در نظام هاي آموزشي
معمولا افراد از مسير معلمي به مناصب و سمت هاي مديريت و رهبري آموزشي دست مي يابند و از اين رو
احتمالا
مفهوم درستي ازمديريت و رهبري درذهن ندارند. آنها كار مديريت را از ديدگاه معلمان مي نگرند. گرچه اين نگرش خوب ولازم است
ولي كافي
نيست . نقش مديريت و رهبري آموزشي بايد با توجه به همه عناصر و عوامل موثر در محيطي آموزشي ايفا شود. از اين رو
لازم است افرادي كه
به مديريت مراكز و سازمان هاي آموزشي گمارده مي شوند
به دانش و معلومات
نگرش ها و مهارت هاي ويژه اي مجهز باشند.
در مقابل
اهميت نقش مدير آموزشي و ضرورت تربيت او هنوز جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است
از اين رو
غالبا اقدام چشم گيري در
زمينه تربيت مدير مشاهده نمي شود. در بهترين شرايط
مديريت مدارس و ادارات و بخش هاي آموزش وپرورش به افرادي سپرده مي شود كه
سابقه و تجربه معلمي داشته ولي در زمينه مديريت و رهبري
دانش و مهارت لازم و كافي ندارند. به علاوه
در اغلب كشورها
مديريت آموزشي
و مسائل مرتبط با آن
معمولا در سطح كلان
يعني در ارتباط با مديريت تشكيلات كلي نظام آموزش وپرورش حائز اهميت است و به مديريت
و رهبري آموزشي در سطح خرد
يعني مدرسه و محيط آموزشي
چندان توجهي نمي شود.
با اين ملاحظات و با توجه به اهميت نقش آموزش وپرورش و مديريت آن
آموزش و تربيت افرادي كه بتوانند در همه رده هاي نظام آموزش
وپرورش رسمي نقش هاي رهبري و مديريت را عهده دار شوند
بيش از پيش ضرورت مي يابد.
پيشينه معلمي و تجربه هاي ناشي از آن
گرچه زمينه ساز خوب و لازمي براي ايفاي وظايف رهبري در آموزش وپرورش است
ولي به
تنهايي كافي نيست . مديران آموزشي بايد علاوه بر آن
در حيطه معارف
علوم و فنون و مهارت هاي مرتبط با آموزش وپرورش و مديريت
به
اندازه كافي آموزش ببينند.
در نظام آموزشي هر جامعه اي مديران و رهبران آموزشي بايد :
1 ـ با فرهنگ جامعه خود آشنايي كافي داشته باشند .
2 ـ نظام آموزش وپرورش جامعه خود را به خوبي بشناسند و از پيشينه تاريخي و تحولات آن آگاه باشند .
3 ـ از فلسفه
ارزش ها
هدف ها و مقاصد كلي آموزش وپرورش مطلع باشند .
4 ـ اصول و فنون آموزش وپرورش را به خوبي بدانند .
5 ـ نسبت به كار خود نگرش علمي داشته باشند .
6 ـ با انديشه ها و نظريه هاي مديريت و رهبري آشنا باشند و از رهنمودهاي آنها در عمل و رفتار تبعيت كنند .
7 ـ مشكلات و مسائل مدارس و نظام آموزشي را در ارتباط با شرايط و ويژگي هاي جامعه تجزيه و تحليل كنند .
8 ـ روابط متقابل خانواده
مدرسه و جامعه را درك كنند .
9 ـ مسائل و مشكلات رواني و رفتاري دانش آموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهند و در حل آنها بكوشند .
10 ـ به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش وپرورش آشنا باشند .
11 ـ در زمينه علوم تربيتي و روان شناسي
دانش و معلومات كافي داشته باشند و در موارد لازم كاركنان آموزشي خود را راهنمايي كنند .
12 ـ در زمينه معلمي
آموزش و تجربه كافي داشته باشند .
علاوه بر اين صلاحيت ها و مهارت ها
مديران آموزشي به اقتضاي موقعيت بايد ملاحظات فرهنگي
اخلاقي
ديني و ايدئولوژيكي جامعه
خود را نيز عملا رعايت كنند و ايجاد مشخصات فوق در افرادي كه نقش هاي رهبري و مديريت در نظام آموزشي را برعهده مي گيرند
عمدتا از
طريق پيش انديشي و آينده نگري و طرح و اجراي برنامه هاي آموزشي و كارورزي امكان پذير است و ديگر زمان آن نيست كه گفته شود مهارت ها
و شايستگي هاي لازم فقط از طريق تجربه و عمل قابل حصول است .
اثربخشي در مديريت و رهبري آموزشي از طريق جذب
تربيت و كارگماري افرادي كه مستعد و شايسته ايفاي چنين نقشي باشند
تحقق
خواهد يافت كه لازمه اجراي موثر برنامه
استفاده از روش هاي منظم در گزينش افراد
استادان و مربيان و ارزشيابي مداوم پيشرفت آموزشي
است . در صورت اجراي موثر برنامه
افرادي كه تحت آموزش قرار مي گيرند
به تدريج چشم انداز نظري و شناختي لازم براي مديريت در نظام
آموزشي و سازمان هاي آن را كسب كرده و به مهارت هاي موردنياز محيط آموزشي مجهز مي شوند تا با آمادگي كافي بتوانند نقش هاي مديريت و
رهبري را در نظام آموزشي ايفا نمايند.
الفت اسفندياري

*****
...اين فصل را با من بخوان
|

يادداشتي بمناسبت هفته ي دولت و گراميداشت شهيدان رجائي و باهنر
برداشت اول :
شهريور هر سال
يادآور پرواز خونين سبك بالاني است كه سرافراز و پرغرور از كاروان ايثار
راه آسمان در پيش گرفته و مردم را در اندوه
فقدان خدمتگزاراني صديق فرو بردند.
هشتم شهريور
روز خاطره جانسوز و در عين حال خاطره انگيزي است كه تاريخ انقلاب اسلامي
هرگز آن را فراموش نخواهد كرد.
رئيس جمهور و نخست وزير مكتبي اي كه سالها پس از شهادت شان
همچنان رايحه خوش حضورشان به مشام مي رسد
رايحه اي
آميخته با معنويت
اخلاق
دينداري
خداباوري
مردم سالاري
خدمتگزاري
ساده زيستي
شجاعت
استقلال طلبي
بيگانه ستيزي
آخرت گرايي و دنيا گريزي و... كه امروز بيش از گذشته به آن نيازمنديم .
به تعبير رهبر معظم انقلاب « رجائي و باهنر
دو چهره ي نامدار
و در عين حال
خالص ترين بازوان اسلام و انقلاب بودند. »
گر امروز
رجائي و باهنر
بودند و از آنها مي پرسيديم شما اين مدل مديريتي را از چه كسي الگو گرفته ايد
بي شك نام يك شخصيت
آسماني را بر زبان مي آوردند.... امام علي بن ابي طالب (ع )
آري ! اگر رجائي و باهنر در دل ما ماندگار شدند و بردن نام شان و اقتدا به روش شان
افتخار دولتمردان و كارگزاران نظام مقدس جمهوري
اسلامي است
تنها به اين خاطر است كه آنها حركت دولت را با مدل سياست هاي اميرالمومنين علي (ع ) دنبال مي كردند.
امروز هم اگر مديران و كارگزاران نظام
به دنبال توفيقند
بايد همان شيوه و مدل حكومتي علوي را پي جويي كنند.
هفته دولت
فرصت مناسبي براي پرداختن به اين مهم است .
برداشت دوم :
تابلوهاي راهنمائي و رانندگي در جاده ها
هر يك پيام خاصي دارند. برخي توجه مي دهند و برخي اخطار. برخي ديگر نيز يادآوري كننده
و تاكيد كننده اند. تعدادي هم از راننده مي خواهند كه خود را نسبت به وقوع هرگونه حادثه احتمالي پيش رو مجهز سازد. در واقع تمام اين
تابلوها
دست در دست يكديگر
مي خواهند به گونه اي راننده را سالم به مقصد برسانند.
« اين فصل را با من بخوان »
همان تابلوهاي راهنمائي است اما فرا روي دولتمردان وكارگزاراني كه قصد دارند در مسير پرپيچ و خم
خدمت به مردم و تصميم گيري براي نظام اسلامي حركت كنند.
اين تابلوها
پيام هاي ابرمردي است كه حكومت كوتاه 5 ساله اش ـ كه همين مي تواند درس هاي فراواني براي مديران نظام اسلامي باشد
الگويي تمام عيار
براي همه عدالت پيشگان و آزادگان عالم
به ويژه كارگزاران و مديران نظام اسلامي است .
اين تابلوها با پيام هاي خود مي كوشند
مسوولان را در جهت پيمودن مسير خدمتگزاري به ملت
ياري كنند.
پس ... اين فصل را با من بخوان
1 ـ واجباتت را با اخلاص انجام بده !
از كارهائي كه به خدا اختصاص دارد و بايد با اخلاص انجام دهي
انجام واجباتي است كه ويژه پروردگار است . پس در بخشي از شب و
روز
وجود خود را به پرستش خدا اختصاص ده
و آن چه تو را به خدا نزديك مي كند
بي عيب و نقصاني انجام ده
اگر چه دچار خستگي
جسم شوي .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
2 ـ فراوان ياد قيامت كن !
تو بر نفس
مسلط نخواهي شد
مگر با ياد فراوان قيامت
و بازگشت به سوي خدا. آن چه بر تو لازم است آن است كه حكومت هاي
دادگستر پيشين
سنت هاي با ارزش گذشتگان
روش هاي پسنديده رفتگان و آثار پيامبر(ص ) و واجباتي كه در كتاب خداست را
همواره
به يادآوري و به آن چه ما عمل كرده ايم
پيروي كني .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
3 ـ مراقب هجوم شيطان باش !
مبادا هرگز دچار خودپسندي گردي ! و به خوبي هاي خود اطمينان كني
و ستايش را دوست داشته باشي
كه اين ها همه از بهترين
فرصت هاي شيطان براي هجوم آوردن به توست
و كردار نيك نيكوكاران را نابود سازد.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
4 ـ خويشتن دار باش !
نيكوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد. هواي نفس را در اختيارگير و از آن چه حلال نيست
خويشتن داري كن . زيرا بخل
ورزيدن به نفس خويش
آن است كه در آن چه دوست دارد
يا براي او ناخوشايند است
راه انصاف پيمايي .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
5 ـ با خودسازي
مردم را تربيت كن !
كسي كه خود را رهبر مردم قرار داد
بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران بپردازد
خود را بسازد و پيش از آن كه با حرفش تربيت كند
عملش تعليم دهنده باشد.
(نهج البلاغه
حكمت 73 )
6 ـ مردمي باش !
بخشي از وقت خود را به كساني اختصاص ده كه به تو نياز دارند
تا شخصا به امور آنان رسيدگي كني
و در مجلس عمومي با آنان بنشين
و در برابر خدايي كه تو را آفريده
فروتن باش
و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوي آنان بدون
اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
7 ـ با مردم روراست باش !
هرگاه مردم نسبت به تو گمان بد كردند
عذر خويش را آشكارا با آنان درميان بگذار و با اين كار از بدگماني نجاتشان ده
كــه ايـن كـار
ريـاضتي بـراي خود سازي تو و مهرباني كردن نسبت به مردم است و اين عذرخواهي تو آنان را به حق وامي دارد.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
8 ـ با مردم مهربان باش !
مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده
و با همه دوست و مهربان باش . مبادا هرگز چونان حيوان شكاري باشي كه خوردن آنان را
غنيمت داني ; زيرا مردم دو دسته اند : دسته اي برادر ديني تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي باشند.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
9 ـ دربرخورد با مردم حوصله كن !
به عدل و انصاف رفتار كنيد
به مردم در باره خودتان حق بدهيد
پرحوصله باشيد و در برآوردن حاجات مردم تنگ حوصلگي نكنيد كه
شما گنجوران و خزانه داران رعيت و نمايندگان ملت و سفيران حكومت هستيد.
(نهج البلاغه
نامه 52 )
10 ـ به مردم دروغ نگو!
با مردم تندخو مباش . به آنها دروغ نگو و به مردم به جهت اين كه بر آنها حكومت داري
بي اعتنايي نكن . چرا كه مردم
برادران ديني و
ياري دهندگان در استخراج حقوق الهي مي باشند.
(نهج البلاغه
نامه 26 )
11 ـ به ملت خيانت نكن !
كسي كه امانت الهي را خوار شمارد و دست به خيانت آلوده كند
خود و دين خود را پاك نساخته و درهاي خواري را در دنيا به روي خود
گشوده . و در قيامت خوارتر و روسواتر خواهد بود و همانا بزرگ ترين خيانت
خيانت به ملت و رسواترين دغل كاري
دغل بازي با
امامان است .
(نهج البلاغه
نامه 26 )
12 ـ خشنودي خدا را با خشنودي مردم عوض نكن !
خدا را براي راضي نگه داشتن مردم
به خشم نياور. زيرا خشنودي خدا جايگزين هر چيزي است . اما هيچ چيز جايگزين خشنودي خدا
نمي شود.
(نهج البلاغه
نامه 27 )
13 ـ بر مردم منت نگذار!
مبادا با خدمت هايي كه انجام دادي
بر مردم منت گذاري ! يا آن چه انجام داده اي بزرگ بشماري
يا مردم را وعده اي داده
سپس خلف
وعده نمايي ! منت نهادن
پاداش نيكوكاري را از بين مي برد
و كاري را بزرگ شمردن
نور حق را خاموش گرداند و خلاف وعده عمل
كردن
خشم خدا و مردم را بر مي انگيزاند.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
14 ـ به فكر مشكلات محرومان باش !
همواره در فكر مشكلات محرومان باش . از آنان روي برمگردان . به ويژه امور كساني را از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي به چشم
نمي آيند و ديگران آنان را كوچك مي شمرند و كمتر به تو دسترسي دارند.
(نهج البلاغه
ص 583 )
15 ـ رعايت حال محرومان و طبقات پائين جامعه را بكن !
خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه
كه هيچ چاره اي ندارند و عبارتند از زمين گيران
نيازمندان
گرفتاران و
دردمندان . همانا در اين طبقه محروم
گروهي خويشتن داري كرده و گروهي به گدايي دست نياز برمي دارند. پس براي خدا پاسدار حقي
باش كه خداوند براي اين طبقه معين فرموده است .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
16 ـ حق را به حق دار بده !
حق را به صاحب حق
هر كس كه باشد
نزديك يا دور
بپرداز. و در اين كار شكيبا باش و اين شكيبايي را به حساب خدا بگذار
گرچه
اجراي حق مشكلاتي براي نزديكانت فراهم آورد
تحمل سنگيني آن را با ياد قيامت بر خود هموار ساز
زيرا تحمل آن پسنديده است .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
17 ـ همنشيني با پرهيزكاران !
تا مي تواني با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند و تو را براي اعمال زشتي كه انجام
نداده اي تشويق نكنند
كه ستايش بي اندازه
خودپسندي مي آورد و انسان را به سركشي وامي دارد. هرگز نيكوكار و بدكار در نظرت يكسان
نباشند. زيرا نيكوكاران در نيكوكاري بي رغبت و بدكاران در بدكاري تشويق مي گردند
پس هركدام از آنان را براساس كردارشان پاداش
ده .
18 ـ از خشم عمومي مردم بترس !
دوست داشتني ترين چيزها
در نزد تو در حق
ميانه ترين
و در عدل
فراگيرترين و در جلب خشنودي مردم
گسترده ترين باشد
كه همانا
خشم عمومي مردم
خشنودي خواص (نزديكان ) را ازبين مي برد
اما خشم خواص را خشنودي همگان بي اثر مي كند.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
19 ـ مراقب مسوولان دفترت باش !
در امور نويسندگان و منشيان (مسوولين دفتر)
به درستي بينديش و كارهايت را به آنان واگذار و نامه هاي محرمانه كه در بردارنده
سياست ها و اسرار توست
از ميان نويسندگان به كسي اختصاص بده كه صالح تر از ديگران باشد
كسي كه گرامي داشتن
او را به سركشي
و تجاوز نكشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت كند
و در رساندن نامه كارگزارانت به تو
يا رساندن پاسخ هاي تو به آنان كوتاهي نكند
و در آن چه براي تو مي ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي دهد
فراموشكار نباشد.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
20 ـ مراقب نزديكانت باش !
و از همكاران نزديكت
سخت مراقبت كن
و اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تاييدكرد
به
همين مقدار گواهي قناعت كرده او را با تازيانه كيفر كن
و آن چه از اموال كه در اختيار دارد
از او بازپس گير. سپس او را خوار دار و خيانت
كار بشمار و حلقه بدنامي به گردنش بيفكن .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
21 ـ ويژه خواري نكن !
مبادا هرگز در آن چه كه با مردم مساوي هستي
امتيازي بخواهي ! از اموري كه بر همه روشن است
غفلت كني ; زيرا به هر حال نسبت به
آن در برابر مردم مسوولي و به زودي پرده از كارها
يك سو رود
و انتقام ستمديده را از تو باز مي گيرند. باد غرورت
جوشش خشمت
تجاوز دستت و تندي زبانت را در اختيار خود بگير
و با پرهيز از شتابزدگي و فروخوردن خشم
خود را آرامش ده تا خشم فرو نشيند و
اختيار نفس در دست تو باشد.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
22 ـ شتاب زده عمل نكن !
مبادا هر گز در كاري كه وقت آن فرا نرسيده
شتاب كني ! يا كاري كه وقت آن رسيده
سستي كني و يا در چيزي كه (حقيقت آن ) روشن
نيست
ستيزه جويي نمايي و يا در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني !
تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
23 ـ در انعقاد قراردادها و پيمان ها دقت كن !
مبادا قراردادي را امضا كني كه در آن براي دغل كاري و فريب راه هايي وجود دارد
و پس از محكم كاري و دقت در قرار داد نامه
دست از
بهانه جويي بردار
مبادا مشكلات پيماني كه بر عهده ات قرار گرفته
و خدا آن را بر گردنت نهاده
تو را به پيمان شكني وادارد
زيرا
شكيبائي تو در مشكلات پيمان ها كه اميد پيروزي در آينده را به همراه دارد
بهتر از پيمان شكني است كه از كيفر آن مي ترسي و در دنيا و
آخرت نمي تواني پاسخ گوي
پيمان شكني باشي .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
24 ـ در مقابله با دشمن
دورانديش باش !
زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتي كردن . زيرا گاهي دشمن نزديكت مي شود
تا غافلگيرت كند
پس دورانديش باش و حسن ظن
خود را متهم كن (به دشمن سو ظن داشته باش ) . (نهج البلاغه
نامه 53 )
25 ـ در دسترس باش !
هيچ گـاه خود را از مردم پنهان نكن
كه پنهان بودن رهبران
نمونه اي از تنگ خلقي و كم اطلاعي در امور جامعه مي باشد. نهان شدن از
رعيت
زمامداران را از دانستن آن چه بر آنان پوشيده است
باز مي دارد
پس كار بزرگ
اندك و كار اندك بزرگ جلوه مي كند
زيبا
زشت و
زشت
زيبا مي نمايد و باطل به لباس حق درخواهد آمد.
(نهج البلاغه
نامه 53 )
26 ـ از خداوند بزرگ
با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواسته ها
درخواست مي كنيم كه به آن چه موجب خشنودي
اوست
من و تو را موفق فرمايد
كه نزد او و خلق او
داراي عذري روشن باشيم . برخوردار از ستايش بندگان
يادگار نيك در شهرها
رسيدن به همه نعمت ها و كرامت ها بوده و اين كه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگاري ختم فرمايد
كه همانا ما به سوي او باز
مي گرديم .
(نهج البلاغه
نامه 53 )
علي اكبر سبزيان

*****
فتنه در آخرالزمان
|

علامه محمدتقي جعفري
در منابع معتبر اسلامي
حوادث و فتنه ها و علائم متعددي به آخرالزمان نسبت داده شده است . از آن جمله
در سخنان اميرالمومنين
عليه السلام چنين آمده است :
« پرچم ضلالت بر قطب خود نصب مي شود. »
يعني چنان نيست كه تباهي ها
يك جريانات زودگذر باشند
بلكه حاميان و هواداران انحراف و خودكامگي ها
براي تاخت وتازهاي
خود
ميداني باز مي كنند و پرچم ها بلند مي كنند
و حتي به اصطلاح
ايدئولوژي ها مي سازند و عقايدي را وضع مي كنند
و آن گاه به نام
مكتب و علم و فلسفه و ايدئولوژي
مغزها را شست وشو و ارواح آدميان را از اعتدال و جويندگي رشد و كمال
منحرف مي كنند. گاهي
اين ضلالت به حدي شدت پيدا مي كند كه صريحا مي گويند : انديشه يعني چه تعقل كدام است حق چه معنا مي دهد عدالت به چه
درد مي خورد رشد و كمال چه صيغه اي است همه اين انكار و ترديدها و طنز و سخريه ها را به طوري ماهرانه تبليغ و بيان مي كنند
كه
ساده لوحان آن ها را باور كرده و حتي به دفاع از آن ها نيز مي پردازند! فتنه اي كه اين گونه انحرافات را شايع مي كند
همه انسان ها را به يك
منوال تحت تاثير قرار نمي دهد. عده اي را درباره مسائل فوق حساس تر مي كند. گروهي را كلافه مي كند. بعضي ديگر را به كلي تحت تاثير
قرار مي دهد و تباه مي كند. رهبر پيشرو اين فتنه
خارج از ملت اسلام و قائم برضلالت است . طلايه داران آن فتنه يا فتنه هاي گمراه كننده
خود
گمشدگان و گمراهان بيابان بي سروته جهل
حماقت و مقاومت برخودمحوري و خودكامگي هستند
كه در ميان طوفان هاي مهلك
من
من
من ... مغز و رواني سالم براي آنان نمانده است ; و چون اشكال مختلفي از قدرت را در اختيار دارند
لذا
اكثريت را
كه جانداران
سطحي و منفعت طلب و لذت گرا هستند
به سوي خود جلب مي كنند.
امام حسين عليه السلام مي فرمايد :
« مردم
بندگان (خودباخته ) دنيا هستند
و دين را براي چشيدن با زبانشان مي خواهند. به دور دين
مادامي كه معاششان به آن دور مي زند
مي گردند
و هنگامي كه با آزمايش ها تصفيه نشوند
متدين هاي واقعي
اندك هستند. »
به همين جهت است كه اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايد :
« در آن موقع
نمي ماند از شما
مگر ته مانده اي
مانند ته مانده ديگ . »
سپس مي فرمايد :
« و انسان مومن را از ميان شما برمي گزيند
مانند برگزيدن مرغ
دانه درشت را
از ميان دانه هاي ريز. »
ظاهر جمله اين است كه فتنه هاي آخرالزمان
نخست انسان هاي برجسته را از ميان جامعه برمي چيند. يعني
يا خود آنان با
گوشه گيري و كناررفتن از متن جامعه
به تدريج از بين مي روند
و يا قدرتمندان آن فتنه ها
با مبارزه بي امان
با آن شخصيت هاي بزرگ و
با ايمان
آنان را از جامعه حذف مي كنند
تا ميدان تاخت و تاز را براي خود آماده كنند. (منبع : در قلمرو معرفت
مبحث فتنه )

*****
سامان يابي زندگي در عصر ظهور منجي
|

در اين روزگاران
آدميان به طور طبيعي زنده اند
يعني از ويژگيهاي صوري حيات بهره مند هستند
ليكن جامعه
بشري
با توجه به عمق معناي حيات
بويژه در ابعاد باطني حيات انساني
دچار مرگي تدريجي و دردآور
است .
حيات انساني
با زندگي و حيات حيواني تفاوتي ژرف و گسترده دارد
به گستردگي تفاوت جهان آدميان و عالم
حيوانات . فاصله و تفاوت اين دو حيات
در بعد فيزيكي و مادي آن نيست
زيرا كه همه موجودات زنده
سه مشخصه
اصلي حيات يعني تغذيه
رشد و توليد مثل را دارند. در اين مشخصات
همه موجودات زنده مشتركند
و كوچكترين
موجود زنده يعني « آميبها » و « تك ياخته ها » و « سلولها » تا پيچيده ترين و بزرگترين آنها يعني انسان و حيوانات
در اين
سه مشخصه همانند و همسانند. اما حيات اصلي
حيات باطني و زندگي روحي و عقلاني است . و اين بخش دوم حيات
انساني است
بلكه اصل و باطن حيات انسان اين حيات است
و امتياز عالم انسان از عالم حيوانات و موجودات زنده در
اين بعد است . در بعد مادي زندگي
چه بسيار از حيوانات كه از زندگي استوارتر
طولاني تر و آسيب ناپذيرتر برخوردارند.
حيواناتي كه دهها سال زندگي مي كنند
و تغذيه اي چندين برابر افراد انساني دارند
و كمتر دچار بيماري و كاهش و
فرسايش مي گردند
و قدرت و تواني بسيار بيشتر از انسان دارند
و از حيات صوري برتر و نيرومندتري بهره مند هستند.
بنابراين
ارزش و عظمت حيات انساني
به حيات باطني و انساني و معنوي و عقلاني او بستگي دارد.
اكنون بايد نگريست كه در بررسي پديده حيات ـ با اين معيار ـ آيا آدميان و اجتماعات انساني
از زندگي و حياتي در
خور و شايسته برخوردارند يا اينكه حياتي حيواني چون ديگر حيوانات دارند
و بعد حيات باطني و معنوي آنان دست
نخورده و بيكار گذاشته شده و استعدادهاي ژرف و درياسان روح آدمي از قوه به فعل راه نيافته است . و در نتيجه انسان به
عالم حيات انساني گام ننهاده است
براستي مي توان گفت : كه آدمي از حيات ويژه انساني در طول تاريخ و در دوران عمر نسبتا طولاني انسان
چندان
بهره اي نگرفته است
و انسان
با همه كهنسالي
جز ساليان اندكي و محدود و نااستوار و در دوره هاي بسيار كوتاهي ـ از
مجموعه حيات تاريخي خود ـ انسان نزيسته است
و حيات فردي و اجتماعي انساني نداشته است
و در تقسيم بندي
مرگ و حيات انساني (نه حيواني ) انسان
براستي مرده بوده است .
با نگرشي دقيق تر در مشخصات حيات مادي انساني نيز به نتيجه هاي دردآوري مي رسيم . بگذريم از اينكه انسان به
تعالي معنوي راه نيافت و نيروهاي نهفته باطني او شكوفا نگرديد
در همين حيات تني و زيست مادي نيز شرايط لازم و
زمينه مناسب در اختيار همه انسانها قرار نگرفت . در كدام دوره از ادوار تاريخ
و كدام تمدن و كدام جامعه
همه انسانها
درست تغذيه شدند و خوراك كافي ـ كه كالري لازم را تامين كندـ در اختيار داشتند
فرزندانشان در كدام ناكجا آباد
زمينه
رشد يافتند و مسائل حيات تني و مادي آنان در كجا حل شد. در قرن حاضر كه اوج شكوفايي تمدنهاي ظاهري بشري
است
كجا ابزار زيست مادي
براي همه انسانها و در همه اجتماعات فراهم گرديده است آمارها
حقايق دردناكي را بازگو
مي كند
و از گرسنگي هاي پنهان و آشكار اكثريت قاطع بشريت
و سيري و شادخواري اقليتها
پرده برمي دارد.
در اين ارتباط موضوع ديگري نيز قابل دقتي درخور است
و آن اين است كه دو بخش حيات انسان (بخش حيات
حيواني و تني و بخش حيات انساني و روحي ) پيوندي ناگسستني دارند
و داراي تاثير و تاثري متقابلند. چگونگي
حيات مادي و تني
در حيات معنوي و روحي تاثيري ژرف مي گذارد
و رشد و تكامل معنوي را سرعت مي بخشد يا
ناممكن مي سازد.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود :
اي خدا! در نان ما بركت قرار داده
ميان ما و نان جدايي مينداز
اگر نان (ماده غذايي
وسايل حيات و معيشت )
نباشد
نمي توانيم نماز بخوانيم
نه روزه بگيريم
و نه ديگر واجبات الهي را بجا آوريم . (1 )
با توجه به اين جهات
عمق فاجعه بيشتر مي شود
و مشخص مي گردد كه انسان از آنچه بايد در اختيار داشته باشد
چقدر فاصله داشته
و از شرايط و زمينه هاي لازم براي رشد حيات خود
فرسنگها دور نگهداشته شده است .
در پرتو اين بررسيها
از برخي دوره هاي گذرا و كوتاه حكومتهاي پيامبران سلف (ع ) و دوران حكومت پيامبر
اسلام (ص ) و چهار سال خلافت امام علي (ع )ـ در قلمرو محدود خلافت اسلامي ـ كه بگذريم
انسان همواره در اثر ظلم
و بيعدالتي و فساد و تباهيهاي مادي و معنوي و زندگي در نظامهاي آكل و ماكولي طبقاتي و استكباري
در حقيقت از
نعمت حيات شايسته ـ در همه ابعاد ـ محروم بوده است . توده هاي انساني سراسر عمر خود را در خدمت اجباري و
اضطراري صاحبان قدرت اقتصادي و سياسي و نظامي گذراندند
و آزادي و اختيار و قدرت انتخاب نداشتند
نه توان آن
داشتند كه به خود بينديشند و راه خود را به دلخواه انتخاب كنند
و نه توانستند باكوشش و تلاش حاصل دسترنج كار
خود را به دست آورند
و نه امكان يافتند نيازهاي زندگي خويش را تامين كنند
و نه شرايط رشد و پيشرفت فرزندان خود
را فراهم سازند
و نه فرصت و فراغتي يافتند كه به خويشتن خويش و ابعاد حيات باطني خويش بپردازند
و براي
اصلاح و تكامل آن بكوشند
و نه نشاطي يافتند كه آسايش و لذت زندگي را درك كنند اين زندگي و زنده بودن چه
معنايي دارد ! و چه خواهد بود
فشار شرايط تحميلي زندگي
محدوديتهاي ساختگي محيطهاي كاري
شرايط توانفرساي زندگي ماشيني
تحميل
راه و روش فكر و انديشه هاي ناخواسته از طريق وسايل ارتباط جمعي و فرهنگي
تسلط نظامهاي طبقاتي
حاكميت
معيارهاي سرمايه داري و هزاران هزار مانع اقتصادي
سياسي و فرهنگي ديگر
آدمي را از خود بيگانه كرد
و حيات
واقعي او را به حيات حيواني ـ در سطحي پايين و ناقص ـ بدل ساخت .
با توجه به اين سرگذشت غمبار زندگي انسان
و تلاشهاي نافرجام او در پهنه زندگي
به اصالت و ارزش وعده هاي الهي
پي مي بريم
كه به حيات زندگي
و حيات انسانيتها
نويد داده است .
قرآن كريم مي فرمايد :
« اعلمو ان الله يحيي الارض بعد موتهالله »
بدانيد كه خدا زمين را پس از مردنش زنده مي كند ... (2 )
و امام باقر « ع » اين مرگ و حيات را به مرگ و حيات انسان و انسانيتها تفسير كرده است .
امام باقر « ع » درباره اين آيه قرآن : « بدانيد خدا زمين را پس از مردنش زنده مي كند » فرمود : خداوند متعال زمين را پس
از مردنش به دست قائم « ع » زنده مي كند . و منظور از مرگ زمين مرگ انسانهاي روي زمين است ... (3 )
امام حسين « ع » فرمود :
در خاندان ما دوازده مهدي است ... آخر آنان نهمين فرزند من است كه به حق قيام كند
و خداوند زمين مرده را به
دست او زنده كند ... (4 )
امام صادق (ع ) فرمود :
(منظور از آيه ) « بدانيد كه خداوند زمين را پس از مردنش زنده مي گرداند... »
اينست كه خداوند زمين را با عدل قائم
در رستاخيز ظهور او زنده مي گرداند
پس از آنكه از ستم فرمانروايان ضلالت مرده باشد ... (5 )
در زيارتهايي كه درباره حضرت مهدي « ع » رسيده است به زندگي اصيل و درست انسان در پرتو فروغ جاودانه تعاليم
امام مهدي « ع » اشاره رفته است :
... سلام بر بهاران زندگي مردمان و طراوت روزگاران ... (6 )
مرگ و حيات زمين در ارتباط بامرگ و حيات ساكنان زمين است
يعني مرگ انسانها و انسانيتها
و گرنه حيات زمين
بدون توجه به اهل آن
در اين دوران
رشدي ويژه و چشمگير يافته است
مزارع احيا شده
منابع استخراج گرديده است
از درياها بهره گرفتند و از فضا و جو زمين استفاده ها كردند . (7 )
پاورقي :
1 ـ كافي
ج 5
ص 73
و ج 6
ص 288
2 ـ سوره حديد (75 ) آيه 7
3 ـ بحار
ج 51
ص 54
4 ـ كمال الدين
ج 1
ص 317
5 ـ غيبت نعماني
ص 25
6 ـ مفاتيح الجنان
ص 531
7 ـ عصر زندگي
محمدحكيمي
دفتر تبليغات اسلامي
امروز در سطح جهان
آدميان به طور طبيعي زنده اند
يعني از ويژگي هاي صوري حيات بهره مند هستند
لكن جامعه
بشري با توجه به عمق معناي حيات
به ويژه در ابعاد باطني حيات انساني
دچار مرگ تدريجي و دردآور است
در متون ديني
مرگ و حيات زمين
به مرگ و حيات انسان و انسانيت ها تفسير شده است و حضرت
مهدي موعود(عج ) ظهور مي كند تا انسان و انسانيت ها را احيا و زنده نمايد

*****
طبيب دردمندان
|

خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد
غم مخور آخر طبيب دردمندان خواهد آمد
آنقدر از كردگار خويشتن اميدوارم
كه شفابخش دل اميدواران خواهد آمد
باغبانا سختي دي ماه سي روز است و آخر
نو بهار و نغمه مرغ خوش الحان خواهد آمد
بلبل شوريده دل را از خزان بر گو ننالد
باغ و صحرا سبز و اين دنيا گلستان خواهد آمد
بوي پيراهن رسيد و زين بشارت گشت معلوم
يوسف گم گشته سوي پيركنعان خواهد آمد
دردمندان
مستمندان
بي پناهان را بگوئيد
مصلح عالم
پناه بي پناهان خواهد آمد
از خدا روز فرج را اي فلج كاران بخواهيد
كاينجهان روزي كسي را تحت فرمان خواهد آمد
سخت آمد طول غيبت بر تو ميدانم مخور غم
موقع افشا اين اسرار پنهان خواهد آمد
تلخي هجران شود شيرين به روز وصل جانان
صبح صادق از پي شام غريبان خواهد آمد
كاخهاي ظلم ويران ميشود بر فرق ظالم
مهدي موعود غمخوار ضعيفان خواهد آمد
اين چراغ از صرصر بيداد خاموشي ندارد
آنكه عالم را نمايد نورباران خواهد آمد
نيست شك از عمر اين دنيا اگر يك روز ماند
ذات قائم حجت خلاق سبحان خواهد آمد
هاشمي خراساني

*****
آموزش صحيح مباني مهدويت
نسل جوان را از انحرافات باز مي دارد
|
عضو ستاد مهدويت كشور گفت : آموزش صحيح مباني مهدويت و امام زمان شناسي نسل جوان ما را از هرگونه انحراف باز مي دارد.
حجت الاسلام دكتر « محمد باقر حيدري كاشاني » كه در جمع جوانان مهريز يزد سخن مي گفت
افزود : بايد فلسفه درست انتظار را بر
اساس مدارك و مستندات معتبر شيعه به جوانان تشنه منتظر آموزش داد. اعتقاد به مهدويت و فراهم كردن مقدمات ظهور منجي عالم
بشريت براي تحقق حكومت عدل جهاني يك اعتقاد مقدس و والا در مكتب محسوب مي شود.
آموزش بحثهاي مهدويت به نسل جوان مومن ما بسيار مهم و اساسي و بايد بسيار دقيق و حساب شده صورت گيرد.
وي خاطرنشان كرد : براي ترويج فرهنگ مهدويت بايد همواره نظرات و ديدگاه هاي متن دين و سيره ائمه اطهار(ع ) را مد نظر قرار داد.
ايشان
دوري از افراط و تفريط و همچنين توجه به توصيه هاي مقام معظم رهبري در اين خصوص را بسيار مهم و اساسي دانست .
دوره آموزشي مباني مهدويت به مدت سه روز با عنوان « تا صبح وصال » با حضور 150 نفر از نوجوانان و جوانان مهريز در باغ
پهلوانپور برگزار شد.
در اين دوره
شركت كنندگان با امام زمان (عج ) در روايت و احاديث
مبحث فلسفه انتظار
ظهور منجي
راه هاي تحقق حكومت
جهاني و اهميت امام زمان شناسي آشنا شدند.

| | | | | |