روزنامه جمهوري اسلامي 05/06/1387 صفحه عقيدتي

  • شجاعت معنوي در تقابل با ضعف ها و كاستي هاي اخلاق فردي اجتماعي و سياسي
  • عالم عامل و عارف وارسته
  • *****
    شجاعت معنوي در تقابل با ضعف ها و كاستي هاي اخلاق فردي اجتماعي و سياسي




  • « شجاعت » يكي از ارزش هاي والا و نقش آفرين در عرصه هاي فعاليت هاي سياسي و نظامي محسوب مي شود. در عرصه مديريت سياسي و حكومتي رهبر و زمامدار و كسي كه مرزبان هويت اسلامي جامعه و تدبيركننده امور و در حال سياست گزاري داخلي و خارجي و هدايتگري كشتي اقتدار و عزت و استقلال در درياي متلاطم و طوفان خيز حوادث مختلف سياسي مي باشد بايد از مراتب بالاي شجاعت و شهامت برخوردار باشد تا به خوبي بتواند در مواجهه با قدرت هاي سيطره جوي جهاني با توانمندي و صلابت عمل نمايد و در برابر تهديدهاي مكرر آنان متزلزل نگردد و به ضعف و سستي و سازش و تسليم نيفتد.
    در صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي نظامي فرماندهان ارشد و جانشينان و معاونان و مشاوران و رزمندگان جبهه هاي نبرد با باطل در صورت اتصاف به صفت والاي شجاعت و شهامت قادر به رويارويي و نبرد و جهاد حماسه ساز و صلابت زا با دشمنان مي باشند و از اين طريق است كه پي در پي به گشودن جبهه ها و پيشرفت هاي مكرر و فتح سنگرهاي گوناگون و واردآوردن ضربات سنگين و طاقت فرسا بر آنها توفيق مي يابند.
    در متون فرهنگ و معارف اسلامي آمده است كه « خداوند متعال شجاعت را دوست مي دارد » (1 ) و نيز درباره شجاعت چنين توصيف زيبايي به كار رفته است :
    « شجاعت ياوري است آماده و فضيلتي آشكار است . » (2 )
    تعابير ديگري همچون « شجاعت عزتي حاضر است » (3 ) و « شجاعت زيور و زينت است » (4 ) نشانگر منزلت و نقش حائز اهميت اين ارزش والا در صحنه هاي مختلف حيات دنيايي مي باشد.
    اكنون كه جايگاه و منزلت « شجاعت » نمايان گرديد لازم است مشخص شود كه « شجاع ترين » انسان ها چه كساني هستند و چرا و چگونه به اين مرتبت والا دست يافته اند.
    تعاليم و معارف ديني به همان ترتيب كه رفعت و منزلت ارزش والاي « شجاعت » را مي نمايانند شجاع ترين افراد يعني كساني كه اين صفت شريف و خصلت منيع در آنها به زيباترين وجه و در مراحل و درجات بالا به تجلي درآمده است را نيز معرفي مي نمايند تا از اين طريق ضمن گراميداشت انواع و مراتب شجاعت مهم ترين و بالاترين نوع و درجه و مرتبه آن را نيز مشخص نمايند.
    اين روايت ژرف و آگاهي بخش هم از پيامبراكرم (ص )(5 ) وهم از حضرت علي (ع )(6 ) نقل شده است :
    « شجاع ترين مردم كسي است كه بر تمايلات و هواهاي نفساني خويش غالب و حاكم و مسلط باشد. »
    مي بينيم كه در نگاه عميق اين كلام نيكو و شريف شجاع ترين افراد كساني نيستند كه جسمي قوي و مستحكم داشته باشند و بازوان ستبر و نيرومند و جثه اي عظيم و قامتي بلند و رسا كه اين ويژگي ها ضمن ارزشمندي و تاثيرگذاري در ميادين نبرد با خصم به تنهايي كافي نمي باشند و نمي توانند معيار و ضابطه اي متقن براي متجلي شدن ارزش والاي شجاعت در كسي باشند ضمن آن كه اين توانايي ها در همان حد و اندازه اي كه در ميدان هاي جنگ و جهاد با دشمنان كاربرد دارد در عرصه هاي فعاليت هاي سياسي و حكومتي و در مسئوليت رهبري و زمامداري و سياست گزاري هيچ نقش موثري ايفا نمي كند. زيرا اين عرصه شجاعت بالاي معنوي مي طلبد كه با آزادگي روح به دست مي آيد و اين نيز تابع پرورش هاي اخلاقي مي باشد.
    از ديدگاه پيامبراكرم (ص ) و امير مومنان (ع ) اگر كسي بتواند در برابر هر وسوسه و تحريك به معصيت و گناه و فساد و تباهي مقاومت كند و سريع و شتابنده به طرد و نفي آنها بپردازد و هيچ روزنه اي براي نفوذ هواهاي نفساني باقي نگذارد شجاع ترين انسان به شمار مي رود.
    طبيعي است كه اين مرتبه بالا از شجاعت و شهامت به راحتي و سهولت به دست نمي آيد بلكه استمرار مجاهده با نفس و مراقبت هاي دقيق و وقفه ناپذير از خويش و تمرين و خودسازي و تهذيب و تزكيه تدريجي نفس ثمر و حاصلي به نام شجاعت آفريده است .
    شجاعت و شهامت به صورت ثمره ارزشمند مجاهده با تمايلات و هواهاي نفساني قدرت و توانمندي روح و جان آدمي است كه در سخن حق و گفتار راسخ و استوار و رفتار صلابت زا و عملكردهاي حماسه ساز و دلاورانه متجلي مي شود و اين قدرت و توانايي كه درون مايه اصلي هر شجاعت و شهامت است در مراحل قابل توجه اي از پيشرفت هاي انسان در جهاد و مبارزه با اميال و خواهش ها و هواها و هوسها به ظهور و عينيت درمي آيد. اين مراحل را مي توان از بالاترين و نهايي ترين مراحل و مراتب مجاهده و مبارزه با نفس به شمار آورد. چنان كه در متون معارف اسلامي به صراحت به اين واقعيت اينگونه اشارت رفته است :
    « كسي كه بر نفس خود غالب و مسلط شود به درجه نهايي قدرت و توانايي نائل آمده است . » (7 )
    اين روايت علاوه بر اين كه به قدرت و توان يافتن كساني كه به مجاهده با نفس مي پردازند به روشني اشاره مي كند سيطره بر نفس و به كنترل درآوردن اميال نفساني را با به اوج توان و قدرت رسيدن انسان همراه مي داند و طبيعي است كه چنين كسي بر بلنداي قله هاي تقوا و وارستگي قرار گرفته و از همه قيود و زنجيرهاي اسارت نفس آزاد و رها شده و « خود » را به مفهوم همه منيت ها و نفسانيت ها و خودخواهي ها و خويشتن پرستي ها در تمام جلوه هاي فردي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي ـ در « خدا » فاني كرده است و به « بقا » در حق رسيده است و اين جاست كه به وصال محبوب نائل مي آيد و شراب طهور قرب مي نوشد و به مشاهده انوار زيباي جمال حضرت معشوق ازلي و ابدي مي نشيند و مقام و منزلتي مي يابد كه هرگز به وصف درنيايد و جز عارفان و عاشقان و واصلان كسي خبري از آن ندارد و الفباي عشق ناخواندگان را به اين محفل دلدادگي و وصل و شور و نور و حضور و شهود راه نيست .
    مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز
    دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي ها :
    1 ـ نهج الفصاحه حديث 799
    2 ـ غررالحكم ج 1 ص 81
    3 ـ همان منبع ص 32
    4 ـ همان منبع ص 15
    5 ـ نهج الفصاحه حديث 299
    6 ـ الحديث ج 3 ص 304
    7 ـ غررالحكم ج 2 ص 642
    كسي كه مرزبان هويت اسلامي جامعه و تدبير كننده امور و در حال سياست گزاري داخلي و خارجي و هدايتگر كشتي اقتدار و عزت و استقلال در درياي متلاطم و طوفان خيز حوادث مختلف سياسي مي باشد بايد از مراتب بالاي شجاعت و شهامت برخوردار باشد تا به خوبي بتواند در مواجهه با قدرت هاي سيطره جوي جهاني با توانمندي و صلابت عمل نمايد و در برابر تهديدهاي مكرر آنان متزلزل نگردد و به ضعف و تسليم نيفتد
    در نگاه فرهنگ و معارف اسلامي شجاع ترين افراد كساني نيستند كه جسمي قوي و مستحكم داشته باشند و بازوان سبتر و نيرومند و جثه اي عظيم و قامتي بلند و رسا كه اين ويژگي ها ضمن ارزشمندي و تاثيرگذاري در ميادين نبرد باخصم به تنهايي كافي نمي باشند و نمي توانند معيار و ضابطه اي متقن براي متجلي شدن ارزش والاي شجاعت در كسي باشند ضمن آن كه اين توانايي ها در همان حد و اندازه اي كه در ميدان جنگ و جهاد با دشمنان كاربرد دارد در عرصه هاي فعاليت هاي سياسي و حكومتي و در مسئوليت رهبري و زمامداري و سياستگزاري هيچ نقش موثري ايفا نمي كند. زيرا اين عرصه شجاعت بالاي معنوي مي طلبد كه با آزادگي روح به دست مي آيد و اين نيز تابع پرورش هاي اخلاقي مي باشد

  • *****
    عالم عامل و عارف وارسته




  • اشاره
    آنچه پيش روي داريد گزيده اي است از سخنراني حجت الاسلام والمسلمين دري نجف آبادي كه به مناسبت چهلمين روز درگذشت آيت الله اشتهاردي تقديم خوانندگان گرامي مي شود.

    آيت الله اشتهاردي در سال 1296 در شهرستان اشتهارد از توابع كرج متولد شده و از 12 سالگي به فراگيري علوم اسلامي در زادگاه خويش پرداخت و در سال 1320 به قم مهاجرت فرمود . ايشان باتلمذ در محضر اساتيدي چون امام راحل (ره ) و آيات عظام : سيد احمد خونساري گلپايگاني ـ مرعشي نجفي ـ علامه طباطبائي ـ صدر ـ حجت ـ محمد تقي خونساري ـ بروجردي ـ شخصيت علمي ممحض و وزنه فقهي موجهي از خود به يادگار گذاشت . فضاي مطهر و اخلاقي حوزه مقدسه علميه قم و نفحات قدسي اساتيد صاحب كمال موصوف اين طلبه نوپا را به زيور اخلاق حسنه و زهد و پارسايي و تقوي و نورانيت مي آرايد! كه پس از سپري شدن 70 سال حضور و تدريس و تلمذ در حوزه مقدسه قم به روايت اساتيد و شاگردان همواره در طي اين مدت صفات مزبور استمرار داشته است . اگر چه آن عزيز در دوران كودكي يتيم شده و مشقات فراواني در زندگي متحمل ميشوند اما راه پر افتخار فقهاي سلف بواسطه همت و سختكوشي و پشتكار ايشان تداوم يافته و با قلم و بيان و مهارت ايشان كتب ارزشمندي به يادگار مي ماند. مرجع عاليقدر آيت الله بروجردي آن زمان كه ايشان در سن 30 سالگي حاشيه به عروه مي نويسند ضمن تشويق و تمجيد ايشان مرتبه اجتهاد وي را تاييد مي فرمايند. منقول است كه امام خميني نيز ضمن احترامي كه براي اين شاگرد ممتاز خود قائل بودند به ايشان لقب « فقه سيار » دادند.
    در اينجا به دو نكته حائز اهميت تاكيد مي شود :
    الف ـ همكاري در تدوين جامع احاديث شيعه مرحوم آيت الله بروجردي (رض ) كه مرحوم آيت الله اشتهاردي يكي از عناصر فعال در اين رابطه بودند و گرچه در آغاز بسياري از فضلا و بزرگان در تدوين اين دائره المعارف بزرگ احاديث فقهي شيعه و اين اثر بزرگ و ماندگار و ارزشمند همكاري مي كردند ليكن سرانجام دو نفر از فضلا مسئوليت اين بار گران را بدوش گرفتند كه در مقدمه ج 1 آمده است .
    عالم منتبع حاج شيخ اسماعيل معزي ملايري كه سرانجام كار را ايشان به انجام رساندند و حاج شيخ علي پناه اشتهاردي با اشراف مرحوم آيت الله بروجردي در مقدمه ياد شده به حدود 23 نكته از اقدامات اصلاحي و تكميلي و تصحيحي و بازنگري متون قديمي و نسخ مربوطه اشاره شده كه در تدوين و تنظيم كتاب جامع الاحاديث از آن استفاده شده است .
    ب ـ موضوع مهمتر سبك و شيوه و يا به تعبير ديگر توجه به مكتب فقاهتي مرحوم آيت الله بروجردي و تاثير پذيري از جهات ارزشمندي كه در مباحث فقهي و اصولي آن مرحوم مورد استفاده قرار گرفته مي باشد مي توان ويژگيهاي خاص و يا مورد توجه و قابل ملاحظه ايشان را بصورت ذيل بيان نمود از جمله :
    1 ـ عنايت به روايات و دسته بندي روايات در هر موضوع و در هر مسئله و جمع بين روايات در اين رابطه مثلا در يك موضوع چند دسته روايات و يا چند گروه روايت وارد شده و در نتيجه جمع بين روايات گوناگون مثلا در باب صلاه مسافر و يا ميراث زوجه و يا منجزات مريض ديدگاه خاصي را به وجود مي آورد كه مجتهد از آن براي استنباط بهره مي برد و وجه جمع بين روايات ملاك قرار مي گيرد.
    2 ـ عنايت به سند روايات و طبقه بندي رجال احاديث و اصلاح و تكميل اسناد و عنايت به سلسله اسناد و طبقات و احيانا كشف برخي از افتادگي ها و يا ضعفها و يا قوتها در اسناد هر روايت .
    3 ـ عنايت به فقه اهل سنت و اينكه بسياري از اوقات مباحث فقهي و حديثي شيعه ناظر به شرايط محيطي و سياسي حاكم و وضعيت اجتماعي جاري بوده و عمده قدرت و حكومت در اختيار آنها قرار داشته به ويژه در عصر بني اميه و بني العباس كه نوعا " شيعه در اقليت و محدوديت بوده
    لذا با عنايت به چنين جايگاهي بايد احاديث شيعه بررسي شود و از فقه عامه و فتاوي رايج در عصر صادقين عليهم السلام و يا عصر بعدي و مواضع دربار خلفاي جور نبايد غفلت شود.
    4 ـ عنايت به شرايط زمان و مكان در فقه احاديث و اينكه چه بسا احاديث وارده ناظر به موضوع خاص و يا زمان خاص و يا قضيه مخصوص بوده و قضيه في واقعه است و نمي توان از آن حكم شرعي استفاده كرد و يا به موارد ديگر تسري داد.
    5 ـ عنايت به تاريخ صدور و جهت احاديث و سير تحولات پديد آمده در هر موضوع و در هر مسئله .
    6 ـ عنايت به كلمات قدما و بزرگان اصحاب و فتاوي مشهور و موافقت و يا مخالفت مشهور با هر فتوي و اينكه چون علما و بزرگان به عصر ائمه (ع ) نزديكتر بوده اند لابد جهاتي براي آنها ملحوظ و منظور بوده كه از ديد ما مغفول مانده بنابراين شهرت قدمائي و قول قدماي اصحاب از جايگاه ويژه اي برخوردار است .
    7 ـ توجه به سير تاريخي هر مسئله و دوره هاي گوناگون و نظر اصحاب درباره آن مسئله و آن موضوع .
    8 ـ عنايت به نوعي فقه تطبيقي و بيان فتاوي فقهاي اهل سنت در هر مسئله و به تناسب تبعيت از بيان حكيمانه شيخ الطايفه (ره ) در آغاز كتاب شريف مبسوط و رعايت سبك نمايه و مبسوط و تبيين اصول فرا گرفته شده از معصومين (ع ) و تفكيك فروع و اصول القا شده معصومين .
    10 ـ عنايت بيشتري به مسائل اصلي و مهم و مباني استوار و پرهيز از بيان فروع و مسائل غير ضرور و يا مسائل مربوط به علوم ديگر در فقه و بويژه در تدريس علم اصول
    گر چه جهات ياد شده نوعا مورد توجه فقهاي بزرگ و انديشمندان عرصه فقاهت بوده و هست ليكن در قرن اخير بروز و ظهور اين جهات در شيوه و روش فقهي مرحوم آيت الله بروجردي بارزتر و روشنتر بود و مي توان تفاوت اين نوع نگرش را تا حدودي در كتاب مدارك العروه مرحوم آيت الله اشتهاردي و ديگر مولفات مربوط ملاحظه نمود...
    شاگرد پروري و تدريس مستمر طي سالهاي حضور در حوزه از جمله تدريس لمعتين ـ اخلاق اسلامي و مكاسب و... از ويژگي هاي مهم ايشان بود خانه اي محقر و ساده ـ روحيه اي مشحون از مكارم و محامد و توام با تواضع و فروتني ـ تقيد در خوردن لقمه حلال و طيب مردم داري و اخلاق مداري در معاشرت ها و به فرموده رهبر انقلاب (در پيام تسليت ايشان ) عالمي پارسا و پرهيزگار و برخوردار از سجاياي اخلاقي و صلاح و سداد عملي كه نه تنها در اخلاق ايشان در حوزه علميه ممتاز و الگو بود كه شيوه زندگي و رفتار ايشان نيز آموزنده تقوا و پارسايي محسوب مي گشت اينها از جمله ويژگيهايي است كه تصويري متفاوت از آن عالم رباني ارائه مي دهد.
    تقيد ايشان به نماز جمعه و جماعت از ديگر خصايص ايشان بود كه در همه حال حتي قبل از آنكه امام جماعت وارد حرم حضرت معصومه (س ) و مدرسه فيضيه شوند مقيد به حضور در نماز بودند ايشان در درس اخلاق خود مرتبا از امام خميني (ره ) و نكات اخلاقي زندگي حضرت امام شاهد مثال مي آوردند.
    عطوفت پدرانه ايشان نسبت به رزمندگان اسلام در طول جنگ تحميلي زبانزد بود ارادت ايشان هم به مجاهدان راه خدا و ارتباط عاطفي با رزمندگان و بسيجيان لشكر علي بن ابي طالب (ع ) و اينكه حتي نان سفره رزمندگان را از باب تبرك و تيمن تناول مي فرمودند گواه اخلاص و فضائل و ملكات اخلاقي اين معلم اخلاق و زهد و پارسايي بود. خود ايشان نيز از بيت شهيد و شهادت و داماد جليل القدر شهيد بزرگوار و جليل القدر حاج آقاي سلطاني (رض ) بودند.
    آري ! مردان خدا حيات و مماتشان خدايي است و از همه سكنات و ملكات ايشان « صبغه الله » تراوش مي گردد. آن بزرگوار همواره آرزو داشتند ما بين دو نماز و آنگاه كه انسان ميهمان سفره صلوه الهي است به ديار حق بشتابند والحق كه خداوند چنين تقدير فرمودـ ما بين نماز مغرب و عشا و زماني كه آهنگ حزين تلاوت دعاي شريف رجبيه طنين انداز بود روح پر فتوح آن عارف متخلق به اخلاق حسنه پرواز كرد و در شامگاه 18 تير ماه 1387 به روضه رضوان سفر نمود .