روزنامه جمهوري اسلامي 02/06/1387 صفحه سرمقاله
*****
رسالت قلم


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    حملات تند مطبوعاتي به آيت الله هاشمي رفسنجاني در روزها و هفته هاي گذشته هرچند با سكوت كريمانه ايشان مواجه شد ولي اين نگراني را در جامعه مطبوعاتي و ناظران اهل فكر و فرهنگ پديد آورد كه در جامعه اسلامي و انقلابي ما متاسفانه اساسي ترين اصول و آرمانها و ارزشها در خطر تهاجم قرار دارند و اين نشانه خوبي براي آينده اين جامعه نيست .
    با اين حملات غيرمنصفانه و حرمت شكنانه حداقل اين سه اصل مورد تهاجم قرار گرفته اند.
    1 ـ حق انتقاد كه از لوازم رشد و پيشرفت جوامع آزاد است و در تعاليم دين مبين اسلام نيز انتقاد تضمين كننده ادامه حيات دانسته شده است .
    2 ـ سوابق انقلابي و خدمات برجسته كسي كه از اركان نظام اسلامي است و همواره تمام عمر خود را صرف خدمت صادقانه و كم نظير به انقلاب اسلامي شكل گيري نظام جمهوري اسلامي تداوم اين نظام و استقلال ايران و آزادي مردم كرده است و هم اكنون از پايه هاي اساسي اعتبار بين المللي نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود. بي حرمتي به چنين شخصي تقابل با صريح قرآن كريم است كه در چند مورد براي « سابقون » فضيلت و منزلت ويژه و قرب الي الله قائل شده است .
    3 ـ جايگاه هاي رفيع رياست مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در نظام جمهوري اسلامي اين دو جايگاه از احترام و اهميت ويژه اي برخوردارند و كسي كه در اين جايگاه ها قرار دارد بيش از ديگران از آنچه جريان دارد آگاه است و مسئوليت نظارت و هشداردهي بيشتري نيز برعهده دارد. شخصي كه اكنون در اين دو جايگاه قرار دارد از نوادر علماي مجاهد روشن ضمير تاريخ اسلام است كه سهم غيرقابل انكاري در شكل گيري انقلاب اسلامي ايران دارد مقطعي از تاريخ اسلام كه براي امت اسلامي سرنوشت ساز است و براساس نص صريحي كه از مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام دردست داريم بر علمائي كه داراي چنين ويژگيهائي باشند واجب است درباره خطرها هشدار بدهند و براي نگهباني از اساس نظام اسلامي و مصالح جامعه و امت اسلامي دل بسوزانند.
    هر چند آيت الله هاشمي رفسنجاني به دليل شخصيت ذاتي خود حتي اگر در جايگاه هائي از قبيل رياست مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز حضور نداشته باشد همان حرمت را دارد و افراد گوهرشناس قدر ايشان را مي دانند ولي افرادي كه گوهرشناس نيستند لااقل به دليل اين جايگاه ها بايد اين حق را براي ايشان قائل باشند كه آنچه را درك مي كند بگويد و هشدارهاي لازم را بدهد. كساني كه ابعاد شخصيتي آيت الله هاشمي رفسنجاني را مي شناسند با اين نكته آشنائي كامل دارند كه رياست ايشان بر مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام چيزي بر اين شخصيت معتبر نمي افزايد بلكه اين شخصيت است كه به اين جايگاه ها اعتبار مي دهد. با اينحال نهايت بي انصافي است كه يكي از مقامات در يك روزنامه دولتي بدون آنكه نام خود را پاي مقاله اش بنويسد مدعي مي شود انتقاد آقاي هاشمي رفسنجاني به دولت موجب لطمه وارد شدن به جايگاه رياست مجلس خبرگان رهبري مي گردد! معناي اين سخن عجيب اينست كه شرط رياست بر مجلس خبرگان رهبري تسليم بودن در برابر دولت و دم فرو بستن از عيب ها و نقص ها و نارواهاست ! چنين تفسيري از مجلس خبرگان و رياست آن فقط از كساني بر مي آيد كه با تمام توان تلاش كردند آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان نشود. آنها ميخواهند تكليف همه چيز و همه جا را خودشان تعيين كنند و هيچكس در برابر اراده آنها كوچكترين تحركي نشان ندهد و كمترين سخني نگويد. جامعه اسلامي مورد نظر اين حضرات چنين جامعه ايست .
    آن روز كه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه در پي ترور آيت الله هاشمي رفسنجاني توسط عناصر منحرف گروه فرقان در پيام مهم خود فرمودند : بدخواهان بدانند هاشمي زنده است تا نهضت زنده است آقاي هاشمي رفسنجاني نه رئيس مجلس شده بود نه رئيس جمهور نه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و نه رئيس مجلس خبرگان رهبري . اين يعني هاشمي رفسنجاني داراي شخصيت ذاتي است و اين عناوين به او نياز دارند و محروم ساختن جامعه از نقدهاي او ظلم بزرگي به مردم و كشور و نظام اسلامي است .
    با اينهمه نه مدعي بي عيب و نقص بودن آقاي هاشمي رفسنجاني هستيم و نه مدعي سرتا پا عيب و نقص بودن دولت كنوني . همه انسان ها مجموعه اي از ضعف ها و قوت ها هستند و هر كس را بايد با اين نگاه جامع ديد و درباره او قضاوت كرد. برهمين اساس حق انتقاد از آقاي هاشمي رفسنجاني براي همه از جمله همكاران محترم مطبوعاتي محفوظ است و هيچكس نمي تواند اين حق را از اصحاب رسانه سلب كند كما اينكه حق انتقاد از اين دولت و هر دولت ديگري براي همه ي اصحاب رسانه محفوظ است . مطلق كردن دولت و سركوب كردن انتقاد كنندگان نه تنها اقدامي قانوني و شرعي نيست بلكه ظلم بزرگي به خود دولت است .
    كساني كه معتقدند انتقادهاي آقاي هاشمي رفسنجاني به دولت وارد نيست به جاي پرخاش كردن و بي حرمتي به ايشان اين نظر خود را با تكيه بر منطق به اثبات برسانند. مثلا استدلال كنند كه عملكرد دولت از برنامه چشم انداز عقب نيست دولت به اصل 44 عمل كرده و اقتصاد را دولتي تر نكرده است قيمت مرغ از كيلوئي 1400 تومان به 3000 تومان (بيش از دو برابر) نرسيده قيمت گوشت از كيلوئي 5000 تومان به 10000 تومان (دو برابر) نرسيده برنج 1000 توماني 4000 تومان (چهار برابر) نشده قيمت مسكن در تهران تا 8 برابر بالا نرفته پودر شوينده از 350 تومان به 900 تومان نرسيده خاموشي نداريم صف هاي طولاني بنزين و گاز نداريم و...
    متاسفانه آن دسته از همكاران محترم مطبوعاتي كه به آقاي هاشمي رفسنجاني پرخاش كرده اند اصولا به اين واقعيت ها هيچ اشاره اي ننموده و فقط اين خط را دنبال كرده اند كه ايشان حق ندارند به اين دولت انتقاد كنند. اين سخن امروز خريدار ندارد و اصولا نظام جمهوري اسلامي چنين پرخاشگري هائي را برنمي تابد. مردم خون نداده اند كه ما هر دولتي را كه خودمان مي پسنديم اسلامي بدانيم و هردولتي را كه نمي پسنديم غير اسلامي بناميم و هرچه ميخواهيم بارش كنيم . تاسف بالاتر اينكه بعضي از همكاران محترم مطبوعاتي حتي فرمايشات رهبر معظم انقلاب را نيز تفسير به راي مي كنند و بر همان مبناي نادرست طبق دلخواه خود نتيجه مي گيرند. آيا بهتر نيست سرمايه عظيم ولايت فقيه را كه بايد گره هاي ناگشودني را بگشايد و معضلات بزرگ را حل كند خرج خواسته هاي كوچك سياسي خود نكنيم
    شان قلم قلمي كه خداي متعال در قرآن كريم به آن و به آنچه با آن مي نويسند سوگند ياد مي كند بالاتر از آنست كه در خدمت هواهاي نفساني قرار گيرد و ابزاري براي حرمت شكني كساني باشد كه با مجاهدت هاي خود براي جامعه مطبوعاتي ما اين مجال را فراهم كرده اند كه قلم دردست بگيرند و آزادانه بنويسند. مجاهدات امثال آقاي هاشمي رفسنجاني و زندان ها و شكنجه هائي كه ايشان تحمل كرده اند ما را از حاكميت طاغوت نجات داده و نعمت نظام اسلامي را به ما ارزاني كرده و اين قلم را از دست عمله طاغوت گرفته و به دست ما داده است . اين كفران نعمت الهي است كه اين قلم را عليه كساني بكار بگيريم كه آنرا با تحمل آنهمه مشقت آزاد كرده و به دست ما داده اند.
    اينجانب خوب ميدانم كه دفاع از آيت الله هاشمي رفسنجاني در شرايط كنوني از نظر كساني كه بسياري از مجاري امور دردست آنهاست گناهي نابخشودني محسوب مي شود و عوارض منفي و ناگواري دارد اما از آنجا كه طبق سيره حضرت امام سجاد عليه السلام كه فرمودند : « اللهم اني اعوذبك من مظلوم ظلم في حضرتي فلم انصره » حمايت از مظلوم را فريضه شرعي خود و اداي دين به قلم ميدانم اعتقاد راسخ دارم سكوت در برابر جفاهائي كه به آيت الله هاشمي رفسنجاني اين ركن ركين نظام اسلامي صورت مي گيرد برخلاف رسالت قلم است وبه همين دليل دفاع از اين مظلوم عصر حاضر را واجب شرعي و همه ي عوارض آنرا نيز گوارا ميدانم و همه اهل قلم را به توجه دقيق و عميق به رسالت قلم كه امانت الهي است دعوت مي كنم .
    مسيح مهاجري