در هشتم شهريور سال 1360 منافقين كوردل در تداوم خدمتگزاري به آمريكا دو شخصيت والا و تاثيرگذار در شتاب گيري و گسترش
اسلام گرايي و نفوذ پيام هاي انقلاب اسلامي در منطقه
يعني رئيس جمهور و نخست وزير ايران اسلامي محمدعلي رجايي و محمدجواد
باهنر را به شهادت رساندند.
مهم ترين فلسفه بزرگداشت ها
پيام گيري و ذخيره سازي درس و عبرت هاي تاريخي مي باشد و براين مبناسبت كه راه و آرمان هاي
شهداي اسلام استمرار مي يابد و در غير اين صورت هيچ اثر و ثمري براي بزرگداشت هاي مكرر نمي توان تصور نمود.
عالم جليل القدر حجت الاسلام والمسلمين شهيد محمدجواد باهنر
عنصري فكور و دانشور بود كه علم را با عمل آميخته و
مشخصه هايي همچون دلسوختگي
مبارزه
تعليم و تربيت
تعهد و مسئوليت و سخت كوشي و كار و فعاليت وقفه ناپذير را در خود
جمع آورده بود.
در كنار او
شهيد بزرگوار محمدعلي رجايي
با دلبستگي تام و مطلق به اسلام
حركت در مسير نهضت امام
پيوند و ارتباط تنگاتنگ
با چهره هاي شاخص روحاني همچون متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
آيت الله هاشمي رفسنجاني
و حجت الاسلام والمسلمين شهيد محمدجواد باهنر
جبهه متحد و نيرومندي را عليه استعمار خارجي و استبداد داخلي بنيان نهاده
بودند كه نقش اساسي و بنيادين در پيروزي انقلاب اسلامي ايران ايفا نمود. اين جبهه متحد و قدرتمند پس از پيروزي انقلاب در
عرصه هاي سياسي حاضر و فعال بوده و هست و همواره پيام آور وحدت و اقتدار و در تقابل با تشتت و افتراق مي باشد.
اولين و مبنايي ترين پيامي كه از اين شهيدان در فضاي سياسي جامعه امروز ما طنين انداز است
ضرورت تداوم اين همياري و
همگامي و اتحاد و همبستگي مي باشد
كه دشمنان دين و ملت و كشور
همچنان در پي رخنه در صفوف موحدان مبارز و گسستن
زنجيرهاي مستحكم وحدت مي باشند و تا آنجا از اين اتحاد مقدس ضربه خورده اند و مي خورند كه با تخصيص بودجه هاي كلان و فعال
كردن سازمان هاي جاسوسي و ايادي داخلي خود كه جريان هاي فكري غرب گرا و احزاب سياسي وابسته هستند
چهره هاي خود را در
پشت نقاب حمايت از دين مخفي مي كنند و در اردوگاه خودي به آمد و شد مي پردازند و بذر اختلاف مي افشانند تا حاصل جدايي درو
نمايند!
پيام و درس دومي كه از اين رهگذر بايد دريافت و به آن پرداخت
اين است كه شهيد محمدعلي رجايي يكي از چهره هاي شاخص و
نمادهاي عيني و عملي جريان « روشنفكري ديني » است .
مقصود از روشنفكري ديني نه آنچه بين برخي ها مصطلح است و طيفي را فرا مي گيرد كه از همه گونه نگرش و گرايش در موضوعات
اعتقادي و فكري و سياسي برخوردارند و اين افكار را با مفاهيم ديني ممزوج كرده اند و آميزه اي التقاطي به وجود آورده اند كه پوسته اي از
اسلام دارد و مغز و محتوايي از جريان هاي فكري و فلسفي غرب
كه اين عناصر و نحله هاي روشنفكري به اصطلاح ديني در تاريخ
معاصر ايران دانسته يا نادانسته نجات و رهايي ملت مسلمان ايران را از سيطره قدرت هاي استعماري به تعويق انداخته اند و اگر نبود
نهضت مقدس امام خميني و انديشه هاي عميق و فهم و درك بالاي سياسي آن پيشواي الهي
تجربه هاي تلخ و ناگوار نهضت مشروطه و
نهضت ملي شدن صنعت نفت تكرار مي شد.

مقصود از روشنفكري ديني همان جريان اصيل و پويايي است كه دانش دين را از متن حوزه هاي علميه مي گيرد و با فقها و
انديشمندان اسلامي از قبل و بعد از انقلاب و تا به امروز
پيوند و ارتباط مستمر دارد و حامي ولايت فقيه و فعال در مسير تحقق
حكومت ديني مي باشد
و شهيد رجايي به راستي چهره و نماد شاخص اين جريان مي باشد. بديهي است ضرورت تداوم جريان اصيل
روشنفكري ديني و مراقبت از سلامت آن
درس و پيامي است كه بايد از سيره و روش شهيد رجايي آموخت و به طور دقيق به ابعاد آن
عمل نمود.
سومين پيام از فكر و عمل اين دو شهيد بزرگوار را بايد در شيوه هاي نگرش آنان به قدرت و رياست به دست آورد و آن را ذخيره راه
دولتمردان امروز و فردا نمود.
در نظام سياسي اسلام
قدرت و رياست به صورت « وسيله » براي راهبرد جامعه و تدبير امور جاري كشور و طرح و برنامه ريزي ها به
منظور تحقق خدمت به مردم در ابعاد و جلوه هاي گوناگون
يك اصل پذيرفته و مورد توصيه فراوان است
به گونه اي كه در
دستورالعمل هاي مبتني بر روش هاي مديريت كلان سياسي ضرورت آن تثبيت شده و زمامداران و دولتمردان به بهره وري صحيح از آن
فرمان داده شده اند. طبيعي است قدرت و مقام كه در نگاه نظام سياسي اسلام وسيله است
نمي تواند « هدف » واقع شود
كه از همين جا
تمام نفسانيت هاي سياسي رخ مي نمايانند و عارضه قدرت براي قدرت جايگزين اصل قدرت براي خدمت مي شود
همان چيزي كه در
نظام هاي سياسي غرب و شرق متجلي مي باشد و جوامع و كشورهاي آنان را با بحران معنويت ـ در همه جلوه ها از جمله بحران معنوي
در زمامداران و دولتمردان ـ روبرو كرده است .
شهيد رجايي و شهيد باهنر
دو زمامدار و مدير مومن و متعهدي بودند كه در طول دوران تصدي خود در مناصب مختلف ثابت
كردند كه قدرت و رياست را ابزار و وسيله خدمت به جامعه و كشور قرار داده اند و هرگز تحت تاثير جاذبه هاي نيرومند آنها قرار نگرفته و
بدون آن كه خود را تافته جدا بافته از مردم بدانند
در اوج وارستگي و مردم دوستي و خدمت خالصانه و وقفه ناپذير براي محرومان
زندگي خاكي را ترك كردند و به ديار باقي شتافتند.
به تعبيري ديگر
شهيد رجايي و شهيد باهنر نگذاشتند قدرت بر آنها سوار شود
بلكه خود بر قدرت سوار شدند و مهار اين مركوب
عاصي و سركش را به دست گرفتند. آنان به راستي راكبان فهيم
خردورز
صبور و هوشياري بودند كه عقل را بر جهل غالب ساختند و
هرگز تحت تاثير عناوين پر زرق و برق سياسي و حكومتي قرار نگرفتند و تاريخ معاصر آثار ارزشمند و گرانقدر اين سيره و روش را در
اوراق خود ثبت و ضبط نمود تا به صورت كارنامه اي درخشان در اختيار روساي جمهور و دولتمردان اسلامي در تمام ادوار قرار دهد.
اگر بخواهيم به بزرگداشت اين دو شهيد والامقام بپردازيم
بايد به صورت يك نياز حياتي در اين عصر
اين سه درس و پيام را به
درستي بشناسيم و به رفتار و عمل درآوريم . ترديدي نيست كه شهيد رجايي و شهيد باهنر از تجلي عيني و عملي اين سه درس و پيام در
دولت و ملت
بسيار خشنود خواهند شد و راه پاك خويش را پايدار و متداوم خواهند يافت .
اولين و مبنايي ترين پيامي كه از اين دو شهيد والامقام در فضاي سياسي جامعه امروز ما طنين انداز است
ضرورت تداوم همياري و
همگامي و اتحاد و همبستگي مي باشد
كه دشمنان دين و ملت و كشور
همچنان در پي رخنه در صفوف موحدان مبارز و گسستن
زنجيرهاي مستحكم وحدت مي باشند و تا آنجا از اين اتحاد مقدس ضربه خورده اند كه با تخصيص بودجه هاي كلان و فعال كردن
سازمان هاي جاسوسي وايادي داخلي خود
چهره هاي خويش را در پشت نقاب هاي حمايت از دين مخفي مي كنند و در اردوگاه خودي
به آمد و شد مي پردازند و بذر اختلاف مي افشانند تا حاصل جدايي درو نمايند!
مقصود از روشنفكري ديني نه آنچه بين برخي ها مصطلح است و طيفي را فرا مي گيرد كه از همه گونه نگرش و گرايش در موضوعات
اعتقادي و فكري و سياسي برخوردارند و اين افكار را با مفاهيم ديني ممزوج كرده اند و آميزه اي التقاطي به وجود آورده اند كه پوسته اي از
اسلام دارد و مغزو محتوايي از جريان هاي فكري و فلسفي غرب
كه اين عناصر و نحله هاي روشنفكري به اصطلاح ديني در تاريخ
معاصر ايران دانسته يا نادانسته نجات و رهايي ملت مسلمان ايران را از سيطره قدرت هاي استعماري به تعويق انداخته اند. بلكه مقصود از
روشنفكري ديني همان جريان اصيل و پويايي است كه دانش دين را از متن حوزه هاي علميه مي گيرد و در مسير تحقق حكومت ديني
تلاش مي كند
و شهيد رجايي يكي از چهره هاي شاخص اين جريان است
شهيد رجايي و شهيد باهنر نگذاشتند قدرت بر آنها سوار شود
بلكه خود بر قدرت سوار شدند و مهار اين مركوب عاصي و سركش
رابه دست گرفتند. آنان به راستي راكبان فهيم
خردورز
صبور و هوشياري بودند كه عقل را بر جهل غالب ساختند و هرگز تحت تاثير
عناوين پرزرق و برق سياسي و حكومتي قرار نگرفتند و تاريخ معاصر آثار ارزشمند اين سيره وروش را دراوراق خود ثبت و ضبط نمود
تا به صورت كارنامه اي درخشان در اختيار روساي جمهور و دولتمردان اسلامي در تمام ادوار قرار دهد

*****
رمضان الكريم
ماه حضرت دوست
|
يا ايهاالذين امنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون (بقره ـ 183 )
« اي اهل ايمان بر شما روزه داشتن واجب گرديد. چنانكه امم گذشته را واجب شد و اين دستور براي آنست كه پاك و پرهيز كار شويد. »
ماه مبارك رمضان
ماه خداست . در اين ماه پروردگار متعال بندگان را به ميهماني خويش فرامي خواند. از آنان مي خواهد تا با انجام
روزه
اين فريضه بزرگ
درون و برون را از معاصي پاك و منزه سازند.
در اين ماه حضرت دوست از بندگان خود مي خواهد با مجاهدتي اصولي و صحيح با كمك نيروي ايمان
تمايلات و جنبش هاي
سركش نفس را مهار كنند و خويش را از آلودگيهاي شهوت و غضب و از پليدي و زشتي گناهان و معاصي بر كنار كرده و بي هيچ دغدغه
خالصانه و صادقانه به انجام تعهدات و وظايف اسلامي ـ انساني خويش سوار بر مركب تندباد ايام به سوي لقاالله طي طريق نمايند.
ماه مبارك رمضان ماه دعوت همگاني براي بسيج مومنان به شركت در ضيافت الله و بر سر خوان گسترده نعمت خدا
با انوار مقدس
و روح بخش الهي مي باشد.
در ماه مبارك رمضان مي بايست درس قرائت و تفكر و تدبر در آيات الهي و درس عبوديت را فراگرفت تا به فضل الهي
فضائل
انساني و ملكات فاضله نفساني را در خود احيا نماييم و تمامي زنجيرهاي بردگي و اسارت را با كثرت استغفار و بلندنمودن دستها به
دعا و زمزمه مناجات و سجده هاي خالصانه از تن هاي اسيرمان پاره كنيم و خود را از قيدوبندهاي دنياي ماديت به دنياي عبوديت و
بندگي و به مبداالوجود و غايه الكمال الهي متصل نماييم .
ماه مبارك رمضان به انسان مي آموزد كه رفاه مادي و آسايش زندگي و برخورداري از مواهب طبيعت و خوردن و خوابيدن و اميال
نفساني هدف نيست كه وسيله اي در خدمت كمال انسانيت است .
در ماه مبارك رمضان انسان توشه اعمال خويش را جهت سفر به آخرت برمي دارد و با جهت بخشيدن به حركت حيات خود
در
طريق سالكان الي الله قدم مي گذارد. وسيله اين سير روحاني و اين ضيافت و مهماني الهي مجاهده و رياضت نفساني است زيرا بريدن از
عوالم ماده و قرارگرفتن در عالم مجردات بسيار صعب و دشوار است لذاست كه در كلاس درس ماه مبارك رمضان مي آموزيم كه چگونه
اندك اندك رشته ها و زنجيرهاي علقه عالم فنا را پاره و از عالم ماده سفر نموده و به عالم ملكوت قدم گذاريم .
در ميهماني فضل الهي
نخوردن نيز هدف نيست بلكه وسيله اي است در جهت رشد كمالات نفساني و عروج روح به ملكوت اعلي .
لذاست كه حضرت امير عليه السلام مي فرمايند : « چه بسيار كمند روزه داران و چه بسيارند تحمل كنندگان گرسنگي . »
و بهره اين ضيافت
زهد است و تقوا
نه تشنگي و گرسنگي
فقط عمق اين مطلب در كلام علي عليه السلام است كه مي فرمايند : « چه
بسيار روزه داري كه او را از روزه به جز تشنگي و گرسنگي و چه بسيار عبادت كننده اي كه او را از عبادت به جز تعب و سختي
بهره اي
نيست . »
لذا جهت تهيه زاد و توشه براي حركت به سوي انساني خداگونه شدن و سفر به آخرت
بايد در جهت نيل به فضائل و بركات اين ماه
مبارك كوشيد. بدين صورت كه مرتبت والا و حقيقت صيام را بايد درك كرد يعني اجتناب و امساك دل از غير حق و قطع علائق و
وابستگيهاي دنيا و بريدگي از هر مطلوب و محبوبي جز او.
براي روشنترشدن مسئله
به سخنان معلم و مربي و اسوه الهي اخلاق حضرت امام خميني « ره » كه ماخوذ از آيات و روايات است
گوش فرامي دهيم : « در اين ماه مبارك خودتان را تقويت كنيد به قوت هاي روحاني » .
در يك حديثي است كه پيغمبر اكرم فرمودند كه ماه مبارك آمد. اقبال كرد
آمد. در ضمنش مي فرمايند كه : « دعينم الي ضيافه الله »
ضيافتهاي خدا با ضيافتهاي مردم اين است فرقش كه وقتي شما را يك اشخاصي دعوت بكنند به يك مهماني وقتي برويد در آن مهماني
بر حسب فراخور حال يك چيزهايي براي خوردني و يك چيزهايي براي تفريح و اين چيزهاست .
ضيافت خدا در ماه مبارك رمضان يك شعبه اش روزه است و يك كار مهمش مائده غيبي و آسماني است قرآن است . شما دعوت
شده ايد به مهماني خدا و شما در ماه مبارك رمضان مهمان خدا هستيد مهماندار شما
شما را وادار كرده به اينكه روزه بگيريد. اين
راه هايي كه به دنيا باز است و شهوات هست و اينها را
اينها را سدش كنيد تا مهيا بشويد براي ليله القدر ـ مهماني خدا
مهماني اي (است )
كه در آنجا سفره اي كه پهن كرده است قرآن مجيد است ...
منوچهر ناصري فر

|