. انتخاب بهترين روش براي انجام كارهاي مختلف مهارت بسيار مفيدي در جهت پيشرفت است . به اين معنا كه انسان به سرعت مي تواند خود را با موقعيت ها و شرايط جديد وفق دهد.
    بايد كاري كنيم كه هر صفحه از يادداشتهايمان با صفحات قبل فرق داشته باشد. اين باعث مي شود كه هر صفحه در خاطرمان بماند. تمام صفحه را نبايد پر كنيم بلكه بايد جاي خالي براي اصطلاحات بعدي و مطلب اضافي قرار دهيم .
    خواندن مفيد با استفاده از قلم امكان پذير است .
    بايد در حال مطالعه نكات مهم را در كنار صفحات يادداشت كرد و با استفاده از ماژيك يا شبرنگ قسمت هاي مهم را مشخص كرد. اين موضوع به ما اين امكان را مي دهد تا به طور مستمر با مطالب كتاب ارتباط داشته باشيم .
    بايد در حالي كه مطالعه مي كنيم سوالاتي مطرح كرده و بنويسيم كه موجب مي شود بعدها در آن مورد خود را بيازماييم .
    حتما بايد در حال مطالعه خلاصه برداري كرد. خلاصه نويسي مهارت بسيار سودمندي است كه با تمرين پيشرفت مي كند. مهارت يافتن در خلاصه نويسي به انسان كمك مي كند تا حجم مطلبي كه مي خواهد ياد بگيرد كمتر شود. اين مهارت خود به خود انسان را به تصميم گيري راجع به موارد مهم و غيرمهم وادار مي سازد و موجب جلوگيري از اتلاف وقت و انرژي كه صرف مطالعه بي نتيجه و سرسري مي گردد مي شود.
    وضو داشتن به هنگام مطالعه باعث شادابي جسم و روح انسان و تمركز حواس مي شود. خواندن دعاي مطالعه قبل از شروع كار مي تواند ثمربخش باشد :
    « اللهم اخرجني من ظلمات الوهم و اكرمني بنور الفهم . اللهم افتح علينا ابواب رحمتك و انشر علينا خزائن علومك برحمتك يا ارحم الراحمين . »
    « پيش مطالعه » بسيار مهم است . نبايد فراموش كرد كه حتي اگر پيش مطالعه خيلي سطحي هم باشد بايد آنرا انجام داد.
    نت برداري نوشتن نكات اساسي و مشخص كردن مطالب مهم بسيار مفيد است كه ما را در مرور سريع ياري خواهد كرد.
    تكرار مرتب مطالب آموخته شده به صورت روزانه هفتگي و... فوق العاده مفيد است . با تكرار مرتب بايد مطالب را طوري در ذهن خود جا دهيم تا هرگز فراموش نشوند (جزيي از حافظه بلندمدت ما را تشكيل دهند).
    چند دقيقه مطالعه پس از كلاس اگر از پيش مطالعه پر اهميت تر نباشد كم اهميت تر نخواهد بود.
    بايد تجربه هاي شخصي خود براي مطالعه بهتر كمك بگيريم . البته تجربه هايي كه ثمربخش بوده اند.
    مواردي همچون مكان مطالعه روشن بودن فضاي مطالعه جريان هواي تازه استراحت در بين مطالعه و غيره بسيار مهم است اما بايد به اين نكته توجه كرد كه نبايد خيلي در مورد آنها دچار وسواس شد. براي مطالعه در همه شرايط چه آرام و ساكت و چه شلوغ و پر سر و صدا بايد تمرين كنيم . زيرا در بعضي از مواقع ناچار به مطالعه در اين شرايط خواهيم بود.
    داشتن طرح و برنامه در مطالعه بسيار ثمربخش است . البته برنامه اي قابل اجرا انعطاف پذير و در حد توان . بهتر است طرح ها و برنامه هاي مطالعاتي را به اطرافيان بگوييم تا در انجام آنها بيشتر تلاش كنيم .
    خواندن و فهميدن
    خواندن يك مهارت ضروري براي دانشجويان نه تنها به عنوان يك منبع دستيابي به اطلاعات بلكه به عنوان يك فعاليت تفنني مي باشد. البته خواندن بايد همراه با درك باشد وگرنه نتيجه دستيابي به اطلاعات را نخواهد داد. براي خواندن با درك خواننده بايد اطلاعات را از طريق فرآيندهاي معين جمع آوري كند.به گفته ديگر درك استنباط معني از موارد چاپي را ايجاب مي كند. جهت استنباط معني از يك متن خواننده ابتدا بايد كلمات اصطلاحات تعابير و جملات را بفهمد.
    علاوه بر خواندن همراه درك خواندن بايد همراه با سرعت باشد. خواننده اي كه هر بار كلمه اي را به تنهايي مي خواند و روي آن متمركز مي شود يك كندخوان است . بنابراين او خواننده غيركارآ است ولو اين كه با فهم بخواند. در حقيقت يك كندخوان روي هر كلمه براي تشخيص عناصر ساختاري اش توقف يا مكث مي كند . چنين خواننده اي تقريبا 8 ـ7 مكث در هر سطر صفحه با اندازه متوسط انجام مي دهد در حالي كه يك خوانند متوسط تقريبا 5 ـ4 و يك خواننده تندخوان تقريبا 3 ـ2 مكث براي چنين سطري خواهد داشت . يعني در هر مكثي كه تقريبا يك چهارم ثانيه طول مي كشد تندخوان دو تا چهار كلمه ولي كند خوان فقط يك كلمه مي خواند. تندخوان در حدود ششصد تا هزار كلمه در دقيقه متوسط خوان تقريبا سيصد تا چهار صد كلمه و كند خوان صد و پنجاه تا دويست كلمه در دقيقه مي خوانند. به تعبير ديگر آهسته خوان چهار دقيقه متوسط خوان دو دقيقه و تند خوان صرفا يك دقيقه براي خواندن يك عبارت معمولي از يك متن (در صورتي كه كلمات و ساختارهاي مشكل نداشته باشد) نياز دارد.
    اضافه بر اين كندخوان ميدان ديد محدودي دارد. ميدان ديد به محيطي كه در آن لغات بطور واضع قابل ديدن هستند گفته مي شود. كندخوانها از كلمه اي به كلمه ديگر مي روند در حالي كه روي هر كلمه مكث مي كنند. از طرف ديگر تندخوانها ميدان نگرش بزرگي دارند كه در آن مي توانند چندين كلمه را در يك زمان بخوانند. آنان صرفا ميدان نگرش وسيع ندارند بلكه نگرشي هم به پيرامون دارند. يعني مي توانند كلمات در زوايا و پيرامون ميدان ديدشان را ببينند. البته كلمات پيرامون ديد را به روشني نمي توانند ببينند اما جهت تكميل و حدس معناي آن ها مي توانند بقدر كافي كلمات را ببينند.
    اخيرا متذكر شديم كه خواندن بايد به درك منتهي شود و فهم بايد ملازم سرعت باشد به منظور اين كه خوانندگان با فهم و سرعت بخوانند بايد مراحل زير را طي كنند.
    1 ـ سرعت تشخيص كلمه .
    2 ـ سرعت درك معناي كلمه
    3 ـ سرعت درك جمله .
    4 ـ سرعت فهم پاراگراف كه عبارت است از :
    الف ـ خواندن پاراگراف براي مفهوم اصلي يعني گذرخواني .
    ب ـ خواندن پاراگراف براي آگاهيهاي ويژه يعني خواندن پژوهشي .
    ج ـ خواندن پاراگراف براي جزئيات و درك كامل : يعني خواندن به منظور اطلاعات دقيق (دقيق خواني )
    5 ـ سرعت درك مطلب متن .
    سرعت تشخيص كلمه
    تشخيص كلمه يك قسمت اساسي جريان خواندن است . خواننده كلمه را به تمامي بدون ملاحظه اجزايش بايد بشناسد. او به اولين و آخرين حرف هر كلمه بايد توجه كند بجاي اين كه همه حرفهاي كلمه را يكي يكي ملاحظه كند. در واقع خواننده ابتدا حرف آغازين و سپس آخرين حرف كلمه را جهت فهم كلمه به عنوان يك كل مي بيند. در حالي كه خواننده به كلمه به عنوان يك واحد توجه دارد بايد تفاوت بين آن كلمه و كلمه اي كه شباهت زياد به آن دارد بفهمد. يك كلمه ممكن است كاملا شبيه ديگري باشد با اين وجود در اين تشابه ممكن است ويژگي خاصي وجود داشته باشد كه كلمه اي از ديگري تفاوت يابد. مثلا او « حسن » را به تمامي تشخيص مي دهد اما در همان زمان بايد بداند كه تفاوتي بين « حسن » و « حسين » وجود دارد. شايد خواننده در اولين نگاه هر دوي آنها را همانند ببيند ولي بعدا با يك تمركز كوچك روي دو كلمه او خواهد توانست (ي ) زيادي در دومي را ببيند. البته وي لزوما هر حرف را تميز نمي دهد. او به آساني مي تواند بين دو كلمه با نگاه كردن به آنها به دقت و سرعت تمايز قايل شود.
    تشخيص كلمه بايد همراه با سرعت باشد و گرنه به فعاليت حرف يابي تبديل خواهد شد. اگر خواننده اي بيش از يك هشتم ثانيه زمان براي پرداختن به كلمه اي مصرف كند به احتمال زياد وي با شيوه حرف يابي حركت مي كند. به منظور آموزش سريع خواني خواننده بايد نگاهش به كلمات محدوديت زماني معين داشته باشد.
    خواندن پژوهشي
    ) نوعي فن سريع خواني است كه براي تعيين اطلاعات مخصوصي نظير تاريخ تولد درجه حرارت Scanning خواندن پژوهشي ( جايگاه و غيره بكار مي رود. در اجراي خواندن پژوهشي خواننده نيازي به خواندن همه سطرها ندارد. او از سطرها و صفحه ها به منظور يافتن اطلاعات ويژه اي كه در جستجوي آنهاست به سرعت عبور مي كند. خواننده هر نوع اطلاعاتي را به استثناي قسمتهاي معيني كه در پي آنهاست جمع آوري نمي كند. براي اين كه خواننده خواندن پژوهشي را با مهارت و بطور موثر انجام دهد مراحل زير پيشنهاد مي شوند.
    1 ـ ابتدا خواننده براي اين كه بفهمد آيا آگاهيهاي مورد نظر در متن موجود است يا نه به عنوان پاراگراف نگاه كند . احتمالا اطلاعات ويژه در تيتر پاراگراف نشان داده شده باشد. اگر نباشد خواننده بايد آنها را در پاراگراف جستجو كند.
    2 ـ خواننده بايد سطرها را نگاه كند بدون اين كه آنها را بخواند بايد اطلاعاتي را كه مي خواهد جستجو نمايد .
    3 ـ سپس خواننده بايد آگاهيهاي مورد نظر را تشخيص بدهد و بفهمد .
    دقيق خواني
    دقيق خواني يا خواندن براي اطلاعات دقيق به معناي خواندن براي درك كامل است .
    مطالعه براي چنين هدفي جرياني است كه در آن خواننده اطلاعات درست متن را برمي گزيند و گردآوري مي نمايد. اين نوع خواندن لازمه اش اينست كه خواننده مفاهيم استنباطها و دلالتهاي جملات در پاراگراف را بفهمد به علاوه خواننده بايد معاني غيرمستقيم را بخوبي معاني مستقيم كلمات درك كند.
    مراحل خواندن به منظور اطلاعات دقيق عبارتند از :
    1 ـ يافتن مفهوم اساسي با خواندن اولين و آخرين جمله پاراگراف و نگاه گذرا به بقيه .
    2 ـ گزينش آگاهيهاي جزئي مهم پاراگراف جهت دستيابي به اطلاعات دقيق .
    3 ـ مبادرت به طرح كردن سئوالات و جواب گفتن به آنها در خلال مطالعه پاراگراف با دركي كامل .
    4 ـ دنبال كردن همه زواياي پاراگراف بطور كامل جهت درك آن .
    5 ـ تقسيم بندي و سازماندهي عناصر در ذهن خود براي درك مفاهيم پاراگراف .
    6 ـ هنگام خواندن پاراگراف به نتايج كلي دست يافتن .
    7 ـ توانايي براي فهم نقشه هاي ترسيمي به منظور درك پاراگراف .
    8 ـ فهم لغات . جملات و تعابير راهنما جهت درك همه پاراگراف و بدست آوردن مفهوم درست .
    علي محمد حسين خاني

  • *****
    چگونه مهارت نوشتن در فرزندمان را افزايش دهيم


  • خواندن نوشتن حساب كردن و حل كردن مسئله چهار مهارت اساسي است كه در مدرسه نسبت به ايجاد آن در دانش آموزان مي كوشند. نخستين سال هاي زندگي براي كودك و والدين او از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين والدين هستند كه بيش از هر زمان ديگر مسئول شكل دادن دنياي كودك خود مي باشند. تلويزيون بازيهاي گروهي راديو كتابهاي مصور اسباب بازي هاي مناسب و منطبق با فرهنگ كودكان ايراني كودك خردسال را در معرض تجربه هاي فراوان قرار مي دهند. و حس كنجكاوي او را برمي انگيزاند. همين كنجكاوي كليد نزديك شدن كودك به جهان دور وبر اوست .
    والدين تجربه ها و اطلاعات فراواني را در اختيار كودك قرار مي دهند. بنابراين آموزش مهارت هاي اساسي نظير خواندن نوشتن و حساب كردن امري است ضروري كه نوشتن ملموس ترين مهارت در ميان مهارت هاي چهارگانه است .
    نوشتن شكلي از ارتباط است كه مي توان از ان به عنوان عالي ترين و پيچيده ترين شكل زبان ياد كرد. اين عالي ترين شكل زبان معمولا ديرتر از ساير زمينه هاي ارتباطي آموخته مي شود. گوش دادن سخن گفتن و خواندن به عنوان مهارت هاي اساسي اما پيش نياز نوشتن درنظر گرفته مي شوند اما چرا مردم از اين شكل ارتباطي كمتر از سخن گفتن استفاده مي كنند چرا بيشتر مردم در نوشتن تنبلي مي كنند
    به نظر مي رسد اين قضيه مهارت هاي پيچيده تري لازم دارد. فقدان تسلط بر اين زمينه ها منتهي به كمتر نوشتن يا ضعف در نوشتن مي شود. بسياري از بچه ها نمي توانند به خوبي بنويسند. زيرا مهارت هاي پيش نياز نوشتن را فرا نگرفته اند. درك رابطه هاي بدل چگونه بالا و پائين زير و رو از جمله مهارت هاي پيش نياز نوشتن است . بدست گرفتن مداد و طرز صحيح قرار دادن بدن و كاغذ باشد. رونويس ساده ترين شكل نوشتن است . بسياري از كودكان در رونويسي اشكالي ندارند. در حالي كه درصد قابل توجهي از همين كودكان درجات مختلفي از اين ضعف را در نوشتن دارند; حتي در بسياري از بزرگسالان نيز مشاهده مي شود. اين مسئله به دليل دشوارتر بودن ديكته نويسي و انشا نويسي است . در نوشتن ديكته فرد نيازمند آنكه خط فكري خاصي را دنبال كند نيست در حالي كه در انشا نوشتن اين دو امر بايد به طور همزمان صورت پذيرد. به همين علت است كه درصد اندكي از افراد قادرند به همان راحتي كه حرف ميزنند انديشه هاي خود را از طريق نوشتن به ديگران منتقل كنند اين در حالي است كه در بسياري از موقعيت ها چاره اي جز بيان انديشه و خواسته ها نيست مگر از طريق نوشتن .
    نوشتن به طور اعم يكي از مسائلي است كه به جرات مي توان گفت از آرزوهاي اكثر افراد بشر بخصوص آنان كه با مطالعه و تحصيل سروكار داشته اند مي باشد.
    هدف از فعاليتهاي نوشتن درست نويسي شكل حروف و نوشتن برخي از كلمات است . نوشتن و خواندن بايد همراه هم پيش بروند اما نوشتن به علل مختلف مهارت بسيار پيچيده تري است . با اين حساب توانايي كودك در نوشتن بسيار ضعيف تر از توانايي او در خواندن مي باشد.
    اگر مي خواهيم كودك عادات نادرستي در نوشتن پيدا نكند بايد از همان ابتدا عادت درست نوشتن شكل حروف را در او به وجود آوريم . عادات ناصحيح در نوشتن حروف پيشرفت كودك را در سنين بالاتر كند مي سازد. براي كودك نوشتن حروف چه به صورت درست و چه نادرست كار ساده اي است .
    يكي از مسائل مهم درست نوشتن توجه به انشانويسي است . براي تقويت آن در درجه اول بايد افكار و تخيلات فرزندمان را راهنمايي نموده و اين موضوع را مي توان به دو طريق عمل كرد.
    يكي اينكه حس كنجكاوي و بحث و جدل و چون و چرا و مناظره را بين شاگردان گسترش داد تا با كمك فكري يكديگر و ايجاد حس برتري نسبت به رقيب و تمايز شخصيت خويش از راه مباحثه و گفتگو از يكديگر پيشي گيرند و به اصطلاح شخصيت خود را نشان دهند.
    ديگر اينكه با كمك و راهنمايي معلمين كتب مختلف را در دسترس آنان قرار داد تا با روش نويسندگان بزرگ و افكار و اخلاق و روحيات آنان آشنايي پيدا كنند و بتوانند به موقع از نوشته ها و افكار آنان در انشا خويش استفاده نمايند.
    انشايي سودمند است كه نويسنده روي جالب ترين خاطرات يا نظريات خود فكر كند و از آنهايي كه به نظرش براي تهيه نوشته ها جالب تر مي رسد يادداشت بردارد. نويسنده خوب كسي است كه براي انشا خود كلمات ساده انتخاب كند و سعي نمايد كه انشا را با كلمات ساده نوشته . هر قدر نوشته اي با حرف هاي روزانه مردم نزديكتر باشد به همان اندازه آن نوشته زيباتر و قشنگ تر جلوه خواهد كرد.
    نوشتن چيزي بالاتر از لغزاندن نوك قلم بر روي كاغذ و رديف كردن و سرهم كردن كلمات است . براي نوشتن و خلق يك اثر خوب بايد با تمام وجود آنرا حس كرد. بايد با انگشتان و روح و احساس آن را لمس كرد. حرفي را كه براي زدن انتخاب كرده ايم قبل از هر چيز آن را به زواياي روح و درك و وجود خود نزديك كنيم . در درجه اول خود به آن اعتقاد داشته و درباره آن نيز اطلاع كافي نيز داشته باشيم . اگر نوشته اي تجلي حرفي باشد كه از روي ايمان و اطلاع گفته شده و از دل برخاسته بدون شك اثري ارزشمند خواهد بود و خود نيز از نوشتن آن لذت برده ايم .
    (1 ـ ساده نويسي 2 ـ دقت 3 ـ بكاربردن ذوق 4 ـ يكنواخت نبودن 5 ـ رعايت دستور زبان فارسي 6 ـ زمان در انشا 7 ـ بكار نبردن فعل هاي يكنواخت 8 ـ فكر سالم 9 ـ نتيجه )
    بنابراين والدين بيش از هر زمان ديگر مسئول شكل دادن دنياي كودك خود مي باشند و توجه به توصيه هاي ذيل كمك قابل توجهي به فرزندانمان را خواهد داشت .
    1 ـ فرزندانتان را تشويق به داشتن دفتر خاطرات و نوشتن خاطرات روزانه نمائيد .
    2 ـ گاهي داستان هاي نيمه تمام براي فرزندانتان بخوانيد و او را ترغيب به تكميل داستان از طريق نوشتن كنيد .
    3 ـ از او بخواهيد در سفرهاي خانوادگي به نوشتن سفرنامه بپردازد .
    4 ـ فرزندانمان را به نوشتن نامه براي دوستان و آشنايان تشويق كنيم .
    5 ـ فرزندتان را به خوشنويسي تشويق و ترغيب نماييد .
    6 ـ تكاليف نوشتن مدرسه را همراه فرزندتان بررسي كنيد .
    7 ـ به هنگام رفتن به پارك موزه نمايشگاه يا جاهاي مشابه فرزندانتان را تشويق به نوشتن گزارش نماييد .
    8 ـ براي تهيه كارت دعوت يا تبريك يا تشكر سعي كنيد به جاي خريدن كارت هاي آماده به اتفاق فرزندانتان به طراحي و تهيه كارت بپردازيد.
    9 ـ فرزندتان را تشويق كنيد كه در مسابقات كتبي خاطره نويسي مقاله نويسي يا مسابقه علمي كه از طرف روزنامه ها و راديو و تلويزيون برگزار مي شود شركت كنند.
    10 ـ گاهي بين اعضاي خانواده مسابقه انشانويسي يا جمله نويسي برگزار كنيد و حاصل كار فرزندتان را مورد توجه و تشويق قرار دهيد.
    11 ـ نامه هايي را كه در خانه يا سر كار دريافت مي كنيد به فرزندتان نشان دهيد .
    12 ـ نامه هايي را كه براي ديگران مي نويسيد يكبار براي فرزندتان بخوانيد تا الگوي مناسبي براي نامه نگاري برايش فراهم شود .
    13 ـ فرزندتان را تشويق كنيد كه انشا يا گزارش هاي نوشته شده خود را پس از خاتمه نگارش براي ساير اعضاي خانواده با صداي بلند بخواند.
    14 ـ فهرست ها يا يادداشت هاي كوتاه را به او ديكته كنيد . (اين كار به خصوص براي كودكان دوره ابتدايي بسيار موثر است )
    15 ـ شيوه نگارش صحيح را به شكلي شيوا و پسنديده به فرزندتان بياموزيد به گونه اي كه احساس شكست و ياس و ناكامي نكند .
    16 ـ اطمينان حاصل كنيد كه فرزندتان همواره لوازم التحرير لازم را در اختيار دارد .
    17 ـ فرزندتان را تشويق به شركت در فعاليت هاي فوق برنامه مثل روزنامه نگاري مقاله نويسي و موارد مشابه نماييد .
    18 ـ عكس هاي مختلف اشيا حيوانات و امثال آن را از مجلات روزنامه ها بريده و جدا كنيد و با چسباندن آن به دفتري مخصوص از فرزندتان بخواهيد كه راجع به آنها هرچه ميداند بنويسد.
    19 ـ سعي كنيد تمام اعضاي خانواده به هنگام صحبت كردن از دستور زبان و تلفظ صحيح استفاده كنند .
    20 ـ سعي كنيد موارد نوشتني را در حضور فرزندتان انجام دهيد تا از اين راه ضمن فراهم آوردن الگويي صحيح با نوشتن انس بيشتري پيدا كنند.
    منابع : خديجه كاظمي
    1 ـ هنر نوشتن دكتر بهرام طوسي انتشارات ايران .
    2 ـ چگونه بنويسيم مترجم كاظم رهبر انتشارات رادان
    3 ـ چگونه به فرزندانمان خواندن نوشتن و حساب بياموزيم مولف جان مارو ترجمه مجتبي جواديان .
    4 ـ انشا نوين تاليف اديب قهرماني انتشارات جاويدان
    5 ـ تجربيات شخصي

  • *****
    حكمت
    مسافران




  • مردم ! از آنچه خداوند بيان داشته بهره گيريد و از پند و اندرزهاي خدا پند پذيريد و نصيحت هاي او را قبول كنيد زيرا خداوند با دليل هاي روشن راه عذر را به روي شما بسته و حجت را بر شما تمام كرده است . و اعمالي كه دوست دارد بيان فرموده و از آنچه كراهت دارد معرفي كرد تا از خوبي ها پيروي و از بدي ها دوري گزينيد همانا رسول خدا(ص ) همواره مي فرمود : « گرداگرد بهشت را دشواري ها (مكاره ) و گرداگرد آتش جهنم را هوس ها و شهوات گرفته است » آگاه باشيد! چيزي از طاعت خدا نيست جز آن كه با كراهت انجام مي گيرد! و چيزي از معصيت خدا نيست جز اينكه با ميل و رغبت عمل مي شود!
    پس رحمت خداوند بر كسي كه شهوت خود را مغلوب و هواي نفس را سركوب كند زيرا كار مشكل باز داشتن نفس از شهوت بوده كه پيوسته خواهان نافرماني و معصيت است .
    بندگان خدا! بدانيد كه انسان با ايمان شب را به روز و روز را به شب نمي رساند جز آن كه نفس خويش را متهم مي داند همواره نفس را سرزنش مي كند و گناهكارش مي شمارد.
    پس در دنيا چونان پيشينيان صالح خود باشيد كه در پيش روي شما درگذشتند و همانند مسافران خيمه خويش را از جا درآوردند و به راه خود رفتند . (نهج البلاغه بخشي از خطبه 176 )

  • *****
    عبرت
    پرچم هدايت


  • عمل صالح ! عمل صالح ! سپس آينده نگري ! آينده نگري و استفامت ! استقامت ! آنگاه بردباري ! بردباري ! و پرهيزكاري ! پرهيزكاري ! براي هركدام از شما عاقبت و پايان مهلتي تعيين شده با نيكوكاري بدانجا برسيد.
    همانا پرچم هدايتي براي شما برافراشتند با آن هدايت شويد و براي اسلام نيز هدف و نتيجه اي است به آن دسترسي پيدا كنيد و با انجام واجبات حقوق الهي را ادا كنيد كه وظائف شما را آشكارا بيان كرده و من گواه اعمال شما بوده و در روز قيامت از شما دفاع مي كنم و به سود شما گواهي مي دهم .
    آگاه باشيد! آنچه از پيش مقرر شده بود به وقوع پيوست و خواسته هاي گذشته الهي انجام شد و همانا من با تكيه به وعده هاي الهي و براهين روشن او سخن مي گويم كه فرمود :
    « كساني كه گفتند پروردگار ما خداست . سپس استقامت ورزيدند فرشتگان بر آنها فرود مي آيند و مي گويند نترسيد و محزون نباشيد كه بشارت باد بر شما بهشتي كه به شما وعده داده اند »
    و همانا شما گفتيد :
    پروردگار ما خداست پس در عمل به دستورات كتاب خدا و در ادامه راهي كه فرمان داد و بر روش درست پرستش بندگان او استقامت داشته باشيد و پايدار مانيد و از دستورات خدا سرپيچي نكنيد و در آن بدعتگذار مباشيد و از آن منحرف نگرديد زيرا خارج شوندگان از دستورات الهي در روز قيامت از رحمت خدا دورند.(نهج البلاغه خطبه 176 )

  • *****
    سيماي تقوا پيشگان در آيينه كلام اميرمومنان




  • يكي از ياران پرهيز كار امام (ع ) به نام همام گفت : اي اميرمومنان تقوايشگان و پرهيزكاران را براي من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مي نگرم . امام (ع ) در پاسخ او درنگي كرد و فرمود « اي همام ! از خدابترس و نيكو كار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است » اما همام دست بردار نبود و اصرار ورزيد تا آن كه امام (ع ) تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد. پس خدا را سپاس و ثناگفت و بر پيامبرش درود فرستاد و اين چنين سخن آغازيد :
    پس از ستايش پرودگار همانا خداوند سبحان پديده ها را در حالي آفريد كه از اطاعتشان بي نياز واز نافرماني آنان در امان بود زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زياني مي رساند و نه اطاعت مومنان براي او سودي دارد روزي بندگان را تقسيم و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد.
    اما پرهيزكاران در دنيا داراي فضيلت هاي برترند سخنانشان راست پوشش آنان ميانه روي و راه رفتنشان با تواضع و فروتني است چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مي پوشانند و گوش هاي خود را وقف دانش سودمند كرده اند و در روزگار سختي و گشايش حالشان يكسان است . و اگر نبود مرگي كه خدا بر آنان مقدر فرموده روح آنان حتي به اندازه بر هم زدن چشم در بدن ها قرار نمي گرفت از شوق ديدار بهشت و از ترس عذاب جهنم .
    خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند بهشت براي آنان چنان است كه گويي آن را ديده و در نعمت هاي آن به سر مي برند و جهنم را چنان باور دارند كه گوي آن را ديده و در عذابش گرفتارند.
    دل هاي پرهيزكاران اندوهگين و مردم از آزارشان در امان تن هايشان لاغر و درخواستهايشان اندك و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است .
    در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را كه تجارتي پر سود مي باشد كه پروردگارشان فراهم فرموده است به دست آورند. دنيا مي خواست آنها را بفريبد اما عزم دنيا نكردند مي خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان خود را آزاد ساختند.
    پرهيزكاران در شب برپا ايستاده مشغول نمازند قرآن را جز جز و با تفكر و انديشه مي خوانند با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خود را مي يابند.
    وقتي به آيه اي برسند كه تشويق در آن است با شوق و طمع بهشت به آن روي آورند و با جان پرشوق در آن خيره شوند و گمان مي برند كه نعمت هاي بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد و هرگاه به آيه اي مي رسند كه ترس از خدا در آن باشد گوش دل به آن مي سپارند و گويا صداي برهم خوردن شعله هاي آتش در گوششان طنين افكن است پس قامت به شكل ركوع خم كرده پيشاني و دست و پا بر خاك ماليده و از خدا آزادي خود را از آتش جهم مي طلبند.
    پرهيزكاران در روز دانشمنداني بردبار و نيكوكاراني با تقوا هستند كه ترس الهي آنان را چنان تير تراشيده لاغر كرده است كسي كه به آنها مي نگرد مي پندارد كه بيمارند اما آنان را بيماري نيست و مردم در اشتباهند! در صورتي كه آشفتگي ظاهرشان نشان از امري بزرگ است . از اعمال اندك خود خشنود نيستند و اعمال زياد خود را بسيار نمي شمارند.
    نفس خود را متهم مي كنند و از كردار خود ترسناكند.
    هر گاه يكي از آنان را بستايند از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مي گويد :
    « من خود را از ديگران بهتر مي شناسم و خداي من مرا بهتر از من مي شناسد بار خدايا مرا به آنچه ميگويند محاكمه نفرما و بهتر از آن قرارم ده كه مي گويند و گناهاني كه نمي دانند بيامرز! »
    و از نشانه هاي انسان پرهيزكار اين است كه او را اينگونه مي بيني : در دينداري نيرومند و نرمخو دورانديش است داراي ايماني پر از يقين حريص در كسب دانش با داشتن علم بردبار در توانگري ميانه رو در عبادت فروتن در تهديدستي آراسته در سختي ها بردبار در جستجوي كسب حلال در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزي مي باشد.
    اعمال نيكو انجام مي دهد و ترسان است روز را به شب مي رساند با سپاسگزاري و شب را به روز مي آورد با ياد خدا شب مي خوابد اما ترسان و بر مي خيزد شادمان ترس براي اينكه دچار غفلت نشود و شادماني براي فضل و رحمتي كه به او رسيده است .
    اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد از آنچه دوست دارد محرومش مي كند.


    روشني چشم پرهيزكار در چيزي قرار دارد كه جاودانه است و آن را ترك مي كند كه پايدار نيست بردباري را با علم و سخن را با عمل در مي آميزد.
    پرهيزكار را مي بيني كه : آرزويش نزديك لغزش هايش اندك قلبش فروتن نفسش قانع خوراكش كم كارش آسان دينش حفظ شده ... شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است . مردم به خيرش اميدوار و از آزارش در امانند.
    اگر در جمع بيخبران باشد نامش در گروه يادآوران خدا ثبت مي گردد و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه بيخبران نوشته نمي شود. ستمكار خود را عفو مي كند به آن كه محرومش ساخته مي بخشد به آن كس كه با او بريده مي پيوندد از سخن زشت دور و گفتارش نرم بدي هاي او پنهان و كار نيكش آشكار است . نيكي هاي او به همه رسيده آزار او به كسي نمي رسد.
    در سختي ها آرام و در ناگواري ها بردبار و در خوشيها سپاسگزار است . به آن كه دشمن دارد ستم نكند و نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود. پيش از آن كه بر ضد او گواهي دهند به حق اعتراف مي كند و آنچه را به او سپرده اند ضايع نمي سازد و آنچه را به او تذكر دادند فراموش نمي كند.
    مردم را با لقب هاي زشت نمي خواند همسايگان را آزار نمي رساند در مصيبت هاي ديگران شاد نمي شود و در كار ناروا دخالت نمي كند واز محدوده حق خارج نمي شود.
    اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمي كند و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمي شود و اگر به او ستمي روا دارند صبر مي كند تا خدا انتقام او را بگيرد.
    نفس او از دستش در زحمت ولي مردم در آسايشند. براي قيامت خود را به زحمت مي افكند ولي مردم را به رفاه و آسايش مي رساند. دوري او از برخي مردم از روي زهد و پارسايي و نزديك شدنش با بعضي ديگر از روي مهرباني و نرمي است .
    دوري او از تكبر و خودپسندي و نزديكي او از روي حيله و نيرنگ نيست .
    (سخن امام كه به اينجا رسيد ناگهان همام ناله اي زد و جان داد. امام (ع ) فرمود)
    سوگند به خدا من از اين پيش آمد بر همام مي ترسيدم .
    سپس گفت : آيا پندهاي رسا با آنان كه پذيرنده آنند چنين مي كند
    شخصي رسيد وگفت : چرا با تو چنين نكرد امام (ع ) پاسخ داد :
    واي بر تو هر اجلي وقت معيني دارد كه از آن پيش نيفتد و سبب مشخصي دارد كه از آن تجاوز نكند. آرام باش و ديگر چنين سخناني مگو كه شيطان آن را بر زبانت رانده است . (نهج البلاغه خطبه 193 )
    اگر نبود مرگي كه خدا بر آنان مقدر فرموده روح آنان حتي به اندازه برهم زدن چشم در بدن هاشان قرار نمي گرفت .
    بهشت براي آنان چنان است كه گويي آن را ديده و در نعمت هاي آن به سر مي برند و جهنم را چنان باور دارند كه گويي آن را ديده و در عذابش گرفتارند
    در دنيا داراي فضيلت هاي برترند. سخنانشان راست است ... راه رفتنشان با تواضع و فروتني است ... گوش هاي خود را وقف دانش سودمند كرده اند و در روزگار سختي و گشايش حالشان يكسان است
    آنان در دينداري نيرومند و نرمخو و دورانديش مي باشند. داراي ايماني پر از يقين حريص در كسب دانش با داشتن علم بردبار در توانگري ميانه رو در عبادت فروتن در تهي دستي آراسته در سختي ها شكيبا در جستجوي كسب حلال و در راه هدايت شادمان هستند

  • *****
    وظيفه پيشوايان




  • پس از جنگ بصره بر علابن زياد وارد شد كه از ياران امام بود. وقتي خانه بسيار مجلل و وسيع او را ديد فرمود :
    با اين خانه وسيع در دنيا چه مي كني در حالي كه در آخرت به آن نيازمندتري .
    آري اگر بخواهي مي تواني با همين خانه به آخرت برسي !
    در اين خانه وسيع مهمانان را پذيرايي كني به خويشاوندان با نيكوكاري بپيوندي و حقوقي كه بر گردن تو است به صاحبان حق برساني پس آنگاه تو با همين خانه وسيع به آخرت نيز مي تواني پرداخت .
    علا گفت : از برادرم عاصم بن زياد به شما شكايت مي كنم .
    فرمود : چه شد او را
    گفت : عبايي پوشيده و از دنيا كناره گرفته است .
    امام عليه السلام فرمود او را بياوريد وقتي آمد به او فرمود :
    اي دشمنك جان خويش ! شيطان سرگردانت كرده آيا تو به زن و فرزندانت رحم نمي كني
    تو مي پنداري كه خداوند نعمت هاي پاكيزه اش را حلال كرده اما دوست ندارد تو از آنها استفاده كني تو در برابر خدا كوچك تر از آني كه اينگونه با تو رفتار كند.
    عاصم گفت : اي امير مومنان پس چرا تو با اين لباس خشن و آن غذاي ناگوار به سر مي بري
    امام فرمود : واي بر تو! من همانند تو نيستم خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند تا فقرو نداري تنگدست را به هيجان نياورد و به طغيان نكشاند.
    (نهج البلاغه خطبه 209 )

  • *****
    ولايت و محبت


  • مهر علي (ع )
    تا باده ي عشق در قدح ريخته اند
    وندرپي عشق عاشق انگيخته اند
    با جان و روان بوعلي مهرعلي
    چون شير و شكر بهم برآميخته اند.
    ابوعلي سينا
    پيوسته علي گويم
    تا ميكده را ساقي ست پيوسته علي گويم
    تا جان به تنم باقي ست پيوسته علي گويم
    تا باده ي اشراقي ست پيوسته علي گويم
    تا جلوه ي مشتاقي ست پيوسته علي گويم .
    مشتاق كرماني