روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1387 صفحه سياسي

  • شكاف با اسرائيل
  • شبه قاره هند در انتظار بحران !
  • *****
    شكاف با اسرائيل


  • اخيرا « ايهود اولمرت » نخست وزير اسرائيل در نشست سران آژانس يهود در اسرائيل اعتراف كرد كه « مهاجرت عمومي و گروهي يهوديان به اسرائيل چيزي است كه به تاريخ پيوسته و اكنون چيزي بدين عنوان وجود ندارد » و البته اين جمله ساده در لفافه خود معاني و تفاسير بسياري داشت نه از اين جهت كه از سوي نخست وزير اسرائيل مطرح مي شد بلكه از اين رو كه در برابر مهمترين نهاد جهاني يهوديان صهيونيست ايراد مي شد كه با تاسيس خود از سال 1905 برنامه مهاجرت و كوچ دادن يهوديان به فلسطين و اداره مستعمره هاي يهودي در فلسطين را تا زمان اعلام موجوديت اسرائيل برعهده داشت و پس از آن نيز مرجع تصميمات سران صهيونيستي بود.
    اسرائيل در توان و قواي اساسي استمرار وجود خود به 3 عنصر وابسته است :
    1 ـ حمايت آمريكا در اشكال مختلف از سياستها و اهداف اين رژيم
    2 ـ مهاجرت مستمر نيروهاي انساني از يهوديان جهان و بويژه خبرگان و صاحبان مدارك علمي به اسرائيل
    3 ـ توان ارتش و همبستگي جامعه اسرائيلي با آن
    به طور طبيعي اگر يكي از اين سه محور از عمل باز ايستد يا به خوبي عمل نكند دو عامل ديگر را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد. بويژه اينكه آمريكا بر آن است تا با حمايت از اسرائيل در منطقه منافع خود را حفظ كند و زماني كه اسرائيل توان انجام نقش واگذار شده را نداشته باشد اين امر نيز باعث مي شود كه هسته مركزي روابط آمريكا و اسرائيل با مشكل مواجه شود. گويا كه اولمرت هراس آن داشت كه درباره روند معكوس مهاجرت از اسرائيل به سرزمينهايي كه يهوديان از آن به سرزمينهاي اشغالي آمده بودند سخن گويد به خصوص اينكه بيشتر اين افراد كه از اسرائيل مي گريزند و به زادگاه هاي اصلي خود بازمي گردند دانش آموختگان و افراد قشر فعال و داراي بازده 25 تا 45 ساله هستند .
    روزنامه صهيونيستي « هاآرتض » نيز نوشت كه اسرائيل در دو سال اخير با بحران كمبود پزشك به دليل مهاجرت همچنان زياد پزشكان به خارج از اسرائيل مواجه بوده است بويژه آنكه پزشكان موجود نيز تهديد كرده اند كه اگر بيمارستانها و هيئت ها و انجمنهاي پزشكي دستمزدهاي آنها را به ميزان 50 درصد افزايش ندهند اعتصاب خواهند كرد . البته جالب اين است كه وزارت بهداشت و دارايي قصد دارند كه دستمزد انها را در اين سال تنها 5 درصد افزايش دهند و باز جالب تر اين كه فرماندهان ارتش درهفته هاي اخير از نبود پزشكان مورد نياز در واحدهاي مختلف ارتش و درمانگاه نظامي شكايت كرده اند.
    اكثر متفكران و تحليلگران متخصص در زمينه امور استراتژيك اسرائيل درباره خطرات پيش روي اسرائيل تا 10 سال آينده و تاثيرات منفي آن در صورت عدم برنامه ريزي سران اين رژيم براي مقابله با اين خطرات و از بين بردن ريشه هاي آن هشدار داده اند.
    « يحزقئيل درور » يكي از برجسته ترين انديشمندان اسرائيلي نيز گفت كه استمرار وجود اسرائيل بر اين نكته استوار است كه سطح درامدها و مراقبتهاي پزشكي و اطمينان امنيتي در آن فراتر از سطح موجود خارج از اسرائيل است چرا كه بيشتر يهوديان جهان تا زماني كه سطح خواسته ها و آرزوهايشان در اسرائيل بالاتر از زادگاه ها و مناطق زندگي آنها نباشد آنجا را به مقصد اسرائيل ترك نخواهند كرد و اگر شرايط معكوس گردد يهوديان به سرعت از اين منطقه متواري شده به زادگاه هاي خود يا شرايط بهتر مي گريزند.
    حقيقت مهاجرت به اسرائيل اين بود كه يهوديان جهان براي كسب درامد و اموال بيشتر همواره از اين كشور به كشوري ديگر مهاجرت كرده اند و هر كجا كه ثروت بيشتري باشد همانجا متمركز مي شوند و از اين رو بود كه نيمي از آنها به آمريكا مهاجرت كرده اند.
    پروفسور « يحزقيل درور » كه از اعضاي كميته حقيقت ياب ناكامي هاي جنگ 33 روزه نيز هست و از مهمترين انديشمندان اسرائيلي در برنامه ريزي و مديريت به شمار مي آيد در تحليلي كه روز گذشته در « جروزاليم پست » منتشر كرد مي گويد : آينده يهوديان جهان اخبار خوشي براي اسرائيل ندارد و ضرورت اكنون ايجاب مي كند كه بهترين افكار را براي پوشش دادن اشتباهاتي كه اسراييل و آينده آنرا در برگرفته بكار گيريم .
    ) است كه آژانس يهود آنرا در سال 1381 به منظور وضع برنامه هاي استراتژيك JPPPI درور رئيس مركز برنامه ريزي سياسي ملت يهود ( هدفمند در جهت مواجهه با خطرات تهديد كننده سرنوشت اسرائيل و ضعف تاييد مردمي يهوديان جهان از طرحهاي صهيونيستي تاسيس نمود و مدتي بعد درور از آنجا استعفا كرد و درباره اين استعفا مي گويد : به دليل كمبود تامين مالي از آنجا استعفا كردم چرا كه چنين مركزي حداقل براي برنامه هاي خود در مكانهاي حضور يهوديان در سرتاسر جهان و به خصوص در زمينه آموزش و حفظ يهوديان به عنوان افرادي يهودي و جلوگيري از ازدواج هاي مختلط بين يهوديان و ديگر اديان و ذوب شدن يهوديان در جوامع محل زندگي به يك ميليارد دلار سرمايه نياز داشت .
    به نظر مي رسد كه اين پروفسور اسرائيلي در دوره رياست بر مركز برنامه ريزي جهاني يهود با مشكلات بسياري مواجه بوده و از اين رو استعفا داده است چرا كه خود مي گويد : اكنون نياز داريم كه به راه حل هاي سحرانگيزي بينديشيم كه يهوديان جهان را به اسرائيل مرتبط مي سازد و بايد اعتراف كنم كه سران يهوديان آمريكا هيچ كمكي براي حل اين مشكل نكرده اند و يكي از عوامل اين مشكل جدايي ميان خود يهوديان جهان بويژه يهوديان آمريكاست .
    درور معتقد است كه اسرائيل وي را كه از سال 1346 توسط « ليفي اشكول » رئيس حكومت وقت به تاسيس مركز برنامه ريزي و بانك اطلاعات اسرائيل موظف نمود از لحاظ نقشي كه در برنامه ريزي سياسي و مديريتي اسرائيل داشت ناكام گذاشته است .
    به نظر مي رسد درور با درخواست خود براي انديشيدن و ابتكار راه حل هايي فراتر از قواي ذهني بشري به منظور نجات دادن نقش منبع نيروي انساني كه صهيونيسم براي پيشبرد طرح بدان نياز دارد در واقع به كاري ناممكن دست زده است چرا كه وي خود به خوبي مي داند علل و عواملي و مجوزها و انگيزه هايي كه در ابتداي قرن 20 تاسيس رژيم صهيونيستي را در ميان دو جنگ جهاني تسهيل كرد و نيز اجتماع منافع استعمارگران در كوچ دادن يهوديان به عنوان نيروهاي انساني به فلسطين ديگر با همان تاثير ثقل و توان و سهولت وجود ندارد. به اين معني كه اگر تمام اسباب و دلايلي كه باعث موفقيت نسبي طرح صهيونيستها در فلسطين شد در آن زمان خارجي بود بايد بگوييم كه شرايط كنوني جهان در اروپا و آمريكا و ديگر نقاط براي يهوديان جذاب است و آنها را نه تنها در خود نگاه مي دارد بلكه يهوديان هجرت كرده به فلسطين را نيز به سوي خود مي كشد چرا كه زندگي امن تو و مرفه تر با درآمدها و شاديهاي بيشتر فراهم مي كند كه در اسرائيل به دليل اصرار ملت فلسطين بر بازيابي حقوق و بازپس گيري سرزمين چنين شرايطي فراهم نيست و اسرئيلي ها در حال گزيز هستند. درور اين نكته را دريافته و از اين رو از اسرائيلي ها مي خواهد تمام توان ذهني خود را براي ابتكار راه حلي بديع و يا دست و پا كردن ترفندي نو و كارگر بكار گيرند تا به اين وسيله حمايت مستقيم يهوديان جهان از اسرائيل كه 50 درصد از آنها به كلي در آمريكا نسبت به طرح صهيونيسم بي توجه شده اند و هيچ دليلي براي ترك آمريكا نمي بينند را جلب كند.
    منبع : خبرگزاري قدس

  • *****
    شبه قاره هند در انتظار بحران !


  • وضعيت در شبه قاره هند به سمت مرحله جديدي تا آستانه انفجار حركت مي كند و دليل آن نيز افزايش برنامه هاي هدفمند آمريكا براي بحراني كردن همزمان دو صحنه افغانستان و پاكستان است . اطلاعات موثق حكايت از ان دارد كه دمكراتهاي آمريكا به رهبري باراك اوباما و جمهوريخواهان اين كشور به رهبري جان مك كين از دولت بوش خواستار بسيج نيروهاي بيشتري جهت برافروختن شعله هاي بحران در منطقه شبه قاره هند شده اند.
    واقعيت هاي جديد
    اطلاعات وارده حاكيست كه گروهك طالبان به دو گروه تقسيم شده اند يكي از انها افراطيون طالبان افغانستان است كه خواستار افزايش درگيريها عليه حضور نظامي آمريكا ـ غرب و حكومت حامد كرزي است و همچنين خواستار ضرورت تقويت همكاري و هماهنگي با شبه نظاميان اسلامگراي مستقر در امتداد كشورهاي پنجگانه منطقه آسياي ميانه تا شمال هند شده اند كه تعداد اين گروههاي شبه نظامي تقريبا به 250 گروه مي رسد . ديگري جنبش طالبان پاكستان است كه اخيرا در مناطق قبايلي پاكستان رشد يافته است و به شكل موازي با طالبان افغانستان به رهبري ملا محمد عمر كار مي كند. تفاوت بين اين دو گروه در اين است كه طالبان افغانستان بر ضد آمريكا ناتو و همپيمانان آن و همچنين دولت كرزي فعاليت مي كند اما طالبان پاكستان عليه آمريكا ناتو همپيمانان آن و نظام پرويز مشرف اقدام مي نمايد. ضمن انكه گروه طالبان پاكستان نيز خود به دو جناح تقسيم شده اند : جنبش طريق طالبان پاكستان و جنبش طريق طالبان جهادي .
    انشقاق در طالبان پاكستان داراي ماهيت مذهبي نژادي ـ فرهنگي است . ساكنان قبائل واقع در شمال از جنبش طريق طالبان پاكستاني حمايت مي كنند و ساكنان منطقه وزيرستان واقع در جنوب نيز جنبش طريق طالبان جهادي را مورد حمايت قرار داده اند.
    در صحنه ميداني نيز گفته مي شود آمريكا اقداماتي را براي احداث خط لوله نفت و گاز از تركمنستان و عبور ان از مناطق نسبتا ارام غرب افغانستان به سمت منطقه بلوچستان پاكستان آغاز كرده است . بلوچستاني كه آمريكا با همكاري اسلام آباد مي تواند رهبران قبيله اي آن را در كنار تلاش هاي مشكوكش براي استفاده از اين منطقه عليه اهداف ايران داشته باشد.
    سازمان اطلاعات پاكستان
    ) كه به ايفاي نقش اختاپوسي در مناطق شبه قاره هند آسياي ميانه منطقه ISI گزارشات موثق حاكيست سازمان اطلاعات پاكستان ( خليج فارس خاورميانه و جنوب شرق اسيا مشهور است در آستانه تبديل شدن به تحولي تحت عنوان « دولت در دولت » در پاكستان است . اين موضوع به دنبال مواضع اخيري است كه تاكيد ميكند سرويس اطلاعات پاكستان در استانه خروج از دايره اختيارات دولت اين كشور قرار گرفته و به يك نهاد اطلاعاتي مستقل تبديل مي شود درست شبيه دادگاه عالي قانون اساسي (قوه قضائيه ) پارلمان (قوه مقننه ) هيات دولت (قوه مجريه ). خبرهاي واصله از پاكستان براين نكته تاكيد دارد كه رييس جمهور مشرف ديگر قادر به تحميل اراده خود برسرويس امنيت اين كشور به دليل خود رايي فرماندهان و افسران اين سرويس و اعتقاد انان بر حفاظت از استقلال و نقش تكليفي اين سرويس نيست . فرماندهان سرويس آي اس آي قايل به جدايي اين نهاد از قوه مجريه هستند به گونه اي كه اينك روابط خود با دولت را تنها منحصر به ارائه برخي گزارشات و معلومات به نهادهاي امنيتي دولت در مقابل حمايت دولت از بودجه درخواستي سرويس اطلاعات كرده اند.
    براساس اين گزارشات حكومت پاكستان هم اينك تقريبا از هيچ نفوذي در داخل سرويس آي اس آي برخوردار نيست و دليل اين ضعف دولت نيز برمي گردد به نزاع پرشدت ميان هواداران سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) و هواداران جنبش طالبان پاكستان در درون سازمان اطلاعات آي اس آي برخي اطلاعات حاكيست كه جماعت بنيادگراي اسلامي پاكستان اخيرا موفق به نفوذ و رخنه در درون سازمان اطلاعات آي اس اي شده به گونه اي كه بسياري از عناصر فرعي و ادارات مركزي اين سازمان به نيابت از جنبشهاي اسلامي در اين سازمان مشغول فعاليت هستند.
    براساس گزارشات موثق سازمان اطلاعات پاكستان در ناكامي طرح دخالت نظامي آمريكا در شمال پاكستان و همچنين تلاشهاي ژنرال مشرف در استفاده از ارتش و مخابرات پاكستان در نابودي سازمان القاعده و جنبش طالبان مستقر در مناطق قبائلي واقع در مرزهاي پاكستان و افغانستان نقش بسزايي را ايفا كرد.
    خروج سرويس اطلاعات پاكستان از دايره اختيارات دولت اين كشور منبع نگراني عظيمي براي كاخ سفيد شده است . به گونه اي كه گفته مي شود انفجاري كه اخيرا سفارت هند در افغانستان را لرزاند با مديريت و اجراي سرويس آي اس اي و بدون آگاهي دولت و حتي پرويز مشرف صورت گرفت . گفته مي شود سازمان اطلاعات پاكستان در حال حاضر به طور عملي وارد مرحله شراكت با سازمان القاعده و جنبش طالبان شده است . تا جاييكه مي توان گفت انفجار سفارت هند در كابل اولين ثمره اين شراكت بود. علاوه براين نوعي همكاري مستحكم بين عناصر آي اس آي و جنبش هاي اسلامي فعال در مناطق كشمير هند وجود دارد و اطلاعات موثقي حاكيست كه جماعت اسلامي « ارتش طيبه » و ساير جنبش هاي كشميري در خلال هفته ها و شايد ماههاي آينده به انجام عمليات هاي زيادي در داخل هند اقدام كنند امري كه به برافروختن شعله هاي فتنه و بحران در منطقه بحران زاي شبه قاره هند منجر خواهد شد و پرونده بحران كشمير را كه واشنگتن در حال حاضر از آن براي ايجاد توازن موجود ميان هند وپاكستان براساس تحميل واقعيت هاي فرضي استفاده مي كند وارد مرحله خطرناكي نمايد.
    مهدي شكيبائي
    منبع : خبرگزاري قدس