روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1387 صفحه هنر و ادبيات

  • نقدي بر عملكرد سه ساله معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
    آدرس دهي غلط سينما به جوانان

  • اكبر حر :
    جشن خانه سينما تقليد از اسكار است

  • در واكنش به انتقاد بي سابقه تماشاگران ونيز از فيلم « شيرين » عباس كيارستمي !
    آقاي كيارستمي لطفا با سينما خداحافظي كن
  • *****
    نقدي بر عملكرد سه ساله معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
    آدرس دهي غلط سينما به جوانان




  • رامين شريف زاده
    همانگونه كه در شماره گذشته به آن اشاره شد مديريت هوشمند و توانمندي كه بتواند سينماي ايران را به تعالي مورد نظر نظام برساند در سه دوره برگزاري جشنواره هاي بين المللي فيلم فجر يا حضور نداشته و يا بسيار كمرنگ ظاهر شد به نحوي كه توفيق درخوري را نصيب سينماي كشور نكرد.
    متاسفانه اين روند در جريان اكران عمومي فيلم هاي سينمايي نيز به همين نحو ادامه يافته است . مروري بر آثار اكران شده در سه سال گذشته مويد اين ادعا است . اكران فيلم هايي چون « تله » « طبل بزرگ زير پاي چپ » « مكس » « ازدواج به سبك ايراني » « چپ دست » و « شارلاتان » در همان سال نخست فعاليت معاونت جديد سينمايي شوك بزرگي براي آناني بود كه گمان مي كردند زين پس شاهد به تاراج رفتن باورها و اعتقادات خود بر پرده هاي عريض و طويل سينماها نخواهند بود. جالب تر آنكه اين موضوع تعجب توليدكنندگان آن آثار را نيز برانگيخت چرا كه برخي از آنان در حالي از اكران آثار خود خبردار شدند كه در دولت گذشته بيش از دو يا سه سال در انتظار صدور مجوز اكران فيلم هاي خود به سر مي بردند. گفتني است كه مجوز اكران اين آثار بر اساس يك سياست كاملا زيركانه درست در ماه هاي پاياني دولت گذشته صادر شده بود و معاونت جديد در صورت تمايل مي توانست به هزار دليل منطقي و قابل قبول صدور مجوز اكران آن آثار را منوط به بازبيني مجدد كند كه نكرد.
    اما پازل عدم تمايل جدي در بررسي محتوايي آثار با اكران فيلمي چون « نقاب » كامل تر شد. به عبارتي مردم به يكباره شاهد اكران فيلمي بر پرده سينما شدند كه ضمن ترويج ابتذال و توهين به نهاد خانواده با تاكيد بر روابط نامشروع زنان و مردان به تبليغ صريح سرمايه گذاري و سفر به « دوبي » كه برخلاف مصالح سياسي و اقتصادي نظام بود اقدام كرد. اعتراضات مردمي در مخالفت با اين فيلم آنچنان بالا گرفت كه سرانجام وزير ارشاد را نيز به پاسخگويي مجبور ساخت اگر چه بازهم يدبيضا معاونت سينمايي و مديركل نظارت و ارزشيابي از آستين بيرون آمده و مسئله را ختم به خير كرد. اين روند در سال گذشته و امسال نه تنها تغييري نيافت بلكه با اكران آثاري چون « توفيق اجباري » « كلاغ پر » « دايره زنگي » و دهها فيلم مشابه كه برخلاف صراحت آئين نامه هاي ارشاد به ستاره پروري و الگودهي نامناسب به جوانان مي پرداختند ادامه يافت .
    از آنجا كه جوانان و نوجوانان هر جامعه سرمايه هاي معنوي و بالقوه يك كشور محسوب مي شوند هر دولتي به منظور تضمين آينده نظام و كشورش متبوعش اقدام به سرمايه گذاري هاي گسترده مادي و معنوي جهت تربيت نسلي مي كند كه در آينده اي نه چندان دور كنترل جامعه و حكومت را برعهده خواهد گرفت . از اين رو است كه نظام هاي تربيتي و آموزشي كشور اعم از مدارس دانشگاه ها و بسياري از سازمان ها و ارگان ها كه به نحوي با كودكان و نوجوانان در تماس هستند ولو در ظاهر حمايت از جوانان و نوجوانان را سرلوحه كار خود قرار مي دهند. پرسشي كه اينجا مطرح است و همواره ذهن آن دسته از جواناني را كه با تذكرات نيروي انتظامي در نوع پوشش و آرايش مواجه شده اند به خود مشغول كرده آن كه چگونه است كه جوانان در صورت استفاده از برخي پوشش ها مورد تذكر واقع مي شوند اما بر سر در سينماها تصاوير بزرگي از بازيگراني نصب شده كه با پوشش ها و آرايش هايي به مراتب زننده و ناهنجارتر به ايفاي نقش آن هم در سايه مجوزي كه ارشاد به آنها مي دهد مي پردازند. آيا جوانان جز اين باور دارند كه الگويي كه ارشاد به آنان مي دهد بايستي الگويي منطبق بر باورهاي ديني و ملي باشد چرا بايد پس از گذشت سي سال از انقلاب با دستان خود و صرف هزينه هاي ميلياردي ستاره سازي كنيم و بعد كه با مشكل مواجه شديم درپي تشكيل شوراهايي باشيم تا از هويت سينما صيانت كند


    آنچه در پايان اين بخش بايد به آن اشاره كرد آنكه متاسفانه « بنياد سينمايي فارابي » و « اداره كل نظارت و ارزشيابي سينما » آنگونه كه در دولت اصلاحات جهت ايمان زدايي از اقشار مختلف جامعه برنامه ريزي شده بود در كنار هم و البته با سياست گذاري هايي كه در اختيار آنان قرار داده شده وضعيت موجود را رقم مي زنند. يك اداره با در اختيار گذاشتن وام و حمايت هاي مختلف مالي و آن ديگري با نظارت غيرقابل دفاع خود شرايط موجود را رقم مي زنند. اين موضوع وقتي آشكارتر مي شود كه مي بينيم روزها و سال ها از پس يكديگر مي روند و اثري از توليداتي نيست كه بيان كننده اهداف متعالي نظام در باب استكبارستيزي دستاوردهاي باشكوه انقلاب اخلاق پروري و ... باشد.
    مركز گسترش سينماي مستند و تجربي
    اما معضل سينماي كشور به اينجا ختم نمي شود به عبارتي اداراتي چون « مركز گسترش سينماي مستند و تجربي » و « انجمن سينماي جوان » كه وظيفه تربيت نسل جوان و سرمايه گذاري در توليد آثار تجربي و مستند را برعهده دارند نيز معضل بعدي سينماي ايران است كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار مي گيرند. مركز گسترش سينماي مستند و تجربي همزمان با دور جديد فعاليت خود و در راستاي تحقق سينماي ملي مورد نظر معاونت سينمايي متولي حمايت و مشاركت در توليد فيلم هاي سينمايي اول و دوم فيلم هاي مستند بلند نيمه بلند و كوتاه فيلم هاي كوتاه داستاني و تجربي حرفه اي و فيلم هاي انيميشن بلند و كوتاه شده است . مروري بر محتواي توليدات مركز گسترش سينماي مستند و تجربي گوياي آن است كه اگر چه برخي توليدات آن مركز تامين كننده اهداف مورد نظر در تحقق سينماي ملي است لكن برخي آثار به دليل بي توجهي و عدم نظارت كافي گاه در مغايرت كامل با آن اهداف توليد شده است .
    اگر چه نقش فيلم كوتاه در تبيين و رسيدن به سينماي ملي و اسلامي در دنياي كنوني مي تواند به مراتب بيشتر از فيلم بلند باشد و شكوفايي آن سرآغاز حركت هايي سازنده و ثمربخش در آينده اما شرطش آن است كه مديران و متوليان اين امر آنچه در توان دارند را به كار گيرند و در مسير تحقق اهداف متعالي نظام گام بردارند. مروري بر فيلم هاي كوتاه « بارش شهابي » ساخته ماكان عاشوري زير پلك ساخته بيژن ميرباقري و « قفس » ساخته وحيد نصيريان به صراحت پرده از نفوذ و گسترش عرفان هاي سكولار و وارداتي به سينماي كشور بر مي دارد كه توسط اين مركز توليد شده اند.
    انحراف اين مركز از مسير و هدف واقعي اش جايي روشن تر مي شود كه مي بينيم سرمايه گذاري فيلم « فريدون گله كجاست » ساخته رضا درستكار را برعهده مي گيرد. فريدون گله كارگردان نام آشناي رژيم پهلوي كه در كارنامه ننگين خود چيزي جز توليد آثار مستهجن و اروتيك را به ثبت نرسانده و علي رغم تلاش خستگي ناپذير ارشاد دولت خاتمي مبني بر ورود مجدد وي به عرصه سينماي ايران در كنج عزلت دنيا را به درود گفت دستمايه توليد فيلمي مي شود كه هزينه آن از بودجه دولت تامين مي شود.
    سرمايه گذاري هاي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي به توليد آثار كوتاه خلاصه نمي شود. فيلم هاي « آدم » ساخته عبدالرضا كاهاني كه بر اساس تفكرات « اپيكور » پايه ريزي شده « مصائب دوشيزه » كه به نوعي مبلغ مسيحي گري نوين و ترويج تفكرات پلوراليستي مي باشد « تنها دوبار زندگي مي كنيم » كه با خلط كردن بحث عشق و ابتذال صريحا بر بي بند و باري اخلاقي صحه مي گذارد و « پاپيتال » كه بحث نخ نماي « مردستيزي » را در خود مي پروراند نمونه هاي آشكاري از انحراف ذكر شده از مسير واقعي مركز سينماي مستند و تجربي به حساب مي آيند.
    اما تاسف آورتر آنكه با سرمايه گذاري اين مركز فيلم « آتشكار » ساخته محسن اميريوسفي نيز در حالي ساخته مي شود كه به دليل مغايرت هاي آشكار ارزشي فيلم با هنجارها و باورهاي جامعه توسط خود اين مركز از اكران آن جلوگيري مي شود. پرسش آنجاست كه چرا اين مركز هنگام ساخت و توليد فيلم نظارتي نداشته است كه اگر داشته به چه دليل از اكران آن ممانعت كرده است آيا نسبت به سرمايه ملي و پول بيت المال بايد اين گونه بي تفاوت بود به راستي چه كسي پاسخگوي اين همه اشتباه است (ادامه دارد)

  • *****
    اكبر حر :
    جشن خانه سينما تقليد از اسكار است


  • كارگردان فيلم شمارش معكوس گفت : در هيچ كجاي دنيا سينما بدون چتر حمايتي رشد نكرده است و رشد سينماي ايران بدون چتر فلسفي محال است .
    به گزارش ايلنا اكبر حر اضافه كرد در سينماي پيشرفته علاوه بر جشنواره هاي رسمي و كلاسيك جشنواره هاي صنفي شكل گرفته است كه در آمريكا جشنواره اسكار شكل گرفت و هدف آن نگاه به سينما جداي از ديدگاه حاكميت بوده است . كارگردان فيلم ما ايستاده ايم در گفت وگو با پايگاه اطلاع رساني هيات اسلامي هنرمندان اضافه كرد : در كشور ما نيز خانه سينما براي رقابت و يا تقابل و يا فقط با انگيزه صنفي جشن خانه سينما شكل گرفت تا با تبليغات گسترده جايگزين جشنواره فيلم فجر شود كه به دليل ضعف محتوا و ساختار سينما اين امر ميسر نشده است .
    وي با بيان اينكه در شرايط فعلي جنبه تقابل و يا رقابت بين جشن خانه سينما و جشنواره فجر به دليل نبود پشتوانه توليد فيلم با محتوا از بين رفته است افزود : اكثريت فيلم ها بي محتوا و يا مضمون تكراري دارند و جايي براي رقابت آنها در جشنوارها نمي ماند. اكبر حر از بي هويت شدن سينماي ايران در سالهاي اخير انتقاد كرد و گفت : ايران اسلامي با داشتن پشتوانه هاي عظيم ملي و دين به ويژه در عرصه هاي معنوي تاريخي علمي حماسي و تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي هميشه در بخش سينما مظلوم واقع شده است .
    وي با اشاره به ذخيره ها و موضوعات بسيار عالي براي توليد در سينما گفت : مفاخر بزرگي چون ميرزاي شيرازي ذكرياي رازي بزرگان مشروطه و امام خميني قابليت پردازش هنري در سينما دارند كه متاسفانه مهجور مانده اند.
    اين كارشناس سينما با اظهار تاسف از بي اعتنايي سينماگران كشورمان به موضوعات حماسي چون داستان رستم و سهراب رستم و اسفنديار و يا موضوعات علمي چون سلول هاي بنيادين و موضوع هسته اي تاكيد كرد : بي توجهي به اين مسائل سينماي ما را بي محتوا خواهد كرد. مگر نه اين است كه سينما را موضوعات روز جامعه شكل مي دهد. حر با تاكيد بر ضرورت تحول سريع در سينماي ايران گفت : سرمايه گذاري سينماي كشور بايد معطوف آسيب شناسي پژوهش هاي علمي و كارشناسانه باشد و سياستگذاران نقطه هدف را نشانه گذاري كنند. ساخت ساليانه تعدادي فيلم با موضوع مشخص و مورد نياز مردم ما را به هدف نزديك تر مي كند.
    وي با اشاره به اينكه سينما در جهان اكنون 85 درصد جنبه علمي دارد افزود : هيچ سينمايي بدون چتر فلسفي عقيدتي منطقي رشد نخواهد كرد و رشد سينما از بيرون خود و با توجه به اتفاقات محيط پيرامون است .
    اين كارشناس سينما با اشاره به توليد فيلم هايي چون اسكندر در آمريكا گفت : هيچ فيلمي در سينماي پيشرفته جهان بدون هدف و غرض نيست و سينماي هاليوود هميشه با استفاده از تكنيك هاي روز دنيا اهدافي چون نظامي اقتصادي فرهنگي و سياسي را دنبال مي كند.

  • *****
    در واكنش به انتقاد بي سابقه تماشاگران ونيز از فيلم « شيرين » عباس كيارستمي !
    آقاي كيارستمي لطفا با سينما خداحافظي كن


  • در خبرها آمده بود كه تماشاگران حاضر در جشنواره فيلم ونيز جديدترين فيلم « عباس كيارستمي » را اثري خسته كننده توصيف و اظهار كردند كه براي تماشاي آن پول خود را دور ريخته اند .
    به گزارش خبرگزاري رويترز درحالي كه منتقدين و كارشناسان فيلم پس از نمايش فيلم « شيرين » در بخش خارج از مسابقه واكنش تقريبا مهربانانه اي به جديدترين ساخته « كيارستمي » داشتند اما تماشاگران حاضر در ونيز اين فيلم را به باد انتقاد گرفتند. خارج از محل برگزاري قديمي ترين رويداد سينمايي جهان يك تابلوي اعلانات تهيه شده است با عنوان « پول ما را برگردانيد » كه تماشاگران با نوشتن جملاتي كوتاه واكنش خود را به فيلم هاي نمايش داده شده نشان مي دهند كه اغلب با يادداشت هاي تند همراه است .
    در اين تابلو فيلم « شيرين » بيش از ديگر فيلم هاي تاكنون نمايش داده شده در جشنواره ونيز مورد انتقاد قرار گرفته است . براساس آنچه از مفاهيم يادداشت هاي مربوط به فيلم « شيرين » در اين تابلو به چشم مي خورد تماشاگران « كيارستمي » را به جهت هدر دادن وقت تماشاگران و ساخت فيلمي واقعا خسته كننده مورد انتقاد قرار دادند . فيلم « شيرين » واكنش هاي مختلف 90 بازيگر زن به مجموعه اي از تصاوير را نشان مي دهد . اين فيلم به مدت 92 دقيقه با زيرنويس انگليسي و ايتاليايي به روي پرده رفت . در اين فيلم « ژوليت بينوش » در كنار تني چند از بازيگران سرشناس سينماي ايران ديده مي شود.
    اين حوادث در حالي اتفاق افتاد كه علي رغم توليدات توهين آميز و تحقير كننده آثار كيارستمي نسبت به شخصيت و فرهنگ ايران و ايراني چه بسيار تلاش هايي در طول اين سالها انجام گرفت تا عباس كيارستمي را يك چهره بين المللي و به قولي نماينده سينماي ايران به جهان معرفي كنند. چه بسيار دلسوزاني كه فرياد زدند كه توهين به ملت شايد بتواند نام و آبرو براي برخي افراد با خود بياورد اما دوره ترك تازي خيلي زود به پايان رسيده و رو سياهي به زغال خواهد ماند. اين سومين سال است كه جشنواره هاي غربي نسبت به آثار كيارستمي اقبال نشان نمي دهند و ديگر حاضر به تماشاي افتراهاي او نسبت به ملت ايران نيستند. پرسشي كه در اينجا باقي است آنكه كيارستمي توان ساخت فيلمي را دارد كه خارج از مخالفت خود با سرافرازي ايران قدرت جذب و تشويق بيگانگان را داشته باشد اگر ندارد بهتر است كه با سينما خداحافظي كند.
    انتقاد داود توحيدپرست به كم كاري معاونت سينمايي :
    داود توحيد پرست گفت : از چهار سال قبل تاكنون فيلمنامه ي « نان ايمان و زندان » را ارايه كردم و درتلاش براي ساخت آن هستم اما علي رغم تلاش هاي بسيار زياد اما فقط به خاطره سطحي نگري دوستان بخش فرهنگي بنياد سينمايي فارابي تاكنون به نتيجه ي دلخواهي نرسيده ام .
    اين كارگردان در گفت وگويي با ايسنا مطرح كرد : اين فيلم نامه از زمان مديريت عليرضا رضاداد به بخش فرهنگي بنياد فارابي ارسال شده است و تاكنون جواب قانع كننده اي به بنده ندادند. او در ادامه با اشاره به اينكه داستان اين فيلمنامه در زمان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي اتفاق مي افتد خاطرنشان كرد : مدتي است كه از سوي مسوولان گفته مي شود فيلمنامه هايي كه مربوط به زمان پيش از پيروزي انقلاب اسلامي است را مورد تاييد و حمايت قرار مي دهند اما با اين حال اين فيلمنامه از 4 سال پيش تاكنون و علي رغم تمام تلاش ها و پيگيري هاي من بي نتيجه مانده است . توحيد پرست مدعي شد : پس از آنكه متوجه شدم جواب اين دوستان قانع كننده نيست به ناچار فيلمنامه ام را به مديرعامل فعلي فارابي دادم تا او قضاوت كند و اكنون با گذشت 6 ماه از اين جريان او نيز هنوز اين فيلمنامه را نخوانده است .