
شرحي بر اصل « انقطاع الي الله » در مناجات شعبانيه
با بهره اي از انديشه هاي اخلاقي و عرفاني امام خميني
بر مبناي آموزش ها و دستورالعمل هاي نظام اخلاقي اسلام
تلاش و كوشايي براي تهذيب نفس و طي مراتب
وارستگي از قيود و نيل به تقوا و خويشتن داري
هميشگي مي باشد و زمان نمي شناسد و بايد مكرر و پيوسته باشد. زيرا
نفس و خواهش ها و تمايلات آن همواره و در همه حال همراه انسان است و او را رها نمي كند
و اين انسان است كه بايد
با مراقبت هاي مستمر و حسابرسي هاي متداوم از گفتار و رفتار و كردار خويش در همه عرصه ها و صحنه هاي حيات
فردي
اجتماعي
اقتصادي و سياسي
وسوسه هاي نفساني را كنترل كند و با پالايش درون از خصال و صفات مذموم
عملكردهاي بيروني خود را منزه سازد تا تمام فعاليت هايش در صحنه هاي گوناگون زندگي باانگيزه هاي سالم و خالص و
در مسير جلب رضوان و خشنودي خداوند به منصه ظهور رسد.
در عين حال كه نظام اخلاقي اسلام زمان و مكان براي پرورش هاي اخلاقي و معنوي نمي شناسد
برخي از
محدوده هاي زماني را به طور خاص براي تلاش هاي دقيق به منظور تهذيب درون گرامي مي دارد و بر بهره وري از
لحظات و ايام و ليالي آنها به شدت اصرار مي ورزد.
دو علت براي توجه و نظر اسلام به اين محدوده هاي زماني خاص براي خويشتن يابي و خودسازي هاي اخلاقي و
معنوي مي توان ذكر كرد. دليل اول اين كه اين زمان ها به راستي و حقيقت داراي منزلت و ارزشمندي ويژه مي باشند و اين
شرافت جايگاه و نقش ارزنده در متن آنها نهفته است و از همين رو بايد از لحظات زيبا و ملكوتيشان حداكثر بهره برداري
را به عمل آورد. دليل دوم اين كه اگر كساني به دليل ضعف و كاستي در ايمان و مجاهدت اخلاقي نمي توانند در طول
سال به پرورش هاي معنوي اهتمام ورزند
لااقل در زمان هاي ياد شده به اين عمل همت گمارند تا بلكه به اين وسيله
آمادگي ها و شوق و رغبت هاي لازم براي تداوم اين حركت و تلاش اخلاقي و معنوي در همه ماه ها براي آنان ايجاد گردد.
ماه شعبان يكي از اين محدوده هاي زماني براي گرايش به مناجات و دعا و پرورش هاي اخلاقي مي باشد كه در متون
روايي اسلام نسبت به آن ترغيب فراوان شده و ثواب و پاداش هاي معنوي وافر براي كساني كه به اين مهم روي مي آورند
تعيين گرديده است .
در انديشه هاي اخلاقي و عرفاني حضرت امام خميني در باره جايگاه ماه شعبان و اهميت و ارزش خاص ادعيه وارده
در اين ماه و ضرورت توجه و گرايش عملي به يكي از مهمترين مناجات هاي آن كه به مناجات شعبانيه اشتهار يافته
است
توصيه ها و رهنمودهاي تحول زايي مي يابيم .
حضرت امام خميني ابتدا به اين واقعيت تصريح مي كنند كه آتش دوزخ به دست خود انسان و توسط رفتار و اعمال
او در عرصه هاي مختلف حيات دنيايي شعله ور مي گردد و اصلاح و پاكسازي اخلاقي و رفتاري آدمي موجب خاموش
ماندن آتش جهنم مي شود
و به درستي اگر انسان به عقبه هاي سختي كه در پيش دارد بينديشد و به باور خالص برسد
به
صيانت از نفس خود و اصلاح زبان و عمل خويش مي پردازد :
« شما با دست خويش آتش روشن نكنيد
آتش جهنم را شعله ور نسازيد. جهنم با اعمال و كردار زشت انسان روشن
مي گردد... اگر بشر با اعمال و كردار خويش آتش نيفروزد
جهنم خاموش است ... فكر كنيد
دورانديش باشيد
عواقب
امور را بسنجيد
عقبه هاي خطرناكي كه داريد به يادآوريد
از فشار قبر
عالم برزخ
مشكلات و شدايدي كه به دنبال آن
است غفلت نكنيد... اگر انسان واقعا اين عقبات خطرناك را باور داشته باشد
روش خود را در زندگي عوض مي كند. شما
اگر ايمان و يقين به اين امور داشته باشيد
اين گونه رها و آزاد نخواهيد زيست
قلم
و زبان خود را حفظ نموده براي
اصلاح و تهذيب نفس خود كوشش خواهيد كرد . » (1 )
حضرت امام خميني سپس با ذكر اين حقيقت كه : « خداوند تبارك و تعالي چون به بندگانش عنايت داشته
به آنان
عقل داده
نيروي تهذيب و تزكيه عنايت فرموده
انبيا و اوليا فرستاده
تا هدايت شوند و خود را اصلاح نمايند و دچار
عذاب اليم جهنم نگردند . » (2 ) به صورت استفهام همه را مخاطب قرار مي دهد و چنين مي پرسد :
« در اين ماه شعبان با مناجات شعبانيه ـ كه از اول تا آخر اين ماه دستور خواندن آن وارد شده ـ خداي تبارك و تعالي را
هيچ مناجات كرده ايد و از مضامين عالي و آموزنده آن در ايمان و معرفت بيشتر نسبت به مقام ربوبيت استفاده
نموديد » (3 )
حضرت امام خميني سپس به اهميت خاص مناجات شعبانيه (4 ) اشاره مي نمايند و توجه مخاطبان را به اين نكته
جلب مي كنند كه در اهميت اين مناجات همين بس كه اولا همه ائمه طاهرين (ع ) آن را مي خوانده اند و كمتر دعا و
مناجاتي اينگونه درباره آن تاكيد شده كه همه امامان معصوم به آن اقبال داشته اند. و ثانيا اين مناجات وسيله و زمينه اي
است براي آماده كردن انسان به منظور انجام صحيح وظايفش در ماه مبارك رمضان با انگيزه هاي خالص روزه داري و
ثمرات ارزشمند و بي نظير آن :
« درباره اين دعا وارد شده است كه اين مناجات حضرت امير عليه السلام و فرزندان آن حضرت است
و همه ائمه
طاهرين عليهم السلام با آن خدا را مي خوانده اند و كمتر دعا و مناجاتي ديده شده كه درباره آن تعبير شده باشد كه همه
ائمه (ع ) آن را مي خوانده اند و با آن خدا را مناجات مي كرده اند. اين مناجات در حقيقت مقدمه اي جهت تنبه و آمادگي
انسان براي پذيرش وظايف ماه مبارك رمضان مي باشد و شايد براي اين باشد كه به انسان آگاه ملتفت
انگيزه روزه و ثمره
پر ارج آن را تذكر دهد . » (5 )
حضرت امام خميني با اين تازيانه هاي بيداري و ايجاد آگاهي هاي لازم نسبت به ضرورت اصلاح و خودسازي و
پرورش هاي معنوي و جايگاه و اهميت مناجات شعبانيه
اينگونه به محتواي يكي از بخش هاي آن مي پردازند :
« در اين مناجات مي خوانيم : « الهي هب لي كمال الانقطاع اليك
و انرابصار قلوبنا بضيا نظرها اليك
حتي تخرق
ابصار القلوب حجب النور
فتصل الي معدن العظمه و تصير ارواحنا معلقه بعز قدسك » (بارالها
انقطاع و گسستگي كامل
از همه موانع تقرب
و توجه خاص به سوي خودت به من ارزاني فرما
و چشم دلهامان را با پرتو ديدار جمال خودت
روشن گردان تا ديده دلها پرده هاي نور را بدرد و به معدن عظمت و جلال برسد و جان هايمان به درگاه عز قدس تو تعلق
گيرد)
اين جمله « الهي هب لي كمال الانقطاع اليك » شايد بيانگر اين معنا باشد كه مردان آگاه الهي بايد پيش از فرارسيدن ماه
مبارك رمضان خود را براي صومي كه در حقيقت انقطاع و اجتناب از لذات دنياست (و اين اجتناب به طور كامل همان
انقطاع الي الله مي باشد) آماده و مهيا كنند.
كمال انقطاع به اين سادگي حاصل نمي شود. احتياج فوق العاده به تمرين
زحمت
رياضت
استقامت و ممارست
دارد تا بتواند باتمام قوا از ما سوي الله منقطع گردد و به غير خداوند توجهي نداشته باشد. تمام صفات وارسته انساني
در انقطاع كامل الي الله نهفته است
و اگر كسي بدان دست يافت
به سعادت بزرگي نايل شده است ... و كسي كه بخواهد
روزه ماه مبارك رمضان را با آن آدابي كه از او خواسته اند انجام دهد
لازم است انقطاع كامل داشته باشد تا بتواند مراسم و
آداب مهماني را به جا آورد و به مقام ميزبان تا آنجا كه ممكن است عارف گردد . » (6 )
« انقطاع الي الله » كه در متن اين بخش از مناجات شعبانيه آمده است
داراي مفهومي عميق و ژرف مي باشد و نبايد
آن را سهل و ساده انگاشت كه در اين صورت پيام بزرگ اين مناجات دريافت نمي شود و فاصله طولاني و حاكم بين
« خانه نفس » تا « كوي محبوب » باقي خواهد ماند.
اين كه حضرت امام خميني تصريح دارند كه « كمال انقطاع به اين سادگي حاصل نمي شود »
يك بينش و بيداري براي
همه كساني است كه مشتاقند در ژرفاي مناجات شعبانيه بينديشند و راه تقرب بجويند
و اين كه امام خميني اعلام
مي كنند كه براي انقطاع كامل بايد به تمرين و ممارست و زحمت و مراقبت از نفس تن در داد
نشان از ضرورت آغاز يك
مبارزه همه جانبه باتمايلات و وسوسه هاي نفساني براي خروج از بيراهه ظلماني نفس و ورود در راه پرفروغ حق دارد.
انقطاع يعني گسستن و قطع كردن همه رشته هاي قيود و تعلقات و وابستگي هايي كه با معيارهاي شرع و عقل در
تضاد و تقابل مي باشند و آدمي را به بند مي كشند و از عروج و پرواز در فضاي بيكران معنويت و آزادگي روح باز
مي دارند.
اين بندها و زنجيرها را بايد با چشم دل ديد و باقدرت ايمان و جهاد اكبر با نفس آنها را گسست و به خدا پيوست .
كساني كه اهل تعقل و تفكر هستند و سعي دارند به درستي راه انقطاع از وابستگي هاي بازدارنده راه رشد و كمال را طي
كنند
به خوبي دريافته اند كه اولا اين قيود و بندها منحصر در زندگي فردي نمي شود و با حجمي بالاتر و افزون تر در
عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي و سياسي حضور دارند و همه جا مانع حركت روبه رشد آدمي
براي صعود به قله هاي ايمان و شرف و تقوا و وارستگي مي شوند. در يك نگاه دقيق
اين نتيجه به دست مي آيد كه
نقش آفريني هاي مخرب قيود و وابستگي ها در صحنه هاي كار و تلاش و مديريت و در حوزه هاي فعاليت هاي علمي و
فرهنگي
مالي و اقتصادي
سياسي و حكومتي قابل مقايسه با محدوده تنگ زندگي خصوصي نمي باشد و از همين رو
بايد اين واقعيت مزبور در حركت و تلاش هاي اخلاقي و معنوي براي رسيدن به انقطاع
مورد توجه و نظر و عمل قرار
گيرد.
ثانيا اين قيود و بندها
نامرئي و ناپيدا ميباشند
به گونه اي كه افراد و گروهها و جريان ها از وجود آنها بي خبر
مي مانند! و چه بسا با داشتن انواع و اقسام كاستي هاي اخلاقي و معنوي
خود را كامل و بي عيب و نقش بدانند! و از اين
بدتر و پست تر آن كه همواره مخاطبان و رقيبان خود را متهم به داشتن خصال و صفات مذموم و رفتار و عملكردهاي
نامشروع و ضد اسلامي مينمايند و با حركت هاي ضد اخلاقي
حرمت ها را هتك مي كنند و نسبت هاي زشت مي دهند و
رفتاهاي ناشايست روا مي دارند و خويش را در انجام همه اين خلافكاري ها محق مي دانند!
اين افراد كه مبتلا به بيماري اخلاقي و روحي » « فرافكني » مي باشند
همان عيوبي كه خود دارند و در رفع آن
كوچك ترين مراقبت و تلاش اخلاقي روا نمي دارند
به ديگران نسبت مي دهند و سعي مي كنند فضاي آلوده اي به وجود
آورند تا انسان هاي صالح و كاردان و خدوم را كه براي دين و ملت و جامعه و كشور مفيد مي باشند و هر كدام از آنها در
سطوح مختلف و در مراكز و موسسات دولتي و خصوصي به كار و تلاش خالصانه و صادقانه اشتغال دارند
منزوي
سازند و از توجه و نظر مسئولان براي به كارگيري اين عناصر در مسئوليت هاي مهم و كليدي بكاهند
و طبيعي است كه
اگر آنها در هدف خويش موفق گردند
كساني كه از مراتب تقوا بي بهره اند و در مسير پرورشهاي اخلاقي و معنوي حركت
نكرده و به آزادگي نفس و انقطاع از قيود و وابستگي ها نرسيده اند
در مصدر امور قرار مي گيرند و حال آن كه در نظام
مديريت اسلامي نيروهايي مورد توجه هستند كه داراي مشخصه هاي سه گانه « تقوا و تعهد و تخصص » باشند
و به
راستي چه فاصله اي طولاني بين اين نيروهاي مفيد و خدوم با نيروهايي است كه از اين سه مشخصه فقط « تخصص »
دارند
و همين جاست كه بين نظام مديريت اسلامي و اخلاق مديريت در اسلام با آنچه به صورت رسوبات باقي مانده
از مديريت غربي و شاهنشاهي باقي مانده است
تفاوت بسيار و شكاف عميق به وجود مي آيد.
نكته واصل مهم ديگر در موضوع انقطاع الي الله اين است كه صفات و خصال و كنش و رفتارهايي كه بايد از آنها
گسست و به خدا پيوست منحصر به دروغ
تهمت
عيب جويي
هتاكي
نفاق
فتنه و فريبكاري و اختلاف افكني
نميشود و اگر چه اين امور در اخلاق اجتماعي و سياسي ظهور و مصداق دارند
لكن صفات و خصال ديگري نيز وجود
دارند كه در انحصار اخلاق سياسي ميباشند و مختص به حوزه هاي تلاش و مديريت هايي هستند كه در سطح كلان
عينيت مي يابند.
وابستگي شديد و افراطي به رياست
قدرت
مقام
عناوين و القاب
از جمله خصلت هاي اختصاصي در اخلاق
سياسي مي باشند كه براي رسيدن به انقطاع بايد اين بندها را نيز گسست . در اين نگرش و گرايش
حتما توجه خواهيم
داشت كه در نظام مديريت اسلامي اصل وجود قدرت و مقام و رياست و عناوين و سلسله مراتب
لازم و ضروري
است
زيرا مديريت بدون اين امور امكان تحقق نمي يابد و فقدان آن ها مساوي با هرج و مرج و اضمحلال و نابودي
جامعه و كشور است . لكن بايد توجه داشت كه نظام مديريت اسلامي
قدرت و مقام و رياست و ساير شاخصه هاي
مديريت را به صورت « ابزار » و « وسيله » مي پذيرد
نه « هدف » . يعني بايد از قدرت و مقام و رياست براي تدبير امور و
برنامه ريزي و تلاش و خدمت صحيح به جامعه و مردم استفاده كرد و نه آن كه با تمايلات خاص و عطش هاي
سيري ناپذير و براي تحقق اصل « قدرت براي قدرت » به رقابت پرداخت .
در انقطاع الي الله
هر انسان تلاشگر در مسير پرورش هاي اخلاقي و معنوي درپي آن است كه از هدف گرديدن مقام ها
و رياست ها جلوگيري كند و براي نيل به اين منظور ضمن آن كه از مسئوليت هاي اجتماعي و فرهنگي و سياسي
نمي گريزد و قدرت و مقام و رياست را مي پذيرد
ريشه وابستگي به آنها را در سرزمين جان و روح خويش مي خشكاند
تا به انقطاع الي الله نائل آيد.
بنابر آنچه گذشت
« انقطاع »
مفهومي جامع دارد و داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون و موضوعات مختلف مي باشد و
به همه وابستگي هاي بازدارنده راه رشد و كمال و تقرب و تمام رفتار و عملكردهاي اخلاق فردي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي و سياسي تعميم مي يابد و كساني كه به مناجات شعبانيه روي مي آورند و به مطالعه دقيق آن مي پردازند ـ و
معمولا از همه اقشار از زن و مرد
كارگر و كارمند
دانش آموز و دانشجو
مديران و معاونان
دولتمردان و كارگزاران و همه
جريان هاي فكري و احزاب سياسي مي باشندـ بايد به جامعيت پيام ها و درس هاي اين مناجات شريف براي همه و در
تمام سطوح توجه كافي مبذول دارند و واقف باشند كه تعلقات و وابستگي ها بسيار وسيع و فراگير است و داراي
موضوعات گوناگون
و در نتيجه
انقطاع نيز بايد در تمام ابعاد و جلوه هاي حيات جمعي تحقق يابد و در اين صورت
است كه با « فنا » و « نيستي » در راه خدا كه مفهوم آن نابود كردن همه قيدها و نفسانيت هاست
تمام اغلال و زنجيرها
گسسته مي شوند و « آزادگي معنوي » به مفهوم واقعي رخ مي نماياند.
آن كه سر در كوي او نگذاشته
آزاده نيست
آن كه جان نفكنده در درگاه او
دلداده نيست
نيستي را برگزين اي دوست اندر راه عشق
رنگ هستي هر كه بر رخ دارد
آدم زاده نيست
راه و رسم عشق بيرون از حساب ما و توست
آن كه هشيار است و بيدار است
مست باده نيست
سر نهادن بر در او
پا به سر بنهادن است
آن كه خود را هست داند
پا به سربنهاده نيست
تا اسير رنگ و بويي
بوي دلبر نشنوي
هر كه اين اغلال در جانش بود
آماده نيست (7 )
ــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ جهاد اكبر يا مبارزه بانفس
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
ص 32 و33
2 ـ همان منبع
ص 33
3 ـ همان منبع
ص 36
4 ـ در كتب ادعيه از مناجات شعبانيه به عنوان مناجاتي « جليل القدر » و داراي « مضامين عالي » ياد شده است . (مفاتيح
الجنان
ص 212 و 217 )
همچنين علما و عرفاي اسلام توجه ويژه اي به اين مناجات داشته اند و در آثار خود از آن با عظمت و شرافت ياد كرده اند.
عالم و عارف وارسته مرحوم آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي ـ كه حضرت امام خميني در آثار عرفاني خويش از او به
نيكي و با احترام ياد كرده است ـ در كتاب « مراقبات » ضمن آن كه درباره ماه مبارك شعبان مي نويسد : « منزل شعبان براي
سالك به سوي خداي تعالي يكي از منازل عمر است و براي آن شان عظيم و فضيلت كثيري است »
مناجات شعبانيه را
« عزيز و گرامي » مي داند و داراي « علوم و معارف سرشار » و شامل « استدلال هاي لطيفه اي كه سزاوار مقام عبوديت است »
و آن را « وسيله اي براي رسيدن به معرفت نفس كه طريق معرفت رب مي باشد »
معرفي مي نمايد. (مراقبات
مجلد اول
انتشارات نور فاطمه
صفحات 215 تا 217 )
5 ـ جهاد اكبر يا مبارزه بانفس
ص 36
6 ـ همان منبع
ص 37 و 38
7 ـ از سروده هاي امام خميني
ديوان امام
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 70
هستند افراد و گروه هايي كه با داشتن انواع و اقسام كاستي هاي اخلاقي و معنوي
خود را كامل و بي عيب و نقص
مي دانند! و از اين بدتر آن كه همواره مخاطبان و رقيبان خود را متهم به داشتن خصال و صفات مذموم و عملكردهاي
نامشروع مي كنند و با حركت هاي ضداخلاقي
حرمت ها را هتك مي نمايند و نسبت هاي زشت مي دهند و رفتارهاي
ناشايست روا مي دارند و خويش را در انجام همه اين خلافكاري ها محق مي دانند!
نقش آفريني هاي مخرب قيود و وابستگي ها در صحنه هاي كار و تلاش و مديريت و در حوزه هاي فعاليت هاي علمي و
فرهنگي
مالي و اقتصادي
سياسي و حكومتي قابل مقايسه با محدوده تنگ زندگي خصوصي نمي باشد و از همين رو
بايد واقعيت مزبور در تلاش هاي اخلاقي و معنوي براي رسيدن به انقطاع كامل
مورد نظر و عمل قرار گيرد
افرادي كه مبتلا به بيماري اخلاقي و روحي « فرافكني » مي باشند
همان عيوبي كه خود دارند و در رفع آن كوچك ترين
مراقبت و تلاش اخلاقي روا نمي دارند
به ديگران نسبت مي دهند و سعي مي كنند فضاي آلوده اي به وجود آورند تا
انسان هاي صالح و كاردان را كه براي دين و ملت و جامعه و كشور مفيد مي باشند منزوي سازند و از توجه و نظر
مسئولان براي به كارگيري اين عناصر در مسئوليت هاي مهم و كليدي بكاهند
در نظام مديريت اسلامي اصل وجود قدرت و مقام و رياست و عناوين و سلسله مراتب
لازم و ضروري است
زيرا
مديريت بدون اين امور امكان تحقق نمي يابد و فقدان آن ها مساوي با هرج و مرج و اضمحلال جامعه و كشور است .
لكن بايد توجه داشت كه نظام مديريت اسلامي
قدرت و مقام و رياست و ساير شاخصه هاي مديريت را به صورت
ابزار و وسيله مي پذيرد
نه هدف . و در اين نگرش و گرايش
قدرت و رياست براي تدبير امور و برنامه ريزي و خدمت
صحيح به جامعه و مردم به بهره برداري مي رسد

|