در فرهنگ و تفكر اسلامي با آموزه ها و تعاليمي مواجه مي شويم كه سعي وافر دارند ارزش و اهميت مبارزه با نفس و كنترل و مهار
اميال و خواهش ها و گرايشات متعارض با شرع و عقل را نمايان سازند و از اين طريق انگيزه هاي لازم را براي حركت سازنده و مفيد در
مشتاقان و پويندگان راه تقرب به وجود آورند.
اين آموزه ها از تعابير و واژها و عباراتي استفاده مي كنند و از تمثيل و تشبيه هايي بهره مي برند كه بسيار عميق و تامل برانگيز مي باشد
و مخاطبان را در « خود » فرو مي برد و به تفكر وا مي دارد و به بيداري و حركت فرامي خواند.
هدف اصلي اين آموزه ها و تعاليم اخلاقي اين است كه از نگرش هاي سطحي و ظاهري و فاقد عمق و ژرفا به موضوع حياتي و
بنيادين تقابل با هواهاي نفساني به منظور مهار آثار خطرناك و زيانبار آنها جلوگيري كنند و معرفت و شناخت و بينش هايي بيافرينند كه
در پرتو آن مسئوليت سنگين مراقبت هاي مستمر و فعاليت هاي وقفه ناپذير براي كنترل اميال و خواهش هاي بازدارنده رشد و كمال
نمايانده شود و از غفلت ها و تسامح و سهل انگاري ها اجتناب گردد.
كساني كه ذهن و فكر و جان و روحشان با اين آموزه ها و معارف ژرف و آگاهي بخش آشنا شود
درمي يابند كه هرگز و در هيچ
شرايطي نبايد از وظيفه مبارزه با وسوسه ها و تحريك هاي نفساني كه دعوت كننده و ترغيب گر انسان به معاصي و مفاسد و فجور و
تباهي ها هستند باز بمانند
به كه هرگونه قصور و تعلل در انجام اين تكليف و وظيفه بزرگ
همه فرصت هاي « خودكاوي و خوديابي و
خودسازي » را از بين مي برد و راههاي سلامت و سعادت حيات ارضي
و رستگاري و جاودانگي حيات سمائي را مسدود مي نمايد و
سرنوشت انسان را در هاله اي از ابهام و سردرگمي و ترديد قرار مي دهد.
اينك در اين آموزه ها و تعاليم زيبا و ژرف تامل مي ورزيم و به نظاره درسها و پيام هاي نهفته در آنها مي نشينيم و از اين تامل و نظاره
شناخت و بينش هاي لازم را زادراه رشد و كمال خويش مي سازيم .
بي ترديد تلاش و فعاليت هاي اقتصادي براي رفع موانع و تنگناهاي معيشتي و تامين نيازمندي هاي اوليه زندگي وظيفه اي است
واجب كه بر دوش اهل ايمان سنگيني مي كند و هر « مرد مسلمان » بنابر جايگاه و نقشي كه در تامين نيازهاي زندگي خود و خانواده خود
دارد از يكسو
و هر « زن مسلمان » بنابه ضرورت و نياز فردي يا احساس خاصي كه از همياري و همكاري و ياري رساني نسبت به اعضاي
خانواده به دست مي آورد از سوي ديگر
وظيفه مند مي گردند كه در تلاش و فعاليت هاي اقتصادي حضور يابند
چنان كه در آموزه هاي
ديني در اين باره چنين آمده است :
« طلب رزق حلال و مشروع
وظيفه واجب براي هر مرد و زن مسلمان است » 1
منزلت و ارزش تلاش هاي اقتصادي براي تامين معاش را فقط در وجوب آن نمي يابيم
بلكه در كنار اين اصل كه خود به تنهايي حائز
اهميت مي باشد
به طريقي ديگر نيز جايگاه و اهميت اين عمل نمايانده شده است . آموزه ذيل به گونه اي ديگر ارزش فعاليت هاي
اقتصادي را آشكار مي نمايد :
« كسي كه از پي رزق و روزي حلال برود تا خود و خانواده خويش را منتفع سازد
اجر و پاداش او در پيشگاه الهي اجر و پاداش سرباز
و جهادگري است كه در راه خدا پيكار و مبارزه مي كند . » 2
اين آموزه
با هم رديف دانستن اجر و ثواب جهادگران في سبيل الله با تلاشگران اقتصادي براي تامين نيازهاي زندگي
اهميت خاص
فعاليت و كار و تلاش كساني را كه با اين عمل خويش تنگناهاي زندگي خود را مرتفع و معيشت خويش را سامان مي دهند
مطرح
مي نمايد و از اين فعاليت و تلاش قدرداني مي كند.
اكنون پس از كسب آگاهي از منزلت و ارزش كار و تلاش براي تامين معاش و اجر و پاداش هاي بزرگ اين عمل پسنديده و واجب و
حياتي
به اصول سخن يعني جايگاه و ارزش و اهميت تقابل با هواهاي نفساني و مبارزه بي وقفه و مكرر با اميال و خواهش ها و تحريك
و وسوسه ها بازمي گرديم و در ارتباط اين دو آموزه با موضوع اين مقاله تامل مي ورزيم .

كلام نغز ذيل از حضرت امام جعفر صادق (ع ) مقصود و هدف ما از ارزش تلاش هاي مبتني بر تامين معاش و ارتباط آن را با موضوع
اصلي بحث آشكار مي نمايد :
« در راه آزادكردن نفس خويش از قيود سيئات اخلاقي كوشش نما
همان طور كه براي معاش خويش تلاش مي كني . » 3
اين روايت عميق و راهگشا
ازجمله رواياتي است كه قصد دارد جايگاه و منزلت و نقش مجاهده با نفس و خودسازي و تزكيه و
تهذيب را نمايان سازد و اين بينش و شناخت را به مخاطب منتقل نمايد كه به همان ترتيب كه فعاليت هاي اقتصادي حائز اهميت
مي باشد و تامين معاش از جايگاه و ارزش و ثواب خاصي برخوردار است
مجاهده با نفس براي زدودن زنگارهاي گناه از آئينه دل نيز از
نقش حياتي و تعيين كننده برخوردار مي باشد و بر اين اساس بايد به همان ميزان كه به تلاش هاي اقتصادي اهتمام مي ورزي و اين عمل را
واجب و لازم مي داني
به مبارزه با هواهاي نفس نيز توجه و تمايل داشته باشي و اين امر را مهم و حياتي تلقي نمايي .
راستي چگونه است كه گروهي از مردمان
بيشترين فكر و انرژي و توان خود را به فعاليت هاي اقتصادي اختصاص مي دهند و روز به
روز بر اين درجه و مرتبه مي افزايند
لكن كوچك ترين مراقبه و مجاهده براي مهار و كنترل نفس روا نمي دارند
آيا صحيح و منطقي و معقول است كه انسان تمام لحظات حيات و زندگي دنيايي خويش را به جهد و تلاش در صحنه هاي اقتصادي
و براي كسب توان و قدرت بيشتر براي بهره وري از مواهب و نعمت هاي الهي اختصاص دهد و همواره به « ماده » و « جسم » بپردازد و به
جهاد با نفس و پرورش درون اهتمام نورزد و از « روح » و « جان » غفلت ورزد
آيا انسان براي همين جنب وجوش مادي آفريده شده است و زندگي و حيات به همين « خاك » اختصاص دارد و نبايد به وراي ماده
نظر گسترد و به « افلاك » و زندگاني جاودان آخرت كه در پرتو خودسازي ها و پرورش هاي معنوي حاصل مي شود
ديده بدوزد از ديدگاه
تعاليم اسلام اين هر دو بايد در كنار هم و بدون قصور و كوتاهي در انجام هر يك از آنها
به رفتار و عمل در آيند تا انسان به پيشرفت در دو
جنبه مادي و معنوي نائل آيد. و نيز از ديدگاه تعاليم اسلام فعاليت هاي اقتصادي در صورتي به شكل صحيح و به طور مشروع انجام
خواهد پذيرفت كه با رعايت ضوابط اخلاقي خاص و ويژه اي همراه باشد و اين همان چيزي است كه « اخلاق اقتصادي » نام گرفته
است .
پاورقي :
1 ـ الحديث
ج 2
ص 81
2 ـ همان منبع
ج 3
ص 173
3 ـ همان منبع
ص 174
كساني كه ذهن و فكر و جان و روحشان با آموزه ها و معارف اخلاقي اسلام آشنا شود
درمي يابند كه هرگز و در هيچ شرايطي نبايد از
وظيفه مبارزه با وسوسه ها و تحريك هاي نفساني كه دعوت كننده و ترغيب گر انسان به معاصي و مفاسد هستند باز بمانند
كه هرگونه
قصور و تعلل در انجام اين تكليف و وظيفه بزرگ
همه فرصت هاي « خودكاوي و خوديابي و خودسازي » را از بين مي برد و راه هاي
سلامت و سعادت حيات ارضي و سمائي را مسدود مي نمايد
آيا انسان براي همين جنب وجوش مادي آفريده شده است و زندگي و حيات به همين « خاك » اختصاص دارد و نبايد به وراي ماده نظر
گسترد و به « افلاك » و زندگاني جاودان آخرت كه در پرتو پرورش هاي معنوي حاصل مي شود
ديده بدوزد از ديدگاه تعاليم اسلام اين هر
دو بايد در كنار هم و بدون قصور و كوتاهي در انجام هر يك از آنها
به رفتار و عمل در آيند تا انسان به پيشرفت در دو جنبه مادي و
معنوي نائل آيد
از ديدگاه تعاليم اسلام فعاليت هاي اقتصادي در صورتي به شكل صحيح و به طور مشروع انجام خواهد پذيرفت كه با رعايت ضوابط
اخلاقي خاص و ويژه اي همراه باشد و اين همان چيزي است كه « اخلاق اقتصادي » نام گرفته است

*****
آزادي در نگاه شهيد مطهري
|

از ديدگاه متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري آزادي اينگونه است :
1 ـ آزادي بزرگ ترين و عالي ترين ارزشهاي انساني است . اسلام هيچ گونه ناسازگاري با اين آزادي ندارد .
2 ـ در غرب مسيحي
دين و كليسا در برابر آزادي قرار گرفتند
اما در اسلام مفاهيم ديني هميشه مساوي با آزادي است و اعتقاد به خدا به
منزله اختناق و نفي حاكميت ملي نيست
اعتقاد به خدا حاكم را در برابر مردم مسئول مي كند.
3 ـ پديد آوردن ناسازگاري بين مذهب و نيازهاي طبيعي
ازجمله آزادي
سبب واپس افتادن مذهب از گردونه زندگي و كم رنگ شدن
نقش آن در اجتماع انساني است .
افزون بر اين
سبب گرايش به ماديگري مي شود كه در غرب
به خاطر برخورد كليسا با آزادي
اين فاجعه رخ داد.
4 ـ طرح آزادي در جامعه از سوي امام خميني به عنوان مرجع تقليد و رهبر مذهبي
اين پندار را كه آزادي تنها يك شعار سياسي است
دگرگون كرده و به همگان فهماند كه موضوع اسلامي است و در اسلام جايگاه ويژه اي دارد. هدف از بعثت انبيا
رهايي انسان از بندگيها و
بردگيها و ستمهاي خانمانسوز و برپايي عدل و داد است . پاسخ گويي به شبهه ها و بايستگي استدلالي بودن باورها و عقيده ها
نشانه
روشني از آزادي انديشه در اسلام است .
5 ـ از نظر اسلام دين اجبار بردار نيست و هر كس بايد در محيط مناسبي كه پديد مي آيد دين خود را برگزيند . در فتحها و
سرزمين گستريهاي مسلمانان
جنگاوران
هيچ كس را وادار به پذيرش اسلام نمي كردند. تعيين خراج و جزيه براي مردم منطقه فتح شده
دليل روشني بر اين سخن است .
6 ـ از نظر استاد
فرق است بين آزادي فكر و آزادي عقيده
فكر و انديشه در بسياري از جاها
همراه با منطق است ; اما عقيده هميشه
برخاسته از مبناي فكري نيست
بلكه تقليدي نيز هست . آزادي انديشه و بيان آن در اسلام پذيرفته شده است .
7 ـ از نظر استاد
اعلاميه جهاني حقوق بشر اين كاستي را دارد كه هر عقيده اي را با عنوان احترام به اراده انسان آزاد دانسته و به رسميت
شناخته است
در حالي كه پاره اي از عقيده ها و باورها
برخاسته از تعصبات و بر اساس تقليد بي دليل از پيشينيان است و هيچ گونه ارزش
منطقي ندارد.
8 ـ حكومت علي (ع ) از آزادترين و مردمي ترين حكومتها بوده است . اميرالمومنين (ع ) بهترين رفتار را با مخالفان خود داشته و حتي آنان
را از دريافت بيت المال محروم نكرده است .
9 ـ آزادي از بعد ارزشي و از جهت بيان و ابراز
به گونه اي حد و مرز دارد و تنها ارزش نيست كه همه چيز بايد با آن سنجيده شود
بلكه
آزادي يكي از بزرگترين ارزشهاست و در كنار آن ارزشهاي ديگري
مانند; توحيد و مساوات قرار دارد كه از حقوق انساني و قابل دفاع
است .
10 ـ آن نوع از آزادي معتبر است كه در مسير تكامل و تعالي انسان باشد و سبب شكوفايي استعدادهاي انسان بگردد . اما آزادي جنسي و
ديگر آزاديها كه انسان را به فنا و نابودي مي كشاند
مورد احترام نيست .
11 ـ آزادي انسان
در سه جهت مطرح است : آزادي از طبيعت
آزادي از حكومت خود برخود يا چيرگي هواي نفس بر انسان كه آزادي
معنوي ناميده مي شود و آزادي از محكوميت ديگران . در هر صورت
آزادي مطلق براي انسان محال است .
12 ـ آزادي اجتماعي و آزادي بيان آن گاه پذيرفته شده است كه بيان كننده آن به دور از دروغ و فريب و دغل
عقيده خود را ارائه دهد و از
فريب و به كژراهه كشاندن مردمان به دور باشد و در صدد گسترش عقايد خرافي و سخيف نباشد. بنابر اين آزادي محدوديتهايي نيز دارد
كه نبايد از آن چشم فرو بست .(طلايه دار صبح
يادنامه متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم )
در غرب مسيحي
دين و كليسا در برابر آزادي قرار گرفتند
اما در اسلام مفاهيم ديني هميشه مساوي با آزادي است و اعتقاد به خدا به
منزله اختناق و نفي حاكميت ملي نيست
اعتقاد به خدا
حاكم را در برابر مردم مسئول مي كند
از نظر استاد مطهري
اعلاميه جهاني حقوق بشر اين كاستي را دارد كه هر عقيده اي را با عنوان احترام به اراده انسان آزاد دانسته و به
رسميت شناخته است
درحالي كه پاره اي از عقيده ها و باورها
برخاسته از تعصبات و براساس تقليد بي دليل از پيشينيان است و
هيچ گونه ارزش منطقي ندارد

|