بسم الله الرحمن الرحيم
ديك چني
معاون رئيس جمهور آمريكا در جريان سفر زنجيره اي خود به كشورهاي جمهوري آذربايجان
گرجستان و اوكراين براي
تشديد تخاصم با روسيه و عضوگيري در جنگ سرد
از ميان اقمار ديروز مسكو به رهبران كرملين هشدار داد كه از تهديد همسايگان خود
دست بردارند
اما كاملا بعيد بنظر مي رسد كه اين اعلام حمايت ديرهنگام آمريكا
چيزي را در صحنه مناسبات منطقه اي و تحولات
پرشتاب قفقاز
تغيير دهد.
بطور همزمان « ديمتري مدودف » رئيس جمهور روسيه از رفتار ماجراجويانه و تحريك آميز واشنگتن به شدت انتقاد كرد و مقامات
كاخ سفيد را نسبت به عواقب تصميمات و اقدامات اخير برحذر داشت . وي از تصميمات واشنگتن و غرب درخصوص تنبيه و تحريم
روسيه بعنوان تصميماتي كه عمدتا به زيان غرب تمام خواهد شد
ياد كرد و حتي اخراج روسيه از « جي ـ 8 » را به تمسخر گرفت و يادآور
شد كه در اين صورت غرب
خودش را تنبيه كرده است چون « جي ـ 8 » بدون روسيه
كاري از پيش نخواهد برد .
سفر تحريك آميز « ديك چني » در چنين شرايطي
يك « اقدام چند منظوره » ارزيابي مي شود كه در آن واحد
اهداف گوناگوني را
تعقيب مي كند و عمدتا بوي نفت از آن به مشام مي رسد. واقعيت اينست كه « ديك چني » علاوه بر پست معاونت رياست جمهوري
از
شركا و سهامداران اصلي كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي از جمله « بكتل » و « هاليبرتون » محسوب مي شود و در 3 كشور « هدف »
داراي
منافع سرشاري است كه بيش از شرايط سياسي ـ اقتصادي منطقه
براي « ديك چني » داراي جاذبه هاي شخصي و اختصاصي است . بدين
ترتيب « ديك چني » در اين سفر عمدتا به دنبال تامين منافع شخصي و گروهي خود بعنوان يك سهامدار اصلي كمپانيهاي نفتي و
تسليحاتي بوده و سعي داشته و دارد كه منافع شخصي خود و همدستانش در كمپانيهاي فعال در قفقاز و ماروا قفقاز را تامين و تضمين
كند.
بمباران هدفهاي متعددي در عميق خاك گرجستان و از جمله بمباران فرودگاه تفليس و چند هدف استراتژيك در اطراف تفليس
توسط جنگنده بمب افكن هاي روسيه
زنگ خطر براي خط لوله انتقال نفت از طريق گرجستان به بنادر گرجستان در درياي سياه را به صدا
در آورده است . علاوه بر اين قرار است خط لوله « باكو ـ جيهان » نيز بعنوان شاهرگ حياتي اقتصاد صنعتي اروپا و غرب
ظرفيت قابل
اعتنائي از نفت مورد نياز ماشين هاي صنعتي اروپا را از لحاظ انرژي فسيلي تامين كند. طبعا اگر مسكو بتواند اهداف خاصي را در خاك
گرجستان مورد حمله نظامي قرار دهد
چه بسا در لحظه هاي حساس و تعيين كننده
خطوط لوله انتقال نفت و گاز عبوري از گرجستان و
آذربايجان را به راحتي مورد تهديد و حمله قرار دهد. به عبارت ديگر اقدامات اخير گرجبستان در حمله به اوستياي جنوبي
« امنيت
انرژي اروپا » را به شدت در معرض تهديد و مخاطره قرار داده است . مسكو انگشت اتهام را به سوي آمريكا نشانه گيري كرده و تصريح
مي كند كه واشنگتن با تجهيز گرجستان به سلاحهاي جديد و ارائه اطلاعات غلط و مخدوش
رهبران تفليس را به انجام عمليات نظامي
در اوستياي جنوبي تحريك نموده و زمينه هاي ايجاد اين كانون جديد بحران را فراهم ساخته است .
اين مسائل مربوط به گذشته است ولي آنچه به آينده مرتبط مي شود
اينست كه واشنگتن درصدد كشاندن همزمان جمهوري
آذربايجان
گرجستان و اوكراين به جمع اعضاي « ناتو » است و سعي دارد همسايگان روسيه را « در معرض تهديد » معرفي كند و چنين
وانمود سازد كه هر لحظه ممكن است حوادث اوستياي جنوبي و بمباران تفليس در مورد آنها تكرار شود و ديگر فرصتي براي تصميم و
اقدام باقي نماند. مسئله اينست كه واشنگتن در عين تلاش براي تحريك آذربايجان
گرجستان و اوكراين براي پيوستن به « ناتو » و اظهار
حمايت از اين 3 كشور در برابر تهاجمات احتمالي مسكو
در ميدان عمل اقدام قابل ذكري در برابر حملات برق آساي مسكو عليه
گرجستان
انجام نداد و فقط به لفاظي هاي سياسي ـ تبليغاتي بيهوده و بي هزينه اكتفا كرد. شدت و دامنه بي تفاوتي عملي واشنگتن به
حدي بود كه « ساكوشويلي » رئيس جمهور مخملي گرجستنان از فريبكاري واشنگتن به ستوه آمد و صراحتا مراتب سرخوردگي خود را
نسبت به آمريكا اعلام كرد.
سفر ديك چني در مقطع كنوني
از اين ديدگاه با هدف سرپوش گذاشتن بر بي تفاوتي آمريكا در جريان حملات برق آساي روسيه به
گرجستان صورت مي گيرد و مقامات كاخ سفيد مايلند به گرجستان و ساير كشورها چنين وانمود كنند كه مي توانند روي حمايت
واشنگتن حساب كنند! اما آيا سفر تبليغاتي « ديك چني » در شرايطي كه تهديد مسكو عملي شده و « اوستياي جنوبي » و « آبخازيا » رسما
از گرجستان تجزيه شده
مي تواند چيزي را تغيير دهد
نبايد از نظر دور داشت كه دوماي روسيه و رئيس جمهور اين كشور مراتب استقلال اين دو بخش از خاك گرجستان را به رسميت
شناخته و اعلام كرده اند ولي رفتار انفعالي واشنگتن و اتحاديه اروپا و حتي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) هم تحت هيچ
شرايطي متناسب با ابعاد بحران قفقاز نبوده و نيست .
موضوع مهمتر اينكه مسكو در روزهاي اخير بطور رسمي از زبان « مدودف » رئيس جمهور روسيه تهديد كرده است كه به محض
پيوستن عملي گرجستان و اوكراين به ناتو و استقرار سپر دفاع موشكي در لهستان
واكنش عملي مسكو اجتناب ناپذير خواهد بود. خشم
مسكو از اينست كه نه تنها « پيمان ناتو » پس از فروپاشي اتحاد شوروي و « انحلال پيمان ورشو »
از ميان نرفت كه حتي با جذب اعضاي
اروپائي « پيمان ورشو »
به توسعه ناتو و خيز برداشتن تا پشت مرزهاي جغرافيائي روسيه پرداخته است .
در واقع ناتو
اعضاي ديروز ورشو را به خاكريزهاي جديدي در برابر روسيه تبديل كرده و در پشت اين خاكريزها سرگرم استقرار سپر
دفاع موشكي
ايستگاههاي راداري و استراق سمع و كنترل تحركات هوائي نيروهاي نظامي روسيه است كه محاصره روسيه را تكميل و
« حلقه محاصره » را مرتبا تنگ تر كند.
اين بحرانهاي منطقه اي اكنون به واگرائي انقلاب هاي مخملي تبديل شده اند. موقعيت سياسي « ساكاشويلي » درون ساختار قدرت
گرجستان مرتبا در معرض آسيب و لرزه بوده و او اكنون در ضعيف ترين موقعيت ممكن قرار دارد. بعلاوه موقعيت دولت « يوليا
تيموشنگو » نخست وزير اوكراين با متزلزل شدن اتحاد احزاب شركت كننده در دولت
به شدت شكننده و ناپايدار شده است . امروزه
حتي « متحدين مخملي » هم در ادامه همكاريهاي خود دچار ترديد شده اند و يكديگر را به تهديد و كودتا و توطئه متهم كرده و مي كنند.
اما آيا سفر ديك چني مي تواند معجزه اي در جهت حفظ موقعيت مزدوران منطقه اي آمريكا صورت دهد واكنش مايوسانه مزدوران
منطقه اي آمريكا نشان مي دهد كه حتي آنها هم به اين سئوال
پاسخ منفي مي دهند.

|